ویکی‌گفتاورد fawikiquote https://fa.wikiquote.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.6 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌گفتاورد بحث ویکی‌گفتاورد پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk شیر و خورشید 0 13471 192375 192369 2026-06-15T18:12:46Z فرهنگ2016 10613 خارج از پروژه. فقط نقل قول با شرایط [[وگ:نقل]] 192375 wikitext text/x-wiki نشان '''[[w:شیر و خورشید|شیر و خورشید]]''' یکی از نمادهای ملّی ایران. [[پرونده:Lion and Sun The Emblem of Persia (Latest simple).svg|320px|بی‌قاب|چپ]] == گفتاوردها == * «عده‌ای خیال می‌کردند نماد شیر و خورشید در میان پرچم ایران یک نماد سلطنتی و شاهنشاهی است، در حالی‌که شیر نماد حضرت علی (ع) و خورشید نماد حضرت محمد (ص) است و در دوران گذشته اضافه کردن تاج به این نماد باعث سلطنتی شدن آن شد». ** ''[[علی یونسی]]''<ref>http://www.dw.de/علی-یونسی-شیر-و-خورشید-در-پرچم-ایران-نماد-سلطنتی-نیست/a-17611720?maca=per-rss-per-all-1491-rdf</ref> * «هر چند برای نماد هلال احمر احترام زیادی قایلیم، اما پیشنهاد می‌کنم نماد شیر و خورشید که نماد حضرت محمد (ص) و علی (ع) است جایگزین نماد کنونی هلال احمر شود». ** ''[[علی یونسی]]''<ref>http://www.dw.de/علی-یونسی-شیر-و-خورشید-در-پرچم-ایران-نماد-سلطنتی-نیست/a-17611720?maca=per-rss-per-all-1491-rdf</ref> * «اگر زمانی با بی‌مهری یکی از نشانه‌های هویت فرهنگی نیاکان خود را به کنار گذاشته‌ایم، اکنون با مهربانی پذیرای نشانِ [[شیر و خورشید|شیر و خورشید]] سرخ ایرانی به جای [[هلال احمر|هلال احمرِ عثمانی]]، در یاری رساندن به نیازمندان باشیم.» ** ''[[کوروش نیکنام]]''<ref>http://www.kniknam.com/content/دومین-سخنرانی-پیش-از-دستور-نماینده-زرتشتیان-ایران</ref> * «در زمان صفویان، سلاطین عثمانی نشانِ ماه را برای خود برگزیدند و از آن زمان نماد شیر و خورشید در برابری با هلالِ ماه عثمانی، بیش از پیش ارزش یافت، آغا محمدخان قاجار نیز به سفارش مشاورانش که این نگاره را مظهر حضرت علی (ع) یعنی اسدالله می‌دانستند، نشان شیر و خورشید را برگزید و در برخی از نگاره‌ها بر پایه باور به حضرت امیرالمؤمنین، به دستِ شیر، شمشیر نیز افزوده شد. هرچند نشان شیر و خورشید با اندکی دگرگونی به عنوان یک نشان ملی، دولتی و مذهبی در برخی از بیرق‌های عزاداری نیز جای گرفت ولی پس از پیروزی انقلاب به گمانِ اینکه شیر و خورشید یک نمادِ سلطنتی است، از میان برداشته شد.» ** ''[[کوروش نیکنام]]''<ref>http://www.kniknam.com/content/دومین-سخنرانی-پیش-از-دستور-نماینده-زرتشتیان-ایران</ref> * «نشانِ شیر و خورشید یکی از کهن‌ترین نمادهای ملی ایرانیان است، نگهداری این نماد در گذر هزاره‌ها نشانه ارزشِ آن نزد نیاکانمان بوده است. یادگارهای بدست آمده از دو نماد خورشید و شیر، هر کدام جداگانه به‌اندازه‌ای برجسته است که بیگمان از ارزشِ ویژه این دو نماد در فرهنگ و باورهای گذشته ایران سخن می‌گوید.» ** ''[[کوروش نیکنام]]''<ref>http://www.kniknam.com/content/دومین-سخنرانی-پیش-از-دستور-نماینده-زرتشتیان-ایران</ref> * «هلال‌احمر که از سه دهه پیش جایگزین شیروخورشید سرخ، آرم جمعیت شیروخورشید سرخ ایران شد درست تصویر برعکس پرچم سرخ‌رنگ دولت امپراتوری منقرض‌شده عثمانی است...» ** ''[[خسرو معتضد]]'' <ref>http://www.sharghdaily.ir/News/33742/در-دفاع-از-نماد-«شیروخورشید»</ref> * «به‌نظر من اگر در زمانی که موج نظرات‌عمومی از رژیم سابق برانگیخته‌شده بود تا حدی که شیروخورشید نیز اشتباها آرم سلطنتی انگاشته شد، کسانی بودند که مشفقانه توضیح می‌دادند «شیر» نشانه «شیرخدا» یعنی مولای متقیان و خورشید نشانه درخشش دین مبین اسلام است و پرچم‌های پیش از اسلام، هرگز دارای این نماد نبوده‌اند.» ** ''[[خسرو معتضد]]'' <ref>http://www.sharghdaily.ir/News/33742/در-دفاع-از-نماد-«شیروخورشید»</ref> == منابع == <references/> {{ناتمام}} {{ویکی‌پدیا}} [[رده:تاریخ ایران]] [[رده:نمادهای ملی ایران]] 0enk200lavzjgqpc5ghmzhirr0ghjlq رضا پهلوی (دوم) 0 17055 192374 192360 2026-06-15T18:09:28Z فرهنگ2016 10613 ویرایش‌های [[Special:Contributions/~2026-34711-15|~2026-34711-15]] ([[User talk:~2026-34711-15|بحث]]) به آخرین تغییری که [[User:فرهنگ2016|فرهنگ2016]] انجام داده بود واگردانده شد 192185 wikitext text/x-wiki '''[[w:رضا پهلوی (دوم)|رضا پهلوی (دوم)]]''' (زادهٔ ۹ آبان ۱۳۳۹) با عنوان رسمی '''«اعلیحضرت همایونی رضا شاه دوم پهلوی»'''، فعال سیاسی و فرزند ارشد شاه ایران، محمدرضا پهلوی و شهبانوی ایران، فرح پهلوی است که از ۴ آبان ۱۳۴۶ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ (پیش از انقلاب ۱۳۵۷) واپسین ولیعهد سلطنت مشروطه ایران بود. [[پرونده:Reza_Pahlavi_by_Gage_Skidmore.jpg|250px|بندانگشتی|چپ|نگاره‌ای از رضا پهلوی در سال ۲۰۱۵ میلادی]] {{پاک‌کن}} == گفتاوردها == * «بزرگ‌ترین معظلی که کل منطقه را به آشوب کشاند ناشی از همان عناصر موجود در منطقه است، که یکی از آنها رژیم آخوندهای ایران است که از همان ابتدا تصمیم گرفت برای سلطه جویی، با ایجاد تنش، جنگی بین شیعه و سنی راه بیندازد»<ref>http://www.sharqparsi.com/2015/05/article25415</ref> * «هر بار که سخنی دربارهٔ مشارکت دادن رژیم ایران در نبرد ضد سازمان [[داعش]] از غربی‌ها می‌شنوم، سرم را به دیوار می‌کوبم. چگونه می‌توانند به این شکل فکر کنند؟ … افراط گرایی یکی است و هدف آن یکی است».<ref>http://www.sharqparsi.com/2015/05/article25415</ref> * «هر کسی که در راستای منافع این رژیم [دولت ایران] گام بردارد را پیرو آن می‌دانم. چیزی به نام اینکه کسی کمتر از دیگری کمونیست است وجود ندارد. آنها با احمدی‌نژاد چه تفاوتی دارند؟ در نهایت همه این‌ها به رژیم خدمت می‌کنند».<ref>http://www.sharqparsi.com/2015/05/article25415</ref> * «پیش از خمینی چیزی به نام جنگ مذهبی بین شیعه و سنی شنیده نمی‌شد.»<ref>http://www.sharqparsi.com/2015/05/article25415</ref> * «عهد من نسبت به کشورم همچنان برجاست و آنچه را که در توان دارم برای کمک به استقرار آزادی و دموکراسی در وطنم به کار خواهم گرفت.»<ref>http://www.bbc.com/persian/iran/2011/01/110106_l03_reza_pahlavi_alireza</ref> * «ایرانیان با هر عقیده سیاسی که دارند بر شکل‌گیری یک حکومت سکولار دمکراتیک در ایران تأکید می‌کنند حکومتی که در آن کسی به دلیل عقیده یا فعالیت سیاسی آزار نمی‌بیند و همه در مقابل قانون برابر بوده و به اعتلای اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌اندیشند. من همبستگی میان هموطنانم را کلید رهایی ایران خوانده‌ام باور من اینست که ملت آزاد نخواهد شد، مگر همه ایرانیانی که به استقلال وطن خود و استقرار حکومت مردم و قانون معتقدند، همدوش باهم در راه رسیدن به هدف‌های مشترک گام بردارند. آینده ایران، آینده شایسته مردم ما در گرو این همبستگی است. == دربارهٔ او == * «ساکت شو! (خفه‌شو) ساواک مرده‌است، و اگر تو به دنبال یک کودتای دیگر باشی، مانند کودتایی که سازمان سیا در سال ۱۹۵۳ سازماندهی کرد، مردم ایران برای حمایت از کشورشان برمی‌خیزند. من از مردم ایران حمایت می‌کنم نه از افراد سبک‌مغزی مانند این وارث تاج و تخت که مثل بسیاری دیگر در همین توییتر خواستار دخالت خارجی هستند.»<ref>[http://www.bbc.com/persian/arts-42580594 انتقاد پائولو کوئیلو از رضا پهلوی جنجالی شد.]</ref> ** [[پائولو کوئیلو]] == منابع == {{پانویس|۲}} {{ویکی‌پدیا}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:پهلوی دوم، رضا}} [[رده:اهالی ایران]] [[رده:خاندان سلطنتی]] [[رده:زادگان ۱۳۳۹]] [[رده:زادگان ۱۹۶۰ (میلادی)]] h2960b2derm1nhhc3lblo66ub9xelsu ویلکی کالینز 0 21833 192376 178097 2026-06-15T22:04:41Z Taddah 7763 192376 wikitext text/x-wiki [[Image:Sarony, Napoleon (1821-1896) - Wilkie Collins (1824-1889) in 1874 3.JPG|thumb|left|]] '''[[W:ویلکی کالینز|ویلیام ویلکی کالینز]]''' (به [[انگلیسی]]: William Wilkie Collins)، (زادهٔ ۱۸۲۴ در [[لندن]] − درگذشت ۲۳ سپتامبر ۱۸۸۹ در لندن) رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و [[نوشتن|نویسنده]] [[داستان‌های کوتاه]] اهل [[بریتانیا|انگلستان]] بود. == گفتاوردها == === ماه الماس === * «گفت: "یکی از لذات من همیشه آن بوده‌است که نسبت به نقایص بشری رافت به خرج دهم. در این لحظه هم نسبت به شخص شما، آقای بترج، [[احساس]] رافت فراوانی می‌کنم. شما هم با همین انگیزهٔ عالی نسبت به روسانا اسپیرمن احساس رافت فراوانی می‌کنید، مگر نه؟"»<ref>ویلکی کالینز، ماه الماس، ترجمهٔ منوچهر بدیعی، انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۴.</ref> * «وقتی که جوان هستی و تازه اول راه، اشکت به راحتی درمی آید. وقتی که پیر شدی و در حال ترک دنیا هستی، اشکت به راحتی درمی آید. بغضم ترکید.» * «گروهبان گفت: دنیای فلاکت باری است. آقای بترج، زندگی آدم، یک جور سیبل است و بدبختی همیشه در حال شلیک به آن؛ و همیشه هم به هدف می‌زند.» * «شاید فکر کنی که تناقضی آشکار را این‌جا مشاهده می‌کنی. اگر این‌طور است، به این حرف گوش کن. همسرت را در ۲۴ ساعت آینده به دقت زیر نظر بگیر. اگر خانم خوبت، چیزی شبیه یک تناقض در رفتارش در این مدت نشان نداد، خدا به دادت برسد، چراکه با یک هیولا ازدواج کرده‌ای.» == منابع == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:کالینز، ویلکی}} [[رده:اهالی بریتانیا]] [[رده:نویسندگان انگلستانی]] [[رده:رمان‌نویسان بریتانیایی]] [[رده:نمایش‌نامه‌نویسان انگلستانی]] [[رده:نویسندگان داستان کوتاه انگلستانی]] [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:مقاله‌نویسان]] [[رده:منتقدان اجتماعی]] [[رده:زادگان ۱۸۲۴ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۸۸۹ (میلادی)]] bljg7pxfm0jbuwbq0lnf1ecb8yakp40 192377 192376 2026-06-15T22:04:55Z Taddah 7763 192377 wikitext text/x-wiki [[Image:Sarony, Napoleon (1821-1896) - Wilkie Collins (1824-1889) in 1874 3.JPG|thumb|left|ویلکی کالینز]] '''[[W:ویلکی کالینز|ویلیام ویلکی کالینز]]''' (به [[انگلیسی]]: William Wilkie Collins)، (زادهٔ ۱۸۲۴ در [[لندن]] − درگذشت ۲۳ سپتامبر ۱۸۸۹ در لندن) رمان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و [[نوشتن|نویسنده]] [[داستان‌های کوتاه]] اهل [[بریتانیا|انگلستان]] بود. == گفتاوردها == === ماه الماس === * «گفت: "یکی از لذات من همیشه آن بوده‌است که نسبت به نقایص بشری رافت به خرج دهم. در این لحظه هم نسبت به شخص شما، آقای بترج، [[احساس]] رافت فراوانی می‌کنم. شما هم با همین انگیزهٔ عالی نسبت به روسانا اسپیرمن احساس رافت فراوانی می‌کنید، مگر نه؟"»<ref>ویلکی کالینز، ماه الماس، ترجمهٔ منوچهر بدیعی، انتشارات نیلوفر، ۱۳۹۴.</ref> * «وقتی که جوان هستی و تازه اول راه، اشکت به راحتی درمی آید. وقتی که پیر شدی و در حال ترک دنیا هستی، اشکت به راحتی درمی آید. بغضم ترکید.» * «گروهبان گفت: دنیای فلاکت باری است. آقای بترج، زندگی آدم، یک جور سیبل است و بدبختی همیشه در حال شلیک به آن؛ و همیشه هم به هدف می‌زند.» * «شاید فکر کنی که تناقضی آشکار را این‌جا مشاهده می‌کنی. اگر این‌طور است، به این حرف گوش کن. همسرت را در ۲۴ ساعت آینده به دقت زیر نظر بگیر. اگر خانم خوبت، چیزی شبیه یک تناقض در رفتارش در این مدت نشان نداد، خدا به دادت برسد، چراکه با یک هیولا ازدواج کرده‌ای.» == منابع == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:کالینز، ویلکی}} [[رده:اهالی بریتانیا]] [[رده:نویسندگان انگلستانی]] [[رده:رمان‌نویسان بریتانیایی]] [[رده:نمایش‌نامه‌نویسان انگلستانی]] [[رده:نویسندگان داستان کوتاه انگلستانی]] [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:مقاله‌نویسان]] [[رده:منتقدان اجتماعی]] [[رده:زادگان ۱۸۲۴ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۸۸۹ (میلادی)]] 4ic5xmnunkpg35pc839gygsgnjqu04h بریکینگ بد 0 21957 192382 169867 2026-06-15T22:11:55Z Taddah 7763 Taddah صفحهٔ [[برکینگ بد]] را به [[بریکینگ بد]] منتقل کرد 169867 wikitext text/x-wiki '''[[W:|برکینگ بد]]''' یا '''افسارگسیختن''' یا '''از راه به در شدن''' یا '''زدن به سیم آخر''' (به [[انگلیسی]]: Breaking Bad) مجموعه [[تلویزیون|تلویزیونی]] درام [[آمریکایی]] است که سازنده و تهیه‌کننده آن [[وینس گیلیگان]] می‌باشد. == گفتگوها == :: ''والتر وایت'': «به نظرت اون [[آدم|آدمی]]، , هست که حرف حساب تو گوشش بره؟» :: ''جسی پینکمن'': «چجور حرف حسابی؟ مثلاً بگی ''هی کِریزی ۸ عزیز! گوش کن، اگه ولت کنم بری، قول می‌دی که دیگه برنگردی و دخل [[خانواده|خونواده‌م]] رو نیاری؟ از کراوات کلمبیایی خبری نخواهد بود؟'' منظورت این مدل حرف حسابه؟ نه رفیق، نمیشه تو این مورد انتظار زیادی ازش داشت.» ---- :: ''اسکایلر'': « قبول کنیم که خطر جدی ای تورو تهدید می کنه!» :: ''والتر وایت'': «من در خطر نیستم اسکایلر ، من خود خطرم.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} [[رده:مجموعه‌های تلویزیونی]] [[رده:برندگان جایزه امی]] [[رده:برندگان جایزه گلدن گلوب]] 5q1zlafx74gu9ij9dxu0vhivle49hus 192384 192382 2026-06-15T22:12:16Z Taddah 7763 192384 wikitext text/x-wiki '''[[W:|بریکینگ بد]]''' یا '''افسارگسیختن''' یا '''از راه به در شدن''' یا '''زدن به سیم آخر''' (به [[انگلیسی]]: Breaking Bad) مجموعه [[تلویزیون|تلویزیونی]] درام [[آمریکایی]] است که سازنده و تهیه‌کننده آن [[وینس گیلیگان]] می‌باشد. == گفتگوها == :: ''والتر وایت'': «به نظرت اون [[آدم|آدمی]]، , هست که حرف حساب تو گوشش بره؟» :: ''جسی پینکمن'': «چجور حرف حسابی؟ مثلاً بگی ''هی کِریزی ۸ عزیز! گوش کن، اگه ولت کنم بری، قول می‌دی که دیگه برنگردی و دخل [[خانواده|خونواده‌م]] رو نیاری؟ از کراوات کلمبیایی خبری نخواهد بود؟'' منظورت این مدل حرف حسابه؟ نه رفیق، نمیشه تو این مورد انتظار زیادی ازش داشت.» ---- :: ''اسکایلر'': « قبول کنیم که خطر جدی ای تورو تهدید می کنه!» :: ''والتر وایت'': «من در خطر نیستم اسکایلر ، من خود خطرم.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} [[رده:مجموعه‌های تلویزیونی]] [[رده:برندگان جایزه امی]] [[رده:برندگان جایزه گلدن گلوب]] ia32m31cg6rdzgsf8bssm5e727zmk1o 192385 192384 2026-06-15T22:13:20Z Taddah 7763 192385 wikitext text/x-wiki '''[[W:بریکینگ بد|بریکینگ بد]]''' یا '''افسارگسیختن''' یا '''از راه به در شدن''' یا '''زدن به سیم آخر''' (به [[انگلیسی]]: Breaking Bad) مجموعه [[تلویزیون|تلویزیونی]] درام [[آمریکایی]] است که سازنده و تهیه‌کننده آن [[وینس گیلیگان]] می‌باشد. == گفتگوها == :: ''والتر وایت'': «به نظرت اون [[آدم|آدمی]]، , هست که حرف حساب تو گوشش بره؟» :: ''جسی پینکمن'': «چجور حرف حسابی؟ مثلاً بگی ''هی کِریزی ۸ عزیز! گوش کن، اگه ولت کنم بری، قول می‌دی که دیگه برنگردی و دخل [[خانواده|خونواده‌م]] رو نیاری؟ از کراوات کلمبیایی خبری نخواهد بود؟'' منظورت این مدل حرف حسابه؟ نه رفیق، نمیشه تو این مورد انتظار زیادی ازش داشت.» ---- :: ''اسکایلر'': « قبول کنیم که خطر جدی ای تورو تهدید می کنه!» :: ''والتر وایت'': «من در خطر نیستم اسکایلر ، من خود خطرم.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} [[رده:مجموعه‌های تلویزیونی]] [[رده:برندگان جایزه امی]] [[رده:برندگان جایزه گلدن گلوب]] gaw98v071olsbrzu2e26do4enr7b82m 192386 192385 2026-06-15T22:14:50Z Taddah 7763 192386 wikitext text/x-wiki '''''[[W:بریکینگ بد|بریکینگ بد]]''''' یا '''''افسارگسیختن''''' یا '''''از راه به در شدن''''' یا '''''زدن به سیم آخر''''' (به [[انگلیسی]]: Breaking Bad) مجموعه [[تلویزیون|تلویزیونی]] درام [[آمریکایی]] است که سازنده و تهیه‌کننده آن [[وینس گیلیگان]] می‌باشد. == گفتگوها == :: ''والتر وایت'': «به نظرت اون [[آدم|آدمی]]، , هست که حرف حساب تو گوشش بره؟» :: ''جسی پینکمن'': «چجور حرف حسابی؟ مثلاً بگی ''هی کِریزی ۸ عزیز! گوش کن، اگه ولت کنم بری، قول می‌دی که دیگه برنگردی و دخل [[خانواده|خونواده‌م]] رو نیاری؟ از کراوات کلمبیایی خبری نخواهد بود؟'' منظورت این مدل حرف حسابه؟ نه رفیق، نمیشه تو این مورد انتظار زیادی ازش داشت.» ---- :: ''اسکایلر'': « قبول کنیم که خطر جدی ای تورو تهدید می کنه!» :: ''والتر وایت'': «من در خطر نیستم اسکایلر ، من خود خطرم.» == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} [[رده:مجموعه‌های تلویزیونی]] [[رده:برندگان جایزه امی]] [[رده:برندگان جایزه گلدن گلوب]] d6ca4hrv3tuhafko615fc4de2bwb4gd نیل گیمن 0 29597 192379 178129 2026-06-15T22:06:45Z Taddah 7763 192379 wikitext text/x-wiki [[Image:Kyle-cassidy-neil-gaiman-April-2013.jpg|thumb|left|نیل گیمن]] '''[[W:نیل گیمن|نیل ریچارد مک‌کینون گِی‌مِن]]''' (به [[انگلیسی]]: Neil Richard Gaiman) (زاده ۱۰ نوامبر ۱۹۶۰-) [[نویسنده]] [[داستان کوتاه]]، فیلم‌نامه‌نویس، [[رمان‌نویس]]، خالق کتاب کامیک، تئاتر صوتی و فیلم [[بریتانیا|انگلیسی]] است. == گفتاوردها == === کرولاین === {{اصلی|کورالاین}} * «کورالاین قلّک پولش را باز کرد و به سوپرمارکت رفت. دوتا بطری بزرگ، شربت آبلیمو خرید، یک کیک شکلات و یک بستهٔ جدید سیب و به خانه برگشت و آن‌ها را برای شام خورد. مسواک زد و به اتاق مطالعهٔ پدرش رفت. کامپیوترش را روشن کرد و یک داستان نوشت. داستان کورلاین. یک دختر بود به اسم سیب. او خیلی می‌رقصید. آن قدر رقصید و رقصید که پاهایش تبدیل به سوسیس شد. پایان.»<ref>نیل گیمن، کورالاین، ترجمهٔ مهسا ملک مرزبان، انتشارات کتابسرای تندیس، ۱۳۹۳.</ref> * «کورالاین از پله‌های بیرون ساختمان بالا رفت تا به بالاترین آپارتمان برود، جایی که در دنیای خودش پیرمرد خل وضع زندگی می‌کرد. قبلاً یک بار با مادر واقعی اش به آنجا رفته بود؛ وقتی مادرش داشت برای خیریه کمک جمع می‌کرد. جلوی در ایستاده بودند تا پیرمرد خل وضع با آن سبیل کلفتش پاکتی را که مادر کورالاین به او داده بود، پیدا کند. خانه بوی غذاهای عجیب وغریب، توتون پیپ و بوی تند و پنیرمانند و عجیبی می‌داد که کورالاین نمی‌توانست تشخیص بدهد بوی چیست. اصلاً دوست نداشت جلوتر برود.» === کتاب گورستان === {{اصلی|کتاب گورستان}} * «دستی در تاریکی خنجری را گرفته بود. خنجر دسته ای از استخوان سیاه صیقلی داشت و تیغه ای بهتر و برنده تر از هر تیغی. اگر به بدن کسی فرومی‌رفت شخص تا مدتی حس نمی‌کرد جایی از بدن اش بریده شده‌است. خنجر هر آنچه را که برای انجام اش به آن خانه آورده شده بود انجام داده و حالا دسته و تیغه اش خیس بود. لای در خیابان هنوز باز بود، و خنجر و مردی که آن را در اختیار داشت از همان‌جا به داخل خانه آمده بودند و باریکه‌هایی از مه شبانه پیچ و تاب می‌خورد و از لای در باز به داخل می‌خزید.»<ref>نیل گیمن، کتاب گورستان، ترجمهٔ فرزاد فربد، انتشارات پریان، ۱۳۹۳.</ref> * «مردک همه‌کاره در پاگرد مکثی کرد. با دست چپ دستمال سفید بزرگی را از جیب کت سیاه اش بیرون آورد و با آن خنجر و دست راست پوشیده در دستکش اش که خنجر را گرفته بود پاک کرد؛ بعد دستمال را به کناری گذاشت. شکار تقریباً تمام شده بود. [[زن]] را در بسترش، [[مرد]] را کف اتاق خواب و بچهٔ بزرگ‌تر را در اتاق خوش آب و رنگ اش و در میان اسباب بازی‌ها و ماکت‌های نیمه کاره‌اش رها کرده بود. فقط بچهٔ کوچولو و نوپای خانواده باقی مانده بود. با کشتن او مأموریت اش به پایان می‌رسید…» == جستارهای وابسته == * [[کورالاین]] * [[کتاب گورستان]] == منابع == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:گیمن، نیل}} [[رده:اهالی بریتانیا]] [[رده:نویسندگان انگلستانی]] [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:رمان‌نویسان بریتانیایی]] [[رده:نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان]] [[رده:ندانم‌گرایان]] [[رده:فیلم‌نامه‌نویسان]] [[رده:نویسندگان علمی تخیلی]] [[رده:نویسندگان داستان کوتاه انگلستانی]] [[رده:نویسندگان کمیک]] [[رده:نویسندگان وحشت]] [[رده:نویسندگان خیال‌پردازی]] [[رده:زادگان ۱۹۶۰ (میلادی)]] 3fpd5n9uy9im14n3mnzytidln7qr2yh 192380 192379 2026-06-15T22:06:54Z Taddah 7763 192380 wikitext text/x-wiki [[Image:Kyle-cassidy-neil-gaiman-April-2013.jpg|thumb|left|نیل گیمن]] '''[[W:نیل گیمن|نیل ریچارد مک‌کینون گِی‌مِن]]''' (به [[انگلیسی]]: Neil Richard Gaiman) (زاده ۱۰ نوامبر ۱۹۶۰) [[نویسنده]] [[داستان کوتاه]]، فیلم‌نامه‌نویس، [[رمان‌نویس]]، خالق کتاب کامیک، تئاتر صوتی و فیلم [[بریتانیا|انگلیسی]] است. == گفتاوردها == === کرولاین === {{اصلی|کورالاین}} * «کورالاین قلّک پولش را باز کرد و به سوپرمارکت رفت. دوتا بطری بزرگ، شربت آبلیمو خرید، یک کیک شکلات و یک بستهٔ جدید سیب و به خانه برگشت و آن‌ها را برای شام خورد. مسواک زد و به اتاق مطالعهٔ پدرش رفت. کامپیوترش را روشن کرد و یک داستان نوشت. داستان کورلاین. یک دختر بود به اسم سیب. او خیلی می‌رقصید. آن قدر رقصید و رقصید که پاهایش تبدیل به سوسیس شد. پایان.»<ref>نیل گیمن، کورالاین، ترجمهٔ مهسا ملک مرزبان، انتشارات کتابسرای تندیس، ۱۳۹۳.</ref> * «کورالاین از پله‌های بیرون ساختمان بالا رفت تا به بالاترین آپارتمان برود، جایی که در دنیای خودش پیرمرد خل وضع زندگی می‌کرد. قبلاً یک بار با مادر واقعی اش به آنجا رفته بود؛ وقتی مادرش داشت برای خیریه کمک جمع می‌کرد. جلوی در ایستاده بودند تا پیرمرد خل وضع با آن سبیل کلفتش پاکتی را که مادر کورالاین به او داده بود، پیدا کند. خانه بوی غذاهای عجیب وغریب، توتون پیپ و بوی تند و پنیرمانند و عجیبی می‌داد که کورالاین نمی‌توانست تشخیص بدهد بوی چیست. اصلاً دوست نداشت جلوتر برود.» === کتاب گورستان === {{اصلی|کتاب گورستان}} * «دستی در تاریکی خنجری را گرفته بود. خنجر دسته ای از استخوان سیاه صیقلی داشت و تیغه ای بهتر و برنده تر از هر تیغی. اگر به بدن کسی فرومی‌رفت شخص تا مدتی حس نمی‌کرد جایی از بدن اش بریده شده‌است. خنجر هر آنچه را که برای انجام اش به آن خانه آورده شده بود انجام داده و حالا دسته و تیغه اش خیس بود. لای در خیابان هنوز باز بود، و خنجر و مردی که آن را در اختیار داشت از همان‌جا به داخل خانه آمده بودند و باریکه‌هایی از مه شبانه پیچ و تاب می‌خورد و از لای در باز به داخل می‌خزید.»<ref>نیل گیمن، کتاب گورستان، ترجمهٔ فرزاد فربد، انتشارات پریان، ۱۳۹۳.</ref> * «مردک همه‌کاره در پاگرد مکثی کرد. با دست چپ دستمال سفید بزرگی را از جیب کت سیاه اش بیرون آورد و با آن خنجر و دست راست پوشیده در دستکش اش که خنجر را گرفته بود پاک کرد؛ بعد دستمال را به کناری گذاشت. شکار تقریباً تمام شده بود. [[زن]] را در بسترش، [[مرد]] را کف اتاق خواب و بچهٔ بزرگ‌تر را در اتاق خوش آب و رنگ اش و در میان اسباب بازی‌ها و ماکت‌های نیمه کاره‌اش رها کرده بود. فقط بچهٔ کوچولو و نوپای خانواده باقی مانده بود. با کشتن او مأموریت اش به پایان می‌رسید…» == جستارهای وابسته == * [[کورالاین]] * [[کتاب گورستان]] == منابع == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ترتیب‌پیش‌فرض:گیمن، نیل}} [[رده:اهالی بریتانیا]] [[رده:نویسندگان انگلستانی]] [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:رمان‌نویسان بریتانیایی]] [[رده:نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان]] [[رده:ندانم‌گرایان]] [[رده:فیلم‌نامه‌نویسان]] [[رده:نویسندگان علمی تخیلی]] [[رده:نویسندگان داستان کوتاه انگلستانی]] [[رده:نویسندگان کمیک]] [[رده:نویسندگان وحشت]] [[رده:نویسندگان خیال‌پردازی]] [[رده:زادگان ۱۹۶۰ (میلادی)]] 7gesxo3odavfajl4rybua1sieif25eh رابرت وستال 0 31180 192378 178081 2026-06-15T22:05:48Z Taddah 7763 192378 wikitext text/x-wiki '''[[W:رابرت وستال|رابرت وستال]]''' (به [[انگلیسی]]: Robert Atkinson Westall) (زادهٔ ۷ اکتبر ۱۹۲۹ − درگذشتهٔ ۱۵ آوریل ۱۹۹۳) [[نویسنده]]، معلم و روزنامه‌نگار [[بریتانیا|انگلیسی]] بود. == گفتاوردها == === گربه بلیتس === * «خانم اسمایلی دست گروهبان را دید که گربه را نوازش می‌کرد. دست‌های بزرگی داشت که با آن انگشتان ظریف، لاغر و بلندش خوش‌ترکیب می‌نمودند. حالا این انگشتان گوش‌های گربه را تاب می‌دادند، حالا این انگشتان پس گردن گربه را گرفته و همچون شانه ای جاندار بر کمر منقبض شده گربه فرومی‌رفتند.»<ref>رابرت وستال، گربه بلیتس، ترجمهٔ مسعود امیرخانی، انتشارات اسم، ۱۳۹۵.</ref> * «خانم اسمایلی می‌توانست قسم بخورد که گروهبان با این شدت عمل داشت به گربه صدمه می‌رساند، اما خرخر بلند گربه و ساییدن سرخوشانه گونه‌هایش به دست چابک گروهبان شک او را باطل کرد. خانم اسمایلی با خود اندیشید چقدر عجیب است که شور و شعف تا این حد به رنج و عذاب و نزدیک است…» * «گروهبان از بشقابش یک استخوان گوشت دنده به گربه داد. گربه آن را روی میز خورد در حالی که دست گروهبان هنوز او را نوازش می‌داد. خانم اسمایلی راضی نبود، اما درست هم نبود به خاطر یک چیز کوچک و احمقانه جار و جنجال به راه بیندازد. به خصوص باتوجه به آنچه به دنبال می‌آمد.» == منابع == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} [[رده:اهالی بریتانیا]] [[رده:نویسندگان انگلستانی]] [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان]] [[رده:نویسندگان وحشت]] [[رده:آموزگاران]] [[رده:زادگان ۱۹۲۹ (میلادی)]] [[رده:درگذشتگان ۱۹۹۳ (میلادی)]] iiip6cs6emkntdv20dxt3ckuxj0zg15 سقوط یک فرشته 0 32458 192388 135646 2026-06-15T23:20:31Z ~2026-35141-98 33364 /* گفتگوها */ 192388 wikitext text/x-wiki '''''[[W:سقوط یک فرشته|سقوط یک فرشته]]''''' مجموعه [[تلویزیون|تلویزیونی]] [[ایرانی]] که در ماه رمضان سال ۱۳۹۰ از شبکه اول سیما پخش شد. == گفتگوها == ::نیما: من اسم اینجا رو گذاشتم سقوط فرشته ::سارا: منم میخوام بپرم ::نیما: با چادر که نمیتونی بپری، باید چادرتو در بیاری … این قانون سقوطه! == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} {{پانویس}} {{ناتمام}} [[رده:مجموعه‌های تلویزیونی]] 7bnawpe1fynh7g67fcftvvdff0mhjl0 پل کینگزنورث 0 40409 192381 191447 2026-06-15T22:08:01Z Taddah 7763 192381 wikitext text/x-wiki [[پرونده:Tratado de Lisboa 13 12 2007 (04).jpg|320px|بندانگشتی|چپ|اتحادیه اروپا تقریباً هر اصل [[w:محیط زیست‌گرایی|سبزی]] که وجود دارد را نقض می‌کند. این اتحادیه در تقابل کامل با «محلی‌گرایی» است؛ برای جهان طبیعی مخرب است؛ ضد دموکراتیک است؛ و منافع بانک‌ها و شرکت‌ها را بر منافع مردم زحمتکش خود مقدم می‌دارد. چرا – چه زمانی – و چگونه – جنبش سبز تعهد خود به محلی‌گرایی و دموکراسی را رها کرد و با هیولایی مثل این هم‌بستر شد؟]] '''پل کینگزنورث''' (به انگلیسی: Paul Kingsnorth) (متولد ۱۹۷۲ در ووستر) نویسنده و اندیشمند مستقل انگلیسی است. == گفتاوردها == * پانزده سال بود که یک کنشگر و نویسنده محیط زیست بودم. [...] اما پس از مدتی، دیگر به آن باور نداشتم. دو دلیل برای این امر وجود داشت. اول اینکه هیچ‌یک از کمپین‌ها موفق نبودند، مگر در سطحی بسیار محلی. در معنایی گسترده‌تر، همه چیز در حال بدتر شدن بود. دوم اینکه به نظر من، محیط‌زیست‌گراها با خودشان صادق نبودند. روزبه‌روز آشکارتر می‌شد که تغییرات آب‌وهوایی را نمی‌توان متوقف کرد، که زندگی مدرن با نیازهای اکوسیستم جهانی سازگاری ندارد، که رشد اقتصادی بخشی از مشکل است، و اینکه آینده برای ده میلیارد نفر، درخشان، سبز، راحت و «پایدار» نخواهد بود، بلکه به احتمال زیاد افول، تهی‌شدگی، هرج‌ومرج و مشقت را برای همهٔ ما به ارمغان خواهد آورد. ** «چرا من دست از باور به محیط‌زیست‌گرایی برداشتم و پروژهٔ کوه تاریک را راه انداختم»، گاردین، ۲۹ آوریل ۲۰۱۰. * برای من، این هیجان‌انگیزترین جنبهٔ پروژهٔ کوه تاریک است. [...] این دیدگاهی است که چند سال پیش برای بسیاری از [[w:سیاست‌های سبز|سبزها]] ضاله به نظر می‌رسید، اما اکنون به‌طور گسترده در حال پذیرش است، زیرا شکست بشریت در پاسخ به بحران‌هایی که خود ایجاد کرده، روزبه‌روز آشکارتر می‌شود. با هم، ما قادریم این را بلند و واضح بگوییم: ما قرار نیست «سیارهٔ زمین را نجات دهیم». این سیاره برای نجات یافتن به دست ما نیست. این سیاره در حال مرگ نیست؛ اما تمدن ما ممکن است در حال مرگ باشد، و نه فناوری سبز و نه [[W:مصرف‌گرایی اخلاقی|مصرف‌گرایی اخلاقی]] قرار نیست از یک سقوط جدی جلوگیری کنند. ** «چرا من دست از باور به محیط‌زیست‌گرایی برداشتم و پروژهٔ کوه تاریک را راه انداختم»، گاردین، ۲۹ آوریل ۲۰۱۰. * [[w:اتحادیه اروپا|اتحادیه اروپا]] تقریباً هر اصل [[w:محیط زیست‌گرایی|سبزی]] که وجود دارد را نقض می‌کند. این اتحادیه در تقابل کامل با «محلی‌گرایی»<ref>خرید محلی، اولویت‌دادن به خرید کالاها و خدمات که در محل تولیدشده‌ اند بجای کالاها و خدمات تولیدشده در نقاط دورتر است. این مفهوم معمولاً به‌صورت شعارهای مثبتِ «خرید محلی» یا «از تولید محلی بخرید» خلاصه می‌شود که هم‌ردیف عبارت رایج در سیاست‌های سبز، یعنی «جهانی بیندیش، محلی عمل کن» است.</ref> است؛ برای جهان طبیعی مخرب است؛ تمایزهای فرهنگی را از بین می‌برد؛ ضد دموکراتیک است؛ و منافع بانک‌ها و شرکت‌ها را بر منافع مردم زحمتکش خود مقدم می‌دارد. چرا – و چه زمانی – و چگونه – [[W:سیاست‌های سبز|جنبش سبز]] تعهد خود به محلی‌گرایی و دموکراسی را رها کرد و با هیولایی مثل این هم‌بستر شد؟ ** «[http://www.counterpunch.org/2016/12/21/brexit-reconsidered-a-modern-day-peasants-revolt/ برگزیت بازاندیشی شده: شورش روستاییان در روزگار مدرن؟]»، کانترپانچ، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۶. ==پانوشت== {{پانویس}} == پیوند به بیرون == {{ویکی‌پدیا}} [[رده:روزنامه‌نگاران انگلستانی]] [[رده:زادگان ۱۹۷۲ (میلادی)]] 58ob8yjocgv3qu2rz82gk79aq3cyrt0 شیرین بختیاری 0 40514 192373 192372 2026-06-15T12:00:19Z Taddah 7763 حذف سریع 192373 wikitext text/x-wiki {{حذف سریع|سرشناس نیست.}} شیرین بختیاری ۱۶ آذر ۱۳۲۱ در آبادان چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوره راهنمایی به آموختن پرستاری پرداخت در همان دوران بود که علاقه شدیدی به پیشه نقش آفرینی در تئاتر و سینما پیدا کرد و پس از آموزش در آموزشکده های هنرهای زیبا با دانش فن بیان, آواز و همچنین با فنون هنر نقش آفرینی بیشتر آشنا شد. شیرین بختیاری در تمام سالهای کوشش برای رسیدن به اهدافش, همواره مادری مهربان و دلسوز بود. او زندگی هنری خود را در سالنهای تئاتر تهران آغاز کرد و پا به دنیای سینما نهاد. از نقش آفرینی های او مقابل دوربین میتوان از سریال "غارتگران" , نمایشهای سنتی زنانه مشهور به "مورچه داره" در نقش "بی بی خانم", برگ و باد, ملخ زدگان, پایگاه جهنمی و چندین سریال تلویزیونی نام برد. شیرین بختیاری در سال ۱۹۹۰ میلادی ( تابستان ۱۳۶۹) مجبور به ترک میهن شد و به کشور آلمان سفر کرد. سختی روزگار نتوانست از ادامه کار هنری او جلوگیری کند او در کنار کار در تئاتر هایی همچون "غربت مبارک" و "حسن کچل" نقش آفرینی کرد. شیرین بختیاری در تاریخ ۲۷ دی ماه ۱۴۰۱ (۱۷ ژانویه ۲۰۲۳) چشم بر جهان بست و آسمانی شد. o53uhkdmidmjv95ovsh3fp9446vkese برکینگ بد 0 40515 192383 2026-06-15T22:11:55Z Taddah 7763 Taddah صفحهٔ [[برکینگ بد]] را به [[بریکینگ بد]] منتقل کرد 192383 wikitext text/x-wiki #تغییر_مسیر [[بریکینگ بد]] 4kptja3stx207ozorzels0vhdyuy6js کاربر:شکرشکن زنده رود 2 40516 192387 2026-06-15T22:27:06Z شکرشکن زنده رود 33363 صفحه‌ای تازه حاوی «درود من شکرکن زنده رود هستم» ایجاد کرد 192387 wikitext text/x-wiki درود من شکرکن زنده رود هستم bruvo5dcli1jcyr6f312quo6wqajleh