ویکی‌نبشته fawikisource https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.46.0-wmf.21 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌نبشته بحث ویکی‌نبشته پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده درگاه بحث درگاه پدیدآورنده بحث پدیدآورنده برگه گفتگوی برگه فهرست گفتگوی فهرست TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk برگه:Tarbiyat No. 11. Date 22. Ramaḍān 1314.pdf/۱ 104 86552 284034 2026-03-30T14:25:47Z Darafsh 3597 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 284034 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||(۴۱)|}}</noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۱)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه بیست و دوُیم شهر رمضان المبارک سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||بیست و پنجم فوریه مایه سنهٔ ۱۸۹۷ میلادی}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ یازدهُم}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} در نمرهٔ قبل کفتیم کراسوس سردار روُمی بر الجزایر یعنی ولایات بین هم در این ایّام چند نفر مأمور از جانب اُرُد پادشاه اشکانی با پیغام النهرین فرات و دجله حمله نمود اینک مفروض میداریم که مشارالیه بشام آمده بکراسوس کفتند شهریار ما میفرماید اکر تو از جانب دولت بعد از انکه بعضی امکنه را سلماً و شهر (زِنوُدُوتی) را قهراً بکرفت جمهُوری رُوم داخل ممالک ما شده ما برای دفاع و نابود نموُدن عساکر جمعی را برای ساخلو در بلدهٔ مزبور کذاشته خود بشام رفت که زمستانرا تو حاضریم و اکر خود سر و بقصد تاراج اینکار میکنی میکده حمّام نیست در آنجا سر کند در اینوقت پسر کراسوس که از سردارهای نامی و پی کار خود رو ما هم بر پیری تو رحم کرده اذن میدهیم که با ژول سِزار مأمور گُل بود نیز مرخصی حاصل نمُود و با هزار سوار بر گردی و غدغن مینمائیم کسی متعرض تو نشود جرّار ایطالیائی بپدر نامدار خود پیوست کراسوس درشتی نموده کفت عنقریب جواب حسابی اُرُِود را در شهر {{ود|(مقالهٔ نوّاب عبدالله میرزا عکاس مخصوص)}} مقدم بر هر شرح حالی تهنیت و تبریک دایر کردن روزنامهٔ تربیت است گویا ما بهیچ چیز اینقدر محتاج نباشیم من اهل انشاء و املاء نیستم که از این جریده تعریف کنم همینقدر میدانم همه کس از اینکار ممنون است و قدر آنرا میداند اما شرح حال چُون حالا شما زبان این ملت میباشید منهم باید باین زبان درد و دل خود را بکاردانان بنمایم اگر عبارات رکیک است خود اِصلاح کنید از آنجا که اختراع عمل چاپ و شیوع آن در هر مملکت اسباب ترقی ملّت میشود و بنده در اعمال و فنون عکّاسی که شعبهٔ از این صنعت است<noinclude></noinclude> cm70w3dn021uznjoakduyykd6tj4f29 برگه:Tarbiyat No. 11. Date 22. Ramaḍān 1314.pdf/۳ 104 86553 284035 2026-03-30T14:27:08Z Darafsh 3597 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 284035 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||۴۳|}}</noinclude>ساختند بعد از عقب جسته کریخته‌ها تاختند و حاصل کلام آنکه کراسوس را مختصر میکنیم فتین برابر شدند و در جنک اوّل پسر رشید کراسوس که در کرخ متحصّن بود بنحوی از قلعه بیرُون آورده برای آنکه پُر بیقرار با هزار سواری که همراه داشت پدر را در آنوادی مخافت و نادی آفت کذاشت و بجهان دیکر رفت سورنا سر بُریدهٔ پسر کراسوس را بر سر و سوکوار نماد بفرزند دلبندش رساندند و سُورنا سر و دست راست او را بُریده برای پادشاه خود اُرُد بارمن فرستاد نیزه کرده برومیها نشان داد آنها از مشاهدهٔ آن سر دلهای خود را باخته از کلّ عساکر رُومی یک ثلث بماند و دو ثلث فرار نموُده و این فقره این بود مال حال آنکسی که میخواست تا دیوار چین را تصاحب کند و مُطالعه کنندکان از رُوی قریحه میدانند که اُردوهای سلاطین اشکانی بر قلق و اضطراب کراسوس داغ‌دیده افرود در لشکرکشیها مرکّب از جنکجویان پارتی و سیت و عساکر بومی ایرانی بوده شب هنکام سران سپاه رُوم انجمن ساخته و بمشورت پرداخته مصلحت در این دیدند که سفیده دم کراسوس را طوعاً کرهاً بردارند و هرچه کرده‌اند دو سه طایفه با هم کرده‌اند فتوحات این طبقه اختصاص و بقلعهٔ کاراخ یا کرخ که پیش رُومیها از اشکانیان گرفته رفته آنجا را بترکان تورانی ندارد به بخشید دراز نفسی کردم مطلب اینطور اقتضا میکند بنده را جرمی نیست مأمن خود قرار دهند چنین کردند و قشون اشکانی خبردار شدند که از دشمن هر که سالم بوده فرار نموده و مجرُوحین بیدست و پا معذلک اکر اجازه میدهید یک واقعه هم از عهد ساسانیها در نمرهٔ آتیه در اردُو افتاده‌اند ابتدا بسروقت آنها آمده جان همه را یکباره فارغ باختصار بعرض شما میرسانم آنوقت میرویم بر سر سایر استعدادات {{ود|(مقالهٔ نوّاب عبدالله میرزا عکاس مخصوص)}} مشغول عمل عکّاسی و علوم رتوشهٔ عکس شده چُون مدرسر مجمع اعمال عکّاسی در آنجا بطور کمال فراهم نبود رفقا و آشنایان چنین مصلحت دیدند که بوینه روم و سفارشنامهٔ هم به (لوکارد) عکّاس اعلیحضرت امپراطُور اطریش و نایب اوّل مجلس عکّاسی وین نوشتند از آنجا که اذن داشتم دُو سه سال در ارُوپا بمانم بوینه رفتم و سفارشنامهٔ را به لوکارد محترم دادم و مشارالیه پس از بذل ملاطفت زیاد مرا بمدرسهٔ دارالفنون سالزبورگ که مجمُوع اعمال عکّاسی در آنجا تحصیل میشود فرستاد و سفارشنامهٔ هم بمعلّم عکّاسی که در آنوقت پروفسور جوردا بود مرقوم نمود (سالزبورگ یکی از (۴۳)<noinclude></noinclude> 8exxpgobyzkenge31wctbz8ozosgkc5 284041 284035 2026-03-30T14:33:28Z Darafsh 3597 284041 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||۴۳|}}</noinclude>ساختند بعد از عقب جسته کریخته‌ها تاختند و حاصل کلام آنکه کراسوس را مختصر میکنیم فتین برابر شدند و در جنک اوّل پسر رشید کراسوس که در کرخ متحصّن بود بنحوی از قلعه بیرُون آورده برای آنکه پُر بیقرار با هزار سواری که همراه داشت پدر را در آنوادی مخافت و نادی آفت کذاشت و بجهان دیکر رفت سورنا سر بُریدهٔ پسر کراسوس را بر سر و سوکوار نماد بفرزند دلبندش رساندند و سُورنا سر و دست راست او را بُریده برای پادشاه خود اُرُد بارمن فرستاد نیزه کرده برومیها نشان داد آنها از مشاهدهٔ آن سر دلهای خود را باخته از کلّ عساکر رُومی یک ثلث بماند و دو ثلث فرار نموُده و این فقره این بود مال حال آنکسی که میخواست تا دیوار چین را تصاحب کند و مُطالعه کنندکان از رُوی قریحه میدانند که اُردوهای سلاطین اشکانی بر قلق و اضطراب کراسوس داغ‌دیده افرود در لشکرکشیها مرکّب از جنکجویان پارتی و سیت و عساکر بومی ایرانی بوده شب هنکام سران سپاه رُوم انجمن ساخته و بمشورت پرداخته مصلحت در این دیدند که سفیده دم کراسوس را طوعاً کرهاً بردارند و هرچه کرده‌اند دو سه طایفه با هم کرده‌اند فتوحات این طبقه اختصاص و بقلعهٔ کاراخ یا کرخ که پیش رُومیها از اشکانیان گرفته رفته آنجا را بترکان تورانی ندارد به بخشید دراز نفسی کردم مطلب اینطور اقتضا میکند بنده را جرمی نیست مأمن خود قرار دهند چنین کردند و قشون اشکانی خبردار شدند که از دشمن هر که سالم بوده فرار نموده و مجرُوحین بیدست و پا معذلک اکر اجازه میدهید یک واقعه هم از عهد ساسانیها در نمرهٔ آتیه در اردُو افتاده‌اند ابتدا بسروقت آنها آمده جان همه را یکباره فارغ باختصار بعرض شما میرسانم آنوقت میرویم بر سر سایر استعدادات {{خطکش}} {{ود|(مقالهٔ نوّاب عبدالله میرزا عکاس مخصوص)}} مشغول عمل عکّاسی و علوم رتوشهٔ عکس شده چُون مدرسر مجمع اعمال عکّاسی در آنجا بطور کمال فراهم نبود رفقا و آشنایان چنین مصلحت دیدند که بوینه روم و سفارشنامهٔ هم به (لوکارد) عکّاس اعلیحضرت امپراطُور اطریش و نایب اوّل مجلس عکّاسی وین نوشتند از آنجا که اذن داشتم دُو سه سال در ارُوپا بمانم بوینه رفتم و سفارشنامهٔ را به لوکارد محترم دادم و مشارالیه پس از بذل ملاطفت زیاد مرا بمدرسهٔ دارالفنون سالزبورگ که مجمُوع اعمال عکّاسی در آنجا تحصیل میشود فرستاد و سفارشنامهٔ هم بمعلّم عکّاسی که در آنوقت پروفسور جوردا بود مرقوم نمود (سالزبورگ یکی از (۴۳)<noinclude></noinclude> hcflc8igon2ncfxlbvxihhgtxnsdh8h برگه:Tarbiyat No. 2. Date 18. Rağab 1314.pdf/۱ 104 86554 284036 2026-03-30T14:29:33Z Darafsh 3597 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 284036 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" /></noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۱)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه هیجدهم شهر رجب سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||بیست و چهارم دسامبر ماه فرانسه سنهٔ ۱۸۹۶}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ دُویّم}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} در نمرهٔ پیش باختصار کفته شد که انسان در همه‌جا یکی است و اگر در میانه از ملّت دیکر عقب دید فریضهٔ ذمتِ انسانیت و غیرتِ آدمیّت تفاوتی است از تربیت باشد تأیید این قول را با آنکه تقریباً او است که از پی تربیت بد و دو عوض ما باسر در راه تمدن رود بدیهی است در موقغ خود انشاءالله بتفصیل خواهیم نمود عجالة گوئیم تابکاروان از پیش رفته برسد و از قافله یعنی از نوع خویش که اصلاً اگر طوایف و امم و قبایل اهل عالم قبول کردند که انسان همه‌جا با افراد و آن در یک سطح بُوده و در نطع واحد سیر نموده پس انسان است و در اصول استعداد یکسان هر امتی که خود را سمند همّت جهاند و مردانه کار را بجائی رساند نه اینکه از تنبلی و کاهلی {{ود|(اختراع فنّ طبع)}} باید دانست که در قدیم الأیّام و قرون حالیه کتاب چاپی یافت نمیشد و پیش از آنکه ارباب صنعت باختراع فنّ طبع که نخستین کلید تربیت قدیم آنچه را کتاب میکفتند عبارت از یک صفحه پُوست عریض بسیار طویل بود که رُوی آن بطور ستونهای روزنامه خطهای خفی تنگ و درهم نوشته بودند و آن ورقهٔ پوستی را برای آسانی حمل و نقل دُور چُوب کوچکی میچیدند بعبارة اُخری آنرا لوله میکردند و وقتی که میخواستند این کتاب را بخوانند کم‌کم باز میکردند خلاصه کتابهای آن اوقات شکل لوله کاغذ داشت بعدها در قرُون متوسطه یعنی از هشتم میلادی و اندک زمانی قبل از عهد سلطنت (شارلمانی) پادشاه بزرک مشهور فرانسه کتاب که میخواستند ترتیب دهند چند ورقه پُوست نوع بشر است اقدام و همت نمایند بتحصیل نسخ عدیده کمال اشکال را داشت و هرچه بدست میآمد خطی بود یونانیها و رومیها و گلها یعنی فرانسه‌های 100%<noinclude></noinclude> i65apip9b3leyqq5sb1jjxm13zdnd56 284037 284036 2026-03-30T14:30:05Z Darafsh 3597 284037 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" /></noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۵)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه هیجدهم شهر رجب سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||بیست و چهارم دسامبر ماه فرانسه سنهٔ ۱۸۹۶}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ دُویّم}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} در نمرهٔ پیش باختصار کفته شد که انسان در همه‌جا یکی است و اگر در میانه از ملّت دیکر عقب دید فریضهٔ ذمتِ انسانیت و غیرتِ آدمیّت تفاوتی است از تربیت باشد تأیید این قول را با آنکه تقریباً او است که از پی تربیت بد و دو عوض ما باسر در راه تمدن رود بدیهی است در موقغ خود انشاءالله بتفصیل خواهیم نمود عجالة گوئیم تابکاروان از پیش رفته برسد و از قافله یعنی از نوع خویش که اصلاً اگر طوایف و امم و قبایل اهل عالم قبول کردند که انسان همه‌جا با افراد و آن در یک سطح بُوده و در نطع واحد سیر نموده پس انسان است و در اصول استعداد یکسان هر امتی که خود را سمند همّت جهاند و مردانه کار را بجائی رساند نه اینکه از تنبلی و کاهلی {{ود|(اختراع فنّ طبع)}} باید دانست که در قدیم الأیّام و قرون حالیه کتاب چاپی یافت نمیشد و پیش از آنکه ارباب صنعت باختراع فنّ طبع که نخستین کلید تربیت قدیم آنچه را کتاب میکفتند عبارت از یک صفحه پُوست عریض بسیار طویل بود که رُوی آن بطور ستونهای روزنامه خطهای خفی تنگ و درهم نوشته بودند و آن ورقهٔ پوستی را برای آسانی حمل و نقل دُور چُوب کوچکی میچیدند بعبارة اُخری آنرا لوله میکردند و وقتی که میخواستند این کتاب را بخوانند کم‌کم باز میکردند خلاصه کتابهای آن اوقات شکل لوله کاغذ داشت بعدها در قرُون متوسطه یعنی از هشتم میلادی و اندک زمانی قبل از عهد سلطنت (شارلمانی) پادشاه بزرک مشهور فرانسه کتاب که میخواستند ترتیب دهند چند ورقه پُوست نوع بشر است اقدام و همت نمایند بتحصیل نسخ عدیده کمال اشکال را داشت و هرچه بدست میآمد خطی بود یونانیها و رومیها و گلها یعنی فرانسه‌های 100%<noinclude></noinclude> 82egmt8xnu318l1su55d1u8822f8r45 284042 284037 2026-03-30T14:35:01Z Darafsh 3597 284042 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" /></noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۵)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه هیجدهم شهر رجب سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||بیست و چهارم دسامبر ماه فرانسه سنهٔ ۱۸۹۶}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ دُویّم}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} در نمرهٔ پیش باختصار کفته شد که انسان در همه‌جا یکی است و اگر در میانه از ملّت دیکر عقب دید فریضهٔ ذمتِ انسانیت و غیرتِ آدمیّت تفاوتی است از تربیت باشد تأیید این قول را با آنکه تقریباً او است که از پی تربیت بد و دو عوض ما باسر در راه تمدن رود بدیهی است در موقغ خود انشاءالله بتفصیل خواهیم نمود عجالة گوئیم تابکاروان از پیش رفته برسد و از قافله یعنی از نوع خویش که اصلاً اگر طوایف و امم و قبایل اهل عالم قبول کردند که انسان همه‌جا با افراد و آن در یک سطح بُوده و در نطع واحد سیر نموده پس انسان است و در اصول استعداد یکسان هر امتی که خود را سمند همّت جهاند و مردانه کار را بجائی رساند نه اینکه از تنبلی و کاهلی {{خطکش}} {{ود|(اختراع فنّ طبع)}} باید دانست که در قدیم الأیّام و قرون حالیه کتاب چاپی یافت نمیشد و پیش از آنکه ارباب صنعت باختراع فنّ طبع که نخستین کلید تربیت قدیم آنچه را کتاب میکفتند عبارت از یک صفحه پُوست عریض بسیار طویل بود که رُوی آن بطور ستونهای روزنامه خطهای خفی تنگ و درهم نوشته بودند و آن ورقهٔ پوستی را برای آسانی حمل و نقل دُور چُوب کوچکی میچیدند بعبارة اُخری آنرا لوله میکردند و وقتی که میخواستند این کتاب را بخوانند کم‌کم باز میکردند خلاصه کتابهای آن اوقات شکل لوله کاغذ داشت بعدها در قرُون متوسطه یعنی از هشتم میلادی و اندک زمانی قبل از عهد سلطنت (شارلمانی) پادشاه بزرک مشهور فرانسه کتاب که میخواستند ترتیب دهند چند ورقه پُوست<noinclude></noinclude> 2g82iy49m1ftor64fxplellqo98hane برگه:Tarbiyat No. 5. Date 10. Šaʿbān 1314.pdf/۱ 104 86555 284038 2026-03-30T14:31:59Z Darafsh 3597 /* نمونه‌خوانی‌شده */ 284038 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||۱۷|}}</noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۱)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه دهُم شهر شعبان سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||چهاردهُم ژانویه ماه سنهٔ ۱۸۹۷ میلادی}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ اوّل}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} سابقاً گفتیم در قرون آخری فرنگ از هر جهت خیلی ترقی کرده و پیش شیوُع علم و رَواج صنعت است که فرزند علم باشد امّا جهت و راه رفته و این خبر تازهٔ نبود که ما بمُطالعه‌کنندگان داده باشیم همه قبل نشر و انتشار علم نگفته و نهفته ماند و حالا هم موقع گفتن آن نیست انشاءالله از نگارش این رُوزنامه میدانستند مادموازل (کُوئِه دُن) هم تحقیق این مسئله بیاید در اینجا میخواهیم بار قدری نوع واحد بوُدن انسانرا که این اواخر در (ارُوپا) معرُوف بغیب‌کوئی شده میتوانست و یکسانی آنرا در اصُول استعداد تأیید و بیان نمائیم و از فواید تربیت این خبر را بدهد گذشته از طیبت هرکس در بازار نظر نها و دار سخن سرائیم نظر باین منظور گوئیم آیا این فرنگیها که از چندی التّجاره‌های تجّار مینمود خود ملتفت سر و تهِ کار میشد ما حَسَب المناسبه قبل تاکنون مصدر و منشا هزار کار عجیب و غریب از ابداع و اختراع چیزی اظهار نمودیم و ضمناً معرُوض داشتیم که مایهٔ آن ترقی و پیشرفت و استکمال و اصطناع و اکتشاف و انتفاع و غیرها شده اولاد همان فرنگیهای {{ود|(ترجمهٔ حال گوتنبرگ)}} گوتنبرگ پس از سیزده چهارده سال سیاحت بوطن خود مراجعت نمود معیّنی اوّل به (مایانس) رفت و قدری دارائی و مالی که در آنجا داشت جمع‌آوری کرده با بضاعت مرجاة به استرازبورگ آمد که بواسطهٔ آن قلیل سرمایه بتواند حالات خویش را مُجری دارد لکن بزُودی ملتفت شد که آنمال بانچیز و هوش و استعداد فراوان و چالاکی و کاردانی او برای انجام مهمّی که در نظر دارد کافی نیست سرمایه لازم است تا آلات و اَدَوات و چرخ و مَصالحی که میخواهد حاضر و مهیّا کند و اسباب کار را بوجه مطلوب فراهم آورد لهذا بخیال مُعاون و همدست و شریک افتاد و سه ۳ نفر از اشخاص 223%<noinclude></noinclude> tre6z9utff8mx88stcn6g31baj7wcl4 284039 284038 2026-03-30T14:32:26Z Darafsh 3597 284039 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||۱۷|}}</noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات|(۱)|ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه دهُم شهر شعبان سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||چهاردهُم ژانویه ماه سنهٔ ۱۸۹۷ میلادی}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ اوّل}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} سابقاً گفتیم در قرون آخری فرنگ از هر جهت خیلی ترقی کرده و پیش شیوُع علم و رَواج صنعت است که فرزند علم باشد امّا جهت و راه رفته و این خبر تازهٔ نبود که ما بمُطالعه‌کنندگان داده باشیم همه قبل نشر و انتشار علم نگفته و نهفته ماند و حالا هم موقع گفتن آن نیست انشاءالله از نگارش این رُوزنامه میدانستند مادموازل (کُوئِه دُن) هم تحقیق این مسئله بیاید در اینجا میخواهیم بار قدری نوع واحد بوُدن انسانرا که این اواخر در (ارُوپا) معرُوف بغیب‌کوئی شده میتوانست و یکسانی آنرا در اصُول استعداد تأیید و بیان نمائیم و از فواید تربیت این خبر را بدهد گذشته از طیبت هرکس در بازار نظر نها و دار سخن سرائیم نظر باین منظور گوئیم آیا این فرنگیها که از چندی التّجاره‌های تجّار مینمود خود ملتفت سر و تهِ کار میشد ما حَسَب المناسبه قبل تاکنون مصدر و منشا هزار کار عجیب و غریب از ابداع و اختراع چیزی اظهار نمودیم و ضمناً معرُوض داشتیم که مایهٔ آن ترقی و پیشرفت و استکمال و اصطناع و اکتشاف و انتفاع و غیرها شده اولاد همان فرنگیهای {{خطکش}} {{ود|(ترجمهٔ حال گوتنبرگ)}} گوتنبرگ پس از سیزده چهارده سال سیاحت بوطن خود مراجعت نمود معیّنی اوّل به (مایانس) رفت و قدری دارائی و مالی که در آنجا داشت جمع‌آوری کرده با بضاعت مرجاة به استرازبورگ آمد که بواسطهٔ آن قلیل سرمایه بتواند حالات خویش را مُجری دارد لکن بزُودی ملتفت شد که آنمال بانچیز و هوش و استعداد فراوان و چالاکی و کاردانی او برای انجام مهمّی که در نظر دارد کافی نیست سرمایه لازم است تا آلات و اَدَوات و چرخ و مَصالحی که میخواهد حاضر و مهیّا کند و اسباب کار را بوجه مطلوب فراهم آورد لهذا بخیال مُعاون و همدست و شریک افتاد و سه ۳ نفر از اشخاص 223%<noinclude></noinclude> papumql88q4pq7nhznjtqmed49umrzr 284040 284039 2026-03-30T14:32:55Z Darafsh 3597 284040 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Darafsh" />{{سصم||۱۷|}}</noinclude>{{و|هُوالمُعینُ}} {{سصم|باجازهٔ وزارت جلیلهٔ|{{وب۴|تربیت}}|صاحب امتیاز}} {{سصم|انطباعات||ذکاءالملک}} {{سصم|پنجشنبه دهُم شهر شعبان سنهٔ ۱۳۱۴ هجری||چهاردهُم ژانویه ماه سنهٔ ۱۸۹۷ میلادی}} {{سصم|قیمت در داخله نمرهٔ پنجشاهی|{{ود|نمرهٔ پنجُم}}|در خارجه اُجرت پست بعلاوه}} {{خطکش}} {{و|هرکس مقالهٔ مفیدی بادارهٔ تربیت فرستد و نشر آنرا صلاح دانند بمنّت باسم خود نویسنده طبع خواهند نمود.}} {{خطکش}} سابقاً گفتیم در قرون آخری فرنگ از هر جهت خیلی ترقی کرده و پیش شیوُع علم و رَواج صنعت است که فرزند علم باشد امّا جهت و راه رفته و این خبر تازهٔ نبود که ما بمُطالعه‌کنندگان داده باشیم همه قبل نشر و انتشار علم نگفته و نهفته ماند و حالا هم موقع گفتن آن نیست انشاءالله از نگارش این رُوزنامه میدانستند مادموازل (کُوئِه دُن) هم تحقیق این مسئله بیاید در اینجا میخواهیم بار قدری نوع واحد بوُدن انسانرا که این اواخر در (ارُوپا) معرُوف بغیب‌کوئی شده میتوانست و یکسانی آنرا در اصُول استعداد تأیید و بیان نمائیم و از فواید تربیت این خبر را بدهد گذشته از طیبت هرکس در بازار نظر نها و دار سخن سرائیم نظر باین منظور گوئیم آیا این فرنگیها که از چندی التّجاره‌های تجّار مینمود خود ملتفت سر و تهِ کار میشد ما حَسَب المناسبه قبل تاکنون مصدر و منشا هزار کار عجیب و غریب از ابداع و اختراع چیزی اظهار نمودیم و ضمناً معرُوض داشتیم که مایهٔ آن ترقی و پیشرفت و استکمال و اصطناع و اکتشاف و انتفاع و غیرها شده اولاد همان فرنگیهای {{خطکش}} {{ود|(ترجمهٔ حال گوتنبرگ)}} گوتنبرگ پس از سیزده چهارده سال سیاحت بوطن خود مراجعت نمود معیّنی اوّل به (مایانس) رفت و قدری دارائی و مالی که در آنجا داشت جمع‌آوری کرده با بضاعت مرجاة به استرازبورگ آمد که بواسطهٔ آن قلیل سرمایه بتواند حالات خویش را مُجری دارد لکن بزُودی ملتفت شد که آنمال بانچیز و هوش و استعداد فراوان و چالاکی و کاردانی او برای انجام مهمّی که در نظر دارد کافی نیست سرمایه لازم است تا آلات و اَدَوات و چرخ و مَصالحی که میخواهد حاضر و مهیّا کند و اسباب کار را بوجه مطلوب فراهم آورد لهذا بخیال مُعاون و همدست و شریک افتاد و سه ۳ نفر از اشخاص 223%<noinclude></noinclude> nsqucag6x0avfu0tbq23oonsiktckw5