ویکینبشته
fawikisource
https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.6
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکینبشته
بحث ویکینبشته
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
درگاه
بحث درگاه
پدیدآورنده
بحث پدیدآورنده
برگه
گفتگوی برگه
فهرست
گفتگوی فهرست
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷
104
19568
286306
24961
2026-06-13T21:16:35Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] را به [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد: بلد نیستم. آزمایش و احتمالاً خطا میکنم. لطفاً چک کنید.
24961
wikitext
text/x-wiki
این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شدهاست.استعمار سرخ و سیاهش، کهنه و نویش، روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنان همانند است، خیلی کم اتفاق افتادهاست که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند، مگر در موارد خاصی، که یکی از آنها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است. سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۲۵۲۰ شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت، که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد ماه ۲۵۲۲(۱۳۴۲) در تهران آشکار شد.
پس از بلوای شوم ۱۵ خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه میکردند دچار یک نوع سرگیجی عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده میشد. از یک سو عوامل تودهای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمنهای دهقانی نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل تودهای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند، دست به دامن عالم روحانیت زدند زیرا میپنداشتند که مخالف عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است، میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشکل سازد، بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود(«دهقانان زمینها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند!»)ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول وتعالیم اسلامی و به منظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و درنتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک«روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آنها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه اش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه خمایتهای خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند.
روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین ۱۵ خرداد شناخته شد.
روح الله خمینی معروف به «سید هندی» بود. درباره انتصاب او به هند هنوز حتی نزدیکترین کسانش توضیحی ندارند، به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشتهاست و به همین جهت به نام سید هندی معروف شدهاست. قول دیگر این بود که او در جوانی اشعار عاشقانه میسروده و به نام هندی تخلص میکردهاست و به همین جهت به نام هندی معروف شدهاست و عدهای هم عقیده دارند که چون تعلیمات او در هندوستان بوده فامیل هندی را از آن جهت انتخاب کردهاست که از کودکی تحت تعلیمات یک معلم بودهاست. آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز ۱۵ خرداد به خاطر همگان ماندهاست، کسی که علیه انقلاب ایران و به منظور اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه کمر بست و بدست عوامل خاص و شناخته شده علیه تقسیم املاک، آزادی زنان، ملی شدن جنگلها وارد مبارزه شد و خون بیگناهان را ریخت و نشان داد، هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ضدملی بگذارند.
برای ریشه یابی از واقعه ۱۵ خرداد و نقش قهرمان آن، توجه به مفاد یک گزارش و یک اعلامیه و یک مصاحبه کمک موثر خواهد کرد. چند هفته قبل از غائله ۱۵ خرداد گزارشی از طرف سازمان اوپک منتشر شد که در آن ذکر شده بود:«درآمد دولت انگلیس از نفت ایران چند برابر مجموع پولی است که در آن وقت عاید ایران میشد.»
چند روز قبل از غائله اعلامیهای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب به نام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول در اختیار اشخاص معینی گذارده شود. چند روز پس از غائله نخست وزیر وقت، در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد:«برما روشن است که پولی از خارج میآمده و بدست اشخاص میرسیده و در راه اجرای نقشههای پلید بین دستجات مختلف تقسیم میشدهاست».
خوشبختانه انقلاب ایران پیروز شد. آخرین مقاومت مالکان بزرگ و عوامل تودهای در هم شکسته شد و راه برای پیشرفت وتعالی و اجرای اصول عدالت اجتماعی هموار شد. در تاریخ ایران روز ۱۵ خرداد به عنوان خاطرهای دردناک از دشمنان ملت ایران باقی خواهد ماند و میلیونها مسلمان ایرانی به خاطر خواهند آورد که چگونه دشمنان هر وقت منافعشان اقتضا کند با یکدیگر همدست میشوند حتی در لباس مقدس و محترم روحانی.
rdu63oxa7rdvxemxhmxmp9bpda523q8
286310
286306
2026-06-13T21:17:10Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] را به [[برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد
24961
wikitext
text/x-wiki
این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شدهاست.استعمار سرخ و سیاهش، کهنه و نویش، روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنان همانند است، خیلی کم اتفاق افتادهاست که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند، مگر در موارد خاصی، که یکی از آنها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است. سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۲۵۲۰ شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت، که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد ماه ۲۵۲۲(۱۳۴۲) در تهران آشکار شد.
پس از بلوای شوم ۱۵ خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه میکردند دچار یک نوع سرگیجی عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده میشد. از یک سو عوامل تودهای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمنهای دهقانی نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل تودهای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند، دست به دامن عالم روحانیت زدند زیرا میپنداشتند که مخالف عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است، میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشکل سازد، بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود(«دهقانان زمینها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند!»)ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول وتعالیم اسلامی و به منظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و درنتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک«روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آنها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه اش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه خمایتهای خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند.
روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین ۱۵ خرداد شناخته شد.
روح الله خمینی معروف به «سید هندی» بود. درباره انتصاب او به هند هنوز حتی نزدیکترین کسانش توضیحی ندارند، به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشتهاست و به همین جهت به نام سید هندی معروف شدهاست. قول دیگر این بود که او در جوانی اشعار عاشقانه میسروده و به نام هندی تخلص میکردهاست و به همین جهت به نام هندی معروف شدهاست و عدهای هم عقیده دارند که چون تعلیمات او در هندوستان بوده فامیل هندی را از آن جهت انتخاب کردهاست که از کودکی تحت تعلیمات یک معلم بودهاست. آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز ۱۵ خرداد به خاطر همگان ماندهاست، کسی که علیه انقلاب ایران و به منظور اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه کمر بست و بدست عوامل خاص و شناخته شده علیه تقسیم املاک، آزادی زنان، ملی شدن جنگلها وارد مبارزه شد و خون بیگناهان را ریخت و نشان داد، هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ضدملی بگذارند.
برای ریشه یابی از واقعه ۱۵ خرداد و نقش قهرمان آن، توجه به مفاد یک گزارش و یک اعلامیه و یک مصاحبه کمک موثر خواهد کرد. چند هفته قبل از غائله ۱۵ خرداد گزارشی از طرف سازمان اوپک منتشر شد که در آن ذکر شده بود:«درآمد دولت انگلیس از نفت ایران چند برابر مجموع پولی است که در آن وقت عاید ایران میشد.»
چند روز قبل از غائله اعلامیهای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب به نام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول در اختیار اشخاص معینی گذارده شود. چند روز پس از غائله نخست وزیر وقت، در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد:«برما روشن است که پولی از خارج میآمده و بدست اشخاص میرسیده و در راه اجرای نقشههای پلید بین دستجات مختلف تقسیم میشدهاست».
خوشبختانه انقلاب ایران پیروز شد. آخرین مقاومت مالکان بزرگ و عوامل تودهای در هم شکسته شد و راه برای پیشرفت وتعالی و اجرای اصول عدالت اجتماعی هموار شد. در تاریخ ایران روز ۱۵ خرداد به عنوان خاطرهای دردناک از دشمنان ملت ایران باقی خواهد ماند و میلیونها مسلمان ایرانی به خاطر خواهند آورد که چگونه دشمنان هر وقت منافعشان اقتضا کند با یکدیگر همدست میشوند حتی در لباس مقدس و محترم روحانی.
rdu63oxa7rdvxemxhmxmp9bpda523q8
286316
286310
2026-06-13T21:23:46Z
محک
1295
286316
wikitext
text/x-wiki
== ایران و استعمار سرخ و سیاه ==
;احمد رشیدی مطلق
این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شدهاست.استعمار سرخ و سیاهش، کهنه و نویش، روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنان همانند است، خیلی کم اتفاق افتادهاست که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند، مگر در موارد خاصی، که یکی از آنها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است. سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۲۵۲۰ شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت، که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد ماه ۲۵۲۲(۱۳۴۲) در تهران آشکار شد.
پس از بلوای شوم ۱۵ خرداد که به منظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پایه ریزی شده بود، ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه میکردند دچار یک نوع سرگیجی عجیبی شده بودند، زیرا در یک جا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله به وضوح دیده میشد. از یک سو عوامل تودهای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن انجمنهای دهقانی نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند و به امید شکستن این برنامه و رجعت به وضع سابق، پول در دست عوامل تودهای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه این دسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت بازدارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند، دست به دامن عالم روحانیت زدند زیرا میپنداشتند که مخالف عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است، میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشکل سازد، بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود(«دهقانان زمینها را به عنوان زمین غصبی پس بدهند!»)ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول وتعالیم اسلامی و به منظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر و از روضه خوان تا چاقوکش را در اختیار داشتند، وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و درنتیجه مشکل ایجاد هرج و مرج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند، در صدد یافتن یک«روحانی» برآمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آنها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند. مردی که سابقه اش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالی مقام کشور با همه خمایتهای خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پی فرصت میگشت که به هر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند.
روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین ۱۵ خرداد شناخته شد.
روح الله خمینی معروف به «سید هندی» بود. درباره انتصاب او به هند هنوز حتی نزدیکترین کسانش توضیحی ندارند، به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشتهاست و به همین جهت به نام سید هندی معروف شدهاست. قول دیگر این بود که او در جوانی اشعار عاشقانه میسروده و به نام هندی تخلص میکردهاست و به همین جهت به نام هندی معروف شدهاست و عدهای هم عقیده دارند که چون تعلیمات او در هندوستان بوده فامیل هندی را از آن جهت انتخاب کردهاست که از کودکی تحت تعلیمات یک معلم بودهاست. آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز ۱۵ خرداد به خاطر همگان ماندهاست، کسی که علیه انقلاب ایران و به منظور اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه کمر بست و بدست عوامل خاص و شناخته شده علیه تقسیم املاک، آزادی زنان، ملی شدن جنگلها وارد مبارزه شد و خون بیگناهان را ریخت و نشان داد، هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ضدملی بگذارند.
برای ریشه یابی از واقعه ۱۵ خرداد و نقش قهرمان آن، توجه به مفاد یک گزارش و یک اعلامیه و یک مصاحبه کمک موثر خواهد کرد. چند هفته قبل از غائله ۱۵ خرداد گزارشی از طرف سازمان اوپک منتشر شد که در آن ذکر شده بود:«درآمد دولت انگلیس از نفت ایران چند برابر مجموع پولی است که در آن وقت عاید ایران میشد.»
چند روز قبل از غائله اعلامیهای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب به نام محمد توفیق القیسی با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول در اختیار اشخاص معینی گذارده شود. چند روز پس از غائله نخست وزیر وقت، در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد:«برما روشن است که پولی از خارج میآمده و بدست اشخاص میرسیده و در راه اجرای نقشههای پلید بین دستجات مختلف تقسیم میشدهاست».
خوشبختانه انقلاب ایران پیروز شد. آخرین مقاومت مالکان بزرگ و عوامل تودهای در هم شکسته شد و راه برای پیشرفت وتعالی و اجرای اصول عدالت اجتماعی هموار شد. در تاریخ ایران روز ۱۵ خرداد به عنوان خاطرهای دردناک از دشمنان ملت ایران باقی خواهد ماند و میلیونها مسلمان ایرانی به خاطر خواهند آورد که چگونه دشمنان هر وقت منافعشان اقتضا کند با یکدیگر همدست میشوند حتی در لباس مقدس و محترم روحانی.
pqcru0yzr03aoszoxc000vnl7l1u5us
286317
286316
2026-06-13T21:45:15Z
محک
1295
عین متن
286317
wikitext
text/x-wiki
== ایران و استعمار سرخ و سیاه ==
;احمد رشیدی مطلق
این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ یا به تعبیر دیگری اتحاد استعمار کهن و نو شدهاست.
استعمار، سرخ و سیاهش، کهنه و نویش روح تجاوز و تسلط و چپاول دارد و با اینکه خصوصیت ذاتی آنها همانند است، خیلی کم اتفاق افتادهاست که این دو استعمار شناخته شده تاریخ با یکدیگر همکاری نمایند مگر در موارد خاصی که یکی از آنها همکاری نزدیک و صمیمانه و صادقانه هر دو استعمار در برابر انقلاب ایران بخصوص برنامه مترقی اصلاحات ارضی در ایران است.
سرآعاز انقلاب شاه و ملت در روز ششم بهمن ماه ۲۵۲۰ شاهنشاهی استعمار سرخ و سیاه ایران را که ظاهرا هر کدام در کشور ما برنامه و نقشه خاصی داشتند با یکدیگر متحد ساخت که مظهر این همکاری صمیمانه در بلوای روزهای پانزدهم و شانزدهم خرداد ماه ۲۵۲۲ در تهران آشکار شد.
پس از بلوای شوم پانزدهم خرداد که بمنظور متوقف ساختن و ناکام ماندن انقلاب درخشان شاه و ملت پی ریزی شده بود ابتدا کسانی که واقعه را مطالعه میکردند دچار یک نوع سردر گمی عجیبی شده بودند زیرا در یکجا رد پای استعمار سیاه و در جای دیگر اثر انگشت استعمار سرخ در این غائله بوضوح دیده میشد.
از یکسو عوامل تودهای که با اجرای برنامه اصلاحات ارضی همه امیدهای خود را برای فریفتن دهقانان و ساختن (انجمنهای دهقانی) نقش بر آب میدیدند در برابر انقلاب دست به آشوب زدند و از سوی دیگر مالکان بزرگ که سالیان دراز میلیونها دهقان ایرانی را غارت کرده بودند به امید شکستن این برنامه و رجعت بوضع سابق دست و پول در دست عوامل تودهای و ورشکستگان دیگر سیاسی گذارده بودند و جالب اینکه ایندسته از کسانی که باور داشتند میتوانند چرخ انقلاب را از حرکت باز دارند و اراضی واگذار شده به دهقانان را از دست آنها خارج سازند دست بدامن عالم روحانیت زدند. زیرا میپنداشتند که مخالفت عالم روحانیت که در جامعه ایران از احترام خاصی برخوردار است میتواند نه تنها برنامه انقلاب را دچار مشگل سازد بلکه همانطور که یکی از مالکان بزرگ تصور کرده بود (دهقانان زمینها را بعنوان زمین غصبی پس بدهند!) ولی عالم روحانیت هوشیارتر از آن بود که علیه انقلاب شاه و ملت که منطبق با اصول و تعالیم اسلامی و بمنظور ایجاد عدالت و موقوف شدن استثمار فرد از فرد توسط رهبر انقلاب ایران طراحی شده بود برخیزد.
مالکان که برای ادامه تسلط خود همواره از ژاندارم تا وزیر، از روضه خوان تا چاقو کش را در اختیار داشتند وقتی با عدم توجه عالم روحانیت و در نتیجه مشگل ایجاد موج علیه انقلاب روبرو شدند و روحانیون برجسته حاضر به همکاری با آنها نشدند در صدد یافتن یک (روحانی) بر آمدند که مردی ماجراجو و بی اعتقاد و وابسته و سرسپرده به مراکز استعماری و بخصوص جاه طلب باشد و بتواند مقصود آنها را تامین نماید و چنین مردی را آسان یافتند.
مردی که سابقهاش مجهول بود و به قشری ترین و مرتجع ترین<!-- اینجا رفت ستون دوم --> عوامل استعمار وابسته بود و چون در میان روحانیون عالیمقام کشور با همه حمایتهای خاص موقعیتی بدست نیاورده بود در پس فرصت میگشت که بهر قیمتی هست خود را وارد ماجراهای سیاسی کند و اسم و شهرتی پیدا کند.
روح الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسبترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او کسی بود که عامل واقعه ننگین روز پانزده خرداد شناخته شد.
روح الله خمینی معروف به (سید هندی) بود در باره انتصاب او به هند هنوز حتی نزدیکترین کسانش توضیحی ندارند. به قولی او مدتی در هندوستان بسر برده و در آنجا با مراکز استعماری انگلیس ارتباطاتی داشتهاست و بهمین جهت بنام (سید هندی) معروف شدهاست قول دیگر این بود که او در جوانی اشعار عاشقانه میسروده و به نام (هندی) تخلص میکرده است و به همین جهت به نام هندی معروف شدهاست.
و عدهای هم عقیده دارند که چون تعلیمات او در هندوستان بوده فامیل هندی را از آن جهت انتخاب کردهاست که از کودکی تحت تعلیمات یک معلم بودهاست.
'''آنچه مسلم است شهرت او به نام غائله ساز پانزده خرداد بخاطر همگان ماندهاست کسی که علیه انقلاب ایران و به منظور اجرای نقشه استعمار سرخ و سیاه کمر بست و بدست عوامل خاص و شناخته شده علیه تقسیم املاک - آزادی زنان - ملی شدن جنگلها - وارد مبارز ه شد و خون بیگناهان را ریخت و نشان داد هستند هنوز کسانی که حاضرند خود را صادقانه در اختیار توطئه گران و عناصر ملی بگذارند.'''
'''برای ریشه یابی از واقعه پانزده خرداد و نقش قهرمان آن توجه بمفاد یک گزارش و یک اعلامیه و یک مصاحبه کمک موثر خواهد کرد.'''
'''چند هفته قبل از غائله ۱۵ خرداد گزارشی از طرف سازمان اوپک منتشر شد که در آن ذکر شده بود (درآمد دولت انگلیس از نفت ایران چند برابر مجموع پولی است که در آن وقت عاید ایران میشد).....'''
'''چند روز قبل از غائله اعلامیهای در تهران فاش شد که یک ماجراجوی عرب بنام (محمد توفیق القیسی) با یک چمدان محتوی ده میلیون ریال پول نقد در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده که قرار بود این پول در اختیار اشخاص معینی گذارده شود.'''
'''چند روز پس از غائله نخست وزیر وقت در یک مصاحبه مطبوعاتی فاش کرد (برما روشن است که پولی از خارج میآمده و بدست اشخاص میرسیده و در راه اجرای نقشه های پلید بین دستجات مختلف تقسیم میشدهاست) خوشبختانه انقلاب ایران پیروز شد و آخرین مقاومت مالکان بزرگ و عوامل تودهای در هم شکسته شد و راه برای پیشرفت و تعالی و اجرای اصول عدالت اجتماعی هموار شد در تاریخ انقلاب ایران روز پانزدهم خرداد بعنوان خاطرهای دردناک از دشمنان ملت ایران باقی خواهد ماند و میلیونها مسلمان ایرانی بخاطر خواهند آورد که چگونه دشمنان هر وقت منافعشان اقتضاء کند با یکدیگر همدست میشوند، حتی در لباس مقدس و محترم روحانی.'''
hi67ks8119v2v3erpb2a5ghoxcv3wld
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹
104
46854
286170
286161
2026-06-13T16:12:11Z
Hanooz
17889
286170
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="94.139.161.184" />{{سصم|||}}</noinclude>نزد وی برنگشت *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و در سال ششصد و یکم در روز اول از ماه اول آب از روی زمین خشک شد پس نوح پوشش کشتی را برداشته نگریست و اینک روی زمین خشک بود *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} و در روز بیست و هفتم از ماه دوم زمین خشک شد *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} آنگاه خدا نوح را مخاطب ساخته گفت *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} از کشتی بیرون شو تو و زوجهات و پسرانت و ازواج پسرانت با تو *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} و همهٔ حیواناتی را که نزد خود داری هر ذیجسدی را از پرندگان و بهایم و کل حشرات خزندهٔ بر زمین با خود بیرون آور تا بر زمین منتشر شده در جهان بارور و کثیر شوند *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} پس نوح و پسران او و زنش و زنان پسرانش با وی بیرون آمدند *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} و همهٔ حیوانات و همهٔ حشرات و همهٔ پرندگان و هر چه بر زمین حرکت میکند باجناس آنها از کشتی بدر شدند *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} و نوح مذبحی برای {{روخط|خداوند}} بنا کرد و از هر بهیمهٔ پاک و از هر پرندهٔ پاک گرفته قربانیهای سوختنی بر مذبح گذرانید *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بوی خوش بویید و{{روخط|خداوند}} در دل خود گفت بعد از این دیگر زمین را بسبب انسان لعنت نکنم زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است و بار دیگر همهٔ حیوانات را هلاک نکنم چنانکه کردم *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} مادامی که جهان باقی است زرع و حصاد و سرما و گرما و زمستان و تابستان و روز و شب موقوف نخواهد شد *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و خدا نوح و پسرانش را برکت دادهبدیشان گفت بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید *
{{verse|۹|۲|color=black}} و خوف شما و هیبت شما بر همهٔ حیوانات زمین و بر همهٔ پرندگان آسمان و بر هر چه بر زمین میخزد و بر همهٔ ماهیان دریا خواهد بود بدست شما تسلیم شدهاند *
{{verse|۹|۳|color=black}} و هر جنبندهای که زندگی دارد برای شما طعام باشد همهٔ را چون علف سبز بشما دادم *
{{verse|۹|۴|color=black}} مگر گوشت را با جانش که خون او باشد مخورید *
{{verse|۹|۵|color=black}} و هر آینه انتقام خون شما را برای جان شما خواهم گرفت از دست هر حیوان آن را خواهم گرفت و از دست انسان انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت *
{{verse|۹|۶|color=black}} هر که خون انسان ریزد خون وی بدست انسان ریخته شود زیرا خدا انسان را بصورت خود ساخت *
{{verse|۹|۷|color=black}} و شما بارور و کثیر شوید و در زمین منتشر شده در آن بیفزایید *
{{verse|۹|۸|color=black}} و خدا نوح و پسرانش را با وی خطاب کرده گفت *
{{verse|۹|۹|color=black}} اینک من عهد خود را با شما و بعد از شما با ذریت شما<noinclude></noinclude>
tsfk14mumdj1zbzv08ygnpy79xzfcyh
ویکینبشته:GUS2Wiki
4
61039
286194
285977
2026-06-13T18:06:09Z
Alexis Jazz
27824
Updating gadget usage statistics from [[Special:GadgetUsage]] ([[phab:T121049]])
286194
wikitext
text/x-wiki
{{#ifexist:Project:GUS2Wiki/top|{{/top}}|This page provides a historical record of [[Special:GadgetUsage]] through its page history. To get the data in CSV format, see wikitext. To customize this message or add categories, create [[/top]].}}
دادههای زیر در حافظهٔ نهانی وجود دارند و آخرین بار در 2026-06-13T11:19:10Z روزآمدسازی شدهاند. حداکثر {{PLURAL:5000|یک نتیجه|5000 نتیجه}} در حافظۀ نهان موجود است.
{| class="sortable wikitable"
! ابزار !! data-sort-type="number" | شمار کاربران !! data-sort-type="number" | کاربران فعال
|-
|AHK || 16 || 2
|-
|BotTools || 15 || 1
|-
|CleanDeleteReasons || 21 || 0
|-
|CustomizedEditTool || 17 || 2
|-
|GoogleTranslator || 30 || 1
|-
|GreenRedirect || 15 || 1
|-
|HotCat || 54 || 2
|-
|ImageAnnotator || 35 || 1
|-
|InterwikiTranslate || 31 || 0
|-
|UserMessages || 15 || 1
|-
|VeExtendedBar || 17 || 2
|-
|VeSuperTool || 18 || 2
|-
|addon-buttonsformove || 36 || 1
|-
|defaultsummaries || 20 || 0
|-
|dropdown-menus || 19 || 1
|-
|editzero || 13 || 1
|-
|intropreload || 15 || 1
|-
|lastdiff || 14 || 1
|-
|matchsplit || 32 || 1
|-
|ocr || 16 || 3
|-
|popups || 37 || 0
|-
|purgetab || 12 || 1
|-
|yekewarning || 49 || 1
|}
* [[ویژه:استفاده ابزار]]
* [[m:Meta:GUS2Wiki/Script|GUS2Wiki]]
<!-- data in CSV format:
AHK,16,2
BotTools,15,1
CleanDeleteReasons,21,0
CustomizedEditTool,17,2
GoogleTranslator,30,1
GreenRedirect,15,1
HotCat,54,2
ImageAnnotator,35,1
InterwikiTranslate,31,0
UserMessages,15,1
VeExtendedBar,17,2
VeSuperTool,18,2
addon-buttonsformove,36,1
defaultsummaries,20,0
dropdown-menus,19,1
editzero,13,1
intropreload,15,1
lastdiff,14,1
matchsplit,32,1
ocr,16,3
popups,37,0
purgetab,12,1
yekewarning,49,1
-->
jrlsrqhgamo953oimu4bpwnu7kvsys7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰
104
83893
286171
286091
2026-06-13T16:14:35Z
Hanooz
17889
286171
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>استوار سازم *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و با همهٔ جانورانی که با شما باشند از پرندگان و بهایم وهمهٔ حیوانات زمین با شما با هر چه از کشتی بیرون آمد حتی جمیع حیوانات زمین *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} عهد خود را با شما استوار میگردانم که بار دیگر هر ذیجسد از آب طوفان هلاک نشود و طوفان بعد از این نباشد تا زمین را خراب کند *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و خدا گفت اینست نشان عهدی که من میبندم در میان خود و شما و همهٔ جانورانی که با شما باشند نسلاً بعد نسل تا بابد *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} قوس خود را در ابر میگذارم و نشان آن عهدی که در میان من و جهان است خواهد بود *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} و هنگامی که ابر را بالای زمین گسترانم و قوس در ابر ظاهر شود *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همهٔ جانوران ذیجسد میباشد بیاد خواهم آورد و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذیجسدی را هلاک کند *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و قوس در ابر خواهد بود و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همهٔ جانوران است از هر ذیجسدی که بر زمین است *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} و خدا بنوح گفت این است نشان عهدی که استوار ساختم در میان خود و هر ذیجسدی که بر زمین است *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و پسران نوح که از کشتی بیرون آمدند سام و حام و یافث بودند و حام پدر کنعان است *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} اینانند سه پسر نوح و از ایشان تمامی جهان منشعب شد *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و نوح بفلاحت زمین شروع کرد و تاکستانی غرس نمود *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} و شراب نوشیده مستشد و در خیمهٔ خود عریان گردید *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و حام پدر کنعان برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} و سام و یافث ردا را گرفته بر کتف خود انداختند و پسپس رفته برهنگی پدر خود را پوشانیدند و روی ایشان باز پس بود که برهنگی پدر خود را ندیدند *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} و نوح از مستی خود بهوش آمده دریافت که پسر کهترش با وی چه کرده بود *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} پس گفت کنعان ملعون باد برادران خود را بندهٔ بندگان باشد *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} و گفت متبارک باد یهوه خدای سام و کنعان بندهٔ او باشد *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} خدا یافث را وسعت دهد و در خیمههای سام ساکن شود و کنعان بندهٔ او باشد *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} و نوح بعد از طوفان سیصد و پنجاه سال زندگانی کرد *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} پس جملهٔ ایام نوح نهصد و پنجاه سال بود که مرد *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} این است پیدایش پسران نوح سام و حام و یافث و از ایشان بعد از طوفان پسران<noinclude></noinclude>
lz7ed0b7huffl5t8gvti23qdyo5m1ph
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰
104
85593
286247
286147
2026-06-13T19:56:19Z
Hanooz
17889
286247
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۸۲|سفر پیدایش ۵۰|}}{{rule}}</noinclude>و یقیناً خدا از شما تفقّد خواهد نمود و شمارا از این زمین بزمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده است خواهد برد *
{{verse|۵۰|۲۵|color=black}} و یوسف ببنی اسرائیل سوگند داده گفت هر آینه خدا از شما تفقد خواهد نمود و استخوانهای مرا از اینجا خواهید برداشت *
{{verse|۵۰|۲۶|color=black}} و یوسف مرد در حینیکه صد و ده ساله بود و او را حنوط کرده در زمین مصر در تابوت گذاشتند *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
jvn6gzknbo85zit9nnwui4te13brgr5
گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷
105
86673
286308
284423
2026-06-13T21:16:35Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[بحث پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] را به [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد: بلد نیستم. آزمایش و احتمالاً خطا میکنم. لطفاً چک کنید.
284423
wikitext
text/x-wiki
== درخواست احیا ==
[[کاربر:Hanooz]] سلام. این مقاله با نام مستعار نوشته شده و فکر میکنم به روزنامه اطلاعات متعلق است. لذا شامل کپیرایت نمیشود. تصویر آن نیز [[:پرونده:ایران و استعمار سرخ و سیاه، احمد رشیدی مطلق، اطلاعات، ۱۷ دی ۱۳۵۶.jpeg|در ویکیکامنز]] بارگذاری شده و وجود دارد. با توجه به اهمیت این نامه و سختی دسترسی به آن (به خاطر بمب گوگلی سایتهای حکومتی)، درخواست دارم نسخه ویکینبشته آن را احیا کنید. --[[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)
:سلام. من دسترسی مدیریت ندارم. از کاربر:Darafsh یا کاربر:Pedram.salehpoor باید درخواست کنید. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۷ (UTC)
::اوه ببخشید!
::@[[کاربر:Darafsh|Darafsh]] و @[[کاربر:Pedram.salehpoor|Pedram.salehpoor]]، سلام. شما هستید؟ [[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ (UTC)
:::@[[کاربر:محک|محک]] سلام. انجام شد. به نظرم بهتر است که متن و تصویر در یکجا باشند و از ابزار ویکینبشته استفاده شود. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۴ (UTC)
:::: عنوان درست این خواهد بود: [[اطلاعات/شماره ۱۵۵۰۶/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] و متن باید به برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷ منتقل شود. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)
9ucicxnufidei2ba3sc388ai71lhkr3
286312
286308
2026-06-13T21:17:10Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] را به [[گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد
284423
wikitext
text/x-wiki
== درخواست احیا ==
[[کاربر:Hanooz]] سلام. این مقاله با نام مستعار نوشته شده و فکر میکنم به روزنامه اطلاعات متعلق است. لذا شامل کپیرایت نمیشود. تصویر آن نیز [[:پرونده:ایران و استعمار سرخ و سیاه، احمد رشیدی مطلق، اطلاعات، ۱۷ دی ۱۳۵۶.jpeg|در ویکیکامنز]] بارگذاری شده و وجود دارد. با توجه به اهمیت این نامه و سختی دسترسی به آن (به خاطر بمب گوگلی سایتهای حکومتی)، درخواست دارم نسخه ویکینبشته آن را احیا کنید. --[[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)
:سلام. من دسترسی مدیریت ندارم. از کاربر:Darafsh یا کاربر:Pedram.salehpoor باید درخواست کنید. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۷ (UTC)
::اوه ببخشید!
::@[[کاربر:Darafsh|Darafsh]] و @[[کاربر:Pedram.salehpoor|Pedram.salehpoor]]، سلام. شما هستید؟ [[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ (UTC)
:::@[[کاربر:محک|محک]] سلام. انجام شد. به نظرم بهتر است که متن و تصویر در یکجا باشند و از ابزار ویکینبشته استفاده شود. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۴ (UTC)
:::: عنوان درست این خواهد بود: [[اطلاعات/شماره ۱۵۵۰۶/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] و متن باید به برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷ منتقل شود. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)
9ucicxnufidei2ba3sc388ai71lhkr3
286318
286312
2026-06-13T21:46:37Z
محک
1295
/* درخواست احیا */ پاسخ
286318
wikitext
text/x-wiki
== درخواست احیا ==
[[کاربر:Hanooz]] سلام. این مقاله با نام مستعار نوشته شده و فکر میکنم به روزنامه اطلاعات متعلق است. لذا شامل کپیرایت نمیشود. تصویر آن نیز [[:پرونده:ایران و استعمار سرخ و سیاه، احمد رشیدی مطلق، اطلاعات، ۱۷ دی ۱۳۵۶.jpeg|در ویکیکامنز]] بارگذاری شده و وجود دارد. با توجه به اهمیت این نامه و سختی دسترسی به آن (به خاطر بمب گوگلی سایتهای حکومتی)، درخواست دارم نسخه ویکینبشته آن را احیا کنید. --[[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۴۴ (UTC)
:سلام. من دسترسی مدیریت ندارم. از کاربر:Darafsh یا کاربر:Pedram.salehpoor باید درخواست کنید. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۷ (UTC)
::اوه ببخشید!
::@[[کاربر:Darafsh|Darafsh]] و @[[کاربر:Pedram.salehpoor|Pedram.salehpoor]]، سلام. شما هستید؟ [[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۳۸ (UTC)
:::@[[کاربر:محک|محک]] سلام. انجام شد. به نظرم بهتر است که متن و تصویر در یکجا باشند و از ابزار ویکینبشته استفاده شود. [[کاربر:Darafsh|<span style="color:Purple; text-shadow:grey 0.1em 0.2em 0.1em;">درفش کاویانی</span>]] ([[بحث کاربر:Darafsh|<span title="پیام بگذارید!" style="cursor: crosshair;">بحث</span>]]) ۳۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۰:۵۴ (UTC)
:::: عنوان درست این خواهد بود: [[اطلاعات/شماره ۱۵۵۰۶/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] و متن باید به برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷ منتقل شود. [[کاربر:Hanooz|Hanooz]] ([[بحث کاربر:Hanooz|بحث]]) ۳۱ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۵ (UTC)
:::::@[[کاربر:Hanooz|Hanooz]] سلام مجدد. عنوان را منتقل کردم و متن را اصلاح کردم تا عین متن روزنامه شود. ولی نمیدانم لینک بالا که گفتید به چه کار میآید؟ [[کاربر:محک|محک]] ([[بحث کاربر:محک|بحث]]) ۱۳ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۴۶ (UTC)
1izbpvvk2kx79v2c33glekfhopmgxr1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۰
104
87474
286294
286078
2026-06-13T20:48:30Z
Hanooz
17889
286294
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ریختنی مال هر روز را در روزش *
{{verse|۲۳|۳۸|color=black}} سوای سَبَّتهای {{روخط|خداوند}} و سوای عطایای خود و سوای جمیع نذرهای خود و سوای همهٔ نوافل خود که برای {{روخط|خداوند}} میدهید *
{{verse|۲۳|۳۹|color=black}} در روز پانزدهم ماه هفتم چون شما محصول زمین را جمع کرده باشید عید {{روخط|خداوند}} را هفت روز نگاه دارید در روز اول آرامی سَبَّت خواهد بود و در روز هشتم آرامی سَبَّت *
{{verse|۲۳|۴۰|color=black}} و در روز اول میوهٔ درختان نیکو برای خود بگیرید و شاخههای خرما و شاخههای درختان پربرگ و بیدهای نهر و بحضور یهوه خدای خود هفت روز شادی نمایید *
{{verse|۲۳|۴۱|color=black}} و آن را هر سال هفت روزبرای {{روخط|خداوند}} عید نگاه دارید برای پشتهای شما فریضهای ابدی است که در ماه هفتم آن را عید نگاه دارید *
{{verse|۲۳|۴۲|color=black}} هفت روز در خیمهها ساکن باشید همهٔ متوطنان در اسرائیل در خیمهها ساکن شوند *
{{verse|۲۳|۴۳|color=black}} تا طبقات شما بدانند که من بنی اسرائیل را وقتی که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم در خیمهها ساکن گردانیدم من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۳|۴۴|color=black}} پس موسی بنی اسرائیل را از موسمهای {{روخط|خداوند}} خبر داد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} که بنی اسرائیل را امر بفرما تا روغن زیتون صاف کوبیده شده برای روشنائی بگیرند تا چراغ را دائماً روشن کنند *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} هارون آن را بیرون حجاب شهادت در خیمهٔ اجتماع از شام تا صبح بحضور {{روخط|خداوند}} پیوسته بیاراید در پشتهای شما فریضهٔ ابدی است *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} چراغها را بر چراغدان طاهر بحضور {{روخط|خداوند}} پیوسته بیاراید *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} و آرد نرم بگیر و از آن دوازده گِرده بپز برای هر گِرده دو عشر باشد *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} و آنها را بدو صف در هر صف شش بر میز طاهر بحضور {{روخط|خداوند}} بگذار *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} و بر هر صف بُخور صاف بنه تا بجهت یادگاری برای نان و هدیهٔ آتشین باشد برای {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} در هر روز سَبَّت آن را همیشه بحضور {{روخط|خداوند}} بیاراید از جانب بنی اسرائیل عهد ابدی خواهد بود *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} و از آنِ هارون و پسرانش خواهد بود تا آن را در مکان مقدس بخورند زیرا این از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} بفریضهٔ ابدی برای وی قدساقداسخواهد بود *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و پسر زن اسرائیلی که پدرش مرد مصری بود در میان بنی اسرائیل بیرون آمد و پسر زن اسرائیلی با مرد اسرائیلی در لشکرگاه جنگ کردند *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و پسر زن اسرائیلی اسم را کفر گفت و لعنت کرد پس او را نزد موسی آوردند و نام مادر او شلومیت دختر دبری از سبط دان بود *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و او را در زندان انداختند تا از دهن {{روخط|خداوند}} اطلاع یابند *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} آن کس را که لعنت کرده است بیرون لشکرگاه ببر و همهٔ آنانی که شنیدند دستهای خود را بر سر وی بنهند و تمامی جماعت او را سنگسار کنند *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو هر کسی که خدای خود را لعنت کند متحمل گناه خود خواهد بود *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} و هر که اسم یهوه را کفر گوید هرآینه کشته شود تمامی جماعت او را البته سنگسار کنند خواه غریب خواه متوطن چونکه اسم را کفر گفته است کشته شود *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و کسی که آدمی را بزند که بمیرد البته کشته شود *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و کسی که بهیمهای را بزند که بمیرد عوض آن را بدهد جان بعوض جان *
{{verse|۲۴|۱۹|color=black}} و کسی که همسایهٔ خود را عیب رسانیده باشد چنانکه او کرده باشد باو کرده خواهد شد *
{{verse|۲۴|۲۰|color=black}} شکستگی عوض شکستگی چشم عوض چشم دندان عوض دندان چنانکه بآن شخص عیب رسانیده همچنان باو رسانیده شود *
{{verse|۲۴|۲۱|color=black}} وکسی که بهیمهای را کشت عوض آن را بدهد اما کسی که انسان را کشت کشته شود *
{{verse|۲۴|۲۲|color=black}} شما را یک حکم خواهد بود خواه غریب خواه متوطن زیرا که من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۴|۲۳|color=black}} و موسی بنی اسرائیل را خبر داد و آن را که لعنت کرده بود بیرون لشکرگاه بردند و او را بسنگ سنگسار کردند پس بنی اسرائیل چنان که {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود بعمل آوردند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را در کوه سینا خطابکرده گفت *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو چون شما بزمینی که من بشما میدهم داخل شوید آنگاه زمین سَبَّت {{روخط|خداوند}} را نگاه بدارد *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} شش سال مزرعهٔ خود را بکار و شش سال تاکستان خود را پازش بکن و محصولش را جمع کن *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} و در سال هفتم سَبَّت آرامی برای زمین باشد یعنی سَبَّت برای {{روخط|خداوند}} مزرعهٔ خود را مکار و تاکستان خود را پازش منما *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} آنچه از مزرعهٔ تو خودرو باشد درو مکن و انگورهای مو پازش ناکردهٔ خود را مچین سال آرامی برای زمین باشد *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} و سَبَّت زمین خوراک بجهت شما خواهد بود<noinclude></noinclude>
cy4hfdv5kziseg3l5ok7v1to4342sly
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸
104
87476
286213
286080
2026-06-13T19:02:43Z
Hanooz
17889
286213
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همراه او باید بگشائی *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} حق فقیر خود را در دعوی او منحرف مساز *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} از امر دروغ اجتناب نما و بیگناه و صالح را بقتل مرسان زیرا که ظالم را عادل نخواهم شمرد *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} و رشوت مخور زیرا که رشوت بینایان را کور میکند و سخن صدّیقان را کج میسازد *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} و بر شخص غریب ظلم منما زیرا که از دل غریبان خبر دارید چونکه در زمین مصر غریب بودید *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و شش سال مزرعهٔ خود را بکار و محصولش را جمع کن *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} لیکن در هفتمین آن را بگذار و ترک کن تا فقیران قوم تو از آن بخورند و آنچه از ایشان باقی ماند حیوانات صحرا بخورند همچنین با تاکستان و درختان زیتون خود عمل نما *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} شش روز بشغل خود بپرداز و در روز هفتمین آرام کن تا گاوت و الاغت آرام گیرند و پسر کنیزت و مهمانت استراحت کنند *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و آنچه را بشما گفتهام نگاه دارید و نام خدایان غیر را ذکر مکنید از زبانت شنیده نشود *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} در هر سال سه مرتبه عید برای من نگاه دار *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} عید فطیر را نگاه دار و چنانکه تو را امر فرمودهام هفت روز نان فطیر بخور در زمان معین در ماه اَبیب زیرا که در آن از مصر بیرون آمدی و هیچ کس بحضور من تهی دست حاضر نشود *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} و عید حصاد نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشتهای و عید جمع را در آخر سال وقتی که حاصل خود را از صحرا جمع کردهای *
{{verse|۲۳|۱۷|color=black}} در هر سال سه مرتبه همهٔ ذکورانت بحضور {{روخط|خداوند}} یهوه حاضر شوند *
{{verse|۲۳|۱۸|color=black}} خون قربانی مرا با نان خمیرمایهدار مگذران و پیه عید من تا صبح باقی نماند *
{{verse|۲۳|۱۹|color=black}} نوبر نخستین زمین خود را بخانهٔ یهوهخدای خود بیاورو بزغاله را در شیر مادرش مپز *
{{verse|۲۳|۲۰|color=black}} اینک من فرشتهای پیش روی تو میفرستم تا تو را در راه محافظت نموده بدان مکانی که مهیا کردهام برساند *
{{verse|۲۳|۲۱|color=black}} از او با حذر باش و آواز او را بشنو و از او تَمَرُّد منما زیرا گناهان شما را نخواهد آمرزید چونکه نام من در اوست *
{{verse|۲۳|۲۲|color=black}} و اگر قول او را شنیدی و بآنچه گفتهام عمل نمودی هرآینه دشمن دشمنانت و مخالف مخالفانت خواهم بود *
{{verse|۲۳|۲۳|color=black}} زیرا فرشتهٔ من پیش روی تو میرود و تو را باَموریان و حتیان و فرزیان و کنعانیان و حویان و یبوسیان خواهد رسانید و ایشان را هلاک خواهم ساخت *
{{verse|۲۳|۲۴|color=black}} خدایان ایشان را سجده منما و آنها را عبادت مکن و موافق کارهای ایشان مکن البته آنها را منهدم ساز و بتهای ایشان را بشکن *
{{verse|۲۳|۲۵|color=black}} و یهوه خدای خود را عبادت نمایید تا نان و آب تو را برکت دهد و بیماری را از میان تو دور خواهم کرد *
{{verse|۲۳|۲۶|color=black}} و در زمینت سقط کننده و نازاد نخواهد بود و شمارهٔ روزهایت را تمام خواهم کرد *
{{verse|۲۳|۲۷|color=black}} و خوف خود را پیش روی تو خواهم فرستاد و هر قومی را که بدیشان برسی متحیر خواهم ساخت و جمیع دشمنانت را پیش تو روگردان خواهم ساخت *
{{verse|۲۳|۲۸|color=black}} و زنبورها پیش روی تو خواهم فرستاد تا حویان و کنعانیان و حتیان را از حضورت برانند *
{{verse|۲۳|۲۹|color=black}} ایشان را در یک سال از حضور تو نخواهم راند مبادا زمین ویران گردد و حیوانات صحرا بر تو زیاده شوند *
{{verse|۲۳|۳۰|color=black}} ایشان را از پیش روی تو بتدریج خواهم راند تا کثیر شوی و زمین را متصرف گردی *
{{verse|۲۳|۳۱|color=black}} و حدود تو را از بحر قلزم تا بحر فلسطین و از صحرا تا نهر فرات قرار دهم زیرا ساکنان آن زمین را بدست شما خواهم سپرد و ایشان را از پیش روی خود خواهی راند *
{{verse|۲۳|۳۲|color=black}} با ایشان و با خدایان ایشان عهد مبند *
{{verse|۲۳|۳۳|color=black}} در زمین تو ساکن نشوند مبادا تو را بر من عاصی گردانند و خدایان ایشان را عبادت کنی و دامی برای تو باشد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} و بموسی گفت نزد {{روخط|خداوند}} بالا بیا تو و هارون و ناداب و اَبِیهُو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل و از دور سجده کنید *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} و موسی تنها نزدیک {{روخط|خداوند}} بیاید و ایشان نزدیک نیایند و قوم همراه او بالا نیایند *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} پس موسی آمده همهٔ سخنان {{روخط|خداوند}} و همهٔ این احکام را بقوم باز گفت و تمامی قوم بیک زبان در جواب گفتند همهٔ سخنانی که {{روخط|خداوند}} گفته است بجا خواهیم آورد *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} و موسی تمامی سخنان {{روخط|خداوند}} را نوشت و بامدادان برخاسته مذبحی در پای کوه و دوازده ستون موافق دوازده سبط اسرائیل بنا نهاد *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} و بعضی از جوانان بنی اسرائیل را فرستاد و قربانیهای سوختنی گذرانیدندو قربانیهای سلامتی از گاوان برای {{روخط|خداوند}} ذبح کردند *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} و موسی نصف خون را گرفته در لگنها ریخت و نصف خون را بر مذبح پاشید *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} و کتاب عهد را گرفته بسمع قوم خواند پس گفتند هر آنچه {{روخط|خداوند}} گفته است خواهیم کرد و گوش خواهیم گرفت *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده گفت اینک خون آن عهدی که {{روخط|خداوند}} بر جمیع این سخنان با شما بسته است *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} و موسی با هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل بالا رفت *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و خدای اسرائیل را دیدند و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت کبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و بر سروران<noinclude></noinclude>
pk7qsqjecyuj7hawmgd9wmy8r9eoj8p
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۱
104
87535
286172
2026-06-13T17:17:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و این است نامهای پسران اسرائیل که بهمصر آمدند هر کس با اهل خانهاش همراه یعقوب آمدند * {{verse|۱|۲|color=black}} رؤبین و شمعون و لاوی و یهودا * {{verse|۱|۳|color=black}} یساکار و زبولون و بنیامین * {{verse|۱|۴|color=black}} و دان و نفت...» ایجاد کرد
286172
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و این است نامهای پسران اسرائیل که بهمصر آمدند هر کس با اهل خانهاش همراه یعقوب آمدند *
{{verse|۱|۲|color=black}} رؤبین و شمعون و لاوی و یهودا *
{{verse|۱|۳|color=black}} یساکار و زبولون و بنیامین *
{{verse|۱|۴|color=black}} و دان و نفتالی و جاد و اشیر *
{{verse|۱|۵|color=black}} و همهٔ نفوسی که از صُلب یعقوب پدید آمدند هفتاد نفر بودند و یوسف در مصر بود *
{{verse|۱|۶|color=black}} و یوسف و همهٔ برادرانش و تمامی آن طبقه مردند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و بنیاسرائیل بارور و منتشر شدند و کثیر و بینهایت زورآور گردیدند و زمین از ایشان پر گشت *
{{verse|۱|۸|color=black}} اما پادشاهی دیگر بر مصر برخاست که یوسف را نشناخت *
{{verse|۱|۹|color=black}} و بقوم خود گفت همانا قوم بنیاسرائیل از ما زیاده و زورآورترند *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} بیایید با ایشان بحکمت رفتار کنیم مبادا که زیاد شوند و واقع شود که چون جنگ پدید آید ایشان نیز با دشمنان ما همداستان شوند و با ما جنگ کرده از زمین بیرون روند *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} پس سرکاران بر ایشان گماشتند تا ایشان را بکارهای دشوار ذلیل سازند و برای فرعون شهرهای خزینه یعنی فیتوم و رَعمسیس را بنا کردند *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} لیکن چندانکه بیشتر ایشان را ذلیل ساختند زیادتر متزاید و منتشر گردیدند و از بنیاسرائیل احتراز مینمودند *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و مصریان از بنیاسرائیل بظلم خدمت گرفتند *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و جانهای ایشان را ببندگی سخت بگلکاری وخشتسازی و هر گونه عمل صحرائی تلخ ساختندی و هر خدمتی که بر ایشان نهادندی بظلم میبود *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} و پادشاه مصر بقابلههای عبرانی که یکی را شِفرَه و دیگری را فُوعَه نام بود امر کرده *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} گفت چون قابلهگری برای زنان عبرانی بکنید و بر سنگها نگاه کنید اگر پسر باشد او را بکُشید و اگر دختر بود زنده بماند *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} لکن قابلهها از خدا ترسیدند و آنچه پادشاه مصر بدیشان فرموده بود نکردند بلکه پسران را زنده گذاردند *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} پس پادشاه مصر قابلهها را طلبیده بدیشان<noinclude></noinclude>
0y7oajomqq8ahqcqbrz4w3aaroh3vhn
286173
286172
2026-06-13T17:17:47Z
Hanooz
17889
286173
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|سفر خروج}}
{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و این است نامهای پسران اسرائیل که بهمصر آمدند هر کس با اهل خانهاش همراه یعقوب آمدند *
{{verse|۱|۲|color=black}} رؤبین و شمعون و لاوی و یهودا *
{{verse|۱|۳|color=black}} یساکار و زبولون و بنیامین *
{{verse|۱|۴|color=black}} و دان و نفتالی و جاد و اشیر *
{{verse|۱|۵|color=black}} و همهٔ نفوسی که از صُلب یعقوب پدید آمدند هفتاد نفر بودند و یوسف در مصر بود *
{{verse|۱|۶|color=black}} و یوسف و همهٔ برادرانش و تمامی آن طبقه مردند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و بنیاسرائیل بارور و منتشر شدند و کثیر و بینهایت زورآور گردیدند و زمین از ایشان پر گشت *
{{verse|۱|۸|color=black}} اما پادشاهی دیگر بر مصر برخاست که یوسف را نشناخت *
{{verse|۱|۹|color=black}} و بقوم خود گفت همانا قوم بنیاسرائیل از ما زیاده و زورآورترند *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} بیایید با ایشان بحکمت رفتار کنیم مبادا که زیاد شوند و واقع شود که چون جنگ پدید آید ایشان نیز با دشمنان ما همداستان شوند و با ما جنگ کرده از زمین بیرون روند *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} پس سرکاران بر ایشان گماشتند تا ایشان را بکارهای دشوار ذلیل سازند و برای فرعون شهرهای خزینه یعنی فیتوم و رَعمسیس را بنا کردند *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} لیکن چندانکه بیشتر ایشان را ذلیل ساختند زیادتر متزاید و منتشر گردیدند و از بنیاسرائیل احتراز مینمودند *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و مصریان از بنیاسرائیل بظلم خدمت گرفتند *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و جانهای ایشان را ببندگی سخت بگلکاری وخشتسازی و هر گونه عمل صحرائی تلخ ساختندی و هر خدمتی که بر ایشان نهادندی بظلم میبود *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} و پادشاه مصر بقابلههای عبرانی که یکی را شِفرَه و دیگری را فُوعَه نام بود امر کرده *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} گفت چون قابلهگری برای زنان عبرانی بکنید و بر سنگها نگاه کنید اگر پسر باشد او را بکُشید و اگر دختر بود زنده بماند *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} لکن قابلهها از خدا ترسیدند و آنچه پادشاه مصر بدیشان فرموده بود نکردند بلکه پسران را زنده گذاردند *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} پس پادشاه مصر قابلهها را طلبیده بدیشان<noinclude></noinclude>
7e2uolgy0zeyutjda2h7yrp9irhx8ha
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۲
104
87536
286174
2026-06-13T17:18:17Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گفت چرا این کار را کردید و پسران را زنده گذاردید؟ * {{verse|۱|۱۹|color=black}} قابلهها بفرعون گفتند از این سبب که زنان عبرانی چون زنان مصری نیستند بلکه زورآورند و قبل از رسیدن قابله میزایند * {{verse|۱|۲۰|color=black}} و خدا با قابلهها احسان نمود و قوم کثیر شدند و بس...» ایجاد کرد
286174
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گفت چرا این کار را کردید و پسران را زنده گذاردید؟ *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} قابلهها بفرعون گفتند از این سبب که زنان عبرانی چون زنان مصری نیستند بلکه زورآورند و قبل از رسیدن قابله میزایند *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و خدا با قابلهها احسان نمود و قوم کثیر شدند و بسیار توانا گردیدند *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} و واقع شد چونکه قابلهها از خدا ترسیدند خانهها برای ایشان بساخت *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} و فرعون قوم خود را امر کرده گفت هر پسری که زاییده شود بنهر اندازید و هر دختری را زنده نگاه دارید *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و شخصی از خاندان لاوی رفته یکی از دختران لاوی را بزنی گرفت *
{{verse|۲|۲|color=black}} و آن زن حامله شده پسری بزاد و چون او را نیکومنظردید وی را سه ماه نهان داشت *
{{verse|۲|۳|color=black}} و چون نتوانست او را دیگر پنهان دارد تابوتی از نی برایش گرفت و آن را بقیر و زِفت اندوده طفل را در آن نهاد و آن را در نیزار بکنار نهر گذاشت *
{{verse|۲|۴|color=black}} و خواهرش از دور ایستاد تا بداند او را چه میشود *
{{verse|۲|۵|color=black}} و دختر فرعون برای غسل بنهر فرود آمد و کنیزانش بکنار نهر میگشتند پس تابوت را در میان نیزار دیده کنیزک خویش را فرستاد تا آن را بگیرد *
{{verse|۲|۶|color=black}} و چون آن را بگشاد طفل را دید و اینک پسری گریان بود پس دلش بر وی بسوخت و گفت این از اطفال عبرانیان است *
{{verse|۲|۷|color=black}} و خواهر وی بدختر فرعون گفت آیا بروم و زنی شیرده را از زنان عبرانیان نزدت بخوانم تا طفل را برایت شیر دهد؟ *
{{verse|۲|۸|color=black}} دختر فرعون بوی گفت برو پس آن دختر رفته مادر طفل را بخواند *
{{verse|۲|۹|color=black}} و دختر فرعون گفت این طفل را ببَر و او را برای من شیر بده و مزد تو را خواهم داد پس آن زن طفل را برداشته بدو شیر میداد *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و چون طفل نمو کرد وی را نزد دختر فرعون برد و او را پسر شد و وی را موسی نام نهاد زیرا گفت او را از آب کشیدم *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و واقع شد در آن ایام که چون موسی بزرگ شد نزد برادران خود بیرون آمد و بکارهای دشوار ایشان نظر انداخته شخصی مصری را دید که شخصی عبرانی را که از برادران او بود میزند *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} پس بهر طرف نظر افکنده چون کسی را ندید آن مصری را کشت و او را در ریگ پنهانساخت *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} و روز دیگر بیرون آمد که ناگاه دو مرد عبرانی منازعه میکنند پس بظالم گفت چرا همسایهٔ خود را<noinclude></noinclude>
62x2ceoyn5l7b66osavx5ajdpb6rc54
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۳
104
87537
286175
2026-06-13T17:18:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میزنی * {{verse|۲|۱۴|color=black}} گفت کیست که تو را بر ما حاکم یا داور ساخته است؟ مگر تو میخواهی مرا بکشی چنانکه آن مصری را کشتی؟ پس موسی ترسید و گفت یقیناً این امر شیوع یافته است * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و چون فرعون این ماجرا را بشنید قصد قتل موسی کرد و موسی از ح...» ایجاد کرد
286175
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میزنی *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} گفت کیست که تو را بر ما حاکم یا داور ساخته است؟ مگر تو میخواهی مرا بکشی چنانکه آن مصری را کشتی؟ پس موسی ترسید و گفت یقیناً این امر شیوع یافته است *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} و چون فرعون این ماجرا را بشنید قصد قتل موسی کرد و موسی از حضور فرعون فرار کرده در زمین مدیان ساکن شد و بر سر چاهی بنشست *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} و کاهن مدیان را هفت دختر بود که آمدند و آب کشیده آبخورها را پر کردند تا گلهٔ پدر خویش را سیراب کنند *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} و شبانان نزدیک آمدند تا ایشان را دور کنند آنگاه موسی برخاسته ایشان را مدد کرد و گلهٔ ایشان را سیراب نمود *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} و چون نزد پدر خود رعوئیل آمدند او گفت چگونه امروز بدین زودی برگشتید؟ *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} گفتند شخصی مصری ما را از دست شبانان رهائی داد و آب نیز برای ما کشیده گله را سیراب نمود *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} پس بدختران خود گفت او کجاست؟ چرا آن مرد را ترک کردید؟ وی را بخوانید تا نان خورَد *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} و موسی راضی شد که با آن مرد ساکن شود و او دختر خود صفوره را بموسی داد *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} و آن زن پسری زایید و موسی او را جِرشون نام نهاد چه گفت در زمین بیگانه نزیل شدم *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} و واقع شد بعد از ایام بسیار که پادشاه مصر بمرد و بنیاسرائیل بسبب بندگی آه کشیده استغاثه کردند و نالهٔ ایشان بسبب بندگی نزد خدا برآمد *
{{verse|۲|۲۴|color=black}} و خدا نالهٔ ایشان را شنید و خداعهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بیاد آورد *
{{verse|۲|۲۵|color=black}} و خدا بر بنیاسرائیل نظر کرد و خدا دانست *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} و اما موسی گلهٔ پدر زن خود یترون کاهن مدیان را شبانی میکرد و گله را بدان طرف صحرا راند و بحوریب که جبلالله باشد آمد *
{{verse|۳|۲|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} در شعلهٔ آتش از میان بوتهای بر وی ظاهر شد و چون او نگریست اینک آن بوته بآتش مشتعل است اما سوخته نمیشود *
{{verse|۳|۳|color=black}} و موسی گفت اکنون بدان طرف شوم و این امر غریب را ببینم که بوته چرا سوخته نمیشود *
{{verse|۳|۴|color=black}} چون {{روخط|خداوند}} دید که برای دیدن مایل بدان سو میشود خدا از میان بوته بوی ندا درداد و گفت ای موسی ای موسی گفت لبیک *
{{verse|۳|۵|color=black}} گفت بدین جا نزدیک میا نعلین خود را از پایهایت بیرون کن زیرا مکانی که در آن ایستادهای زمین مقدس است *
{{verse|۳|۶|color=black}} و گفت من هستم خدای پدرت<noinclude></noinclude>
muonl1gumjazqwmsoxq0bm6504djp58
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۴
104
87538
286176
2026-06-13T17:19:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوبآنگاه موسی روی خود را پوشانید زیرا ترسید که بخدا بنگرد * {{verse|۳|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت هر آینه مصیبت قوم خود را که در مصرند دیدم و استغاثهٔ ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم زیرا غمهای ایشان را میدان...» ایجاد کرد
286176
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوبآنگاه موسی روی خود را پوشانید زیرا ترسید که بخدا بنگرد *
{{verse|۳|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت هر آینه مصیبت قوم خود را که در مصرند دیدم و استغاثهٔ ایشان را از دست سرکاران ایشان شنیدم زیرا غمهای ایشان را میدانم *
{{verse|۳|۸|color=black}} و نزول کردم تا ایشان را از دست مصریان خلاصی دهم و ایشان را از آن زمین بزمین نیکو و وسیع برآورم بزمینی که بشیر و شهد جاری است بمکان کنعانیان و حِتّیان و اَموریان و فَرِزِّیان و حِوّیان ویبوسیان *
{{verse|۳|۹|color=black}} و الا´ن اینک استغاثهٔ بنیاسرائیل نزد من رسیده است و ظلمی را نیز که مصریان بر ایشان میکنند دیدهام *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} پس اکنون بیا تا تو را نزد فرعون بفرستم و قوم من بنیاسرائیل را از مصر بیرون آوری *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} موسی بخدا گفت من کیستم که نزد فرعون بروم و بنیاسرائیل را از مصر بیرون آورم؟ *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} گفت البته با تو خواهم بود و علامتی که من تو را فرستادهام این باشد که چون قوم را از مصر بیرون آوردی خدا را بر این کوه عبادت خواهید کرد *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} موسی بخدا گفت اینک چون من نزد بنیاسرائیل برسم و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است و از من بپرسند که نام او چیست بدیشان چه گویم؟ *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} خدا بموسی گفت هستم آنکه هستم و گفت ببنیاسرائیل چنین بگو اهْیه هستم مرا نزد شما فرستاد *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و خدا باز بموسی گفت ببنیاسرائیل چنین بگو یهوه خدای پدران شما خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب مرا نزد شما فرستاده این است نام من تا ابدالا´باد و این است یادگاری من نسلاً بعد نسل *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} برو و مشایخ بنیاسرائیل را جمع کرده بدیشان بگو یهوه خدای پدران شما خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب بمن ظاهر شده گفت هر آینه از شما و از آنچه بشما در مصر کردهاند تفقد کردهام *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} و گفتم شما را از مصیبت مصر بیرون خواهم آورد بزمین کنعانیان و حتیان و اموریان و فرزیان و حویان و یبوسیان بزمینی که بشیر و شهد جاری است *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} و سخن تو را خواهند شنید و تو با مشایخ اسرائیل نزد پادشاه مصربروید و بوی گویید یهوه خدای عبرانیان ما را ملاقات کرده است و الا´ن سفر سه روزه بصحرا برویم تا برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} و من میدانم که پادشاه مصر شما را نمیگذارد بروید و نه هم بدست زورآور *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} پس دست خود را دراز خواهم کرد و مصر را بهمهٔ عجایب خود که در میانش بظهور میآورم<noinclude></noinclude>
6sqe3qp2cpm48boa6thdo5bkhyimo5k
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۵
104
87539
286177
2026-06-13T17:29:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواهم زد و بعد از آن شما را رها خواهد کرد * {{verse|۳|۲۱|color=black}} و این قوم را در نظر مصریان مکرّم خواهم ساخت و واقع خواهد شد که چون بروید تهی دست نخواهید رفت * {{verse|۳|۲۲|color=black}} بلکه هر زنی از همسایهٔ خود و مهمانِ خانهٔ خویش آلات نقره و آلات طلا و رخت خوا...» ایجاد کرد
286177
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهم زد و بعد از آن شما را رها خواهد کرد *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} و این قوم را در نظر مصریان مکرّم خواهم ساخت و واقع خواهد شد که چون بروید تهی دست نخواهید رفت *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} بلکه هر زنی از همسایهٔ خود و مهمانِ خانهٔ خویش آلات نقره و آلات طلا و رخت خواهد خواست و بپسران و دختران خود خواهید پوشانید و مصریان را غارت خواهید نمود *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و موسی در جواب گفت همانا مرا تصدیق نخواهند کرد و سخن مرا نخواهند شنید بلکه خواهند گفت یهوه بر تو ظاهر نشده است *
{{verse|۴|۲|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بوی گفت آن چیست در دست تو؟ گفت عصا *
{{verse|۴|۳|color=black}} گفت آن را بر زمین بینداز و چون آن را بزمین انداخت ماری گردید و موسی از نزدش گریخت *
{{verse|۴|۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دست خود را دراز کن و دُمش را بگیر پس دست خود را دراز کرده آن را بگرفت که در دستش عصا شد *
{{verse|۴|۵|color=black}} تا آنکه باور کنند که یهوه خدای پدران ایشان خدای ابراهیم خدای اسحاق و خدای یعقوب بتو ظاهر شد *
{{verse|۴|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دیگرباره وی را گفت دست خود را در گریبان خود بگذار چون دست بهگریبان خود برد و آن را بیرون آورد اینک دست او مثل برف مبروص شد *
{{verse|۴|۷|color=black}} پس گفت دست خود را باز بگریبان خود بگذار چون دست بگریبان خود باز برد و آن را بیرون آورد اینک مثل سایر بدنش باز آمده بود *
{{verse|۴|۸|color=black}} و واقع خواهد شد که اگر تو را تصدیق نکنند و آواز آیت نخستین را نشنوند همانا آواز آیت دوم را باور خواهند کرد *
{{verse|۴|۹|color=black}} و هر گاه این دو آیت را باور نکردند و سخن تو را نشنیدند آنگاه از آب نهر گرفته بخشکی بریز و آبی که از نهر گرفتی بر روی خشکی بخون مبدل خواهد شد *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} پس موسی ب{{روخط|خداوند}} گفت ای {{روخط|خداوند}} من مردی فصیح نیستم نه در سابق و نه از وقتی که ببندهٔ خود سخن گفتی بلکه بطیالکلام و کند زبان *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت کیست که زبان بانسان داد و گنگ و کر و بینا و نابینا را که آفرید؟ آیا نه من که یهوه هستم؟ *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} پس الا´ن برو و من با زبانت خواهم بود و هر چه باید بگویی تو را خواهم آموخت *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} گفت استدعا دارم ای {{روخط|خداوند}} که بفرستی بدست هر که میفرستی *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} آنگاه خشم {{روخط|خداوند}} بر موسی مشتعل شد و گفت آیا برادرت هارون لاوی را نمیدانم که او فصیحالکلام است؟<noinclude></noinclude>
2vv4zig9b84r25dyuihgit75aw7p8n0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۶
104
87540
286178
2026-06-13T17:29:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و اینک او نیز باستقبال تو بیرون میآید و چون تو را بیند در دل خود شاد خواهد گردید * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و بدو سخن خواهی گفت و کلام را بزبان وی القا خواهی کرد و من با زبان تو و با زبان او خواهم بود و آنچه باید بکنید شما را خواهم آموخت * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و...» ایجاد کرد
286178
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و اینک او نیز باستقبال تو بیرون میآید و چون تو را بیند در دل خود شاد خواهد گردید *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} و بدو سخن خواهی گفت و کلام را بزبان وی القا خواهی کرد و من با زبان تو و با زبان او خواهم بود و آنچه باید بکنید شما را خواهم آموخت *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} و او برای تو بقوم سخن خواهد گفت و او مر تو را بجای زبان خواهد بود و تو او را بجای خدا خواهی بود *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} و اینعصا را بدست خود بگیر که بآن آیات را ظاهر سازی *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} پس موسی روانه شده نزد پدر زن خود یترون برگشت و بوی گفت بروم و نزد برادران خود که در مصرند برگردم و ببینم که تا کنون زندهاند یترون بموسی گفت بسلامتی برو *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در مدیان بموسی گفت روانه شده بمصر برگرد زیرا آنانی که در قصد جان تو بودند مردهاند *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} پس موسی زن خویش و پسران خود را برداشته ایشان را بر الاغ سوار کرده بزمین مصر مراجعت نمود و موسی عصای خدا را بدست خود گرفت *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت چون روانه شده بمصر مراجعت کردی آگاه باش که همهٔ علاماتی را که بدستت سپردهام بحضور فرعون ظاهر سازی و من دل او را سخت خواهم ساخت تا قوم را رها نکند *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} و بفرعون بگو {{روخط|خداوند}} چنین میگوید اسرائیل پسر من و نخستزادهٔ من است *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} و بتو میگویم پسرم را رها کن تا مرا عبادت نماید و اگر از رها کردنش اِبا نمائی همانا پسر تو یعنی نخستزادهٔ تو را میکشم *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} و واقع شد در بین راه که {{روخط|خداوند}} در منزل بدو برخورده قصد قتل وی نمود *
{{verse|۴|۲۵|color=black}} آنگاه صِفوره سنگی تیز گرفته غُلْفهٔ پسر خود را ختنه کرد و نزد پای وی انداخته گفت تو مرا شوهر خون هستی *
{{verse|۴|۲۶|color=black}} پس او وی را رها کرد آنگاه صفوره گفت شوهر خون هستی بسبب ختنه *
{{verse|۴|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بهارون گفت بسوی صحرا باستقبال موسی برو پس روانه شد و او را در جبلالله ملاقات کرده او را بوسید *
{{verse|۴|۲۸|color=black}} و موسی از جمیع کلمات {{روخط|خداوند}} که او را فرستاده بود و از همهٔ آیاتی که بوی امر فرموده بود هارون را خبر داد *
{{verse|۴|۲۹|color=black}} پس موسی و هارون رفته کل مشایخ بنیاسرائیل را جمع کردند *
{{verse|۴|۳۰|color=black}} و هارون همهٔ سخنانی را که {{روخط|خداوند}} بموسی فرموده بود باز گفت و آیات را بنظر قوم ظاهر ساخت *
{{verse|۴|۳۱|color=black}} و قوم ایمان آوردند و چون شنیدند که {{روخط|خداوند}} از بنیاسرائیل تفقد نموده و بمصیبت ایشان نظر انداخته است بروی در افتاده سجده کردند *<noinclude></noinclude>
iwcbde5s8x3p7wmd61mmwkwc6pj11dl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۷
104
87541
286179
2026-06-13T17:31:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} و بعد از آن موسی و هارون آمده بفرعون گفتند یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید قوم مرا رها کن تا برای من در صحرا عید نگاه دارند * {{verse|۵|۲|color=black}} فرعون گفت یهوه کیست که قول او را بشنوم و اسرائیل را رهائی دهم...» ایجاد کرد
286179
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و بعد از آن موسی و هارون آمده بفرعون گفتند یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید قوم مرا رها کن تا برای من در صحرا عید نگاه دارند *
{{verse|۵|۲|color=black}} فرعون گفت یهوه کیست که قول او را بشنوم و اسرائیل را رهائی دهم؟ یهوه را نمیشناسم و اسرائیل را نیز رها نخواهم کرد *
{{verse|۵|۳|color=black}} گفتند خدای عبرانیان ما را ملاقات کرده است پس الا´ن سفر سه روزه بصحرا برویم و نزد یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم مبادا ما را بوبا یا شمشیر مبتلا سازد *
{{verse|۵|۴|color=black}} پس پادشاه مصر بدیشان گفت ای موسی و هارون چرا قوم را از کارهای ایشان بازمیدارید؟ بشغلهای خود بروید *
{{verse|۵|۵|color=black}} و فرعون گفت اینک الا´ن اهل زمین بسیارند و ایشان را از شغلهای ایشان بیکار میسازید *
{{verse|۵|۶|color=black}} و در آن روز فرعون سرکاران و ناظران قومخود را قدغن فرموده گفت *
{{verse|۵|۷|color=black}} بعد از این کاه برای خشت سازی مثل سابق بدین قوم مدهید خود بروند و کاه برای خویشتن جمع کنند *
{{verse|۵|۸|color=black}} و همان حساب خشتهائی را که پیشتر میساختند برایشان بگذارید و از آن هیچ کم مکنید زیرا کاهلند و از این رو فریاد میکنند و میگویند برویم تا برای خدای خود قربانی گذرانیم *
{{verse|۵|۹|color=black}} و خدمت ایشان سختتر شود تا در آن مشغول شوند و بسخنان باطل اعتنا نکنند *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} پس سرکاران و ناظران قوم بیرون آمده قوم را خطاب کرده گفتند فرعون چنین میفرماید که من کاه بشما نمیدهم *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} خود بروید و کاه برای خود از هرجا که بیابید بگیرید و از خدمت شما هیچ کم نخواهد شد *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} پس قوم در تمامی زمین مصر پراکنده شدند تا خاشاک بعوض کاه جمع کنند *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} و سرکاران ایشان را شتابانیده گفتند کارهای خود را تمام کنید یعنی حساب هر روز را در روزش مثل وقتی که کاه بود *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} و ناظرانِ بنیاسرائیل را که سرکاران فرعون بر ایشان گماشته بودند میزدند و میگفتند چرا خدمت معین خشتسازی خود را در این روزها مثل سابق تمام نمیکنید؟ *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} آنگاه ناظران بنیاسرائیل آمده نزد فرعون فریاد کرده گفتند چرا ببندگان خود چنین میکنی؟ *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} کاه ببندگانت نمیدهند و میگویند خشت برای ما بسازید و اینک بندگانت را میزنند و اما خطا از قوم تو میباشد *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} گفت کاهل هستید شما کاهلید از این سبب شما میگویید برویم و برای {{روخط|خداوند}} قربانی<noinclude></noinclude>
57f0ecq6wxj192rnydds06552xjo6ui
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۸
104
87542
286180
2026-06-13T17:31:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بگذرانیم * {{verse|۵|۱۸|color=black}} اکنون رفته خدمتبکنید و کاه بشما داده نخواهد شد و حساب خشت را خواهید داد * {{verse|۵|۱۹|color=black}} و ناظران بنیاسرائیل دیدند که در بدی گرفتار شدهاند زیرا گفت از حساب یومیهٔ خشتهای خود هیچ کم مکنید * {{verse|۵|۲۰|color=black}} و چون از نز...» ایجاد کرد
286180
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بگذرانیم *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} اکنون رفته خدمتبکنید و کاه بشما داده نخواهد شد و حساب خشت را خواهید داد *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} و ناظران بنیاسرائیل دیدند که در بدی گرفتار شدهاند زیرا گفت از حساب یومیهٔ خشتهای خود هیچ کم مکنید *
{{verse|۵|۲۰|color=black}} و چون از نزد فرعون بیرون آمدند بموسی و هارون برخوردند که برای ملاقات ایشان ایستاده بودند *
{{verse|۵|۲۱|color=black}} و بدیشان گفتند {{روخط|خداوند}} بر شما بنگرد و داوری فرماید زیرا که رایحهٔ ما را نزد فرعون و ملازمانش متعفن ساختهاید و شمشیری بدست ایشان دادهاید تا ما را بکشند *
{{verse|۵|۲۲|color=black}} آنگاه موسی نزد {{روخط|خداوند}} برگشته گفت {{روخط|خداوند}}ا چرا بدین قوم بدی کردی؟ و برای چه مرا فرستادی؟ *
{{verse|۵|۲۳|color=black}} زیرا از وقتی که نزد فرعون آمدم تا بنام تو سخن گویم بدین قوم بدی کرده است و قوم خود را هرگز خلاصی ندادی *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت الا´ن خواهی دید آنچه بفرعون میکنم زیرا که بدست قوی ایشان را رها خواهد کرد و بدست زورآور ایشان را از زمین خود خواهد راند *
{{verse|۶|۲|color=black}} و خدا بموسی خطاب کرده وی را گفت من یهوه هستم *
{{verse|۶|۳|color=black}} و بابراهیم و اسحاق و یعقوب بنام خدای قادرمطلق ظاهر شدم لیکن بنام خود یهوه نزد ایشان معروف نگشتم *
{{verse|۶|۴|color=black}} و عهد خود را نیز با ایشان استوار کردم که زمین کنعان را بدیشان دهم یعنی زمین غربت ایشان را که در آن غریب بودند *
{{verse|۶|۵|color=black}} و من نیز چون نالهٔ بنیاسرائیل را که مصریان ایشان را مملوک خود ساختهاند شنیدم عهد خود را بیاد آوردم *
{{verse|۶|۶|color=black}} بنابراین بنیاسرائیل رابگو من یهوه هستم و شما را از زیر مشقتهای مصریان بیرون خواهم آورد و شما را از بندگی ایشان رهائی دهم و شما را ببازوی بلند و بداوریهای عظیم نجات دهم *
{{verse|۶|۷|color=black}} و شما را خواهم گرفت تا برای من قوم شوید و شما را خدا خواهم بود و خواهید دانست که من یهوه هستم خدای شما که شما را از مشقتهای مصریان بیرون آوردم *
{{verse|۶|۸|color=black}} و شما را خواهم رسانید بزمینی که دربارهٔ آن قسم خوردم که آن را بابراهیم و اسحاق و یعقوب بخشم پس آن را بارثیت شما خواهم داد من یهوه هستم *
{{verse|۶|۹|color=black}} و موسی بنیاسرائیل را بدین مضمون گفت لیکن بسبب تنگی روح و سختی خدمت او را نشنیدند *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} برو و بفرعون پادشاه<noinclude></noinclude>
rhvad9aslnnbjszjuamfcehl33yblr6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۹
104
87543
286181
2026-06-13T17:32:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مصر بگو گه بنیاسرائیل را از زمین خود رهائی دهد * {{verse|۶|۱۲|color=black}} و موسی بحضور {{روخط|خداوند}} عرض کرده گفت اینک بنیاسرائیل مرا نمیشنوند پس چگونه فرعون مرا بشنود و حال آنکه من نامختون لب هستم؟ * {{verse|۶|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون تکلم ن...» ایجاد کرد
286181
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مصر بگو گه بنیاسرائیل را از زمین خود رهائی دهد *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} و موسی بحضور {{روخط|خداوند}} عرض کرده گفت اینک بنیاسرائیل مرا نمیشنوند پس چگونه فرعون مرا بشنود و حال آنکه من نامختون لب هستم؟ *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون تکلم نموده ایشان را بسوی بنیاسرائیل و بسوی فرعون پادشاه مصر مأمور کرد تا بنیاسرائیل را از زمین مصر بیرون آورند *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} و اینانند رؤسای خاندانهای آبای ایشان پسران رؤبین نخستزادهٔ اسرائیل حَنُوک و فَلّو و حَصرون و کَرْمیاینانند قبایل رؤبین *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} و پسران شمعون یموئیل و یامین و اُوهَد و یاکین و صوحر و شاؤل که پسر زن کنعانی بود اینانند قبایل شمعون *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} و این است نامهای پسران لاوی بحسب پیدایش ایشانجرشون و قهات و مِراری و سالهای عمر لاوی صد و سی و هفت سال بود *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} پسران جرشون لِبِنی و شِمعی بحسب قبایل ایشان *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} و پسران قُهات عَمْرام و یصهار و حَبرون و عُزّیئیل و سالهای عمر قُهات صد و سی و سه سال بود *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} و پسران مراری مَحْلی و موشی اینانند قبایل لاویان بحسب پیدایش ایشان *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} و عَمْرام عمهٔ خود یوکابد را بزنی گرفت و او برای وی هارون و موسی را زایید و سالهای عمر عمرام صد و سی و هفت سال بود *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} و پسران یصهار قورح و نافج و زکری *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} و پسران عُزِّیئیل میشائیل و ایلصافن و ستری *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} و هارون الیشابع دختر عَمّیناداب خواهر نَحْشون را بزنی گرفت و برایش ناداب و ابیهو و العازر و ایتامر را زایید *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} و پسران قورح اَسّیر و القانه و اَبیاساف اینانند قبایل قورحیان *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} و العازر بن هارون یکی از دختران فوتیئیل را بزنی گرفت و برایش فینحاس را زایید اینانند رؤسای آبای لاویان بحسب قبایل ایشان *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} اینانند هارون و موسی که {{روخط|خداوند}} بدیشان گفت بنیاسرائیل را با جنود ایشان از زمین مصر بیرون آورید *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} اینانند که بفرعون پادشاه مصر سخن گفتند برای بیرون آوردن بنیاسرائیل از مصر اینان موسی و هارونند *
{{verse|۶|۲۸|color=black}} و واقع شد در روزی که {{روخط|خداوند}} در زمین مصر موسی را خطاب کرد *
{{verse|۶|۲۹|color=black}} که {{روخط|خداوند}} بموسی فرموده گفت من یهوه هستم هر آنچه من بتو گویم آن را بفرعون پادشاه مصر بگو *
{{verse|۶|۳۰|color=black}} و موسی بحضور {{روخط|خداوند}} عرض کرد اینک من نامختون لب هستم پس چگونه فرعون مرابشنود؟ *<noinclude></noinclude>
cu1404maghp3swu3pwqpz0vny6ixb44
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۰
104
87544
286182
2026-06-13T17:32:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت ببین تو را بر فرعون خدا ساختهام و برادرت هارون نبی تو خواهد بود * {{verse|۷|۲|color=black}} هرآنچه بتو امر نمایم تو آن را بگو و برادرت هارون آن را بفرعون باز گوید تا بنیاسرائیل را از زم...» ایجاد کرد
286182
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت ببین تو را بر فرعون خدا ساختهام و برادرت هارون نبی تو خواهد بود *
{{verse|۷|۲|color=black}} هرآنچه بتو امر نمایم تو آن را بگو و برادرت هارون آن را بفرعون باز گوید تا بنیاسرائیل را از زمین خود رهائی دهد *
{{verse|۷|۳|color=black}} و من دل فرعون را سخت میکنم و آیات و علامات خود را در زمین مصر بسیار میسازم *
{{verse|۷|۴|color=black}} و فرعون بشما گوش نخواهد گرفت و دست خود را بر مصر خواهم انداخت تا جنود خود یعنی قوم خویش بنیاسرائیل را از زمین مصر بداوریهای عظیم بیرون آورم *
{{verse|۷|۵|color=black}} و مصریان خواهند دانست که من یهوه هستم چون دست خود را بر مصر دراز کرده بنیاسرائیل را از میان ایشان بیرون آوردم *
{{verse|۷|۶|color=black}} و موسی و هارون چنانکه {{روخط|خداوند}} بدیشان امر فرموده بود کردند و هم چنین عمل نمودند *
{{verse|۷|۷|color=black}} و موسی هشتاد ساله بود و هارون هشتاد و سه ساله وقتی که بفرعون سخن گفتند *
{{verse|۷|۸|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را خطاب کرده گفت *
{{verse|۷|۹|color=black}} چون فرعون شما را خطاب کرده گوید معجزهای برای خود ظاهر کنید آنگاه بهارون بگو عصای خود را بگیر و آن را پیش روی فرعون بینداز تا اژدها شود *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} آنگاه موسی و هارون نزد فرعون رفتند و آنچه {{روخط|خداوند}} فرموده بود کردند و هارون عصای خود را پیش روی فرعون و پیش روی ملازمانش انداخت و اژدها شد *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} و فرعون نیز حکیمان و جادوگرانرا طلبید و ساحران مصر هم بافسونهای خود چنین کردند *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} هر یک عصای خود را انداختند و اژدها شد ولی عصای هارون عصاهای ایشان را بلعید *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} و دل فرعون سخت شد و ایشان را نشنید چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته بود *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را گفت دل فرعون سخت شده و از رها کردن قوم ابا کرده است *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} بامدادان نزد فرعون برو اینک بسوی آب بیرون میآید و برای ملاقات وی بکنار نهر بایست و عصا را که بمار مبدل گشت بدست خود بگیر *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} و او را بگو یهوه خدای عبرانیان مرا نزد تو فرستاده گفت قوم مرا رها کن تا مرا در صحرا عبادت نمایند و اینک تا بحال نشنیدهای *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} چنین میگوید از این خواهی دانست که من یهوه هستم همانا من بعصائی که در دست دارم آبِ نهر را میزنم و بخون مبدل خواهد شد *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و ماهیانی که در نهرند خواهند مرد<noinclude></noinclude>
0w9f3ir4dckrkopfd5dwivg05a7yhq1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۱
104
87545
286183
2026-06-13T17:33:00Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و نهر گندیده شود و مصریان نوشیدن آب نهر را مکروه خواهند داشت * {{verse|۷|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بهارون بگو عصای خود را بگیر و دست خود را بر آبهای مصر دراز کن بر نهرهای ایشان و جویهای ایشان و دریاچههای ایشان و همهٔ حوضهای آب ایشان تا خون...» ایجاد کرد
286183
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نهر گندیده شود و مصریان نوشیدن آب نهر را مکروه خواهند داشت *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بهارون بگو عصای خود را بگیر و دست خود را بر آبهای مصر دراز کن بر نهرهای ایشان و جویهای ایشان و دریاچههای ایشان و همهٔ حوضهای آب ایشان تا خون شود و در تمامی زمین مصر در ظروف چوبی و ظروف سنگی خون خواهد بود *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} و موسی و هارون چنانکه {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود کردند و عصا را بلند کرده آب نهر را بحضور فرعون و بحضور ملازمانش زد وتمامی آب نهر بخون مبدّل شد *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} و ماهیانی که در نهر بودند مردند و نهر بگندید و مصریان از آب نهر نتوانستند نوشید و در تمامی زمین مصر خون بود *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} و جادوگران مصر بافسونهای خویش هم چنین کردند و دل فرعون سخت شد که بدیشان گوش نگرفت چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته بود *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} و فرعون برگشته بخانه خود رفت و بر این نیز دل خود را متوجه نساخت *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} و همهٔ مصریان گرداگرد نهر برای آب خوردن حفره میزدند زیرا که از آب نهر نتوانستند نوشید *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} و بعد از آنکه {{روخط|خداوند}} نهر را زده بود هفت روز سپری شد *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را گفت نزد فرعون بروو بوی بگو {{روخط|خداوند}} چنین میگوید قوم مـرا رها کـن تا مرا عبادت نمایند *
{{verse|۸|۲|color=black}} و اگـر تو از رها کردن ایشان اِبا میکنی همانا من تمامی حدود تو را بوَزَغهـا مبتلا سازم *
{{verse|۸|۳|color=black}} و نهـر وزغهـا را بکثرت پیدا نماید بحدی که برآمده بخانهات و خوابگاهت و بسترت و خانههای بندگانت و بر قومت و بتنورهایت و تغارهای خمیرت درخواهنـد آمد *
{{verse|۸|۴|color=black}} و بر تو و قوم تـو و همهٔ بندگان تو وزغهـا برخواهنـد آمـد *
{{verse|۸|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بهارون بگو دست خود را با عصای خویش بر نهرها و جویها و دریاچهها دراز کن و وزغها را بر زمین مصر برآور *
{{verse|۸|۶|color=black}} پس چون هارون دست خود را بر آبهای مصر دراز کرد وزغها برآمده زمین مصر را پوشانیدند *
{{verse|۸|۷|color=black}} و جادوگران بافسونهای خود چنین کردند و وزغها بر زمین مصر برآوردند *
{{verse|۸|۸|color=black}} آنگاه فرعون موسی و هارون را خوانده گفت نزد {{روخط|خداوند}} دعا کنید تا وزغها را از من و قوم من دور کند و قوم را رها خواهم کرد تا برای {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude>
cmt7fz8h6r3maamo4h0a27lqpzqoauj
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۲
104
87546
286184
2026-06-13T17:33:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «قربانی گذرانند * {{verse|۸|۹|color=black}} موسی بفرعون گفت وقتی را برای من معین فرما که برای تو و بندگانت و قومت دعا کنم تا وزغها از تو و خانهات نابود شوند و فقط در نهر بمانند * {{verse|۸|۱۰|color=black}} گفت فردا موسی گفت موافق سخن تو خواهد شد تا بدانی که مثل یهوه خدا...» ایجاد کرد
286184
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قربانی گذرانند *
{{verse|۸|۹|color=black}} موسی بفرعون گفت وقتی را برای من معین فرما که برای تو و بندگانت و قومت دعا کنم تا وزغها از تو و خانهات نابود شوند و فقط در نهر بمانند *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} گفت فردا موسی گفت موافق سخن تو خواهد شد تا بدانی که مثل یهوه خدای ما دیگری نیست *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} و وزغها از تو و خانهات و بندگانت و قومت دور خواهند شد و فقط در نهر باقی خواهند ماند *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} و موسی و هارون از نزد فرعون بیرون آمدند و موسی درباره وزغهائی که بر فرعون فرستاده بود نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نمود *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موافق سخن موسی عمل نمود و وَزَغْها از خانهها و از دهات و از صحراها مردند *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} و آنها را توده توده جمع کردند و زمیـن متعفـن شـد *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} اما فرعون چون دید که آسایش پدید آمد دل خود را سخت کرد و بدیشان گوش نگرفت چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته بود *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بهارون بگو که عصای خود را دراز کن و غبار زمین را بزن تا در تمامی زمین مصر پشهها بشود *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} پس چنین کردند و هارون دست خود را با عصای خویش دراز کرد و غبار زمین را زد و پشهها بر انسان و بهایم پدید آمد زیرا که تمامی غبار زمین در کلّ ارض مصر پشهها گردید *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} و جـادوگران بافسونهای خود چنین کردند تا پشهها بیرون آورَند اما نتوانستند و پشهها بر انسان و بهایم پدید شد *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} و جادوگران بفرعون گفتند این انگشت خداست اما فرعون را دل سخت شد که بدیشان گوش نگرفت چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته بود *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بامدادان برخاسته پیشروی فرعون بایست اینک بسوی آب بیرون میآید و او را بگو {{روخط|خداوند}} چنین میگوید قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} زیرا اگر قوم مرا رها نکنی همانا من بر تو و بندگانت و قومت و خانههایت انواع مگسها فرستم و خانههای مصریان و زمینی نیز که برآنند از انواع مگسها پر خواهد شد *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} و در آن روز زمین جوشن را که قوم من در آن مقیمند جدا سازم که در آنجا مگسی نباشد تا بدانی که من در میان این زمین یهوه هستم *
{{verse|۸|۲۳|color=black}} و فرقی در میان قوم خود و قوم تو گذارم فردا این علامت خواهد شد *
{{verse|۸|۲۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} چنین کرد و انواع مگسهای بسیار بخانه فرعون و بخانههای بندگانش و بتمامی زمین مصر آمدند و زمین از مگسها ویران شد *
{{verse|۸|۲۵|color=black}} و فرعون موسی و هارون را خوانده گفت بروید و برای خدای خود قربانی در این زمین بگذرانید *
{{verse|۸|۲۶|color=black}} موسی گفت چنین کردن<noinclude></noinclude>
ft5hy44rqxnrv5c2z7k7o23cv0f8f2g
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۳
104
87547
286185
2026-06-13T17:33:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نشاید زیرا آنچه مکروه مصریان است برای یهوه خدای خود ذبح میکنیم اینک چون مکروه مصریان را پیش روی ایشان ذبح نماییم آیا ما را سنگسار نمیکنند؟ * {{verse|۸|۲۷|color=black}} سفر سه روزه بصحرا برویم و برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم چنانکه بما امر خواهد فرمو...» ایجاد کرد
286185
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نشاید زیرا آنچه مکروه مصریان است برای یهوه خدای خود ذبح میکنیم اینک چون مکروه مصریان را پیش روی ایشان ذبح نماییم آیا ما را سنگسار نمیکنند؟ *
{{verse|۸|۲۷|color=black}} سفر سه روزه بصحرا برویم و برای یهوه خدای خود قربانی بگذرانیم چنانکه بما امر خواهد فرمود *
{{verse|۸|۲۸|color=black}} فرعون گفت من شما را رهائی خواهم داد تا برای یهوه خدای خود در صحرا قربانی گذرانید لیکن بسیار دور مروید و برای من دعا کنید *
{{verse|۸|۲۹|color=black}} موسی گفت همانا من از حضورت بیرون میروم و نزد {{روخط|خداوند}} دعا میکنم و مگسها از فرعون و بندگانش و قومش فردا دور خواهند شد اما زنهار فرعون بار دیگر حیله نکند که قوم را رهائی ندهد تا برای {{روخط|خداوند}} قربانی گذرانند *
{{verse|۸|۳۰|color=black}} پس موسی از حضور فرعون بیرون شده نزد {{روخط|خداوند}} دعا کرد *
{{verse|۸|۳۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موافق سخن موسی عمل کرد و مگسها را از فرعون و بندگانش و قومش دور کرد که یکی باقی نماند *
{{verse|۸|۳۲|color=black}} اما در این مرتبه نیز فرعون دل خود را سخت ساخته قوم را رهائی نداد *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت نزد فرعون بروو بوی بگو یهوه خدای عبرانیان چنین میگوید قوم مرا رها کن تا مرا عبادت کنند *
{{verse|۹|۲|color=black}} زیرا اگر تو از رهائی دادن ابا نمائی و ایشان را باز نگاه داری *
{{verse|۹|۳|color=black}} همانا دست {{روخط|خداوند}} بر مواشی تو که در صحرایند خواهد شد بر اسبان و الاغان و شتران و گاوان و گوسفندان یعنی وبائی بسیار سخت *
{{verse|۹|۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در میان مواشی اسرائیلیان و مواشی مصریان فرقی خواهد گذاشت که از آنچه مال بنیاسرائیل است چیزی نخواهد مرد *
{{verse|۹|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} وقتی معین نموده گفت فردا {{روخط|خداوند}} این کار را در این زمین خواهد کرد *
{{verse|۹|۶|color=black}} پس در فردا {{روخط|خداوند}} این کار را کرد و همهٔ مواشی مصریان مردند و از مواشی بنیاسرائیل یکی هم نمرد *
{{verse|۹|۷|color=black}} وفرعون فرستاد و اینک از مواشی اسرائیلیان یکی هم نمرده بود اما دل فرعون سخت شده قوم را رهائی نداد *
{{verse|۹|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون گفت از خاکستر کوره مُشتهای خود را پر کرده بردارید و موسی آن را بحضور فرعون بسوی آسمان برافشاندَ *
{{verse|۹|۹|color=black}} و غبار خواهد شد بر تمامی زمین مصر و سوزشی که دمّلها بیرون آورد بر انسان و بر بهایم در تمامی زمین مصر خواهد شد *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} پس از خاکستر کوره گرفتند و بحضور<noinclude></noinclude>
qud5n768gzkso4rcd4vlldyvx6jc3mx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۴
104
87548
286186
2026-06-13T17:34:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «فرعون ایستادند و موسی آن را بسوی آسمان پراکند و سوزشی پدید شده دملها بیرون آورد در انسان و در بهایم * {{verse|۹|۱۱|color=black}} و جادوگران بسبب آن سوزش بحضور موسی نتوانستند ایستاد زیرا که سوزش بر جادوگران و بر همهٔ مصریان بود * {{verse|۹|۱۲|color=black}} و {{روخط|خد...» ایجاد کرد
286186
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرعون ایستادند و موسی آن را بسوی آسمان پراکند و سوزشی پدید شده دملها بیرون آورد در انسان و در بهایم *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} و جادوگران بسبب آن سوزش بحضور موسی نتوانستند ایستاد زیرا که سوزش بر جادوگران و بر همهٔ مصریان بود *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دل فرعون را سخت ساخت که بدیشان گوش نگرفت چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی گفته بود *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بامدادان برخاسته پیش روی فرعون بایست و بوی بگو یهوه خدای عبرانیان چنین میگوید قوم مرا رها کن تا مرا عبادت نمایند *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} زیرا در این دفعه تمامی بلایای خود را بر دل تو و بندگانت و قومت خواهم فرستاد تا بدانی که در تمامی جهان مثل من نیست *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} زیرا اگر تاکنون دست خود را دراز کرده و تو را و قومت را بوبا مبتلا ساخته بودم هرآینه از زمین هلاک میشدی *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و لکن برای همین تو را برپا داشتهام تا قدرت خود را بتو نشان دهم و نام من در تمامی جهان شایع شود *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} و آیا تابحال خویشتن را بر قوم من برتر میسازی و ایشان را رهائی نمیدهی؟ *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} همانا فردا این وقت تگرگی بسیار سخت خواهم بارانید که مثل آن در مصر از روز بنیانش تاکنون نشده است *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} پس الا´ن بفرست و مواشی خود و آنچه را در صحرا داری جمع کن زیرا که بر هر انسان و بهایمی که در صحرا یافته شوند و بخانهها جمع نشوند تگرگ فرود خواهد آمد و خواهند مرد *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} پس هر کس از بندگان فرعون که از قول {{روخط|خداوند}} ترسید نوکران و مواشی خود را بخانهها گریزانید *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} اما هر که دل خود را بکلام {{روخط|خداوند}} متوجه نساخت نوکران و مواشی خود را در صحرا واگذاشت *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دست خود را بسوی آسمان دراز کن تا در تمامی زمین مصر تگرگ بشود بر انسان و بر بهایم و بر همهٔ نباتات صحرا در کل ارض مصر *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} پس موسی عصای خود را بسوی آسمان دراز کرد و {{روخط|خداوند}} رعد و تگرگ داد و آتش بر زمین فرود آمد و {{روخط|خداوند}} تگرگ بر زمین مصر بارانید *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} و تگرگ آمد و آتشی که در میان تگرگ آمیخته بود و بشدت سخت بود که مثل آن در تمامی زمین مصر از زمانی که اُمت شده بودند نبود *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} و در تمامی زمین مصر تگرگ آنچه را که در صحرا بود از انسان و بهایم زد و تگرگ همهٔ نباتات صحرا را زد و جمیع درختان صحرا را شکست *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} فقط در زمین جوشن جائی که بنیاسرائیل بودند تگرگ نبود *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} آنگاه فرعون فرستاده موسی و هارون را خواند و بدیشان گفت در این مرتبه<noinclude></noinclude>
ozv544y6c424gn1juuw68p6vj6n4usv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۵
104
87549
286187
2026-06-13T17:35:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گناه کردهام {{روخط|خداوند}} عادل است و من و قوم من گناهکاریم * {{verse|۹|۲۸|color=black}} نزد {{روخط|خداوند}} دعا کنید زیرا کافی است تا رعدهای خدا و تگرگ دیگر نشود و شما را رها خواهم کرد و دیگر درنگ نخواهید نمود * {{verse|۹|۲۹|color=black}} موسی بوی گفت چون از شهر بیرون ر...» ایجاد کرد
286187
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گناه کردهام {{روخط|خداوند}} عادل است و من و قوم من گناهکاریم *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} نزد {{روخط|خداوند}} دعا کنید زیرا کافی است تا رعدهای خدا و تگرگ دیگر نشود و شما را رها خواهم کرد و دیگر درنگ نخواهید نمود *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} موسی بوی گفت چون از شهر بیرون روم دستهای خود را نزد {{روخط|خداوند}} خواهم افراشت تا رعدها موقوف شود و تگرگ دیگر نیاید تا بدانی جهان از آن {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۹|۳۰|color=black}} و اما تو و بندگانت میدانم که تابحال از یهوه خدا نخواهید ترسید *
{{verse|۹|۳۱|color=black}} و کتان و جو زده شد زیرا که جو خوشه آورده بود و کتان تخم داشته *
{{verse|۹|۳۲|color=black}} و اما گندم و خُلَّر زده نشد زیرا که متأخر بود *
{{verse|۹|۳۳|color=black}} و موسی از حضور فرعون از شهر بیرون شده دستهای خود را نزد {{روخط|خداوند}} برافراشت و رعدها و تگرگ موقوف شد و باران بر زمین نبارید *
{{verse|۹|۳۴|color=black}} و چون فرعون دید که باران و تگرگ و رعدها موقوف شد باز گناه ورزیده دل خود را سخت ساخت هم او و هم بندگانش *
{{verse|۹|۳۵|color=black}} پس دل فرعون سخت شده بنیاسرائیل را رهائی نداد چنانکه {{روخط|خداوند}} بدست موسی گفته بود *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت نزد فرعون برو زیرا که من دل فرعون و دل بندگانش را سخت کردهام تا این آیات خود را در میان ایشان ظاهر سازم *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و تا آنچه در مصر کردم و آیات خود را که در میان ایشان ظاهر ساختم بگوش پسرت و پسر پسرت بازگویی تا بدانید که من یهوه هستم *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} پس موسی و هارون نزد فرعون آمده بوی گفتند یهوه خدای عبرانیان چنین میگوید تا بکی از تواضع کردن بحضور من ابا خواهی نمود؟ قوم مرا رها کن تا مرا عبادت کنند *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} زیرا اگر تو از رها کردن قوم من ابا کنی هرآینه من فردا ملخها در حدود تو فرود آورم *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} که روی زمین را مستور خواهند ساخت بحدی که زمین را نتوان دید و تتمّهٔ آنچه رَسته است که برای شما از تگرگ باقی مانده خواهند خورد و هر درختی را که برای شما در صحرا روییده است خواهند خورد *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} و خانهٔ تو و خانههای بندگانت و خانههای همهٔ مصریان را پر خواهند ساخت بمرتبهای که پدرانت و پدران پدرانت از روزی که بر زمین بودهاند تا اَلیوم ندیدهاند پس روگردانیده از حضور فرعون بیرون رفت *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} آنگاه بندگان فرعون بوی گفتند تا بکی برای ما این مرد دامی باشد؟ این مردمان را رها کن تا یهوه خدای<noinclude></noinclude>
61g145it3xpcll2l48gls9z98y3ov95
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۶
104
87550
286188
2026-06-13T17:53:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را عبادت نمایند مگر تابحال ندانستهای که مصر ویران شده است * {{verse|۱۰|۸|color=black}} پس موسی و هارون را نزد فرعون برگردانیدند و او بایشان گفت بروید و یهوه خدای خود را عبادت کنید لیکن کیستند که میروند * {{verse|۱۰|۹|color=black}} موسی گفت با جوانان و پیران خود خ...» ایجاد کرد
286188
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را عبادت نمایند مگر تابحال ندانستهای که مصر ویران شده است *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} پس موسی و هارون را نزد فرعون برگردانیدند و او بایشان گفت بروید و یهوه خدای خود را عبادت کنید لیکن کیستند که میروند *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} موسی گفت با جوانان و پیران خود خواهیم رفت با پسران و دختران و گوسفندان و گاوان خود خواهیم رفت زیرا که ما را عیدی برای {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} بدیشان گفت {{روخط|خداوند}} با شما چنین باشد اگر شما را با اطفال شما رهائی دهم با حذر باشید زیرا که بدی پیش روی شماست *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} نه چنین بلکه شما که بالغ هستید رفته {{روخط|خداوند}} را عبادت کنید زیرا که این است آنچه خواسته بودید پس ایشان را از حضور فرعون بیرون راندند *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دست خود را برای ملخها بر زمین مصر دراز کن تا بر زمین مصر برآیند و همهٔ نباتات زمین را که از تگرگ مانده است بخورند *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} پس موسی عصای خود را برزمین مصر دراز کرد و {{روخط|خداوند}} تمامی آن روز و تمامی آن شب را بادی شرقی بر زمین مصر وزانید و چون صبح شد باد شرقی ملخها را آورد *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و ملخها بر تمامی زمین مصر برآمدند و در همهٔ حدود مصر نشستند بسیار سخت که قبل از آن چنین ملخها نبود و بعد از آن نخواهد بود *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} و روی تمامی زمین را پوشانیدند که زمین تاریک شد و همهٔ نباتات زمین و همهٔ میوهٔ درختان را که از تگرگ باقی مانده بود خوردند بحدی که هیچ سبزی بر درخت و نبات صحرا در تمامی زمین مصر نماند *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} آنگاه فرعون موسی و هارون را بزودی خوانده گفت بیهوه خدای شما و بشما گناه کردهام *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و اکنون این مرتبه فقط گناه مرا عفو فرمایید و از یهوه خدای خود استدعا نمایید تا این موت را فقط از من برطرف نماید *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} پس از حضور فرعون بیرون شده از {{روخط|خداوند}} استدعا نمود *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} باد غربیای بسیار سخت برگردانید که ملخها را برداشته آنها را بدریای قلزم ریخت و در تمامی حدود مصر ملخی نماند *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} اما {{روخط|خداوند}} دل فرعون را سخت گردانید که بنیاسرائیل را رهائی نداد *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دست خود را بسوی آسمان برافراز تا تاریکیای بر زمین مصر پدید آید تاریکیای که بتوان احساس کرد *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پس موسی دست خود را بسوی آسمان برافراشت و تاریکی غلیظ تا سه روز در تمامی زمین مصر پدید آمد *
{{verse|۱۰|۲۳|color=black}} و یکدیگر را نمیدیدندو تا سه روز کسی از جای خود برنخاست لیکن برای جمیع بنیاسرائیل در مسکنهای<noinclude></noinclude>
heu6zw3zbjcfbh1kulqewmbu7whdgbx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۷
104
87551
286189
2026-06-13T17:53:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ایشان روشنائی بود * {{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و فرعون موسی را خوانده گفت بروید {{روخط|خداوند}} را عبادت کنید فقط گلهها و رمههای شما بماند اطفال شما نیز با شما بروند * {{verse|۱۰|۲۵|color=black}} موسی گفت ذبایح و قربانیهای سوختنی نیز میباید بدست ما بدهی تا نزد یهوه خ...» ایجاد کرد
286189
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان روشنائی بود *
{{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و فرعون موسی را خوانده گفت بروید {{روخط|خداوند}} را عبادت کنید فقط گلهها و رمههای شما بماند اطفال شما نیز با شما بروند *
{{verse|۱۰|۲۵|color=black}} موسی گفت ذبایح و قربانیهای سوختنی نیز میباید بدست ما بدهی تا نزد یهوه خدای خود بگذرانیم *
{{verse|۱۰|۲۶|color=black}} مواشی ما نیز با ما خواهد آمد یک سُمیباقی نخواهد ماند زیرا که از اینها برای عبادت یهوه خدای خود میباید گرفت و تا بدانجا نرسیم نخواهیم دانست بچه چیز {{روخط|خداوند}} را عبادت کنیم *
{{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دل فرعون را سخت گردانید که از رهائی دادن ایشان اِبا نمود *
{{verse|۱۰|۲۸|color=black}} پس فرعون وی را گفت از حضور من برو و با حذر باش که روی مرا دیگر نبینی زیرا در روزی که مرا ببینی خواهی مرد *
{{verse|۱۰|۲۹|color=black}} موسی گفت نیکو گفتی روی تو را دیگر نخواهم دید *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت یک بلایدیگر بر فرعون و بر مصر میآورم و بعد از آن شما را از اینجا رهائی خواهد داد و چون شما را رها کند البته شما را بالکلّیه از اینجا خواهد راند *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} اکنون بگوش قوم بگو که هر مرد از همسایهٔ خود و هر زن از همسایهاش آلات نقره و آلات طلا بخواهند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قوم را در نظر مصریان محترم ساخت و شخص موسی نیز در زمین مصر در نظر بندگان فرعون و در نظر قوم بسیار بزرگ بود *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و موسی گفت {{روخط|خداوند}} چنین میگوید قریب بنصف شب در میان مصر بیرون خواهم آمد *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و هر نخستزادهای که در زمین مصر باشد از نخستزادهٔ فرعون که بر تختش نشسته است تا نخستزادهٔ کنیزی که در پشت دستاس باشد و همهٔ نخستزادگان بهایم خواهند مرد *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و نعرهٔ عظیمی در تمامی زمین مصر خواهد بود که مثل آن نشده و مانند آن دیگر نخواهد شد *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} اما بر جمیع بنیاسرائیل سگی زبان خود را تیز نکند نه بر انسان و نه بر بهایم تا بدانید که {{روخط|خداوند}} در میان مصریان و اسرائیلیان فرقی گذارده است *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} و این همهٔ بندگان تو بنزد من فرود آمده و مرا تعظیم کرده خواهند گفت تو و تمامی قوم که تابع تو باشند بیرون روید و بعد از آن بیرون خواهم رفت پس از حضور فرعون در شدت غضب بیرون آمد *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت فرعون بشما گوش نخواهد گرفت تا آیات من در زمین مصر زیاد<noinclude></noinclude>
hbd43ivp0x9tyoac9xzsdic3ci9z7v6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۸
104
87552
286190
2026-06-13T17:54:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شود * {{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و موسی و هارون جمیع این آیات را بحضور فرعون ظاهر ساختند اما {{روخط|خداوند}} دل فرعون را سخت گردانید و بنیاسرائیل را از زمین خود رهائی نداد * {{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}} {{فصل|۱۲}} {{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را...» ایجاد کرد
286190
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شود *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و موسی و هارون جمیع این آیات را بحضور فرعون ظاهر ساختند اما {{روخط|خداوند}} دل فرعون را سخت گردانید و بنیاسرائیل را از زمین خود رهائی نداد *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را در زمین مصر مخاطب ساخته گفت *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} این ماه برای شما سر ماهها باشد این اول از ماههای سال برای شماست *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} تمامی جماعت اسرائیل را خطاب کرده گویید که در دهم این ماه هر یکی از ایشان برهای بحسب خانههای پدران خود بگیرند یعنی برای هر خانه یک بره *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} و اگر اهلخانه برای بره کم باشند آنگاه او و همسایهاش که مجاور خانهٔ او باشد آن را بحسب شمارهٔ نفوس بگیرند یعنی هر کس موافق خوراکش بره را حساب کند *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} برهٔ شما بیعیب نرینهٔ یکساله باشد از گوسفندان یا از بزها آن را بگیرید *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و آن را تا چهاردهم این ماه نگاه دارید و تمامی انجمن جماعت بنیاسرائیل آن را در عصر ذبح کنند *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و از خون آن بگیرند و آن را بر هر دو قایمه و سردر خانه که در آن آن را میخورند بپاشند *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} و گوشتش را در آن شب بخورند بآتش بریان کرده با نان فطیر و سبزیهای تلخ آن را بخورند *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} و از آن هیچ خام نخورید و نه پخته با آب بلکه بآتش بریان شده کلهاش و پاچههایش و اندرونش را *
{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و چیزی از آن تا صبح نگاه مدارید و آنچه تا صبح مانده باشد بآتش بسوزانید *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و آن را بدین طور بخورید کمر شما بسته و نعلین بر پایهای شما و عصا در دست شما و آن را بتعجیل بخورید چونکه فِصَح {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و در آن شب از زمین مصر عبور خواهم کرد و همهٔ نخستزادگان زمین مصر را از انسان و بهایم خواهم زد و بر تمامی خدایان مصر داوری خواهم کرد من یهوه هستم *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و آن خون علامتی برای شما خواهد بود بر خانههائی که در آنها میباشید و چون خون را ببینم از شما خواهم گذشت و هنگامی که زمین مصر را میزنم آن بلا برای هلاک شما بر شما نخواهد آمد *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و آن روز شما را برای یادگاری خواهد بود و در آن عیدی برای {{روخط|خداوند}} نگاه دارید و آن را بقانون ابدی نسلاً بعد نسل عید نگاه دارید *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} هفت روز نان فطیر خورید در روز اول خمیرمایه را از خانههای خود بیرون کنید زیرا هر که از روز نخستین تا روز هفتمین چیزی خمیر شده بخورد آن شخص از اسرائیل<noinclude></noinclude>
05kib1mlii2q8l566v3fs9xcmgba686
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰۹
104
87553
286191
2026-06-13T17:54:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «منقطع گردد * {{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و در روز اول محفل مقدس و در روز هفتم محفل مقدس برای شما خواهد بود در آنها هیچ کار کرده نشود جز آنچه هر کس باید بخورد آن فقط در میان شما کرده شود * {{verse|۱۲|۱۷|color=black}} پس عید فطیر را نگاه دارید زیرا که در همان روز لشکرهای...» ایجاد کرد
286191
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>منقطع گردد *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و در روز اول محفل مقدس و در روز هفتم محفل مقدس برای شما خواهد بود در آنها هیچ کار کرده نشود جز آنچه هر کس باید بخورد آن فقط در میان شما کرده شود *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} پس عید فطیر را نگاه دارید زیرا که در همان روز لشکرهای شما را از زمین مصر بیرون آوردم بنابراین این روز را در نسلهای خود بفریضهٔ ابدی نگاه دارید *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} در ماه اول در روز چهاردهم ماه در شام نان فطیر بخورید تا شام بیست و یکم ماه *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} هفت روز خمیرمایه در خانههای شما یافت نشود زیرا هر که چیزی خمیر شده بخورد آن شخص از جماعت اسرائیل منقطع گردد خواه غریب باشد خواه بومی آن زمین *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} هیچ چیز خمیر شده مخورید در همهٔ مساکن خود فطیر بخورید *
{{verse|۱۲|۲۱|color=black}} پس موسی جمیع مشایخ اسرائیل را خوانده بدیشان گفت بروید و برهای برای خود موافق خاندانهای خویش بگیرید و فِصَح را ذبح نمایید *
{{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و دستهای از زوفا گرفته در خونی که در طشت است فروبرید و بر سر در و دو قایمهٔ آن از خونی که در طشت است بزنید و کسی از شما از در خانهٔ خود تا صبح بیرون نرود *
{{verse|۱۲|۲۳|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} عبور خواهد کرد تا مصریان را بزند و چون خون را بر سردر و دو قایمهاش بیند همانا {{روخط|خداوند}} از در گذرد و نگذارد که هلاک کننده بخانههای شما درآید تا شما را بزند *
{{verse|۱۲|۲۴|color=black}} و این امررا برای خود و پسران خود بفریضهٔ ابدی نگاه دارید *
{{verse|۱۲|۲۵|color=black}} و هنگامی که داخل زمینی شدید که {{روخط|خداوند}} حسب قول خود آن را بشما خواهد داد آنگاه این عبادت را مَرعی دارید *
{{verse|۱۲|۲۶|color=black}} و چون پسران شما بشما گویند که این عبادت شما چیست *
{{verse|۱۲|۲۷|color=black}} گویید این قربانی فِصَح {{روخط|خداوند}} است که از خانههای بنیاسرائیل در مصر عبور کرد وقتی که مصریان را زد و خانههای ما را خلاصی داد پس قوم بروی درافتاده سجده کردند *
{{verse|۱۲|۲۸|color=black}} پس بنیاسرائیل رفته آن را کردند چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون امر فرموده بود همچنان کردند *
{{verse|۱۲|۲۹|color=black}} و واقع شد که در نصف شب {{روخط|خداوند}} همهٔ نخستزادگان زمین مصر را از نخستزادهٔ فرعون که بر تخت نشسته بود تا نخستزادهٔ اسیری که در زندان بود و همهٔ نخست زادههای بهایم را زد *
{{verse|۱۲|۳۰|color=black}} و در آن شب فرعون و همهٔ بندگانش و جمیع مصریان برخاستند و نعرهٔ عظیمی در مصر برپا شد زیرا خانهای نبود که در آن مِیتی نباشد *
{{verse|۱۲|۳۱|color=black}} و موسی و هارون را در شب طلبیده گفت برخیزید و از میان قوم من بیرون شوید هم شما و جمیع بنیاسرائیل و رفته {{روخط|خداوند}} را<noinclude></noinclude>
i38zp9kx5t73sfhyc5g9ghdbmb1xzas
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۰
104
87554
286192
2026-06-13T17:55:31Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «عبادت نمایید چنانکه گفتید * {{verse|۱۲|۳۲|color=black}} گلهها و رمههای خود را نیز چنانکه گفتید برداشته بروید و مرا نیز برکت دهید * {{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و مصریان نیز بر قوم اِلحاح نمودند تا ایشان را بزودی از زمین روانه کنند زیرا گفتند ما همهٔ مردهایم * {{verse|۱۲|...» ایجاد کرد
286192
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عبادت نمایید چنانکه گفتید *
{{verse|۱۲|۳۲|color=black}} گلهها و رمههای خود را نیز چنانکه گفتید برداشته بروید و مرا نیز برکت دهید *
{{verse|۱۲|۳۳|color=black}} و مصریان نیز بر قوم اِلحاح نمودند تا ایشان را بزودی از زمین روانه کنند زیرا گفتند ما همهٔ مردهایم *
{{verse|۱۲|۳۴|color=black}} و قوم آرد سرشتهٔ خود را پیشاز آنکه خمیر شود برداشتند و تَغارهای خویش را در رختها بر دوش خود بستند *
{{verse|۱۲|۳۵|color=black}} و بنیاسرائیل بقول موسی عمل کرده از مصریان آلات نقره و آلات طلا و رختها خواستند *
{{verse|۱۲|۳۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قوم را در نظر مصریان مُکَرّم ساخت که هرآنچه خواستند بدیشان دادند پس مصریان را غارت کردند *
{{verse|۱۲|۳۷|color=black}} و بنیاسرائیل از رعمسیس بسکوت کوچ کردند قریبِ ششصدهزار مرد پیاده سوای اطفال *
{{verse|۱۲|۳۸|color=black}} و گروهی مختلفهٔ بسیار نیز همراه ایشان بیرون رفتند و گلهها و رمهها و مواشی بسیار سنگین *
{{verse|۱۲|۳۹|color=black}} و از آرد سرشته که از مصر بیرون آورده بودند قرصهای فطیر پختند زیرا خمیر نشده بود چونکه از مصر رانده شده بودند و نتوانستند درنگ کنند و زاد سفر نیز برای خود مهیا نکرده بودند *
{{verse|۱۲|۴۰|color=black}} و توقف بنیاسرائیل که در مصر کرده بودند چهارصد و سی سال بود *
{{verse|۱۲|۴۱|color=black}} و بعد از انقضای چهار صد و سی سال در همان روز بوقوع پیوست که جمیع لشکرهای خدا از زمین مصر بیرون رفتند *
{{verse|۱۲|۴۲|color=black}} این است شبی که برای {{روخط|خداوند}} باید نگاه داشت چون ایشان را از زمین مصر بیرون آورد این همان شب {{روخط|خداوند}} است که بر جمیع بنیاسرائیل نسلاً بعد نسل واجب است که آن را نگاه دارند *
{{verse|۱۲|۴۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون گفت این است فریضهٔ فِصَح که هیچ بیگانه از آن نخورد *
{{verse|۱۲|۴۴|color=black}} و اما هر غلام زرخرید او را ختنه کن و پس آن را بخورد *
{{verse|۱۲|۴۵|color=black}} نزیل و مزدور آن را نخورند *
{{verse|۱۲|۴۶|color=black}} در یک خانه خورده شود و چیزی از گوشتش از خانه بیرون مبر و استخوانی از آن مشکنید *
{{verse|۱۲|۴۷|color=black}} تمامی جماعت بنیاسرائیل آن را نگاه بدارند *
{{verse|۱۲|۴۸|color=black}} و اگر غریبی نزد تو نزیل شود و بخواهد فِصَح را برای {{روخط|خداوند}} مَرعی بدارد تمامی ذکورانش مختون شوند و بعد از آن نزدیک آمده آن را نگاه دارد و مانند بومی زمین خواهد بود و اما هر نامختون از آن نخورد *
{{verse|۱۲|۴۹|color=black}} یک قانون خواهد بود برای اهل وطن و بجهت غریبی که در میان شما نزیل شود *
{{verse|۱۲|۵۰|color=black}} پس تمامی بنیاسرائیل این را کردند چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی و هارون امر فرموده بود عمل نمودند *
{{verse|۱۲|۵۱|color=black}} و واقع شد که {{روخط|خداوند}} در همان روز بنیاسرائیل را با لشکرهای ایشان از زمین مصر بیرون آورد *<noinclude></noinclude>
hnmclvdf5t0mn9w87o64gya0x6q2t93
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۱
104
87555
286193
2026-06-13T17:56:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}} {{فصل|۱۳}} {{verse|۱۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۱۳|۲|color=black}} هر نخستزادهای را که رحم را بگشاید در میان بنیاسرائیل خواه از انسان خواه از بهایم تقدیس نما او از آن من است * {{verse|۱۳|۳|color=black}} و موسی بقوم گف...» ایجاد کرد
286193
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} هر نخستزادهای را که رحم را بگشاید در میان بنیاسرائیل خواه از انسان خواه از بهایم تقدیس نما او از آن من است *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} و موسی بقوم گفت این روز را که از مصر از خانهٔ غلامی بیرون آمدید یاد دارید زیرا {{روخط|خداوند}} شما را بقوت دست از آنجا بیرون آورد پس نان خمیر خورده نشود *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} این روز در ماه اَبیب بیرون آمدید *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و هنگامی که {{روخط|خداوند}} تو را بزمین کنعانیان و حتیان و اموریان و حویان و یبوسیانداخل کند که با پدران تو قسم خورد که آن را بتو بدهد زمینی که بشیر و شهد جاری است آنگاه این عبادت را در این ماه بجا بیاور *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} هفت روز نان فطیر بخور و در روز هفتمین عید {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} هفت روز نان فطیر خورده شود و هیچ چیز خمیر شده نزد تو دیده نشود و خمیر مایه نزد تو در تمامی حدودت پیدا نشود *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} و در آن روز پسر خود را خبر داده بگو این است بسبب آنچه {{روخط|خداوند}} بمن کرد وقتی که از مصر بیرون آمدم *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} و این برای تو علامتی بر دستت خواهد بود و تذکرهای در میان دو چشمت تا شریعت {{روخط|خداوند}} در دهانت باشد زیرا {{روخط|خداوند}} تو را بدست قوی از مصر بیرون آورد *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و این فریضه را در موسمش سال بسال نگاه دار *
{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و هنگامی که {{روخط|خداوند}} تو را بزمین کنعانیان درآورد چنانکه برای تو و پدرانت قسم خورد و آن را بتو بخشد *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} آنگاه هر چه رحم را گشاید آن را برای خدا جدا بساز و هر نخستزادهای از بچههای بهایم که از آن توست نرینهها از آن {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} و هر نخستزادهٔ الاغ را ببرهای فدیه بده و اگر فدیه ندهی گردنش را بشکن و هر نخستزادهٔ انسان را از پسرانت فدیه بده *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} و در زمان آینده چون پسرت از تو سؤال کرده گوید که این چیست او را بگو یهوه ما را بقوت دست از مصر از خانهٔ غلامی بیرون آورد *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و چون فرعون از رها کردن ما دل خود را سخت ساخت واقع شد که {{روخط|خداوند}} جمیع نخستزادگان مصر را از نخستزادهٔ انسان تا نخستزادهٔ بهایم کشت بنابراین من همهٔ نرینهها را که رحم را گشایند برای {{روخط|خداوند}} ذبحمیکنم لیکن هر نخستزادهای از پسران خود را فدیه میدهم *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و این علامتی بر دستت و عصابهای در میان چشمان تو خواهد بود زیرا {{روخط|خداوند}} ما را<noinclude></noinclude>
8868m5gi6a5c5ut0f2qu6bi32ksjlrt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۲
104
87556
286195
2026-06-13T18:21:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بقوت دست از مصر بیرون آورد * {{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و واقع شد که چون فرعون قوم را رها کرده بود خدا ایشان را از راه زمین فلسطینیان رهبری نکرد هرچند آن نزدیکتر بود زیرا خدا گفت مبادا که چون قوم جنگ بینند پشیمان شوند و بمصر برگردند * {{verse|۱۳|۱۸|color=black}} اما...» ایجاد کرد
286195
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بقوت دست از مصر بیرون آورد *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و واقع شد که چون فرعون قوم را رها کرده بود خدا ایشان را از راه زمین فلسطینیان رهبری نکرد هرچند آن نزدیکتر بود زیرا خدا گفت مبادا که چون قوم جنگ بینند پشیمان شوند و بمصر برگردند *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} اما خدا قوم را از راه صحرای دریای قلزم دور گردانید پس بنیاسرائیل مسلح شده از زمین مصر برآمدند *
{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و موسی استخوانهای یوسف را با خود برداشت زیرا که او بنیاسرائیل را قسم سخت داده گفته بود هرآینه خدا از شما تفقد خواهد نمود و استخوانهای مرا از اینجا با خود خواهید برد *
{{verse|۱۳|۲۰|color=black}} و از سُکُّوت کوچ کرده در ایتام بکنار صحرا اردو زدند *
{{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در روز پیش روی قوم در ستون ابر میرفت تا راه را بایشان دلالت کند و شبانگاه در ستون آتش تا ایشان را روشنائی بخشد و روز و شب راه روند *
{{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و ستون ابر را در روز و ستون آتش را در شب از پیش روی قوم برنداشت *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کردهگفت *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} به بنیاسرائیل بگو که برگردیده برابر فَمُالحیروت در میان مَجْدُل و دریا اردو زنند و در مقابل بَعَل صَفُون در برابر آنبه کنار دریا اردو زنید *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} و فرعون دربارهٔ بنیاسرائیل خواهد گفت در زمین گرفتار شدهاند و صحرا آنها را محصور کرده است *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} و دل فرعون را سخت گردانم تا ایشان را تعاقب کند و در فرعون و تمامی لشکرش جلال خود را جلوه دهم تا مصریان بدانند که من یهوه هستم پس چنین کردند *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} و بپادشاه مصر گفته شد که قوم فرار کردند و دل فرعون و بندگانش بر قوم متغیر شد پس گفتند این چیست که کردیم که بنیاسرائیل را از بندگی خود رهائی دادیم *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} پس ارابهٔ خود را بیاراست و قوم خود را با خود برداشت *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} و ششصد ارابهٔ برگزیده برداشت و همهٔ ارابههای مصر را و سرداران را بر جمیع آنها *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دل فرعون پادشاه مصر را سخت ساخت تا بنیاسرائیل را تعاقب کرد و بنیاسرائیل بدست بلند بیرون رفتند *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} و مصریان با تمامی اسبان و ارابههای فرعون و سوارانش و لشکرش در عقب ایشان تاخته بدیشان دررسیدند وقتی که بکنار دریا نزد فمالحیروت برابر بعل صفون فرود آمده بودند *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و چون فرعون نزدیک شد بنیاسرائیل چشمان خود را بالا کرده دیدند<noinclude></noinclude>
nup08co50jrj67vn5tvncla41h81cq1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۳
104
87557
286196
2026-06-13T18:34:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که اینک مصریان از عقب ایشان میآیند پس بنی اسرائیل سخت بترسیدند و نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و بموسی گفتند آیا در مصر قبرها نبود که ما را برداشتهای تا در صحرا بمیریم این چیست بما کردی که ما را از مصر بیرون آوردی * {{verse|۱۴|...» ایجاد کرد
286196
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که اینک مصریان از عقب ایشان میآیند پس بنی اسرائیل سخت بترسیدند و نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و بموسی گفتند آیا در مصر قبرها نبود که ما را برداشتهای تا در صحرا بمیریم این چیست بما کردی که ما را از مصر بیرون آوردی *
{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} آیا این آن سخن نیست که بتو در مصر گفتیم که ما را بگذار تا مصریان را خدمت کنیم زیرا که ما را خدمت مصریان بهتر است از مردن در صحرا *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} موسی بقوم گفت مترسید بایستید و نجات {{روخط|خداوند}} را ببینید که امروز آن را برای شما خواهد کرد زیرا مصریان را که امروز دیدید تا بابد دیگر نخواهید دید *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} برای شما جنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت چرا نزد من فریاد میکنی بنی اسرائیل را بگو که کوچ کنند *
{{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و اما تو عصای خود را برافراز و دست خود را بر دریا دراز کرده آن را مُنْشَقّ کن تا بنی اسرائیل از میان دریا بر خشکی راه سپر شوند *
{{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و اما من اینک دل مصریان را سخت میسازم تا از عقب ایشان بیایند و از فرعون و تمامی لشکر او و ارابهها و سوارانش جلال خواهم یافت *
{{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و مصریان خواهند دانست که من یهوه هستم وقتی که از فرعون و ارابههایش و سوارانش جلال یافته باشم *
{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} و فرشتهٔ خدا که پیش اردوی اسرائیل میرفت حرکت کرده از عقب ایشان خرامید و ستون ابر از پیش ایشان نقل کرده در عقب ایشان بایستاد *
{{verse|۱۴|۲۰|color=black}} و میان اردوی مصریان و اردوی اسرائیل آمده از برای آنها ابر و تاریکی میبود و اینها را در شب روشنائی میداد که تمامی شب نزدیک یکدیگر نیامدند *
{{verse|۱۴|۲۱|color=black}} پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد و {{روخط|خداوند}} دریا را بباد شرقی شدید تمامی آن شب برگردانیده دریا را خشک ساخت و آب مُنْشَقّ گردید *
{{verse|۱۴|۲۲|color=black}} و بنی اسرائیل در میان دریا بر خشکی میرفتند و آبها برای ایشان بر راست و چپ دیوار بود *
{{verse|۱۴|۲۳|color=black}} و مصریان با تمامی اسبان و ارابهها و سواران فرعون از عقب ایشان تاخته بمیان دریا درآمدند *
{{verse|۱۴|۲۴|color=black}} ودر پاس سحری واقع شد که {{روخط|خداوند}} بر اردوی مصریان از ستون آتش و ابر نظر انداخت و اردوی مصریان را آشفته کرد *
{{verse|۱۴|۲۵|color=black}} و چرخهای ارابههای ایشان را بیرون کرد تا آنها را بسنگینی برانند و مصریان گفتند از حضور بنی اسرائیل بگریزیم زیرا {{روخط|خداوند}} برای ایشان با مصریان جنگ میکند *
{{verse|۱۴|۲۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دست خود را بر دریا دراز کن تا آبها بر مصریان برگردد و بر ارابهها و سواران ایشان *<noinclude></noinclude>
h61flivmnr2qsixa2szdhnxhwdffoxx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۴
104
87558
286197
2026-06-13T18:52:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۴|۲۷|color=black}} پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد و بوقت طلوع صبح دریا بجریان خود برگشت و مصریان بمقابلش گریختند و {{روخط|خداوند}} مصریان را در میان دریا بزیر انداخت * {{verse|۱۴|۲۸|color=black}} و آبها برگشته ارابهها و سواران و تمام لشکر فرعون را که از...» ایجاد کرد
286197
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴|۲۷|color=black}} پس موسی دست خود را بر دریا دراز کرد و بوقت طلوع صبح دریا بجریان خود برگشت و مصریان بمقابلش گریختند و {{روخط|خداوند}} مصریان را در میان دریا بزیر انداخت *
{{verse|۱۴|۲۸|color=black}} و آبها برگشته ارابهها و سواران و تمام لشکر فرعون را که از عقب ایشان بدریا درآمده بودند پوشانید که یکی از ایشان هم باقی نماند *
{{verse|۱۴|۲۹|color=black}} اما بنی اسرائیل در میان دریا بخشکی رفتند و آبها برای ایشان دیواری بود بطرف راست و بطرف چپ *
{{verse|۱۴|۳۰|color=black}} و در آن روز {{روخط|خداوند}} اسرائیل را از دست مصریان خلاصی داد و اسرائیل مصریان را بکنار دریا مرده دیدند *
{{verse|۱۴|۳۱|color=black}} و اسرائیل آن کار عظیمی را که {{روخط|خداوند}} بمصریان کرده بود دیدند و قوم از {{روخط|خداوند}} ترسیدند و ب{{روخط|خداوند}} و ببندهٔ او موسی ایمان آوردند *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} آنگاه موسی و بنی اسرائیل این سرود را برای {{روخط|خداوند}} سراییده گفتند که یهوه را سرود میخوانم زیرا که با جلال مظفر شده است اسب و سوارش را بدریا انداخت *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} قوت و تسبیح من است و او نجات من گردیده است این خدای من است پس او را تمجید میکنم خدای پدر من است پس او را متعال میخوانم *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} مرد جنگی است نام او یهوه است *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} ارابهها و لشکر فرعون را بدریا انداخت مبارزان برگزیدهٔ او در دریای قلزم غرق شدند *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} لُجّهها ایشان را پوشانید مثل سنگ بژرفیها فرو رفتند *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} دست راست تو ای {{روخط|خداوند}} بقوت جلیل گردیده دست راست تو ای {{روخط|خداوند}} دشمن را خرد شکسته است *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} و بکثرت جلال خود خصمان را منهدم ساختهای<noinclude></noinclude>
4xu1t9lhwmpfpel8spuz1dyax9hiy5n
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۵
104
87559
286198
2026-06-13T18:52:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «غضب خود را فرستاده ایشان را چون خاشاک سوزانیدهای * {{verse|۱۵|۸|color=black}} و بنَفْخِهٔ بینی تو آبها فراهم گردید و موجها مثل توده بایستاد و لجهها در میان دریا منجمد گردید * {{verse|۱۵|۹|color=black}} دشمن گفت تعاقب میکنم و ایشان را فرو میگیرم و غارت را تقسیم کرده...» ایجاد کرد
286198
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>غضب خود را فرستاده ایشان را چون خاشاک سوزانیدهای *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} و بنَفْخِهٔ بینی تو آبها فراهم گردید و موجها مثل توده بایستاد و لجهها در میان دریا منجمد گردید *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} دشمن گفت تعاقب میکنم و ایشان را فرو میگیرم و غارت را تقسیم کرده جانم از ایشان سیر خواهد شد شمشیر خود را کشیده دست من ایشان را هلاک خواهد ساخت *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} و چون بنفخهٔ خود دمیدی دریا ایشان را پوشانید مثل سرب در آبهای زورآور غرق شدند *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} کیست مانند تو ای {{روخط|خداوند}} در میان خدایان کیست مانند تو جلیل در قدوسیت تو مهیب هستی در تسبیح خود و صانع عجایب *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} چون دست راست خود را دراز کردی زمین ایشان را فرو برد *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} این قومِ خویش را که فدیه دادی برحمانیت خود رهبری نمودی ایشان را بقوت خویش بسوی مسکن قدس خود هدایت کردی *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} امتها چون شنیدند مضطرب گردیدند لرزه بر سکنهٔ فلسطین مستولی گردید *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} آنگاه امرای ادوم در حیرت افتادند و اکابر موآب را لرزه فرو گرفت و جمیع سکنهٔ کنعان گداخته گردیدند *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} ترس و هراس ایشان را فروگرفت از بزرگی بازوی تو مثل سنگ ساکت شدند تا قوم تو ای {{روخط|خداوند}} عبور کنند تا این قومی که تو خریدهای عبور کنند *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} ایشان را داخل ساخته در جبل میراث خود غرس خواهی کرد بمکانی که تو ای {{روخط|خداوند}} مسکن خود ساختهای<noinclude></noinclude>
77f2vg4fdtpy2xohehz5ako3jytwvgl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۶
104
87560
286199
2026-06-13T18:53:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یعنی آن مقام مقدسی که دستهای تو ای {{روخط|خداوند}} مستحکم کرده است * {{verse|۱۵|۱۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت خواهد کرد تا ابدالا´باد * {{verse|۱۵|۱۹|color=black}} زیرا که اسبهای فرعون با ارابهها و سوارانش بدریا درآمدند و {{روخط|خداوند}} آب دریا را بر ایشان برگ...» ایجاد کرد
286199
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یعنی آن مقام مقدسی که دستهای تو ای {{روخط|خداوند}} مستحکم کرده است *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} سلطنت خواهد کرد تا ابدالا´باد *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} زیرا که اسبهای فرعون با ارابهها و سوارانش بدریا درآمدند و {{روخط|خداوند}} آب دریا را بر ایشان برگردانید اما بنی اسرائیل از میان دریا بخشکی رفتند *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} و مریمِ نبیه خواهر هارون دف را بدست خود گرفته و همهٔ زنان از عقب وی دفها گرفته رقص کنان بیرون آمدند *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} پس مریم در جواب ایشان گفت {{روخط|خداوند}} را بسرایید زیرا که با جلالمظفر شده است اسب و سوارش را بدریا انداخت *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} پس موسی اسرائیل را از بحر قلزم کوچانید و بصحرای شور آمدند و سه روز در صحرا میرفتند و آب نیافتند *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} پس بمارّه رسیدند و از آب مارّه نتوانستند نوشید زیرا که تلخ بود از این سبب آن را ماره نامیدند *
{{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و قوم بر موسی شکایت کرده گفتند چه بنوشیم *
{{verse|۱۵|۲۵|color=black}} چون نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه کرد {{روخط|خداوند}} درختی بدو نشان داد پس آن را بآب انداخت و آب شیرین گردید و در آنجا فریضهای و شریعتی برای ایشان قرار داد و در آنجا ایشان را امتحان کرد *
{{verse|۱۵|۲۶|color=black}} و گفت هرآینه اگر قول یهوه خدای خود را بشنوی و آنچه را در نظر او راست است بجا آوری و احکام او را بشنوی و تمامی فرایض او را نگاه داری همانا هیچ یک از همهٔ مرضهائی را که بر مصریان آوردهام بر تو نیاورم زیرا که من یهوه شفا دهندهٔ تو هستم *
{{verse|۱۵|۲۷|color=black}} پس بایلیم آمدند و در آنجا دوازده چشمهٔ آب و هفتاد درخت خرما بود و در آنجا نزد آب خیمه زدند *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} پس تمامی جماعت بنی اسرائیل از ایلیم کوچ کرده بصحرای سین که در میان ایلیم و سینا است در روز پانزدهم از ماه دوم بعد از بیرون آمدن ایشان از زمین مصر رسیدند *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} و تمامی جماعت بنی اسرائیل در آن صحرا بر موسی و هارون شکایت کردند *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} و بنی اسرائیل بدیشان گفتند کاش که در زمین مصر بدست {{روخط|خداوند}} مرده بودیم وقتی که نزد دیگهایگوشت مینشستیم و نان را سیر میخوردیم زیرا که ما را بدین صحرا بیرون آوردید تا تمامی این جماعت را بگرسنگی بکشید *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بموسی گفت همانا من نان از آسمان برای شما بارانم و قوم رفته کفایت هر روز را در روزش گیرند تا ایشان را امتحان کنم که بر شریعت من رفتار میکنند یا نه *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} و واقع<noinclude></noinclude>
mjdfieu2yanx4l5o4mi71af7p317gq3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۷
104
87561
286200
2026-06-13T18:54:05Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خواهد شد در روز ششم که چون آنچه را که آورده باشند درست نمایند همانا دوچندان آن خواهد بود که هر روز برمیچیدند * {{verse|۱۶|۶|color=black}} و موسی و هارون بهمهٔ بنی اسرائیل گفتند شامگاهان خواهید دانست که {{روخط|خداوند}} شما را از زمین مصر بیرون آورده است * {{vers...» ایجاد کرد
286200
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خواهد شد در روز ششم که چون آنچه را که آورده باشند درست نمایند همانا دوچندان آن خواهد بود که هر روز برمیچیدند *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} و موسی و هارون بهمهٔ بنی اسرائیل گفتند شامگاهان خواهید دانست که {{روخط|خداوند}} شما را از زمین مصر بیرون آورده است *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} و بامدادان جلال {{روخط|خداوند}} را خواهید دید زیرا که او شکایتی را که بر {{روخط|خداوند}} کردهاید شنیده است و ما چیستیم که بر ما شکایت میکنید *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} و موسی گفت این خواهد بود چون {{روخط|خداوند}} شامگاه شما را گوشت دهد تا بخورید و بامداد نان تا سیر شوید زیرا {{روخط|خداوند}} شکایتهای شما را که بر وی کردهاید شنیده است و ما چیستیم بر ما نی بلکه بر {{روخط|خداوند}} شکایت نمودهاید *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} و موسی بهارون گفت بتمامی جماعت بنی اسرائیل بگو بحضور {{روخط|خداوند}} نزدیک بیایید زیرا که شکایتهای شما را شنیده است *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و واقع شد که چون هارون بتمامی جماعت بنی اسرائیل سخن گفت بسوی صحرا نگریستند و اینک جلال {{روخط|خداوند}} در ابر ظاهر شد *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۶|۱۲|color=black}} شکایتهای بنی اسرائیل را شنیدهام پس ایشان را خطاب کرده بگو در عصر گوشتخواهید خورد و بامداد از نان سیر خواهید شد تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و واقع شد که در عصر سَلوی برآمده لشکرگاه را پوشانیدند و بامدادان شبنم گرداگرد اردو نشست *
{{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و چون شبنمی که نشسته بود برخاست اینک بر روی صحرا چیزی دقیق مدور و خُرد مثل ژاله بر زمین بود *
{{verse|۱۶|۱۵|color=black}} و چون بنی اسرائیل این را دیدند بیکدیگر گفتند که این منّ است زیرا که ندانستند چه بود موسی بایشان گفت این آن نان است که {{روخط|خداوند}} بشما میدهد تا بخورید *
{{verse|۱۶|۱۶|color=black}} این است امری که {{روخط|خداوند}} فرموده است که هر کس بقدر خوراک خود از این بگیرد یعنی یک عُومَر برای هر نفر بحسب شمارهٔ نفوس خویش هر شخص برای کسانی که در خیمهٔ او باشند بگیرد *
{{verse|۱۶|۱۷|color=black}} پس بنی اسرائیل چنین کردند بعضی زیاد و بعضی کم برچیدند *
{{verse|۱۶|۱۸|color=black}} اما چون بعومر پیمودند آنکه زیاد برچیده بود زیاده نداشت و آنکه کم برچیده بود کم نداشت بلکه هر کس بقدر خوراکش برچیده بود *
{{verse|۱۶|۱۹|color=black}} و موسی بدیشان گفت زنهار کسی چیزی از این تا صبح نگاه ندارد *
{{verse|۱۶|۲۰|color=black}} لکن بموسی گوش ندادند بلکه بعضی چیزی از آن تا صبح نگاه داشتند و کرمها بهم رسانیده متعفن گردید و موسی بدیشان خشمناک شد *
{{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و هر صبح هر کس<noinclude></noinclude>
65nmvuaxvdo2gksm0vsmjio0drtln9g
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۸
104
87562
286201
2026-06-13T18:54:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بقدر خوراک خود برمیچید و چون آفتاب گرم میشد میگداخت * {{verse|۱۶|۲۲|color=black}} و واقع شد در روز ششم که نان مضاعف یعنی برای هر نفری دو عومر برچیدند پس همهٔ رؤسای جماعت آمده موسی را خبر دادند * {{verse|۱۶|۲۳|color=black}} او بدیشان گفت این است آنچه {{روخط|خداوند}} گفت...» ایجاد کرد
286201
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بقدر خوراک خود برمیچید و چون آفتاب گرم میشد میگداخت *
{{verse|۱۶|۲۲|color=black}} و واقع شد در روز ششم که نان مضاعف یعنی برای هر نفری دو عومر برچیدند پس همهٔ رؤسای جماعت آمده موسی را خبر دادند *
{{verse|۱۶|۲۳|color=black}} او بدیشان گفت این است آنچه {{روخط|خداوند}} گفت که فردا آرامی است و سَبَّتِ مقدسِ {{روخط|خداوند}} پس آنچه بر آتش باید پخت بپزید و آنچه در آب باید جوشانید بجوشانید و آنچه باقی باشد برای خود ذخیره کرده بجهت صبح نگاه دارید *
{{verse|۱۶|۲۴|color=black}} پس آن را تا صبح ذخیره کردند چنانکه موسی فرموده بود و نه متعفن گردید و نه کرم در آن پیدا شد *
{{verse|۱۶|۲۵|color=black}} و موسی گفت امروز این را بخورید زیرا که امروز سَبَّت {{روخط|خداوند}} است و در این روز آن را در صحرا نخواهید یافت *
{{verse|۱۶|۲۶|color=black}} شش روز آن را برچینید و روز هفتمین سَبَّت است در آن نخواهد بود *
{{verse|۱۶|۲۷|color=black}} و واقع شد که در روز هفتم بعضی از قوم برای برچیدن بیرون رفتند اما نیافتند *
{{verse|۱۶|۲۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت تا بکی از نگاه داشتن وصایا و شریعت من ابا مینمایید *
{{verse|۱۶|۲۹|color=black}} ببینید چونکه {{روخط|خداوند}} سَبَّت را بشما بخشیده است از این سبب در روز ششم نانِ دو روز را بشما میدهد پس هر کس در جای خود بنشیند و در روز هفتم هیچ کس از مکانش بیرون نرود *
{{verse|۱۶|۳۰|color=black}} پس قوم در روز هفتمین آرام گرفتند *
{{verse|۱۶|۳۱|color=black}} و خاندان اسرائیل آن را منّ نامیدند و آن مثل تخم گشنیز سفید بود و طعمش مثل قرصهای عسلی *
{{verse|۱۶|۳۲|color=black}} و موسی گفت این امری است که {{روخط|خداوند}} فرموده است که عومری از آن پر کنی تا در نسلهای شما نگاه داشته شود تا آن نان را ببینند که در صحرا وقتی که شما را از زمین مصر بیرون آوردم آن را بشما خورانیدم *
{{verse|۱۶|۳۳|color=black}} پس موسی بهارون گفت ظرفی بگیر و عومری پر از منّ در آن بنه و آن را بحضور {{روخط|خداوند}} بگذار تا در نسلهای شما نگاه داشتهشود *
{{verse|۱۶|۳۴|color=black}} چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود همچنان هارون آن را پیش تابوت شهادت گذاشت تا نگاه داشته شود *
{{verse|۱۶|۳۵|color=black}} و بنی اسرائیل مدت چهل سال منّ را میخوردند تا بزمین آباد رسیدند یعنی تا بسرحد زمین کنعان داخل شدند خوراک ایشان منّ بود *
{{verse|۱۶|۳۶|color=black}} و اما عومر ده یک ایفه است *
{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} و تمامی جماعت بنی اسرائیل بحکم {{روخط|خداوند}} طی منازل کرده از صحرای سین کوچ<noinclude></noinclude>
nceffwoh9z8cawlva8n6ead393onvec
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱۹
104
87563
286202
2026-06-13T18:54:40Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی « کردند و در رفیدیم اردو زدند و آب نوشیدن برای قوم نبود * {{verse|۱۷|۲|color=black}} و قوم با موسی منازعه کرده گفتند ما را آب بدهید تا بنوشیم موسی بدیشان گفت چرا با من منازعه میکنید و چرا {{روخط|خداوند}} را امتحان مینمایید * {{verse|۱۷|۳|color=black}} و در آنجا قوم تشنهٔ...» ایجاد کرد
286202
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> کردند و در رفیدیم اردو زدند و آب نوشیدن برای قوم نبود *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} و قوم با موسی منازعه کرده گفتند ما را آب بدهید تا بنوشیم موسی بدیشان گفت چرا با من منازعه میکنید و چرا {{روخط|خداوند}} را امتحان مینمایید *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} و در آنجا قوم تشنهٔ آب بودند و قوم بر موسی شکایت کرده گفتند چرا ما را از مصر بیرون آوردی تا ما و فرزندان و مواشی ما را بتشنگی بکشی *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} آنگاه موسی نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نموده گفت با این قوم چه کنم نزدیک است مرا سنگسار کنند *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت پیش روی قوم برو و بعضی از مشایخ اسرائیل را با خود بردار و عصای خود را که بدان نهر را زدی بدست خود گرفته برو *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} همانا من در آنجا پیش روی تو بر آن صخرهای که در حوریب است میایستم و صخره را خواهی زد تا آب از آن بیرون آید و قوم بنوشند پس موسی بحضور مشایخ اسرائیل چنین کرد *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} و آن موضع را مَسَّه و مَریبه نامید بسبب منازعۀبنی اسرائیل و امتحان کردن ایشان {{روخط|خداوند}} را زیرا گفته بودند آیا {{روخط|خداوند}} در میان ما هست یا نه *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} پس عمالیق آمده در رفیدیم با اسرائیل جنگ کردند *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} و موسی بیوشع گفت مردان برای ما برگزین و بیرون رفته با عمالیق مقاتله نما و بامدادان من عصای خدا را بدست گرفته بر قلهٔ کوه خواهم ایستاد *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} پس یوشع بطوری که موسی او را امر فرموده بود کرد تا با عمالیق محاربه کند و موسی و هارون و حور بر قلهٔ کوه برآمدند *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون موسی دست خود را برمیافراشت اسرائیل غلبه مییافتند و چون دست خود را فرو میگذاشت عمالیق چیره میشدند *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و دستهای موسی سنگین شد پس ایشان سنگی گرفته زیرش نهادند که بر آن بنشیند و هارون و حور یکی از این طرف و دیگری از آن طرف دستهای او را بر میداشتند و دستهایش تا غروب آفتاب برقرار ماند *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و یوشع عمالیق و قوم او را بدم شمشیر منهزم ساخت *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بموسی گفت این را برای یادگاری در کتاب بنویس و بسمع یوشع برسان که هرآینه ذکر عمالیق را از زیر آسمان محو خواهم ساخت *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و موسی مذبحی بنا کرد و آن را یهوه نِسّی نامید *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و گفت زیرا که دست بر تخت {{روخط|خداوند}} است که {{روخط|خداوند}} را جنگ با عمالیق نسلاً بعد نسل خواهد بود *<noinclude></noinclude>
kjue498e3jd2drh9cxgnen2mam1oosn
286203
286202
2026-06-13T18:54:48Z
Hanooz
17889
286203
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کردند و در رفیدیم اردو زدند و آب نوشیدن برای قوم نبود *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} و قوم با موسی منازعه کرده گفتند ما را آب بدهید تا بنوشیم موسی بدیشان گفت چرا با من منازعه میکنید و چرا {{روخط|خداوند}} را امتحان مینمایید *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} و در آنجا قوم تشنهٔ آب بودند و قوم بر موسی شکایت کرده گفتند چرا ما را از مصر بیرون آوردی تا ما و فرزندان و مواشی ما را بتشنگی بکشی *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} آنگاه موسی نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نموده گفت با این قوم چه کنم نزدیک است مرا سنگسار کنند *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت پیش روی قوم برو و بعضی از مشایخ اسرائیل را با خود بردار و عصای خود را که بدان نهر را زدی بدست خود گرفته برو *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} همانا من در آنجا پیش روی تو بر آن صخرهای که در حوریب است میایستم و صخره را خواهی زد تا آب از آن بیرون آید و قوم بنوشند پس موسی بحضور مشایخ اسرائیل چنین کرد *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} و آن موضع را مَسَّه و مَریبه نامید بسبب منازعۀبنی اسرائیل و امتحان کردن ایشان {{روخط|خداوند}} را زیرا گفته بودند آیا {{روخط|خداوند}} در میان ما هست یا نه *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} پس عمالیق آمده در رفیدیم با اسرائیل جنگ کردند *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} و موسی بیوشع گفت مردان برای ما برگزین و بیرون رفته با عمالیق مقاتله نما و بامدادان من عصای خدا را بدست گرفته بر قلهٔ کوه خواهم ایستاد *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} پس یوشع بطوری که موسی او را امر فرموده بود کرد تا با عمالیق محاربه کند و موسی و هارون و حور بر قلهٔ کوه برآمدند *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و واقع شد که چون موسی دست خود را برمیافراشت اسرائیل غلبه مییافتند و چون دست خود را فرو میگذاشت عمالیق چیره میشدند *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و دستهای موسی سنگین شد پس ایشان سنگی گرفته زیرش نهادند که بر آن بنشیند و هارون و حور یکی از این طرف و دیگری از آن طرف دستهای او را بر میداشتند و دستهایش تا غروب آفتاب برقرار ماند *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و یوشع عمالیق و قوم او را بدم شمشیر منهزم ساخت *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بموسی گفت این را برای یادگاری در کتاب بنویس و بسمع یوشع برسان که هرآینه ذکر عمالیق را از زیر آسمان محو خواهم ساخت *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و موسی مذبحی بنا کرد و آن را یهوه نِسّی نامید *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و گفت زیرا که دست بر تخت {{روخط|خداوند}} است که {{روخط|خداوند}} را جنگ با عمالیق نسلاً بعد نسل خواهد بود *<noinclude></noinclude>
q5ap8s31in873lfprufh3930q35p5bf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۰
104
87564
286204
2026-06-13T18:55:14Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}} {{فصل|۱۸}} {{verse|۱۸|۱|color=black}} و چون یتْرون کاهن مدیان پدر زن موسی آنچه را که خدا با موسی و قوم خود اسرائیل کرده بود شنید که {{روخط|خداوند}} چگونه اسرائیل را از مصر بیرون آورده بود * {{verse|۱۸|۲|color=black}} آنگاه یترون پدرزن موسی صَفّور...» ایجاد کرد
286204
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} و چون یتْرون کاهن مدیان پدر زن موسی آنچه را که خدا با موسی و قوم خود اسرائیل کرده بود شنید که {{روخط|خداوند}} چگونه اسرائیل را از مصر بیرون آورده بود *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} آنگاه یترون پدرزن موسی صَفّوره زن موسی را برداشت بعد از آنکه او را پس فرستاده بود *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} و دو پسر او را که یکی را جرشون نام بود زیرا گفت در زمین بیگانه غریب هستم *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} و دیگری را الیعازر نام بود زیرا گفت که خدای پدرم مددکار من بوده مرا از شمشیر فرعون رهانید *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} پس یترون پدر زن موسی با پسران و زوجهاش نزد موسی بصحرا آمدند در جائی که او نزد کوه خدا خیمه زده بود *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} و بموسی خبر داد که من یترون پدر زن تو با زن تو و دو پسرش نزد تو آمدهایم *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} پس موسی باستقبال پدر زن خود بیرون آمد و او را تعظیم کرده بوسید و سلامتی یکدیگر را پرسیده بخیمه درآمدند *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} و موسی پدر زن خود را از آنچه {{روخط|خداوند}} بفرعون و مصریان بخاطر اسرائیل کرده بود خبر داد و از تمامی مشقتی که در راه بدیشان واقع شده {{روخط|خداوند}} ایشان را از آن رهانیده بود *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} و یترون شاد گردید بسبب تمامی احسانی که {{روخط|خداوند}} باسرائیل کرده و ایشان را از دست مصریان رهانیده بود *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و یترون گفت متبارک است {{روخط|خداوند}} که شما را از دست مصریان و از دست فرعون خلاصی داده است و قوم خود را از دست مصریان رهانیده *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} الا´ن دانستم که یهوه از جمیع خدایان بزرگتر است خصوصاً در همان امری که بر ایشان تکبر میکردند *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} و یترونپدر زن موسی قربانی سوختنی و ذبایح برای خدا گرفت و هارون و جمیع مشایخ اسرائیل آمدند تا با پدر زن موسی بحضور خدا نان بخورند *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} بامدادان واقع شد که موسی برای داوری قوم بنشست و قوم بحضور موسی از صبح تا شام ایستاده بودند *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و چون پدر زن موسی آنچه را که او بقوم میکرد دید گفت این چه کار است که تو با قوم مینمائی چرا تو تنها مینشینی و تمامی قوم نزد تو از صبح تا شام میایستند *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} موسی بپدر زن خود گفت که قوم نزد من میآیند تا از خدا مسألت نمایند *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} هرگاه ایشان را دعوی شود نزد من میآیند و میان هر کس و همسایهاش داوری میکنم و فرایض و شرایع خدا را بدیشان<noinclude></noinclude>
1yy858bul2bboz4csjk2djwddmxzfd6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۱
104
87565
286205
2026-06-13T18:55:32Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تعلیم میدهم * {{verse|۱۸|۱۷|color=black}} پدر زن موسی بوی گفت کاری که تو میکنی خوب نیست * {{verse|۱۸|۱۸|color=black}} هرآینه تو و این قوم نیز که با تو هستند خسته خواهید شد زیرا که این امر برای تو سنگین است تنها این را نمیتوانی کرد * {{verse|۱۸|۱۹|color=black}} اکنون سخن مرا بشنو...» ایجاد کرد
286205
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تعلیم میدهم *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} پدر زن موسی بوی گفت کاری که تو میکنی خوب نیست *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} هرآینه تو و این قوم نیز که با تو هستند خسته خواهید شد زیرا که این امر برای تو سنگین است تنها این را نمیتوانی کرد *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} اکنون سخن مرا بشنو تو را پند میدهم و خدا با تو باد و تو برای قوم بحضور خدا باش و امور ایشان را نزد خدا عرضه دار *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و فرایض و شرایع را بدیشان تعلیم ده و طریقی را که بدان میباید رفتار نمود و عملی را که میباید کرد بدیشان اعلام نما *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و از میان تمامی قوم مردان قابل را که خداترس و مردان امین که از رشوت نفرت کنند جستجو کرده بر ایشان بگمار تا رؤسای هزاره و رؤسای صده و رؤسای پنجاه و رؤسای ده باشند *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} تا بر قوم پیوسته داوری نمایند و هر امر بزرگ را نزد تو بیاورند و هر امرکوچک را خود فیصل دهند بدین طور بار خود را سبک خواهی کرد و ایشان با تو متحمل آن خواهند شد *
{{verse|۱۸|۲۳|color=black}} اگر این کار را بکنی و خدا تو را چنین امر فرماید آنگاه یارای استقامت خواهی داشت و جمیع این قوم نیز بمکان خود بسلامتی خواهند رسید *
{{verse|۱۸|۲۴|color=black}} پس موسی سخن پدر زن خود را اجابت کرده آنچه او گفته بود بعمل آورد *
{{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و موسی مردان قابل از تمامی اسرائیل انتخاب کرده ایشان را رؤسای قوم ساخت رؤسای هزاره و رؤسای صده و رؤسای پنجاه و رؤسای ده *
{{verse|۱۸|۲۶|color=black}} و در داوری قوم پیوسته مشغول میبودند هر امر مشکل را نزد موسی میآوردند و هر دعوی کوچک را خود فیصل میدادند *
{{verse|۱۸|۲۷|color=black}} و موسی پدر زن خود را رخصت داد و او بولایت خود رفت *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} و در ماه سوم از بیرون آمدنبنی اسرائیل از زمین مصر در همان روز بصحرای سینا آمدند *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} و از رَفیدیم کوچ کرده بصحرای سینا رسیدند و در بیابان اردو زدند و اسرائیل در آنجا در مقابل کوه فرود آمدند *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} و موسی نزد خدا بالا رفت و {{روخط|خداوند}} از میان کوه او را ندا درداد و گفت بخاندان یعقوب چنین بگو و بنی اسرائیل را خبر بده *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} شما آنچه را که من بمصریان کردم دیدهاید و چگونه شما را بر بالهای عقاب برداشته نزد خود آوردهام *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} و اکنون اگر آواز مرا فیالحقیقه بشنوید و عهد مرا نگاه دارید همانا خزانهٔ خاص من از جمیع قومها خواهید بود زیرا که تمامی جهان<noinclude></noinclude>
3if9zy3y9psdzkr8xaoar9zpjukhdcu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۲
104
87566
286206
2026-06-13T18:56:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از آن من است * {{verse|۱۹|۶|color=black}} و شما برای من مملکت کَهَنه و امتِ مقدس خواهید بود این است آن سخنانی که ببنی اسرائیل میباید گفت * {{verse|۱۹|۷|color=black}} پس موسی آمده مشایخ قوم را خواند و همهٔ این سخنان را که {{روخط|خداوند}} او را فرموده بود بر ایشان اِلقا ک...» ایجاد کرد
286206
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از آن من است *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} و شما برای من مملکت کَهَنه و امتِ مقدس خواهید بود این است آن سخنانی که ببنی اسرائیل میباید گفت *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} پس موسی آمده مشایخ قوم را خواند و همهٔ این سخنان را که {{روخط|خداوند}} او را فرموده بود بر ایشان اِلقا کرد *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} و تمامی قوم بیک زبان در جواب گفتند آنچه {{روخط|خداوند}} امر فرموده است خواهیم کرد و موسی سخنان قوم را باز ب{{روخط|خداوند}} عرض کرد *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت اینک من در ابرمُظْلِم نزد تو میآیم تا هنگامی که بتو سخن گویم قوم بشنوند و بر تو نیز همیشه ایمان داشته باشند پس موسی سخنان قوم را ب{{روخط|خداوند}} باز گفت *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت نزد قوم برو و ایشان را امروز و فردا تقدیس نما و ایشان رخت خود را بشویند *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و در روز سوم مهیا باشید زیرا که در روز سوم {{روخط|خداوند}} در نظر تمامی قوم بر کوه سینا نازل شود *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و حدود برای قوم از هر طرف قرار ده و بگو باحذر باشید از اینکه بفراز کوه برآیید یا دامنهٔ آن را لمس نمایید زیرا هر که کوه را لمس کند هرآینه کشته شود *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} دست بر آن گذارده نشود بلکه یا سنگسار شود یا بتیر کشته شود خواه بهایم باشد خواه انسان زنده نماند اما چون کَرِنّا نواخته شود ایشان بکوه برآیند *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} پس موسی از کوه نزد قوم فرود آمده قوم را تقدیس نمود و رخت خود را شستند *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و بقوم گفت در روز سوم حاضر باشید و بزنان نزدیکی منمایید *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} و واقع شد در روز سوم بوقت طلوع صبح که رعدها و برقها و ابر غلیظ بر کوه پدید آمد و آواز کَرِنّای بسیار سختبطوری که تمامی قوم که در لشکرگاه بودند بلرزیدند *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و موسی قوم را برای ملاقات خدا از لشکرگاه بیرون آورد و در پایان کوه ایستادند *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و تمامی کوه سینا را دود فرو گرفت زیرا {{روخط|خداوند}} در آتش بر آن نزول کرد و دودش مثل دود کورهای بالا میشد و تمامی کوه سخت متزلزل گردید *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و چون آواز کَرِنّا زیاده و زیاده سخت نواخته میشد موسی سخن گفت و خدا او را بزبان جواب داد *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر کوه سینا بر قله کوه نازل شد و {{روخط|خداوند}} موسی را بقلهٔ کوه خواند و موسی بالا رفت *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت پایین برو و قوم را قدغن نما مبادا نزد {{روخط|خداوند}} برای نظر کردن از حد تجاوز نمایند که بسیاری از ایشان هلاک خواهند شد *
{{verse|۱۹|۲۲|color=black}} و کهنه نیز که نزد {{روخط|خداوند}} میآیند خویشتن را تقدیس نمایند مبادا {{روخط|خداوند}} بر ایشان هجوم آورد *
{{verse|۱۹|۲۳|color=black}} موسی ب{{روخط|خداوند}} گفت قوم نمیتوانند بفراز کوه سینا آیند زیرا که تو ما را قدغن<noinclude></noinclude>
4kc6nwuh0jfkyrgxviobkkqadonh5ek
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۳
104
87567
286207
2026-06-13T18:56:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کرده گفتهای کوه را حدود قرار ده و آن را تقدیس نما * {{verse|۱۹|۲۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت پایین برو و تو و هارون همراهت برآیید اما کَهَنه و قوم از حد تجاوز ننمایند تا نزد {{روخط|خداوند}} بالا بیایند مبادا بر ایشان هجوم آورد * {{verse|۱۹|۲۵|color=black}} پ...» ایجاد کرد
286207
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرده گفتهای کوه را حدود قرار ده و آن را تقدیس نما *
{{verse|۱۹|۲۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت پایین برو و تو و هارون همراهت برآیید اما کَهَنه و قوم از حد تجاوز ننمایند تا نزد {{روخط|خداوند}} بالا بیایند مبادا بر ایشان هجوم آورد *
{{verse|۱۹|۲۵|color=black}} پس موسی نزد قوم فرود شده بدیشان سخن گفت *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} و خدا تکلم فرمود و همهٔ این کلماترا بگفت *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} من هستم یهوه خدای تو که تو را از زمینمصر و از خانهٔ غلامی بیرون آوردم *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} صورتی تراشیده و هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان است و از آنچه پایین در زمین است و از آنچه در آب زیر زمین است برای خود مساز *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} نزد آنها سجده مکن و آنها را عبادت منما زیرا من که یهوه خدای تو میباشم خدای غیور هستم که انتقام گناه پدران را از پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارند میگیرم *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} و تا هزار پشت بر آنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند رحمت میکنم *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} نام یهوه خدای خود را بباطل مبر زیرا {{روخط|خداوند}} کسی را که اسم او را بباطل بَرَد بیگناه نخواهد شمرد *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} روز سَبَّت را یاد کن تا آن را تقدیس نمائی *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} شش روز مشغول باش و همهٔ کارهای خود را بجا آور *
{{verse|۲۰|۱۰|color=black}} اما روز هفتمین سَبَّتِ یهوه خدای توست در آن هیچ کار مکن تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و بهیمهات و مهمان تو که درون دروازههای تو باشد *
{{verse|۲۰|۱۱|color=black}} زیرا که در شش روز {{روخط|خداوند}} آسمان و زمین و دریا و آنچه را که در آنهاست بساخت و در روز هفتم آرام فرمود از این سبب {{روخط|خداوند}} روز هفتم را مبارک خوانده آن را تقدیس نمود *
{{verse|۲۰|۱۲|color=black}} پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهایتو در زمینی که یهوه خدایت بتو میبخشد دراز شود *
{{verse|۲۰|۱۳|color=black}} قتل مکن *
{{verse|۲۰|۱۴|color=black}} زنا مکن *
{{verse|۲۰|۱۵|color=black}} دزدی مکن *
{{verse|۲۰|۱۶|color=black}} بر همسایهٔ خود شهادت دروغ مده *
{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} به خانهٔ همسایهٔ خود طمع مورز و بزن همسایهات و غلامش و کنیزش و گاوش و الاغش و بهیچ چیزی که از آن همسایهٔ تو باشد طمع مکن *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} و جمیع قوم رعدها و زبانههای آتش و صدای کَرِنّا و کوه را که پر از دود بود دیدند و چون قوم این را بدیدند لرزیدند و از دور بایستادند *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و بموسی گفتند تو بما سخن بگو و خواهیم شنید اما خدا بما نگوید مبادا بمیریم *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} موسی بقوم گفت مترسید زیرا خدا برای امتحان شما آمده است تا ترس او<noinclude></noinclude>
ka8s41795car3rwy4dwjdyzqa7cpfx1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۴
104
87568
286208
2026-06-13T18:58:40Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پیش روی شما باشد و گناه نکنید * {{verse|۲۰|۲۱|color=black}} پس قوم از دور ایستادند و موسی بظلمت غلیظ که خدا در آن بود نزدیک آمد * {{verse|۲۰|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت ببنی اسرائیل چنین بگو شما دیدید که از آسمان بشما سخن گفتم * {{verse|۲۰|۲۳|color=black}} با من خ...» ایجاد کرد
286208
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پیش روی شما باشد و گناه نکنید *
{{verse|۲۰|۲۱|color=black}} پس قوم از دور ایستادند و موسی بظلمت غلیظ که خدا در آن بود نزدیک آمد *
{{verse|۲۰|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت ببنی اسرائیل چنین بگو شما دیدید که از آسمان بشما سخن گفتم *
{{verse|۲۰|۲۳|color=black}} با من خدایان نقره مسازید و خدایان طلا برای خود مسازید *
{{verse|۲۰|۲۴|color=black}} مذبحی از خاک برای من بساز و قربانیهای سوختنی خود و هدایای سلامتیخود را از گله و رمهٔ خویش بر آن بگذران در هر جائی که یادگاری برای نام خود سازم نزد تو خواهم آمد و تو را برکت خواهم داد *
{{verse|۲۰|۲۵|color=black}} و اگر مذبحی از سنگ برای من سازی آن را از سنگهای تراشیده بنا مکن زیرا اگر افزار خود را بر آن بلند کردی آن را نجس خواهی ساخت *
{{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و بر مذبح من از پلهها بالا مرو مبادا عورَت تو بر آن مکشوف شود *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} و این است احکامی که پیش ایشان میگذاری *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} اگر غلام عبری بخری شش سال خدمت کند و در هفتمین بیقیمت آزاد بیرون رود *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} اگر تنها آمده تنها بیرون رود و اگر صاحب زن بوده زنش همراه او بیرون رود *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} اگر آقایش زنی بدو دهد و پسران یا دختران برایش بزاید آنگاه زن و اولادش از آن آقایش باشند و آن مرد تنها بیرون رود *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} لیکن هرگاه آن غلام بگوید که هرآینه آقایم و زن و فرزندان خود را دوست میدارم و نمیخواهم که آزاد بیرون روم *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} آنگاه آقایش او را بحضور خدا بیاورد و او را نزدیک در یا قایمهٔ در برساند و آقایش گوش او را با درفشی سوراخ کند و او وی را همیشه بندگی نماید *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} اما اگر شخصی دختر خود را بکنیزی بفروشد مثل غلامان بیرون نرود *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} هر گاه بنظر آقایش که او را برای خود نامزد کرده است ناپسند آید بگذارد که او را فدیه دهند اما هیچ حق ندارد که او را بقوم بیگانه بفروشد زیرا که بدوخیانت کرده است *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} و هرگاه او را بپسر خود نامزد کند موافق رسم دختران با او عمل نماید *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} اگر زنی دیگر برای خود گیرد آنگاه خوراک و لباس و مباشرت او را کم نکند *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و اگر این سه چیز را برای او نکند آنگاه بیقیمت و رایگان بیرون رود *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} هر که انسانی را بزند و او بمیرد هر آینه کشته شود *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} اما اگر قصد او نداشت بلکه خدا وی را بدستش رسانید<noinclude></noinclude>
l20oi0un3hthy0056frc5eqr33j594e
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۵
104
87569
286209
2026-06-13T18:59:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آنگاه مکانی برای تو معین کنم تا بدانجا فرار کند * {{verse|۲۱|۱۴|color=black}} لیکن اگر شخصی عمداً بر همسایهٔ خود آید تا او را بمکر بکُشد آنگاه او را از مذبح من کشیده بقتل برسان * {{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و هر که پدر یا مادر خود را زند هرآینه کشته شود * {{verse|۲۱|۱۶|color=b...» ایجاد کرد
286209
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنگاه مکانی برای تو معین کنم تا بدانجا فرار کند *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} لیکن اگر شخصی عمداً بر همسایهٔ خود آید تا او را بمکر بکُشد آنگاه او را از مذبح من کشیده بقتل برسان *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و هر که پدر یا مادر خود را زند هرآینه کشته شود *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و هر که آدمی را بدزدد و او را بفروشد یا در دستش یافت شود هرآینه کشته شود *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و هر که پدر یا مادر خود را لعنت کند هرآینه کشته شود *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و اگر دو مرد نزاع کنند و یکی دیگری را بسنگ یا بمشت زند و او نمیرد لیکن بستری شود *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} اگر برخیزد و با عصا بیرون رود آنگاه زنندهٔ او بیگناه شمرده شود اما عوض بیکاریاش را ادا نماید و خرج معالجهٔ او را بدهد *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و اگر کسی غلام یا کنیز خود را بعصا بزند و او زیر دست او بمیرد هرآینه انتقام او گرفته شود *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} لیکن اگر یک دو روز زنده بماند ازاو انتقام کشیده نشود زیرا که زرخرید اوست *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و اگر مردم جنگ کنند و زنی حامله را بزنند و اولاد او سقط گردد و ضرری دیگر نشود البته غرامتی بدهد موافق آنچه شوهر زن بدو گذارد و بحضور داوران ادا نماید *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} و اگر اذیتی دیگر حاصل شود آنگاه جان بعوض جان بده *
{{verse|۲۱|۲۴|color=black}} و چشم بعوض چشم و دندان بعوض دندان و دست بعوض دست و پا بعوض پا *
{{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و داغ بعوض داغ و زخم بعوض زخم و لطمه بعوض لطمه *
{{verse|۲۱|۲۶|color=black}} و اگر کسی چشم غلام یا چشم کنیز خود را بزند که ضایع شود او را بعوض چشمش آزاد کند *
{{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و اگر دندان غلام یا دندان کنیز خود را بیندازد او را بعوض دندانش آزاد کند *
{{verse|۲۱|۲۸|color=black}} و هرگاه گاوی بشاخ خود مردی یا زنی را بزند که او بمیرد گاو را البته سنگسار کنند و گوشتش را نخورند و صاحب گاو بیگناه باشد *
{{verse|۲۱|۲۹|color=black}} و لیکن اگر گاو قبل از آن شاخزن میبود و صاحبش آگاه بود و آن را نگاه نداشت و او مردی یا زنی را کشت گاو را سنگسار کنند و صاحبش را نیز بقتل رسانند *
{{verse|۲۱|۳۰|color=black}} و اگر دیه بر او گذاشته شود آنگاه برای فدیهٔ جان خود هرآنچه بر او مقرر شود ادا نماید *
{{verse|۲۱|۳۱|color=black}} خواه پسر خواه دختر را شاخ زده باشد بحسب این حکم با او عمل کنند *
{{verse|۲۱|۳۲|color=black}} اگر گاو غلامی یا کنیزی را بزند سی مثقال نقره بصاحب او داده شود و گاو سنگسار شود *
{{verse|۲۱|۳۳|color=black}} و اگر کسی چاهی گشاید یا کسی چاهی حفر کند و آن را نپوشاند و گاوی یا الاغی در آن افتد *
{{verse|۲۱|۳۴|color=black}} صاحب چاه عوض او را بدهد و قیمتشرا بصاحبش ادا نماید و میته از آن او باشد *
{{verse|۲۱|۳۵|color=black}} و اگر گاو شخصی گاو همسایهٔ او را بزند و آن بمیرد<noinclude></noinclude>
lakhifzp0g38ppkc7kav54ntju8p2hz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۶
104
87570
286210
2026-06-13T19:00:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پس گاو زنده را بفروشند و قیمت آن را تقسیم کنند و میته را نیز تقسیم نمایند * {{verse|۲۱|۳۶|color=black}} اما اگر معلوم بوده باشد که آن گاو قبل از آن شاخزن میبود و صاحبش آن را نگاه نداشت البته گاو بعوض گاو بدهد و میته از آن او باشد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}...» ایجاد کرد
286210
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پس گاو زنده را بفروشند و قیمت آن را تقسیم کنند و میته را نیز تقسیم نمایند *
{{verse|۲۱|۳۶|color=black}} اما اگر معلوم بوده باشد که آن گاو قبل از آن شاخزن میبود و صاحبش آن را نگاه نداشت البته گاو بعوض گاو بدهد و میته از آن او باشد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} اگر کسی گاوی یا گوسفندی بدزددو آن را بکشد یا بفروشد بعوض گاو پنج گاو و بعوض گوسفند چهار گوسفند بدهد *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} اگر دزدی در رخنه کردن گرفته شود و او را بزنند بطوری که بمیرد بازخواستِ خون برای او نباشد *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} اما اگر آفتاب بر او طلوع کرد بازخواست خون برای او هست البته مکافات باید داد و اگر چیزی ندارد بعوض دزدی که کرد فروخته شود *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} اگر چیزی دزدیده شده از گاو یا الاغ یا گوسفند زنده در دست او یافت شود دو مقابل آن را رد کند *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} اگر کسی مرتعی یا تاکستانی را بچراند یعنی مواشی خود را براند تا مرتع دیگری را بچراند از نیکوترین مرتع و از بهترین تاکستان خود عوض بدهد *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} اگر آتشی بیرون رود و خارها را فراگیرد و بافههای غله یا خوشههای نادرویده یا مزرعهای سوخته گردد هر که آتش را افروخته است البته عوض بدهد *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} اگر کسی پول یا اسباب نزد همسایهٔ خود امانت گذارد و از خانهٔ آن شخص دزدیده شودهر گاه دزد پیدا شود دو چندان رد نماید *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} و اگر دزد گرفته نشود آنگاه صاحب خانه را بحضور حکام بیاورند تا حکم شود که آیا دست خود را بر اموال همسایهٔ خویش دراز کردهاست یا نه *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} در هر خیانتی از گاو و الاغ و گوسفند و رخت و هر چیزِ گم شده که کسی بر آن ادعا کند امر هر دو بحضور خدا برده شود و بر گناه هر کدام که خدا حکم کند دو چندان بهمسایهٔ خود رد نماید *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} اگر کسی الاغی یا گاوی یا گوسفندی یا جانوری دیگر بهمسایهٔ خود امانت دهد و آن بمیرد یا پایش شکسته شود یا دزدیده شود و شاهدی نباشد *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} قسم {{روخط|خداوند}} در میان هر دو نهاده شود که دست خود را بمال همسایهٔ خویش دراز نکرده است پس مالکش قبول بکند و او عوض ندهد *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} لیکن اگر از او دزدیده شد بصاحبش عوض باید داد *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} و اگر دریده شد آن را برای شهادت بیاورد و برای دریده شده عوض ندهد *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و اگر کسی حیوانی از همسایهٔ<noinclude></noinclude>
22eol33ynnri41orntumrlglq5casxg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۷
104
87571
286211
2026-06-13T19:00:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود عاریت گرفت و پای آن شکست یا مرد و صاحبش همراهش نبود البته عوض باید داد * {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} اما اگر صاحبش همراهش بود عوض نباید داد و اگر کرایه شد برای کرایه آمده بود * {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} اگر کسی دختری را که نامزد نبود فریب داده با او هم بستر شد ال...» ایجاد کرد
286211
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود عاریت گرفت و پای آن شکست یا مرد و صاحبش همراهش نبود البته عوض باید داد *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} اما اگر صاحبش همراهش بود عوض نباید داد و اگر کرایه شد برای کرایه آمده بود *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} اگر کسی دختری را که نامزد نبود فریب داده با او هم بستر شد البته میباید او را زن منکوحهٔ خویش سازد *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و هرگاه پدرش راضیباشد که او را بدو دهد موافق مهر دوشیزگان نقدی بدو باید داد *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} زن جادوگر را زنده مگذار *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} هر که با حیوانی مقاربت کند هرآینه کشته شود *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} هر که برای خدائی غیر از یهوه و بس قربانی گذراند البته هلاک گردد *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} غریب را اذیت مرسانید و بر او ظلم مکنید زیرا که در زمین مصر غریب بودید *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} بر بیوه زن یا یتیم ظلم مکنید *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} و هر گاه بر او ظلم کردی و او نزد من فریاد برآورد البته فریاد او را مستجاب خواهم فرمود *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} و خشم من مشتعل شود و شما را بشمشیر خواهم کشت و زنان شما بیوه شوند و پسران شما یتیم *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} اگر نقدی بفقیری از قوم من که همسایهٔ تو باشد قرض دادی مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سود بر او مگذار *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} اگر رخت همسایهٔ خود را بگرو گرفتی آن را قبل از غروب آفتاب بدو رد کن *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} زیرا که آن فقط پوشش او و لباس برای بدن اوست پس در چه چیز بخوابد و اگر نزد من فریاد برآوَرَد هرآینه اجابت خواهم فرمود زیرا که من کریم هستم *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} بخدا ناسزا مگو و رئیس قوم خود را لعنت مکن *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} درآوردن نوبر غله و عصیر رز خود تأخیر منما و نخستزادهٔ پسران خود را بمن بده *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} با گاوان و گوسفندان خود چنین بکن هفت روز نزدمادر خود بماند و در روز هشتمین آن را بمن بده *
{{verse|۲۲|۳۱|color=black}} و برای من مردان مقدس باشید و گوشتی را که در صحرا دریده شود مخورید آن را نزد سگان بیندازید *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} خبر باطل را انتشار مده و با شریران همداستان مشو که شهادت دروغ دهی *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} پیروی بسیاری برای عمل بد مکن و در مرافعه محضِ متابعتِ کثیری سخنی برای انحراف حق مگو *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} و در مرافعهٔ فقیر نیز طرفداری او منما *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} اگر گاو یا الاغ دشمن خود را یافتی که گم شده باشد البته آن را نزد او باز بیاور *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} اگر الاغ دشمن خود را زیر بارش خوابیده یافتی و از گشادن او روگردان هستی البته آنرا<noinclude></noinclude>
7c79ljztho9ntoa31k8frjkwm2z0zg7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۰
104
87572
286212
2026-06-13T19:02:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بنی اسرائیل دست خود را نگذارد پس خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند * {{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت نزد من بکوه بالا بیا و آنجا باش تا لوحهای سنگی و تورات و احکامی را که نوشتهام تا ایشان را تعلیم نمائی بتو دهم * {{verse|۲۴|۱۳|color=black}} پس موس...» ایجاد کرد
286212
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بنی اسرائیل دست خود را نگذارد پس خدا را دیدند و خوردند و آشامیدند *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت نزد من بکوه بالا بیا و آنجا باش تا لوحهای سنگی و تورات و احکامی را که نوشتهام تا ایشان را تعلیم نمائی بتو دهم *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} پس موسی با خادم خود یوشع برخاست و موسی بکوه خدا بالا آمد *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} و بمشایخ گفت برای ما در اینجا توقف کنید تا نزد شما برگردیم همانا هارون و حور با شما میباشند پس هر که امری دارد نزد ایشان برود *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و چون موسی بفراز کوه برآمد ابر کوه را فرو گرفت *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} و جلال {{روخط|خداوند}} بر کوه سینا قرار گرفت و شش روز ابر آن را پوشانید و روز هفتمین موسی را از میان ابر ندا درداد *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} و منظر جلال {{روخط|خداوند}} مثل آتش سوزنده در نظر بنی اسرائیل بر قله کوه بود *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و موسی بمیان ابر داخل شده بفراز کوه برآمد و موسی چهل روز و چهل شب در کوه ماند *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کردهگفت *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} به بنی اسرائیل بگو که برای منهدایا بیاورند از هر که بمیلِ دل بیاورد هدایای مرا بگیرید *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} و این است هدایا که از ایشان میگیرید طلا و نقره و برنج *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک و پشم بز *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطیم *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} و روغن برای چراغها و ادویه برای روغن مسح و برای بخور معطر *
{{verse|۲۵|۷|color=black}} و سنگهای عقیق و سنگهای مرصعی برای ایفود و سینه بند *
{{verse|۲۵|۸|color=black}} و مقامی و مَقدَسی برای من بسازند تا در میان ایشان ساکن شوم *
{{verse|۲۵|۹|color=black}} موافق هر آنچه بتو نشان دهم از نمونهٔ مسکن و نمونهٔ جمیع اسبابش همچنین بسازید *
{{verse|۲۵|۱۰|color=black}} و تابوتی از چوب شطیم بسازند که طولش دو ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم و بلندیش یک ذراع و نیم باشد *
{{verse|۲۵|۱۱|color=black}} و آن را بطلای خالص بپوشان آن را از درون و بیرون بپوشان و بر زبرش بهر طرف تاجی زرین بساز *
{{verse|۲۵|۱۲|color=black}} و برایش چهار حلقهٔ زرین بریز و آنها را بر چهار قایمهاش بگذار دو حلقه بر یک طرفش و دو حلقه بر طرف دیگر *
{{verse|۲۵|۱۳|color=black}} و دو عصا از چوب شطیم بساز و آنها را بطلا بپوشان *
{{verse|۲۵|۱۴|color=black}} و آن عصاها را در حلقههائی که بر طرفین تابوت باشد بگذران تا تابوت را بآنها بردارند *
{{verse|۲۵|۱۵|color=black}} و عصاها در حلقههای تابوت بماند و از آنها برداشته نشود *
{{verse|۲۵|۱۶|color=black}} و آن<noinclude></noinclude>
k63h8o9deu2ohw3b8sis2zocqqvg1lz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۱
104
87573
286214
2026-06-13T19:03:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شهادتی را که بتو میدهم در تابوت بگذار * {{verse|۲۵|۱۷|color=black}} و تخت رحمت را از طلای خالص بساز طولش دو ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم * {{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و دو کروبی از طلا بساز آنها را ازچرخکاری از هر دو طرف تخت رحمت بساز * {{verse|۲۵|۱۹|color=black}} و یک کروبی در...» ایجاد کرد
286214
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شهادتی را که بتو میدهم در تابوت بگذار *
{{verse|۲۵|۱۷|color=black}} و تخت رحمت را از طلای خالص بساز طولش دو ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم *
{{verse|۲۵|۱۸|color=black}} و دو کروبی از طلا بساز آنها را ازچرخکاری از هر دو طرف تخت رحمت بساز *
{{verse|۲۵|۱۹|color=black}} و یک کروبی در این سر و کروبی دیگر در آن سر بساز کروبیان را از تخت رحمت بر هر دو طرفش بساز *
{{verse|۲۵|۲۰|color=black}} و کروبیان بالهای خود را بر زِبَر آن پهن کنند و تخت رحمت را ببالهای خود بپوشانند و رویهای ایشان بسوی یکدیگر باشد و رویهای کروبیان بطرف تخت رحمت باشد *
{{verse|۲۵|۲۱|color=black}} و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را که بتو میدهم در تابوت بنه *
{{verse|۲۵|۲۲|color=black}} و در آنجا با تو ملاقات خواهم کرد و از بالای تخت رحمت از میان دو کروبی که بر تابوت شهادت میباشند با تو سخن خواهم گفت دربارهٔ همهٔ اموری که بجهت بنی اسرائیل تو را امر خواهم فرمود *
{{verse|۲۵|۲۳|color=black}} و خوانی از چوب شطیم بساز که طولش دو ذراع و عرضش یک ذراع و بلندیش یک ذراع و نیم باشد *
{{verse|۲۵|۲۴|color=black}} و آن را بطلای خالص بپوشان و تاجی از طلا بهر طرفش بساز *
{{verse|۲۵|۲۵|color=black}} و حاشیهای بقدر چهار انگشت باطرافش بساز و برای حاشیهاش تاجی زرین از هر طرف بساز *
{{verse|۲۵|۲۶|color=black}} و چهار حلقهٔ زرین برایش بساز و حلقهها را بر چهار گوشهٔ چهار قایمهاش بگذار *
{{verse|۲۵|۲۷|color=black}} و حلقهها در برابر حاشیه باشد تا خانهها باشد بجهت عصاها برای برداشتن خوان *
{{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و عصاها را از چوب شطیم بساز و آنها را بطلا بپوشان تا خوان را بدانها بردارند *
{{verse|۲۵|۲۹|color=black}} و صحنها و کاسهها و جامها و پیالههایش را که بآنها هدایای ریختنی میریزند بساز آنها را از طلای خالص بساز *
{{verse|۲۵|۳۰|color=black}} ونانِ تَقْدِمِه را بر خوان همیشه بحضور من بگذار *
{{verse|۲۵|۳۱|color=black}} و چراغدانی از طلای خالص بساز و از چرخکاری چراغدان ساخته شود قاعدهاش و پایهاش و پیالههایش و سیبهایش و گلهایش از همان باشد *
{{verse|۲۵|۳۲|color=black}} و شش شاخه از طرفینش بیرون آید یعنی سه شاخهٔ چراغدان از یک طرف و سه شاخهٔ چراغدان از طرف دیگر *
{{verse|۲۵|۳۳|color=black}} سه پیالهٔ بادامی با سیبی و گلی در یک شاخه و سه پیالهٔ بادامی با سیبی و گلی در شاخهٔ دیگر و هم چنین در شش شاخهای که از چراغدان بیرون میآید *
{{verse|۲۵|۳۴|color=black}} و در چراغدان چهار پیالهٔ بادامی با سیبها و گلهای آنها باشد *
{{verse|۲۵|۳۵|color=black}} و سیبی زیر دو شاخهٔ آن و سیبی زیر دو شاخهٔ آن و سیبی زیر دو شاخهٔ آن بر شش شاخهای که از چراغدان بیرون میآید *
{{verse|۲۵|۳۶|color=black}} و سیبها و شاخههایش از همان باشد یعنی از یک چرخکاری طلای خالص *
{{verse|۲۵|۳۷|color=black}} و هفت چراغ برای آن<noinclude></noinclude>
pcqvyf1gm1utkd3y718xbeekjncer6c
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۲
104
87574
286215
2026-06-13T19:03:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بساز و چراغهایش را بر بالای آن بگذار تا پیش روی آن را روشنائی دهند * {{verse|۲۵|۳۸|color=black}} و گُلگیرها و سینیهایش از طلای خالص باشد * {{verse|۲۵|۳۹|color=black}} خودش با همهٔ اسبابش از یک وزنهٔ طلای خالص ساخته شود * {{verse|۲۵|۴۰|color=black}} و آگاه باش که آنها را موافق نم...» ایجاد کرد
286215
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بساز و چراغهایش را بر بالای آن بگذار تا پیش روی آن را روشنائی دهند *
{{verse|۲۵|۳۸|color=black}} و گُلگیرها و سینیهایش از طلای خالص باشد *
{{verse|۲۵|۳۹|color=black}} خودش با همهٔ اسبابش از یک وزنهٔ طلای خالص ساخته شود *
{{verse|۲۵|۴۰|color=black}} و آگاه باش که آنها را موافق نمونهٔ آنها که در کوه بتو نشان داده شد بسازی *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} و مسکن را از ده پردهٔ کتان نازکتابیده و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز با کروبیان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتیب نما *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} طول یک پرده بیست و هشت ذراع و عرضیک پرده چهار ذراع و همهٔ پردهها را یک اندازه باشد *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} پنج پرده با یکدیگر پیوسته باشد و پنج پرده با یکدیگر پیوسته *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} و مادگیهای لاجورد بر کنار هر پردهای بر لب پیوستگیاش بساز و بر کنار پردهٔ بیرونی در پیوستگی دوم چنین بساز *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} پنجاه مادگی در یک پرده بساز و پنجاه مادگی در کنار پردهای که در پیوستگی دوم است بساز بقسمی که مادگیها مقابل یکدیگر باشد *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} و پنجاه تکمهٔ زرین بساز و پردهها را بتکمهها با یکدیگر پیوسته ساز تا مسکن یک باشد *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} و خیمهٔ بالای مسکن را از پردههای پشم بز بساز و برای آن یازده پرده درست کن *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} طول یک پرده سی ذراع و عرض یک پرده چهار ذراع و اندازهٔ هر یازده پرده یک باشد *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} و پنج پرده را جدا و شش پرده را جدا پیوسته ساز و پردهٔ ششم را پیش روی خیمه دولا کن *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و پنجاه مادگی بر کنار پردهای که در پیوستگی بیرون است بساز و پنجاه مادگی بر کنار پردهای که در پیوستگی دوم است *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و پنجاه تکمهٔ برنجین بساز و تکمهها را در مادگیها بگذران و خیمه را با هم پیوسته ساز تا یک باشد *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و زیادتی پردههای خیمه که باقی باشد یعنی نصف پرده که زیاده است از پشت خیمه آویزان شود *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} و ذراعی از این طرف و ذراعی از آن طرف که در طول پردههای خیمه زیاده باشد بر طرفین مسکن از هر دو جانب آویزان شود تا آن را بپوشد *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و پوششی برای خیمه از پوست قوچ سرخ شده بساز و پوششی از پوست خز بر زبر آن *
{{verse|۲۶|۱۵|color=black}} و تختههای قایم از چوب شطیم برای مسکن بساز *
{{verse|۲۶|۱۶|color=black}} طول هر تخته ده ذراع و عرض هر تخته یک ذراع و نیم *
{{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و در هر تخته دو زبانه قرینهٔ یکدیگر باشد و همهٔ تختههای مسکن<noinclude></noinclude>
q0y7qeexieb20xu0ijhuxe4x7oglj8i
286216
286215
2026-06-13T19:04:23Z
Hanooz
17889
286216
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بساز و چراغهایش را بر بالای آن بگذار تا پیش روی آن را روشنائی دهند *
{{verse|۲۵|۳۸|color=black}} و گُلگیرها و سینیهایش از طلای خالص باشد *
{{verse|۲۵|۳۹|color=black}} خودش با همهٔ اسبابش از یک وزنهٔ طلای خالص ساخته شود *
{{verse|۲۵|۴۰|color=black}} و آگاه باش که آنها را موافق نمونهٔ آنها که در کوه بتو نشان داده شد بسازی *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} و مسکن را از ده پردهٔ کتان نازکتابیده و لاجورد و ارغوان و قرمز بساز با کروبیان از صنعت نساج ماهر آنها را ترتیب نما *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} طول یک پرده بیست و هشت ذراع و عرضیک پرده چهار ذراع و همهٔ پردهها را یک اندازه باشد *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} پنج پرده با یکدیگر پیوسته باشد و پنج پرده با یکدیگر پیوسته *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} و مادگیهای لاجورد بر کنار هر پردهای بر لب پیوستگیاش بساز و بر کنار پردهٔ بیرونی در پیوستگی دوم چنین بساز *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} پنجاه مادگی در یک پرده بساز و پنجاه مادگی در کنار پردهای که در پیوستگی دوم است بساز بقسمی که مادگیها مقابل یکدیگر باشد *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} و پنجاه تکمهٔ زرین بساز و پردهها را بتکمهها با یکدیگر پیوسته ساز تا مسکن یک باشد *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} و خیمهٔ بالای مسکن را از پردههای پشم بز بساز و برای آن یازده پرده درست کن *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} طول یک پرده سی ذراع و عرض یک پرده چهار ذراع و اندازهٔ هر یازده پرده یک باشد *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} و پنج پرده را جدا و شش پرده را جدا پیوسته ساز و پردهٔ ششم را پیش روی خیمه دولا کن *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و پنجاه مادگی بر کنار پردهای که در پیوستگی بیرون است بساز و پنجاه مادگی بر کنار پردهای که در پیوستگی دوم است *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و پنجاه تکمهٔ برنجین بساز و تکمهها را در مادگیها بگذران و خیمه را با هم پیوسته ساز تا یک باشد *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و زیادتی پردههای خیمه که باقی باشد یعنی نصف پرده که زیاده است از پشت خیمه آویزان شود *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} و ذراعی از این طرف و ذراعی از آن طرف که در طول پردههای خیمه زیاده باشد بر طرفین مسکن از هر دو جانب آویزان شود تا آن را بپوشد *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و پوششی برای خیمه از پوست قوچ سرخ شده بساز و پوششی از پوست خز بر زبر آن *
{{verse|۲۶|۱۵|color=black}} و تختههای قایم از چوب شطیم برای مسکن بساز *
{{verse|۲۶|۱۶|color=black}} طول هر تخته ده ذراع و عرض هر تخته یک ذراع و نیم *
{{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و در هر تخته دو زبانه قرینهٔ یکدیگر باشد و همهٔ تختههای مسکن را<noinclude></noinclude>
1grfvan0annj86vvew3y4yy3mke0849
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۳
104
87575
286217
2026-06-13T19:04:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چنین بساز * {{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و تختهها برای مسکن بساز یعنی بیست تخته از طرف جنوب بسمت یمانی * {{verse|۲۶|۱۹|color=black}} و چهل پایهٔ نقره در زیر آن بیست تخته بساز یعنی دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانهاش و دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانهاش * {{verse|۲۶|۲۰|color=bl...» ایجاد کرد
286217
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چنین بساز *
{{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و تختهها برای مسکن بساز یعنی بیست تخته از طرف جنوب بسمت یمانی *
{{verse|۲۶|۱۹|color=black}} و چهل پایهٔ نقره در زیر آن بیست تخته بساز یعنی دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانهاش و دو پایه زیر یک تخته برای دو زبانهاش *
{{verse|۲۶|۲۰|color=black}} و برای جانب دیگر مسکن از طرف شمال بیست تخته باشد *
{{verse|۲۶|۲۱|color=black}} و چهل پایهٔ نقرهٔ آنها یعنی دو پایه زیر یک تخته و دو پایه زیر تختهٔ دیگر *
{{verse|۲۶|۲۲|color=black}} و برای مؤخر مسکن از جانب غربی شش تخته بساز *
{{verse|۲۶|۲۳|color=black}} و برای گوشههای مسکن در مؤخرش دو تخته بساز *
{{verse|۲۶|۲۴|color=black}} و از زیر وصل کرده شود و تا بالا نیز در یک حلقه با هم پیوسته شود و برای هر دو چنین بشود در هر دو گوشه باشد *
{{verse|۲۶|۲۵|color=black}} و هشت تخته باشد و پایههای آنها از نقره شانزده پایه باشد یعنی دو پایه زیر یک تخته و دو پایه زیر تختهٔ دیگر *
{{verse|۲۶|۲۶|color=black}} و پشتبندها از چوب شطیم بساز پنج از برای تختههای یک طرف مسکن *
{{verse|۲۶|۲۷|color=black}} و پنج پشتبند برای تختههای طرف دیگر مسکن و پنج پشتبند برای تختههای طرف مسکن در مؤخرش بسمت مغرب *
{{verse|۲۶|۲۸|color=black}} و پشت بند وسطی که میان تختههاست از این سر تا آن سر بگذرد *
{{verse|۲۶|۲۹|color=black}} و تختهها را بطلا بپوشان و حلقههای آنها را از طلا بساز تا خانههای پشتبندها باشد و پشتبندها را بطلا بپوشان *
{{verse|۲۶|۳۰|color=black}} پس مسکن را برپا کن موافق نمونهای که در کوه بتو نشان داده شد *
{{verse|۲۶|۳۱|color=black}} و حجابی از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بساز از صنعت نساج ماهر با کروبیان ساخته شود *
{{verse|۲۶|۳۲|color=black}} و آن را بر چهار ستون چوب شطیم پوشیده شدهٔ بطلا بگذار و قلابهای آنها از طلاباشد و بر چهار پایهٔ نقره قایم شود *
{{verse|۲۶|۳۳|color=black}} و حجاب را زیر تکمهها آویزان کن و تابوت شهادت را در آنجا باندرون حجاب بیاور و حجاب قدس را برای شما از قدسالاقداس جدا خواهد کرد *
{{verse|۲۶|۳۴|color=black}} و تخت رحمت را بر تابوت شهادت در قدسالاقداس بگذار *
{{verse|۲۶|۳۵|color=black}} و خوان را بیرون حجاب و چراغدان را برابر خوان بطرف جنوبی مسکن بگذار و خوان را بطرف شمالی آن برپا کن *
{{verse|۲۶|۳۶|color=black}} و پردهای برای دروازهٔ مسکن از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده از صنعت طراز بساز *
{{verse|۲۶|۳۷|color=black}} و برای پرده پنج ستون از چوب شطیم بساز و آنها را بطلا بپوشان و قلابهای آنها از طلا باشد و برای آنها پنج پایهٔ برنجین بریز *<noinclude></noinclude>
1sp47psmzj43g813d0ja6me5lhd7jql
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۴
104
87576
286218
2026-06-13T19:05:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}} {{فصل|۲۷}} {{verse|۲۷|۱|color=black}} و مذبح را از چوب شطیم بسازطولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع و مذبح مربع باشد و بلندیاش سه ذراع * {{verse|۲۷|۲|color=black}} و شاخههایش را بر چهار گوشهاش بساز و شاخههایش از همان باشد و آن را ببرنج بپوشان * {{ver...» ایجاد کرد
286218
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} و مذبح را از چوب شطیم بسازطولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع و مذبح مربع باشد و بلندیاش سه ذراع *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} و شاخههایش را بر چهار گوشهاش بساز و شاخههایش از همان باشد و آن را ببرنج بپوشان *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} و لگنهایش را برای برداشتن خاکسترش بساز و خاک اندازهایش و جامهایش و چنگالهایش و مِجْمَرهایش و همهٔ اسبابش را از برنج بساز *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} و برایش آتشدانی مشبک برنجین بساز و بر آن شبکه چهار حلقهٔ برنجین بر چهار گوشهاش بساز *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} و آن را در زیر کنار مذبح بگذار تا شبکه بنصف مذبح برسد *
{{verse|۲۷|۶|color=black}} و دو عصا برای مذبح بساز عصاها از چوب شطیم باشد و آنها را ببرنج بپوشان *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} و عصاها را در حلقهها بگذرانند و عصاها بر هر دو طرف مذبح باشد تا آن را بردارند *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} و آن را مُجَوَّف از تختهها بساز همچنانکه در کوه بتو نشان داده شد باین طور ساخته شود *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} و صحن مسکن را بساز بطرف جنوب بسمت یمانی پردههای صحن از کتان نازک تابیده شده باشد و طولش صد ذراع بیک طرف *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} و ستونهایش بیست و پایههای آنها بیست از برنج باشد و قلابهای ستونها و پشتبندهای آنها از نقره باشد *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} و همچنین بطرف شمال در طولش پردهها باشد که طول آنها صد ذراع باشد و بیست ستون آن و بیست پایهٔ آنها از برنج باشد و قلابهای ستونها و پشت بندهای آنها از نقره باشد *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} و برای عرض صحن بسمت مغرب پردههای پنجاه ذراعی باشد و ستونهای آنها ده و پایههای آنها ده *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} و عرض صحن بجانب مشرق از سمت طلوع پنجاه ذراع باشد *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} و پردههای یک طرفِ دروازه پانزده ذراع و ستونهای آنها سه و پایههای آنها سه *
{{verse|۲۷|۱۵|color=black}} و پردههای طرف دیگر پانزده ذراعی و ستونهای آنها سه و پایههای آنها سه *
{{verse|۲۷|۱۶|color=black}} و برای دروازهٔ صحن پردهٔ بیست ذراعی از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده از صنعت طراز باشد و ستونهایش چهار و پایههایش چهار *
{{verse|۲۷|۱۷|color=black}} همهٔ ستونهای گرداگرد صحن با پشتبندهای نقره پیوسته شود و قلابهای آنها از نقره و پایههای آنها از برنج باشد *
{{verse|۲۷|۱۸|color=black}} طول صحن صد ذراع و عرضش در هر جا پنجاه ذراع و بلندیاش پنج ذراع از کتان نازک تابیده شده و پایههایش از برنج باشد *
{{verse|۲۷|۱۹|color=black}} و همهٔ اسباب مسکنبرای هر خدمتی و همهٔ میخهایش<noinclude></noinclude>
bx3o1gwdq9gjh5sp2m587gfpbzfnrg1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۵
104
87577
286219
2026-06-13T19:13:18Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و همهٔ میخهای صحن از برنج باشد * {{verse|۲۷|۲۰|color=black}} و تو بنی اسرائیل را امر فرما که روغن زیتون مصفی و کوبیده شده برای روشنائی نزد تو بیاورند تا چراغها دائماً روشن شود * {{verse|۲۷|۲۱|color=black}} در خیمهٔ اجتماع بیرون پردهای که در برابر شهادت است هارون و پس...» ایجاد کرد
286219
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و همهٔ میخهای صحن از برنج باشد *
{{verse|۲۷|۲۰|color=black}} و تو بنی اسرائیل را امر فرما که روغن زیتون مصفی و کوبیده شده برای روشنائی نزد تو بیاورند تا چراغها دائماً روشن شود *
{{verse|۲۷|۲۱|color=black}} در خیمهٔ اجتماع بیرون پردهای که در برابر شهادت است هارون و پسرانش از شام تا صبح بحضور {{روخط|خداوند}} آن را درست کنند و این برای بنی اسرائیل نسلاً بعد نسل فریضهٔ ابدی باشد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۲۸}}
{{verse|۲۸|۱|color=black}} و تو برادر خود هارون و پسرانشرا با وی از میان بنی اسرائیل نزد خود بیاور تا برای من کهانت بکند یعنی هارون و ناداب و ابیهو و العازار و ایتامار پسران هارون *
{{verse|۲۸|۲|color=black}} و رختهای مقدس برای برادرت هارون بجهت عزت و زینت بساز *
{{verse|۲۸|۳|color=black}} و تو بجمیع دانادلانی که ایشان را بروح حکمت پر ساختهام بگو که رختهای هارون را بسازند برای تقدیس کردن او تا برای من کهانت کند *
{{verse|۲۸|۴|color=black}} و رختهائی که میسازند این است سینهبند و ایفود و ردا و پیراهن مُطَرَّز و عمامه و کمربند این رختهای مقدس را برای برادرت هارون و پسرانش بسازند تا بجهت من کهانت کنند *
{{verse|۲۸|۵|color=black}} و ایشان طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک را بگیرند *
{{verse|۲۸|۶|color=black}} و ایفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتانِ نازکِ تابیده شده از صنعت نساج ماهر بسازند *
{{verse|۲۸|۷|color=black}} و دو کتفش را بر دو کنارهاش بپیوندند تا پیوسته شود *
{{verse|۲۸|۸|color=black}} و زُنّار ایفود که برآن است از همان صنعت و از همان پارچه باشد یعنی از طلاو لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده *
{{verse|۲۸|۹|color=black}} و دو سنگ جزع بگیر و نامهای بنی اسرائیل را بر آنها نقش کن *
{{verse|۲۸|۱۰|color=black}} شش نام ایشان را بر یک سنگ و شش نام باقی ایشان را بر سنگ دیگر موافق تولد ایشان *
{{verse|۲۸|۱۱|color=black}} از صنعتِ نقاشِ سنگ مثل نقش خاتم نامهای بنی اسرائیل را بر هر دو سنگ نقش نما و آنها را در طوقهای طلا نصب کن *
{{verse|۲۸|۱۲|color=black}} و آن دو سنگ را بر کتفهای ایفود بگذار تا سنگهای یادگاری برای بنی اسرائیل باشد و هارون نامهای ایشان را بر دو کتف خود بحضور {{روخط|خداوند}} برای یادگاری بردارد *
{{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و دو طوق از طلا بساز *
{{verse|۲۸|۱۴|color=black}} و دو زنجیر از طلای خالص بساز مثل طناب بهم پیچیده شده و آن دو زنجیر بهم پیچیده شده را در طوقها بگذار *
{{verse|۲۸|۱۵|color=black}} و سینهبند عدالت را از صنعت نساج<noinclude></noinclude>
jd6rhzzl7o2g17np8kp1hsd6y2trfdu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۶
104
87578
286220
2026-06-13T19:15:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ماهر موافق کار ایفود بساز و آن را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بساز * {{verse|۲۸|۱۶|color=black}} و مربع و دولا باشد طولش یک وجب و عرضش یک وجب * {{verse|۲۸|۱۷|color=black}} و آن را بترصیع سنگها یعنی بچهار رسته از سنگها مرصع کن که رستهٔ اول عقیق...» ایجاد کرد
286220
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ماهر موافق کار ایفود بساز و آن را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بساز *
{{verse|۲۸|۱۶|color=black}} و مربع و دولا باشد طولش یک وجب و عرضش یک وجب *
{{verse|۲۸|۱۷|color=black}} و آن را بترصیع سنگها یعنی بچهار رسته از سنگها مرصع کن که رستهٔ اول عقیق احمر و یاقوت اصفر و زمرد باشد *
{{verse|۲۸|۱۸|color=black}} و رستهٔ دوم بهرمان و یاقوت کبود و عقیق سفید *
{{verse|۲۸|۱۹|color=black}} و رستهٔ سوم عین الهر و یشم و جمشت *
{{verse|۲۸|۲۰|color=black}} و رستهٔ چهارم زبرجد و جزع و یشب و آنها در رستههای خود با طلا نشانده شود *
{{verse|۲۸|۲۱|color=black}} و سنگها موافق نامهای بنی اسرائیل مطابق اسامی ایشان دوازده باشد مثل نقش خاتم و هر یک برای دوازده سبط موافق اسمش باشد *
{{verse|۲۸|۲۲|color=black}} و بر سینهبند زنجیرهای بهم پیچیده شده مثل طناب از طلای خالص بساز *
{{verse|۲۸|۲۳|color=black}} و بر سینهبند دو حلقه از طلا بساز و آن دو حلقه را بر دو طرف سینهبند بگذار *
{{verse|۲۸|۲۴|color=black}} و آن دو زنجیر طلا را بر آن دو حلقهای که برسر سینهبند است بگذار *
{{verse|۲۸|۲۵|color=black}} و دو سر دیگر آن دو زنجیر را در آن دو طوق ببند و بر دو کتف ایفود بطرف پیش بگذار *
{{verse|۲۸|۲۶|color=black}} و دو حلقهٔ زرین بساز و آنها را بر دو سر سینهبند بکنار آن که بطرف اندرون ایفود است بگذار *
{{verse|۲۸|۲۷|color=black}} و دو حلقهٔ دیگر زرین بساز و آنها را بر دو کتف ایفود از پایین بجانب پیش در برابر پیوستگی آن بر زبر زنار ایفود بگذار *
{{verse|۲۸|۲۸|color=black}} و سینهبند را بحلقههایش بر حلقههای ایفود بنوار لاجورد ببندند تا بالای زنار ایفود باشد و تا سینهبند از ایفود جدا نشود *
{{verse|۲۸|۲۹|color=black}} و هارون نامهای بنی اسرائیل را بر سینهبند عدالت بر دل خود وقتی که بقدس داخل شود بحضور {{روخط|خداوند}} بجهت یادگاری دائماً بردارد *
{{verse|۲۸|۳۰|color=black}} و اوریم و تُمّیم را در سینهبند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد وقتی که بحضور {{روخط|خداوند}} بیاید و عدالت بنی اسرائیل را بر دل خود بحضور {{روخط|خداوند}} دائماً متحمل شود *
{{verse|۲۸|۳۱|color=black}} و ردای ایفود را تماماً از لاجورد بساز *
{{verse|۲۸|۳۲|color=black}} و شکافی برای سر در وسطش باشد و حاشیهٔ گرداگرد شکافش از کار نساج مثل گریبان زره تا دریده نشود *
{{verse|۲۸|۳۳|color=black}} و در دامنش انارها بساز از لاجورد و ارغوان و قرمز گرداگرد دامنش و زنگولههای زرین در میان آنها بهر طرف *
{{verse|۲۸|۳۴|color=black}} زنگولهٔ زرین و اناری و زنگولهٔ زرین و اناری گرداگرد دامن ردا *
{{verse|۲۸|۳۵|color=black}} و در بر هارون باشد هنگامی که خدمت میکند تا آواز آنها شنیده شود هنگامی که در قدس بحضور {{روخط|خداوند}} داخل میشود و هنگامی که بیرون میآید تا نمیرد *
{{verse|۲۸|۳۶|color=black}} و تُنکهای از طلای خالص بساز و بر آن مثل نقش<noinclude></noinclude>
6t4lsr60pmc0wyl8xerw5xpg0xvupz2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۷
104
87579
286221
2026-06-13T19:16:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خاتم قدوسیت برای یهوه نقش کن * {{verse|۲۸|۳۷|color=black}} و آن را بهنوار لاجوردی ببند تا بر عمامه باشد بر پیشانی عمامه خواهد بود * {{verse|۲۸|۳۸|color=black}} و بر پیشانی هارون باشد تا هارون گناه موقوفاتی که بنی اسرائیل وقف مینمایند در همهٔ هدایای مقدس ایشان متحمل...» ایجاد کرد
286221
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خاتم قدوسیت برای یهوه نقش کن *
{{verse|۲۸|۳۷|color=black}} و آن را بهنوار لاجوردی ببند تا بر عمامه باشد بر پیشانی عمامه خواهد بود *
{{verse|۲۸|۳۸|color=black}} و بر پیشانی هارون باشد تا هارون گناه موقوفاتی که بنی اسرائیل وقف مینمایند در همهٔ هدایای مقدس ایشان متحمل شود و آن دائماً بر پیشانی او باشد تا بحضور {{روخط|خداوند}} مقبول شوند *
{{verse|۲۸|۳۹|color=black}} و پیراهن کتان نازک را بباف و عمامهای از کتان نازک بساز و کمربندی از صنعت طراز بساز *
{{verse|۲۸|۴۰|color=black}} و برای پسران هارون پیراهنها بساز و بجهت ایشان کمربندها بساز و برای ایشان عمامهها بساز بجهت عزت و زینت *
{{verse|۲۸|۴۱|color=black}} و برادر خود هارون و پسرانش را همراه او بآنها آراسته کن و ایشان را مسح کن و ایشان را تخصیص و تقدیس نما تا برای من کهانت کنند *
{{verse|۲۸|۴۲|color=black}} و زیر جامههای کتان برای ستر عورت ایشان بساز که از کمر تا ران برسد *
{{verse|۲۸|۴۳|color=black}} و بر هارون و پسرانش باشد هنگامیکه بخیمهٔ اجتماع داخل شوند یا نزد مذبح آیند تا در قدس خدمت نمایند مبادا متحمل گناه شوند و بمیرند این برای وی و بعد از او برای ذریتش فریضهٔ ابدی است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}}
{{فصل|۲۹}}
{{verse|۲۹|۱|color=black}} و این است کاری که بدیشان میکنیبرای تقدیس نمودن ایشان تا بجهت من کهانت کنند یک گوساله و دو قوچ بیعیب بگیر *
{{verse|۲۹|۲|color=black}} و نان فطیر و قرصهای فطیر سرشته بروغن و رقیقهای فطیر مسح شده بروغن آنها را از آرد نرم گندم بساز *
{{verse|۲۹|۳|color=black}} و آنها را در یک سبد بگذار و آنها را در سبد با گوساله و دو قوچ بگذران *
{{verse|۲۹|۴|color=black}} و هارون و پسرانش را نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتماع آورده ایشان را بآب غسل ده *
{{verse|۲۹|۵|color=black}} و آن رختها را گرفتههارون را بپیراهن و ردای ایفود و ایفود و سینهبند آراسته کن و زنار ایفود را بر وی ببند *
{{verse|۲۹|۶|color=black}} و عمامه را بر سرش بنه و افسر قدوسیت را بر عمامه بگذار *
{{verse|۲۹|۷|color=black}} و روغن مسح را گرفته برسرش بریز و او را مسح کن *
{{verse|۲۹|۸|color=black}} و پسرانش را نزدیک آورده ایشان را بپیراهنها بپوشان *
{{verse|۲۹|۹|color=black}} و بر ایشان یعنی هارون و پسرانش کمربندها ببند و عمامهها را بر ایشان بگذار و کهانت برای ایشان فریضهٔ ابدی خواهد بود پس هارون و پسرانش را تخصیص نما *
{{verse|۲۹|۱۰|color=black}} و گوساله را پیش خیمهٔ اجتماع برسان و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر گوساله بگذارند *
{{verse|۲۹|۱۱|color=black}} و گوساله را بحضور {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude>
52gluz0xfhhmm4efexfxk6mf16onp66
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۸
104
87580
286222
2026-06-13T19:16:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نزد در خیمهٔ اجتماع ذبح کن * {{verse|۲۹|۱۲|color=black}} و از خون گوساله گرفته بر شاخهای مذبح بانگشت خود بگذار و باقی خون را بر بنیان مذبح بریز * {{verse|۲۹|۱۳|color=black}} و همهٔ پیه را که احشا را میپوشاند و سفیدی که بر جگر است و دو گُرده را با پیهی که بر آنهاست گرفت...» ایجاد کرد
286222
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نزد در خیمهٔ اجتماع ذبح کن *
{{verse|۲۹|۱۲|color=black}} و از خون گوساله گرفته بر شاخهای مذبح بانگشت خود بگذار و باقی خون را بر بنیان مذبح بریز *
{{verse|۲۹|۱۳|color=black}} و همهٔ پیه را که احشا را میپوشاند و سفیدی که بر جگر است و دو گُرده را با پیهی که بر آنهاست گرفته بر مذبح بسوزان *
{{verse|۲۹|۱۴|color=black}} اما گوشت گوساله را و پوست و سرگینش را بیرون از اردو بآتش بسوزان زیرا قربانی گناه است *
{{verse|۲۹|۱۵|color=black}} و یک قوچ بگیر و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ بگذارند *
{{verse|۲۹|۱۶|color=black}} و قوچ را ذبح کرده خونش را بگیر و گرداگرد مذبح بپاش *
{{verse|۲۹|۱۷|color=black}} و قوچ را بقطعههایش ببر و احشا و پاچههایش را بشوی و آنها را بر قطعهها و سرش بنه *
{{verse|۲۹|۱۸|color=black}} و تمام قوچ را بر مذبح بسوزان زیرا برای {{روخط|خداوند}} قربانی سوختنی است و عطر خوشبو و قربانی آتشین برای {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۹|۱۹|color=black}} پس قوچ دوم را بگیر و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ بگذارند *
{{verse|۲۹|۲۰|color=black}} و قوچ را ذبح کرده ازخونش بگیر و بنرمهٔ گوش راست هارون و بنرمهٔ گوش پسرانش و بشست دست راست ایشان و بشست پای راست ایشان بگذار و باقی خون را گرداگرد مذبح بپاش *
{{verse|۲۹|۲۱|color=black}} و از خونی که بر مذبح است و از روغن مسح گرفته آن را بر هارون و رخت وی و بر پسرانش و رخت پسرانش با وی بپاش تا او و رختش و پسرانش و رخت پسرانش با وی تقدیس شوند *
{{verse|۲۹|۲۲|color=black}} پس پیه قوچ را و دنبه و پیهی که احشا را میپوشاند و سفیدی جگر و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست و ساق راست را بگیر زیرا که قوچ قربانی تخصیص است *
{{verse|۲۹|۲۳|color=black}} و یک گِردهٔ نان و یک قرص نان روغنی و یک رقیق از سبد نان فطیر را که بحضور {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۹|۲۴|color=black}} و این همهٔ را بدست هارون و بدست پسرانش بنه و آنها را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنبان *
{{verse|۲۹|۲۵|color=black}} و آنها را از دست ایشان گرفته برای قربانی سوختنی بر مذبح بسوزان تا برای {{روخط|خداوند}} عطر خوشبو باشد زیرا که این قربانی آتشین {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۹|۲۶|color=black}} و سینهٔ قوچِ قربانی تخصیص را که برای هارون است گرفته آن را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنبان و آن حصهٔ تو میباشد *
{{verse|۲۹|۲۷|color=black}} و سینهٔ جنبانیدنی و ساق رفیعه را که از قوچ قربانی تخصیصِ هارون و پسرانش جنبانیده و برداشته شد تقدیس نمای *
{{verse|۲۹|۲۸|color=black}} و آن از آنِ هارون و پسرانش از جانب بنی اسرائیل بفریضهٔ ابدی خواهد بود زیرا که هدیهٔ رفیعه است و هدیهٔ رفیعه از جانب بنی اسرائیل از قربانیهای سلامتی ایشان برای<noinclude></noinclude>
6ftpbjulnex1lvnxdsn603b46b6aosl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۹
104
87581
286223
2026-06-13T19:17:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی « {{روخط|خداوند}} خواهد بود * {{verse|۲۹|۲۹|color=black}} و رخت مقدس هارون بعد از او از آن پسرانشخواهد بود تا در آنها مسح و تخصیص شوند * {{verse|۲۹|۳۰|color=black}} هفت روز آن کاهن که جانشین او میباشد از پسرانش و بخیمهٔ اجتماع داخل شده خدمت قدس را میکند آنها را بپوشد * {{ve...» ایجاد کرد
286223
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> {{روخط|خداوند}} خواهد بود *
{{verse|۲۹|۲۹|color=black}} و رخت مقدس هارون بعد از او از آن پسرانشخواهد بود تا در آنها مسح و تخصیص شوند *
{{verse|۲۹|۳۰|color=black}} هفت روز آن کاهن که جانشین او میباشد از پسرانش و بخیمهٔ اجتماع داخل شده خدمت قدس را میکند آنها را بپوشد *
{{verse|۲۹|۳۱|color=black}} و قوچ قربانی تخصیص را گرفته گوشتش را در قدس آبپز کن *
{{verse|۲۹|۳۲|color=black}} و هارون و پسرانش گوشت قوچ را با نانی که در سبد است بدر خیمهٔ اجتماع بخورند *
{{verse|۲۹|۳۳|color=black}} و آنانی که برای تخصیص و تقدیس خود بدین چیزها کفاره کرده شدند آنها را بخورند لیکن شخص اجنبی نخورد زیرا که مقدس است *
{{verse|۲۹|۳۴|color=black}} و اگر چیزی از گوشت هدیهٔ تخصیص و از نان تا صبح باقی ماند آن باقی را بآتش بسوزان و آن را نخورند زیرا که مقدس است *
{{verse|۲۹|۳۵|color=black}} همچنان بهارون و پسرانش عمل نما موافق آنچه بتو امر فرمودهام هفت روز ایشان را تخصیص نما *
{{verse|۲۹|۳۶|color=black}} و گوسالهٔ قربانی گناه را هر روز بجهت کفاره ذبح کن و مذبح را طاهر ساز بکفارهای که بر آن میکنی و آن را مسح کن تا مقدس شود *
{{verse|۲۹|۳۷|color=black}} هفت روز برای مذبح کفاره کن و آن را مقدّس ساز و مذبح قدساقداس خواهد بود هر که مذبح را لمس کند مقدّس باشد *
{{verse|۲۹|۳۸|color=black}} و این است قربانیهائی که بر مذبح باید گذرانید دو برهٔ یکساله هر روز پیوسته *
{{verse|۲۹|۳۹|color=black}} یک بره را در صبح ذبح کن و برهٔ دیگر را در عصر ذبح نما *
{{verse|۲۹|۴۰|color=black}} و ده یک از آرد نرم سرشته شده با یک ربع هین روغن کوبیده و برای هدیهٔ ریختنی یک ربع هین شراب برای هر بره خواهد بود *
{{verse|۲۹|۴۱|color=black}} و برهٔ دیگر را در عصر ذبح کن و برای آن موافق هدیهٔ صبح و موافق هدیهٔ ریختنی آن بگذران تا عطر خوشبو و قربانی آتشین برای {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۲۹|۴۲|color=black}} این قربانی سوختنی دائمی در نسلهای شما نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتماع خواهد بود بحضور {{روخط|خداوند}} درجائی که با شما ملاقات میکنم تا آنجا بتو سخن گویم *
{{verse|۲۹|۴۳|color=black}} و در آنجا با بنی اسرائیل ملاقات میکنم تا از جلال من مقدس شود *
{{verse|۲۹|۴۴|color=black}} و خیمهٔ اجتماع و مذبح را مقدس میکنم و هارون و پسرانش را تقدیس میکنم تا برای من کهانت کنند *
{{verse|۲۹|۴۵|color=black}} و در میان بنی اسرائیل ساکن شده خدای ایشان میباشم *
{{verse|۲۹|۴۶|color=black}} و خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردهام تا در میان ایشان ساکن شوم من یهوه خدای ایشان هستم *<noinclude></noinclude>
0ay6ng0lqy069f8vdtlowi45dcagc63
286224
286223
2026-06-13T19:17:28Z
Hanooz
17889
286224
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} خواهد بود *
{{verse|۲۹|۲۹|color=black}} و رخت مقدس هارون بعد از او از آن پسرانشخواهد بود تا در آنها مسح و تخصیص شوند *
{{verse|۲۹|۳۰|color=black}} هفت روز آن کاهن که جانشین او میباشد از پسرانش و بخیمهٔ اجتماع داخل شده خدمت قدس را میکند آنها را بپوشد *
{{verse|۲۹|۳۱|color=black}} و قوچ قربانی تخصیص را گرفته گوشتش را در قدس آبپز کن *
{{verse|۲۹|۳۲|color=black}} و هارون و پسرانش گوشت قوچ را با نانی که در سبد است بدر خیمهٔ اجتماع بخورند *
{{verse|۲۹|۳۳|color=black}} و آنانی که برای تخصیص و تقدیس خود بدین چیزها کفاره کرده شدند آنها را بخورند لیکن شخص اجنبی نخورد زیرا که مقدس است *
{{verse|۲۹|۳۴|color=black}} و اگر چیزی از گوشت هدیهٔ تخصیص و از نان تا صبح باقی ماند آن باقی را بآتش بسوزان و آن را نخورند زیرا که مقدس است *
{{verse|۲۹|۳۵|color=black}} همچنان بهارون و پسرانش عمل نما موافق آنچه بتو امر فرمودهام هفت روز ایشان را تخصیص نما *
{{verse|۲۹|۳۶|color=black}} و گوسالهٔ قربانی گناه را هر روز بجهت کفاره ذبح کن و مذبح را طاهر ساز بکفارهای که بر آن میکنی و آن را مسح کن تا مقدس شود *
{{verse|۲۹|۳۷|color=black}} هفت روز برای مذبح کفاره کن و آن را مقدّس ساز و مذبح قدساقداس خواهد بود هر که مذبح را لمس کند مقدّس باشد *
{{verse|۲۹|۳۸|color=black}} و این است قربانیهائی که بر مذبح باید گذرانید دو برهٔ یکساله هر روز پیوسته *
{{verse|۲۹|۳۹|color=black}} یک بره را در صبح ذبح کن و برهٔ دیگر را در عصر ذبح نما *
{{verse|۲۹|۴۰|color=black}} و ده یک از آرد نرم سرشته شده با یک ربع هین روغن کوبیده و برای هدیهٔ ریختنی یک ربع هین شراب برای هر بره خواهد بود *
{{verse|۲۹|۴۱|color=black}} و برهٔ دیگر را در عصر ذبح کن و برای آن موافق هدیهٔ صبح و موافق هدیهٔ ریختنی آن بگذران تا عطر خوشبو و قربانی آتشین برای {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۲۹|۴۲|color=black}} این قربانی سوختنی دائمی در نسلهای شما نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتماع خواهد بود بحضور {{روخط|خداوند}} درجائی که با شما ملاقات میکنم تا آنجا بتو سخن گویم *
{{verse|۲۹|۴۳|color=black}} و در آنجا با بنی اسرائیل ملاقات میکنم تا از جلال من مقدس شود *
{{verse|۲۹|۴۴|color=black}} و خیمهٔ اجتماع و مذبح را مقدس میکنم و هارون و پسرانش را تقدیس میکنم تا برای من کهانت کنند *
{{verse|۲۹|۴۵|color=black}} و در میان بنی اسرائیل ساکن شده خدای ایشان میباشم *
{{verse|۲۹|۴۶|color=black}} و خواهند دانست که من یهوه خدای ایشان هستم که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردهام تا در میان ایشان ساکن شوم من یهوه خدای ایشان هستم *<noinclude></noinclude>
jotk21w9gezi8dwls8bgx2j9j56jkkg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۰
104
87582
286225
2026-06-13T19:18:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}} {{فصل|۳۰}} {{verse|۳۰|۱|color=black}} و مذبحی برای سوزانیدن بخور بساز آن را از چوب شطیم بساز * {{verse|۳۰|۲|color=black}} طولش ذراعی باشد و عرضش ذراعی یعنی مربع باشد و بلندیاش دو ذراع و شاخهایش از خودش باشد * {{verse|۳۰|۳|color=black}} و آن را بطلای خالص بپ...» ایجاد کرد
286225
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}}
{{فصل|۳۰}}
{{verse|۳۰|۱|color=black}} و مذبحی برای سوزانیدن بخور بساز آن را از چوب شطیم بساز *
{{verse|۳۰|۲|color=black}} طولش ذراعی باشد و عرضش ذراعی یعنی مربع باشد و بلندیاش دو ذراع و شاخهایش از خودش باشد *
{{verse|۳۰|۳|color=black}} و آن را بطلای خالص بپوشان سطحش و جانبهایش بهر طرف و شاخهایش را و تاجی از طلا گرداگردش بساز *
{{verse|۳۰|۴|color=black}} و دو حلقهٔ زرین برایش در زیر تاجش بساز بر دو گوشهاش بر هر دو طرفش آنها را بساز و آنها خانهها باشد برای عصاها تا آن را بدانها بردارند *
{{verse|۳۰|۵|color=black}} و عصاها را از چوب شطیم بساز و آنها را بطلا بپوشان *
{{verse|۳۰|۶|color=black}} و آن را پیش حجابی که روبروی تابوت شهادت است در مقابل کرسی رحمت که بر زبر شهادت است در جائی که با تو ملاقات میکنم بگذار *
{{verse|۳۰|۷|color=black}} و هر بامداد هارون بخور معطر بر روی آن بسوزاند وقتی که چراغها را میآراید آن را بسوزاند *
{{verse|۳۰|۸|color=black}} و در عصر چون هارون چراغها را روشن میکند آن را بسوزاند تا بخور دائمی بحضور {{روخط|خداوند}} در نسلهای شما باشد *
{{verse|۳۰|۹|color=black}} هیچ بخور غریب و قربانی سوختنی و هدیهای بر آنمگذرانید و هدیهٔ ریختنی بر آن مریزید *
{{verse|۳۰|۱۰|color=black}} و هارون سالی یک مرتبه بر شاخهایش کفاره کند بخون قربانی گناه که برای کفاره است سالی یک مرتبه بر آن کفاره کند در نسلهای شما زیرا که آن برای {{روخط|خداوند}} قدساقداس است *
{{verse|۳۰|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۰|۱۲|color=black}} وقتی که شمارهٔ بنی اسرائیل را برحسب شمردهشدگان ایشان میگیری آنگاه هرکس فدیهٔ جان خود را ب{{روخط|خداوند}} دهد هنگامی که ایشان را میشماری مبادا در حین شمردن ایشان وبائی در ایشان حادث شود *
{{verse|۳۰|۱۳|color=black}} هر که بسوی شمردهشدگان میگذرد این را بدهد یعنی نیم مثقال موافق مثقال قدس که یک مثقال بیست قیراط است و این نیم مثقال هدیهٔ {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۳۰|۱۴|color=black}} هرکس از بیست ساله و بالاتر که بسوی شمردهشدگان بگذرد هدیهٔ {{روخط|خداوند}} را بدهد *
{{verse|۳۰|۱۵|color=black}} دولتمند از نیم مثقال زیاده ندهد و فقیر کمتر ندهد هنگامی که هدیهای برای کفاره جانهای خود ب{{روخط|خداوند}} میدهند *
{{verse|۳۰|۱۶|color=black}} و نقد کفاره را از بنی اسرائیل گرفته آن را برای خدمت خیمهٔ اجتماع بده تا برای بنی اسرائیل یادگاری بحضور {{روخط|خداوند}} باشد و بجهت جانهای ایشان کفاره کند *
{{verse|۳۰|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۰|۱۸|color=black}} حوضی نیز برای شستن از برنج بساز<noinclude></noinclude>
flsg5tjbrmupkglmiz6ixktodfi0kzu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۱
104
87583
286226
2026-06-13T19:18:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و پایهاش از برنج و آن را در میان خیمهٔ اجتماع ومذبح بگذار و آب در آن بریز * {{verse|۳۰|۱۹|color=black}} و هارون و پسرانش دست و پای خود را از آن بشویند * {{verse|۳۰|۲۰|color=black}} هنگامی که بخیمهٔ اجتماع داخل شوند بآب بشویند مبادا بمیرند و وقتی که برای خدمت کردن و سوز...» ایجاد کرد
286226
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و پایهاش از برنج و آن را در میان خیمهٔ اجتماع ومذبح بگذار و آب در آن بریز *
{{verse|۳۰|۱۹|color=black}} و هارون و پسرانش دست و پای خود را از آن بشویند *
{{verse|۳۰|۲۰|color=black}} هنگامی که بخیمهٔ اجتماع داخل شوند بآب بشویند مبادا بمیرند و وقتی که برای خدمت کردن و سوزانیدن قربانیهای آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} بمذبح نزدیک آیند *
{{verse|۳۰|۲۱|color=black}} آنگاه دست و پای خود را بشویند مبادا بمیرند و این برای ایشان یعنی برای او و ذریتش نسلاً بعد نسل فریضهٔ ابدی باشد *
{{verse|۳۰|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۰|۲۳|color=black}} و تو عطریات خاص بگیر از مُرّ چکیده پانصد مثقال و از دارچینی معطر نصف آن دویست و پنجاه مثقال و از قصبالذریره دویست و پنجاه مثقال *
{{verse|۳۰|۲۴|color=black}} و از سلیخه پانصد مثقال موافق مثقال قدس و از روغن زیتون یک هین *
{{verse|۳۰|۲۵|color=black}} و از آنها روغن مسح مقدس را بساز عطری که از صنعت عطار ساخته شود تا روغن مسح مقدس باشد *
{{verse|۳۰|۲۶|color=black}} و خیمهٔ اجتماع و تابوت شهادت را بدان مسح کن *
{{verse|۳۰|۲۷|color=black}} و خوان را با تمامی اسبابش و چراغدان را با اسبابش و مذبح بخور را *
{{verse|۳۰|۲۸|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را با همهٔ اسبابش و حوض را با پایهاش *
{{verse|۳۰|۲۹|color=black}} و آنها را تقدیس نما تا قدس اقداس باشد هر که آنها را لمس نماید مقدس باشد *
{{verse|۳۰|۳۰|color=black}} و هارون و پسرانش را مسح نموده ایشان را تقدیس نما تا برای من کهانت کنند *
{{verse|۳۰|۳۱|color=black}} و بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو این است روغن مسح مقدس برای من در نسلهای شما *
{{verse|۳۰|۳۲|color=black}} و بر بدن انسان ریخته نشود و مثل آنموافق ترکیبش مسازید زیرا که مقدّس است و نزد شما مقدّس خواهد بود *
{{verse|۳۰|۳۳|color=black}} هر که مثل آن ترکیب نماید و هر که چیزی از آن بر شخصی بیگانه بمالد از قوم خود منقطع شود *
{{verse|۳۰|۳۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت عطریات بگیر یعنی مَیعه و اظفار و قِنّه و از این عطریات با ندر صاف حصهها مساوی باشد *
{{verse|۳۰|۳۵|color=black}} و از اینها بخور بساز عطری از صنعت عطار نمکین و مصفی و مقدس *
{{verse|۳۰|۳۶|color=black}} و قدری از آن را نرم بکوب و آن را پیش شهادت در خیمهٔ اجتماع جائی که با تو ملاقات میکنم بگذار و نزد شما قدس اقداس باشد *
{{verse|۳۰|۳۷|color=black}} و موافق ترکیب این بخور که میسازی دیگری برای خود مسازید نزد تو برای {{روخط|خداوند}} مقدس باشد *
{{verse|۳۰|۳۸|color=black}} هر که مثل آن را برای بوییدن بسازد از قوم خود منقطع شود *<noinclude></noinclude>
ji6ml02zpksz9vr12eys0fbxuuu4wbi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۲
104
87584
286227
2026-06-13T19:19:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}} {{فصل|۳۱}} {{verse|۳۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کردهگفت * {{verse|۳۱|۲|color=black}} آگاه باش بَصَلْئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا بنام خواندهام * {{verse|۳۱|۳|color=black}} و او را بروح خدا پر ساختهام و بحکمت و فهم و معرفت و هر هنر...» ایجاد کرد
286227
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}}
{{فصل|۳۱}}
{{verse|۳۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کردهگفت *
{{verse|۳۱|۲|color=black}} آگاه باش بَصَلْئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا بنام خواندهام *
{{verse|۳۱|۳|color=black}} و او را بروح خدا پر ساختهام و بحکمت و فهم و معرفت و هر هنری *
{{verse|۳۱|۴|color=black}} برای اختراع مُخْتَرَعات تا در طلا و نقره و برنج کار کند *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} و برای تراشیدن سنگ و ترصیع آن و درودگری چوب تا در هر صنعتی اشتغال نماید *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} و اینک من اُهُولیاب بن اخیسامَک را از سبط دان انباز او ساختهام و در دل همهٔ دانادلان حکمت بخشیدهام تا آنچه را بتوامرفرمودهامبسازند *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} خیمهٔ اجتماع وتابوت شهادت و کرسی رحمت که بر آن است و تمامی اسباب خیمه *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} و خوان و اسبابش و چراغدان طاهر و همهٔ اسبابش و مذبح بخور *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی و همهٔ اسبابش و حوض و پایهاش *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} و لباس خدمت و لباس مقدّس برای هارون کاهن و لباس پسرانش بجهت کهانت *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} و روغن مسح و بخور معطر بجهت قدس موافق آنچه بتو امر فرمودهام بسازند *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} و تو بنی اسرائیل را مخاطب ساخته بگو البته سَبَّتهای مرا نگاه دارید زیرا که این در میان من و شما در نسلهای شما آیتی خواهد بود تا بدانید که من یهوه هستم که شما را تقدیس میکنم *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} پس سَبَّت را نگاه دارید زیرا که برای شما مقدس است هر که آن را بیحرمت کند هرآینه کشته شود و هر که در آن کار کند آن شخص از میان قوم خود منقطع شود *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} شش روز کار کرده شود و در روز هفتم سَبَّت آرام و مقدس {{روخط|خداوند}} است هر که در روز سَبَّت کار کند هرآینه کشته شود *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} پس بنی اسرائیل سَبَّت را نگاه بدارند نسلاً بعد نسل سَبَّت را بعهد ابدی مَرعی دارند *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} این در میان من و بنی اسرائیل آیتی ابدی است زیرا که در شش روز {{روخط|خداوند}} آسمان و زمین را ساخت و در روز هفتمین آرام فرموده استراحت یافت *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} و چون گفتگو را با موسی در کوه سینا بپایان برد دو لوح شهادت یعنی دو لوح سنگ مرقوم بانگشت خدا را بوی داد *
{{وسط|{{روخط|باب سی و دوم}}}}
{{فصل|۳۲}}
{{verse|۳۲|۱|color=black}} و چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود قوم نزد هارون جمع شده وی را گفتند برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند زیرا<noinclude></noinclude>
ja9vhxv6nz48k4qx1xljg546uuf746v
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۳
104
87585
286228
2026-06-13T19:20:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «این مرد موسی که ما را از زمین مصر بیرون آورد نمیدانیم او را چه شده است * {{verse|۳۲|۲|color=black}} هارون بدیشان گفت گوشوارههای طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست بیرون کرده نزد من بیاورید * {{verse|۳۲|۳|color=black}} پس تمامی قومْ گوشوارههای زرین را که در گ...» ایجاد کرد
286228
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>این مرد موسی که ما را از زمین مصر بیرون آورد نمیدانیم او را چه شده است *
{{verse|۳۲|۲|color=black}} هارون بدیشان گفت گوشوارههای طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شماست بیرون کرده نزد من بیاورید *
{{verse|۳۲|۳|color=black}} پس تمامی قومْ گوشوارههای زرین را که در گوشهای ایشان بود بیرون کرده نزد هارون آوردند *
{{verse|۳۲|۴|color=black}} و آنها را از دست ایشان گرفته آن را با قلم نقش کرد و از آن گوسالهٔ ریخته شده ساخت و ایشان گفتند ای اسرائیل این خدایان تو میباشند که تو را از زمین مصر بیرون آوردند *
{{verse|۳۲|۵|color=black}} و چون هارون این را بدید مذبحی پیش آن بنا کرد و هارون ندا درداده گفت فردا عید یهوه میباشد *
{{verse|۳۲|۶|color=black}} و بامدادان برخاسته قربانیهای سوختنی گذرانیدند و هدایای سلامتی آوردند و قوم برای خوردن و نوشیدن نشستند و بجهت لعب برپا شدند *
{{verse|۳۲|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت روانه شده بزیر برو زیرا که این قوم تو که از زمین مصر بیرون آوردهای فاسد شدهاند *
{{verse|۳۲|۸|color=black}} و بزودی از آن طریقی که بدیشان امر فرمودهام انحراف ورزیده گوسالهٔ ریخته شده برای خویشتن ساختهاند و نزد آن سجده کرده و قربانی گذرانیده میگویند که ای اسرائیل این خدایان تو میباشند که تو را از زمین مصر بیرون آوردهاند *
{{verse|۳۲|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسیگفت این قوم را دیدهام و اینک قوم گردنکش میباشند *
{{verse|۳۲|۱۰|color=black}} و اکنون مرا بگذار تا خشم من بر ایشان مشتعل شده ایشان را هلاک کنم و تو را قوم عظیم خواهم ساخت *
{{verse|۳۲|۱۱|color=black}} پس موسی نزد یهوه خدای خود تضرع کرده گفت ای {{روخط|خداوند}} چرا خشم تو بر قوم خود که با قوت عظیم و دست زورآور از زمین مصر بیرون آوردهای مشتعل شده است *
{{verse|۳۲|۱۲|color=black}} چرا مصریان این سخن گویند که ایشان را برای بدی بیرون آورد تا ایشان را در کوهها بکشد و از روی زمین تلف کند پس از شدت خشم خود برگرد و از این قصد بدی قوم خویش رجوع فرما *
{{verse|۳۲|۱۳|color=black}} بندگان خود ابراهیم و اسحاق و اسرائیل را بیاد آور که برای ایشان بذات خود قسم خورده بدیشان گفتی که ذریت شما را مثل ستارگان آسمان کثیر گردانم و تمامی این زمین را که دربارهٔ آن سخن گفتهام بذریت شما بخشم تا آن را متصرف شوند تا ابدالا´باد *
{{verse|۳۲|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} از آن بدی که گفته بود که بقوم خود برساند رجوع فرمود *
{{verse|۳۲|۱۵|color=black}} آنگاه موسی برگشته از کوه بزیر آمد و دو لوح شهادت بدست وی بود و لوحها بهر دو طرف نوشته بود بدین طرف و بدان طرف مرقوم بود *
{{verse|۳۲|۱۶|color=black}} و لوحها صنعت خدا بود و نوشته نوشتهٔ<noinclude></noinclude>
en3bzf35ns2wgeg9ltsybihlo9trfxa
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۴
104
87586
286229
2026-06-13T19:20:53Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خدا بود منقوش بر لوحها * {{verse|۳۲|۱۷|color=black}} و چون یوشع آواز قوم را که میخروشیدند شنید بموسی گفت در اردو صدای جنگ است * {{verse|۳۲|۱۸|color=black}} گفت صدای خروش ظفر نیست و صدای خروش شکست نیست بلکه آواز مُغَنّیان را من میشنوم * {{verse|۳۲|۱۹|color=black}} و واقع شد که چو...» ایجاد کرد
286229
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدا بود منقوش بر لوحها *
{{verse|۳۲|۱۷|color=black}} و چون یوشع آواز قوم را که میخروشیدند شنید بموسی گفت در اردو صدای جنگ است *
{{verse|۳۲|۱۸|color=black}} گفت صدای خروش ظفر نیست و صدای خروش شکست نیست بلکه آواز مُغَنّیان را من میشنوم *
{{verse|۳۲|۱۹|color=black}} و واقع شد که چون نزدیک باردو رسید و گوساله و رقصکنندگان را دید خشم موسی مشتعل شد و لوحها را از دست خود افکنده آنها را زیر کوه شکست *
{{verse|۳۲|۲۰|color=black}} و گوسالهای را که ساخته بودند گرفته بآتش سوزانید و آن را خرد کرده نرم ساخت و بر روی آب پاشیده بنی اسرائیل را نوشانید *
{{verse|۳۲|۲۱|color=black}} و موسی بهارون گفت این قوم بتو چه کرده بودند که گناه عظیمی بر ایشان آوردی *
{{verse|۳۲|۲۲|color=black}} هارون گفت خشم آقایم افروخته نشود تو این قوم را میشناسی که مایل ببدی میباشند *
{{verse|۳۲|۲۳|color=black}} و بمن گفتند برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند زیرا که این مَرد موسی که ما را از زمین مصر بیرون آورده است نمیدانیم او را چه شده *
{{verse|۳۲|۲۴|color=black}} بدیشان گفتم هر که را طلا باشد آن را بیرون کند پس بمن دادند و آن را در آتش انداختم و این گوساله بیرون آمد *
{{verse|۳۲|۲۵|color=black}} و چون موسی قوم را دید که بیلگام شدهاند زیرا که هارون ایشان را برای رسوائی ایشان در میان دشمنان ایشان بیلگام ساخته بود *
{{verse|۳۲|۲۶|color=black}} آنگاه موسی بدروازهٔ اردو ایستاده گفت هر که بطرف {{روخط|خداوند}} باشد نزد من آید پس جمیع بنیلاوی نزد وی جمع شدند *
{{verse|۳۲|۲۷|color=black}} او بدیشان گفت یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید هر کس شمشیر خود را بر ران خویش بگذارد و از دروازه تا دروازهٔ اردو آمد و رفت کند و هر کس برادر خود و دوست خویش و همسایهٔ خود را بکشد *
{{verse|۳۲|۲۸|color=black}} و بنیلاوی موافق سخن موسی کردند و در آن روز قریب سه هزار نفر از قوم افتادند *
{{verse|۳۲|۲۹|color=black}} و موسی گفت امروز خویشتن را برای{{روخط|خداوند}} تخصیص نمایید حتی هر کس بپسر خود و ببرادر خویش تا امروز شما را برکت دهد *
{{verse|۳۲|۳۰|color=black}} و بامدادان واقع شد که موسی بقوم گفت شما گناهی عظیم کردهاید اکنون نزد {{روخط|خداوند}} بالا میروم شاید گناه شما را کفاره کنم *
{{verse|۳۲|۳۱|color=black}} پس موسی بحضور {{روخط|خداوند}} برگشت و گفت آه این قوم گناهی عظیم کرده و خدایان طلا برای خویشتن ساختهاند *
{{verse|۳۲|۳۲|color=black}} الا´ن هرگاه گناه ایشان را میآمرزی و اگرنه مرا از دفترت که نوشتهای محو ساز *
{{verse|۳۲|۳۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت هر که گناه کرده است او را از دفتر خود محو سازم *
{{verse|۳۲|۳۴|color=black}} و اکنون برو و این قوم را بدانجائی که بتو گفتهام راهنمائی کن اینک<noinclude></noinclude>
brffphu4p3rzhbjlbcyii4ez2ci1pej
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۵
104
87587
286230
2026-06-13T19:21:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «فرشتهٔ من پیش روی تو خواهد خرامید لیکن در یوم تفقد من گناه ایشان را از ایشان بازخواست خواهم کرد * {{verse|۳۲|۳۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قوم را مبتلا ساخت زیرا گوسالهای را که هارون ساخته بود ساخته بودند * {{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}} {{فصل|۳۳}} {{verse|۳۳|۱|colo...» ایجاد کرد
286230
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرشتهٔ من پیش روی تو خواهد خرامید لیکن در یوم تفقد من گناه ایشان را از ایشان بازخواست خواهم کرد *
{{verse|۳۲|۳۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} قوم را مبتلا ساخت زیرا گوسالهای را که هارون ساخته بود ساخته بودند *
{{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}}
{{فصل|۳۳}}
{{verse|۳۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت روانه شدهاز اینجا کوچ کن تو و این قوم که از زمین مصر برآوردهای بدان زمینی که برای ابراهیم اسحاق و یعقوب قسم خورده گفتهام آن را بذریت تو عطا خواهم کرد *
{{verse|۳۳|۲|color=black}} و فرشتهای پیش روی تو میفرستم و کنعانیان و اَموریان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را بیرون خواهم کرد *
{{verse|۳۳|۳|color=black}} به زمینی که بشیر و شهد جاری است زیرا که در میان شما نمیآیم چونکه قوم گردنکش هستی مبادا تو را در بین راه هلاک سازم *
{{verse|۳۳|۴|color=black}} و چون قوم این سخنان بد را شنیدند ماتم گرفتند و هیچکس زیور خود را برخود ننهاد *
{{verse|۳۳|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بنی اسرائیل را بگو شما قوم گردنکش هستید اگر لحظهای در میان تو آیم همانا تو را هلاک سازم پس اکنون زیور خود را از خود بیرون کن تا بدانم با تو چه کنم *
{{verse|۳۳|۶|color=black}} پس بنی اسرائیل زیورهای خود را از جَبَل حوریب از خود بیرون کردند *
{{verse|۳۳|۷|color=black}} و موسی خیمهٔ خود را برداشته آن را بیرون لشکرگاه دور از اردو زد و آن را خیمهٔ اجتماع نامید و واقع شد که هر که طالب یهوه میبود بخیمهٔ اجتماع که خارج لشکرگاه بود بیرون میرفت *
{{verse|۳۳|۸|color=black}} و هنگامی که موسی بسوی خیمه بیرون میرفت تمامی قوم برخاسته هر یکی بدر خیمهٔ خود میایستاد و در عقب موسی مینگریست تا داخل خیمه میشد *
{{verse|۳۳|۹|color=black}} و چون موسی بخیمه داخل میشد ستون ابر نازل شده بدر خیمه میایستاد و خدا با موسی سخن میگفت *
{{verse|۳۳|۱۰|color=black}} و چون تمامی قوم ستون ابر را بر در خیمه ایستاده میدیدند همهٔ قوم برخاسته هر کس بدر خیمهٔ خود سجده میکرد *
{{verse|۳۳|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با موسی روبرو سخن میگفت مثل شخصی که با دوست خود سخن گوید پس باردو برمیگشت اما خادم او یوشع بن نونِ جوان از میان خیمه بیرون نمیآمد *
{{verse|۳۳|۱۲|color=black}} و موسی ب{{روخط|خداوند}} گفت اینک تو بمن میگویی این قوم را ببر و تو مرا خبر میدهی کههمراه من که را میفرستی و تو گفتهای تو را بنام میشناسم و ایضاً در حضور من فیض یافتهای *
{{verse|۳۳|۱۳|color=black}} الا´ن اگر فیالحقیقه منظور نظر تو شدهام طریق خود را بمن<noinclude></noinclude>
k247qaoxsi8kegg6a8tcbs951s0rqje
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۶
104
87588
286231
2026-06-13T19:22:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بیاموز تا تو را بشناسم و در حضور تو فیض یابم و ملاحظه بفرما که این طایفه قوم تو میباشند * {{verse|۳۳|۱۴|color=black}} گفت روی من خواهد آمد و تو را آرامی خواهم بخشید * {{verse|۳۳|۱۵|color=black}} به وی عرض کرد هر گاه روی تو نیاید ما را از اینجا مبر * {{verse|۳۳|۱۶|color=black}} زیر...» ایجاد کرد
286231
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیاموز تا تو را بشناسم و در حضور تو فیض یابم و ملاحظه بفرما که این طایفه قوم تو میباشند *
{{verse|۳۳|۱۴|color=black}} گفت روی من خواهد آمد و تو را آرامی خواهم بخشید *
{{verse|۳۳|۱۵|color=black}} به وی عرض کرد هر گاه روی تو نیاید ما را از اینجا مبر *
{{verse|۳۳|۱۶|color=black}} زیرا بچه چیز معلوم میشود که من و قوم تو منظور نظر تو شدهایم آیا نه از آمدن تو با ما پس من و قوم تو از جمیع قومهائی که بر روی زمینند ممتاز خواهیم شد *
{{verse|۳۳|۱۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} بموسی گفت این کار را نیز که گفتهای خواهم کرد زیرا که در نظر من فیض یافتهای و تو را بنام میشناسم *
{{verse|۳۳|۱۸|color=black}} عرض کرد مستدعی آنکه جلال خود را بمن بنمائی *
{{verse|۳۳|۱۹|color=black}} گفت من تمامی احسان خود را پیش روی تو میگذرانم و نام یهوه را پیش روی تو ندا میکنم و رأفت میکنم بر هر که رئوف هستم و رحمت خواهم کرد بر هر که رحیم هستم *
{{verse|۳۳|۲۰|color=black}} و گفت روی مرا نمیتوانی دید زیرا انسان نمیتواند مرا ببیند و زنده بماند *
{{verse|۳۳|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت اینک مقامی نزد من است پس بر صخره بایست *
{{verse|۳۳|۲۲|color=black}} و واقع میشود که چون جلال من میگذرد تو را در شکاف صخره میگذارم و تو را بدست خود خواهم پوشانید تا عبور کنم *
{{verse|۳۳|۲۳|color=black}} پس دست خود را خواهم برداشت تا قفای مرا ببینی اما روی من دیده نمیشود *
{{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}}
{{فصل|۳۴}}
{{verse|۳۴|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت دو لوحسنگی مثل اولین برای خود بتراش و سخنانی را که بر لوحهای اول بود و شکستی بر این لوحها خواهم نوشت *
{{verse|۳۴|۲|color=black}} و بامدادان حاضر شو و صبحگاهان بکوه سینا بالا بیا و در آنجا نزد من بر قله کوه بایست *
{{verse|۳۴|۳|color=black}} و هیچکس با تو بالا نیاید و هیچکس نیز در تمامی کوه دیده نشود و گله و رمه نیز بطرف این کوه چرا نکند *
{{verse|۳۴|۴|color=black}} پس موسی دو لوح سنگی مثل اولین تراشید و بامدادان برخاسته بکوه سینا بالا آمد چنانکه {{روخط|خداوند}} او را امر فرموده بود و دو لوح سنگی را بدست خود برداشت *
{{verse|۳۴|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در ابر نازل شده در آنجا با وی بایستاد و بنام {{روخط|خداوند}} ندا درداد *
{{verse|۳۴|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} پیش روی وی عبور کرده ندا درداد که یهوه یهوه خدای رحیم و رئوف و دیرخشم و کثیر احسان و وفا *
{{verse|۳۴|۷|color=black}} نگاه دارندهٔ رحمت برای هزاران و آمرزندهٔ خطا و عصیان و گناه لکن گناه را هرگز بیسزا نخواهد گذاشت بلکه خطایای پدران را بر پسران و پسران پسران ایشان تا پشت سوم و چهارم خواهد<noinclude></noinclude>
jxavzeekdj5ejizjj6tmspjszu90py2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۷
104
87589
286232
2026-06-13T19:24:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گرفت * {{verse|۳۴|۸|color=black}} و موسی بزودی رو بزمین نهاده سجده کرد * {{verse|۳۴|۹|color=black}} و گفت ای {{روخط|خداوند}} اگر فیالحقیقه منظور نظر تو شدهام مستدعی آنکه {{روخط|خداوند}} در میان ما بیاید زیرا که این قوم گردنکش میباشند پس خطا و گناه ما را بیامرز و ما را می...» ایجاد کرد
286232
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گرفت *
{{verse|۳۴|۸|color=black}} و موسی بزودی رو بزمین نهاده سجده کرد *
{{verse|۳۴|۹|color=black}} و گفت ای {{روخط|خداوند}} اگر فیالحقیقه منظور نظر تو شدهام مستدعی آنکه {{روخط|خداوند}} در میان ما بیاید زیرا که این قوم گردنکش میباشند پس خطا و گناه ما را بیامرز و ما را میراث خود بساز *
{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} گفت اینک عهدی میبندم و در نظر تمامی قوم تو کارهای عجیب میکنم که درتمامی جهان و در جمیع امتها کرده نشده باشد و تمامی این قومی که تو در میان ایشان هستی کار {{روخط|خداوند}} را خواهند دید زیراکه این کاری که با تو خواهم کرد کاری هولناک است *
{{verse|۳۴|۱۱|color=black}} آنچه را من امروز بتو امر میفرمایم نگاه دار اینک من از پیش روی تو اموریان و کنعانیان و حتیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را خواهم راند *
{{verse|۳۴|۱۲|color=black}} با حذر باش که با ساکنان آن زمین که تو بدانجا میروی عهد نبندی مبادا در میان شما دامی باشد *
{{verse|۳۴|۱۳|color=black}} بلکه مذبحهای ایشان را منهدم سازید و بتهای ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید *
{{verse|۳۴|۱۴|color=black}} زنهار خدای غیر را عبادت منما زیرا یهوه که نام او غیور است خدای غیور است *
{{verse|۳۴|۱۵|color=black}} زنهار با ساکنان آن زمین عهد مبند والاّ از عقب خدایان ایشان زنا میکنند و نزد خدایان ایشان قربانی میگذرانند و تو را دعوت مینمایند و از قربانیهای ایشان میخوری *
{{verse|۳۴|۱۶|color=black}} و از دختران ایشان برای پسران خود میگیری و چون دختران ایشان از عقب خدایان خود زنا کنند آنگاه پسران شما را در پیروی خدایان خود مرتکب زنا خواهند نمود *
{{verse|۳۴|۱۷|color=black}} خدایان ریخته شده برای خویشتن مساز *
{{verse|۳۴|۱۸|color=black}} عید فطیر را نگاه دار و هفت روز نان فطیر چنانکه تو را امر فرمودم در وقت معین در ماه اَبیب بخور زیراکه در ماه ابیب از مصر بیرون آمدی *
{{verse|۳۴|۱۹|color=black}} هر که رحم را گشاید از آن من است و هر نخستزادهٔ ذکور از مواشی تو چه از گاو چه از گوسفند *
{{verse|۳۴|۲۰|color=black}} و برای نخستزادهٔ الاغ برهای فدیه بده و اگر فدیه ندهی گردنش را بشکن و هرنخستزادهای از پسرانت را فدیه بده و هیچکس بحضور من تهی دست حاضر نشود *
{{verse|۳۴|۲۱|color=black}} شش روز مشغول باش و روز هفتمین سَبَّت را نگاه دار در وقت شیار و در حصاد سَبَّت را نگاه دار *
{{verse|۳۴|۲۲|color=black}} و عید هفتهها را نگاهدار یعنی عید نوبر حصاد گندم و عید جمع در تحویل سال *
{{verse|۳۴|۲۳|color=black}} سالی سه مرتبه همهٔ ذکورانت بحضور {{روخط|خداوند}} یهوه خدای اسرائیل حاضر شوند *
{{verse|۳۴|۲۴|color=black}} زیرا که امتها را از پیش روی تو خواهم راند و حدود تو را وسیع خواهم گردانید و هنگامی که در هر سال سه مرتبه میآیی<noinclude></noinclude>
973z00gtvsv248xep5cti5rtzcbvpme
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۸
104
87590
286233
2026-06-13T19:24:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تا بحضور یهوه خدای خود حاضر شوی هیچکس زمین تو را طمع نخواهد کرد * {{verse|۳۴|۲۵|color=black}} خون قربانی مرا با خمیرمایه مگذران و قربانی عید فِصَح تا صبح نماند * {{verse|۳۴|۲۶|color=black}} نخستین نوبر زمین خود را بخانهٔ یهوه خدای خود بیاور و بزغاله را در شیر مادرش م...» ایجاد کرد
286233
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تا بحضور یهوه خدای خود حاضر شوی هیچکس زمین تو را طمع نخواهد کرد *
{{verse|۳۴|۲۵|color=black}} خون قربانی مرا با خمیرمایه مگذران و قربانی عید فِصَح تا صبح نماند *
{{verse|۳۴|۲۶|color=black}} نخستین نوبر زمین خود را بخانهٔ یهوه خدای خود بیاور و بزغاله را در شیر مادرش مپز *
{{verse|۳۴|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت این سخنان را تو بنویس زیرا که بحسب این سخنان عهد با تو و با اسرائیل بستهام *
{{verse|۳۴|۲۸|color=black}} و چهل روز و چهل شب آنجا نزد {{روخط|خداوند}} بوده نان نخورد و آب ننوشید و او سخنان عهد یعنی ده کلام را بر لوحها نوشت *
{{verse|۳۴|۲۹|color=black}} و چون موسی از کوه سینا بزیر میآمد و دو لوح سنگی در دست موسی بود هنگامی که از کوه بزیر میآمد واقع شد که موسی ندانست که بسبب گفتگوی با او پوست چهرهٔ وی میدرخشید *
{{verse|۳۴|۳۰|color=black}} اما هارون و جمیع بنی اسرائیل موسی را دیدند که اینک پوست چهرهٔ او میدرخشد پس ترسیدند که نزدیک او بیایند *
{{verse|۳۴|۳۱|color=black}} و موسی ایشان را خواند و هارون و همهٔ سرداران جماعت نزد او برگشتند و موسی بدیشان سخن گفت *
{{verse|۳۴|۳۲|color=black}} و بعد از آن همهٔ بنی اسرائیل نزدیک آمدند و آنچه {{روخط|خداوند}} در کوه سینا بدو گفته بود بدیشان امر فرمود *
{{verse|۳۴|۳۳|color=black}} و چون موسی از سخن گفتن با ایشان فارغ شد نقابی بر روی خود کشید *
{{verse|۳۴|۳۴|color=black}} و چون موسی بحضور {{روخط|خداوند}} داخل میشد که با وی گفتگو کند نقاب را برمیداشت تا بیرون آمدن او پس بیرون آمده آنچه بوی امر شده بود ببنی اسرائیل میگفت *
{{verse|۳۴|۳۵|color=black}} و بنی اسرائیل روی موسی را میدیدند که پوست چهرهٔ او میدرخشد پس موسی نقاب را بروی خود باز میکشید تا وقتی که برای گفتگوی او میرفت *
{{وسط|{{روخط|باب سی و پنجم}}}}
{{فصل|۳۵}}
{{verse|۳۵|۱|color=black}} و موسی تمام جماعت بنی اسرائیل را جمع کرده بدیشان گفت این است سخنانی که {{روخط|خداوند}} امر فرموده است که آنها را بکنی *
{{verse|۳۵|۲|color=black}} شش روز کار کرده شود و در روز هفتمین سَبَّتِ آرامی مقدس {{روخط|خداوند}} برای شماست هر که در آن کاری کند کشته شود *
{{verse|۳۵|۳|color=black}} در روز سَبَّت آتش در همهٔ مسکنهای خود میفروزید *
{{verse|۳۵|۴|color=black}} و موسی تمامی جماعت بنی اسرائیل را خطاب کرده گفت این است امری که {{روخط|خداوند}}فرموده و گفته است *
{{verse|۳۵|۵|color=black}} از خودتان هدیهای برای {{روخط|خداوند}} بگیرید هر که از دل راغب است هدیهٔ {{روخط|خداوند}} را از طلا و نقره و برنج بیاورد *
{{verse|۳۵|۶|color=black}} و از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان<noinclude></noinclude>
971gsl3o53r6km7f11o8xxmhzgr46yy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴۹
104
87591
286234
2026-06-13T19:25:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نازک و پشم بز * {{verse|۳۵|۷|color=black}} و پوست قوچ سرخشده و پوست خز و چوب شطیم * {{verse|۳۵|۸|color=black}} و روغن برای روشنائی و عطریات برای روغن مسح و برای بخور معطر * {{verse|۳۵|۹|color=black}} و سنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود و سینهبند * {{verse|۳۵|۱۰|color=black}} و همهٔ داناد...» ایجاد کرد
286234
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نازک و پشم بز *
{{verse|۳۵|۷|color=black}} و پوست قوچ سرخشده و پوست خز و چوب شطیم *
{{verse|۳۵|۸|color=black}} و روغن برای روشنائی و عطریات برای روغن مسح و برای بخور معطر *
{{verse|۳۵|۹|color=black}} و سنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود و سینهبند *
{{verse|۳۵|۱۰|color=black}} و همهٔ دانادلان از شما بیایند و آنچه را {{روخط|خداوند}} امر فرموده است بسازند *
{{verse|۳۵|۱۱|color=black}} مسکن و خیمهاش و پوشش آن و تکمههایش و تختههایش و پشتبندهایش و ستونهایش و پایههایش *
{{verse|۳۵|۱۲|color=black}} و تابوت و عصاهایش و کرسی رحمت و حجاب ستر *
{{verse|۳۵|۱۳|color=black}} و خوان و عصاهایش و کل اسبابش و نانِ تَقْدِمِه *
{{verse|۳۵|۱۴|color=black}} و چراغدان برای روشنائی و اسبابش و چراغهایش و روغن برای روشنائی *
{{verse|۳۵|۱۵|color=black}} و مذبح بخور و عصاهایش و روغن مسح و بخور معطر و پردهٔ دروازه برای درگاه مسکن *
{{verse|۳۵|۱۶|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی و شبکهٔ برنجین آن و عصاهایش و کل اسبابش و حوض و پایهاش *
{{verse|۳۵|۱۷|color=black}} و پردههای صحن و ستونهایش و پایههای آنها و پردهٔ دروازهٔ صحن *
{{verse|۳۵|۱۸|color=black}} و میخهای مسکن و میخهای صحن و طنابهای آنها *
{{verse|۳۵|۱۹|color=black}} و رختهای بافته شده برای خدمت قدس یعنی رخت مقدس هارون کاهن و رختهای پسرانش را تا کهانت نمایند *
{{verse|۳۵|۲۰|color=black}} پس تمامی جماعت بنی اسرائیل از حضور موسی بیرون شدند *
{{verse|۳۵|۲۱|color=black}} و هر که دلش او را ترغیب کرد و هر که روحش او را با اراده گردانید آمدند و هدیهٔ {{روخط|خداوند}} را برای کار خیمهٔ اجتماع و برای تمام خدمتش و برای رختهای مقدس آوردند *
{{verse|۳۵|۲۲|color=black}} مردان و زنان آمدند هر که از دل راغب بود وحلقههای بینی و گوشوارهها و انگشتریها و گردنبندها و هر قسم آلات طلا آوردند و هر که هدیهٔ طلا برای {{روخط|خداوند}} گذرانیده بود *
{{verse|۳۵|۲۳|color=black}} و هر کسی که لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک و پشم بز و پوست قوچ سرخشده و پوست خز نزد او یافت شد آنها را آورد *
{{verse|۳۵|۲۴|color=black}} هر که خواست هدیهٔ نقره و برنج بیاورد هدیهٔ {{روخط|خداوند}} را آورد و هر که چوب شطیم برای هر کار خدمت نزد او یافت شد آن را آورد *
{{verse|۳۵|۲۵|color=black}} و همهٔ زنان دانادل بدستهای خود میرشتند و رشته شده را از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک آوردند *
{{verse|۳۵|۲۶|color=black}} و همهٔ زنانی که دل ایشان بحکمت مایل بود پشم بز را میرشتند *
{{verse|۳۵|۲۷|color=black}} و سروران سنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود و سینهبند آوردند *
{{verse|۳۵|۲۸|color=black}} و عطریات و روغن برای روشنائی و برای روغن مسح و برای بخور معطر *
{{verse|۳۵|۲۹|color=black}} و همهٔ مردان و زنان بنی اسرائیل که دل ایشان ایشان را راغب ساخت که چیزی برای هر کاری که {{روخط|خداوند}} امر<noinclude></noinclude>
plbjd40pqpq7e97tn2j7t3xazul1h3w
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۰
104
87592
286235
2026-06-13T19:26:02Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «فرموده بود که بوسیلهٔ موسی ساخته شود برای {{روخط|خداوند}} بارادهٔ دل آوردند * {{verse|۳۵|۳۰|color=black}} و موسی بنی اسرائیل را گفت آگاه باشید که {{روخط|خداوند}} بَصَلئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا بنام دعوت کرده است * {{verse|۳۵|۳۱|color=black}} و او را بروح خدا از...» ایجاد کرد
286235
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فرموده بود که بوسیلهٔ موسی ساخته شود برای {{روخط|خداوند}} بارادهٔ دل آوردند *
{{verse|۳۵|۳۰|color=black}} و موسی بنی اسرائیل را گفت آگاه باشید که {{روخط|خداوند}} بَصَلئیل بن اوری بن حور را از سبط یهودا بنام دعوت کرده است *
{{verse|۳۵|۳۱|color=black}} و او را بروح خدا از حکمت و فطانت و علم و هر هنری پر ساخته *
{{verse|۳۵|۳۲|color=black}} و برای اختراع مخترعات و برای کار کردن در طلا و نقره و برنج *
{{verse|۳۵|۳۳|color=black}} و برای تراشیدن و مرصع ساختن سنگها و برای درودگری چوب تا هر صنعت هنری را بکند *
{{verse|۳۵|۳۴|color=black}} و در دل او تعلیم دادن را القا نمود و همچنین اُهُولیاب بن اخیسامک را از سبط دان *
{{verse|۳۵|۳۵|color=black}} و ایشان را بحکمت دلی پر ساخت برای هر عمل نقاش و نساج ماهر و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز وکتان نازک و در هر کار نساج تا صانع هر صنعتی و مخترع مخترعات بشوند *
{{وسط|{{روخط|باب سی و ششم}}}}
{{فصل|۳۶}}
{{verse|۳۶|۱|color=black}} و بصلئیل و اهولیاب و همهٔ دانادلانی که {{روخط|خداوند}} حکمت و فطانت بدیشان داده است تا برای کردن هر صنعتِ خدمتِ قدس ماهر باشند موافق آنچه {{روخط|خداوند}} امر فرموده است کار بکنند *
{{verse|۳۶|۲|color=black}} پس موسی بصلئیل و اهولیاب و همهٔ دانادلانی را که {{روخط|خداوند}} در دل ایشان حکمت داده بود و آنانی را که دل ایشان ایشان را راغب ساخته بود که برای کردن کار نزدیک بیایند دعوت کرد *
{{verse|۳۶|۳|color=black}} و همهٔ هدایائی را که بنی اسرائیل برای بجا آوردن کار خدمت قدس آورده بودند از حضور موسی برداشتند و هر بامداد هدایای تبرعی دیگر نزد وی میآوردند *
{{verse|۳۶|۴|color=black}} و همهٔ دانایانی که هر گونه کار قدس را میساختند هر یک از کار خود که در آن مشغول میبود آمدند *
{{verse|۳۶|۵|color=black}} و موسی را عرض کرده گفتند قوم زیاده از آنچه لازم است برای عمل آن کاری که {{روخط|خداوند}} فرمودهاست که ساخته شود میآورند *
{{verse|۳۶|۶|color=black}} و موسی فرمود تا در اردو ندا کرده گویند که مردان و زنان هیچ کاری دیگر برای هدایای قدس نکنند پس قوم از آوردن باز داشته شدند *
{{verse|۳۶|۷|color=black}} و اسباب برای انجام تمام کار کافی بلکه زیاده بود *
{{verse|۳۶|۸|color=black}} پس همهٔ دانادلانی که در کار اشتغال داشتند ده پردهٔ مسکن را ساختند از کتان نازک تابیده شده و لاجورد و ارغوان و قرمز و آنها را با کروبیان از صنعت نساج ماهر ترتیب دادند *
{{verse|۳۶|۹|color=black}} طول هر پرده بیست و هشت ذراع و عرض هر پرده چهار ذراع همهٔ<noinclude></noinclude>
2uwhojf902p451hjmbh0ncsq41ual9o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۱
104
87593
286236
2026-06-13T19:26:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پردهها را یک اندازه بود * {{verse|۳۶|۱۰|color=black}} وپنج پرده را با یکدیگر بپیوست و پنج پرده را با یکدیگر بپیوست * {{verse|۳۶|۱۱|color=black}} و بر لب یک پرده در کنار پیوستگیاش مادگیهای لاجورد ساخت و همچنین در لب پردهٔ بیرونی در پیوستگی دوم ساخت * {{verse|۳۶|۱۲|color=black}}...» ایجاد کرد
286236
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پردهها را یک اندازه بود *
{{verse|۳۶|۱۰|color=black}} وپنج پرده را با یکدیگر بپیوست و پنج پرده را با یکدیگر بپیوست *
{{verse|۳۶|۱۱|color=black}} و بر لب یک پرده در کنار پیوستگیاش مادگیهای لاجورد ساخت و همچنین در لب پردهٔ بیرونی در پیوستگی دوم ساخت *
{{verse|۳۶|۱۲|color=black}} و در یک پرده پنجاه مادگی ساخت و در کنار پردهای که در پیوستگی دومین بود پنجاه مادگی ساخت و مادگیها مقابل یکدیگر بود *
{{verse|۳۶|۱۳|color=black}} و پنجاه تکمهٔ زرین ساخت و پردهها را بتکمهها با یکدیگر بپیوست تا مسکن یک باشد *
{{verse|۳۶|۱۴|color=black}} و پردهها از پشم بز ساخت بجهت خیمهای که بالای مسکن بود آنها را پانزده پرده ساخت *
{{verse|۳۶|۱۵|color=black}} طول هر پرده سی ذراع و عرض هر پرده چهار ذراع و یازده پرده را یک اندازه بود *
{{verse|۳۶|۱۶|color=black}} و پنج پرده را جدا پیوست و شش پرده را جدا *
{{verse|۳۶|۱۷|color=black}} و پنجاه مادگی بر کنار پردهای که در پیوستگی بیرونی بود ساخت و پنجاه مادگی در کنار پرده در پیوستگی دوم *
{{verse|۳۶|۱۸|color=black}} و پنجاه تکمهٔ برنجین برای پیوستن خیمه بساخت تا یک باشد *
{{verse|۳۶|۱۹|color=black}} و پوششی از پوست قوچ سرخشده برای خیمه ساخت و پوششی بر زبر آن از پوست خز *
{{verse|۳۶|۲۰|color=black}} و تختههای قایم از چوب شطیم برای مسکن ساخت *
{{verse|۳۶|۲۱|color=black}} طول هر تخته ده ذراع و عرض هر تخته یک ذراع و نیم *
{{verse|۳۶|۲۲|color=black}} هر تخته را دو زبانه بود مقرون یکدیگر و بدین ترکیب همهٔ تختههای مسکن را ساخت *
{{verse|۳۶|۲۳|color=black}} و تختههای مسکن را ساخت بیست تخته بجانب جنوب بطرف یمانی *
{{verse|۳۶|۲۴|color=black}} و چهل پایهٔ نقره زیر بیست تخته ساخت یعنی دو پایه زیر تختهای برای دو زبانهاش و دو پایه زیر تختهٔ دیگر برای دو زبانهاش *
{{verse|۳۶|۲۵|color=black}} و برای جانب دیگر مسکن بطرف شمال بیست تخته ساخت *
{{verse|۳۶|۲۶|color=black}} و چهل پایهٔ نقرهٔ آنها را یعنی دو پایه زیر یک تختهای و دو پایه زیرتختهٔ دیگر *
{{verse|۳۶|۲۷|color=black}} و برای مؤخر مسکن بطرف مغرب شش تخته ساخت *
{{verse|۳۶|۲۸|color=black}} و دو تخته برای گوشههای مسکن در هر دو جانبش ساخت *
{{verse|۳۶|۲۹|color=black}} و از زیر با یکدیگر پیوسته شد و تا سر آن با هم در یک حلقه تمام شد و همچنین برای هر دو در هر دو گوشه کرد *
{{verse|۳۶|۳۰|color=black}} پس هشت تخته بود و پایههای آنها از نقره شانزده پایه یعنی دو پایه زیر هر تخته *
{{verse|۳۶|۳۱|color=black}} و پشتبندها از چوب شطیم ساخت یعنی پنج برای تختههای یک جانب مسکن *
{{verse|۳۶|۳۲|color=black}} و پنج پشتبند برای تختههای جانب دیگر مسکن و پنج پشتبند برای تختههای مؤخر جانب غربی مسکن *
{{verse|۳۶|۳۳|color=black}} و پشتبند وسطی را ساخت تا در میان تختهها از سر تا سر بگذرد *
{{verse|۳۶|۳۴|color=black}} تختهها را بطلا پوشانید و حلقههای آنها را از طلا ساخت تا برای<noinclude></noinclude>
sw56e32cpd9wjxl4mma9cpgvavqz6wo
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲
104
87594
286237
2026-06-13T19:27:18Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «پشتبندها خانهها باشد و پشتبندها را بطلا پوشانید * {{verse|۳۶|۳۵|color=black}} و حجاب را از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده ساخت و آن را با کروبیان از صنعت نساج ماهر ترتیب داد * {{verse|۳۶|۳۶|color=black}} و چهار ستون از چوب شطیم برایش ساخت و آنها را بطلا...» ایجاد کرد
286237
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>پشتبندها خانهها باشد و پشتبندها را بطلا پوشانید *
{{verse|۳۶|۳۵|color=black}} و حجاب را از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده ساخت و آن را با کروبیان از صنعت نساج ماهر ترتیب داد *
{{verse|۳۶|۳۶|color=black}} و چهار ستون از چوب شطیم برایش ساخت و آنها را بطلا پوشانید و قلابهای آنها از طلا بود و برای آنها چهار پایهٔ نقره ریخت *
{{verse|۳۶|۳۷|color=black}} و پردهای برای دروازهٔ خیمه از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده از صنعت طراز بساخت *
{{verse|۳۶|۳۸|color=black}} و پنج ستون آن و قلابهای آنها را ساخت و سرها و عصاهای آنها را بطلا پوشانید و پنج پایهٔ آنها از برنج بود *
{{وسط|{{روخط|باب سی و هفتم}}}}
{{فصل|۳۷}}
{{verse|۳۷|۱|color=black}} و بَصلئِیل تابوت را از چوب شطیمساخت طولش دو ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم و بلندیش یک ذراع ونیم *
{{verse|۳۷|۲|color=black}} و آن را بطلای خالص از درون و بیرون پوشانید و برای آن تاجی از طلا بر طرفش ساخت *
{{verse|۳۷|۳|color=black}} و چهار حلقهٔ زرین برای چهار قایمهاش بریخت یعنی دو حلقه بر یک طرفش و دو حلقه بر طرف دیگر *
{{verse|۳۷|۴|color=black}} و دو عصا از چوب شطیم ساخته آنها را بطلا پوشانید *
{{verse|۳۷|۵|color=black}} و عصاها را در حلقهها بر دو جانب تابوت گذرانید برای برداشتن تابوت *
{{verse|۳۷|۶|color=black}} و کرسی رحمت را از طلای خالص ساخت طولش دو ذراع و نیم و عرضش یک ذراع و نیم *
{{verse|۳۷|۷|color=black}} و دو کروبی از طلا ساخت و آنها را بر هر دو طرف کرسی رحمت از چرخکاری ساخت *
{{verse|۳۷|۸|color=black}} یک کروبی بر این طرف و کروبی دیگر بر آن طرف و از کرسی رحمت کروبیان را بر هر دو طرفش ساخت *
{{verse|۳۷|۹|color=black}} و کروبیان بالهای خود را بر زبر آن پهن میکردند و ببالهای خویش کرسی رحمت را میپوشانیدند و رویهای ایشان بسوی یکدیگر میبود یعنی رویهای کروبیان بجانب کرسی رحمت میبود *
{{verse|۳۷|۱۰|color=black}} و خوان را از چوب شطیم ساخت طولش دو ذراع و عرضش یک ذراع و بلندیش یک ذراع و نیم *
{{verse|۳۷|۱۱|color=black}} و آن را بطلای خالص پوشانید و تاجی زرین گرداگردش ساخت *
{{verse|۳۷|۱۲|color=black}} و حاشیهای بمقدار چهار انگشت گرداگردش ساخت و تاجی زرین گرداگرد حاشیه ساخت *
{{verse|۳۷|۱۳|color=black}} و چهار حلقهٔ زرین برایش ریخت و حلقهها را بر چهار گوشهای که بر چهار قایمهاش بود گذاشت *
{{verse|۳۷|۱۴|color=black}} و حلقهها مقابل حاشیه بود تا خانههای عصاها باشد برای برداشتن خوان *<noinclude></noinclude>
1hmd218jwv883uimkhvoza4cvonh6ae
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۳
104
87595
286238
2026-06-13T19:27:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳۷|۱۵|color=black}} و دو عصا را از چوب شطیم ساخته آنها را بطلا پوشانید برای برداشتن خوان * {{verse|۳۷|۱۶|color=black}} و ظروفی را که بر خوان میبوداز صحنها و کاسهها و پیالهها و جامهایش که بدانها هدایای ریختنی میریختند از طلای خالص ساخت * {{verse|۳۷|۱۷|color=black}} و چر...» ایجاد کرد
286238
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۷|۱۵|color=black}} و دو عصا را از چوب شطیم ساخته آنها را بطلا پوشانید برای برداشتن خوان *
{{verse|۳۷|۱۶|color=black}} و ظروفی را که بر خوان میبوداز صحنها و کاسهها و پیالهها و جامهایش که بدانها هدایای ریختنی میریختند از طلای خالص ساخت *
{{verse|۳۷|۱۷|color=black}} و چراغدان را از طلای خالص ساخت از چرخکاری چراغدان را ساخت و پایهاش و شاخههایش و پیالههایش و سیبهایش و گلهایش از همین بود *
{{verse|۳۷|۱۸|color=black}} و از دو طرفش شش شاخه بیرون آمد یعنی سه شاخهٔ چراغدان از یک طرف و سه شاخهٔ چراغدان از طرف دیگر *
{{verse|۳۷|۱۹|color=black}} و سه پیالهٔ بادامی با سیبی و گلی در یک شاخه و سه پیالهٔ بادامی و سیبی و گلی بر شاخهٔ دیگر و همچنین برای شش شاخهای که از چراغدان بیرون میآمد *
{{verse|۳۷|۲۰|color=black}} و بر چراغدان چهار پیالهٔ بادامی با سیبها و گلهای آن *
{{verse|۳۷|۲۱|color=black}} و سیبی زیر دو شاخهٔ آن و سیبی زیر دو شاخهٔ آن و سیبی زیر دو شاخهٔ آن برای شش شاخهای که از آن بیرون میآمد *
{{verse|۳۷|۲۲|color=black}} سیبهای آنها و شاخههای آنها از همین بود یعنی همهٔ از یک چرخکاری طلای خالص *
{{verse|۳۷|۲۳|color=black}} و هفت چراغش و گلگیرهایش و سینیهایش را از طلای خالص ساخت *
{{verse|۳۷|۲۴|color=black}} از یک وزنه طلای خالص آن را با همهٔ اسبابش ساخت *
{{verse|۳۷|۲۵|color=black}} و مذبح بخور را از چوب شطیم ساخت طولش یک ذراع و عرضش یک ذراع مربع و بلندیش دو ذراع و شاخهایش از همان بود *
{{verse|۳۷|۲۶|color=black}} و آن را بطلای خالص پوشانید یعنی سطحش و طرفهای گرداگردش و شاخهایش و تاجی گرداگردش از طلای خالص ساخت *
{{verse|۳۷|۲۷|color=black}} و دو حلقهٔ زرین برایش زیر تاج بر دو گوشهاش بر دوطرفش ساخت تا خانههای عصاها باشد برای برداشتنش بآنها *
{{verse|۳۷|۲۸|color=black}} و عصاها را از چوب شطیم ساخته آنها را بطلا پوشانید *
{{verse|۳۷|۲۹|color=black}} و روغن مسح مقدس و بخور معطر طاهر را از صنعت عطار ساخت *
{{وسط|{{روخط|باب سی و هشتم}}}}
{{فصل|۳۸}}
{{verse|۳۸|۱|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را از چوب شطیم ساخت طولش پنج ذراع و عرضش پنج ذراع مربع و بلندیش سه ذراع *
{{verse|۳۸|۲|color=black}} و شاخهایش را بر چهار گوشهاش ساخت شاخهایش از همان بود و آن را از برنج پوشانید *
{{verse|۳۸|۳|color=black}} و همهٔ اسباب مذبح را ساخت یعنی دیگها و خاکاندازها و کاسهها و چنگالها و مِجْمَرها و همهٔ ظروفش را از برنج ساخت *
{{verse|۳۸|۴|color=black}} و برای مذبح آتشدانی مشبک از برنج ساخت که زیر حاشیهاش بطرف پایین تا<noinclude></noinclude>
d52md7p1g8fih8ad65qjh728r6ec6dr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۴
104
87596
286239
2026-06-13T19:45:32Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نصفش برسد * {{verse|۳۸|۵|color=black}} و چهار حلقه برای چهار سر آتشدان برنجین ریخت تا خانههای عصاها باشد * {{verse|۳۸|۶|color=black}} و عصاها را از چوب شطیم ساخته آنها را ببرنج بپوشانید * {{verse|۳۸|۷|color=black}} و عصاها را در حلقهها بر دو طرف مذبح گذرانید برای برداشتنش بآنه...» ایجاد کرد
286239
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نصفش برسد *
{{verse|۳۸|۵|color=black}} و چهار حلقه برای چهار سر آتشدان برنجین ریخت تا خانههای عصاها باشد *
{{verse|۳۸|۶|color=black}} و عصاها را از چوب شطیم ساخته آنها را ببرنج بپوشانید *
{{verse|۳۸|۷|color=black}} و عصاها را در حلقهها بر دو طرف مذبح گذرانید برای برداشتنش بآنها و مذبح را از چوبها مجوف ساخت *
{{verse|۳۸|۸|color=black}} و حوض را از برنج ساخت و پایهاش را از برنج از آینههای زنانی که نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتماع برای خدمت جمع میشدند *
{{verse|۳۸|۹|color=black}} و صحن را ساخت که برای طرف جنوبی بسمت یمانی پردههای صحن از کتان نازک تابیده شده صد ذراعی بود *
{{verse|۳۸|۱۰|color=black}} ستونهای آنها بیست بود و پایههای آنها بیست بود از برنج و قلابهای آنها و پشتبندهای آنها از نقره *
{{verse|۳۸|۱۱|color=black}} و برای طرفشمالی صد ذراعی بود و ستونهای آنها بیست از برنج و قلابهای ستونها و پشتبندهای آنها از نقره بود *
{{verse|۳۸|۱۲|color=black}} و برای طرف غربی پردههای پنجاه ذراعی بود و ستونهای آنها ده و پایههای آنها ده و قلابها و پشت بندهای ستونها از نقره بود *
{{verse|۳۸|۱۳|color=black}} و برای طرف شرقی بسمت طلوع پنجاه ذراعی بود *
{{verse|۳۸|۱۴|color=black}} و پردههای یک طرف دروازه پانزده ذراعی بود ستونهای آنها سه و پایههای آنها سه *
{{verse|۳۸|۱۵|color=black}} و برای طرف دیگر دروازهٔ صحن از این طرف و از آن طرف پردهها پانزده ذراعی بود ستونهای آنها سه و پایههای آنها سه *
{{verse|۳۸|۱۶|color=black}} همهٔ پردههای صحن بهر طرف از کتان نازک تابیده شده بود *
{{verse|۳۸|۱۷|color=black}} و پایههای ستونها از برنج بود و قلابها و پشتبندهای ستونها از نقره و پوشش سرهای آنها از نقره و جمیع ستونهای صحن بپشتبندهای نقره پیوسته شده بود *
{{verse|۳۸|۱۸|color=black}} و پردهٔ دروازهٔ صحن از صنعت طراز از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده بود طولش بیست ذراع و بلندیش بعرض پنج ذراع موافق پردههای صحن *
{{verse|۳۸|۱۹|color=black}} و ستونهای آنها چهار و پایههای برنجین آنها چهار و قلابهای آنها از نقره و پوشش سرهای آنها و پشتبندهای آنها از نقره بود *
{{verse|۳۸|۲۰|color=black}} و همهٔ میخهای مسکن و صحن بهر طرف از برنج بود *
{{verse|۳۸|۲۱|color=black}} این است حساب مسکن یعنی مسکن شهادت چنانکه حسب فرمان موسی بخدمت لاویان بتوسط ایتاماربن هارون کاهن حساب آن گرفته شد *
{{verse|۳۸|۲۲|color=black}} و بصلئیل بن اوری بن حور از سبطیهودا آنچه را که {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود بساخت *
{{verse|۳۸|۲۳|color=black}} و با وی اُهُولِیاب بن اخیسامک از سبط دان بود نقاش و مخترع و طراز در لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک *
{{verse|۳۸|۲۴|color=black}} و تمام طلائی که در کار صرف شد یعنی در همهٔ کار قدس از طلای هدایا بیست و نه<noinclude></noinclude>
evylr13kh4xb8pr44u1hz1e4e468zd8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۵
104
87597
286240
2026-06-13T19:46:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «وزنه و هفتصد و سی مثقال موافق مثقال قدس بود * {{verse|۳۸|۲۵|color=black}} و نقرهٔ شمرده شدگان جماعت صد وزنه و هزار و هفتصد و هفتاد و پنج مثقال بود موافق مثقال قدس * {{verse|۳۸|۲۶|color=black}} یک درهم یعنی نیم مثقال موافق مثقال قدس برای هر نفری از آنانی که بسوی شمردهش...» ایجاد کرد
286240
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>وزنه و هفتصد و سی مثقال موافق مثقال قدس بود *
{{verse|۳۸|۲۵|color=black}} و نقرهٔ شمرده شدگان جماعت صد وزنه و هزار و هفتصد و هفتاد و پنج مثقال بود موافق مثقال قدس *
{{verse|۳۸|۲۶|color=black}} یک درهم یعنی نیم مثقال موافق مثقال قدس برای هر نفری از آنانی که بسوی شمردهشدگان گذشتند از بیست ساله و بالاتر که ششصد و سه هزار و پانصد و پنجاه نفر بودند *
{{verse|۳۸|۲۷|color=black}} و اما آن صد وزنهٔ نقره برای ریختن پایههای قدس و پایههای پرده بود صد پایه از صد وزنه یعنی یک وزنه برای یک پایه *
{{verse|۳۸|۲۸|color=black}} و از آن هزار و هفتصد و هفتاد و پنج مثقال قلابها برای ستونها ساخت و سرهای آنها را پوشانید و پشتبندها برای آنها ساخت *
{{verse|۳۸|۲۹|color=black}} و برنج هدایا هفتاد وزنه و دو هزار و چهارصد مثقال بود *
{{verse|۳۸|۳۰|color=black}} و از آن پایههای دروازهٔ خیمهٔ اجتماع و مذبح برنجین و شبکهٔ برنجین آن و همهٔ اسباب مذبح را ساخت *
{{verse|۳۸|۳۱|color=black}} و پایههای صحن را بهر طرف و پایههای دروازهٔ صحن و همهٔ میخهای مسکن و همهٔ میخهای گرداگرد صحن را *
{{وسط|{{روخط|باب سی و نهم}}}}
{{فصل|۳۹}}
{{verse|۳۹|۱|color=black}} و از لاجورد و ارغوان و قرمز رختهایبافته شده ساختند برای خدمت کردن در قدس و رختهای مقدس برای هارون ساختند چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر نموده بود *
{{verse|۳۹|۲|color=black}} و ایفود را از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده ساخت *
{{verse|۳۹|۳|color=black}} و تنگههای نازک از طلا ساختند و تارها کشیدند تا آنها را در میان لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک بصنعت نساج ماهر ببافند *
{{verse|۳۹|۴|color=black}} و کتفهای پیوسته شده برایش ساختند که بر دو کنار پیوسته شد *
{{verse|۳۹|۵|color=black}} و زنار بسته شدهای که بر آن بود از همان پارچه و از همان صنعت بود از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۳۹|۶|color=black}} و سنگهای جزع مرصع در دو طوق طلا و منقوش بنقش خاتم موافق نامهای بنی اسرائیل درست کردند *
{{verse|۳۹|۷|color=black}} آنها را بر کتفهای ایفود نصب کرد تا سنگهای یادگاری برای بنی اسرائیل باشد چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرمودهبود *
{{verse|۳۹|۸|color=black}} و سینهبند را موافق کار ایفود از صنعت نساج ماهر ساخت از طلا و لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازک تابیده شده *
{{verse|۳۹|۹|color=black}} و آن مربع بود و سینهبند را دولا ساختند طولش یک وجب و عرضش یک وجب دولا *
{{verse|۳۹|۱۰|color=black}} و در آن<noinclude></noinclude>
2q857zdwk7xrjyl1eqngue3aw0oujsv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۶
104
87598
286241
2026-06-13T19:46:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چهار رسته سنگ نصب کردند رستهای از عقیق سرخ و یاقوت زرد و زمرد این بود رستهٔ اول * {{verse|۳۹|۱۱|color=black}} و رستهٔ دوم از بهرمان و یاقوت کبود و عقیق سفید * {{verse|۳۹|۱۲|color=black}} و رستهٔ سوم از عین الهر و یشم و جمست * {{verse|۳۹|۱۳|color=black}} و رستهٔ چهارم از زبرجد و جز...» ایجاد کرد
286241
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چهار رسته سنگ نصب کردند رستهای از عقیق سرخ و یاقوت زرد و زمرد این بود رستهٔ اول *
{{verse|۳۹|۱۱|color=black}} و رستهٔ دوم از بهرمان و یاقوت کبود و عقیق سفید *
{{verse|۳۹|۱۲|color=black}} و رستهٔ سوم از عین الهر و یشم و جمست *
{{verse|۳۹|۱۳|color=black}} و رستهٔ چهارم از زبرجد و جزع و یشب در ترصیعهٔ خود که بدیوارهای طلا احاطه شده بود *
{{verse|۳۹|۱۴|color=black}} و سنگها موافق نامهای بنی اسرائیل دوازده بود مطابق اسامی ایشان مثل نقش خاتم هر یکی باسم خود برای دوازده سبط *
{{verse|۳۹|۱۵|color=black}} و بر سینهبند زنجیرهای تابیده شده مثل کار طنابها از طلای خالص ساختند *
{{verse|۳۹|۱۶|color=black}} و دو طوق زرین و دو حلقهٔ زرین ساختند و دو حلقه را بر دو سر سینهبندگذاشتند *
{{verse|۳۹|۱۷|color=black}} و آن دو زنجیر تابیده شدهٔ زرین را در دو حلقهای که بر سرهای سینهبند بود گذاشتند *
{{verse|۳۹|۱۸|color=black}} و دو سر دیگر آن دو زنجیر را بر دو طوق گذاشتند و آنها را بر دو کتف ایفود در پیش نصب کردند *
{{verse|۳۹|۱۹|color=black}} و دو حلقهٔ زرین ساختند آنها را بر دو سر سینهبند گذاشتند بر کناری که بر طرف اندرونی ایفود بود *
{{verse|۳۹|۲۰|color=black}} و دو حلقهٔ زرین دیگر ساختند و آنها را بر دو کتف ایفود بطرف پایین از جانب پیش مقابل پیوستگیش بالای زنار ایفود گذاشتند *
{{verse|۳۹|۲۱|color=black}} و سینهبند را بحلقههایش با حلقههای ایفود بنوار لاجوردی بستند تا بالای زنار ایفود باشد و سینهبند از ایفود جدا نشود چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۳۹|۲۲|color=black}} و ردای ایفود را از صنعت نساج تماماً لاجوردی ساخت *
{{verse|۳۹|۲۳|color=black}} و دهنهای در وسط ردا بود مثل دهنهٔ زره با حاشیهای گرداگرد دهنه تا دریده نشود *
{{verse|۳۹|۲۴|color=black}} و بر دامن ردا انارها از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان تابیده شده ساختند *
{{verse|۳۹|۲۵|color=black}} و زنگولهها از طلای خالص ساختند و زنگولهها را در میان انارها بر دامن ردا گذاشتند گرداگردش در میان انارها *
{{verse|۳۹|۲۶|color=black}} و زنگولهای و اناری و زنگولهای و اناری گرداگرد دامن ردا برای خدمت کردن چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۳۹|۲۷|color=black}} و پیراهنها را برای هارون و پسرانش از کتان نازک از صنعت نساج ساختند *
{{verse|۳۹|۲۸|color=black}} و عمامه را از کتان نازک و دستارهای زیبا را از کتان نازک و زیرجامههای کتانی را از کتان نازک تابیده شده *
{{verse|۳۹|۲۹|color=black}} و کمربند را از کتان نازک تابیده شده و لاجورد و ارغوان و قرمز از صنعت طراز چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۳۹|۳۰|color=black}} و تنگهٔ افسر مقدس را از طلای خالص ساختند و بر آن کتابتی مثل نقشخاتم مرقوم داشتند قدوسیت برای یهوه *<noinclude></noinclude>
tqfoxpe1kqdy5ypi5od0evku7168bjt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۷
104
87599
286242
2026-06-13T19:46:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳۹|۳۱|color=black}} و بر آن نواری لاجوردی بستند تا آن را بالای عمامه ببندنـد چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسـی امر فرموده بود * {{verse|۳۹|۳۲|color=black}} پس همهٔ کار مسکن خیمهٔ اجتماع تمام شد و بنی اسرائیل ساختند موافق آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود ع...» ایجاد کرد
286242
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۹|۳۱|color=black}} و بر آن نواری لاجوردی بستند تا آن را بالای عمامه ببندنـد چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسـی امر فرموده بود *
{{verse|۳۹|۳۲|color=black}} پس همهٔ کار مسکن خیمهٔ اجتماع تمام شد و بنی اسرائیل ساختند موافق آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود عمل نمودند *
{{verse|۳۹|۳۳|color=black}} و مسکن خیمه را نزد موسی آوردند با همهٔ اسبابش و تکمهها و تختهها و پشتبندها و ستونها و پایههایش *
{{verse|۳۹|۳۴|color=black}} و پوشش از پوست قوچ سرخشده و پوشش از پوست خز و حجاب ستر *
{{verse|۳۹|۳۵|color=black}} و تابوت شهادت و عصاهایش و کرسی رحمت *
{{verse|۳۹|۳۶|color=black}} و خوان و همهٔ اسبابش و نانِ تَقْدِمِه *
{{verse|۳۹|۳۷|color=black}} و چراغدان طاهر و چراغهایش چراغهای آراسته شده و همهٔ اسبابش و روغن برای روشنائی *
{{verse|۳۹|۳۸|color=black}} و مذبح زرین و روغن مسح و بخور معطر و پرده برای دروازهٔ خیمه *
{{verse|۳۹|۳۹|color=black}} و مذبح برنجین و شبکهٔ برنجین آن و عصاهایش و همهٔ اسبابش و حوض و پایهاش *
{{verse|۳۹|۴۰|color=black}} و پردههای صحن و ستونها و پایههایش و پردهٔ دروازهٔ صحن و طنابهایش و میخهایش و همهٔ اسباب خدمت مسکن برای خیمهٔ اجتماع *
{{verse|۳۹|۴۱|color=black}} و رختهای بافته شده برای خدمت قدس و رخت مقدس برای هارون کاهن و رختها برای پسرانش تا کهانت نمایند *
{{verse|۳۹|۴۲|color=black}} موافق آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود بنی اسرائیل همچنین تمام کار را ساختند *
{{verse|۳۹|۴۳|color=black}} و موسی تمام کارها را ملاحظه کرد و اینک موافق آنچه {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود ساخته بودند همچنین کرده بودند و موسی ایشان را برکت داد *
{{وسط|{{روخط|باب چهلم}}}}
{{فصل|۴۰}}
{{verse|۴۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۴۰|۲|color=black}} در غُرّهٔ ماه اول مسکن خیمهٔ اجتماع را برپا نما *
{{verse|۴۰|۳|color=black}} و تابوت شهادت را در آن بگذار و حجاب را پیش تابوت پهن کن *
{{verse|۴۰|۴|color=black}} و خوان را درآورده چیزهائی را که میباید بر آن ترتیب نما و چراغدان را درآور و چراغهایش را آراسته کن *
{{verse|۴۰|۵|color=black}} و مذبح زرین را برای بخور پیش تابوت شهادت بگذار و پردهٔ دروازه را بر مسکن بیاویز *
{{verse|۴۰|۶|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را پیش دروازهٔ مسکن خیمهٔ اجتماع بگذار *
{{verse|۴۰|۷|color=black}} و حوض را در میان خیمهٔ اجتماع و مذبح بگذار و آب در آن بریز *
{{verse|۴۰|۸|color=black}} و صحن را گرداگرد برپا کن و پردهٔ دروازهٔ صحن را بیاویز *
{{verse|۴۰|۹|color=black}} و روغن مسح را گرفته مسکن را با آنچه در آن است مسح کن و آن را با همهٔ اسبابش تقدیس<noinclude></noinclude>
ord3ihsk1exfa1te9yilditi40enc82
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۸
104
87600
286243
2026-06-13T19:47:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نما تا مقدس شود * {{verse|۴۰|۱۰|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را با همهٔ اسبابش مسح کرده مذبح را تقدیس نما و مذبح قدس اقداس خواهد بود * {{verse|۴۰|۱۱|color=black}} و حوض را با پایهاش مسح نموده تقدیس کن * {{verse|۴۰|۱۲|color=black}} و هارون و پسرانش را نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتم...» ایجاد کرد
286243
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نما تا مقدس شود *
{{verse|۴۰|۱۰|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را با همهٔ اسبابش مسح کرده مذبح را تقدیس نما و مذبح قدس اقداس خواهد بود *
{{verse|۴۰|۱۱|color=black}} و حوض را با پایهاش مسح نموده تقدیس کن *
{{verse|۴۰|۱۲|color=black}} و هارون و پسرانش را نزد دروازهٔ خیمهٔ اجتماع آورده ایشان را بآب غسل ده *
{{verse|۴۰|۱۳|color=black}} و هارون را برخت مقدس بپوشان و او را مسح کرده تقدیس نما تا برای من کهانت کند *
{{verse|۴۰|۱۴|color=black}} و پسرانش را نزدیک آورده ایشان را بپیراهنها بپوشان *
{{verse|۴۰|۱۵|color=black}} و ایشان را مسح کن چنانکه پدر ایشان را مسح کردی تا برای من کهانت نماید و مسح ایشان هر آینه برای کهانت ابدی در نسلهای ایشان خواهد بود *
{{verse|۴۰|۱۶|color=black}} پس موسی موافق آنچه {{روخط|خداوند}} او را امر فرموده بود کرد و همچنین بعمل آورد *
{{verse|۴۰|۱۷|color=black}} و واقع شد در غُرّهٔ ماه اول از سال دوم که مسکن برپا شد *
{{verse|۴۰|۱۸|color=black}} و موسی مسکن را برپا نمود وپایههایش را بنهاد و تختههایش را قایم کرد و پشت بندهایش را گذاشت و ستونهایش را برپا نمود *
{{verse|۴۰|۱۹|color=black}} و خیمه را بالای مسکن کشید و پوشش خیمه را بر زبر آن گسترانید چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر نموده بود *
{{verse|۴۰|۲۰|color=black}} و شهادت را گرفته آن را در تابوت نهاد و عصاها را بر تابوت گذارد و کرسی رحمت را بالای تابوت گذاشت *
{{verse|۴۰|۲۱|color=black}} و تابوت را بمسکن درآورد و حجاب ستر را آویخته آن را پیش تابوت شهادت کشید چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۴۰|۲۲|color=black}} و خوان را در خیمهٔ اجتماع بطرف شمالی مسکن بیرون حجاب نهاد *
{{verse|۴۰|۲۳|color=black}} و نان را بحضور {{روخط|خداوند}} بر آن ترتیب داد چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۴۰|۲۴|color=black}} و چراغدان را در خیمهٔ اجتماع مقابل خوان بطرف جنوبی مسکن نهاد *
{{verse|۴۰|۲۵|color=black}} و چراغها را بحضور {{روخط|خداوند}} گذاشت چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۴۰|۲۶|color=black}} و مذبح زرین را در خیمهٔ اجتماع پیش حجاب نهاد *
{{verse|۴۰|۲۷|color=black}} و بخور معطر بر آن سوزانید چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۴۰|۲۸|color=black}} و پردهٔ دروازهٔ مسکن را آویخت *
{{verse|۴۰|۲۹|color=black}} و مذبح قربانی سوختنی را پیش دروازهٔ مسکن خیمهٔ اجتماع وضع کرد و قربانی سوختنی و هدیه را بر آن گذرانید چنانکه{{روخط|خداوند}} بموسـی امر فرمـوده بود *
{{verse|۴۰|۳۰|color=black}} و حوض را در میان خیمهٔ اجتماع و مذبـح وضـع کرده آب برای شستن در آن بریخت *
{{verse|۴۰|۳۱|color=black}} و موسی و هارون و پسرانش دست و پای خود را در آن شستند *
{{verse|۴۰|۳۲|color=black}} وقتی که بخیمهٔ اجتماع داخل شدند و نزد مذبح آمدند شست و شو کردند چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۴۰|۳۳|color=black}} و صحن را گرداگرد مسکن و مذبح برپا<noinclude></noinclude>
r9aty7is7a9d0w4xb1y81fnrbb25ewy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۹
104
87601
286244
2026-06-13T19:48:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نمود و پردهٔ دروازهٔ صحن را آویخت پس موسی کار را بانجام رسانید * {{verse|۴۰|۳۴|color=black}} آنگاه ابر خیمهٔ اجتماع را پوشانید و جلال {{روخط|خداوند}} مسکن را پر ساخت * {{verse|۴۰|۳۵|color=black}} و موسی نتوانست بخیمهٔ اجتماع داخل شود زیراکه ابر بر آن ساکن بود و جلال {{...» ایجاد کرد
286244
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمود و پردهٔ دروازهٔ صحن را آویخت پس موسی کار را بانجام رسانید *
{{verse|۴۰|۳۴|color=black}} آنگاه ابر خیمهٔ اجتماع را پوشانید و جلال {{روخط|خداوند}} مسکن را پر ساخت *
{{verse|۴۰|۳۵|color=black}} و موسی نتوانست بخیمهٔ اجتماع داخل شود زیراکه ابر بر آن ساکن بود و جلال {{روخط|خداوند}} مسکن را پر ساخته بود *
{{verse|۴۰|۳۶|color=black}} و چون ابر از بالای مسکن برمیخاست بنی اسرائیل در همهٔ مراحل خود کوچ میکردند *
{{verse|۴۰|۳۷|color=black}} و هرگاه ابر برنمیخاست تا روز برخاستن آن نمیکوچیدند *
{{verse|۴۰|۳۸|color=black}} زیرا که در روز ابر {{روخط|خداوند}} بر مسکن و در شب آتش بر آن میبود در نظر تمامی خاندان اسرائیل در همهٔ منازل ایشان *<noinclude></noinclude>
njfl1v6xhp85m6v2iewnwqr1yaup96g
286246
286244
2026-06-13T19:55:48Z
Hanooz
17889
286246
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمود و پردهٔ دروازهٔ صحن را آویخت پس موسی کار را بانجام رسانید *
{{verse|۴۰|۳۴|color=black}} آنگاه ابر خیمهٔ اجتماع را پوشانید و جلال {{روخط|خداوند}} مسکن را پر ساخت *
{{verse|۴۰|۳۵|color=black}} و موسی نتوانست بخیمهٔ اجتماع داخل شود زیراکه ابر بر آن ساکن بود و جلال {{روخط|خداوند}} مسکن را پر ساخته بود *
{{verse|۴۰|۳۶|color=black}} و چون ابر از بالای مسکن برمیخاست بنی اسرائیل در همهٔ مراحل خود کوچ میکردند *
{{verse|۴۰|۳۷|color=black}} و هرگاه ابر برنمیخاست تا روز برخاستن آن نمیکوچیدند *
{{verse|۴۰|۳۸|color=black}} زیرا که در روز ابر {{روخط|خداوند}} بر مسکن و در شب آتش بر آن میبود در نظر تمامی خاندان اسرائیل در همهٔ منازل ایشان *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
9ko4kyoh6highnnvyf5ukzjkuze45xu
الگو:Double rule
10
87602
286245
2026-06-13T19:52:55Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{rule|{{{width1|{{{width|{{{1|}}}}}}}}}|height={{{height1|{{{2|{{{height|}}}}}}}}}|class={{{class1|{{{class|}}}}}}|color={{{color1|{{{color|}}}}}}|align={{{align1|{{{align|}}}}}}|margin_tb={{{margin_tb1|{{{margin_tb|}}}}}}|style={{{style1|{{{style|}}}}}}}}{{rule|{{{width2|{{{width|{{{1|}}}}}}}}}|height={{{height2|{{{3|{{{height|}}}}}}}}}|class={{{class2|{{{class|}}}}}}|color={{{color2|{{{color|}}}}}}|align={{{align2|{{{align|}}}}}}|ma...» ایجاد کرد
286245
wikitext
text/x-wiki
{{rule|{{{width1|{{{width|{{{1|}}}}}}}}}|height={{{height1|{{{2|{{{height|}}}}}}}}}|class={{{class1|{{{class|}}}}}}|color={{{color1|{{{color|}}}}}}|align={{{align1|{{{align|}}}}}}|margin_tb={{{margin_tb1|{{{margin_tb|}}}}}}|style={{{style1|{{{style|}}}}}}}}{{rule|{{{width2|{{{width|{{{1|}}}}}}}}}|height={{{height2|{{{3|{{{height|}}}}}}}}}|class={{{class2|{{{class|}}}}}}|color={{{color2|{{{color|}}}}}}|align={{{align2|{{{align|}}}}}}|margin_tb={{{margin_tb2|{{{margin_tb|}}}}}}|style={{{style2|{{{style|}}}}}}}}<noinclude>{{documentation}}</noinclude>
o2e4y37vld0oegwiuw6yvpg0zlq75io
کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر خروج
0
87603
286248
2026-06-13T19:58:21Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = سفر خروج | previous = [[../سفر پیدایش/]] | next = [[../سفر لاویان/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=91 to=159></pages>» ایجاد کرد
286248
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = سفر خروج
| previous = [[../سفر پیدایش/]]
| next = [[../سفر لاویان/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=91 to=159></pages>
q5f0rbvyzmqx0gej3xxzrkrfccpqo3v
سفر خروج
0
87604
286249
2026-06-13T19:59:58Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر خروج]]
286249
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر خروج]]
sq7j0wkkxq0ag68m5ygd553vz9q9hk6
خروج
0
87605
286250
2026-06-13T20:00:18Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر خروج]]
286250
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر خروج]]
sq7j0wkkxq0ag68m5ygd553vz9q9hk6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۰
104
87606
286251
2026-06-13T20:01:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خواند و او را از خیمهٔ اجتماع خطاب کرده گفت * {{verse|۱|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو هرگاه کسی از شما قربانی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند پس قربانی خود را از بهایم یعن...» ایجاد کرد
286251
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خواند و او را از خیمهٔ اجتماع خطاب کرده گفت *
{{verse|۱|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو هرگاه کسی از شما قربانی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند پس قربانی خود را از بهایم یعنی از گاو یا از گوسفند بگذرانید *
{{verse|۱|۳|color=black}} اگر قربانی او قربانی سوختنی از گاو باشد آن را نر بیعیب بگذارند و آن را نزد در خیمهٔ اجتماع بیاورد تا بحضور {{روخط|خداوند}} مقبول شود *
{{verse|۱|۴|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی سوختنی بگذارد و برایش مقبول خواهد شد تا بجهت او کفاره کند *
{{verse|۱|۵|color=black}} پس گاو را بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید و پسران هارون کَهَنه خون را نزدیک بیاورند و خون را بر اطراف مذبح که نزد در خیمهٔ اجتماع است بپاشند *
{{verse|۱|۶|color=black}} و پوست قربانی سوختنی را بکَنَد و آن را قطعهقطعه کند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و پسران هارونِ کاهن آتش بر مذبح بگذارند و هیزم بر آتش بچینند *
{{verse|۱|۸|color=black}} و پسران هارونِ کَهَنه قطعهها و سر و پیه را بر هیزمی که بر آتش روی مذبح است بچینند *
{{verse|۱|۹|color=black}} و احشایش و پاچههایش را بآب بشویند و کاهن همهٔ را بر مذبح بسوزاند برای قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} و اگر قربانی او از گله باشد خواه از گوسفند خواه از بز بجهت قربانی سوختنی آن را نر بیعیب بگذراند *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} و آن را بطرف شمالی مذبح بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید و پسران هارون کهنه خونش را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و آن را با سرش و پیهاش قطعهقطعه کند و کاهن آنها را بر هیزمی که بر آتش روی مذبح است بچیند *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و احشایش و پاچههایش را بآب بشوید و کاهن همهٔ را نزدیک بیاورد و بر مذبح بسوزاند که آن قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و اگر قربانی او بجهت {{روخط|خداوند}} قربانی سوختنی از مرغان باشد پس قربانی خود را از فاختهها یا از جوجههای کبوتر بگذراند *<noinclude></noinclude>
lhn74dlqn8sj0lcgsj9i6o9vtwlrwo4
286252
286251
2026-06-13T20:01:36Z
Hanooz
17889
اصلاح ارقام
286252
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط بزرگتر۱|سفر لاویان}}
{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خواند و او را از خیمهٔ اجتماع خطاب کرده گفت *
{{verse|۱|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو هرگاه کسی از شما قربانی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند پس قربانی خود را از بهایم یعنی از گاو یا از گوسفند بگذرانید *
{{verse|۱|۳|color=black}} اگر قربانی او قربانی سوختنی از گاو باشد آن را نر بیعیب بگذارند و آن را نزد در خیمهٔ اجتماع بیاورد تا بحضور {{روخط|خداوند}} مقبول شود *
{{verse|۱|۴|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی سوختنی بگذارد و برایش مقبول خواهد شد تا بجهت او کفاره کند *
{{verse|۱|۵|color=black}} پس گاو را بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید و پسران هارون کَهَنه خون را نزدیک بیاورند و خون را بر اطراف مذبح که نزد در خیمهٔ اجتماع است بپاشند *
{{verse|۱|۶|color=black}} و پوست قربانی سوختنی را بکَنَد و آن را قطعهقطعه کند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و پسران هارونِ کاهن آتش بر مذبح بگذارند و هیزم بر آتش بچینند *
{{verse|۱|۸|color=black}} و پسران هارونِ کَهَنه قطعهها و سر و پیه را بر هیزمی که بر آتش روی مذبح است بچینند *
{{verse|۱|۹|color=black}} و احشایش و پاچههایش را بآب بشویند و کاهن همهٔ را بر مذبح بسوزاند برای قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} و اگر قربانی او از گله باشد خواه از گوسفند خواه از بز بجهت قربانی سوختنی آن را نر بیعیب بگذراند *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} و آن را بطرف شمالی مذبح بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید و پسران هارون کهنه خونش را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و آن را با سرش و پیهاش قطعهقطعه کند و کاهن آنها را بر هیزمی که بر آتش روی مذبح است بچیند *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و احشایش و پاچههایش را بآب بشوید و کاهن همهٔ را نزدیک بیاورد و بر مذبح بسوزاند که آن قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و اگر قربانی او بجهت {{روخط|خداوند}} قربانی سوختنی از مرغان باشد پس قربانی خود را از فاختهها یا از جوجههای کبوتر بگذراند *<noinclude></noinclude>
8x8ynnsiirm6q0m1a7x12wfl553ez5y
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۱
104
87607
286253
2026-06-13T20:02:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱|۱۵|color=black}} و کاهن آن را نزد مذبح بیاورد و سرش را بپیچد و بر مذبح بسوزاند و خونش بر پهلوی مذبح افشرده شود * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و چینهدانش را با فضلات آن بیرون کرده آن را بر جانب شرقی مذبح در جای خاکستر بیندازد * {{verse|۱|۱۷|color=black}} و آن را از میان با...» ایجاد کرد
286253
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱|۱۵|color=black}} و کاهن آن را نزد مذبح بیاورد و سرش را بپیچد و بر مذبح بسوزاند و خونش بر پهلوی مذبح افشرده شود *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و چینهدانش را با فضلات آن بیرون کرده آن را بر جانب شرقی مذبح در جای خاکستر بیندازد *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} و آن را از میان بالهایش چاک کند و از هم جدا نکند و کاهن آن را بر مذبح بر هیزمی که بر آتش است بسوزاند که آن قربانی سوختنی و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و هرگاه کسی قربانی هدیهٔ آردی بجهت {{روخط|خداوند}} بگذراند پس قربانی او از آرد نرم باشد و روغن بر آن بریزد و کندر بر آن بنهد *
{{verse|۲|۲|color=black}} و آن را نزد پسران هارون کهنه بیاورد و یک مشت از آن بگیرد یعنی از آرد نرمش و روغنش با تمامی کندرش و کاهن آن را برای یادگاری بسوزاند تا هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۲|۳|color=black}} و بقیهٔ هدیهٔ آردی از آن هارون و پسرانش باشد این از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}}قدساقداس است *
{{verse|۲|۴|color=black}} و هرگاه قربانی هدیهٔ آردی پخته شدهای در تنور بگذرانی پس قرصهای فطیر از آرد نرم سرشته شده بروغن یا گِردههای فطیر مالیده شده بروغن باشد *
{{verse|۲|۵|color=black}} و اگر قربانی تو هدیهٔ آردی بر ساج باشد پس از آرد نرم فطیر سرشته شده بروغن باشد *
{{verse|۲|۶|color=black}} و آن را پارهپاره کرده روغن بر آن بریز این هدیهٔ آردی است *
{{verse|۲|۷|color=black}} و اگر قربانی تو هدیهٔ آردی تابه باشد از آرد نرم با روغن ساخته شود *
{{verse|۲|۸|color=black}} و هدیهٔ آردی را که از این چیزها ساخته شود نزد {{روخط|خداوند}} بیاور و آن را پیش کاهن بگذار و او آن را نزد مذبح خواهد آورد *
{{verse|۲|۹|color=black}} و کاهن از هدیهٔ آردی یادگاری آن را بردارد و بر مذبح بسوزاند این هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و بقیهٔ هدیهٔ آردی از آن هارون و پسرانش باشد این از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} قدساقداس است *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و هیچ هدیهٔ آردی که بجهت {{روخط|خداوند}} میگذرانید با خمیرمایه ساخته نشود زیرا که هیچ خمیرمایه و عسل را برای هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} نباید سوزانید *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} آنها را برای قربانی نوبرها بجهت {{روخط|خداوند}} بگذرانید لیکن برای عطر خوشبو بمذبح برنیارند *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} و هر قربانی هدیهٔ آردی خود را بنمک نمکین کن و نمک عهد خدای خود را از هدیهٔ آردی خود بازمدار با هر قربانی<noinclude></noinclude>
lj1fithi3v5glemepsc194kgm9rluta
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۲
104
87608
286254
2026-06-13T20:03:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود نمک بگذران * {{verse|۲|۱۴|color=black}} و اگر هدیهٔ آردی نوبرها بجهت {{روخط|خداوند}} بگذرانی پس خوشههای برشته شدهٔ بآتش یعنی بلغور حاصل نیکو بجهت هدیهٔ آردی نوبرهای خود بگذران * {{verse|۲|۱۵|color=black}} و روغن بر آن بریز و کندر بر آن بنه این هدیهٔ آردی است * {{verse|...» ایجاد کرد
286254
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود نمک بگذران *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} و اگر هدیهٔ آردی نوبرها بجهت {{روخط|خداوند}} بگذرانی پس خوشههای برشته شدهٔ بآتش یعنی بلغور حاصل نیکو بجهت هدیهٔ آردی نوبرهای خود بگذران *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} و روغن بر آن بریز و کندر بر آن بنه این هدیهٔ آردی است *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} و کاهن یادگاری آن را یعنی قدری از بلغور آن و از روغنش با تمامی کندرش بسوزاند این هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} و اگر قربانی او ذبیحهٔ سلامتی باشد اگر از رمه بگذراند خواه نر و خواه ماده باشد آن را بیعیب بحضور {{روخط|خداوند}} بگذراند *
{{verse|۳|۲|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی خویش بنهد و آن را نزد در خیمهٔ اجتماع ذبح نماید و پسران هارون کَهَنه خون را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۳|۳|color=black}} و از ذبیحهٔ سلامتی هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} بگذراند یعنی پیهی که احشا را میپوشاند و همهٔ پیه را که بر احشاست *
{{verse|۳|۴|color=black}} و دو گُرده و پیه که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند *
{{verse|۳|۵|color=black}} و پسران هارون آن را بر مذبح با قربانی سوختنی بر هیزمی که بر آتش است بسوزانند این هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۳|۶|color=black}} و اگر قربانی او برای ذبیحهٔ سلامتی بجهت {{روخط|خداوند}} از گله باشد آن را نر یا مادهٔ بیعیب بگذراند *
{{verse|۳|۷|color=black}} اگر برهای برای قربانی خود بگذراند آن را بحضور {{روخط|خداوند}} نزدیک بیاورد *
{{verse|۳|۸|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی خود بنهد و آن را نزد در خیمهٔ اجتماع ذبح نماید و پسران هارون خونش را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۳|۹|color=black}} و از ذبیحهٔ سلامتی هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} بگذراند یعنی پیهاش و تمامی دنبه را و آن را از نزد عصعص جدا کند و پیهی که احشا را میپوشاند و همهٔ پیه را که بر احشاست *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند این طعام هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} و اگر قربانی او بز باشد پس آن را بحضور {{روخط|خداوند}} نزدیک بیاورد *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} و دست خود را بر سرش بنهد و آن را پیش خیمهٔ اجتماع ذبح نماید و پسران هارون خونش را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} و قربانی خود یعنی هدیهٔ آتشین را بجهت {{روخط|خداوند}} از آن بگذراند پیهی که احشا را میپوشاند و تمامی پیهی که بر احشاست *<noinclude></noinclude>
n533iao14yypbrdvscuqsaizbwjp2nr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۳
104
87609
286255
2026-06-13T20:17:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳|۱۵|color=black}} و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند * {{verse|۳|۱۶|color=black}} و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند این طعام هدیهٔ آتشین برای عطر خوشبوست تمامی پیه از آن {{روخط|خداوند}} است * {{verse|۳|۱۷|color=black}...» ایجاد کرد
286255
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳|۱۵|color=black}} و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند این طعام هدیهٔ آتشین برای عطر خوشبوست تمامی پیه از آن {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} این قانون ابدی در همهٔ پشتهای شما در جمیع مسکنهای شما خواهد بود که هیچ خون و پیه را نخورید *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۴|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو اگر کسی سهواً گناه کند در هر کدام از نواهی {{روخط|خداوند}} که نباید کرد و بخلاف هریک از آنها عمل کند *
{{verse|۴|۳|color=black}} اگر کاهن که مسح شده است گناهی ورزد و قوم را مجرم سازد پس برای گناهی که کرده است گوسالهای بیعیب از رمه برای قربانی گناه نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند *
{{verse|۴|۴|color=black}} و گوساله را بدر خیمهٔ اجتماع بحضور {{روخط|خداوند}} بیاورد و دست خود را بر سر گوساله بنهد و گوساله را بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید *
{{verse|۴|۵|color=black}} و کاهن مسح شده از خون گوساله گرفته آن را بخیمهٔ اجتماع درآورد *
{{verse|۴|۶|color=black}} و کاهن انگشت خود را در خون فرو برد و بحضور {{روخط|خداوند}} پیش حجاب قدس قدری از خون را هفت مرتبه بپاشد *
{{verse|۴|۷|color=black}} و کاهن قدری از خون را بر شاخههای مذبح بخور معطر که در خیمهٔ اجتماع است بحضور {{روخط|خداوند}} بپاشد وهمهٔ خون گوساله را بر بنیان مذبح قربانی سوختنی که بدر خیمهٔ اجتماع است بریزد *
{{verse|۴|۸|color=black}} و تمامی پیه گوسالهٔ قربانی گناه یعنی پیهی که احشا را میپوشاند و همهٔ پیه را که بر احشاست از آن بردارد *
{{verse|۴|۹|color=black}} و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} چنانکه از گاو ذبیحهٔ سلامتی برداشته میشود و کاهن آنها را بر مذبح قربانی سوختنی بسوزاند *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} و پوست گوساله و تمامی گوشتش با سرش و پاچههایش و احشایش و سرگینش *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} یعنی تمامی گوساله را بیرون لشکرگاه در مکان پاک جائی که خاکستر را میریزند ببرد و آن را بر هیزم بآتش بسوزاند در جائی که خاکستر را میریزند سوخته شود *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} و هرگاه تمامی جماعت اسرائیل سهواً گناه کنند و آن امر از چشمان جماعت مخفی باشد و کاری را که نباید کرد از جمیع نواهی {{روخط|خداوند}} کرده مجرم شده باشند *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} چون گناهی که کردند معلوم شود آنگاه جماعت گوسالهای از رمه برای قربانی گناه<noinclude></noinclude>
nvwv7fxajkvxdm9wbfs1i6ndzl5rkkw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۴
104
87610
286256
2026-06-13T20:18:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بگذرانند و آن را پیش خیمهٔ اجتماع بیاورند * {{verse|۴|۱۵|color=black}} و مشایخ جماعت دستهای خود را بر سر گوساله بحضور {{روخط|خداوند}} بنهند و گوساله بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح شود * {{verse|۴|۱۶|color=black}} و کاهن مسح شده قدری از خون گوساله را بخیمهٔ اجتماع درآورد * {{ver...» ایجاد کرد
286256
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بگذرانند و آن را پیش خیمهٔ اجتماع بیاورند *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} و مشایخ جماعت دستهای خود را بر سر گوساله بحضور {{روخط|خداوند}} بنهند و گوساله بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح شود *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} و کاهن مسح شده قدری از خون گوساله را بخیمهٔ اجتماع درآورد *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} و کاهن انگشت خود را در خون فروبرد و آن را بحضور {{روخط|خداوند}} پیش حجاب هفت مرتبه بپاشد *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} و قدری از خون را بر شاخهای مذبح که بحضور {{روخط|خداوند}} در خیمهٔ اجتماع است بگذارد و همهٔ خون را بر بنیان مذبح قربانی سوختنی که نزد در خیمهٔ اجتماع است بریزد *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و همهٔ پیهٔ آن را از آن برداشته بر مذبح بسوزاند *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} و با گوساله عمل نماید چنانکه با گوسالهٔ قربانی گناه عمل کرد همچنان با این بکند و کاهن برای ایشان کفاره کند و آمرزیده خواهند شد *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و گوساله را بیرون لشکرگاه برده آن را بسوزاند چنانکه گوسالهٔ اول را سوزانید این قربانی گناه جماعت است *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} و هرگاه رئیس گناه کند و کاری را که نباید کرد از جمیع نواهی یهوه خدای خود سهواً بکند و مجرم شود *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} چون گناهی که کرده است بر او معلوم شود آنگاه بز نر بیعیب برای قربانی خود بیاورد *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} و دست خود را بر سر بز بنهد و آن را در جائی که قربانی سوختنی را ذبح کنند بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح نماید این قربانی گناه است *
{{verse|۴|۲۵|color=black}} و کاهن قدری از خون قربانی گناه را بانگشت خود گرفته بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و خونش را بر بنیان مذبح سوختنی بریزد *
{{verse|۴|۲۶|color=black}} و همهٔ پیه آن را مثل پیه ذبیحهٔ سلامتی بر مذبح بسوزاند و کاهن برای او گناهش را کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد *
{{verse|۴|۲۷|color=black}} و هرگاه کسی از اهل زمین سهواً گناه ورزد و کاری را که نباید کرد از همهٔ نواهی {{روخط|خداوند}} بکند و مجرم شود *
{{verse|۴|۲۸|color=black}} چون گناهی که کرده است بر او معلوم شود آنگاه برای قربانی خود بز مادهٔ بیعیب بجهت گناهی که کرده است بیاورد *
{{verse|۴|۲۹|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی گناه بنهد و قربانی گناه را در جای قربانی سوختنی ذبح نماید *
{{verse|۴|۳۰|color=black}} و کاهن قدری از خونش را بانگشت خود گرفته آن را بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و همهٔ خونش را بر بنیان مذبح بریزد *
{{verse|۴|۳۱|color=black}} و همهٔ پیه آن را جدا کند چنانکه پیه از ذبیحهٔ سلامتی جدا میشود و کاهن آن را بر مذبح بسوزاند برای عطرخوشبو بجهت {{روخط|خداوند}} و کاهن برای او کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد *
{{verse|۴|۳۲|color=black}} و اگر برای قربانی خود برهای بجهت قربانی گناه بیاورد آن را مادهٔ بیعیب بیاورد *
{{verse|۴|۳۳|color=black}} و دست خود را بر سر قربانی گناه بنهد و آن را<noinclude></noinclude>
imyp5aw6z2g6mknyene72kiad3doehk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۵
104
87611
286257
2026-06-13T20:19:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برای قربانی گناه در جائی که قربانی سوختنی ذبح میشود ذبح نماید * {{verse|۴|۳۴|color=black}} و کاهن قدری از خون قربانی گناه را بانگشت خود گرفته بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و همهٔ خونش را بر بنیان مذبح بریزد * {{verse|۴|۳۵|color=black}} و همهٔ پیه آن را جدا کند...» ایجاد کرد
286257
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برای قربانی گناه در جائی که قربانی سوختنی ذبح میشود ذبح نماید *
{{verse|۴|۳۴|color=black}} و کاهن قدری از خون قربانی گناه را بانگشت خود گرفته بر شاخهای مذبح قربانی سوختنی بگذارد و همهٔ خونش را بر بنیان مذبح بریزد *
{{verse|۴|۳۵|color=black}} و همهٔ پیه آن را جدا کند چنانکه پیه برهٔ ذبیحهٔ سلامتی جدا میشود و کاهن آن را بر مذبح بر هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} بسوزاند و کاهن برای او بجهت گناهی که کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و اگر کسی گناه ورزد و آواز قسم را بشنود و او شاهد باشد خواه دیده و خواه دانسته اگر اطلاع ندهد گناهْ او را متحمل خواهد بود *
{{verse|۵|۲|color=black}} یا کسی که هر چیز نجس را لمس کند خواه لاشِ وحشِ نجس خواه لاشِ بهیمهٔ نجس خواه لاشِ حشرات نجس و از او مخفی باشد پس نجس و مجرم میباشد *
{{verse|۵|۳|color=black}} یا اگر نجاست آدمی را لمس کند از هر نجاست او که بآن نجس میشود و از وی مخفی باشد چون معلوم شد آنگاه مجرم خواهد بود *
{{verse|۵|۴|color=black}} و اگر کسی غفلتاً بلبهای خود قسم خورَد برای کردن کار بد یا کار نیک یعنی در هر چیزی که آدمی غفلتاً قسم خورَد و از او مخفی باشد چون بر او معلوم شود آنگاه در هر کدام که باشد مجرم خواهد بود *
{{verse|۵|۵|color=black}} و چون در هر کدام از اینها مجرم شد آنگاه بآن چیزی که در آن گناه کرده است اعتراف بنماید *
{{verse|۵|۶|color=black}} و قربانی جرم خود را برای گناهی که کرده است نزد {{روخط|خداوند}} بیاورد یعنی مادهای از گله برهای یا بزی بجهت قربانی گناه و کاهن برای وی گناهش را کفاره خواهد کرد *
{{verse|۵|۷|color=black}} و اگر دست او بقیمت بره نرسد پس قربانی جرم خود را برای گناهی که کرده است دو فاخته یا دو جوجهٔ کبوتر نزد {{روخط|خداوند}} بیاورد یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی *
{{verse|۵|۸|color=black}} و آنها را نزد کاهن بیاورد و او آن را که برای قربانی گناه است اول بگذراند و سرش را از گردنش بکند و آن را دو پاره نکند *
{{verse|۵|۹|color=black}} و قدری از خون قربانی گناه را بر پهلوی مذبح بپاشد و باقی خون بر بنیان مذبح افشرده شود این قربانی گناه است *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} و دیگری را برای قربانی سوختنی موافق قانون بگذراند و کاهن برای وی گناهش را که کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهدشد *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} و اگر دستش بدو فاخته یا دو جوجهٔ کبوتر نرسد آنگاه قربانی خود را برای گناهی که کرده است ده یک ایفهٔ<noinclude></noinclude>
nnrpu0wg2nr0dx9ooumolxfhyux632f
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۶
104
87612
286258
2026-06-13T20:19:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آرد نرم بجهت قربانی گناه بیاورد و روغن برآن ننهد و کندر برآن نگذارد زیرا قربانی گناه است * {{verse|۵|۱۲|color=black}} و آن را نزد کاهن بیاورد و کاهن یک مشت از آن را برای یادگاری گرفته بر هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} بر مذبح بسوزاند این قربانی گناه است * {{verse|...» ایجاد کرد
286258
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آرد نرم بجهت قربانی گناه بیاورد و روغن برآن ننهد و کندر برآن نگذارد زیرا قربانی گناه است *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} و آن را نزد کاهن بیاورد و کاهن یک مشت از آن را برای یادگاری گرفته بر هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} بر مذبح بسوزاند این قربانی گناه است *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} و کاهن برای وی گناهش را که در هرکدام از اینها کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد و مثل هدیهٔ آردی از آن کاهن خواهد بود *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} اگر کسی خیانت ورزد و دربارهٔ چیزهایمقدس {{روخط|خداوند}} سهواً گناه کند آنگاه قربانی جرم خود را قوچی بیعیب از گله نزد {{روخط|خداوند}} موافقِ برآوُرد و بمثقالهای نقره مطابق مثقال قدس بیاوَرَد و این قربانی جرم است *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} و بعوض نقصانی که در چیز مقدس رسانیده است عوض بدهد و پنـج یک بر آن اضافـه کـرده آن را بکاهـن بدهد و کاهن برای وی بقوچ قربانی جرم کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} و اگر کسی گناه کند و کاری از جمیع نواهی {{روخط|خداوند}} که نباید کرد بکند و آن را نداند پس مجرم است و متحمل گناه خود خواهد بود *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} و قوچی بیعیب از گله موافقِ برآوُرد و نزد کاهن بیاورد و کاهن برای وی غفلت او را که کرده است کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} این قربانی جرم است البته نزد {{روخط|خداوند}} مجرم میباشد *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۶|۲|color=black}} اگر کسی گناه کند و خیانت ب{{روخط|خداوند}} ورزد و بهمسایه خود دروغ گوید دربارهٔ امانت یا رهن یا چیز دزدیده شده یا مال همسایه خود را غصب نماید *
{{verse|۶|۳|color=black}} یا چیز گمشده را یافته درباره آن دروغ گوید و قسم دروغ بخورد در هر کدام از کارهائی که شخصی در آنها گناه کند *
{{verse|۶|۴|color=black}} پس چون گناه ورزیده مجرم شود آنچه را که دزدیده یا آنچه را غصب نموده یا آنچه نزد او بامانت سپرده شده یا آن چیز گم شده را که یافته است رد بنماید *
{{verse|۶|۵|color=black}} یا هر آنچه را که درباره آن قسم دروغ خورده هم اصل مال را رد بنماید و هم پنج یک آن را برآن اضافه کرده آن را بمالکش بدهد در روزی که جرم او ثابت شدهباشد *
{{verse|۶|۶|color=black}} و قربانی جرم خود را نزد {{روخط|خداوند}} بیاورد یعنی قوچ بیعیب از گله موافق برآورد تو برای قربانی جرم نزد<noinclude></noinclude>
fv8iplqkzpw42j30gg6q16aaqx88na6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۷
104
87613
286259
2026-06-13T20:20:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کاهن * {{verse|۶|۷|color=black}} و کاهن برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد از هر کاری که کرده و در آن مجرم شده است * {{verse|۶|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۶|۹|color=black}} هارون و پسرانش را امر فرموده بگو این است قا...» ایجاد کرد
286259
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کاهن *
{{verse|۶|۷|color=black}} و کاهن برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره خواهد کرد و آمرزیده خواهد شد از هر کاری که کرده و در آن مجرم شده است *
{{verse|۶|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۶|۹|color=black}} هارون و پسرانش را امر فرموده بگو این است قانون قربانی سوختنی که قربانی سوختنی تمامی شب تا صبح بر آتشدان مذبح باشد و آتش مذبح بر آن افروخته بماند *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} و کاهن لباس کتان خود را بپوشد و زیرجامه کتان بر بدن خود بپوشد و خاکستر قربانی سوختنی را که بر مذبح بآتش سوخته شده بردارد و آن را بیک طرف مذبح بگذارد *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} و لباس خود را بیرون کرده لباس دیگر بپوشد و خاکستر را بیرون لشکرگاه بجای پاک ببرد *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} و آتشی که بر مذبح است افروخته باشد و خاموش نشود و هر بامداد کاهن هیزم بر آن بسوزاند و قربانی سوختنی را بر آن مرتب سازد و پیه ذبیحه سلامتی را بر آن بسوزاند *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} و آتش بر مذبح پیوسته افروخته باشد و خاموش نشود *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} و این است قانون هدیه آردی پسران هارون آن را بحضور {{روخط|خداوند}} بر مذبح بگذرانند *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} و از آن یک مشت از آرد نرم هدیهٔ آردی و از روغنش با تمامی کندر که بر هدیهٔ آردی است بردارد و بر مذبح بسوزاند برای عطر خوشبو و یادگاری آن نزد {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} و باقی آن را هارون وپسرانش بخورند بیخمیرمایه در مکان قدس خورده شود در صحن خیمه اجتماع آن را بخورند *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} با خمیرمایه پخته نشود آن را از هدایای آتشین برای قسمت ایشان دادهام این قدساقداس است مثل قربانی گناه و مثل قربانی جرم *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} جمیع ذکوران از پسران هارون آن را بخورند این فریضهٔ ابدی در نسلهای شما از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} است هر که آنها را لمس کند مقدس خواهد بود *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} این است قربانی هارون و پسرانش که در روز مسح کردن او نزد {{روخط|خداوند}} بگذرانند ده یک ایفهٔ آرد نرم برای هدیهٔ آردی دائمی نصفش در صبح و نصفش در شام *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} و بر ساج با روغن ساخته شود و چون آمیخته شد آن را بیاور و آن را بپارههای برشته شده برای هدیه آردی بجهت عطر خوشبو نزد {{روخط|خداوند}} بگذران *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} و کاهن مسح شده که از پسرانش در جای او خواهد بود آن را بگذراند این است فریضه ابدی که تمامش نزد {{روخط|خداوند}} سوخته شود *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} و هر هدیه آردی کاهن تماماً سوخته شود و خورده نشود *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} هارون و پسرانش را خطاب کرده بگو این است قانون<noinclude></noinclude>
kjgqkglfnn9f1oxp9uk1blr23osf1xm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۸
104
87614
286260
2026-06-13T20:20:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «قربانی گناه در جائی که قربانی سوختنی ذبح میشود قربانی گناه نیز بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح شود این قدساقداس است * {{verse|۶|۲۶|color=black}} و کاهنی که آن را برای گناه میگذراند آن را بخورد در مکان مقدّس در صحن خیمه اجتماع خورده شود * {{verse|۶|۲۷|color=black}} هر که گوش...» ایجاد کرد
286260
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>قربانی گناه در جائی که قربانی سوختنی ذبح میشود قربانی گناه نیز بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح شود این قدساقداس است *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} و کاهنی که آن را برای گناه میگذراند آن را بخورد در مکان مقدّس در صحن خیمه اجتماع خورده شود *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} هر که گوشتش را لمس کند مقدّس شود و اگر خونش بر جامهای پاشیده شود آنچه را کهبر آن پاشیده شده است در مکان مقدّس بشوی *
{{verse|۶|۲۸|color=black}} و ظرف سفالین که در آن پخته شود شکسته شود و اگر در ظرف مسین پخته شود زدوده و بآب شسته شود *
{{verse|۶|۲۹|color=black}} و هر ذکوری از کاهنان آن را بخورد این قدساقداس است *
{{verse|۶|۳۰|color=black}} و هیچ قربانی گناه که از خون آن بخیمه اجتماع درآورده شود تا در قدس کفاره نماید خورده نشود بآتش سوخته شود *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} و این است قانون قربانی جرم اینقدساقداس است *
{{verse|۷|۲|color=black}} در جائی که قربانی سوختنی را ذبح کنند قربانی جرم را نیز ذبح بکنند و خونش را باطراف مذبح بپاشند *
{{verse|۷|۳|color=black}} و از آن همهٔ پیهاش را بگذراند دنبه و پیه که احشا را میپوشاند *
{{verse|۷|۴|color=black}} و دو گُرده و پیهی که بر آنهاست که بر دو تهیگاه است و سفیدی را که بر جگر است با گُردهها جدا کند *
{{verse|۷|۵|color=black}} و کاهن آنها را برای هدیهٔ آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} بسوزاند این قربانی جرم است *
{{verse|۷|۶|color=black}} و هر ذکوری از کاهنان آن را بخورد در مکان مقدّس خورده شود این قدساقداس است *
{{verse|۷|۷|color=black}} قربانی جرم مانند قربانی گناه است آنها را یک قانون است کاهنی که بآن کفاره کند از آن او خواهد بود *
{{verse|۷|۸|color=black}} و کاهنی که قربانی سوختنی کسی را گذراند آن کاهن پوست قربانی سوختنی را که گذرانیـد برای خـود نگاه دارد *
{{verse|۷|۹|color=black}} و هر هدیـهٔ آردی که در تنـور پخته شـود و هـر چه بـر تابـه یـا سـاج ساخته شـود از آن کاهـن که آن را گذرانیـد خواهـد بـود *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} و هر هدیـهٔ آردی خواه بروغـن سرشتـه شده خواه خشک از آن همـهٔ پسـران هـارون بیتفـاوت یکدیگـر خواهـد بـود *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} و این است قانون ذبیحه سلامتی که کسی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} اگر آن را برای تشکر بگذراند پس با ذبیحه تشکر قرصهای فطیر سرشته شده بروغن و نازکهای فطیر مالیده شده بروغن و از آرد نرم آمیخته شده قرصهای سرشته شدهٔ بروغن را بگذراند *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} با قرصهای نان خمیر مایهدار قربانی خود را همراه ذبیحه تشکر سلامتی خود بگذراند *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} و از آن<noinclude></noinclude>
lmd0oa5u8fufrm3qktmbgv6fpfr7ijg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶۹
104
87615
286261
2026-06-13T20:21:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از هر قربانی یکی را برای هدیه افراشتنی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند و از آنِ آن کاهن که خون ذبیحه سلامتی را میپاشد خواهد بود * {{verse|۷|۱۵|color=black}} و گوشت ذبیحه تشکر سلامتی او در روز قربانی وی خورده شود چیزی از آن را تا صبح نگذارد * {{verse|۷|۱۶|color=black}} و اگر...» ایجاد کرد
286261
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از هر قربانی یکی را برای هدیه افراشتنی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند و از آنِ آن کاهن که خون ذبیحه سلامتی را میپاشد خواهد بود *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} و گوشت ذبیحه تشکر سلامتی او در روز قربانی وی خورده شود چیزی از آن را تا صبح نگذارد *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} و اگر ذبیحه قربانی او نذری یا تبرعی باشد در روزی که ذبیحه خود را میگذراند خورده شود و باقی آن در فردای آن روز خورده شود *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} و باقی گوشت ذبیحه در روز سوم بآتش سوخته شود *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و اگر چیزی از گوشت ذبیحه سلامتی او در روز سوم خورده شود مقبول نخواهد شد و برای کسی که آن را گذرانید محسوب نخواهد شد نجس خواهد بود و کسی که آن را بخورد گناه خود را متحمل خواهد شد *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} و گوشتی که بهر چیز نجس برخورد خورده نشود بآتش سوخته شود و هر که طاهر باشد از آن گوشت بخورد *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} لیکن کسی که از گوشت ذبیحه سلامتی که برای {{روخط|خداوند}} است بخورد و نجاست او بر او باشد آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} و کسی که هر چیز نجس را خواه نجاست آدمی خواه بهیمهٔ نجس خواه هر چیز مکروه نجس را لمس کند و از گوشت ذبیحه سلامتی که برای {{روخط|خداوند}} است بخورد آن کس از قوم خود منقطعخواهد شد *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو هیچ پیه گاو و گوسفند و بز را مخورید *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} اما پیه مردار و پیه حیوان دریده شده برای هر کار استعمال میشود لیکن هرگز خورده نشود *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} زیرا هر که پیه جانوری که از آن هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} میگذرانند بخورد آن کس که خورد از قوم خود منقطع شود *
{{verse|۷|۲۶|color=black}} و هیچ خون را خواه از مرغ خواه از بهایم در همهٔ مسکنهای خود مخورید *
{{verse|۷|۲۷|color=black}} هر کسی که از هر قسم خون بخورد آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۷|۲۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۷|۲۹|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو هر که ذبیحه سلامتی خود را برای {{روخط|خداوند}} بگذراند قربانی خود را از ذبیحه سلامتی خود نزد {{روخط|خداوند}} بیاورد *
{{verse|۷|۳۰|color=black}} به دستهای خود هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} را بیاورد پیه را با سینه بیاورد تا سینه بجهت هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} جنبانیده شود *
{{verse|۷|۳۱|color=black}} و کاهن پیه را بر مذبح بسوزاند و سینه از آن هارون و پسرانش خواهد بود *
{{verse|۷|۳۲|color=black}} و ران راست<noinclude></noinclude>
of27ihrxg7epmcvatp01cnyuodf8lxw
286263
286261
2026-06-13T20:31:40Z
Hanooz
17889
286263
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از هر قربانی یکی را برای هدیه افراشتنی نزد {{روخط|خداوند}} بگذراند و از آنِ آن کاهن که خون ذبیحه سلامتی را میپاشد خواهد بود *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} و گوشت ذبیحه تشکر سلامتی او در روز قربانی وی خورده شود چیزی از آن را تا صبح نگذارد *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} و اگر ذبیحه قربانی او نذری یا تبرعی باشد در روزی که ذبیحه خود را میگذراند خورده شود و باقی آن در فردای آن روز خورده شود *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} و باقی گوشت ذبیحه در روز سوم بآتش سوخته شود *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و اگر چیزی از گوشت ذبیحه سلامتی او در روز سوم خورده شود مقبول نخواهد شد و برای کسی که آن را گذرانید محسوب نخواهد شد نجس خواهد بود و کسی که آن را بخورد گناه خود را متحمل خواهد شد *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} و گوشتی که بهر چیز نجس برخورد خورده نشود بآتش سوخته شود و هر که طاهر باشد از آن گوشت بخورد *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} لیکن کسی که از گوشت ذبیحه سلامتی که برای {{روخط|خداوند}} است بخورد و نجاست او بر او باشد آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} و کسی که هر چیز نجس را خواه نجاست آدمی خواه بهیمهٔ نجس خواه هر چیز مکروه نجس را لمس کند و از گوشت ذبیحه سلامتی که برای {{روخط|خداوند}} است بخورد آن کس از قوم خود منقطعخواهد شد *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو هیچ پیه گاو و گوسفند و بز را مخورید *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} اما پیه مردار و پیه حیوان دریده شده برای هر کار استعمال میشود لیکن هرگز خورده نشود *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} زیرا هر که پیه جانوری که از آن هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} میگذرانند بخورد آن کس که خورد از قوم خود منقطع شود *
{{verse|۷|۲۶|color=black}} و هیچ خون را خواه از مرغ خواه از بهایم در همهٔ مسکنهای خود مخورید *
{{verse|۷|۲۷|color=black}} هر کسی که از هر قسم خون بخورد آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۷|۲۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۷|۲۹|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو هر که ذبیحه سلامتی خود را برای {{روخط|خداوند}} بگذراند قربانی خود را از ذبیحه سلامتی خود نزد {{روخط|خداوند}} بیاورد *
{{verse|۷|۳۰|color=black}} به دستهای خود هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} را بیاورد پیه را با سینه بیاورد تا سینه بجهت هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} جنبانیده شود *
{{verse|۷|۳۱|color=black}} و کاهن پیه را بر مذبح بسوزاند و سینه از آن هارون و پسرانش خواهد بود *
{{verse|۷|۳۲|color=black}} و ران راست را برای هدیه افراشتنی از ذبایح سلامتی خود بکاهن بدهید *
{{verse|۷|۳۳|color=black}} آن کس از پسران هارون که خون ذبیحه سلامتی وپیه را گذرانید ران راست<noinclude></noinclude>
8t9ho1435ptwgtpb3pc9t59ec3nxs9t
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۰
104
87616
286262
2026-06-13T20:31:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «حِصِّهٔ وی خواهد بود * {{verse|۷|۳۴|color=black}} زیرا سینهٔ جنبانیدنی و ران افراشتنی را از بنی اسرائیل ازذبایح سلامتی ایشان گرفتم و آنها را بهارون کاهن و پسرانش بفریضهٔ ابدی از جانب بنی اسرائیل دادم * {{verse|۷|۳۵|color=black}} این است حصهٔ مسح هارون و حصّهٔ مسح پ...» ایجاد کرد
286262
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>حِصِّهٔ وی خواهد بود *
{{verse|۷|۳۴|color=black}} زیرا سینهٔ جنبانیدنی و ران افراشتنی را از بنی اسرائیل ازذبایح سلامتی ایشان گرفتم و آنها را بهارون کاهن و پسرانش بفریضهٔ ابدی از جانب بنی اسرائیل دادم *
{{verse|۷|۳۵|color=black}} این است حصهٔ مسح هارون و حصّهٔ مسح پسرانش از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} در روزی که ایشان را نزدیک آورد تا برای {{روخط|خداوند}} کهانت کنند *
{{verse|۷|۳۶|color=black}} که {{روخط|خداوند}} امر فرمود که بایشان داده شود در روزی که ایشان را از میان بنی اسرائیل مسح کرد این فریضهٔ ابدی در نسلهای ایشان است *
{{verse|۷|۳۷|color=black}} این است قانون قربانی سوختنی و هدیه آردی و قربانی گناه و قربانی جرم و قربانی تقدیس و ذبیحه سلامتی *
{{verse|۷|۳۸|color=black}} که {{روخط|خداوند}} بموسی در کوه سینا امر فرموده بود در روزی که بنی اسرائیل را مأمور فرمود تا قربانیهای خود را نزد {{روخط|خداوند}} بگذرانند در صحرای سینا *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۸|۲|color=black}} هارون و پسرانش را با او و رختها و روغن مسح و گوسالهٔ قربانی گناه و دو قوچ وسبد نان فطیر را بگیر *
{{verse|۸|۳|color=black}} و تمامی جماعت را بدر خیمه اجتماع جمع کن *
{{verse|۸|۴|color=black}} پس موسی چنانکه {{روخط|خداوند}} بوی امر فرموده بود بعمل آورد و جماعت بدر خیمه اجتماع جمع شدند *
{{verse|۸|۵|color=black}} و موسی بجماعت گفت این است آنچه {{روخط|خداوند}} فرموده است که کرده شود *
{{verse|۸|۶|color=black}} پس موسی هارون و پسرانش را نزدیک آورد و ایشان را بآب غسل داد *
{{verse|۸|۷|color=black}} و پیراهن را بر او پوشانید و کمربند را بر او بست و او را بردا ملبس ساخت و ایفود را بر او گذاشت و زنّار ایفود را بر او بسته آن را بروی استوار ساخت *
{{verse|۸|۸|color=black}} و سینهبند را بر او گذاشت و اوریم و تُمّیم را در سینهبند گذارد *
{{verse|۸|۹|color=black}} و عمامه را بر سرش نهاد و بر عمامه در پیش آن تَنْکه زرین یعنی افسر مقدس را نهاد چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} و موسی روغن مسح را گرفته مسکن و آنچه را که در آن بود مسح کرده آنها را تقدیس نمود *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} و قدری از آن را بر مذبح هفت مرتبه پاشید و مذبح و همهٔ اسبابش و حوض و پایهاش را مسح کرد تا آنها را تقدیس نماید *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} و قدری از روغن مسح را بر سر هارون ریخته او را مسح کرد تا او را تقدیس نماید *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و موسی پسران هارون را نزدیک آورده بر ایشان پیراهنها را پوشانید و کمربندها را بر ایشان بست و کلاهها را بر ایشان نهاد چنانکه {{روخط|خداوند}}<noinclude></noinclude>
ov32mofzepuv6nm4wlsbbdfp6gpgsfu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۱
104
87617
286264
2026-06-13T20:32:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «موسی را امر فرموده بود * {{verse|۸|۱۴|color=black}} پس گوساله قربانی گناه را آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر گوسالهٔ قربانی گناه نهادند * {{verse|۸|۱۵|color=black}} و آن را ذبح کرد و موسی خون را گرفته بر شاخهای مذبح بهر طرف بانگشت خود مالید و مذبح را طاهر سا...» ایجاد کرد
286264
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} پس گوساله قربانی گناه را آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر گوسالهٔ قربانی گناه نهادند *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} و آن را ذبح کرد و موسی خون را گرفته بر شاخهای مذبح بهر طرف بانگشت خود مالید و مذبح را طاهر ساخت و خون را بر بنیان مذبح ریخته آن را تقدیس نمود تا برایش کفاره نماید *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} و همهٔ پیه را که بر احشا بود و سفیدی جگر و دو گُرده و پیه آنها را گرفت و موسی آنها را بر مذبح سوزانید *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} و گوساله و پوستش و گوشتش و سرگینش را بیرون از لشکرگاه بآتش سوزانید چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} پس قوچ قربانی سوختنی را نزدیک آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ نهادند *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} و آن را ذبح کرد و موسی خون را باطراف مذبح پاشید *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} و قوچ را قطعه قطعه کرد و موسی سر و قطعهها وچربی را سوزانید *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} و احشا و پاچهها را بآب شست و موسی تمامی قوچ را بر مذبح سوزانید این قربانی سوختنی بجهت عطر خوشبو و هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بود چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} پس قوچ دیگر یعنی قوچ تخصیص را نزدیک آورد و هارون و پسرانش دستهای خود را بر سر قوچ نهادند *
{{verse|۸|۲۳|color=black}} و آن را ذبح کرد و موسی قدری از خونش را گرفته بر نرمه گوش راست هارون و بر شست دست راست او و بر شست پای راست او مالید *
{{verse|۸|۲۴|color=black}} و پسران هارون را نزدیک آورد و موسی قدری از خون را بر نرمه گوش راست ایشان و بر شست دست راست ایشان و بر شست پای راست ایشان مالید و موسی خون را باطراف مذبح پاشید *
{{verse|۸|۲۵|color=black}} و پیه و دنبه و همهٔ پیه را که بر احشاست و سفیدی جگر و دو گُرده و پیه آنها و ران راست را گرفت *
{{verse|۸|۲۶|color=black}} و از سبد نان فطیر که بحضور {{روخط|خداوند}} بود یک قرص فطیر و یک قرص نان روغنی و یک نازک گرفت و آنها را بر پیه و بر ران راست نهاد *
{{verse|۸|۲۷|color=black}} و همهٔ را بر دست هارون و بر دستهای پسرانش نهاد و آنها را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنبانید *
{{verse|۸|۲۸|color=black}} و موسی آنها را از دستهای ایشان گرفته بر مذبح بالای قربانی سوختنی سوزانید این هدیهٔ تخصیص برای عطر خوشبو و قربانی آتشین بجهت {{روخط|خداوند}} بود *
{{verse|۸|۲۹|color=black}} و موسی سینه را گرفته آن را بحضور {{روخط|خداوند}} برای هدیه جنبانیدنی جنبانید و از قوچ تخصیص این حصهٔ موسی بود چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۸|۳۰|color=black}} و موسی قدری از روغن مسح و از<noinclude></noinclude>
jibdbfbxd7wr569tbvk01gl4nvt7ews
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۲
104
87618
286265
2026-06-13T20:32:51Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خونی که بر مذبح بود گرفته آن را بر هارون و رختهایش و بر پسرانش و رختهای پسرانش با وی پاشید وهارون و رختهایش و پسرانش و رختهای پسرانش را با وی تقدیس نمود * {{verse|۸|۳۱|color=black}} و موسی هارون و پسرانش را گفت گوشت را نزد در خیمهٔ اجتماع بپزید و آن را با نا...» ایجاد کرد
286265
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خونی که بر مذبح بود گرفته آن را بر هارون و رختهایش و بر پسرانش و رختهای پسرانش با وی پاشید وهارون و رختهایش و پسرانش و رختهای پسرانش را با وی تقدیس نمود *
{{verse|۸|۳۱|color=black}} و موسی هارون و پسرانش را گفت گوشت را نزد در خیمهٔ اجتماع بپزید و آن را با نانی که در سبد تخصیص است در آنجا بخورید چنانکه امر فرموده گفتم که هارون و پسرانش آن را بخورند *
{{verse|۸|۳۲|color=black}} و باقی گوشت و نان را بآتش بسوزانید *
{{verse|۸|۳۳|color=black}} و از در خیمه اجتماع هفت روز بیرون مروید تا روزی که ایام تخصیص شما تمام شود زیرا که در هفت روز شما را تخصیص خواهد کرد *
{{verse|۸|۳۴|color=black}} چنانکه امروز کرده شده است همچنان {{روخط|خداوند}} امر فرمود که بشود تا برای شما کفاره گردد *
{{verse|۸|۳۵|color=black}} پس هفت روز نزد در خیمه اجتماع روز و شب بمانید و امر {{روخط|خداوند}} را نگاه دارید مبادا بمیرید زیرا همچنین مأمور شدهام *
{{verse|۸|۳۶|color=black}} و هارون و پسرانش همهٔ کارهائی را که {{روخط|خداوند}} بدست موسی امر فرموده بود بجا آوردند *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و واقع شد که در روز هشتم موسی هارون و پسرانش و مشایخ اسرائیل را خواند *
{{verse|۹|۲|color=black}} و هارون را گفت گوسالهای نرینه برای قربانی گناه و قوچی بجهت قربانی سوختنی هر دو را بیعیب بگیر و بحضور {{روخط|خداوند}} بگذران *
{{verse|۹|۳|color=black}} و بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو بزغالهٔ نرینه برای قربانی گناه و گوساله و برهای هر دو یک ساله و بیعیب برای قربانی سوختنی بگیرید *
{{verse|۹|۴|color=black}} و گاوی و قوچی برای ذبیحهٔ سلامتی تا بحضور {{روخط|خداوند}} ذبح شود و هدیه آردی سرشته شدهٔ بروغن را زیرا که امروز {{روخط|خداوند}} بر شما ظاهرخواهد شد *
{{verse|۹|۵|color=black}} پس آنچه را که موسی امر فرموده بود پیش خیمه اجتماع آوردند و تمامی جماعت نزدیک شده بحضور {{روخط|خداوند}} ایستادند *
{{verse|۹|۶|color=black}} و موسی گفت این است کاری که {{روخط|خداوند}} امر فرموده است که بکنید و جلال {{روخط|خداوند}} بر شما ظاهر خواهد شد *
{{verse|۹|۷|color=black}} و موسی هارون را گفت نزدیک مذبح بیا و قربانی گناه خود و قربانی سوختنی خود را بگذران و برای خود و برای قوم کفاره کن و قربانی قوم را بگذران و بجهت ایشان کفاره کن چنانکه {{روخط|خداوند}} امر فرموده است *
{{verse|۹|۸|color=black}} و هارون بمذبح نزدیک آمده گوسالهٔ قربانی گناه را که برای خودش بود ذبح کرد *
{{verse|۹|۹|color=black}} و پسران هارون خون<noinclude></noinclude>
qrb1tn81ts7z4ee3fzlygp1arcrhip7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۳
104
87619
286266
2026-06-13T20:33:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «را نزد او آوردند و انگشت خود را بخون فرو برده آن را بر شاخهای مذبح مالید و خون را بر بنیان مذبح ریخت * {{verse|۹|۱۰|color=black}} و پیه و گُردهها و سفیدی جگر از قربانی گناه را بر مذبح سوزانید چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود * {{verse|۹|۱۱|color=black}} و گو...» ایجاد کرد
286266
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>را نزد او آوردند و انگشت خود را بخون فرو برده آن را بر شاخهای مذبح مالید و خون را بر بنیان مذبح ریخت *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و پیه و گُردهها و سفیدی جگر از قربانی گناه را بر مذبح سوزانید چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} و گوشت و پوست را بیرون لشکرگاه بآتش سوزانید *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و قربانی سوختنی را ذبح کرد و پسران هارون خون را باو سپردند و آن را باطراف مذبح پاشید *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} و قربانی را بقطعههایش و سرش باو سپردند و آن را بر مذبح سوزانید *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} و احشا و پاچهها را شست و آنها را بر قربانی سوختنی بر مذبح سوزانید *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} و قربانی قوم را نزدیک آورد و بز قربانی گناه را که برای قوم بود گرفته آن را ذبح کرد و آن را مثل اولین برای گناه گذرانید *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و قربانی سوختنی را نزدیک آورده آن را بحسب قانون گذرانید *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} و هدیهٔ آردی را نزدیک آورده مشتی از آن برداشت و آن راعلاوه بر قربانی سوختنی صبح بر مذبح سوزانید *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و گاو و قوچ ذبیحه سلامتی را که برای قوم بود ذبح کرد و پسران هارون خون را باو سپردند و آن را باطراف مذبح پاشید *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} و پیه گاو و دنبه قوچ و آنچه احشا را میپوشاند و گُردهها و سفیدی جگر را *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و پیه را بر سینهها نهادند و پیه را بر مذبح سوزانید *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} و هارون سینهها و ران راست را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} جنبانید چنانکه موسی امر فرموده بود *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} پس هارون دستهای خود را بسوی قوم برافراشته ایشان را برکت داد و از گذرانیدن قربانی گناه و قربانی سوختنی و ذبایح سلامتی بزیر آمد *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} و موسی و هارون بخیمه اجتماع داخل شدند و بیرون آمده قوم را برکت دادند و جلال {{روخط|خداوند}} بر جمیع قوم ظاهر شد *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} و آتش از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون آمده قربانی سوختنی و پیه را بر مذبح بلعید و چون تمامی قوم این را دیدند صدای بلند کرده بروی در افتادند *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و ناداب و ابیهو پسران هارون هر یکیمجمرهٔ خود را گرفته آتش بر آنها نهادند و بخور بر آن گذارده آتش غریبی که ایشان را نفرموده بود بحضور {{روخط|خداوند}} نزدیک آوردند *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و آتش از حضور {{روخط|خداوند}} بدر شده ایشان را بلعید و بحضور {{روخط|خداوند}} مردند *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} پس موسی بهارون گفت این است آنچه {{روخط|خداوند}} فرموده و گفته است که از آنانی که<noinclude></noinclude>
qqxkgz90ynq5k8g67e8wxyiclc4kyg9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۴
104
87620
286267
2026-06-13T20:33:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بمن نزدیک آیند تقدیس کرده خواهم شد و در نظر تمامی قوم جلال خواهم یافت پس هارون خاموششد * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و موسی میشائیل و الصافان پسران عُزّیئیل عموی هارون را خوانده بایشان گفت نزدیک آمده برادران خود را از پیش قدس بیرون لشکرگاه ببرید * {{verse|۱۰|۵...» ایجاد کرد
286267
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بمن نزدیک آیند تقدیس کرده خواهم شد و در نظر تمامی قوم جلال خواهم یافت پس هارون خاموششد *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} و موسی میشائیل و الصافان پسران عُزّیئیل عموی هارون را خوانده بایشان گفت نزدیک آمده برادران خود را از پیش قدس بیرون لشکرگاه ببرید *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} پس نزدیک آمده ایشان را در پیراهنهای ایشان بیرون لشکرگاه بردند چنانکه موسی گفته بود *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} و موسی هارون و پسرانش العازار و ایتامار را گفت مویهای سر خود را باز مکنید و گریبان خود را چاک مزنید مبادا بمیرید و غضب بر تمامی جماعت بشود اما برادران شما یعنی تمام خاندان اسرائیل بجهت آتشی که {{روخط|خداوند}} افروخته است ماتم خواهند کرد *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} و از در خیمه اجتماع بیرون مروید مبادا بمیرید زیرا روغن مسح {{روخط|خداوند}} بر شماست پس بحسب آنچه موسی گفت کردند *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} هارون را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} تو و پسرانت با تو چون بخیمه اجتماع داخل شوید شراب و مُسْکِری منوشید مبادا بمیرید این است فریضهٔ ابدی در نسلهای شما *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و تا در میان مقدّس و غیرمقدّس و نجس و طاهر تمیز دهید *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و تا ببنی اسرائیل همهٔ فرایضی را که {{روخط|خداوند}} بدست موسی برای ایشان گفته است تعلیم دهید *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و موسی بهارون و پسرانش العازار و ایتامار که باقی بودند گفت هدیهٔ آردی که از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} مانده است بگیرید و آن را بیخمیرمایه نزد مذبح بخورید زیرا قدساقداس است *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و آن را در مکان مقدس بخورید زیرا که از هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} این حصّهٔ تو و حصهٔ پسران توست چنانکه مأمورشدهام *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و سینهٔ جنبانیدنی و ران افراشتنی را تو و پسرانت و دخترانت با تو در جای پاک بخورید زیرا اینها از ذبایح سلامتی بنی اسرائیل برای حصهٔ تو و حصهٔ پسرانت داده شده است *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} ران افراشتنی و سینهٔ جنبانیدنی را با هدایای آتشین پیه بیاورند تا هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} جنبانیده شود و از آن تو و از آن پسرانت خواهد بود بفریضهٔ ابدی چنانکه {{روخط|خداوند}} امر فرموده است *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} و موسی بز قربانی گناه را طلبید و اینک سوخته شده بود پس بر العازار و ایتامار پسران هارون که باقی بودند خشم نموده گفت *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} چرا قربانی گناه را در مکان مقدس نخوردید زیرا که آن قدساقداس است و بشما داده شده بود تا گناه جماعت را برداشته برای ایشان بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره کنید *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} اینک خون آن باندرون قدس<noinclude></noinclude>
6wcmo4l33wnyr7qodub5hm742nurajc
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۵
104
87621
286268
2026-06-13T20:34:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آورده نشد البته میبایست آن را در قدس خورده باشید چنانکه امر کرده بودم * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} هارون بموسی گفت اینک امروز قربانی گناه خود و قربانی سوختنی خود را بحضور {{روخط|خداوند}} گذرانیدند و چنین چیزها بر من واقع شده است پس اگر امروز قربانی گناه ر...» ایجاد کرد
286268
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آورده نشد البته میبایست آن را در قدس خورده باشید چنانکه امر کرده بودم *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} هارون بموسی گفت اینک امروز قربانی گناه خود و قربانی سوختنی خود را بحضور {{روخط|خداوند}} گذرانیدند و چنین چیزها بر من واقع شده است پس اگر امروز قربانی گناه را میخوردم آیا منظور نظر {{روخط|خداوند}} میشد *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} چون موسی این را شنید در نظرش پسند آمد *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را خطابکرده بایشان گفت *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگویید اینها حیواناتی هستند که میباید بخورید از همهٔ بهایمی که بر روی زمیناند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} هر شکافته سم که شکاف تمام دارد و نشخوار کنندهای از بهایم آن را بخورید *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} اما از نشخوارکنندگان و شکافتگان سم اینها رامخورید یعنی شتر زیرا نشخوار میکند لیکن شکافته سم نیست آن برای شما نجس است *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و وَنَک زیرا نشخوار میکند اما شکافته سم نیست این برای شما نجس است *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و خرگوش زیرا نشخوار میکند ولی شکافته سم نیست این برای شما نجس است *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} و خوک زیرا شکافته سم است و شکاف تمام دارد لیکن نشخوار نمیکند این برای شما نجس است *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید اینها برای شما نجساند *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} از همهٔ آنچه در آب است اینها را بخورید هر چه پر و فلس دارد در آب خواه در دریا خواه در نهرها آنها را بخورید *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و هر چه پر و فلس ندارد در دریا یا در نهرها از همهٔ حشرات آب و همهٔ جانورانی که در آب میباشند اینها نزد شما مکروه باشند *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} البته نزد شما مکروهاند از گوشت آنها مخورید و لاشهای آنها را مکروه دارید *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} هر چه در آبها پر و فلس ندارد نزد شما مکروه خواهد بود *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و از مرغان اینها را مکروه دارید خورده نشوند زیرا مکروهاند عقاب و استخوانخوار و نَسْرِبَحر *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و کرکس و لاشخوار باجناس آن *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و غُراب باجناس آن *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} و شترمرغ و جغد و مرغ دریائی و باز باجناس آن *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و بوم و غواص و بوتیمار *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و قاز و مرغ سقا و رخم *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و لقلق و کُلنگ باجناس آن و هدهد و شبپره *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و همهٔ حشرات بالدار که بر چهارپا میروند برای شما مکروهاند *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} لیکن اینها را بخورید از همهٔ حشرات بالدار که بر چهار پا میروند هر کدام که بر پایهای خود ساقها برای جستن بر زمین دارند *<noinclude></noinclude>
mpdtkrq8o1iu3p796apnakn8e2zqx05
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۶
104
87622
286269
2026-06-13T20:34:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} از آن قسم اینها را بخورید ملخ باجناس آن و دُبا باجناس آن و حَرجَوان باجناس آن و حَدَب باجناس آن * {{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سایر حشرات بالدار که چهار پا دارندبرای شما مکروهاند * {{verse|۱۱|۲۴|color=black}} از آنها نجس میشوید هرکه لاش آنها را لمس...» ایجاد کرد
286269
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} از آن قسم اینها را بخورید ملخ باجناس آن و دُبا باجناس آن و حَرجَوان باجناس آن و حَدَب باجناس آن *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} و سایر حشرات بالدار که چهار پا دارندبرای شما مکروهاند *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} از آنها نجس میشوید هرکه لاش آنها را لمس کند تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و هر که چیزی از لاش آنها را بردارد رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} و هر بهیمهای که شکافته سم باشد لیکن شکاف تمام ندارد و نشخوار نکند اینها برای شما نجسند و هر که آنها را لمس کند نجس است *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} و هر چه بر کف پا رود از همهٔ جانورانی که بر چهار پا میروند اینها برای شما نجساند هر که لاش آنها را لمس کند تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و هر که لاش آنها را بردارد رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد اینها برای شما نجساند *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و از حشراتی که بر زمین میخزند اینها برای شما نجساند موش کور و موش و سوسمار باجناس آن *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} و دَله و وَرَل و چلپاسه و کرباسه و بوقلمون *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} از جمیع حشرات اینها برای شما نجساند هر که لاش آنها را لمس کند تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۳۲|color=black}} و بر هر چیزی که یکی از اینها بعد از موتش بیفتد نجس باشد خواه هر ظرف چوبی خواه رخت خواه چرم خواه جوال هر ظرفی که در آن کار کرده شود در آب گذاشته شود و تا شام نجس باشد پس طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۱|۳۳|color=black}} و هر ظرف سفالین که یکی از اینها در آن بیفتد آنچه در آن است نجس باشد و آن را بشکنید *
{{verse|۱۱|۳۴|color=black}} هر خوراک در آن که خورده شود اگر آب بر آن ریخته شد نجس باشد و هر مشروبی که آشامیده شود که در چنین ظرف است نجس باشد *
{{verse|۱۱|۳۵|color=black}} و بر هر چیزی که پارهای از لاش آنها بیفتد نجس باشد خواه تنور خواه اجاق شکسته شود اینها نجساند و نزد شما نجسخواهند بود *
{{verse|۱۱|۳۶|color=black}} و چشمه و حوض که مجمع آب باشد طاهر است لیکن هر که لاش آنها را لمس کند نجس خواهد بود *
{{verse|۱۱|۳۷|color=black}} و اگر پارهای از لاش آنها بر تخم کاشتنی که باید کاشته شود بیفتد طاهر است *
{{verse|۱۱|۳۸|color=black}} لیکن اگر آب بر تخم ریخته شود و پارهای از لاش آنها بر آن بیفتد این برای شما نجس باشد *
{{verse|۱۱|۳۹|color=black}} و اگر یکی از بهایمی که برای شما خوردنی است بمیرد هر که لاش آن را لمس کند تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۴۰|color=black}} و هر که لاش آن را بخورد رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد و هر که لاش آن را بردارد رخت خود را بشوید و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۱|۴۱|color=black}} و هر حشراتی که بر زمین میخزد مکروه است خورده نشود *
{{verse|۱۱|۴۲|color=black}} و هر چه بر شکم راه رود<noinclude></noinclude>
9tu7obmdj1ipnb3mozeupq1ab1tmran
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷
104
87623
286270
2026-06-13T20:35:32Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و هر چه بر چهارپا راه رود و هر چه پایهای زیاده دارد یعنی همهٔ حشراتی که بر زمین میخزند آنها را مخورید زیرا که مکروهاند * {{verse|۱۱|۴۳|color=black}} خویشتن را بهر حشراتی که میخزد مکروه مسازید و خود را بآنها نجس مسازید مبادا از آنها ناپاک شوید * {{verse|۱۱|۴۴|colo...» ایجاد کرد
286270
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و هر چه بر چهارپا راه رود و هر چه پایهای زیاده دارد یعنی همهٔ حشراتی که بر زمین میخزند آنها را مخورید زیرا که مکروهاند *
{{verse|۱۱|۴۳|color=black}} خویشتن را بهر حشراتی که میخزد مکروه مسازید و خود را بآنها نجس مسازید مبادا از آنها ناپاک شوید *
{{verse|۱۱|۴۴|color=black}} زیرا من یهوه خدای شما هستم پس خود را تقدیس نمایید و مقدس باشید زیرا من قدوس هستم پس خویشتن را بهمهٔ حشراتی که بر زمین میخزند نجس مسازید *
{{verse|۱۱|۴۵|color=black}} زیرا من یهوه هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم پس مقدس باشید زیرا من قدوس هستم *
{{verse|۱۱|۴۶|color=black}} این است قانون بهایم و مرغان و هر حیوانی که در آبها حرکت میکند و هر حیوانی که بر زمین میخزد *
{{verse|۱۱|۴۷|color=black}} تا در میان نجس و طاهر و در میان حیواناتی که خورده شوند و حیواناتی که خورده نشوند امتیاز بشود *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو چون زنی آبستن شده پسر نرینهای بزاید آنگاه هفت روز نجس باشد موافق ایام طَمث حیضش نجس باشد *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} و در روز هشتم گوشت غُلفهٔ او مختون شود *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} و سی و سه روز در خون تطهیر خود بماند و هیچ چیز مقدس را لمس ننماید و بمکان مقدس داخل نشود تا ایام طُهرش تمام شود *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} و اگر دختری بزاید دو هفته برحسب مدت طَمث خود نجس باشد و شصت و شش روز در خون تطهیر خود بماند *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و چون ایام طهرش برای پسر یا دختر تمام شود برهای یک ساله برای قربانی سوختنی و جوجهٔ کبوتر یا فاختهای برای قربانی گناه بدر خیمه اجتماع نزد کاهن بیاورد *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و او آن را بحضور {{روخط|خداوند}} خواهد گذرانید و برایش کفاره خواهد کرد تا از چشمه خون خود طاهر شود این است قانون آن که بزاید خواه پسر خواه دختر *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} و اگر دست او بقیمت بره نرسد آنگاه دو فاخته یا دو جوجهٔ کبوتر بگیرد یکی برای قربانی سوختنی و دیگری برای قربانی گناه و کاهن برای وی کفاره خواهد کرد و طاهر خواهد شد *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} چون شخصی را در پوست بدنش آماس یا قوبا یا لکهای براق بشود و آن در پوست بدنش مانند بلای برص باشد پس<noinclude></noinclude>
sgz2t0pt4ms1nuxakh3no3vcr98jey4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۸
104
87624
286271
2026-06-13T20:35:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «او را نزد هارون کاهن یا نزد یکی از پسرانش کهکهنه باشند بیاورند * {{verse|۱۳|۳|color=black}} و کاهن آن بلا را که در پوست بدنش باشد ملاحظه نماید اگر مو در بلا سفید گردیده است و نمایشِ بلا از پوست بدنش گودتر باشد بلای برص است پس کاهن او را ببیند و حکم بنجاست او...» ایجاد کرد
286271
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>او را نزد هارون کاهن یا نزد یکی از پسرانش کهکهنه باشند بیاورند *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} و کاهن آن بلا را که در پوست بدنش باشد ملاحظه نماید اگر مو در بلا سفید گردیده است و نمایشِ بلا از پوست بدنش گودتر باشد بلای برص است پس کاهن او را ببیند و حکم بنجاست او بدهد *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} و اگر آن لکهٔ براق در پوست بدنش سفید باشد و از پوست گودتر ننماید و موی آن سفید نگردیده آنگاه کاهن آن مبتلا را هفت روز نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و روز هفتم کاهن او را ملاحظه نماید و اگر آن بلا در نظرش ایستاده باشد و بلا در پوست پهن نشده پس کاهن او را هفت روز دیگر نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} و در روز هفتم کاهن او را باز ملاحظه کند و اگر بلا کم رنگ شده و در پوست پهن نگشته است کاهن حکم بطهارتش بدهد آن قوبا است رخت خود را بشوید و طاهر باشد *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} و اگر قوبا در پوست پهن شود بعد از آن که خود را بکاهن برای تطهیر نمود پس بار دیگر خود را بکاهن بنماید *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} و کاهن ملاحظه نماید و هرگاه قوبا در پوست پهن شده باشد حکم بنجاست او بدهد این برص است *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} و چون بلای برص در کسی باشد او را نزد کاهن بیاورند *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و کاهن ملاحظه نماید اگر آماس سفید در پوست باشد و موی را سفید کرده و گوشت خام زنده در آماس باشد *
{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} این در پوست بدنش برص مزمن است کاهن بنجاستش حکم دهد و او را نگاه ندارد زیرا که نجس است *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و اگر برص در پوست بسیار پهن شده باشد و برص تمامی پوست آن مبتلا را از سر تا پا هر جائی که کاهن بنگرد پوشانیده باشد *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} پس کاهن ملاحظه نماید اگر برص تمام بدن را فروگرفته است بتطهیر آن مبتلا حکم دهد چونکه همهٔ بدنش سفید شده است طاهر است *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} لیکن هر وقتی که گوشت زنده در او ظاهر شود نجس خواهد بود *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و کاهن گوشت زنده را ببیند و حکم بنجاست او بدهد این گوشت زنده نجس است زیرا که برص است *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و اگر گوشت زنده بسفیدی برگردد نزد کاهن بیاید *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و کاهن او را ملاحظه کند و اگر آن بلا بسفیدی مبدل شده است پس کاهن بطهارت آن مبتلا حکم دهد زیرا طاهر است *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} و گوشتی که در پوست آن دمل باشد و شفا یابد *
{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و در جای دمل آماس سفید یا لکهٔ براق سفید مایل بسرخی پدید آید آن را بکاهن بنماید *
{{verse|۱۳|۲۰|color=black}} و کاهن آن را ملاحظه نماید و اگر از پوست گودتر بنماید و موی آن سفید شده پس کاهن بنجاست او حکم دهد این بلای برص است<noinclude></noinclude>
j5jult5ds0kc2mapuki0yy99b4qp50n
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۹
104
87625
286272
2026-06-13T20:36:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که از دمل درآمده است * {{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و اگر کاهن آن را ببیند و اینک موی سفید در آن نباشد و گودتر از پوست هم نباشد و کم رنگ باشد پس کاهن او را هفت روز نگاه دارد * {{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و اگر در پوست پهن شده کاهن بنجاست او حکم دهد این بلا میباشد * {{verse|۱۳|...» ایجاد کرد
286272
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که از دمل درآمده است *
{{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و اگر کاهن آن را ببیند و اینک موی سفید در آن نباشد و گودتر از پوست هم نباشد و کم رنگ باشد پس کاهن او را هفت روز نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و اگر در پوست پهن شده کاهن بنجاست او حکم دهد این بلا میباشد *
{{verse|۱۳|۲۳|color=black}} و اگر آن لکهٔ براق در جای خود مانده پهن نشده باشد این گری دمل است پس کاهن بطهارت وی حکم دهد *
{{verse|۱۳|۲۴|color=black}} یا گوشتی که در پوست آن داغ آتش باشد و از گوشت زندهٔ آن داغ لکهٔ براق سفید مایل بسرخی یا سفید پدید آید *
{{verse|۱۳|۲۵|color=black}} پس کاهن آن را ملاحظه نماید اگر مو در لکهٔ براق سفید گردیده و گودتر از پوست بنماید این برص است که از داغ درآمده است پس کاهن بنجاست او حکم دهد زیرا بلای برص است *
{{verse|۱۳|۲۶|color=black}} و اگر کاهن آن را ملاحظه نماید و اینک در لکهٔ براق موی سفید نباشد و گودتر از پوست نباشد وکمرنگ باشد کاهن او را هفت روز نگه دارد *
{{verse|۱۳|۲۷|color=black}} و در روز هفتم کاهن او را ملاحظه نماید اگر در پوست پهن شده کاهن بنجاست وی حکم دهد این بلای برص است *
{{verse|۱۳|۲۸|color=black}} و اگر لکهٔ براق در جای خود مانده در پوست پهن نشده باشد و کمرنگ باشد این آماس داغ است پس کاهن بطهارت وی حکم دهد این گری داغ است *
{{verse|۱۳|۲۹|color=black}} و چون مرد یا زن بلائی در سر یا در زنخ داشته باشد *
{{verse|۱۳|۳۰|color=black}} کاهن آن بلا را ملاحظه نماید اگر گودتر از پوست بنماید و موی زرد باریک در آن باشد پس کاهن بنجاست او حکم دهد این سَعْفَه یعنی برص سر یا زنخ است *
{{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و چون کاهن بلای سعفه را ببیند اگر گودتر از پوست ننماید و موی سیاه در آن نباشد پس کاهن آن مبتلای سعفه را هفت روز نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۳۲|color=black}} و در روز هفتم کاهن آن بلا را ملاحظه نماید اگر سعفه پهن نشده و موی زرد در آن نباشد و سعفه گودتر از پوست ننماید *
{{verse|۱۳|۳۳|color=black}} آنگاه موی خود را بتراشد لیکن سعفه را نتراشد و کاهن آن مبتلای سعفه را باز هفت روز نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۳۴|color=black}} و در روز هفتم کاهن سعفه را ملاحظه نماید اگر سعفه در پوست پهن نشده و از پوست گودتر ننماید پس کاهن حکم بطهارت وی دهد و او رخت خود را بشوید و طاهر باشد *
{{verse|۱۳|۳۵|color=black}} لیکن اگر بعد از حکم بطهارتش سعفه در پوست پهن شود *
{{verse|۱۳|۳۶|color=black}} پس کاهن او را ملاحظه نماید اگر سعفه در پوست پهن شده باشد کاهن موی زرد را نجوید او نجس است *
{{verse|۱۳|۳۷|color=black}} اما اگر در نظرش سعفه ایستاده باشد و موی سیاه از آن در آمده پس سعفه شفا یافته است او طاهر است و کاهن حکم<noinclude></noinclude>
1cd6e55hg579xm7dgsi72r7gpen1qmd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۰
104
87626
286273
2026-06-13T20:36:39Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بطهارت وی بدهد * {{verse|۱۳|۳۸|color=black}} و چون مرد یا زن در پوست بدن خود لکههای براق یعنی لکههای براق سفید داشتهباشد * {{verse|۱۳|۳۹|color=black}} کاهن ملاحظه نماید اگر لکهها در پوست بدن ایشان کم رنگ و سفید باشد این بهق است که از پوست درآمده او طاهر است * {{verse|۱۳|۴...» ایجاد کرد
286273
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بطهارت وی بدهد *
{{verse|۱۳|۳۸|color=black}} و چون مرد یا زن در پوست بدن خود لکههای براق یعنی لکههای براق سفید داشتهباشد *
{{verse|۱۳|۳۹|color=black}} کاهن ملاحظه نماید اگر لکهها در پوست بدن ایشان کم رنگ و سفید باشد این بهق است که از پوست درآمده او طاهر است *
{{verse|۱۳|۴۰|color=black}} و کسی که موی سر او ریخته باشد او اقرع است و طاهر میباشد *
{{verse|۱۳|۴۱|color=black}} و کسی که موی سر او از طرف پیشانی ریخته باشد او اصلع است و طاهر میباشد *
{{verse|۱۳|۴۲|color=black}} و اگر در سر کل یا پیشانی کل بلای سفید مایل بسرخی باشد آن برص است که از سر کل او یا پیشانی کل او در آمده است *
{{verse|۱۳|۴۳|color=black}} پس کاهن او را ملاحظه کند اگر آماس آن بلا در سر کل او یا پیشانی کل او سفید مایل بسرخی مانند برص در پوست بدن باشد *
{{verse|۱۳|۴۴|color=black}} او مبروص است و نجس میباشد کاهن البته حکم بنجاست وی بدهد بلای وی در سرش است *
{{verse|۱۳|۴۵|color=black}} و اما مبروص که این بلا را دارد گریبان او چاک شده و موی سر او گشاده و شاربهای او پوشیده شود و ندا کند نجس نجس *
{{verse|۱۳|۴۶|color=black}} و همهٔ روزهائی که بلا دارد البته نجس خواهد بود و تنها بماند و مسکن او بیرون لشکرگاه باشد *
{{verse|۱۳|۴۷|color=black}} و رختی که بلای برص داشته باشد خواه رخت پشمین خواه رخت پنبهای *
{{verse|۱۳|۴۸|color=black}} خواه در تار و خواه در پود چه از پشم و چه از پنبه و چه از چرم یا از هر چیزی که از چرم ساخته شود *
{{verse|۱۳|۴۹|color=black}} اگر آن بلا مایل بسبزی یا بسرخی باشد در رخت یا در چرم خواه در تار خواه در پود یا در هر ظرف چرمی این بلای برص است بکاهن نشان داده شود *
{{verse|۱۳|۵۰|color=black}} و کاهن آن بلا را ملاحظه نماید و آن چیزی را که بلا دارد هفت روز نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۵۱|color=black}} و آن چیزی را که بلا دارد در روز هفتم ملاحظه کند اگر آن بلا در رخت پهن شده باشدخواه در تار خواه در پود یا در چرم در هر کاری که چرم برای آن استعمال میشود این برص مفسد است و آن چیز نجس میباشد *
{{verse|۱۳|۵۲|color=black}} پس آن رخت را بسوزاند چه تار و چه پود خواه در پشم خواه در پنبه یا در هر ظرف چرمی که بلا در آن باشد زیرا برص مفسد است بآتش سوخته شود *
{{verse|۱۳|۵۳|color=black}} اما چون کاهن آن را ملاحظه کند اگر بلا در رخت خواه در تار خواه در پود یا در هر ظرف چرمی پهن نشده باشد *
{{verse|۱۳|۵۴|color=black}} پس کاهن امر فرماید تا آنچه را که بلا دارد بشویند و آن را هفت روز دیگر نگاه دارد *
{{verse|۱۳|۵۵|color=black}} و بعد از شستن آن چیز که بلا دارد کاهن ملاحظه نماید اگر رنگ آن بلا تبدیل نشده هر چند بلا هم پهن نشده باشد این نجس است آن را بآتش<noinclude></noinclude>
72kfd2jiwvvluxx4jhyh3b4vo07g4gn
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۱
104
87627
286274
2026-06-13T20:37:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بسوزان این خوره است خواه فرسودگی آن در درون باشد یا در بیرون * {{verse|۱۳|۵۶|color=black}} و چون کاهن ملاحظه نماید اگر بلا بعد از شستن آن کم رنگ شده باشد پس آن را از رخت یا از چرم خواه از تار خواه از پود پاره کند * {{verse|۱۳|۵۷|color=black}} و اگر باز در آن رخت خواه در...» ایجاد کرد
286274
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بسوزان این خوره است خواه فرسودگی آن در درون باشد یا در بیرون *
{{verse|۱۳|۵۶|color=black}} و چون کاهن ملاحظه نماید اگر بلا بعد از شستن آن کم رنگ شده باشد پس آن را از رخت یا از چرم خواه از تار خواه از پود پاره کند *
{{verse|۱۳|۵۷|color=black}} و اگر باز در آن رخت خواه در تار خواه در پود یا در هر ظرف چرمی ظاهر شود این برآمدن برص است آنچه را که بلا دارد بآتش بسوزان *
{{verse|۱۳|۵۸|color=black}} و آن رخت خواه تار و خواه پود یا هر ظرف چرمی را که شستهای و بلا از آن رفع شده باشد دوباره شسته شود و طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۳|۵۹|color=black}} این است قانون بلای برص در رخت پشمین یا پنبهای خواه در تار خواه در پود یا در هر ظرف چرمی برای حکم بطهارت یا نجاست آن *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} این است قانون مبروص در روز تطهیرش نزد کاهن آورده شود *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} و کاهن بیرونلشکرگاه برود و کاهن ملاحظه کند اگر بلای برص از مبروص رفع شده باشد *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} کاهن حکم بدهد که برای آن کسی که باید تطهیر شود دو گنجشک زندهٔ طاهر و چوب ارز و قرمز و زوفا بگیرند *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} و کاهن امر کند که یک گنجشک را در ظرف سفالین بر بالای آب روان بکشند *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} و اما گنجشک زنده را با چوب اَرْز و قرمز و زوفا بگیرد و آنها را با گنجشک زنده بخون گنجشکی که بر آب روان کشته شده فرو برد *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} و بر کسی که از برص باید تطهیر شود هفت مرتبه بپاشد و حکم بطهارتش بدهد و گنجشک زنده را بسوی صحرا رها کند *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} و آن کس که باید تطهیر شود رخت خود را بشوید و تمامی موی خود را بتراشد و بآب غسل کند و طاهر خواهد شد و بعد از آن بلشکرگاه داخل شود لیکن تا هفت روز بیرون خیمهٔ خود بماند *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} و در روز هفتم تمامی موی خود را بتراشد از سر و ریش و آبروی خود یعنی تمامی موی خود را بتراشد و رخت خود را بشوید و بدن خود را بآب غسل دهد پس طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و در روز هشتم دو برهٔ نرینهٔ بیعیب و یک برهٔ مادهٔ یک سالهٔ بیعیب و سه عشر آرد نرم سرشته شدهٔ بروغن برای هدیهٔ آردی و یک لُج روغن بگیرد *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و آن کاهن که او را تطهیر میکند آن کس را که باید تطهیر شود با این چیزها بحضور {{روخط|خداوند}} نزد در خیمه اجتماع حاضر کند *<noinclude></noinclude>
1rlbh87b1hp4228h3w8x27s56ghq03l
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۲
104
87628
286275
2026-06-13T20:37:53Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و کاهن یکی از برههای نرینه را گرفته آن را با آن لج روغن برای قربانی جرم بگذراند و آنها را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنباند * {{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و بره را در جائی که قربانی گناه و قربانیسوختنی را ذبح میکنند در مکان...» ایجاد کرد
286275
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و کاهن یکی از برههای نرینه را گرفته آن را با آن لج روغن برای قربانی جرم بگذراند و آنها را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنباند *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و بره را در جائی که قربانی گناه و قربانیسوختنی را ذبح میکنند در مکان مقدس ذبح کند زیرا قربانی جرم مثل قربانی گناه از آن کاهن است این قدساقداس است *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} و کاهن از خون قربانی جرم بگیرد و کاهن آن را بر نرمهٔ گوش راست کسی که باید تطهیر شود و بر شست دست راست و بر شست پای راست وی بمالد *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و کاهن قدری از لُج روغن گرفته آن را در کف دست چپ خود بریزد *
{{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و کاهن انگشت راست خود را بروغنی که در کف چپ خود دارد فرو برد و هفت مرتبه روغن را بحضور {{روخط|خداوند}} بپاشد *
{{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و کاهن از باقی روغن که در کف وی است بر نرمهٔ گوش راست و بر شست دست راست و بر شست پای راست آن کس که باید تطهیر شود بالای خون قربانی جرم بمالد *
{{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و بقیهٔ روغن را که در کف کاهن است بر سر آن کس که باید تطهیر شود بمالد و کاهن برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره خواهد نمود *
{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} و کاهن قربانی گناه را بگذراند و برای آن کس که باید تطهیر شود نجاست او را کفاره نماید و بعد از آن قربانی سوختنی را ذبح کند *
{{verse|۱۴|۲۰|color=black}} و کاهن قربانی سوختنی و هدیه آردی را بر مذبح بگذراند و برای وی کفاره خواهد کرد و طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۴|۲۱|color=black}} و اگر او فقیر باشد و دستش باینها نرسد پس یک برهٔ نرینه برای قربانی جرم تا جنبانیده شود و برای وی کفاره کند بگیرد و یک عشر از آرد نرم سرشته شدهٔ بروغن برای هدیهٔ آردی و یک لُج روغن *
{{verse|۱۴|۲۲|color=black}} و دو فاخته یا دو جوجهٔ کبوتر آنچه دستش بآن برسد و یکی قربانی گناه و دیگری قربانی سوختنی بشود *
{{verse|۱۴|۲۳|color=black}} و در روز هشتم آنها را نزد کاهن بدرخیمه اجتماع برای طهارت خود بحضور {{روخط|خداوند}} بیاورد *
{{verse|۱۴|۲۴|color=black}} و کاهن برهٔ قربانی جرم و لُج روغن را بگیرد و کاهن آنها را برای هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} بجنباند *
{{verse|۱۴|۲۵|color=black}} و قربانی جرم را ذبح نماید و کاهن از خون قربانی جرم گرفته بر نرمهٔ گوش راست و شست دست راست و شست پای راست کسی که تطهیر میشود بمالد *
{{verse|۱۴|۲۶|color=black}} و کاهن قدری از روغن را بکف دست چپ خود بریزد *
{{verse|۱۴|۲۷|color=black}} و کاهن از روغنی که در دست چپ خود دارد بانگشت راست خود هفت مرتبه بحضور {{روخط|خداوند}} بپاشد *
{{verse|۱۴|۲۸|color=black}} و کاهن از روغنی که در دست دارد بر نرمهٔ گوش راست و بر شست<noinclude></noinclude>
qyug1tdciolx243dn6t5tuf45dwd6gl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۳
104
87629
286276
2026-06-13T20:38:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دست راست و بر شست پای راست کسی که تطهیر میشود بر جای خون قربانی جرم بمالد * {{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و بقیه روغنی که در دست کاهن است آن را بر سر کسی که تطهیر میشود بمالد تا برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره کند * {{verse|۱۴|۳۰|color=black}} و یکی از دو فاخته یا از دو...» ایجاد کرد
286276
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دست راست و بر شست پای راست کسی که تطهیر میشود بر جای خون قربانی جرم بمالد *
{{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و بقیه روغنی که در دست کاهن است آن را بر سر کسی که تطهیر میشود بمالد تا برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره کند *
{{verse|۱۴|۳۰|color=black}} و یکی از دو فاخته یا از دو جوجهٔ کبوتر را از آنچه دستش بآن رسیده باشد بگذراند *
{{verse|۱۴|۳۱|color=black}} یعنی هر آنچه دست وی بآن برسد یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی با هدیه آردی و کاهن برای کسی که تطهیر میشود بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره خواهد کرد *
{{verse|۱۴|۳۲|color=black}} این است قانون کسی که بلای برص دارد و دست وی بتطهیر خود نمیرسد *
{{verse|۱۴|۳۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۴|۳۴|color=black}} چون بزمین کنعان که من آن را بشما بملکیت میدهم داخل شوید و بلای برص را در خانهای از زمین ملک شما عارض گردانم *
{{verse|۱۴|۳۵|color=black}} آنگاه صاحب خانه آمده کاهن را اطلاع دادهبگوید که مرا بنظر میآید که مثل بلا در خانه است *
{{verse|۱۴|۳۶|color=black}} و کاهن امر فرماید تا قبل از داخل شدن کاهن برای دیدن بلا خانه را خالی کنند مبادا آنچه در خانه است نجس شود و بعد از آن کاهن برای دیدن خانه داخل شود *
{{verse|۱۴|۳۷|color=black}} و بلا را ملاحظه نماید اگر بلا در دیوارهای خانه از خطهای مایل بسبزی یا سرخی باشد و از سطح دیوار گودتر بنماید *
{{verse|۱۴|۳۸|color=black}} پس کاهن از خانه نزد در بیرون رود و خانه را هفت روز ببندد *
{{verse|۱۴|۳۹|color=black}} و در روز هفتم کاهن باز بیاید و ملاحظه نماید اگر بلا در دیوارهای خانه پهن شده باشد *
{{verse|۱۴|۴۰|color=black}} آنگاه کاهن امر فرماید تا سنگهائی را که بلا در آنهاست کنده آنها را بجای ناپاک بیرون شهر بیندازند *
{{verse|۱۴|۴۱|color=black}} و اندرون خانه را از هر طرف بتراشند و خاکی را که تراشیده باشند بجای ناپاک بیرون شهر بریزند *
{{verse|۱۴|۴۲|color=black}} و سنگهای دیگر گرفته بجای آن سنگها بگذارند و خاک دیگر گرفته خانه را اندود کنند *
{{verse|۱۴|۴۳|color=black}} و اگر بلا برگردد و بعد از کندن سنگها و تراشیدن و اندود کردن خانه باز در خانه بروز کند *
{{verse|۱۴|۴۴|color=black}} پس کاهن بیاید و ملاحظه نماید اگر بلا در خانه پهن شده باشد این برص مفسد در خانه است و آن نجس است *
{{verse|۱۴|۴۵|color=black}} پس خانه را خراب کند با سنگهایش و چوبش و تمامی خاک خانه و بجای ناپاک بیرون شهر بیندازند *
{{verse|۱۴|۴۶|color=black}} و هر که داخل خانه شود در تمام روزهائی که بسته باشد تا شام نجس خواهد بود *
{{verse|۱۴|۴۷|color=black}} و هر که در خانه بخوابد رخت خود را بشوید و هر که در خانه چیزی خورد رخت خود را بشوید *
{{verse|۱۴|۴۸|color=black}} و چون کاهن بیاید و ملاحظه نماید اگر بعد از اندود<noinclude></noinclude>
0ky0ocewl77yesw64413hp8hx8mzjvs
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۴
104
87630
286277
2026-06-13T20:38:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کردن خانه بلا در خانه پهن نشده باشد پس کاهن حکم بطهارت خانه بدهد زیرا بلا رفع شده است * {{verse|۱۴|۴۹|color=black}} و برای تطهیر خانه دو گنجشک و چوب ارز و قرمزو زوفا بگیرد * {{verse|۱۴|۵۰|color=black}} و یک گنجشک را در ظرف سفالین بر آب روان ذبح نماید * {{verse|۱۴|۵۱|color=black}}...» ایجاد کرد
286277
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کردن خانه بلا در خانه پهن نشده باشد پس کاهن حکم بطهارت خانه بدهد زیرا بلا رفع شده است *
{{verse|۱۴|۴۹|color=black}} و برای تطهیر خانه دو گنجشک و چوب ارز و قرمزو زوفا بگیرد *
{{verse|۱۴|۵۰|color=black}} و یک گنجشک را در ظرف سفالین بر آب روان ذبح نماید *
{{verse|۱۴|۵۱|color=black}} و چوب ارز و زوفا و قرمز و گنجشک زنده را گرفته آنها را بخون گنجشک ذبح شده و آب روان فرو برد و هفت مرتبه بر خانه بپاشد *
{{verse|۱۴|۵۲|color=black}} و خانه را بخون گنجشک و بآب روان و بگنجشک زنده و بچوب ارز و زوفا و قرمز تطهیر نماید *
{{verse|۱۴|۵۳|color=black}} و گنجشک زنده را بیرون شهر بسوی صحرا رها کند و خانه را کفاره نماید و طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۴|۵۴|color=black}} این است قانون برای هر بلای برص و برای سعفه *
{{verse|۱۴|۵۵|color=black}} و برای برص رخت و خانه *
{{verse|۱۴|۵۶|color=black}} و برای آماس و قوبا و لکهٔ براق *
{{verse|۱۴|۵۷|color=black}} و برای تعلیم دادن که چه وقت نجس میباشد و چه وقت طاهر این قانون برص است *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی و هارون را خطابکرده گفت *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگویید مردی که جریان از بدن خود دارد او بسبب جریانش نجس است *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} و این است نجاستش بسبب جریان او خواه جریانش از گوشتش روان باشد خواه جریانش از گوشتش بسته باشد این نجاست اوست *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} هر بستری که صاحب جریان بر آن بخوابد نجس است و هر چه بر آن بنشیند نجس است *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} و هر که بستر او را لمس نماید رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} و هر که بنشیند بر هر چه صاحب جریان بر آن نشسته بود رخت خود را بشوید و بآب غسل کند وتا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} و هر که بدن صاحب جریان را لمس نماید رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} و اگر صاحب جریانبر شخص طاهر آب دهن اندازد آن کس رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} و هر زینی که صاحب جریان بر آن سوار شود نجس باشد *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} و هر که چیزی را که زیر او بوده باشد لمس نماید تا شام نجس باشد و هر که این چیزها را بردارد رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و هر کسی را که صاحب جریان لمس نماید و دست خود را بآب نشسته باشد رخت خود را بشوید و بآب<noinclude></noinclude>
ajff09sx1gkou0f4boh98hchvlrkhcm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۵
104
87631
286278
2026-06-13T20:39:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «غسل کند و تا شام نجس باشد * {{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و ظرف سفالین که صاحب جریان آن را لمس نماید شکسته شود و هر ظرف چوبین بآب شسته شود * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و چون صاحب جریان از جریان خود طاهر شده باشد آنگاه هفت روز برای تطهیر خود بشمارد و رخت خود را بشوید و بد...» ایجاد کرد
286278
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و ظرف سفالین که صاحب جریان آن را لمس نماید شکسته شود و هر ظرف چوبین بآب شسته شود *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و چون صاحب جریان از جریان خود طاهر شده باشد آنگاه هفت روز برای تطهیر خود بشمارد و رخت خود را بشوید و بدن خود را بآب غسل دهد و طاهر باشد *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و در روز هشتم دو فاخته یا دو جوجه کبوتر بگیرد و بحضور {{روخط|خداوند}} بدر خیمه اجتماع آمده آنها را بکاهن بدهد *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و کاهن آنها را بگذراند یکی برای قربانی گناه و دیگری برای قربانی سوختنی و کاهن برای وی بحضور {{روخط|خداوند}} جریانش را کفاره خواهد کرد *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و چون منی از کسی درآید تمامی بدن خود را بآب غسل دهد وتا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} و هر رخت و هر چرمی که منی بر آن باشد بآب شسته شود و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} و هر زنی که مرد با او بخوابد و انزال کند بآب غسل کنند و تا شام نجس باشند *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} و اگر زنی جریان دارد و جریانی که در بدنش است خون باشد هفت روز در حیض خود بماند و هر که او را لمس نماید تا شام نجسباشد *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} و بر هر چیزی که در حیض خود بخوابد نجس باشد و بر هر چیزی که بنشیند نجس باشد *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} و هر که بستر او را لمس کند رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} و هر که چیزی را که او بر آن نشسته بود لمس نماید رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} و اگر آن بر بستر باشد یا بر هر چیزی که او بر آن نشسته بود چون آن چیز را لمس کند تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و اگر مردی با او هم بستر شود و حیض او بر وی باشد تا هفت روز نجس خواهد بود و هر بستری که بر آن بخوابد نجس خواهد بود *
{{verse|۱۵|۲۵|color=black}} و زنی که روزهای بسیار غیر از زمان حیض خود جریان خون دارد یا زیاده از زمان حیض خود جریان دارد تمامی روزهای جریان نجاستش مثل روزهای حیضش خواهد بود او نجس است *
{{verse|۱۵|۲۶|color=black}} و هر بستری که در روزهای جریان خود بر آن بخوابد مثل بستر حیضش برای وی خواهد بود و هر چیزی که بر آن بنشیند مثل نجاست حیضش نجس خواهد بود *
{{verse|۱۵|۲۷|color=black}} و هر که این چیزها را لمس نماید نجس میباشد پس رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد *
{{verse|۱۵|۲۸|color=black}} و اگر از جریان خود طاهر شده باشد هفت روز برای خود بشمارد و بعد از آن طاهر خواهد بود *
{{verse|۱۵|۲۹|color=black}} و در روز هشتم دو فاخته یا دو جوجهٔ کبوتر بگیرد و آنها را نزد<noinclude></noinclude>
hufio9bsb1g8hujafatjdmli02zfyus
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۶
104
87632
286279
2026-06-13T20:39:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کاهن بدر خیمه اجتماع بیاورد * {{verse|۱۵|۳۰|color=black}} و کاهن یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی بگذراند و کاهن برای وی نجاست جریانش را بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره کند * {{verse|۱۵|۳۱|color=black}} پس بنی اسرائیل را از نجاست ایشان جدا خواهید کرد...» ایجاد کرد
286279
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کاهن بدر خیمه اجتماع بیاورد *
{{verse|۱۵|۳۰|color=black}} و کاهن یکی را برای قربانی گناه و دیگری را برای قربانی سوختنی بگذراند و کاهن برای وی نجاست جریانش را بحضور {{روخط|خداوند}} کفاره کند *
{{verse|۱۵|۳۱|color=black}} پس بنی اسرائیل را از نجاست ایشان جدا خواهید کرد مبادا مسکن مرا که در میان ایشان است نجس سازند و در نجاست خود بمیرند *
{{verse|۱۵|۳۲|color=black}} این است قانون کسی که جریان دارد و کسی که منی از وی درآید و از آن نجس شده باشد *
{{verse|۱۵|۳۳|color=black}} و حایض در حیضش و هر که جریان دارد خواه مرد خواه زن و مردی که با زن نجس همبستر شود *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را بعد از مردن دو پسر هارون وقتی که نزد {{روخط|خداوند}} آمدند و مردند خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بموسی گفت برادر خود هارون را بگو که بقدس درون حجاب پیش کرسی رحمت که بر تابوت است همهٔ وقت داخل نشود مبادا بمیرد زیرا که در ابر بر کرسی رحمت ظاهر خواهم شد *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} و با این چیزها هارون داخل قدس بشود با گوسالهای برای قربانی گناه و قوچی برای قربانی سوختنی *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} و پیراهن کتان مقدس را بپوشد و زیر جامهٔ کتان بر بدنش باشد و بکمربند کتان بسته شود و بعمامهٔ کتان معمم باشد اینها رخت مقدس است پس بدن خود را بآب غسل داده آنها را بپوشد *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} و از جماعت بنی اسرائیل دو بز نرینه برای قربانی گناه و یک قوچ برای قربانی سوختنی بگیرد *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} و هارون گوسالهٔ قربانی گناه را که برای خود اوست بگذراند و برای خود و اهل خانهٔ خود کفاره نماید *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} و دو بز را بگیرد و آنها را بحضور {{روخط|خداوند}} بدر خیمه اجتماع حاضر سازد *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} و هارون بر آن دو بز قرعه اندازد یک قرعه برای {{روخط|خداوند}} و یک قرعه برای عزازیل *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} و هارون بزی را که قرعه برای {{روخط|خداوند}} بر آن برآمد نزدیک بیاورد و بجهت قربانی گناه بگذراند *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و بزی که قرعه برای عزازیل بر آن برآمد بحضور {{روخط|خداوند}} زنده حاضر شود و بر آن کفاره نماید و آن را برای عزازیل بصحرا بفرستد *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و هارون گاو قربانی گناه را که برای خود اوست نزدیک بیاورد و برای خود و اهل خانه خود کفاره نماید و گاو قربانی گناه را که برای خود اوست ذبح کند *
{{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و مجمری پر از زغال آتش از روی مذبح که بحضور {{روخط|خداوند}} است و دو مشت پر از بخور معطر کوبیده<noinclude></noinclude>
2arp1mgrylum01uy06799vb8ek8pme7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۷
104
87633
286280
2026-06-13T20:39:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شده برداشته باندرون حجاب بیاورد * {{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و بخور را بر آتش بحضور {{روخط|خداوند}} بنهد تا ابر بخور کرسی رحمت را که بر تابوت شهادت است بپوشاند مبادا بمیرد * {{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و از خون گاو گرفته بر کرسی رحمت بانگشت خود بطرف مشرق بپاشد و قدری...» ایجاد کرد
286280
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شده برداشته باندرون حجاب بیاورد *
{{verse|۱۶|۱۳|color=black}} و بخور را بر آتش بحضور {{روخط|خداوند}} بنهد تا ابر بخور کرسی رحمت را که بر تابوت شهادت است بپوشاند مبادا بمیرد *
{{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و از خون گاو گرفته بر کرسی رحمت بانگشت خود بطرف مشرق بپاشد و قدری از خون را پیش روی کرسی رحمت هفت مرتبه بپاشد *
{{verse|۱۶|۱۵|color=black}} پس بز قربانی گناه را که برای قوم است ذبح نماید و خونش را باندرون حجاب بیاورد وبا خونش چنانکه با خون گاو عمل کرده بود عمل کند و آن را بر کرسی رحمت و پیش روی کرسی رحمت بپاشد *
{{verse|۱۶|۱۶|color=black}} و برای قدس کفاره نماید بسبب نجاسات بنی اسرائیل و بسبب تقصیرهای ایشان با تمامی گناهان ایشان و برای خیمه اجتماع که با ایشان در میان نجاسات ایشان ساکن است همچنین بکند *
{{verse|۱۶|۱۷|color=black}} و هیچکس در خیمه اجتماع نباشد و از وقتی که برای کردن کفاره داخل قدس بشود تا وقتی که بیرون آیدپس برای خود و برای اهل خانهٔ خود و برای تمامی جماعت اسرائیل کفاره خواهد کرد *
{{verse|۱۶|۱۸|color=black}} پس نزد مذبح که بحضور {{روخط|خداوند}} است بیرون آید و برای آن کفاره نماید و از خون گاو و از خون بز گرفته آن را بر شاخههای مذبح بهر طرف بپاشد *
{{verse|۱۶|۱۹|color=black}} و قدری از خون را بانگشت خود هفت مرتبه بر آن بپاشد و آن را تطهیر کند و آن را از نجاسات بنی اسرائیل تقدیس نماید *
{{verse|۱۶|۲۰|color=black}} و چون از کفاره نمودن برای قدس و برای خیمه اجتماع و برای مذبح فارغ شود آنگاه بز زنده را نزدیک بیاورد *
{{verse|۱۶|۲۱|color=black}} و هارون دو دست خود را بر سر بز زنده بنهد و همهٔ خطایای بنی اسرائیل و همهٔ تقصیرهای ایشان را با همهٔ گناهان ایشان اعتراف نماید و آنها را بر سر بز بگذارد و آن را بدست شخص حاضر بصحرا بفرستد *
{{verse|۱۶|۲۲|color=black}} و بز همهٔ گناهان ایشان را بزمین ویران بر خود خواهد برد پس بز را بصحرا رها کند *
{{verse|۱۶|۲۳|color=black}} و هارون بخیمه اجتماع داخل شود و رخت کتان را که در وقت داخل شدن بقدس پوشیده بود بیرون کرده آنها را در آنجا بگذارد *
{{verse|۱۶|۲۴|color=black}} و بدن خود را در جای مقدس بآب غسل دهد و رخت خود را پوشیده بیرون آید و قربانی سوختنی خود و قربانی سوختنی قوم را بگذراند و برای خود و برای قوم کفاره نماید *
{{verse|۱۶|۲۵|color=black}} و پیه قربانی گناه را بر مذبح بسوزاند *
{{verse|۱۶|۲۶|color=black}} و آنکه بز را برای عزازیل رها کرد رخت خود را بشوید و بدن خود را بآب غسل دهد و بعد از آن بلشکرگاه داخل شود *
{{verse|۱۶|۲۷|color=black}} و گاو قربانی گناه و بز قربانی گناه را که خون آنها بقدس برای کردن کفاره آورده شد<noinclude></noinclude>
fvgaiyjj59t79chbkgyzmq199bt4p12
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۸
104
87634
286281
2026-06-13T20:40:29Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بیرون لشکرگاه برده شود و پوست و گوشتو سِرگین آنها را بآتش بسوزانند * {{verse|۱۶|۲۸|color=black}} و آنکه آنها را سوزانید رخت خود را بشوید و بدن خود را بآب غسل دهد و بعد از آن بلشکرگاه داخل شود * {{verse|۱۶|۲۹|color=black}} و این برای شما فریضهٔ دائمی باشد که در روز دهم...» ایجاد کرد
286281
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیرون لشکرگاه برده شود و پوست و گوشتو سِرگین آنها را بآتش بسوزانند *
{{verse|۱۶|۲۸|color=black}} و آنکه آنها را سوزانید رخت خود را بشوید و بدن خود را بآب غسل دهد و بعد از آن بلشکرگاه داخل شود *
{{verse|۱۶|۲۹|color=black}} و این برای شما فریضهٔ دائمی باشد که در روز دهم از ماه هفتم جانهای خود را ذلیل سازید و هیچ کار مکنید خواه متوطن خواه غریبی که در میان شما مأوا گزیده باشد *
{{verse|۱۶|۳۰|color=black}} زیرا که در آن روز کفاره برای تطهیر شما کرده خواهد شد و از جمیع گناهان خود بحضور {{روخط|خداوند}} طاهر خواهید شد *
{{verse|۱۶|۳۱|color=black}} این سَبَّت آرامی برای شماست پس جانهای خود را ذلیل سازید این است فریضهٔ دائمی *
{{verse|۱۶|۳۲|color=black}} و کاهنی که مسح شده و تخصیص شده باشد تا در جای پدر خود کهانت نماید کفاره را بنماید و رختهای کتان یعنی رختهای مقدس را بپوشد *
{{verse|۱۶|۳۳|color=black}} و برای قدس مقدس کفاره نماید و برای خیمهٔ اجتماع و مذبح کفاره نماید و برای کهنه و تمامی جماعت قوم کفاره نماید *
{{verse|۱۶|۳۴|color=black}} و این برای شما فریضهٔ دائمی خواهد بود تا برای بنی اسرائیل از تمامی گناهان ایشان یک مرتبه هر سال کفاره شود پس چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرمود همچنان بعمل آورد *
{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} هارون و پسرانش و جمیع بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو این است کاری که {{روخط|خداوند}} میفرماید و میگوید *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} هر شخصی از خاندان اسرائیل که گاو یا گوسفند یا بزدر لشکرگاه ذبح نماید یا آنکه بیرون لشکرگاه ذبح نماید *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} و آن را بدر خیمه اجتماع نیاورد تا قربانی برای {{روخط|خداوند}} پیش مسکن {{روخط|خداوند}} بگذراند بر آن شخص خون محسوب خواهد شد او خون ریخته است و آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} تا آنکه بنی اسرائیل ذبایح خود را که در صحرا ذبح میکنند بیاورند یعنی برای {{روخط|خداوند}} بدر خیمهٔ اجتماع نزد کاهن آنها را بیاورند و آنها را بجهت ذبایح سلامتی برای {{روخط|خداوند}} ذبح نمایند *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} و کاهن خون را بر مذبح {{روخط|خداوند}} نزد در خیمه اجتماع بپاشد و پیه را بسوزاند تا عطر خوشبو برای {{روخط|خداوند}} شود *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} و بعد از این ذبایح خود را برای دیوهائی که در عقب آنها زنا میکنند دیگر ذبح ننمایند این برای ایشان در پشتهای ایشان فریضهٔ دائمی خواهد بود *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} و ایشان را بگو هر کس از خاندان اسرائیل و از غریبانی که در میان شما<noinclude></noinclude>
tqj3xc2c1s2n6wbmlczz2su6bedhaus
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸۹
104
87635
286282
2026-06-13T20:40:50Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «مأوا گزینند که قربانی سوختنی یا ذبیحه بگذراند * {{verse|۱۷|۹|color=black}} و آن را بدر خیمه اجتماع نیاورد تا آن را برای {{روخط|خداوند}} بگذراند آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد * {{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و هر کس از خاندان اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما مأوا گز...» ایجاد کرد
286282
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>مأوا گزینند که قربانی سوختنی یا ذبیحه بگذراند *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} و آن را بدر خیمه اجتماع نیاورد تا آن را برای {{روخط|خداوند}} بگذراند آن شخص از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و هر کس از خاندان اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما مأوا گزینند که هر قسم خون را بخورد من روی خود را بر آن شخصی که خون خورده باشد برمیگردانم و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} زیرا که جان جسد در خون است و من آن را بر مذبح بشما دادهام تا برای جانهای شما کفاره کند زیرا خون است که برای جان کفاره میکند *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} بنابراین بنی اسرائیلرا گفتهام هیچکس از شما خون نخورد و غریبی که در میان شما مأوا گزیند خون نخورد *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و هر شخص از بنی اسرائیل یا از غریبانی که در میان شما مأوا گزینند که هر جانور یا مرغی را که خورده میشود صید کند پس خون آن را بریزد و بخاک بپوشاند *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} زیرا جان هر ذیجسد خون آن و جان آن یکی است پس بنی اسرائیل را گفتهام خون هیچ ذی جسد را مخورید زیرا جان هر ذی جسد خون آن است هر که آن را بخورد منقطع خواهد شد *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} و هر کسی از متوطنان یا از غریبانی که میته یا دریده شدهای بخورد رخت خود را بشوید و بآب غسل کند و تا شام نجس باشد پس طاهر خواهد شد *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} و اگر آن را نشوید و بدن خود را غسل ندهد متحمل گناه خود خواهد بود *
{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} مثل اعمال زمین مصر که در آن ساکن میبودید عمل منمایید و مثل اعمال زمین کنعان که من شما را بآنجا داخل خواهم کرد عمل منمایید و برحسب فرایض ایشان رفتار مکنید *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} احکام مرا بجا آورید و فرایض مرا نگاه دارید تا در آنها رفتار نمایید من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} پس فرایض و احکام مرا نگاه دارید که هر آدمی که آنها را بجاآورد در آنها زیست خواهد کرد من یهوه هستم *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} هیچ کس باحدی از اقربای خویش نزدیکی ننماید تا کشف عورت او بکند من یهوه هستم *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} عورت پدر خود یعنی عورت مادر خود را کشف منما او مادر توست کشف عورت او مکن *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} عورت زن پدر خود را کشف مکن آن<noinclude></noinclude>
bzck16n079yatei9lz3x44tah2xqbhc
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۰
104
87636
286283
2026-06-13T20:41:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «عورت پدر تو است * {{verse|۱۸|۹|color=black}} عورت خواهر خود خواه دختر پدرت خواه دختر مادرت چه مولود در خانه چه مولود بیرون عورت ایشان را کشف منما * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} عورت دختر پسرت و دختر دخترت عورت ایشان را کشف مکن زیرا که اینها عورت تو است * {{verse|۱۸|۱۱|color=bla...» ایجاد کرد
286283
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عورت پدر تو است *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} عورت خواهر خود خواه دختر پدرت خواه دختر مادرت چه مولود در خانه چه مولود بیرون عورت ایشان را کشف منما *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} عورت دختر پسرت و دختر دخترت عورت ایشان را کشف مکن زیرا که اینها عورت تو است *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} عورت دختر زن پدرت که از پدر تو زاییده شده باشد او خواهر تو است کشف عورت او را مکن *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} عورت خواهر پدر خود را کشف مکن او از اقربای پدر تو است *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} عورت خواهر مادر خود را کشف مکن او از اقربای مادر تو است *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} عورت برادر پدر خود را کشف مکن و بزن او نزدیکی منما او بمنزلهٔ عمهٔ تو است *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} عورت عروس خود را کشف مکن او زن پسر تو است عورت او را کشف مکن *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} عورت زن برادر خود را کشف مکن آن عورت برادر تو است *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} عورت زنی را با دخترش کشف مکن و دختر پسر او یا دختر دختر او را مگیر تا عورت او را کشف کنی اینان از اقربای او میباشند و این فجور است *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و زنی را با خواهرش مگیر تا هیوی او بشود و تا عورت او را با وی مادامی که او زنده است کشف نمائی *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و بزنی در نجاست حیضش نزدیکی منما تاعورت او را کشف کنی *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و با زن همسایهٔ خود همبستر مشو تا خود را با وی نجس سازی *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و کسی از ذریت خود را برای مولک از آتش مگذران و نام خدای خود را بیحرمت مساز من یهوه هستم *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و با ذکور مثل زن جماع مکن زیرا که این فجور است *
{{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و با هیچ بهیمهای جماع مکن تا خود را بآن نجس سازی و زنی پیش بهیمهای نایستد تا با آن جماع کند زیرا که این فجور است *
{{verse|۱۸|۲۴|color=black}} بهیچ کدام از اینها خویشتن را نجس مسازید زیرا بهمهٔ اینها امتهائی که من پیش روی شما بیرون میکنم نجس شدهاند *
{{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و زمین نجس شده است و انتقام گناهش را از آن خواهم کشید و زمین ساکنان خود را قی خواهد نمود *
{{verse|۱۸|۲۶|color=black}} پس شما فرایض و احکام مرا نگاه دارید و هیچ کدام از این فجور را بعمل نیاورید نه متوطن و نه غریبی که در میان شما مأوا گزیند *
{{verse|۱۸|۲۷|color=black}} زیرا مردمان آن زمین که قبل از شما بودند جمیع این فجور را کردند و زمین نجس شده است *
{{verse|۱۸|۲۸|color=black}} مبادا زمین شما را نیز قی کند اگر آن را نجس سازید چنانکه امتهائی را که قبل از شما بودند قی کرده است *
{{verse|۱۸|۲۹|color=black}} زیرا هر کسی که یکی از این فجور را بکند همهٔ کسانی که کرده باشند از میان قوم خود منقطع خواهند شد *
{{verse|۱۸|۳۰|color=black}} پس وصیت مرا نگاه دارید و از این رسوم زشت که قبل<noinclude></noinclude>
e9yq15kbzfa1n6l6mvsjrsrgv9oioff
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۱
104
87637
286284
2026-06-13T20:41:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از شما بعمل آورده شده است عمل منمایید و خود را بآنها نجس مسازید من یهوه خدای شما هستم * {{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}} {{فصل|۱۹}} {{verse|۱۹|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۱۹|۲|color=black}} تمامی جماعت بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو مقد...» ایجاد کرد
286284
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از شما بعمل آورده شده است عمل منمایید و خود را بآنها نجس مسازید من یهوه خدای شما هستم *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} تمامی جماعت بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو مقدس باشید زیرا که من یهوه خدای شما قدوس هستم *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} هر یکی از شما مادر و پدر خود را احترام نماید و سَبَّتهای مرا نگاه دارید من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} به سوی بتها میل مکنید و خدایان ریخته شده برای خود مسازید من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} و چون ذبیحه سلامتی نزد {{روخط|خداوند}} بگذرانید آن را بگذرانید تا مقبول شوید *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} در روزی که آن را ذبح نمایید و در فردای آن روز خورده شود و اگر چیزی از آن تا روز سوم بماند بآتش سوخته شود *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} و اگر در روز سوم خورده شود مکروه میباشد مقبول نخواهد شد *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} و هر که آن را بخورد متحمل گناه خود خواهد بود زیرا چیز مقدس {{روخط|خداوند}} را بیحرمت کرده است آن کس از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} و چون حاصل زمین خود را درو کنید گوشههای مزرعه خود را تمام نکنید و محصول خود را خوشهچینی مکنید *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و تاکستان خود را دانهچینی منما و خوشههای ریخته شدهٔ تاکستان خود را بر مچین آنها را برای فقیر و غریب بگذار من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} دزدی مکنید و مکر منمایید و با یکدیگر دروغ مگویید *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و بنام من قسم دروغ مخورید که نام خدای خود را بیحرمت نموده باشی من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} مال همسایه خود را غصب منما و ستم مکن و مزد مزدور نزد تو تا صبح نماند *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} کر را لعنت مکن و پیش روی کور سنگ لغزش مگذار و از خدای خود بترس من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} در داوری بیانصافی مکن و فقیر را طرفداری منما و بزرگ را محترم مدار و دربارهٔ همسایهٔ خود بانصاف داوری بکن *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} در میان قوم خود برای سخنچینی گردش مکن و بر خون همسایه خود مایست من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} برادر خود را در دل خود بغض منما البته همسایهٔ خود را تنبیه کن و بسبب او متحمل گناه مباش *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} از ابنای قوم خود انتقام مگیر و کینه مورز و همسایهٔ خود را مثل خویشتن محبت نما من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} فرایض مرا نگاه دارید بهیمهٔ<noinclude></noinclude>
prxq6ofkf4pxmbgixkpmdcnpbjrjnc0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۲
104
87638
286285
2026-06-13T20:42:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را با غیر جنس آن بجماع وامدار و مزرعه خود را بدو قسم تخم مکار و رخت از دوقسم بافته شده در بر خود مکن * {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و مردی که با زنی همبستر شود و آن زن کنیز و نامزد کسی باشد اما فدیه نداده شده و نه آزادی باو بخشیده ایشان را سیاست باید کرد لی...» ایجاد کرد
286285
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را با غیر جنس آن بجماع وامدار و مزرعه خود را بدو قسم تخم مکار و رخت از دوقسم بافته شده در بر خود مکن *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و مردی که با زنی همبستر شود و آن زن کنیز و نامزد کسی باشد اما فدیه نداده شده و نه آزادی باو بخشیده ایشان را سیاست باید کرد لیکن کشته نشوند زیرا که او آزاد نبود *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و مرد برای قربانی جرم خود قوچ قربانی جرم را نزد {{روخط|خداوند}} بدر خیمه اجتماع بیاورد *
{{verse|۱۹|۲۲|color=black}} و کاهن برای وی بقوچ قربانی جرم نزد {{روخط|خداوند}} گناهش را که کرده است کفاره خواهد کرد و او از گناهی که کرده است آمرزیده خواهد شد *
{{verse|۱۹|۲۳|color=black}} و چون بآن زمین داخل شدید و هر قسم درخت را برای خوراک نشاندید پس میوهٔ آن را مثل نامختونی آن بشمارید سه سال برای شما نامختون باشد خورده نشود *
{{verse|۱۹|۲۴|color=black}} و در سال چهارم همهٔ میوهٔ آن برای تمجید {{روخط|خداوند}} مقدس خواهد بود *
{{verse|۱۹|۲۵|color=black}} و در سال پنجم میوهٔ آن را بخورید تا محصول خود را برای شما زیاده کند من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۲۶|color=black}} هیچ چیز را با خون مخورید و تفأل مزنید و شگون مکنید *
{{verse|۱۹|۲۷|color=black}} گوشههای سر خود را متراشید و گوشههای ریش خود را مچینید *
{{verse|۱۹|۲۸|color=black}} بدن خود را بجهت مرده مجروح مسازید و هیچ نشان بر خود داغ مکنید من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۲۹|color=black}} دختر خود را بیعصمت مساز و او را بفاحشگی وامدار مبادا زمین مرتکب زنا شود و زمین پر از فجور گردد *
{{verse|۱۹|۳۰|color=black}} سَبَّتهای مرا نگاه دارید و مکان مقدس مرا محترم دارید من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۳۱|color=black}} باصحاب اجنه توجه مکنید و از جادوگران پرسش منمایید تا خود را بایشان نجس سازید من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۳۲|color=black}} در پیش ریش سفید برخیز و روی مرد پیر را محترم دار و از خدای خود بترس من یهوه هستم *
{{verse|۱۹|۳۳|color=black}} و چون غریبی با تو در زمین شما مأوا گزیند او را میازارید *
{{verse|۱۹|۳۴|color=black}} غریبی که در میان شما مأوا گزیند مثل متوطن از شما باشد و او را مثلخود محبت نما زیرا که شما در زمین مصر غریب بودید من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۱۹|۳۵|color=black}} در عدل هیچ بیانصافی مکنید یعنی در پیمایش یا در وزن یا در پیمانه *
{{verse|۱۹|۳۶|color=black}} ترازوهای راست و سنگهای راست و ایفهٔ راست و هین راست بدارید من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم *
{{verse|۱۹|۳۷|color=black}} پس جمیع فرایض مرا و احکام مرا نگاه دارید و آنها را بجا آورید من یهوه هستم *<noinclude></noinclude>
p4i7j1av4fy2pxyg5ta3sj2cnmimcn0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۳
104
87639
286286
2026-06-13T20:42:22Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۲۰|۲|color=black}} بنی اسرائیل را بگو هر کسی از بنی اسرائیل یا از غریبانی که در اسرائیل مأوا گزینند که از ذریت خود بمولَک بدهد البته کشته شود قوم زمین او را با...» ایجاد کرد
286286
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} بنی اسرائیل را بگو هر کسی از بنی اسرائیل یا از غریبانی که در اسرائیل مأوا گزینند که از ذریت خود بمولَک بدهد البته کشته شود قوم زمین او را با سنگ سنگسار کنند *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} و من روی خود را بضد آن شخص خواهم گردانید و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت زیرا که از ذریت خود بمولک داده است تا مکان مقدس مرا نجس سازد و نام قدوس مرا بیحرمت کند *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} و اگر قوم زمین چشمان خود را از آن شخص بپوشانند وقتی که از ذریت خود بمولک داده باشد و او را نکشند *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} آنگاه من روی خود را بضد آن شخص و خاندانش خواهم گردانید و او را و همهٔ کسانی را که در عقب او زناکار شده در پیروی مولک زنا کردهاند از میان قوم ایشان منقطع خواهم ساخت *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} و کسی که بسوی صاحبان اجنه و جادوگران توجه نماید تا در عقب ایشان زنا کند من روی خود را بضد آن شخص خواهم گردانید و او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} پس خود را تقدیس نمایید و مقدس باشید زیرا من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} و فرایض مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید من یهوه هستم که شما را تقدیس مینمایم *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} و هر کسی که پدر یا مادر خود را لعنت کند البته کشته شود چونکه پدر و مادر خود را لعنت کرده است خونش بر خود او خواهد بود *
{{verse|۲۰|۱۰|color=black}} و کسی که با زن دیگری زنا کند یعنی هر که با زن همسایه خود زنا نماید زانی و زانیه البته کشته شوند *
{{verse|۲۰|۱۱|color=black}} و کسی که با زن پدر خود بخوابد و عورت پدر خود را کشف نماید هر دو البته کشته شوند خون ایشان بر خود ایشان است *
{{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و اگر کسی با عروس خود بخوابد هر دو ایشان البته کشته شوند فاحشگی کردهاند خون ایشان بر خود ایشان است *
{{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و اگر مردی با مردی مثل با زن بخوابد هر دو فجور کردهاند هر دو ایشان البته کشته شوند خون ایشان بر خود ایشان است *
{{verse|۲۰|۱۴|color=black}} و اگر کسی زنی و مادرش را بگیرد این قباحت است او و ایشان بآتش سوخته شوند تا در میان شما قباحتی نباشد *
{{verse|۲۰|۱۵|color=black}} و مردی که با بهیمهای جماع کند البته کشته شود و آن بهیمه را نیز بکشید *
{{verse|۲۰|۱۶|color=black}} و زنی که ببهیمهای نزدیک شود تا با آن جماع کند آن زن و بهیمه را بکش البته کشته شوند خون آنها بر خود آنهاست *<noinclude></noinclude>
jlqmli9843q00l39zvx21ynz3csosja
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۴
104
87640
286287
2026-06-13T20:42:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} و کسی کهخواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگیرد و عورت او را ببیند و او عورت وی را ببیند این رسوائی است در پیش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند چون که عورت خواهر خود را کشف کرده است متحمل گناه خود خواهد بود * {{verse|۲۰|...» ایجاد کرد
286287
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} و کسی کهخواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگیرد و عورت او را ببیند و او عورت وی را ببیند این رسوائی است در پیش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند چون که عورت خواهر خود را کشف کرده است متحمل گناه خود خواهد بود *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} و کسی که با زن حایض بخوابد و عورت او را کشف نماید او چشمهٔ او را کشف کرده است و او چشمهٔ خون خود را کشف نموده است هر دوی ایشان از میان قوم خود منقطع خواهند شد *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و عورت خواهر مادرت یا خواهر پدرت را کشف مکن آن کس خویش خود را عریان ساخته است ایشان متحمل گناه خود خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و کسی که با زن عموی خود بخوابد عورت عموی خود را کشف کرده است متحمل گناه خود خواهند بود بیکس خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۱|color=black}} و کسی که زن برادر خود را بگیرد این نجاست است عورت برادر خود را کشف کرده است بیکس خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۲|color=black}} پس جمیع فرایض مرا و جمیع احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید تا زمینی که من شما را بآنجا میآورم تا در آن ساکن شوید شما را قی نکند *
{{verse|۲۰|۲۳|color=black}} و برسوم قومهائی که من آنها را از پیش شما بیرون میکنم رفتار ننمایید زیرا که جمیع این کارها را کردند پس ایشان را مکروه داشتم *
{{verse|۲۰|۲۴|color=black}} و بشما گفتم شما وارث این زمین خواهید بود ومن آن را بشما خواهم داد و وارث آن بشوید زمینی که بشیر و شهد جاری است من یهوه خدای شما هستم که شما را از امتها امتیاز کردهام *
{{verse|۲۰|۲۵|color=black}} پس در میان بهایم طاهر و نجس و در میان مرغان نجس و طاهر امتیاز کنید وجانهای خود را ببهیمه یا مرغ یا بهیچ چیزی که بر زمین میخزد مکروه مسازید که آنها را برای شما جدا کردهام تا نجس باشند *
{{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و برای من مقدس باشید زیرا که من یهوه قدوس هستم و شما را از امتها امتیاز کردهام تا از آن من باشید *
{{verse|۲۰|۲۷|color=black}} مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد البته کشته شوند ایشان را بسنگ سنگسار کنید خون ایشان بر خود ایشان است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بکاهنانیعنی پسران هارون خطاب کرده بایشان بگو کسی از شما برای مردگان خود را نجس نسازد *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} جز برای خویشان نزدیک<noinclude></noinclude>
g7c8qad89h3z8sn2227zwv4mc8hsbqz
286289
286287
2026-06-13T20:44:07Z
Hanooz
17889
286289
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} و کسی کهخواهر خود را خواه دختر پدرش خواه دختر مادرش باشد بگیرد و عورت او را ببیند و او عورت وی را ببیند این رسوائی است در پیش چشمان پسران قوم خود منقطع شوند چون که عورت خواهر خود را کشف کرده است متحمل گناه خود خواهد بود *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} و کسی که با زن حایض بخوابد و عورت او را کشف نماید او چشمهٔ او را کشف کرده است و او چشمهٔ خون خود را کشف نموده است هر دوی ایشان از میان قوم خود منقطع خواهند شد *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} و عورت خواهر مادرت یا خواهر پدرت را کشف مکن آن کس خویش خود را عریان ساخته است ایشان متحمل گناه خود خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و کسی که با زن عموی خود بخوابد عورت عموی خود را کشف کرده است متحمل گناه خود خواهند بود بیکس خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۱|color=black}} و کسی که زن برادر خود را بگیرد این نجاست است عورت برادر خود را کشف کرده است بیکس خواهند بود *
{{verse|۲۰|۲۲|color=black}} پس جمیع فرایض مرا و جمیع احکام مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید تا زمینی که من شما را بآنجا میآورم تا در آن ساکن شوید شما را قی نکند *
{{verse|۲۰|۲۳|color=black}} و برسوم قومهائی که من آنها را از پیش شما بیرون میکنم رفتار ننمایید زیرا که جمیع این کارها را کردند پس ایشان را مکروه داشتم *
{{verse|۲۰|۲۴|color=black}} و بشما گفتم شما وارث این زمین خواهید بود ومن آن را بشما خواهم داد و وارث آن بشوید زمینی که بشیر و شهد جاری است من یهوه خدای شما هستم که شما را از امتها امتیاز کردهام *
{{verse|۲۰|۲۵|color=black}} پس در میان بهایم طاهر و نجس و در میان مرغان نجس و طاهر امتیاز کنید وجانهای خود را ببهیمه یا مرغ یا بهیچ چیزی که بر زمین میخزد مکروه مسازید که آنها را برای شما جدا کردهام تا نجس باشند *
{{verse|۲۰|۲۶|color=black}} و برای من مقدس باشید زیرا که من یهوه قدوس هستم و شما را از امتها امتیاز کردهام تا از آن من باشید *
{{verse|۲۰|۲۷|color=black}} مرد و زنی که صاحب اجنه یا جادوگر باشد البته کشته شوند ایشان را بسنگ سنگسار کنید خون ایشان بر خود ایشان است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت بکاهنانیعنی پسران هارون خطاب کرده بایشان بگو کسی از شما برای مردگان خود را نجس نسازد *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} جز برای خویشان نزدیک خود<noinclude></noinclude>
4o9bvxxbduhzgmtny85zkn5qt7md7ab
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۵
104
87641
286288
2026-06-13T20:43:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یعنی برای مادرش و پدرش و پسرش و دخترش و برادرش * {{verse|۲۱|۳|color=black}} و برای خواهر باکرهٔ خود که قریب او باشد و شوهر ندارد برای او خود را نجس تواند کرد * {{verse|۲۱|۴|color=black}} چونکه در قوم خود رئیس است خود را نجس نسازد تا خویشتن را بیعصمت نماید * {{verse|۲۱|۵|color=...» ایجاد کرد
286288
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یعنی برای مادرش و پدرش و پسرش و دخترش و برادرش *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} و برای خواهر باکرهٔ خود که قریب او باشد و شوهر ندارد برای او خود را نجس تواند کرد *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} چونکه در قوم خود رئیس است خود را نجس نسازد تا خویشتن را بیعصمت نماید *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} سر خود را بیمو نسازند و گوشههای ریش خود را نتراشند و بدن خود را مجروح ننمایند *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} برای خدای خود مقدس باشند و نام خدای خود را بیحرمت ننمایند زیرا که هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} و طعام خدای خود را ایشان میگذرانند پس مقدس باشند *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} زن زانیه یا بیعصمت را نکاح ننمایند و زن مطلقّه از شوهرش را نگیرند زیرا او برای خدای خود مقدس است *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} پس او را تقدیس نما زیرا که او طعام خدای خود را میگذراند پس برای تو مقدس باشد زیرا من یهوه که شما را تقدیسمیکنم قدوس هستم *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} و دختر هر کاهنی که خود را بفاحشگی بیعصمت ساخته باشد پدر خود را بیعصمت کرده است بآتش سوخته شود *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} و آن که از میان برادرانش رئیس کهنه باشد که بر سر او روغن مسح ریخته شده و تخصیص گردیده باشد تا لباس را بپوشد موی سر خود را نگشاید و گریبان خود را چاک نکند *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و نزد هیچ شخص مرده نرود و برای پدر خود و مادر خود خویشتن را نجس نسازد *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} و از مکان مقدس بیرون نرود و مکان مقدس خدای خود را بیعصمت نسازد زیرا که تاج روغن مسح خدای او بر وی میباشد من یهوه هستم *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و او زن باکرهای نکاح کند *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و بیوه و مطلقه و بیعصمت و زانیه اینها را نگیرد فقط باکرهای از قوم خود را بزنی بگیرد *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و ذریت خود را در میان قوم خود بیعصمت نسازد من یهوه هستم که او را مقدس میسازم *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} هارون را خطاب کرده بگو هر کس از اولاد تو در طبقات ایشان که عیب داشته باشد نزدیک نیاید تا طعام خدای خود را بگذراند *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} پس هر کس که عیب دارد نزدیک نیاید نه مرد کور و نه لنگ و نه پهن بینی و نه زایدالاعضا *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} و نه کسی که شکسته پا یا شکسته دست باشد *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و نه گوژپشت و نه کوتاه قد و نه کسی که در چشم خود لکه دارد و نه صاحب جَرَب و نه کسی که گری دارد و نه شکسته بیضه *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} هر کس از اولاد هارون کاهن که عیب داشته باشد نزدیک نیاید تا هدایای آتشین {{روخط|خداوند}} را بگذراند چونکه معیوب است برای گذرانیدن طعام<noinclude></noinclude>
0hacqdiei53xy7mrnexgd80e6t0kxwe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۶
104
87642
286290
2026-06-13T20:44:37Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خدای خود نزدیک نیاید * {{verse|۲۱|۲۲|color=black}} طعام خدای خود را خواه از آنچهقدساقداس است و خواه از آنچه مقدس است بخورد * {{verse|۲۱|۲۳|color=black}} لیکن بحجاب داخل نشود و بمذبح نزدیک نیاید چونکه معیوب است تا مکان مقدس مرا بیحرمت نسازد من یهوه هستم که ایشان را ت...» ایجاد کرد
286290
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خدای خود نزدیک نیاید *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} طعام خدای خود را خواه از آنچهقدساقداس است و خواه از آنچه مقدس است بخورد *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} لیکن بحجاب داخل نشود و بمذبح نزدیک نیاید چونکه معیوب است تا مکان مقدس مرا بیحرمت نسازد من یهوه هستم که ایشان را تقدیس میکنم *
{{verse|۲۱|۲۴|color=black}} پس موسی هارون و پسرانش و تمامی بنی اسرائیل را چنین گفت *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} هارون و پسرانش را بگو که از موقوفات بنی اسرائیل که برای من وقف میکنند احتراز نمایند و نام قدوس مرا بیحرمت نسازند من یهوه هستم *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} به ایشان بگو هر کس از همهٔ ذریت شما در نسلهای شما که بموقوفاتی که بنی اسرائیل برای {{روخط|خداوند}} وقف نمایند نزدیک بیاید و نجاست او بر وی باشد آن کس از حضور من منقطع خواهد شد من یهوه هستم *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} هر کس از ذریت هارون که مبروص یا صاحب جریان باشد تا طاهر نشود از چیزهای مقدس نخورد و کسی که هر چیزی را که از میت نجس شود لمس نماید و کسی که منی از وی درآید *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} و کسی که هر حشرات را که از آن نجس میشوند لمس نماید یا آدمی را که از او نجس میشوند از هر نجاستی که دارد *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} پس کسی که یکی از اینها را لمس نماید تا شام نجس باشد و تا بدن خود را بآب غسل ندهد از چیزهای مقدس نخورد *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} و چون آفتاب غروب کند آنگاه طاهر خواهد بود و بعد از آن از چیزهای مقدس بخورد چونکه خوراک وی است *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} مِیته یا دریده شده را نخورد تا از آن نجس شود من یهوه هستم *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} پس وصیت مرا نگاه دارند مبادا بسبب آن متحمل گناه شوند و اگر آن را بیحرمت نمایند بمیرند من یهوه هستم که ایشان را تقدیس مینمایم *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} هیچ غریبی چیز مقدس نخورد و مهمان کاهن ومزدور او چیز مقدس نخورد *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} اما اگر کاهن کسی را بخرد زرخرید او میباشد او آن را بخورد و خانهزاد او نیز هر دو خوراک او را بخورند *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} و دختر کاهن اگر منکوحهٔ مرد غریب باشد از هدایای مقدس نخورد *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} و دختر کاهن که بیوه یا مطلقه بشود و اولاد نداشته بخانه پدر خود مثل طفولیتش برگردد خوراک پدر خود را بخورد لیکن هیچ غریب از آن نخورد *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و اگر کسی سهواً چیز مقدس را بخورد پنج یک بر آن اضافه کرده آن چیز مقدس<noinclude></noinclude>
qr4u2oql92xap3eu3503hmd825s9ax0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۷
104
87643
286291
2026-06-13T20:45:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «را بکاهن بدهد * {{verse|۲۲|۱۵|color=black}} و چیزهای مقدس بنی اسرائیل را که برای {{روخط|خداوند}} میگذرانند بیحرمت نسازند * {{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و بخوردن چیزهای مقدس ایشان ایشان را متحمل جرم گناه نسازند زیرا من یهوه هستم که ایشان را تقدیس مینمایم * {{verse|۲۲|۱۷|color...» ایجاد کرد
286291
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>را بکاهن بدهد *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} و چیزهای مقدس بنی اسرائیل را که برای {{روخط|خداوند}} میگذرانند بیحرمت نسازند *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و بخوردن چیزهای مقدس ایشان ایشان را متحمل جرم گناه نسازند زیرا من یهوه هستم که ایشان را تقدیس مینمایم *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} هارون و پسرانش و جمیع بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو هر کس از خاندان اسرائیل و از غریبانی که در اسرائیل باشند که قربانی خود را بگذراند خواه یکی از نذرهای ایشان خواه یکی از نوافل ایشان که آن را برای قربانی سوختنی نزد {{روخط|خداوند}} میگذرانند *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} تا شما مقبول شوید آن را نر بیعیب از گاو یا از گوسفند یا از بز بگذرانید *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} هر چه را که عیب دارد مگذرانید برای شما مقبول نخواهد شد *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} و اگر کسی ذبیحه سلامتی برای {{روخط|خداوند}} بگذراند خواه برای وفای نذر خواه برای نافله چه از رمه چه از گله آن بیعیب باشد تا مقبولبشود البته هیچ عیب در آن نباشد *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} کور یا شکسته یا مجروح یا آبلهدار یا صاحب جَرَب یا گری اینها را برای {{روخط|خداوند}} مگذرانید و از اینها هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بر مذبح مگذارید *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} اما گاو و گوسفند که زاید یا ناقص اعضا باشد آن را برای نوافل بگذران لیکن برای نذر قبول نخواهد شد *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} و آنچه را که بیضهٔ آن کوفته یا فشرده یا شکسته یا بریده باشد برای {{روخط|خداوند}} نزدیک میاورید و در زمین خود قربانی مگذرانید *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} و از دست غریب نیز طعام خدای خود را از هیچ یک از اینها مگذرانید زیرا فساد آنها در آنهاست چونکه عیب دارند برای شما مقبول نخواهند شد *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} چون گاو یا گوسفند یا بز زاییده شود هفت روز نزد مادر خود بماند و در روز هشتم و بعد برای قربانی هدیهٔ آتشین نزد {{روخط|خداوند}} مقبول خواهد شد *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} اما گاو یا گوسفند آن را با بچهاش در یک روز ذبح منمایید *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} و چون ذبیحه تشکر برای {{روخط|خداوند}} ذبح نمایید آن را ذبح کنید تا مقبول شوید *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} در همان روز خورده شود و چیزی از آن را تا صبح نگاه ندارید من یهوه هستم *
{{verse|۲۲|۳۱|color=black}} پس اوامر مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید من یهوه هستم *
{{verse|۲۲|۳۲|color=black}} و نام قدوس مرا بیحرمت مسازید و در میان بنی اسرائیل تقدیس خواهم شد من یهوه هستم که شما را تقدیس مینمایم *
{{verse|۲۲|۳۳|color=black}} و شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای شما باشم من یهوه هستم *<noinclude></noinclude>
gbxvcc5ygspuguanvmqnili2apsmq2m
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۸
104
87644
286292
2026-06-13T20:45:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۲۳|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو موسمهای {{روخط|خداوند}} که آنها را محفلهای مقدس خواهید خواند اینها موسمهای من میباشند * {{verse|۲۳|۳|color=...» ایجاد کرد
286292
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو موسمهای {{روخط|خداوند}} که آنها را محفلهای مقدس خواهید خواند اینها موسمهای من میباشند *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} شش روز کار کرده شود و در روز هفتم سَبَّت آرامی و محفل مقدس باشد هیچ کار مکنید آن در همهٔ مسکنهای شما سَبَّت برای {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} اینها موسمهای {{روخط|خداوند}} و محفلهای مقدس میباشد که آنها را در وقتهای آنها اعلان باید کرد *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} در ماه اول در روز چهاردهم ماه بینالعصرین فصح {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} و در روز پانزدهم این ماه عید فطیر برای {{روخط|خداوند}} است هفت روز فطیر بخورید *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} در روز اول محفل مقدس برای شما باشد هیچ کار از شغل مکنید *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} هفت روز هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید و در روز هفتم محفل مقدس باشد هیچ کار از شغل مکنید *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو چون بزمینی که من بشما میدهم داخل شوید و محصول آن را درو کنید آنگاه بافهٔ نوبر خود رانزد کاهن بیاورید *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} و بافه را بحضور {{روخط|خداوند}} بجنباند تا شما مقبول شوید در فردای بعد از سَبَّت کاهن آن را بجنباند *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} و در روزی که شما بافه را میجنبانید برهٔ یک سالهٔ بیعیب برای قربانی سوختنی بحضور {{روخط|خداوند}} بگذرانید *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و هدیهٔ آردی آن دو عشر آرد نرم سرشته شده بروغن خواهد بود تا هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو برای {{روخط|خداوند}} باشد و هدیهٔ ریختنی آن چهار یک هین شراب خواهد بود *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} و نان و خوشههای برشته شده و خوشههای تازه مخورید تا همان روزی که قربانی خدای خود را بگذرانید این برای پشتهای شما در همهٔ مسکنهای شما فریضهای ابدی خواهد بود *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} و از فردای آن سَبَّت از روزی که بافهٔ جنبانیدنی را آورده باشید برای خود بشمارید تا هفت هفته تمام بشود *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} تا فردای بعد از سَبَّت هفتم پنجاه روز بشمارید و هدیهٔ آردی تازه برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید *
{{verse|۲۳|۱۷|color=black}} از مسکنهای خود دو نان جنبانیدنی از دو عشر بیاورید از آرد نرم باشد و با خمیر مایه پخته شود تا نوبر برای {{روخط|خداوند}} باشد *
{{verse|۲۳|۱۸|color=black}} و همراه نان هفت برهٔ یک سالهٔ بیعیب و یک گوساله و دو قوچ و آنها با هدیهٔ آردی و هدیهٔ ریختنی آنها قربانی سوختنی برای<noinclude></noinclude>
rhrwqwfawxvm646squiud6yph6kzfso
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۹۹
104
87645
286293
2026-06-13T20:46:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} خواهدبود و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو برای {{روخط|خداوند}} * {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} و یک بز نر برای قربانی گناه و دو برهٔ نر یک ساله برای ذبیحهٔ سلامتی بگذرانید * {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} و کاهن آنها را با نان نوبر بجهت هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خ...» ایجاد کرد
286293
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} خواهدبود و هدیهٔ آتشین و عطر خوشبو برای {{روخط|خداوند}} *
{{verse|۲۳|۱۹|color=black}} و یک بز نر برای قربانی گناه و دو برهٔ نر یک ساله برای ذبیحهٔ سلامتی بگذرانید *
{{verse|۲۳|۲۰|color=black}} و کاهن آنها را با نان نوبر بجهت هدیهٔ جنبانیدنی بحضور {{روخط|خداوند}} با آن دو بره بجنباند تا برای {{روخط|خداوند}} بجهت کاهن مقدس باشد *
{{verse|۲۳|۲۱|color=black}} و در همان روز منادی کنید که برای شما محفل مقدس باشد و هیچ کار از شغل مکنید در همهٔ مسکنهای شما بر پشتهای شما فریضهٔ ابدی باشد *
{{verse|۲۳|۲۲|color=black}} و چون محصول زمین خود را درو کنید گوشههای مزرعهٔ خود را تماماً درو مکن و حصاد خود را خوشهچینی منما آنها را برای فقیر و غریب بگذار من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۳|۲۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۳|۲۴|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو در ماه هفتم در روز اول ماه آرامی سَبَّت برای شما خواهد بود یعنی یادگاری نواختن کَرِنّاها و محفل مقدس *
{{verse|۲۳|۲۵|color=black}} هیچ کار از شغل مکنید و هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید *
{{verse|۲۳|۲۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۳|۲۷|color=black}} در دهم این ماهِ هفتم روز کفاره است این برای شما محفل مقدس باشد جانهای خود را ذلیل سازید و هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید *
{{verse|۲۳|۲۸|color=black}} و در همان روز هیچ کار مکنید زیراکه روز کفاره است تا برای شما بحضور یهوه خدای شما کفاره بشود *
{{verse|۲۳|۲۹|color=black}} و هر کسی که در همان روز خود را ذلیل نسازد از قوم خود منقطع خواهد شد *
{{verse|۲۳|۳۰|color=black}} و هر کسی که در همان روز هرگونه کاری بکند آن شخص را از میان قوم او منقطع خواهم ساخت *
{{verse|۲۳|۳۱|color=black}} هیچ کار مکنید برای پشتهای شما در همهٔ مسکنهای شما فریضهایابدی است *
{{verse|۲۳|۳۲|color=black}} این برای شما سَبَّت آرامی خواهدبود پس جانهای خود را ذلیل سازید در شام روز نهم از شام تا شام سَبَّت خود را نگاه دارید *
{{verse|۲۳|۳۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۳|۳۴|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو در روز پانزدهم این ماه هفتم عید خیمهها هفت روز برای {{روخط|خداوند}} خواهد بود *
{{verse|۲۳|۳۵|color=black}} در روز اول محفل مقدس باشد هیچ کار از شغل مکنید *
{{verse|۲۳|۳۶|color=black}} هفت روز هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید و در روز هشتم جشن مقدس برای شما باشد و هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید این تکمیل عید است هیچ کار از شغل مکنید *
{{verse|۲۳|۳۷|color=black}} این موسمهای {{روخط|خداوند}} است که در آنها محفلهای مقدس را اعلان بکنید تا هدیهٔ آتشین برای {{روخط|خداوند}} بگذرانید یعنی قربانی سوختنی و هدیهٔ آردی و ذبیحه و هدایای<noinclude></noinclude>
s6smp0xi6kghh7ngo0yd6e8dhzncnkh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۲
104
87646
286295
2026-06-13T20:48:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برای تو و غلامت و کنیزت و مزدورت و غریبی که نزد تو مأوا گزیند * {{verse|۲۵|۷|color=black}} و برای بهایمت و برای جانورانی که در زمین تو باشند همهٔ محصولش خوراک خواهد بود * {{verse|۲۵|۸|color=black}} و برای خود هفت سَبَّت سالها بشمار یعنیهفت در هفت سال و مدت هفت سَبَّت...» ایجاد کرد
286295
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برای تو و غلامت و کنیزت و مزدورت و غریبی که نزد تو مأوا گزیند *
{{verse|۲۵|۷|color=black}} و برای بهایمت و برای جانورانی که در زمین تو باشند همهٔ محصولش خوراک خواهد بود *
{{verse|۲۵|۸|color=black}} و برای خود هفت سَبَّت سالها بشمار یعنیهفت در هفت سال و مدت هفت سَبَّت سالها برای تو چهل و نه سال خواهد بود *
{{verse|۲۵|۹|color=black}} و در روز دهم از ماه هفتم در روز کفاره کَرِنّای بلندآواز را بگردان در تمامی زمین خود کَرِنّا را بگردان *
{{verse|۲۵|۱۰|color=black}} سال پنجاهم را تقدیس نمایید و در زمین برای جمیع ساکنانش آزادی را اعلان کنید این برای شما یوبیل خواهد بود و هر کس از شما بملک خود برگردد و هر کس از شما بقبیلهٔ خود برگردد *
{{verse|۲۵|۱۱|color=black}} این سال پنجاهم برای شما یوبیل خواهد بود زراعت مکنید و حاصل خودروی آن را مچینید و انگورهای مو پازش ناکردهٔ آن را مچینید *
{{verse|۲۵|۱۲|color=black}} چونکه یوبیل است برای شما مقدس خواهد بود محصول آن را در مزرعه بخورید *
{{verse|۲۵|۱۳|color=black}} در این سال یوبیل هر کس از شما بملک خود برگردد *
{{verse|۲۵|۱۴|color=black}} و اگر چیزی بهمسایهٔ خود بفروشی یا چیزی از دست همسایهات بخری یکدیگر را مغبون مسازید *
{{verse|۲۵|۱۵|color=black}} برحسب شمارهٔ سالهای بعد از یوبیل از همسایهٔ خود بخر و برحسب سالهای محصولش بتو بفروشد *
{{verse|۲۵|۱۶|color=black}} برحسب زیادتی سالها قیمت آن را زیاده کن و برحسب کمی سالها قیمتش را کم نما زیرا که شمارهٔ حاصلها را بتو خواهد فروخت *
{{verse|۲۵|۱۷|color=black}} و یکدیگر را مغبون مسازید و از خدای خود بترس من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۵|۱۸|color=black}} پس فرایض مرا بجا آورید و احکام مرا نگاه داشته آنها را بعمل آورید تا در زمین بامنیت ساکن شوید *
{{verse|۲۵|۱۹|color=black}} و زمین بار خود را خواهد داد و بسیری خواهید خورد و بامنیت در آن ساکن خواهید بود *
{{verse|۲۵|۲۰|color=black}} و اگر گویید در سال هفتم چه بخوریم زیرا اینک نمیکاریم و حاصل خود را جمع نمیکنیم *
{{verse|۲۵|۲۱|color=black}} پس در سال ششم برکت خود را بر شما خواهم فرمود و محصولِ سه سال خواهد داد *
{{verse|۲۵|۲۲|color=black}} و در سال هشتم بکارید و از محصولِ کهنه تا سال نهم بخورید تا حاصل آن برسد کهنه را بخورید *
{{verse|۲۵|۲۳|color=black}} و زمین بفروش ابدی نرود زیرا زمین از آن من است و شما نزد من غریب و مهمان هستید *
{{verse|۲۵|۲۴|color=black}} و در تمامی زمین ملک خود برای زمین فکاک بدهید *
{{verse|۲۵|۲۵|color=black}} اگر برادر تو فقیر شده بعضی از ملک خود را بفروشد آنگاه ولی او که خویش نزدیک او باشد بیاید و آنچه را که برادرت میفروشد انفکاک نماید *
{{verse|۲۵|۲۶|color=black}} و اگر کسی ولی ندارد و برخوردار شده قدر فکاک آن را پیدا نماید *<noinclude></noinclude>
q9ihxkexv7tz99949oclbzxolah9g29
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۳
104
87647
286296
2026-06-13T20:49:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۵|۲۷|color=black}} آنگاه سالهای فروش آن را بشمارد و آنچه را که زیاده است بآنکس که فروخته بود رد نماید و او بملک خود برگردد * {{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و اگر نتواند برای خود پس بگیرد آنگاه آنچه فروخته است بدست خریدار آن تا سال یوبیل بماند و در یوبیل رها خوا...» ایجاد کرد
286296
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۵|۲۷|color=black}} آنگاه سالهای فروش آن را بشمارد و آنچه را که زیاده است بآنکس که فروخته بود رد نماید و او بملک خود برگردد *
{{verse|۲۵|۲۸|color=black}} و اگر نتواند برای خود پس بگیرد آنگاه آنچه فروخته است بدست خریدار آن تا سال یوبیل بماند و در یوبیل رها خواهد شد و او بملک خود خواهد برگشت *
{{verse|۲۵|۲۹|color=black}} و اگر کسی خانهٔ سکونتی در شهر حصاردار بفروشد تا یک سال تمام بعد از فروختن آن حق انفکاک آن را خواهد داشت مدت انفکاک آن یک سال خواهد بود *
{{verse|۲۵|۳۰|color=black}} و اگر در مدت یک سال تمام آن را انفکاک ننماید پس آن خانهای که در شهر حصاردار است برای خریدار آن نسلاً بعد نسل برقرار باشد در یوبیل رها نشود *
{{verse|۲۵|۳۱|color=black}} لیکن خانههای دهات که حصار گرد خود ندارد با مزرعههای آن زمین شمرده شود برای آنها حق انفکاک هست و در یوبیل رها خواهد شد *
{{verse|۲۵|۳۲|color=black}} و اما شهرهای لاویان خانههایشهرهای ملک ایشان حق انفکاک آنها همیشه برای لاویان است *
{{verse|۲۵|۳۳|color=black}} و اگر کسی از لاویان بخرد پس آنچه فروخته شده است از خانه یا از شهرِ ملک او در یوبیل رها خواهد شد زیرا خانههای شهرهای لاویان در میان بنی اسرائیل ملک ایشان است *
{{verse|۲۵|۳۴|color=black}} و مزرعههای حوالی شهرهای ایشان فروخته نشود زیرا که این برای ایشان ملک ابدی است *
{{verse|۲۵|۳۵|color=black}} و اگر برادرت فقیر شده نزد تو تهی دست باشد او را مثل غریب و مهمان دستگیری نما تا با تو زندگی نماید *
{{verse|۲۵|۳۶|color=black}} از او ربا و سود مگیر و از خدای خود بترس تا برادرت با تو زندگی نماید *
{{verse|۲۵|۳۷|color=black}} نقد خود را باو بربا مده و خوراک خود را باو بسود مده *
{{verse|۲۵|۳۸|color=black}} من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا زمین کنعان را بشما دهم و خدای شما باشم *
{{verse|۲۵|۳۹|color=black}} و اگر برادرت نزد تو فقیر شده خود را بتو بفروشد بر او مثل غلام خدمت مگذار *
{{verse|۲۵|۴۰|color=black}} مثل مزدور و مهمان نزد تو باشد و تا سال یوبیل نزد تو خدمت نماید *
{{verse|۲۵|۴۱|color=black}} آنگاه از نزد تو بیرون رود خود او و پسرانش همراه وی و بخاندان خود برگردد و بملک پدران خود رجعت نماید *
{{verse|۲۵|۴۲|color=black}} زیرا که ایشان بندگان منند که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم مثل غلامان فروخته نشوند *
{{verse|۲۵|۴۳|color=black}} بر او بسختی حکمرانی منما و از خدای خود بترس *
{{verse|۲۵|۴۴|color=black}} و اما غلامانت و کنیزانت که برای تو خواهندبود از امتهائی که باطراف تو میباشند از ایشان غلامان و کنیزان بخرید *
{{verse|۲۵|۴۵|color=black}} و هم از پسران مهمانانی که نزد شما مأوا گزینند و از قبیلههای ایشان که نزد شما باشند که ایشان را<noinclude></noinclude>
9awa5r3evp6wuaccutsq2pi2rmmyn35
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۴
104
87648
286297
2026-06-13T20:49:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «درزمین شما تولید نمودند بخرید و مملوک شما خواهندبود * {{verse|۲۵|۴۶|color=black}} و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند و ایشان را تا بابد مملوک سازید و اما برادران شما از بنی اسرائیل هیچکس بر برادر خود بسختی حکمرانی نکند * {{verse...» ایجاد کرد
286297
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>درزمین شما تولید نمودند بخرید و مملوک شما خواهندبود *
{{verse|۲۵|۴۶|color=black}} و ایشان را بعد از خود برای پسران خود واگذارید تا ملک موروثی باشند و ایشان را تا بابد مملوک سازید و اما برادران شما از بنی اسرائیل هیچکس بر برادر خود بسختی حکمرانی نکند *
{{verse|۲۵|۴۷|color=black}} و اگر غریب یا مهمانی نزد شما برخوردار گردد و برادرت نزد او فقیر شده بآن غریب یا مهمان تو یا بنسل خاندان آن غریب خود را بفروشد *
{{verse|۲۵|۴۸|color=black}} بعد از فروخته شدنش برای وی حق انفکاک میباشد یکی از برادرانش او را انفکاک نماید *
{{verse|۲۵|۴۹|color=black}} یا عمویش یا پسر عمویش او را انفکاک نماید یا یکی از خویشان او از خاندانش او را انفکاک نماید یا خود او اگر برخوردار گردد خویشتن را انفکاک نماید *
{{verse|۲۵|۵۰|color=black}} و با آن کسی که او را خرید از سالی که خود را فروخت تا سال یوبیل حساب کند و نقد فروش او برحسب شمارهٔ سالها باشد موافق روزهای مزدور نزد او باشد *
{{verse|۲۵|۵۱|color=black}} اگر سالهای بسیار باقی باشد برحسب آنها نقد انفکاک خود را از نقد فروش خود پس بدهد *
{{verse|۲۵|۵۲|color=black}} و اگر تا سال یوبیل سالهای کم باقی باشد با وی حساب بکند و برحسب سالهایش نقد انفکاک خود را رد نماید *
{{verse|۲۵|۵۳|color=black}} مثل مزدوری که سال بسال اجیر باشد نزد او بماند و در نظر تو بسختی بر وی حکمرانی نکند *
{{verse|۲۵|۵۴|color=black}} و اگر باینها انفکاک نشود پس در سال یوبیل رهاشود هم خود او و پسرانش همراه وی *
{{verse|۲۵|۵۵|color=black}} زیرا برای من بنی اسرائیل غلاماند ایشان غلام من میباشند که ایشان را از زمین مصر بیرون آوردم من یهوه خدای شما هستم *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} برای خود بتها مسازید و تمثال تراشیده و ستونی بجهت خود برپا منمایید و سنگی مصور در زمین خود مگذارید تا بآن سجده کنید زیرا که من یهوه خدای شما هستم *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} سَبَّتهای مرا نگاه دارید و مکان مقدس مرا احترام نمایید من یهوه هستم *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} اگر در فرایض من سلوک نمایید و اوامر مرا نگاه داشته آنها را بجا آورید *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} آنگاه بارانهای شما را در موسم آنها خواهم داد و زمین محصول خود را خواهد آورد و درختان صحرا میوهٔ خود را خواهد داد *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} و کوفتن خرمن شما تا چیدن انگور خواهد رسید و چیدن انگور تا کاشتن تخم خواهد رسید و نان خود را بسیری خورده<noinclude></noinclude>
ryhzocc9m8z2cpb3381qvu05vol51i0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۵
104
87649
286298
2026-06-13T20:50:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در زمین خود بامنیت سکونت خواهید کرد * {{verse|۲۶|۶|color=black}} و بزمین سلامتی خواهم داد و خواهید خوابید و ترسانندهای نخواهد بود و حیوانات موذی را از زمین نابود خواهم ساخت و شمشیر از زمین شما گذر نخواهد کرد * {{verse|۲۶|۷|color=black}} و دشمنان خود را تعاقب خواهید...» ایجاد کرد
286298
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در زمین خود بامنیت سکونت خواهید کرد *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} و بزمین سلامتی خواهم داد و خواهید خوابید و ترسانندهای نخواهد بود و حیوانات موذی را از زمین نابود خواهم ساخت و شمشیر از زمین شما گذر نخواهد کرد *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} و دشمنان خود را تعاقب خواهید کرد و ایشان پیش روی شما از شمشیر خواهند افتاد *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} و پنج نفر از شما صد را تعاقب خواهند کرد و صد از شما دههزار را خواهند راند و دشمنان شما پیش روی شما از شمشیر خواهند افتاد *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} و بر شما التفات خواهم کرد و شما را بارور گردانیده شما را کثیر خواهم ساخت و عهد خود را با شما استوار خواهم نمود *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و غَلهٔ کُهنهٔ پارینه را خواهید خورد و کُهنه را برای نو بیرون خواهید آورد *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و مسکن خود را در میان شما برپا خواهم کرد و جانم شما را مکروه نخواهد داشت *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و در میان شما خواهم خرامید و خدای شما خواهم بود و شما قوم من خواهید بود *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} من یهوه خدای شما هستم که شما را از زمین مصر بیرون آوردم تا ایشان را غلام نباشید و بندهای یوغ شما را شکستم و شما را راستروان ساختم *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} و اگر مرا نشنوید و جمیع این اوامر را بجا نیاورید *
{{verse|۲۶|۱۵|color=black}} و اگر فرایض مرا رد نمایید و دل شما احکام مرا مکروه دارد تا تمامی اوامر مرا بجا نیاورده عهد مرا بشکنید *
{{verse|۲۶|۱۶|color=black}} من این را بشما خواهمکرد که خوف و سل و تب را که چشمان را فنا سازد و جان را تلف کند بر شما مسلط خواهم ساخت و تخم خود را بیفایده خواهید کاشت و دشمنان شما آن را خواهند خورد *
{{verse|۲۶|۱۷|color=black}} و روی خود را بضد شما خواهم داشت و پیش روی دشمنان خود منهزم خواهید شد و آنانی که از شما نفرت دارند بر شما حکمرانی خواهند کرد و بدون تعاقب کنندهای فرار خواهید نمود *
{{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و اگر با وجود این همهٔ مرا نشنوید آنگاه شما را برای گناهان شما هفت مرتبه زیاده سیاست خواهم کرد *
{{verse|۲۶|۱۹|color=black}} و فخر قوت شما را خواهم شکست و آسمان شما را مثل آهن و زمین شما را مثل مس خواهم ساخت *
{{verse|۲۶|۲۰|color=black}} و قوت شما در بطالت صرف خواهد شد زیرا زمین شما حاصل خود را نخواهد داد و درختان زمین میوهٔ خود را نخواهد آورد *
{{verse|۲۶|۲۱|color=black}} و اگر بخلاف من رفتار نموده از شنیدن من ابا نمایید آنگاه برحسب گناهانتان هفت چندان بلایای زیاده بر شما عارض گردانم *
{{verse|۲۶|۲۲|color=black}} و وحوش صحرا را بر شمافرستم تا شما را بیاولاد سازند و بهایم شما را هلاک کنند و شما را در شماره کم سازند و شاهراههای شما ویران خواهد شد *
{{verse|۲۶|۲۳|color=black}} و اگر با این همهٔ از من متنبه نشده بخلاف من رفتار کنید *<noinclude></noinclude>
hogum9g530d04xspxds83sy4zsfgerf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۶
104
87650
286299
2026-06-13T20:50:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۶|۲۴|color=black}} آنگاه من نیز بخلاف شما رفتار خواهم کرد و شما را برای گناهانتان هفت چندان سزا خواهم داد * {{verse|۲۶|۲۵|color=black}} و بر شما شمشیری خواهم آورد که انتقام عهد مرا بگیرد و چون بشهرهای خود جمع شوید وبا در میان شما خواهم فرستاد و بدست دشمن تس...» ایجاد کرد
286299
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۶|۲۴|color=black}} آنگاه من نیز بخلاف شما رفتار خواهم کرد و شما را برای گناهانتان هفت چندان سزا خواهم داد *
{{verse|۲۶|۲۵|color=black}} و بر شما شمشیری خواهم آورد که انتقام عهد مرا بگیرد و چون بشهرهای خود جمع شوید وبا در میان شما خواهم فرستاد و بدست دشمن تسلیم خواهید شد *
{{verse|۲۶|۲۶|color=black}} و چون عصای نان شما را بشکنم ده زن نان شما را در یک تنور خواهند پخت و نان شما را بشما بوزن پس خواهند داد و چون بخورید سیر نخواهید شد *
{{verse|۲۶|۲۷|color=black}} و اگر با وجود این مرا نشنوید و بخلاف من رفتار نمایید *
{{verse|۲۶|۲۸|color=black}} آنگاه بغضب بخلاف شما رفتار خواهم کرد و من نیز برای گناهانتان شما را هفت چندان سیاست خواهم کرد *
{{verse|۲۶|۲۹|color=black}} و گوشت پسران خود را خواهید خورد و گوشت دختران خود را خواهید خورد *
{{verse|۲۶|۳۰|color=black}} و مکانهای بلند شما را خراب خواهم ساخت و اصنام شما را قطع خواهم کرد و لاشههای شما را بر لاشههای بتهای شما خواهم افکند و جان من شما را مکروه خواهد داشت *
{{verse|۲۶|۳۱|color=black}} و شهرهای شما را خراب خواهم ساخت و مکانهای مقدس شما را ویران خواهم کرد و بوی عطرهای خوشبوی شما را نخواهم بویید *
{{verse|۲۶|۳۲|color=black}} و من زمین را ویران خواهم ساخت بحدی که دشمنان شما که در آن ساکن باشند متحیر خواهند شد *
{{verse|۲۶|۳۳|color=black}} و شما را در میان امتها پراکنده خواهم ساخت و شمشیررا در عقب شما خواهم کشید و زمین شما ویران و شهرهای شما خراب خواهد شد *
{{verse|۲۶|۳۴|color=black}} آنگاه زمین در تمامی روزهای ویرانیاش حینی که شما در زمین دشمنان خود باشید از سَبَّتهای خود تمتع خواهد برد پس زمین آرامی خواهد یافت و از سَبَّتهای خود تمتع خواهد برد *
{{verse|۲۶|۳۵|color=black}} تمامی روزهای ویرانیاش آرامی خواهد یافت یعنی آن آرامی که در سَبَّتهای شما حینی که در آن ساکن میبودید نیافته بود *
{{verse|۲۶|۳۶|color=black}} و اما در دلهای بقیهٔ شما در زمین دشمنان شما ضعف خواهم فرستاد و آواز برگِ رانده شده ایشان را خواهد گریزانید و بدون تعاقب کنندهای مثل کسی که از شمشیر فرار کند خواهند گریخت و خواهند افتاد *
{{verse|۲۶|۳۷|color=black}} و بروی یکدیگر مثل از دم شمشیر خواهند ریخت با آنکه کسی تعاقب نکند و شما را یارای مقاومت با دشمنان خود نخواهد بود *
{{verse|۲۶|۳۸|color=black}} و در میان امتها هلاک خواهید شد و زمینِ دشمنان شما شما را خواهد خورد *
{{verse|۲۶|۳۹|color=black}} و بقیهٔ شما در زمین دشمنان خود در گناهان خود فانی خواهند شد و در گناهان پدران خود نیز فانی خواهند شد *
{{verse|۲۶|۴۰|color=black}} پس بگناهان خود و بگناهان پدران خود در خیانتی که بمن ورزیده و سلوکی که بخلاف من نمودهاند اعتراف خواهند کرد *<noinclude></noinclude>
9uz2m4z34fieh3mqbt7h38cz895yp3z
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۷
104
87651
286300
2026-06-13T20:51:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۶|۴۱|color=black}} از این سبب من نیز بخلاف ایشان رفتار نمودم و ایشان را بزمین دشمنان ایشان آوردم پس اگر دل نامختون ایشان متواضع شود و سزای گناهان خود را بپذیرند * {{verse|۲۶|۴۲|color=black}} آنگاه عهد خود را با یعقوب بیاد خواهم آورد و عهد خود را با اسحاق نی...» ایجاد کرد
286300
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۶|۴۱|color=black}} از این سبب من نیز بخلاف ایشان رفتار نمودم و ایشان را بزمین دشمنان ایشان آوردم پس اگر دل نامختون ایشان متواضع شود و سزای گناهان خود را بپذیرند *
{{verse|۲۶|۴۲|color=black}} آنگاه عهد خود را با یعقوب بیاد خواهم آورد و عهد خود را با اسحاق نیز و عهد خود را با ابراهیم نیز بیاد خواهم آورد و آنزمین را بیاد خواهم آورد *
{{verse|۲۶|۴۳|color=black}} و زمین از ایشان ترک خواهد شد و چون از ایشان ویران باشد از سَبَّتهای خود تمتع خواهد برد و ایشان سزای گناه خود را خواهند پذیرفت بسبب اینکه احکام مرا رد کردند و دل ایشان فرایض مرا مکروه داشت *
{{verse|۲۶|۴۴|color=black}} و با وجود این همهٔ نیز چون در زمین دشمنان خود باشند من ایشان را رد نخواهم کرد و ایشان را مکروه نخواهم داشت تا ایشان را هلاک کنم و عهد خود را با ایشان بشکنم زیرا که من یهوه خدای ایشان هستم *
{{verse|۲۶|۴۵|color=black}} بلکه برای ایشان عهد اجداد ایشان را بیاد خواهمآورد که ایشان را در نظر امتها از زمین مصر بیرون آوردم تا خدای ایشان باشم من یهوه هستم *
{{verse|۲۶|۴۶|color=black}} این است فرایض و احکام و شرایعی که {{روخط|خداوند}} در میان خود و بنی اسرائیل در کوه سینا بدست موسی قرار داد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بایشان بگو چون کسی نذر مخصوصی نماید نفوس برحسب برآورد تو از آن {{روخط|خداوند}} باشند *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} و اگر برآورد تو بجهت ذکور از بیست ساله تا شصت ساله باشد برآورد تو پنجاه مثقال نقره برحسب مثقال قدس خواهد بود *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} و اگر اُناث باشد برآورد تو سی مثقال خواهد بود *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} و اگر از پنج ساله تا بیست ساله باشد برآورد تو بجهت ذکور بیست مثقال و بجهت اناث ده مثقال خواهد بود *
{{verse|۲۷|۶|color=black}} و اگر از یک ماهه تا پنج ساله باشد برآورد تو بجهت ذکور پنج مثقال نقره و بجهت اناثبرآورد تو سه مثقال نقره خواهد بود *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} و اگر از شصت ساله و بالاتر باشد اگر ذکور باشد آنگاه برآورد تو پانزده مثقال و برای اناث ده مثقال خواهد بود *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} و اگر از برآورد تو فقیرتر باشد پس او را بحضور کاهن حاضر کنند و کاهن برایش برآورد کند و کاهن بمقدار قوهٔ آن که نذر کرده برای وی برآورد نماید *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} و اگر بهیمهای باشد از آنهائی که برای<noinclude></noinclude>
6wglbanq1fc2pai9fdd8mgeftyxb4c7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۸
104
87652
286301
2026-06-13T20:51:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} قربانی میگذرانند هر آنچه را که کسی از آنها ب{{روخط|خداوند}} بدهد مقدس خواهد بود * {{verse|۲۷|۱۰|color=black}} آن را مبادله ننماید و خوب را ببد یا بد را بخوب عوض نکند و اگر بهیمهای را ببهیمهای مبادله کند هم آن و آنچه بعوض آن داده شود هر دو مقدس خ...» ایجاد کرد
286301
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} قربانی میگذرانند هر آنچه را که کسی از آنها ب{{روخط|خداوند}} بدهد مقدس خواهد بود *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} آن را مبادله ننماید و خوب را ببد یا بد را بخوب عوض نکند و اگر بهیمهای را ببهیمهای مبادله کند هم آن و آنچه بعوض آن داده شود هر دو مقدس خواهد بود *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} و اگر هر قسم بهیمهٔ نجس باشد که از آن قربانی برای {{روخط|خداوند}} نمیگذرانند آن بهیمه را پیش کاهن حاضر کند *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} و کاهن آن را چه خوب و چه بد قیمت کند و برحسب برآورد تو ای کاهن چنین باشد *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} و اگر آن را فدیه دهد پنج یک بر برآورد تو زیاده دهد *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} و اگر کسی خانهٔ خود را وقف نماید تا برای {{روخط|خداوند}} مقدس شود کاهن آن را چه خوب و چه بد برآورد کند و بطوری که کاهن آن را برآورد کرده باشد همچنان بماند *
{{verse|۲۷|۱۵|color=black}} و اگر وقف کننده بخواهد خانهٔ خود را فدیه دهد پس پنج یک بر نقد برآورد تو زیاده کند و از آن او خواهد بود *
{{verse|۲۷|۱۶|color=black}} و اگر کسی قطعهای از زمین ملک خود را برای {{روخط|خداوند}} وقف نماید آنگاه برآورد تو موافق زراعت آن باشد زراعت یک حومر جو بپنجاه مثقال نقره باشد *
{{verse|۲۷|۱۷|color=black}} و اگر زمین خود را از سالیوبیل وقف نماید موافق برآورد تو برقرار باشد *
{{verse|۲۷|۱۸|color=black}} و اگر زمین خود را بعد از یوبیل وقف نماید آنگاه کاهن نقد آن را موافق سالهائی که تا سال یوبیل باقی میباشد برای وی بشمارد و از برآورد تو تخفیف شود *
{{verse|۲۷|۱۹|color=black}} و اگر آنکه زمین را وقف کرد بخواهد آن را فدیه دهد پس پنج یک از نقد برآورد تو را بر آن بیفزاید و برای وی برقرار شود *
{{verse|۲۷|۲۰|color=black}} و اگر نخواهد زمین را فدیه دهد یا اگر زمین را بدیگری فروخته باشد بعد از آن فدیه داده نخواهد شد *
{{verse|۲۷|۲۱|color=black}} و آن زمین چون در یوبیل رها شود مثل زمین وقف برای {{روخط|خداوند}} مقدس خواهد بود ملکیت آن برای کاهن است *
{{verse|۲۷|۲۲|color=black}} و اگر زمینی را که خریده باشد که از زمین ملک او نبود برای {{روخط|خداوند}} وقف نماید *
{{verse|۲۷|۲۳|color=black}} آنگاه کاهن مبلغ برآورد تو را تا سال یوبیل برای وی بشمارد و در آن روز برآورد تو را مثل وقف {{روخط|خداوند}} بوی بدهد *
{{verse|۲۷|۲۴|color=black}} و آن زمین در سال یوبیل بکسی که از او خریده شده بود خواهد برگشت یعنی بکسی که آن زمین ملک موروثی وی بود *
{{verse|۲۷|۲۵|color=black}} و هر برآورد تو موافق مثقال قدس باشد که بیست جیره یک مثقال است *
{{verse|۲۷|۲۶|color=black}} لیکن نخستزادهای از بهایم که برای {{روخط|خداوند}} نخستزاده شده باشد هیچکس آن را وقف ننماید خواه گاو خواه گوسفند از آن {{روخط|خداوند}} است *
{{verse|۲۷|۲۷|color=black}} و اگر از بهایمِ نجس باشد آنگاه آن را برحسب برآورد تو فدیه دهد و پنج یک بر آن<noinclude></noinclude>
7tt8a9x6fezobd9wg55z76prg5r15o1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۹
104
87653
286302
2026-06-13T20:52:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بیفزاید و اگر فدیه داده نشود پس موافق برآورد تو فروخته شود * {{verse|۲۷|۲۸|color=black}} اما هر چیزی که کسی برای {{روخط|خداوند}} وقف نماید از کل مایملک خود چه از انسان چه از بهایم چه از زمین ملک خود نهفروخته شود و نه فدیه داده شود زیرا هر چه وقف باشد برای {{رو...» ایجاد کرد
286302
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیفزاید و اگر فدیه داده نشود پس موافق برآورد تو فروخته شود *
{{verse|۲۷|۲۸|color=black}} اما هر چیزی که کسی برای {{روخط|خداوند}} وقف نماید از کل مایملک خود چه از انسان چه از بهایم چه از زمین ملک خود نهفروخته شود و نه فدیه داده شود زیرا هر چه وقف باشد برای {{روخط|خداوند}} قدساقداس است *
{{verse|۲۷|۲۹|color=black}} هر وقفی که از انسان وقف شده باشد فدیه داده نشود البته کشته شود *
{{verse|۲۷|۳۰|color=black}} و تمامی ده یک زمین چه از تخم زمین چه از میوهٔ درخت از آن {{روخط|خداوند}} است و برای {{روخط|خداوند}} مقدس میباشد *
{{verse|۲۷|۳۱|color=black}} و اگر کسی از ده یک خود چیزی فدیه دهد پنج یک آن را بر آنبیفزاید *
{{verse|۲۷|۳۲|color=black}} و تمامی ده یک گاو و گوسفند یعنی هر چه زیر عصا بگذرد دهم آن برای {{روخط|خداوند}} مقدس خواهد بود *
{{verse|۲۷|۳۳|color=black}} در خوبی و بدی آن تفحص ننماید و آن را مبادله نکند و اگر آن را مبادله کند هم آن و هم بدل آن مقدس خواهد بود و فدیه داده نشود *
{{verse|۲۷|۳۴|color=black}} این است اوامری که {{روخط|خداوند}} بموسی برای بنی اسرائیل در کوه سینا امر فرمود *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
41vivynpdf98rwhk5ih08etxnc1jdrg
کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر لاویان
0
87654
286303
2026-06-13T20:54:50Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = سفر لاویان | previous = [[../سفر خروج/]] | next = [[../سفر اعداد/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=160 to=209></pages>» ایجاد کرد
286303
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = سفر لاویان
| previous = [[../سفر خروج/]]
| next = [[../سفر اعداد/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=160 to=209></pages>
etw78udedp8wlyw9rjip3jhbwkkdq9j
سفر لاویان
0
87655
286304
2026-06-13T20:56:45Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر لاویان]]
286304
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر لاویان]]
k86x5bbgq15rowa0gp1wo4wgguckh99
لاویان
0
87656
286305
2026-06-13T20:57:14Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر لاویان]]
286305
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر لاویان]]
k86x5bbgq15rowa0gp1wo4wgguckh99
پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه
102
87657
286307
2026-06-13T21:16:35Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] را به [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد: بلد نیستم. آزمایش و احتمالاً خطا میکنم. لطفاً چک کنید.
286307
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
44tgs9zksqpcepmftpm8i4wz41x9qjo
286314
286307
2026-06-13T21:17:26Z
محک
1295
تغییر هدف تغییرمسیر از [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] به [[برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
286314
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
45g600838aogszykmt88jpg5437mjn3
بحث پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه
103
87658
286309
2026-06-13T21:16:35Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[بحث پدیدآورنده:احمد رشیدیمطلق/ایران و استعمار سرخ و سیاه]] را به [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد: بلد نیستم. آزمایش و احتمالاً خطا میکنم. لطفاً چک کنید.
286309
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
di7hh9f3e1pjl580ou4dqxefrpta0l8
286315
286309
2026-06-13T21:17:59Z
محک
1295
تغییر هدف تغییرمسیر از [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] به [[گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
286315
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
op1zaz0d1vc88fqc35miw78ux8q9owg
پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷
102
87659
286311
2026-06-13T21:17:10Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] را به [[برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد
286311
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
45g600838aogszykmt88jpg5437mjn3
بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷
103
87660
286313
2026-06-13T21:17:10Z
محک
1295
محک صفحهٔ [[بحث پدیدآورنده:برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] را به [[گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]] منتقل کرد
286313
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[گفتگوی برگه:Ettelaat13561017.pdf/۷]]
op1zaz0d1vc88fqc35miw78ux8q9owg