ویکینبشته
fawikisource
https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
MediaWiki 1.47.0-wmf.6
first-letter
مدیا
ویژه
بحث
کاربر
بحث کاربر
ویکینبشته
بحث ویکینبشته
پرونده
بحث پرونده
مدیاویکی
بحث مدیاویکی
الگو
بحث الگو
راهنما
بحث راهنما
رده
بحث رده
درگاه
بحث درگاه
پدیدآورنده
بحث پدیدآورنده
برگه
گفتگوی برگه
فهرست
گفتگوی فهرست
TimedText
TimedText talk
پودمان
بحث پودمان
Event
Event talk
فهرست:Theholybibleinpe00brit.pdf
106
39604
286533
286086
2026-06-15T21:21:06Z
Hanooz
17889
286533
proofread-index
text/x-wiki
{{:MediaWiki:Proofreadpage_index_template
|wikidata_item=
|Title=کتاب مقدس
|Subtitle=
|Volume=
|Issue=
|Edition=
|Author=
|Foreword_Author=
|Translator=
|Editor=
|Illustrator=
|Lyricist=
|Composer=
|Singer=
|Publisher=بریتیش و فورن بیبل سوسائیتی
|Address=لندن
|Printer=
|Year=1920
|Source=pdf
|Image=1
|Progress=C
|Pages={{برگهای جاافتاده
|برگها = [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۹|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۰|۱۹۲]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۱|۱۹۳]] از عهد عتیق و برگهای [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۰|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۱|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۸|۳۷۸]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۹|۳۷۹]] از عهد جدید
|جایبان = yes
|منبع =
}}
<pagelist
1="جلد"
2to4="–"
5="صفحه عنوان"
7="فهرست"
8="–"
9=1
1397="صفحه عنوان"
1399="فهرست"
1401=1
1826="جلد"
/>
|Volumes=
|Remarks=
|Notes=
|Header={{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}
|Footer=
}}
69hw734cb6opclnihxz6rlfkhjtkbhe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹
104
39630
286526
286065
2026-06-15T20:42:56Z
Hanooz
17889
286526
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|'''سفر پیدایش'''}}
{{dhr}}
{{وسط|{{روخط|باب اوّل}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} در ابتداء خدا آسمانها و زمین را آفرید *
{{verse|۱|۲|color=black}} و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجّه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت *
{{verse|۱|۳|color=black}} و خدا گفت روشنائی بشود و روشنائی شد *
{{verse|۱|۴|color=black}} و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنائی را از تاریکی جدا ساخت *
{{verse|۱|۵|color=black}} و خدا روشنائی را روز نامید و تاریکیرا شب نامید و شام بود و صبح بود روزی اوَّل * {{verse|۱|۶|color=black}} و خدا گفت فَلَکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و خدا فَلَک را بساخت و آبهای زیر فلَک را از آبهای بالای فَلَک جدا کرد و چنین شد *
{{verse|۱|۸|color=black}} و خدا فَلَک را آسمان نامید و شام بود و صبح بود روزی دوّم *
{{verse|۱|۹|color=black}} و خدا گفت آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد و چنین شد *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} و خدا گفت زمین نباتات برویاند علفیکه تخم بیاورد و درخت میوهٔ که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و چنین شد *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و زمین نباتاترا رویانید علفیکه موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوهداریکه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی سیّم *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و خدا گفت نیّرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} و نیّرها در فَلَک آسمان باشند تا بر زمین روشنائی دهند و چنین شد *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و خدا دو نیّر بزرگ ساخت نیّر اعظم را برای سلطنت روز و نیّر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگانرا * {{verse|۱|۱۷|color=black}} و خدا آنها را در فَلَک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنائی دهند *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنائی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی چهارم *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و خدا گفت آبها به<noinclude></noinclude>
il39sxphuwh2huaf8871fqlnhgtqzc5
286527
286526
2026-06-15T20:44:24Z
Hanooz
17889
/* Proofread */
286527
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" /></noinclude>{{وسط|'''سفر پیدایش'''}}
{{dhr}}
{{وسط|{{روخط|باب اوّل}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} در ابتداء خدا آسمانها و زمین را آفرید *
{{verse|۱|۲|color=black}} و زمین تهی و بائر بود و تاریکی بر روی لجّه و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت *
{{verse|۱|۳|color=black}} و خدا گفت روشنائی بشود و روشنائی شد *
{{verse|۱|۴|color=black}} و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنائی را از تاریکی جدا ساخت *
{{verse|۱|۵|color=black}} و خدا روشنائی را روز نامید و تاریکیرا شب نامید و شام بود و صبح بود روزی اوَّل *
{{verse|۱|۶|color=black}} و خدا گفت فَلَکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و خدا فَلَک را بساخت و آبهای زیر فلَک را از آبهای بالای فَلَک جدا کرد و چنین شد *
{{verse|۱|۸|color=black}} و خدا فَلَک را آسمان نامید و شام بود و صبح بود روزی دوّم *
{{verse|۱|۹|color=black}} و خدا گفت آبهای زیر آسمان در یکجا جمع شود و خشکی ظاهر گردد و چنین شد *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید و خدا دید که نیکو است *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} و خدا گفت زمین نباتات برویاند علفیکه تخم بیاورد و درخت میوهٔ که موافق جنس خود میوه آورد که تخمش در آن باشد بر روی زمین و چنین شد *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و زمین نباتاترا رویانید علفیکه موافق جنس خود تخم آورد و درخت میوهداریکه تخمش در آن موافق جنس خود باشد و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی سیّم *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و خدا گفت نیّرها در فلک آسمان باشند تا روز را از شب جدا کنند و برای آیات و زمانها و روزها و سالها باشند *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} و نیّرها در فَلَک آسمان باشند تا بر زمین روشنائی دهند و چنین شد *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و خدا دو نیّر بزرگ ساخت نیّر اعظم را برای سلطنت روز و نیّر اصغر را برای سلطنت شب و ستارگانرا *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} و خدا آنها را در فَلَک آسمان گذاشت تا بر زمین روشنائی دهند *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و تا سلطنت نمایند بر روز و بر شب و روشنائی را از تاریکی جدا کنند و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی چهارم *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و خدا گفت آبها به<noinclude></noinclude>
j2snp1qd2u6i74hw4s0auabpmyrh9f9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۰
104
39632
286528
286066
2026-06-15T20:51:40Z
Hanooz
17889
/* Proofread */
286528
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۲|سفر پیدایش ۲|}}{{rule}}</noinclude>انبوهِ جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فَلَک آسمان پرواز کنند *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همهٔ جانداران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همهٔ پرندگان بالدار را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} و خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریارا پر سازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند *
{{verse|۱|۲۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی پنجم *
{{verse|۱|۲۴|color=black}} و خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها و چنین شد *
{{verse|۱|۲۵|color=black}} پس خدا حیوانات زمین را باجناس آنها بساخت و بهایمرا باجناس آنها و همهٔ حشرات زمین را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۲۶|color=black}} و خدا گفت آدم را بصورتمان و موافق شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همهٔ حشراتیکه بر زمین میخزند حکومت نماید *
{{verse|۱|۲۷|color=black}} پس خدا آدم را بصورت خود آفرید او را بصورت خدا آفرید ایشانرا نر و ماده آفرید *
{{verse|۱|۲۸|color=black}} و خدا ایشانرا برکت داد و خدا بدیشان گفت بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلّط نمایید و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همهٔ حیواناتیکه بر زمین میخزند حکومت کنید *
{{verse|۱|۲۹|color=black}} و خدا گفت همانا همهٔ علفهای تخمداریکه بر روی تمام زمین است و همهٔ درختهائیکه در آنها میوهٔ درخت تخم دار است بشما دادم تا برای شما خوراک باشد *
{{verse|۱|۳۰|color=black}} و به همهٔ حیوانات زمین و به همهٔ پرندگان آسمان و بهمهٔ حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دادم و چنین شد *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} و خدا هر چه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود و شام بود و صبح بود روزی ششم *
{{dhr}}
{{و|{{روخط|باب دُویّم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و آسمانها و زمین و همهٔ لشکر آنها تمام شد *
{{verse|۲|۲|color=black}} و در روزِ هفتم خدا از همهٔ کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همهٔ کار خود که ساخته بود آرامی گرفت *
{{verse|۲|۳|color=black}} پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت *
{{verse|۲|۴|color=black}} این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزیکه [[w: یهوه|یَهُوَه]] خدا زمین و آسمانهارا بساخت *
{{verse|۲|۵|color=black}} و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروئیده بود زیرا {{روخط|خداوند}} خدا باران بر زمین<noinclude></noinclude>
kqa7vxnh6wfl7983dkwtkuz3ecenqkd
286529
286528
2026-06-15T20:52:01Z
Hanooz
17889
286529
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۲|سفر پیدایش ۲|}}{{rule}}</noinclude>انبوهِ جانوران پر شود و پرندگان بالای زمین بر روی فَلَک آسمان پرواز کنند *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} پس خدا نهنگان بزرگ آفرید و همهٔ جانداران خزنده را که آبها از آنها موافق اجناس آنها پر شد و همهٔ پرندگان بالدار را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} و خدا آنها را برکت داده گفت بارور و کثیر شوید و آبهای دریارا پر سازید و پرندگان در زمین کثیر بشوند *
{{verse|۱|۲۳|color=black}} و شام بود و صبح بود روزی پنجم *
{{verse|۱|۲۴|color=black}} و خدا گفت زمین جانوران را موافق اجناس آنها بیرون آورد بهایم و حشرات و حیوانات زمین به اجناس آنها و چنین شد *
{{verse|۱|۲۵|color=black}} پس خدا حیوانات زمین را باجناس آنها بساخت و بهایمرا باجناس آنها و همهٔ حشرات زمین را باجناس آنها و خدا دید که نیکوست *
{{verse|۱|۲۶|color=black}} و خدا گفت آدم را بصورتمان و موافق شبیهمان بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همهٔ حشراتیکه بر زمین میخزند حکومت نماید *
{{verse|۱|۲۷|color=black}} پس خدا آدم را بصورت خود آفرید او را بصورت خدا آفرید ایشانرا نر و ماده آفرید *
{{verse|۱|۲۸|color=black}} و خدا ایشانرا برکت داد و خدا بدیشان گفت بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلّط نمایید و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همهٔ حیواناتیکه بر زمین میخزند حکومت کنید *
{{verse|۱|۲۹|color=black}} و خدا گفت همانا همهٔ علفهای تخمداریکه بر روی تمام زمین است و همهٔ درختهائیکه در آنها میوهٔ درخت تخم دار است بشما دادم تا برای شما خوراک باشد *
{{verse|۱|۳۰|color=black}} و به همهٔ حیوانات زمین و به همهٔ پرندگان آسمان و بهمهٔ حشرات زمین که در آنها حیات است هر علف سبز را برای خوراک دادم و چنین شد *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} و خدا هر چه ساخته بود دید و همانا بسیار نیکو بود و شام بود و صبح بود روزی ششم *
{{dhr}}
{{و|{{روخط|باب دُویّم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و آسمانها و زمین و همهٔ لشکر آنها تمام شد *
{{verse|۲|۲|color=black}} و در روزِ هفتم خدا از همهٔ کار خود که ساخته بود فارغ شد و در روز هفتم از همهٔ کار خود که ساخته بود آرامی گرفت *
{{verse|۲|۳|color=black}} پس خدا روز هفتم را مبارک خواند و آنرا تقدیس نمود زیرا که در آن آرام گرفت از همه کار خود که خدا آفرید و ساخت *
{{verse|۲|۴|color=black}} این است پیدایش آسمانها و زمین در حین آفرینش آنها در روزیکه [[w:یهوه|یَهُوَه]] خدا زمین و آسمانهارا بساخت *
{{verse|۲|۵|color=black}} و هیچ نهال صحرا هنوز در زمین نبود و هیچ علف صحرا هنوز نروئیده بود زیرا {{روخط|خداوند}} خدا باران بر زمین<noinclude></noinclude>
0p53bmeije6iy009xuqw5doiyenwcwh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۱
104
39636
286532
286151
2026-06-15T21:19:12Z
Hanooz
17889
/* همسنجیشده */
286532
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۲|۳}}{{rule}}</noinclude>نبارانیده بود و آدمی نبود که کار زمین را بکند *
{{verse|۲|۶|color=black}} و مِه از زمین برامده تمام روی زمینرا سیراب میکرد *
{{verse|۲|۷|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدَمْ]] را از خاکِ زمین بسرشت و در بینئ وی روح حیات دمید و آدم نَفْسِ زنده شد *
{{verse|۲|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:باغ عدن|باغی در عدن]] بطرفِ مشرق غرس نمود و آن آدم را که سرشته بود در آنجا گذاشت *
{{verse|۲|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر درخت خوشنما و خوشخوراک را از زمین رویانید و [[:w:درخت حیات|درخت حیات]] را در وسط باغ و [[:w:درخت ممنوعه|درخت معرفت نیک و بد]]را *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و نهری از عَدَنْ بیرون آمد تا باغ را سیراب کند و از آنجا منقسم گشته چهار شعبه شد *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} نام اوّل [[:en:w:Pishon|فیشون]] است که تمام زمین [[:w:حویله (پسر کوش بن حام)|حویله]] را که در آنجا طلاست احاطه میکند *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} و طلای آنزمین نیکوست و در آنجا مروارید و [[:w:عقیق سلیمان|سنگ جزع]] است *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} و نام نهر دوّم [[:w:جیحون|جیحون]] که تمام [[:w:پادشاهی کوش|زمین کوش]] را احاطه میکند *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} و نام نهر سیّم [[:w:دجله|حدَّقل]] که بطرف شرقیء [[:w:آشور|اشور]] جاریست و نهر چهارم [[:w:فرات|فرات]] *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا آدم را گرفت و او را در باغ عَدَن گذاشت تا کار آنرا بکند و آنرا محافظت نماید *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آدم را امر فرموده گفت از همهٔ درختان باغ بی ممانعت بخور *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} امّا از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد * {{verse|۲|۱۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت خوب نیست که آدم تنها باشد پس برایش معاونی موافق وی بسازم *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا هر حیوان صحرا و هر پرندهٔ آسمان را از زمین سرشت و نزد آدم آورد تا بهبیند که چه نام خواهد نهاد و آنچه آدم هر ذی حیات را خواند همان نام او شد *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} پس آدم همهٔ بهایم و پرندگان آسمان و همهٔ حیوانات صحرا را نام نهاد لیکن برای آدم معاونی موافق وی یافت نشد *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا خوابی گران بر آدم مستولی گردانید تا بخفت و یکی از دندههایشرا گرفت و گوشت در جایش پُر کرد *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا آن دنده را که از آدم گرفته بود زنی بنا کرد و ویرا بنزد آدم آورد *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} و آدم گفت همانا اینست استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نساء نامیده شود زیرا که از انسان گرفته شد *
{{verse|۲|۲۴|color=black}} از این سبب مرد پدر و مادر خود را ترک کرده با زن خویش خواهد پیوست و یک تن خواهند بود *
{{verse|۲|۲۵|color=black}} و آدم و زنش هر دو برهنه بودند و خجلت نداشتند *
{{ته}}<noinclude></noinclude>
ii04m9pc0t4tbpa6ofaad3gpracvzcq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲
104
39658
286534
286153
2026-06-15T21:32:26Z
Hanooz
17889
/* همسنجیشده */
286534
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{سصم|۴|سفر پیدایش ۳|}}{{خطکش}}</noinclude>{{و|{{روخط|باب سیّم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} و مار از همهٔ حیوانات صحرا که {{روخط|خداوند}} خدا ساخته بود هوشیارتر بود و بزن گفت آیا خدا حقیقةً گفته است که از همهٔ درختان باغ نخورید *
{{verse|۳|۲|color=black}} زن بمار گفت از میوهٔ درختان باغ میخوریم *
{{verse|۳|۳|color=black}} لکن از میوهٔ درختیکه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آنرا لمس مکنید مبادا بمیرید *
{{verse|۳|۴|color=black}} مار بزن گفت هر آینه نخواهید مرد *
{{verse|۳|۵|color=black}} بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارفِ نیک و بد خواهید بود *
{{verse|۳|۶|color=black}} و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا پس از میوهاش گرفته بخورد و بشوهر خود نیز داد و او خورد *
{{verse|۳|۷|color=black}} آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر بهم دوخته سترها برای خویشتن ساختند *
{{verse|۳|۸|color=black}} و آواز {{روخط|خداوند}} خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور {{روخط|خداوند}} خدا در میان درختان باغ پنهان کردند *
{{verse|۳|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدم]] را ندا درداد و گفت کجا هستی *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} گفت چون آوازترا در باغ شنیدم ترسان کشتم زیرا که عریانم پس خود را پنهان کردم *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} گفت کِه ترا آگاهانید که عریانی آیا از آن درختی که ترا قدغن کردم که از آن نخوری خوردی *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} آدم گفت این زنیکه قرین من ساختی وی از میوهٔ درخت بمن داد که خوردم *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بزن گفت این چه کاراست که کردی زن گفت مار مرا اغوا نمود که خوردم *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بمار گفت چونکه این کار کردی از جمیع بهایم و از همهٔ حیوانات صحرا ملعونتر هستی بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و عداوت در میان تو و زن و در میان ذریّت تو و ذریّت وی میگذارم او سر ترا خواهد کوبید و تو پاشنهٔ ویرا خواهی کوبید *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} و بزن گفت الم و حمل ترا بسیار افزون گردانم با الم فرزندان خواهی زائید و اشتیاق تو بشوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} و بآدم گفت چونکه سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده گفتم از آن نخوری پس بسبب تو زمین ملعون شد و تمام ایّام عمرت از آن با رنج خواهی خورد *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} خار و خس نیز برایت خواهد<noinclude></noinclude>
r6pa9c0fa5x2iy2ebrcm6kdupai38cx
286535
286534
2026-06-15T21:53:53Z
Hanooz
17889
286535
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۴|سفر پیدایش ۳|}}{{rule}}</noinclude>{{و|{{روخط|باب سیّم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} و مار از همهٔ حیوانات صحرا که {{روخط|خداوند}} خدا ساخته بود هوشیارتر بود و بزن گفت آیا خدا حقیقةً گفته است که از همهٔ درختان باغ نخورید *
{{verse|۳|۲|color=black}} زن بمار گفت از میوهٔ درختان باغ میخوریم *
{{verse|۳|۳|color=black}} لکن از میوهٔ درختیکه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آنرا لمس مکنید مبادا بمیرید *
{{verse|۳|۴|color=black}} مار بزن گفت هر آینه نخواهید مرد *
{{verse|۳|۵|color=black}} بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارفِ نیک و بد خواهید بود *
{{verse|۳|۶|color=black}} و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا پس از میوهاش گرفته بخورد و بشوهر خود نیز داد و او خورد *
{{verse|۳|۷|color=black}} آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر بهم دوخته سترها برای خویشتن ساختند *
{{verse|۳|۸|color=black}} و آواز {{روخط|خداوند}} خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور {{روخط|خداوند}} خدا در میان درختان باغ پنهان کردند *
{{verse|۳|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدم]] را ندا درداد و گفت کجا هستی *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} گفت چون آوازترا در باغ شنیدم ترسان کشتم زیرا که عریانم پس خود را پنهان کردم *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} گفت کِه ترا آگاهانید که عریانی آیا از آن درختی که ترا قدغن کردم که از آن نخوری خوردی *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} آدم گفت این زنیکه قرین من ساختی وی از میوهٔ درخت بمن داد که خوردم *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بزن گفت این چه کاراست که کردی زن گفت مار مرا اغوا نمود که خوردم *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بمار گفت چونکه این کار کردی از جمیع بهایم و از همهٔ حیوانات صحرا ملعونتر هستی بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و عداوت در میان تو و زن و در میان ذریّت تو و ذریّت وی میگذارم او سر ترا خواهد کوبید و تو پاشنهٔ ویرا خواهی کوبید *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} و بزن گفت الم و حمل ترا بسیار افزون گردانم با الم فرزندان خواهی زائید و اشتیاق تو بشوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} و بآدم گفت چونکه سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده گفتم از آن نخوری پس بسبب تو زمین ملعون شد و تمام ایّام عمرت از آن با رنج خواهی خورد *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} خار و خس نیز برایت خواهد<noinclude></noinclude>
m6ea5wwafuytdhkip2ozo39y1fwioit
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳
104
39659
286536
286154
2026-06-15T22:03:06Z
Hanooz
17889
/* همسنجیشده */
286536
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۴|۵}}{{rule}}</noinclude>رویانید و سبزهای صحرا را خواهی خورد *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} و بعرق پیشانیت نان خواهی خورد تا حینیکه بخاک راجع کردی که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و بخاک خواهی برگشت *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} و آدم زن خود را [[:w:حوا|حوَّا]] نام نهاد زیرا که او مادر جمیع زندگانست *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشانرا پوشانید *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خودرا دراز کند و از [[w:درخت حیات|درخت حیات]] نیز گرفته بخورد و تا بابد زنده ماند *
{{verse|۳|۲۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا او را از [[:w:باغ عدن|باغ عَدَن]] بیرون کرد تا کار زمینیرا که از آن گرفته شده بود بکند *
{{verse|۳|۲۴|color=black}} پس آدم را بیرون کرد و به طرف شرقئ باغ عَدَن کرّوبیانرا مسکن داد و شمشیر آتشباریرا که بهرسو گردش میکرد تا طریق [[w:درخت حیات|درخت حیاترا]] محافظت کند *
{{و|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و [[:w:آدم|آدم]] زن خود [[:w:حوا|حوَّا]] را بشناخت و او حامله شده [[:w:قائن (شخصیت)|قائن]] را زائید و گفت مردی از [[:w:یهوه|یَهُوَه]] حاصل نمودم *
{{verse|۴|۲|color=black}} و بار دیگر برادر او [[:w:هابیل|هابیل]] را زائید و هابیل گلهبان بود و قائن کارکن زمین بود *
{{verse|۴|۳|color=black}} و بعد از مرور ایّام واقع شد که قائن هدیهٔ از محصول زمین برای {{روخط|خداوند}} آورد *
{{verse|۴|۴|color=black}} و هابیل نیز از نخست زادگان گلهٔ خویش و پیه آنها هدیهٔ آورد و {{روخط|خداوند}} هابیل و هدیهٔ او را منظور داشت *
{{verse|۴|۵|color=black}} اما قائن و هدیهٔ او را منظور نداشت پس خشم قائن بشدّت افروخته شده سر خودرا بزیر افکند *
{{verse|۴|۶|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بقائن گفت چرا خشمناک شدی و چرا سر خودرا بزیر افکندی *
{{verse|۴|۷|color=black}} اگر نیکوئی میکردی آیا مقبول نمیشدی و اگر نیکوئی نکردی گناه بردر در کمین است و اشتیاق تو دارد امّا تو بر وی مسلّط شوی *
{{verse|۴|۸|color=black}} و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت و واقع شد چون در صحرا بودند قائن بر برادر خود هابیل برخاسته او را کشت *
{{verse|۴|۹|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بقائن گفت برادرت هابیل کجاست گفت نمیدانم مگر پاسبان برادرم هستم *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} گفت چه کردهٔ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمیآورد *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادر ترا از دستت فرو برد *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} هر گاه کار زمین کنی همانا قوّت خود را دیگر بتو<noinclude></noinclude>
meij635meqlgttvl4olxgsg3nswgldn
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴
104
39660
286537
286155
2026-06-15T22:13:24Z
Hanooz
17889
/* همسنجیشده */
286537
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۶|سفر پیدایش ۵|}}{{rule}}</noinclude>ندهد و پریشان و آواره در جهان خواهی بود *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} قائن به {{روخط|خداوند}} گفت عقوبتم از تحمّلم زیاده است *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} اینک مرا امروز بر روی زمین مطرود ساختی و از روی تو پنهان خواهم بود و پریشان و آواره در جهان خواهم بود و واقع میشود هر که مرا یابد مرا خواهد کشت *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} بوی گفت پس هر که قائن را بکشد هفت چندان انتقام گرفته شود و {{روخط|خداوند}} بقائن نشانئ داد که هر که او را یابد ویرا نکشد * {{verse|۴|۱۶|color=black}} پس قائن از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفت و در [[:w:سرزمین نود|زمین نُوْد]] بطرف شرقئ [[w:باغ عدن|عَدَن]] ساکن شد *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} و قائن زوجهٔ خود را شناخت پس حامله شده [[:w:خنوخ (پسر قابیل)|خنوخ]] را زائید و شهری بنا میکرد و آن شهر را باسم پسر خود خنوخ نام نهاد *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} و برای خنوخ [[:w:عیراد|عیراد]] متولّد شد و عیراد [[:w:محویائیل|مَحُویائِیل]]را آورد و مَحُویائِیل [[:w:متوشائیل|مَتُوشائِیل]]را آورد و مَتُوشائِیل [[:w:لمک|لَمَک]] را آورد *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و لَمَک دو زن برای خود گرفت یکی را [[:w:عاده|عاده]] نام بود و دیگریرا [[:w:ظله|ظله]] *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} و عاده [[:w:یابال|یابال]] را زائید وی پدر خیمه نشینان و صاحبان مواشی بود *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و نام برادرش [[:w:یوبال|یُوبال]] بود وی پدر همهٔ نوازندگان [[w:بربط|بربط]] و [[w:نی (ساز)|نی]] بود *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} و ظِلَّه نیز [[:w:توبل|تُوبَل]] قائن را زائید که صانع هر آلت مس و آهن بود و خواهر تُوبَل قائن [[:w:نعمه|نَعْمَه]] بود *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} و لَمَک بزنان خود گفت ای عادَه و ظِلَّه قول مرا بشنوید. ای زنان لَمَک سخن مرا گوش گیرید. زیرا مردیرا کشتم بسبب جراحت خود. و جوانیرا بسبب ضرب خویش *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} اکر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود. هر آینه برای لَمَک هفتاد و هفت چندان *
{{verse|۴|۲۵|color=black}} پس آدم بار دیگر زن خود را شناخت و او پسری بزاد و او را [[:w:شیث|شیث]] نام نهاد زیرا گفت خدا نسلی دیگر بمن قرارداد بعوض هابیل که قائن او را کشت *
{{verse|۴|۲۶|color=black}} و برای شیث نیز پسری متولّد شد و او را [[:w:انوش|انوش]] نامید درآنوقت بخواندن اسم [[w:یهوه|یَهُوَه]] شروع کردند *
{{و|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} اینست کتاب پیدایش [[:w:آدم|آدم]] در روزیکه خدا آدم را آفرید. به شبیه خدا او را ساخت *
{{verse|۵|۲|color=black}} نر و ماده ایشانرا آفرید و ایشانرا برکت داد و ایشانرا آدم نام نهاد در روز آفرینش ایشان *
{{verse|۵|۳|color=black}} و آدم صد و سی سال بزیست پس پسری به شبیه و بصورت خود آورد و او را [[:w:شیث|شیث]] نامید *
{{verse|۵|۴|color=black}} و ایّام آدم بعد از آوردن شِیث هشتصد سال بود<noinclude></noinclude>
eev1blf53f23rvvbjj9yhlep4bcmatd
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر اعداد
0
87730
286391
2026-06-15T15:41:15Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = سفر اعداد | previous = [[../سفر لاویان/]] | next = [[../سفر تثنیه/]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=210 to=278></pages>» ایجاد کرد
286391
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = سفر اعداد
| previous = [[../سفر لاویان/]]
| next = [[../سفر تثنیه/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=210 to=278></pages>
m7ub4hlthkftepki49eif7tk5y7r2gt
سفر اعداد
0
87731
286392
2026-06-15T15:43:00Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر اعداد]]
286392
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر اعداد]]
o68cn6nriz1pyuprfiij43yfaqm7mi4
اعداد
0
87732
286393
2026-06-15T15:43:26Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر اعداد]]
286393
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر اعداد]]
o68cn6nriz1pyuprfiij43yfaqm7mi4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۷۹
104
87733
286394
2026-06-15T15:44:13Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} این است سخنانی که موسی بآنطرف اردنّ در بیابان عَرَبه مقابل سوف در میان فاران و توفَل و لابان و حَضیروت و دیذَهَب با تمامی اسرائیل گفت * {{verse|۱|۲|color=black}} از حوریب براه جبل سعیر تا قادِش برنیع سفر یازده ر...» ایجاد کرد
286394
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} این است سخنانی که موسی بآنطرف اردنّ در بیابان عَرَبه مقابل سوف در میان فاران و توفَل و لابان و حَضیروت و دیذَهَب با تمامی اسرائیل گفت *
{{verse|۱|۲|color=black}} از حوریب براه جبل سعیر تا قادِش برنیع سفر یازده روزه است *
{{verse|۱|۳|color=black}} پس در روز اول ماه یازدهم سال چهلم موسی بنی اسرائیل را برحسب هرآنچه {{روخط|خداوند}} او را برای ایشان امر فرموده بود تکلم نمود *
{{verse|۱|۴|color=black}} بعد از آنکه سیحون ملک اموریان را که در حَشْبون ساکن بود و عوج ملک باشان را که در عَشتاروت در اَدْرَعِی ساکن بود کشته بود *
{{verse|۱|۵|color=black}} به آن طرف اُرْدُن در زمین موآب موسی ببیان کردنِ این شریعت شروع کرده گفت *
{{verse|۱|۶|color=black}} یهُوَه خدای ما ما را در حوریب خطاب کرده گفت توقف شما در این کوه بس شده است *
{{verse|۱|۷|color=black}} پس توجه نموده کوچ کنید و بکوهستان اموریان و جمیع حوالی آن از عربه و کوهستان و هامون و جنوب و کناره دریا یعنی زمین کنعانیان و لُبْنان تا نهر بزرگ که نهر فرات باشد داخل شوید *
{{verse|۱|۸|color=black}} اینک زمین را پیش روی شما گذاشتم پس داخل شده زمینی را که {{روخط|خداوند}} برای پدران شما ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورد که بایشان و بعد از آنها بذریت ایشان بدهد بهتصرف آورید *
{{verse|۱|۹|color=black}} و در آن وقت بشما متکلم شده گفتم من بتنهائی نمیتوانم متحمل شما باشم *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} یهُوَه خدای شما شما را افزوده است و اینک شما امروز مثل ستارگان آسمان کثیر هستید *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} یهُوَه خدای پدران شما شما را هزار چندان که هستید بیفزاید و شما را برحسب آنچه بشما گفته است برکت دهد *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} لیکن من چگونه بتنهائی متحمل محنت و بار و منازعت شما بشوم *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} پس مردان حکیم و عاقل و معروف از اسباط خود بیاورید تا ایشان را بر شما رؤسا<noinclude></noinclude>
m9gjq879ea04q7bjt9hp5wmqxnrot0c
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۰
104
87734
286395
2026-06-15T15:46:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سازم * {{verse|۱|۱۴|color=black}} و شما در جواب من گفتید سخنی که گفتی نیکو است که بکنیم * {{verse|۱|۱۵|color=black}} پس رؤسای اسباط شما را که مردان حکیم و معروف بودند گرفته ایشان را بر شما رؤسا ساختم تا سروران هزارهها و سروران صدها و سروران پنجاهها و سروران دهها و ناظ...» ایجاد کرد
286395
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سازم *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و شما در جواب من گفتید سخنی که گفتی نیکو است که بکنیم *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} پس رؤسای اسباط شما را که مردان حکیم و معروف بودند گرفته ایشان را بر شما رؤسا ساختم تا سروران هزارهها و سروران صدها و سروران پنجاهها و سروران دهها و ناظران اسباط شما باشند *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و در آنوقت داوران شما را امر کرده گفتم دعوای برادران خود را بشنوید و در میان هرکس و برادرش و غریبی که نزد وی باشد بانصاف داوری نمایید *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} و در داوری طرفداری مکنید کوچک را مثل بزرگ بشنوید و از روی انسان مترسید زیرا که داوری از آن خداست و هر دعوائی که برای شما مشکل است نزد من بیاورید تا آن را بشنوم *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و آن وقت همهٔ چیزهائی را که باید بکنید برای شماامر فرمودم *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} پس از حوریب کوچ کرده از تمامی این بیابان بزرگ و ترسناک که شما دیدید براه کوهستان اموریان رفتیم چنانکه یهُوَه خدای ما بما امر فرمود و بقادِش برنیع رسیدیم *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و بشما گفتم بکوهستان اموریانی که یهُوَه خدای ما بما میدهد رسیدهاید *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} اینک یهُوَه خدای تو این زمین را پیش روی تو گذاشته است پس برآی و چنانکه یهُوَه خدای پدرانت بتو گفته است آن را بتصرف آور و ترسان و هراسان مباش *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} آنگاه جمیع شما نزد من آمده گفتید مردانِ چند پیش روی خود بفرستیم تا زمین را برای ما جاسوسی نمایند و ما را از راهی که باید برویم و از شهرهائی که بآنها میرویم خبر بیاورند *
{{verse|۱|۲۳|color=black}} و این سخن مرا پسند آمد پس دوازده نفر از شما یعنی یکی را از هر سبط گرفتم *
{{verse|۱|۲۴|color=black}} و ایشان متوجه راه شده بکوه برآمدند و بوادی اَشْکُول رسیده آن را جاسوسی نمودند *
{{verse|۱|۲۵|color=black}} و از میوه زمین بدست خود گرفته آن را نزد ما آوردند و ما را مخبر ساخته گفتند زمینی که یهُوَه خدای ما بما میدهد نیکوست *
{{verse|۱|۲۶|color=black}} لیکن شما نخواستید که بروید بلکه از فرمان {{روخط|خداوند}} عصیان ورزیدید *
{{verse|۱|۲۷|color=black}} و در خیمههای خود همهمه کرده گفتید چونکه {{روخط|خداوند}} ما را دشمن داشت ما را از زمین مصر بیرون آورد تا ما را بدست اموریان تسلیم کرده هلاک سازد *
{{verse|۱|۲۸|color=black}} و حال کجا برویم چونکه برادران ما دل ما را گداخته گفتند که این قوم از ما بزرگتر و بلندترند و شهرهای ایشان بزرگ و تا آسمان حصاردار است و نیز بنیعناق را در آنجا دیدهایم *
{{verse|۱|۲۹|color=black}} پس من بشما گفتم مترسید و از ایشان هراسان مباشید *
{{verse|۱|۳۰|color=black}} یهُوَه خدای شما که پیش روی شما میرود برای شما جنگ خواهد کرد برحسب هرآنچه بنظر شما در مصر برای شما<noinclude></noinclude>
svoh4q0v2oewi3h0cejfnbzf900ol96
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۱
104
87735
286396
2026-06-15T15:47:17Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کرده است * {{verse|۱|۳۱|color=black}} و هم در بیابان که در آنجا دیدید چگونه یهُوَه خدای تو مثل کسی که پسر خود را میبرد تو را در تمامی راه که میرفتید برمیداشت تا باینجا رسیدید * {{verse|۱|۳۲|color=black}} لیکن با وجود این همهٔ شما بیهُوَه خدای خود ایمان نیاوردید * {{verse|...» ایجاد کرد
286396
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرده است *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} و هم در بیابان که در آنجا دیدید چگونه یهُوَه خدای تو مثل کسی که پسر خود را میبرد تو را در تمامی راه که میرفتید برمیداشت تا باینجا رسیدید *
{{verse|۱|۳۲|color=black}} لیکن با وجود این همهٔ شما بیهُوَه خدای خود ایمان نیاوردید *
{{verse|۱|۳۳|color=black}} که پیش روی شما در راه میرفت تا جائی برای نزول شما بطلبد وقت شب در آتش تا راهی را که بآن بروید بشما بنماید و وقت روز در ابر *
{{verse|۱|۳۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آواز سخنان شما را شنیده غضبناک شد و قسم خورده گفت *
{{verse|۱|۳۵|color=black}} هیچکدام از این مردمان و از این طبقه شریر آن زمین نیکو را که قسم خوردم که بپدران شما بدهم هرگز نخواهند دید *
{{verse|۱|۳۶|color=black}} سوای کالیب بن یفُنَّه که آن را خواهد دید و زمینی را که در آن رفته بود بوی و بپسرانش خواهم داد چونکه {{روخط|خداوند}} را پیروی کامل نمود *
{{verse|۱|۳۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بخاطر شما برمن نیز خشم نموده گفت که تو هم داخل آنجا نخواهی شد *
{{verse|۱|۳۸|color=black}} یوشع بن نون که بحضور تو میایستد داخل آنجا خواهد شد پس او را قویگردان زیرا اوست که آن را برای بنی اسرائیل تقسیم خواهد نمود *
{{verse|۱|۳۹|color=black}} و اطفال شما که درباره آنها گفتید که بیغما خواهند رفت و پسران شما که امروز نیک و بد را تمیز نمیدهند داخل آنجا خواهند شد و آن را بایشان خواهم داد تا مالک آن بشوند *
{{verse|۱|۴۰|color=black}} و اما شما روگردانیده از راه بحرقلزم ببیابان کوچ کنید *
{{verse|۱|۴۱|color=black}} و شما در جواب من گفتید که ب{{روخط|خداوند}} گناه ورزیدهایم پس رفته جنگ خواهیم کرد موافق هرآنچه یهُوَه خدای ما بما امر فرموده است و همهٔ شما اسلحه جنگ خود را بسته عزیمت کردید که بکوه برآیید *
{{verse|۱|۴۲|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بمن گفت بایشان بگو که نروند و جنگ منمایند زیرا که من در میان شما نیستم مبادا از حضور دشمنان خود مغلوب شوید *
{{verse|۱|۴۳|color=black}} پس بشما گفتم لیکن نشنیدید بلکه از فرمان {{روخط|خداوند}} عصیان ورزیدید و مغرور شده بفراز کوه برآمدید *
{{verse|۱|۴۴|color=black}} و اموریانی که در آن کوه ساکن بودند بمقابله شما بیرون آمده شما را تعاقب نمودند بطوری که زنبورها میکنند و شما را از سعیر تا حُرْما شکست دادند *
{{verse|۱|۴۵|color=black}} پس برگشته بحضور {{روخط|خداوند}} گریه نمودید اما {{روخط|خداوند}} آواز شما را نشنید و بشما گوش نداد *
{{verse|۱|۴۶|color=black}} و در قادِش برحسب ایام توقّفِ خود روزهای بسیار ماندید *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} پس برگشته چنانکه {{روخط|خداوند}} بمن گفته بود از راه بحرقلزم در بیابان کوچ کردیم<noinclude></noinclude>
rdzmua1clw6vki7rx451h1chwltekae
286397
286396
2026-06-15T15:47:41Z
Hanooz
17889
286397
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرده است *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} و هم در بیابان که در آنجا دیدید چگونه یهُوَه خدای تو مثل کسی که پسر خود را میبرد تو را در تمامی راه که میرفتید برمیداشت تا باینجا رسیدید *
{{verse|۱|۳۲|color=black}} لیکن با وجود این همهٔ شما بیهُوَه خدای خود ایمان نیاوردید *
{{verse|۱|۳۳|color=black}} که پیش روی شما در راه میرفت تا جائی برای نزول شما بطلبد وقت شب در آتش تا راهی را که بآن بروید بشما بنماید و وقت روز در ابر *
{{verse|۱|۳۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آواز سخنان شما را شنیده غضبناک شد و قسم خورده گفت *
{{verse|۱|۳۵|color=black}} هیچکدام از این مردمان و از این طبقه شریر آن زمین نیکو را که قسم خوردم که بپدران شما بدهم هرگز نخواهند دید *
{{verse|۱|۳۶|color=black}} سوای کالیب بن یفُنَّه که آن را خواهد دید و زمینی را که در آن رفته بود بوی و بپسرانش خواهم داد چونکه {{روخط|خداوند}} را پیروی کامل نمود *
{{verse|۱|۳۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بخاطر شما برمن نیز خشم نموده گفت که تو هم داخل آنجا نخواهی شد *
{{verse|۱|۳۸|color=black}} یوشع بن نون که بحضور تو میایستد داخل آنجا خواهد شد پس او را قویگردان زیرا اوست که آن را برای بنی اسرائیل تقسیم خواهد نمود *
{{verse|۱|۳۹|color=black}} و اطفال شما که درباره آنها گفتید که بیغما خواهند رفت و پسران شما که امروز نیک و بد را تمیز نمیدهند داخل آنجا خواهند شد و آن را بایشان خواهم داد تا مالک آن بشوند *
{{verse|۱|۴۰|color=black}} و اما شما روگردانیده از راه بحرقلزم ببیابان کوچ کنید *
{{verse|۱|۴۱|color=black}} و شما در جواب من گفتید که ب{{روخط|خداوند}} گناه ورزیدهایم پس رفته جنگ خواهیم کرد موافق هرآنچه یهُوَه خدای ما بما امر فرموده است و همهٔ شما اسلحه جنگ خود را بسته عزیمت کردید که بکوه برآیید *
{{verse|۱|۴۲|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بمن گفت بایشان بگو که نروند و جنگ منمایند زیرا که من در میان شما نیستم مبادا از حضور دشمنان خود مغلوب شوید *
{{verse|۱|۴۳|color=black}} پس بشما گفتم لیکن نشنیدید بلکه از فرمان {{روخط|خداوند}} عصیان ورزیدید و مغرور شده بفراز کوه برآمدید *
{{verse|۱|۴۴|color=black}} و اموریانی که در آن کوه ساکن بودند بمقابله شما بیرون آمده شما را تعاقب نمودند بطوری که زنبورها میکنند و شما را از سعیر تا حُرْما شکست دادند *
{{verse|۱|۴۵|color=black}} پس برگشته بحضور {{روخط|خداوند}} گریه نمودید اما {{روخط|خداوند}} آواز شما را نشنید و بشما گوش نداد *
{{verse|۱|۴۶|color=black}} و در قادِش برحسب ایام توقّفِ خود روزهای بسیار ماندید *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} پس برگشته چنانکه {{روخط|خداوند}} بمن گفته بود از راه بحرقلزم در بیابان کوچ کردیم و<noinclude></noinclude>
5fb724kfjgdk2e5co4l9gevlk9p99su
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۲
104
87736
286398
2026-06-15T15:48:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «روزهای بسیار کوه سَعیر را دور زدیم * {{verse|۲|۲|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} مرا خطاب کرده گفت * {{verse|۲|۳|color=black}} دور زدن شما باین کوه بس است بسوی شمال برگردید * {{verse|۲|۴|color=black}} و قوم را امر فرموده بگو که شما از حدود برادران خود بنیعیسو که در سَعیر ساکنند ب...» ایجاد کرد
286398
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>روزهای بسیار کوه سَعیر را دور زدیم *
{{verse|۲|۲|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} مرا خطاب کرده گفت *
{{verse|۲|۳|color=black}} دور زدن شما باین کوه بس است بسوی شمال برگردید *
{{verse|۲|۴|color=black}} و قوم را امر فرموده بگو که شما از حدود برادران خود بنیعیسو که در سَعیر ساکنند باید بگذرید و ایشان از شما خواهند ترسید پس بسیار احتیاط کنید *
{{verse|۲|۵|color=black}} و با ایشان منازعه مکنید زیرا که از زمین ایشان بقدر کف پائی هم بشما نخواهم داد چونکه کوه سَعیر را بعیسو بملکیت دادهام *
{{verse|۲|۶|color=black}} خوراک را از ایشان بنقره خریده بخورید و آب را نیز از ایشان بنقره خریده بنوشید *
{{verse|۲|۷|color=black}} زیرا که یهُوَه خدای تو تو را در همهٔ کارهای دستت برکت داده است او راه رفتنت را در این بیابان بزرگ میداند الا´ن چهل سال است که یهُوَه خدایت با تو بوده است و بهیچ چیز محتاج نشدهای *
{{verse|۲|۸|color=black}} پس از برادران خود بنیعیسو که در سَعیر ساکنند از راه عربه از اِیلَتْ و عَصْیون جابَر عبور نمودیم *
{{verse|۲|۹|color=black}} پس برگشته از راه بیابان موآب گذشتیم و {{روخط|خداوند}} مرا گفت موآب را اذیت مرسان و با ایشان منازعت و جنگ منما زیرا که از زمین ایشان هیچ نصیبی بشما نخواهم داد چونکه عار را ببنیلوط برای ملکیت دادهام *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} ایمیان که قوم عظیم و کثیر و بلند قد مثل عناقیان بودند پیش در آنجا سکونت داشتند *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} ایشان نیز مثل عناقیان از رفائیان محسوب بودند لیکن موآبیان ایشان را ایمیان میخوانند *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} و حوریان در سعیر پیشتر ساکن بودند و بنیعیسو ایشان را اخراج نموده ایشان را از پیش روی خود هلاک ساختند و در جای ایشان ساکن شدند چنانکه اسرائیل بزمین میراث خود که {{روخط|خداوند}} بایشانداده بود کردند *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} الا´ن برخیزید و از وادی زارَد عبور نمایید پس از وادی زارَد عبور نمودیم *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} و ایامی که از قادش برنیع راه میرفتیم تا از وادی زارَد عبور نمودیم سی و هشت سال بود تا تمامی آن طبقه مردان جنگی از میان اردو تمام شدند چنانکه {{روخط|خداوند}} برای ایشان قسم خورده بود *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} و دست {{روخط|خداوند}} نیز بر ایشان میبود تا ایشان را از میان اردو بالکلّ هلاک کند *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} پس چون جمیع مردان جنگی از میان قوم بالکل مردند *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} مرا خطاب کرده گفت *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} تو امروز از عار که سرحد موآب باشد باید بگذری *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} و چون بمقابل بنیعّمون برسی ایشان را مرنجان و با ایشان منازعه مکن زیرا که از زمین بنیعّمون نصیبی بتو نخواهم داد چونکه آن را ببنیلوط بملکیت دادهام *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} آن نیز زمین<noinclude></noinclude>
fsztouxs73ibeffablfxr7g5il9rbe9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۳
104
87737
286399
2026-06-15T15:48:53Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «رفائیان شمرده میشود و رفائیان پیشتر ساکن آنجا بودند لیکن عَمُّونیان ایشان را زَمْزُمّیان میخوانند * {{verse|۲|۲۱|color=black}} ایشان قومی عظیم و کثیر و بلند قد مثل عَناقیان بودند و {{روخط|خداوند}} آنها را از پیش روی ایشان هلاک کرد پس ایشان را اخراج نموده...» ایجاد کرد
286399
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رفائیان شمرده میشود و رفائیان پیشتر ساکن آنجا بودند لیکن عَمُّونیان ایشان را زَمْزُمّیان میخوانند *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} ایشان قومی عظیم و کثیر و بلند قد مثل عَناقیان بودند و {{روخط|خداوند}} آنها را از پیش روی ایشان هلاک کرد پس ایشان را اخراج نموده در جای ایشان ساکن شدند *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} چنانکه برای بنیعیسو که در سَعیر ساکنند عمل نموده حوریان را از حضور ایشان هلاک ساخته آنها را اخراج نمودند و تا امروز در جای ایشان ساکنند *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} و عِوّیان را که در دهات تا بغَزّا ساکن بودند کَفْتُوریان که از کَفْتُور بیرون آمدند هلاک ساخته در جای ایشان ساکن شدند *
{{verse|۲|۲۴|color=black}} پس برخیزید و کوچ کرده از وادی اَرْنون عبور کنید اینک سیحونِ اَمُوْری ملک حَشبون و زمین او را بدست تو دادم بتصرف آن شروع کن و با ایشانجنگ نما *
{{verse|۲|۲۵|color=black}} امروز شروع کرده خوف و ترس تو را بر قومهای زیر تمام آسمان مستولی میگردانم و ایشان آوازه تو را شنیده خواهند لرزید و از ترس تو مضطرب خواهند شد *
{{verse|۲|۲۶|color=black}} پس قاصدان با سخنان صلحآمیز از بیابان قَدِیموت نزد سیحون ملک حشبون فرستاده گفتم *
{{verse|۲|۲۷|color=black}} اجازت بده که از زمین تو بگذرم بشاهراه خواهم رفت و بطرف راست یا چپ میل نخواهم کرد *
{{verse|۲|۲۸|color=black}} خوراک را بنقره بمن بفروش تا بخورم و آب را بنقره بمن بده تا بنوشم فقط اجازت بده تا بر پایهای خود بگذرم *
{{verse|۲|۲۹|color=black}} چنانکه بنیعیسو که در سعیر ساکنند و موآبیان که در عار ساکنند بمن رفتار نمودند تا از اُرْدُن بزمینی که یهُوَه خدای ما بما میدهد عبور نمایم *
{{verse|۲|۳۰|color=black}} اما سیحون ملک حشبون نخواست که ما را از سرحد خود راه بدهد زیرا که یهُوَه خدای تو روح او را بقساوت و دل او را بسختی واگذاشت تا او را چنانکه امروز شده است بدست تو تسلیم نماید *
{{verse|۲|۳۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا گفت اینک بتسلیم نمودن سیحون و زمین او بدست تو شروع کردم پس بنا بتصرف آن بنما تا زمین او را مالک شوی *
{{verse|۲|۳۲|color=black}} آنگاه سیحون با تمامی قوم خود بمقابله ما برای جنگ کردن در یاهَص بیرون آمدند *
{{verse|۲|۳۳|color=black}} و یهُوَه خدای ما او را بدست ما تسلیم نموده او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم *
{{verse|۲|۳۴|color=black}} و تمامی شهرهای او را در آنوقت گرفته مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقینگذاشتیم *
{{verse|۲|۳۵|color=black}} لیکن بهایم را با غنیمت شهرهائی که گرفته بودیم برای خود بغارت بردیم *
{{verse|۲|۳۶|color=black}} از عروعیر که برکناره وادی اَرْنون است و شهری که در وادی است تا جِلْعاد قریهای نبود که بما ممتنع<noinclude></noinclude>
99m7j0xmf5wz93rm1wl5kzodnirxx7w
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۴
104
87738
286400
2026-06-15T15:49:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «باشد یهُوَه خدای ما همهٔ را بما تسلیم نمود * {{verse|۲|۳۷|color=black}} لیکن بزمین بنیعّمون و بتمامی کناره وادی یبُّوق و شهرهای کوهستان و بهر جائی که یهُوَه خدای ما نهی فرموده بود نزدیک نشدیم * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} پس برگشته براه ب...» ایجاد کرد
286400
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باشد یهُوَه خدای ما همهٔ را بما تسلیم نمود *
{{verse|۲|۳۷|color=black}} لیکن بزمین بنیعّمون و بتمامی کناره وادی یبُّوق و شهرهای کوهستان و بهر جائی که یهُوَه خدای ما نهی فرموده بود نزدیک نشدیم *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} پس برگشته براه باشان رفتیم و عوجمَلک باشان با تمامی قوم خود بمقابله ما بیرون آمده در اَدْرَعِی جنگ کرد *
{{verse|۳|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا گفت از او مترس زیرا که او و تمامی قومش و زمینش را بدست تو تسلیم نمودهام تا بطوری که با سیحون مَلک اموریان که در حشبون ساکن بود عمل نمودی با وی نیز عمل نمائی *
{{verse|۳|۳|color=black}} پس یهُوَه خدای ما عوج ملک باشان را نیز و تمامی قومش را بدست ما تسلیم نموده او را بحدی شکست دادیم که احدی از برای وی باقی نماند *
{{verse|۳|۴|color=black}} و در آنوقت همهٔ شهرهایش را گرفتیم و شهری نماند که از ایشان نگرفتیم یعنی شصت شهر و تمامی مرزبوم اَرْجوب که مملکت عوج در باشان بود *
{{verse|۳|۵|color=black}} جمیع اینها شهرهای حصاردار با دیوارهای بلند و دروازهها و پشتبندها بود سوای قُرای بیحصارِ بسیار کثیر *
{{verse|۳|۶|color=black}} و آنها را بالکلّ هلاک کردیم چنانکه با سیحون ملک حَشبون کرده بودیم هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم *
{{verse|۳|۷|color=black}} و تمامی بهایم و غنیمت شهرها را برای خود بغارت بردیم *
{{verse|۳|۸|color=black}} و در آن وقت زمین را از دست دو مَلِکاَموریان که بآن طرف اُرْدُن بودند از وادی اَرْنُون تا جبل حرمون گرفتیم *
{{verse|۳|۹|color=black}} و این حرمون را صیدونیان سِرْیون میخوانند و اموریان آن را سِنیرْ میخوانند *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} تمام شهرهای هامون و تمامی جلعاد و تمامی باشان تا سَلخَه و اَدْرَعِی که شهرهای مملکت عوج در باشان بود *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} زیرا که عوج ملک باشان از بقیه رفائیان تنها باقی مانده بود اینک تخت خواب او تخت آهنین است آیا آن در رَبَت بنیعمّون نیست و طولش نه ذراع و عرضش چهار ذراع برحسب ذراع آدمی میباشد *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} و این زمین را در آن وقت بتصرف آوردیم و آن را از عَروعیر که برکنار وادی ارنون است و نصف کوهستان جلعاد و شهرهایش را برؤبینیان و جادیان دادم *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} و بقیه جلعاد و تمامی باشان را که مملکت عوج باشد بنصف سبط منسّی دادم یعنی تمامی مرزبوم ارجوب را با تمامی باشان که زمین رفائیان نامیده میشود *<noinclude></noinclude>
2gxzipwyxkeja2supvx59pth0agv2ae
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۵
104
87739
286401
2026-06-15T15:49:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳|۱۴|color=black}} یائیر بن منسّی تمامی مرزبوم ارجوب را تا حدِّ جَشوریان و مَعْکِیان گرفت و آنها را تا امروز باسم خود باشان حَوُّوت یائیر نامید * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و جلعاد را بماکیر دادم * {{verse|۳|۱۶|color=black}} و برؤبینیان و جادیان از جلعاد تا وادی اِرنو...» ایجاد کرد
286401
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳|۱۴|color=black}} یائیر بن منسّی تمامی مرزبوم ارجوب را تا حدِّ جَشوریان و مَعْکِیان گرفت و آنها را تا امروز باسم خود باشان حَوُّوت یائیر نامید *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و جلعاد را بماکیر دادم *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} و برؤبینیان و جادیان از جلعاد تا وادی اِرنون هم وسط وادی و هم کنارهاش تا وادی یبُّوق را که حد بنیعمّون باشد دادم *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} و عَرَبَه را نیز و اُرْدُن و کنارهاش را از کِنِّرِتْ تا دریای عربه که بحرالملح باشد زیر دامنههای فِسْجَه بطرف مشرق دادم *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} و در آن وقت بشما امر فرموده گفتم یهُوَه خدای شما این زمین را بشما داده است تا آن را بتصرف آورید پس جمیع مردان جنگیشما مهیا شده پیش روی برادران خود بنی اسرائیل عبور کنید *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} لیکن زنان و اطفال و مواشی شما چونکه میدانم مواشی بسیار دارید در شهرهای شما که بشما دادم بمانند *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} تا {{روخط|خداوند}} ببرادران شما مثل شما آرامی دهد و ایشان نیز زمینی را که یهُوَه خدای شما بآنطرف اُرْدُن بایشان میدهد بتصرف آورند آنگاه هریکی از شما بملک خود که بشما دادم برگردید *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} و در آن وقت یوشع را امر فرموده گفتم هرآنچه یهُوَه خدای شما باین دو پادشاه کرده است چشمان تو دید پس {{روخط|خداوند}} با تمامی ممالکی که بسوی آنها عبور میکنی چنین خواهد کرد *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} از ایشان مترسید زیرا که یهُوَه خدای شماست که برای شما جنگ میکند *
{{verse|۳|۲۳|color=black}} و در آنوقت نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه کرده گفتم *
{{verse|۳|۲۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} یهُوَه تو بنشان دادن عظمت و دست قوی خود ببندهات شروع کردهای زیرا کدام خداست در آسمان یا در زمین که مثل اعمال و جبروت تو میتواند عمل نماید *
{{verse|۳|۲۵|color=black}} تمنّا اینکه عبور نمایم و زمین نیکو را که بآنطرف اُرْدُن است و این کوه نیکو و لُبْنان را ببینم *
{{verse|۳|۲۶|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} بخاطر شما با من غضبناک شده مرا اجابت ننمود و {{روخط|خداوند}} مرا گفت تو را کافی است بار دیگر درباره این امر با من سخن مگو *
{{verse|۳|۲۷|color=black}} به قله فِسْجه برآی و چشمان خود را بطرف مغرب و شمال و جنوب و مشرق بلند کرده بچشمان خود ببین زیرا که از این اُرْدُن نخواهیگذشت *
{{verse|۳|۲۸|color=black}} اما یوشع را امر فرموده او را دلیر و قوی گردان زیرا که او پیش این قوم عبور نموده زمینی را که تو خواهی دید برای ایشان تقسیم خواهد نمود *
{{verse|۳|۲۹|color=black}} پس در درّه در برابر بیتفَغُور توقف نمودیم *<noinclude></noinclude>
b4ob43ytblzqawfiyit9gpxn0tu65bt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۶
104
87740
286402
2026-06-15T15:52:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} پس الا´ن ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من بشما تعلیم میدهم تا آنها را بجا آورید بشنوید تا زنده بمانید و داخل شده زمینی را که یهُوَه خدای پدران شما بشما میدهد بتصرّف آورید * {{verse|۴|۲|color=black}} بر کلامی...» ایجاد کرد
286402
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} پس الا´ن ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من بشما تعلیم میدهم تا آنها را بجا آورید بشنوید تا زنده بمانید و داخل شده زمینی را که یهُوَه خدای پدران شما بشما میدهد بتصرّف آورید *
{{verse|۴|۲|color=black}} بر کلامی که من بشما امر میفرمایم چیزی میفزایید و چیزی از آن کم منمایید تا اوامر یهُوَه خدای خود را که بشما امر میفرمایم نگاه دارید *
{{verse|۴|۳|color=black}} چشمان شما آنچه را {{روخط|خداوند}} در بَعلفغور کرد دید زیرا هرکه پیروی بَعلفغور کرد یهُوَه خدای تو او را از میان تو هلاک ساخت *
{{verse|۴|۴|color=black}} اما جمیع شما که بیهُوَه خدای خود مُلصق شدید امروز زنده ماندید *
{{verse|۴|۵|color=black}} اینک چنانکه یهُوَه خدایم مرا امر فرموده است فرایض و احکام بشما تعلیم نمودم تا در زمینی که شما داخل آن شده بتصرف میآورید چنان عمل نمایید *
{{verse|۴|۶|color=black}} پس آنها را نگاه داشته بجا آورید زیرا که این حکمت و فطانت شماست در نظر قومهائی که چون این فرایض را بشنوند خواهند گفت هرآینه این طایفهای بزرگْ قوم حکیم و فطانت پیشهاند *
{{verse|۴|۷|color=black}} زیرا کدام قوم بزرگ است که خدا نزدیک ایشان باشد چنانکه یهُوَه خدای ما است در هروقت که نزد او دعا میکنیم *
{{verse|۴|۸|color=black}} و کدام طایفهٔ بزرگ است کهفرایض و احکام عادلهای مثل تمام این شریعتی که من امروز پیش شما میگذارم دارند *
{{verse|۴|۹|color=black}} لیکن احتراز نما و خویشتن را بسیار متوجه باش مبادا این چیزهائی را که چشمانت دیده است فراموش کنی و مبادا اینها در تمامی ایام عمرت از دل تو محو شود بلکه آنها را بپسرانت و پسران پسرانت تعلیم ده *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} در روزی که در حضور یهُوَه خدای خود در حوریب ایستاده بودی و {{روخط|خداوند}} بمن گفت قوم را نزد من جمع کن تا کلمات خود را بایشان بشنوانم تا بیاموزند که در تمامی روزهائی که برروی زمین زنده باشند از من بترسند و پسران خود را تعلیم دهند *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} و شما نزدیک آمده زیر کوه ایستادید و کوه تا بوسط آسمان بآتش و تاریکی و ابرها و ظلمت غلیظ میسوخت *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با شما از میان آتش متکلّم شد و شما آواز کلمات را شنیدید لیکن صورتی ندیدید بلکه فقط آواز را شنیدید *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} و عهد خود را که شما را بنگاه داشتن آن مأمور فرمود برای شما بیان کرد یعنی ده کلمه را و آنها را بر دو لوح سنگ نوشت *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا در آنوقت<noinclude></noinclude>
rv0u4zcwcp9774xrdppldxs4871yn8w
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۷
104
87741
286403
2026-06-15T15:52:47Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «امر فرمود که فرایض و احکام را بشما تعلیم دهم تا آنها را در زمینی که برای تصرّفش بآن عبور میکنید بجا آورید * {{verse|۴|۱۵|color=black}} پس خویشتن را بسیار متوجه باشید زیرا در روزی که {{روخط|خداوند}} با شما در حوریب از میان آتش تکلّم مینمود هیچ صورتی ندیدید * {{...» ایجاد کرد
286403
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>امر فرمود که فرایض و احکام را بشما تعلیم دهم تا آنها را در زمینی که برای تصرّفش بآن عبور میکنید بجا آورید *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} پس خویشتن را بسیار متوجه باشید زیرا در روزی که {{روخط|خداوند}} با شما در حوریب از میان آتش تکلّم مینمود هیچ صورتی ندیدید *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} مبادا فاسد شوید و برای خود صورتتراشیده یا تمثال هر شکلی از شبیه ذکور یا اُناث بسازید *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} یا شبیه هر بهیمهای که بر روی زمین است یا شبیه هر مرغ بالدار که در آسمان میپرد *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} یا شبیه هر خزندهای بر زمین یا شبیه هر ماهیای که در آبهای زیر زمین است *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و مبادا چشمان خود را بسوی آسمان بلند کنی و آفتاب و ماه و ستارگان و جمیع جنود آسمان را دیده فریفته شوی و سجده کرده آنها را که یهُوَه خدایت برای تمامی قومهائی که زیر تمام آسمانند تقسیم کرده است عبادت نمائی *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} شما را گرفته از کوره آهن از مصر بیرون آورد تا برای او قوم میراث باشید چنانکه امروز هستید *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بخاطر شما بر من غضبناک شده قسم خورد که از اُرْدُنّ عبور نکنم و بآن زمین نیکو که یهُوَه خدایت بتو برای ملکیت میدهد داخل نشوم *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} بلکه من در این زمین خواهم مرد و از اُرْدُن عبور نخواهم کرد لیکن شما عبور خواهید کرد و آن زمین نیکو را بتصرّف خواهید آورد *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} پس احتیاط نمایید مبادا عهد یهُوَه خدای خود را که با شما بسته است فراموش نمایید و صورت تراشیده یا شبیه هر چیزی که یهُوَه خدایت بتو نهی کرده است برای خود بسازی *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} زیرا که یهُوَه خدایت آتش سوزنده و خدای غیور است *
{{verse|۴|۲۵|color=black}} چون پسران و پسرانِ پسران را تولید نموده و در زمین مدتی ساکن باشید اگر فاسد شده صورت تراشیده و شبیه هرچیزی را بسازید و آنچه در نظر یهُوَه خدای شما بد استبجا آورده او را غضبناک سازید *
{{verse|۴|۲۶|color=black}} آسمان و زمین را امروز بر شما شاهد میآورم که از آن زمینی که برای تصرّف آن از اُرْدُنّ بسوی آن عبور میکنید البته هلاک خواهید شد و روزهای خود را در آن طویل نخواهید ساخت بلکه بالکل هلاک خواهید شد *
{{verse|۴|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} شما را در میان قومها پراکنده خواهد نمود و شما در میان طوایفی که {{روخط|خداوند}} شما را بآنجا میبرد قلیلالعدد خواهید ماند *
{{verse|۴|۲۸|color=black}} و در آنجا خدایان ساخته شده دست انسان از چوب و سنگ را عبادت خواهید کرد که نمیبینند و نمیشنوند و نمیخورند و نمیبویند *
{{verse|۴|۲۹|color=black}} لیکن اگر از آنجا یهُوَه خدای خود را بطلبی او را خواهی یافت<noinclude></noinclude>
8hbfi86dj0shbnr4j7uangpjznu0khh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۸
104
87742
286404
2026-06-15T15:53:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بشرطی که او را بتمامی دل و بتمامی جان خود تفحص نمائی * {{verse|۴|۳۰|color=black}} چون در تنگی گرفتار شوی و جمیع این وقایع برتو عارض شود در ایام آخر بسوی یهُوَه خدای خود برگشته آواز او را خواهی شنید * {{verse|۴|۳۱|color=black}} زیرا که یهُوَه خدای تو خدای رحیم است تو ر...» ایجاد کرد
286404
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بشرطی که او را بتمامی دل و بتمامی جان خود تفحص نمائی *
{{verse|۴|۳۰|color=black}} چون در تنگی گرفتار شوی و جمیع این وقایع برتو عارض شود در ایام آخر بسوی یهُوَه خدای خود برگشته آواز او را خواهی شنید *
{{verse|۴|۳۱|color=black}} زیرا که یهُوَه خدای تو خدای رحیم است تو را ترک نخواهد کرد و تو را هلاک نخواهد نمود و عهد پدرانت را که برای ایشان قسم خورده بود فراموش نخواهد کرد *
{{verse|۴|۳۲|color=black}} زیرا که از ایام پیشین که قبل از تو بوده است از روزی که خدا آدم را برزمین آفرید و از یک کناره آسمان تا بکناره دیگر بپرس که آیا مثل این امر عظیم واقع شده یا مثل این شنیده شده است *
{{verse|۴|۳۳|color=black}} آیا قومی هرگز آواز خدا را که از میان آتش متکلم شود شنیده باشند و زنده بمانند چنانکه تو شنیدی *
{{verse|۴|۳۴|color=black}} و آیا خدا عزیمت کرد که برود و قومی برای خود از میان قوم دیگر بگیرد با تجربهها و آیات و معجزات و جنگ و دستقوی و بازوی دراز شده و ترسهای عظیم موافق هرآنچه یهُوَه خدای شما برای شما در مصر در نظر شما بعمل آورد *
{{verse|۴|۳۵|color=black}} این برتو ظاهر شد تا بدانی که یهُوَه خداست و غیر از او دیگری نیست *
{{verse|۴|۳۶|color=black}} از آسمان آواز خود را بتو شنوانید تا تو را تأدیب نماید و برزمین آتش عظیم خود را بتو نشان داد و کلام او را از میان آتش شنیدی *
{{verse|۴|۳۷|color=black}} و از این جهت که پدران تو را دوست داشته ذریت ایشان را بعد از ایشان برگزیده بود تو را بحضرت خود با قوّت عظیم از مصر بیرون آورد *
{{verse|۴|۳۸|color=black}} تا امتهای بزرگتر و عظیمتر از تو را پیش روی تو بیرون نماید و تو را درآورده زمین ایشان را برای ملکیت بتو دهد چنانکه امروز شده است *
{{verse|۴|۳۹|color=black}} لهذا امروز بدان و در دل خود نگاه دار که یهُوَه خداست بالا در آسمان و پایین برروی زمین و دیگری نیست *
{{verse|۴|۴۰|color=black}} و فرایض و اوامر او را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاهدار تا تو را و بعد از تو فرزندان تو را نیکو باشد و تا روزهای خود را بر زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد تا بابد طویل نمائی *
{{verse|۴|۴۱|color=black}} آنگاه موسی سه شهر بآن طرف اُرْدُنّ بسوی مشرق آفتاب جدا کرد *
{{verse|۴|۴۲|color=black}} تا قاتلی که همسایه خود را نادانسته کشته باشد و پیشتر با وی بغض نداشته بآنها فرار کند و بیکی از این شهرها فرار کرده زنده ماند *
{{verse|۴|۴۳|color=black}} یعنی باصَر در بیابان در زمین همواری بجهت رؤبینیان و راموت در جلعاد بجهت جادیان و جُولان در باشان بجهت مَنَسّیان *
{{verse|۴|۴۴|color=black}} و این است شریعتی که موسی پیش روی بنی اسرائیل نهاد *
{{verse|۴|۴۵|color=black}} این است شهادات و فرایض و احکامی که موسی<noinclude></noinclude>
k5jijzrvxlzrpm9eugevt1ef07ljrz1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۸۹
104
87743
286405
2026-06-15T15:53:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ببنی اسرائیل گفت وقتی که ایشان از مصر بیرون آمدند * {{verse|۴|۴۶|color=black}} به آنطرف اُرْدُنّ در درّه مقابل بیتفغور در زمین سیحون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود و موسی و بنی اسرائیل چون از مصر بیرون آمده بودند او را مغلوب ساختند * {{verse|۴|۴۷|color=black}} و زم...» ایجاد کرد
286405
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ببنی اسرائیل گفت وقتی که ایشان از مصر بیرون آمدند *
{{verse|۴|۴۶|color=black}} به آنطرف اُرْدُنّ در درّه مقابل بیتفغور در زمین سیحون ملک اموریان که در حشبون ساکن بود و موسی و بنی اسرائیل چون از مصر بیرون آمده بودند او را مغلوب ساختند *
{{verse|۴|۴۷|color=black}} و زمین او را و زمین عوج ملک باشان را دو ملک اموریانی که بآنطرف اُرْدُنّ بسوی مشرق آفتاب بودند بتصرف آوردند *
{{verse|۴|۴۸|color=black}} از عَروعیر که بر کناره وادی اَرْنون است تا جبل سیئون که حرمون باشد *
{{verse|۴|۴۹|color=black}} و تمامی عَرَبَه بآنطرف اُرْدُنّ بسوی مشرق تا دریای عربه زیر دامنههای فِسْجَه *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و موسی تمامی بنی اسرائیل را خوانده بایشان گفت ای اسرائیل فرایض و احکامی را که من امروز بگوش شما میگویم بشنوید تا آنها را یاد گرفته متوجه باشید که آنها را بجا آورید *
{{verse|۵|۲|color=black}} یهُوَه خدای ما با ما در حوریب عهد بست *
{{verse|۵|۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} این عهد را با پدران ما نبست بلکه با ما که جمیعاً امروز در اینجا زنده هستیم *
{{verse|۵|۴|color=black}} {{روخط|خداوند}} در کوه از میان آتش با شما روبرو متکلم شد *
{{verse|۵|۵|color=black}} من در آن وقت میان {{روخط|خداوند}} و شما ایستاده بودم تا کلام {{روخط|خداوند}} را برای شما بیان کنم زیرا که شما بسبب آتش میترسیدید و بفراز کوه برنیامدید و گفت *
{{verse|۵|۶|color=black}} من هستم یهُوَه خدای تو که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آوردم *
{{verse|۵|۷|color=black}} تو را بحضور من خدایان دیگر نباشند *
{{verse|۵|۸|color=black}} بجهت خود صورت تراشیده یا هیچ تمثالی از آنچه بالا در آسمان یا از آنچه پایین در زمین یا از آنچه در آبهای زیر زمین است مساز *
{{verse|۵|۹|color=black}} آنها را سجده و عبادت منما زیرا من که یهُوَه خدای تو هستم خدای غیورم و گناه پدران را بر پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی که مرا دشمن دارند میرسانم *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} و رحمت میکنم تا هزار پشت برآنانی که مرا دوست دارند و احکام مرا نگاه دارند *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} نام یهُوَه خدای خود را بباطل مبر زیرا {{روخط|خداوند}} کسی را که نام او را بباطل بَرَد بیگناه نخواهد شمرد *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} روز سَبَّت را نگاه دار و آن را تقدیس نما چنانکه یهُوَه خدایت بتو امر فرموده است *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} شش روز مشغول باش و هرکار خود را بکن *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} اما روز هفتمین سَبَّت یهُوَه خدای توست در آن هیچکاری مکن تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و گاوت و الاغت و همهٔ<noinclude></noinclude>
gryj5p72p7m95hlud2jy9c3xxvb2ogm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۰
104
87744
286406
2026-06-15T15:54:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بهایمت و مهمانت که در اندرون دروازههای تو باشد تا غلامت و کنیزت مثل تو آرام گیرند * {{verse|۵|۱۵|color=black}} و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را بدست قوی و بازوی دراز از آنجا بیرون آورد بنابراین یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است که رو...» ایجاد کرد
286406
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بهایمت و مهمانت که در اندرون دروازههای تو باشد تا غلامت و کنیزت مثل تو آرام گیرند *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را بدست قوی و بازوی دراز از آنجا بیرون آورد بنابراین یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است که روز سَبَّت را نگاه داری *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} پدر و مادر خود را حرمت دار چنانکه یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است تا روزهایتدراز شود و تو را در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میبخشد نیکویی باشد *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} قتل مکن *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} و زنا مکن *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} و دزدی مکن *
{{verse|۵|۲۰|color=black}} و بر همسایه خود شهادت دروغ مده *
{{verse|۵|۲۱|color=black}} و بر زن همسایهات طمع مورز و بخانه همسایهات و بمزرعه او و بغلامش و کنیزش و گاوش و الاغش و بهرچه از آنِ همسایه تو باشد طمع مکن *
{{verse|۵|۲۲|color=black}} این سخنان را {{روخط|خداوند}} بتمامی جماعت شما در کوه از میان آتش و ابر و ظلمت غلیظ بآواز بلند گفت و بر آنها چیزی نیفزود و آنها را بر دو لوح سنگ نوشته بمن داد *
{{verse|۵|۲۳|color=black}} و چون شما آن آواز را از میان تاریکی شنیدید و کوه بآتش میسوخت شما با جمیع رؤسای اسباط و مشایخ خود نزد من آمده *
{{verse|۵|۲۴|color=black}} گفتید اینک یهُوَه خدای ما جلال و عظمت خود را بر ما ظاهر کرده است و آواز او را از میان آتش شنیدیم پس امروز دیدیم که خدا با انسان سخن میگوید و زنده است *
{{verse|۵|۲۵|color=black}} و اما الا´ن چرا بمیریم زیرا که این آتشِ عظیمْ ما را خواهد سوخت اگر آواز یهُوَه خدای خود را دیگر بشنویم خواهیم مُرد *
{{verse|۵|۲۶|color=black}} زیرا از تمامی بشر کیست که مثل ما آواز خدای حی را که از میان آتش سخن گوید بشنود و زنده ماند *
{{verse|۵|۲۷|color=black}} تو نزدیک برو و هرآنچه یهُوَه خدای ما بگوید بشنو و هرآنچه یهُوَه خدای ما بتو بگوید برای ما بیان کن پس خواهیم شنید و بعمل خواهیم آورد *
{{verse|۵|۲۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آواز سخنان شما را که بمنگفتید شنید و {{روخط|خداوند}} مرا گفت آواز سخنان این قوم را که بتو گفتند شنیدم هرچه گفتند نیکو گفتند *
{{verse|۵|۲۹|color=black}} کاش که دلی را مثل این داشتند تا از من میترسیدند و تمامی اوامر مرا در هر وقت بجا میآوردند تا ایشان را و فرزندان ایشان را تا بابد نیکو باشد *
{{verse|۵|۳۰|color=black}} برو و ایشان را بگو بخیمههای خود برگردید *
{{verse|۵|۳۱|color=black}} و اما تو در اینجا پیش من بایست تا جمیع اوامر و فرایض و احکامی را که میباید بایشان تعلیم دهی بتو بگویم و آنها را در زمینی که من بایشان میدهم تا در آن تصرّف نمایند بجا آورند *
{{verse|۵|۳۲|color=black}} پس توجه نمایید تا آنچه یهُوَه خدای شما بشما امر فرموده است بعمل آورید و براست و چپ انحراف منمایید *
{{verse|۵|۳۳|color=black}} در<noinclude></noinclude>
lg3wv5ve4mtr9xd27g4cgqqfp2k9okk
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۱
104
87745
286407
2026-06-15T15:55:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تمامی آن طریقی که یهُوَه خدای شما بشما امر فرموده است سلوک نمایید تا برای شما نیکو باشد و ایام خود را در زمینی که بتصرف خواهید آورد طویل نمایید * {{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و این است اوامر و فرایض و احکامی که یهُوَه خدای شما امر...» ایجاد کرد
286407
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تمامی آن طریقی که یهُوَه خدای شما بشما امر فرموده است سلوک نمایید تا برای شما نیکو باشد و ایام خود را در زمینی که بتصرف خواهید آورد طویل نمایید *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} و این است اوامر و فرایض و احکامی که یهُوَه خدای شما امر فرمود که بشما تعلیم داده شود تا آنها را در زمینی که شما بسوی آن برای تصرفش عبور میکنید بجا آورید *
{{verse|۶|۲|color=black}} و تا از یهُوَه خدای خود ترسان شده جمیع فرایض و اوامر او را که من بشما امر میفرمایم نگاه داری تو و پسرت و پسر پسرت در تمامی ایام عمرت و تا عمر تو دراز شود *
{{verse|۶|۳|color=black}} پس ای اسرائیل بشنو وبه عمل نمودنِ آن متوجه باش تا برای تو نیکو باشد و بسیار افزوده شوی در زمینی که بشیر و شهد جاری است چنانکه یهُوَه خدای پدرانت تو را وعده داده است *
{{verse|۶|۴|color=black}} ای اسرائیل بشنو یهُوَه خدای ما یهُوَه واحد است *
{{verse|۶|۵|color=black}} پس یهُوَه خدای خود را بتمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما *
{{verse|۶|۶|color=black}} و این سخنانی که من امروز تو را امر میفرمایم بر دل تو باشد *
{{verse|۶|۷|color=black}} و آنها را بپسرانت بدقت تعلیم نما و حین نشستنت در خانه و رفتنت براه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نما *
{{verse|۶|۸|color=black}} و آنها را بردست خود برای علامت ببند و در میان چشمانت عصابه باشد *
{{verse|۶|۹|color=black}} و آنها را بر باهوهای در خانهات و بر دروازههایت بنویس *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} و چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خُوْرد که بتو بدهد درآوَرَد بشهرهای بزرگ و خوشنمائی که تو بنا نکردهای *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} و بخانههای پر از هر چیز نیکو که پر نکردهای و حوضهای کنده شدهای که نکندهای و تاکستانها و باغهای زیتونی که غرس ننمودهای و از آنها خورده سیر شدی *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} آنگاه با حذر باش مبادا {{روخط|خداوند}} را که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورْد فراموش کنی *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} از یهُوَه خدای خود بترس و او را عبادت نما و بنام او قسم بخور *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} خدایان دیگر را از خدایان طوایفی که باطراف تو میباشند پیروی منمایید *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} زیرا یهُوَه خدای تو در میان تو خدای غیور است مبادا غضب یهُوَهخدایت برتو افروخته شود و تو را از روی زمین هلاک سازد *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} یهُوَه خدای خود را میازمایید چنانکه او را در مسّا آزمودید *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} توجه نمایید تا اوامر یهُوَه خدای خود را و شهادات و فرایض او را که بشما امر فرموده<noinclude></noinclude>
smavxs1zldf6czivmdog7omimi3j1qe
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۲
104
87746
286408
2026-06-15T15:55:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «است نگاه دارید * {{verse|۶|۱۸|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} راست و نیکوست بعمل آور تا برای تو نیکو شود و داخل شده آن زمین نیکو را که {{روخط|خداوند}} برای پدرانت قسم خورد بتصرف آوری * {{verse|۶|۱۹|color=black}} و تا جمیع دشمنانت را از حضورت اخراج نماید چنانک...» ایجاد کرد
286408
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>است نگاه دارید *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} و آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} راست و نیکوست بعمل آور تا برای تو نیکو شود و داخل شده آن زمین نیکو را که {{روخط|خداوند}} برای پدرانت قسم خورد بتصرف آوری *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} و تا جمیع دشمنانت را از حضورت اخراج نماید چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته است *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} چون پسر تو در ایام آینده از تو سؤال نموده گوید که مراد از این شهادات و فرایض و احکامی که یهُوَه خدای ما بشما امر فرموده است چیست *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} پس بپسر خود بگو ما در مصر غلام فرعون بودیم و {{روخط|خداوند}} ما را از مصر با دست قوی بیرون آورد *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آیات و معجزات عظیم و ردی بر مصر و فرعون و تمامی اهل خانه او در نظر ما ظاهر ساخت *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} و ما را از آنجا بیرون آورد تا ما را بزمینی که برای پدران ما قسم خورد که بما بدهد درآورد *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ما را مأمور داشت که تمام این فرایض را بجا آورده از یهُوَه خدای خود بترسیم تا برای ما همیشه نیکو باشد و ما را زنده نگاه دارد چنانکه تا امروز شده است *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} و برای ما عدالت خواهد بود که متوجه شویم که جمیع این اوامر را بحضور یهُوَه خدای خود بجا آوریم چنانکه ما را امر فرموده است *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که برای تصرفش بآنجا میروی درآورد و امتهای بسیار را که حِتیان و جِرْجاشیان و اموریان و کنعانیان و فِرِزِّیان و حِوِّیان و یبُوْسِیان هفت امت بزرگتر و عظیمتر از تو باشند از پیش تو اخراج نماید *
{{verse|۷|۲|color=black}} و چون یهُوَه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکلّ هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما *
{{verse|۷|۳|color=black}} و با ایشان مصاهرت منما دختر خود را بپسر ایشان مده و دختر ایشان را برای پسر خود مگیر *
{{verse|۷|۴|color=black}} زیراکه اولاد تو را از متابعت من برخواهند گردانید تا خدایان غیر را عبادت نمایند و غضب {{روخط|خداوند}} برشما افروخته شده شما را بزودی هلاک خواهد ساخت *
{{verse|۷|۵|color=black}} بلکه با ایشان چنین عمل نمایید مذبحهای ایشان را منهدم سازید و تمثالهای ایشان را بشکنید و اشیریم ایشان را قطع نمایید و بُتهای تراشیده ایشان را بآتش بسوزانید *
{{verse|۷|۶|color=black}} زیرا که تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی یهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قومهائی که<noinclude></noinclude>
2fr6jyarkes6irn7jggnoq7j8kfmulu
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۳
104
87747
286409
2026-06-15T15:55:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بر روی زمیناند قوم مخصوص برای خود او باشی * {{verse|۷|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید از این سبب که از سایر قومها کثیرتر بودید زیرا که شما از همهٔ قومها قلیلتر بودید * {{verse|۷|۸|color=black}} لیکن از این جهت که {{روخط|خداوند}} شما...» ایجاد کرد
286409
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر روی زمیناند قوم مخصوص برای خود او باشی *
{{verse|۷|۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} دل خود را با شما نبست و شما را برنگزید از این سبب که از سایر قومها کثیرتر بودید زیرا که شما از همهٔ قومها قلیلتر بودید *
{{verse|۷|۸|color=black}} لیکن از این جهت که {{روخط|خداوند}} شما را دوست میداشت و میخواست قسم خود را که برای پدران شما خورده بود بجا آورد پس {{روخط|خداوند}}شما را با دست قوی بیرون آورد و از خانه بندگی از دست فرعون پادشاه مصر فدیه داد *
{{verse|۷|۹|color=black}} پس بدان که یهُوَه خدای تو اوست خدا خدای امین که عهد و رحمت خود را با آنانی که او را دوست میدارند و اوامر او را بجا میآورند تا هزار پشت نگاه میدارد *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} و آنانی را که او را دشمن دارند بر روی ایشان مکافات رسانیده ایشان را هلاک میسازد و بهرکه او را دشمن دارد تأخیر ننموده او را بر رویش مکافات خواهد رسانید *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} پس اوامر و فرایض و احکامی را که من امروز بجهت عمل نمودن بتو امر میفرمایم نگاه دار *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} پس اگر این احکام را بشنوید و آنها را نگاه داشته بجا آورید آنگاه یهُوَه خدایت عهد و رحمت را که برای پدرانت قسم خورده است با تو نگاه خواهد داشت *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} و تو را دوست داشته برکت خواهد داد و خواهد افزود و میوه بطن تو و میوه زمین تو را و غله و شیره و روغن تو را و نتایج رمه تو را و بچههای گله تو را در زمینی که برای پدرانت قسم خورد که بتو بدهد برکت خواهد داد *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} از همهٔ قومها مبارکتر خواهی شد و در میان شما و بهایم شما نر یا ماده نازاد نخواهد بود *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} هر بیماری را از تو دور خواهد کرد و هیچکدام از مرضهای بد مصر را که میدانی برتو عارض نخواهد گردانید بلکه برتمامی دشمنانت آنها را خواهد آورد *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} و تمامی قومها را که یهُوَه بدست تو تسلیم میکند هلاک ساخته چشم تو برآنها ترحم ننماید و خدایان ایشان را عبادت منما مبادا برای تو دام باشد *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} و اگر در دلت گویی که این قومها از من زیادهاند چگونه توانم ایشان را اخراج نمایم *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} از ایشان مترس بلکه آنچه را یهُوَه خدایت با فرعون و جمیع مصریان کرد نیکو بیاد آور *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} یعنی تجربههای عظیمی را که چشمانت دیده است و آیات و معجزات و دست قوی و بازوی دراز را که یهُوَه خدایت تو را بآنها بیرون آورد پس یهُوَه خدایت با همهٔ قومهائی که از آنها میترسی چنین خواهد کرد *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} و یهُوَه خدایت نیز زنبورها در میان ایشان خواهد فرستاد تا باقیماندگان و پنهانشدگان ایشان از حضور تو هلاک شوند *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} از ایشان مترس زیرا<noinclude></noinclude>
toprgdcil3d6prygph9pwv8j5xwvkmq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۴
104
87748
286410
2026-06-15T15:56:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یهُوَه خدایت که در میان توست خدای عظیم و مُهیب است * {{verse|۷|۲۲|color=black}} و یهُوَه خدایت این قومها را از حضور تو بتدریج اخراج خواهد نمود ایشان را بزودی نمیتوانی تلف نمائی مبادا وحوش صحرا برتو زیاد شوند * {{verse|۷|۲۳|color=black}} لیکن یهُوَه خدایت ایشان را بد...» ایجاد کرد
286410
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یهُوَه خدایت که در میان توست خدای عظیم و مُهیب است *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} و یهُوَه خدایت این قومها را از حضور تو بتدریج اخراج خواهد نمود ایشان را بزودی نمیتوانی تلف نمائی مبادا وحوش صحرا برتو زیاد شوند *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} لیکن یهُوَه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم خواهد کرد و ایشان را باضطراب عظیمی پریشان خواهد نمود تا هلاک شوند *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} و ملوک ایشان را بدست تو تسلیم خواهد نمود تا نام ایشان را از زیر آسمان محو سازی و کسی یارای مقاومت با تو نخواهد داشت تا ایشان را هلاک سازی *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} و تمثالهای خدایان ایشان را بآتش بسوزانید بنقره و طلائی که بر آنهاست طمع مورز و برای خود مگیـر مبادا از آنها بدام گرفتار شوی چونکه نزد یهُوَه خدای تو مکروه است *
{{verse|۷|۲۶|color=black}} و چیز مکروه را بخانه خود میاور مبادا مثل آن حرام شوی از آن نهایت نفرت و کراهت دار چونکه حرام است *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} تمامی اوامری را که من امروز بشما امر میفرمایم حفظ داشته بجا آورید تا زنده مانده زیاد شوید و بزمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدران شما قسم خورده بود داخل شده در آن تصرف نمایید *
{{verse|۸|۲|color=black}} و بیاد آور تمامی راه را که یهُوَه خدایت تو را این چهل سال در بیابان رهبری نمود تا تو را ذلیل ساخته بیازماید و آنچه را که در دل تو است بداند که آیا اوامر او را نگاه خواهی داشت یا نه *
{{verse|۸|۳|color=black}} و او تو را ذلیل و گرسنه ساخت و مَنّ را بتو خورانید که نه تو آن را میدانستی و نه پدرانت میدانستند تا تو را بیاموزاند که انسان نه بنان تنها زیست میکند بلکه بهر کلمهای که از دهان {{روخط|خداوند}} صادر شود انسان زنده میشود *
{{verse|۸|۴|color=black}} در این چهل سال لباس تو در برت مُندرس نشد و پای تو آماس نکرد *
{{verse|۸|۵|color=black}} پس در دل خود فکر کن که بطوری که پدر پسر خود را تأدیب مینماید یهُوَه خدایت تو را تأدیب کرده است *
{{verse|۸|۶|color=black}} و اوامر یهُوَه خدای خود را نگاه داشته در طریقهای او سلوک نما و از او بترس *
{{verse|۸|۷|color=black}} زیرا که یهُوَه خدایت تو را بزمین نیکو درمیآورد زمین پر از نهرهای آب و از چشمهها و دریاچهها که از درهها و کوهها جاری میشود *
{{verse|۸|۸|color=black}} زمینی که پر از گندم و جو و مَوْ و انجیر و انار باشد زمینی که پر از زیتونِ زیت و عسل است *
{{verse|۸|۹|color=black}} زمینی که در آن نان را بتنگی نخواهی خورد و در آن محتاج بهیچ<noinclude></noinclude>
gjj0jcr1w6icyb294o192gdskmauvoh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۵
104
87749
286411
2026-06-15T15:56:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چیز نخواهی شد زمینی که سنگهایش آهن است و از کوههایش مس خواهی کند * {{verse|۸|۱۰|color=black}} و خورده سیر خواهی شد و یهُوَه خدای خود را بجهت زمین نیکو که بتو داده است متبارک خواهی خواند * {{verse|۸|۱۱|color=black}} پس باحذر باش مبادا یهُوَه خدای خود را فراموش کنی و او...» ایجاد کرد
286411
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چیز نخواهی شد زمینی که سنگهایش آهن است و از کوههایش مس خواهی کند *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} و خورده سیر خواهی شد و یهُوَه خدای خود را بجهت زمین نیکو که بتو داده است متبارک خواهی خواند *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} پس باحذر باش مبادا یهُوَه خدای خود را فراموش کنی و اوامر و احکام و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاه نداری *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} مبادا خورده سیر شوی و خانههای نیکو بنا کرده در آن ساکن شوی *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و رمه و گله تو زیاد شود و نقره و طلا برای تو افزون شود و مایملک تو افزوده گردد *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} و دل تو مغرور شده یهُوَه خدای خود را که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد فراموش کنی *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} که تو را در بیابان بزرگ و خوفناک که در آن مارهای آتشین و عقربها و زمین تشنه بیآب بود رهبری نمود که برای تو آب از سنگ خارا بیرون آورد *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} که تو را در بیابان مَنّ را خورانید که پدرانت آن را ندانسته بودند تا تو را ذلیل سازد و تو را بیازماید و بر تو در آخرت احسان نماید *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} مبادا در دل خود بگویی که قوت من و توانائی دست من این توانگری را از برایم پیدا کرده است *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} بلکه یهُوَه خدای خود را بیاد آور زیرا اوست که بتو قوت میدهد تا توانگری پیدا نمائی تا عهد خود را که برای پدرانت قسم خورده بود استوار بدارد چنانکه امروز شده است *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} و اگر یهُوَه خدای خود را فراموش کنی و پیروی خدایان دیگر نموده آنها را عبادت و سجده نمائی امروز برشما شهادت میدهم که البته هلاک خواهید شد *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} مثل قومهائی که {{روخط|خداوند}} پیش روی تو هلاک میسازد شما همچنین هلاک خواهید شد از این جهت که قول یهُوَه خدای خود را نشنیدید *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} ای اسرائیل بشنو تو امروز از اُرْدُنّ عبور میکنی تا داخل شده قومهائی را که از تو عظیمتر و قویتراند و شهرهای بزرگ را که تا بفلک حصاردار است بتصرف آوری *
{{verse|۹|۲|color=black}} یعنی قوم عظیم و بلند قدِّ بنیعَناق را که میشناسی و شنیدهای که گفتهاند کیست که یارای مقاومت با بنیعَناق داشته باشد *
{{verse|۹|۳|color=black}} پس امروز بدان که یهُوَه خدایت اوست که پیش روی تو مثل آتش سوزنده عبور میکند و او ایشان را هلاک خواهد کرد و پیش روی تو ذلیل خواهد ساخت پس ایشان را اخراج نموده بزودی<noinclude></noinclude>
kf4cm9ywp4xbdb7nqsq9gvlm1c9d47o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۶
104
87750
286412
2026-06-15T15:57:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «هلاک خواهی نمود چنانکه {{روخط|خداوند}} بتو گفته است * {{verse|۹|۴|color=black}} پس چون یهُوَه خدایت ایشان را از حضور تو اخراج نماید در دل خود فکر مکن و مگو که بسبب عدالت من {{روخط|خداوند}} مرا باین زمین درآورد تا آن را بتصرّف آورم بلکه بسبب شرارت این امتها {{رو...» ایجاد کرد
286412
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هلاک خواهی نمود چنانکه {{روخط|خداوند}} بتو گفته است *
{{verse|۹|۴|color=black}} پس چون یهُوَه خدایت ایشان را از حضور تو اخراج نماید در دل خود فکر مکن و مگو که بسبب عدالت من {{روخط|خداوند}} مرا باین زمین درآورد تا آن را بتصرّف آورم بلکه بسبب شرارت این امتها {{روخط|خداوند}} ایشان را از حضور تو اخراج مینماید *
{{verse|۹|۵|color=black}} نه بسبب عدالت خود و نه بسبب راستی دل خویش داخل زمین ایشان برای تصرّفش میشوی بلکه بسبب شرارت این امتها یهُوَه خدایت ایشان را از حضور تو اخراج مینماید و تا آنکه کلامی را که {{روخط|خداوند}} برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده بود استوار نماید *
{{verse|۹|۶|color=black}} پس بدان که یهُوَه خدایت این زمین نیکو را بسبب عدالت تو بتو نمیدهد تا در آن تصرف نمائی زیرا که قومی گردنکش هستی *
{{verse|۹|۷|color=black}} پس بیادآور و فراموش مکن که چگونه خشم یهُوَه خدای خود را در بیابان جنبش دادی و از روزی که از زمین مصر بیرون آمدی تا باینجا رسیدیبه {{روخط|خداوند}} عاصی میشدید *
{{verse|۹|۸|color=black}} و در حوریب خشم {{روخط|خداوند}} را جنبش دادید و {{روخط|خداوند}} بر شما غضبناک شد تا شما را هلاک نماید *
{{verse|۹|۹|color=black}} هنگامی که من بکوه برآمدم تا لوحهای سنگ یعنی لوحهای عهدی را که {{روخط|خداوند}} با شما بست بگیرم آنگاه چهل روز و چهل شب در کوه ماندم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دو لوح سنگ مکتوب شده بانگشت خدا را بمن داد و بر آنها موافق تمامی سخنانی که {{روخط|خداوند}} در کوه از میان آتش در روز اجتماع بشما گفته بود نوشته شد *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} و واقع شد بعد از انقضای چهل روز و چهل شب که {{روخط|خداوند}} این دو لوح سنگ یعنی لوحهای عهد را بمن داد *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا گفت برخاسته از اینجا بزودی فرود شو زیرا قوم تو که از مصر بیرون آوردی فاسد شدهاند و از طریقی که ایشان را امر فرمودم بزودی انحراف ورزیده بتی ریخته شده برای خود ساختند *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا خطاب کرده گفت این قوم را دیدم و اینک قوم گردنکش هستند *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} مرا واگذار تا ایشان را هلاک سازم و نام ایشان را از زیر آسمان محو کنم و از تو قومی قویتر و کثیرتر از ایشان بوجود آورم *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} پس برگشته از کوه فرود آمدم و کوه بآتش میسوخت و دو لوح عهد در دو دست من بود *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و نگاه کرده دیدم که بیهُوَه خدای خود گناه ورزیده گوسالهای ریخته شده برای خود ساخته و از طریقی که {{روخط|خداوند}} بشما امر فرموده بود بزودی برگشته بودید *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} پس دو لوح را گرفتم و آنها را از دو<noinclude></noinclude>
jcn17ue185ek0xlm2m13bres8xx4hj6
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۷
104
87751
286413
2026-06-15T15:58:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی « دست خود انداخته در نظرشما شکستم * {{verse|۹|۱۸|color=black}} و مثل دفعه اول چهل روز و چهل شب بحضور {{روخط|خداوند}} بروی درافتادم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم بسبب همهٔ گناهان شما که کرده و کار ناشایسته که در نظر {{روخط|خداوند}} عمل نموده خشم او را بهیجان آوردی...» ایجاد کرد
286413
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude> دست خود انداخته در نظرشما شکستم *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و مثل دفعه اول چهل روز و چهل شب بحضور {{روخط|خداوند}} بروی درافتادم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم بسبب همهٔ گناهان شما که کرده و کار ناشایسته که در نظر {{روخط|خداوند}} عمل نموده خشم او را بهیجان آوردید *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} زیرا که از غضب و حدّت خشمی که {{روخط|خداوند}} بر شما نموده بود تا شما را هلاک سازد میترسیدم و {{روخط|خداوند}} آن مرتبه نیز مرا اجابت نمود *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر هارون بسیار غضبناک شده بود تا او را هلاک سازد و برای هارون نیز در آن وقت دعا کردم *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} و اما گناه شما یعنی گوسالهای را که ساخته بودید گرفتم و آن را بآتش سوزانیدم و آن را خرد کرده نیکو ساییدم تا مثل غبار نرم شد و غبارش را بنهری که از کوه جاری بود پاشیدم *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و در تَبْعیره و مَسَّا و کِبْرُوْت هَتّاوَه خشم {{روخط|خداوند}} را بهیجان آوردید *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} و وقتی که {{روخط|خداوند}} شما را از قادش برنیع فرستاده گفت بروید و در زمینی که بشما دادهام تصرف نمایید از قول یهُوَه خدای خود عاصی شدید و باو ایمان نیاورده آواز او را نشنیدید *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} از روزی که شما را شناختهام ب{{روخط|خداوند}} عصیان ورزیدهاید *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} پس بحضور {{روخط|خداوند}} بروی درافتادم در آن چهل روز و چهل شب که افتاده بودم از این جهت که {{روخط|خداوند}} گفته بود که شما را هلاک سازد *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} و نزد {{روخط|خداوند}} استدعا نموده گفتم ای {{روخط|خداوند}} یهُوَه قوم خود و میراث خود را که بعظمت خود فدیه دادی و بدست قوی از مصر بیرون آوردی هلاک مساز *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} بندگان خودابراهیم و اسحاق و یعقوب را بیاد آور و بر سختدلی این قوم و شرارت و گناه ایشان نظر منما *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} مبادا اهل زمینی که ما را از آن بیرون آوردی بگویند چونکه {{روخط|خداوند}} نتوانست ایشان را بزمینی که بایشان وعده داده بود درآورد و چونکه ایشان را دشمن میداشت از این جهت ایشان را بیرون آورد تا در بیابان هلاک سازد *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} لیکن ایشان قوم تو و میراث تو هستند که بقوّت عظیم خود و ببازوی افراشته خویش بیرون آوردی *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و در آن وقت {{روخط|خداوند}} بمن گفت دو لوح سنگ موافق اولین برای خود بتراش و نزد من بکوه برآی و تابوتی از چوب برای خود بساز *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و بر این لوحها کلماتی را<noinclude></noinclude>
40u4h8wcwr6xogzyycjmowlc73u2w9p
286414
286413
2026-06-15T15:59:17Z
Hanooz
17889
286414
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دست خود انداخته در نظرشما شکستم *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و مثل دفعه اول چهل روز و چهل شب بحضور {{روخط|خداوند}} بروی درافتادم نه نان خوردم و نه آب نوشیدم بسبب همهٔ گناهان شما که کرده و کار ناشایسته که در نظر {{روخط|خداوند}} عمل نموده خشم او را بهیجان آوردید *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} زیرا که از غضب و حدّت خشمی که {{روخط|خداوند}} بر شما نموده بود تا شما را هلاک سازد میترسیدم و {{روخط|خداوند}} آن مرتبه نیز مرا اجابت نمود *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بر هارون بسیار غضبناک شده بود تا او را هلاک سازد و برای هارون نیز در آن وقت دعا کردم *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} و اما گناه شما یعنی گوسالهای را که ساخته بودید گرفتم و آن را بآتش سوزانیدم و آن را خرد کرده نیکو ساییدم تا مثل غبار نرم شد و غبارش را بنهری که از کوه جاری بود پاشیدم *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و در تَبْعیره و مَسَّا و کِبْرُوْت هَتّاوَه خشم {{روخط|خداوند}} را بهیجان آوردید *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} و وقتی که {{روخط|خداوند}} شما را از قادش برنیع فرستاده گفت بروید و در زمینی که بشما دادهام تصرف نمایید از قول یهُوَه خدای خود عاصی شدید و باو ایمان نیاورده آواز او را نشنیدید *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} از روزی که شما را شناختهام ب{{روخط|خداوند}} عصیان ورزیدهاید *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} پس بحضور {{روخط|خداوند}} بروی درافتادم در آن چهل روز و چهل شب که افتاده بودم از این جهت که {{روخط|خداوند}} گفته بود که شما را هلاک سازد *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} و نزد {{روخط|خداوند}} استدعا نموده گفتم ای {{روخط|خداوند}} یهُوَه قوم خود و میراث خود را که بعظمت خود فدیه دادی و بدست قوی از مصر بیرون آوردی هلاک مساز *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} بندگان خودابراهیم و اسحاق و یعقوب را بیاد آور و بر سختدلی این قوم و شرارت و گناه ایشان نظر منما *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} مبادا اهل زمینی که ما را از آن بیرون آوردی بگویند چونکه {{روخط|خداوند}} نتوانست ایشان را بزمینی که بایشان وعده داده بود درآورد و چونکه ایشان را دشمن میداشت از این جهت ایشان را بیرون آورد تا در بیابان هلاک سازد *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} لیکن ایشان قوم تو و میراث تو هستند که بقوّت عظیم خود و ببازوی افراشته خویش بیرون آوردی *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و در آن وقت {{روخط|خداوند}} بمن گفت دو لوح سنگ موافق اولین برای خود بتراش و نزد من بکوه برآی و تابوتی از چوب برای خود بساز *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و بر این لوحها کلماتی را<noinclude></noinclude>
kq6zbcwjyc2msbj792leu73n6654766
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۸
104
87752
286415
2026-06-15T15:59:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که بر لوحهای اولین که شکستی بود خواهم نوشت و آنها را در تابوت بگذار * {{verse|۱۰|۳|color=black}} پس تابوتی از چوب سِنْط ساختم و دو لوح سنگ موافق اولین تراشیدم و آن دو لوح را در دست داشته بکوه برآمدم * {{verse|۱۰|۴|color=black}} و بر آن دو لوح موافق کتابت اولین آن ده کل...» ایجاد کرد
286415
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که بر لوحهای اولین که شکستی بود خواهم نوشت و آنها را در تابوت بگذار *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} پس تابوتی از چوب سِنْط ساختم و دو لوح سنگ موافق اولین تراشیدم و آن دو لوح را در دست داشته بکوه برآمدم *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} و بر آن دو لوح موافق کتابت اولین آن ده کلمه را که {{روخط|خداوند}} در کوه از میان آتش در روز اجتماع بشما گفته بود نوشت و {{روخط|خداوند}} آنها را بمن داد *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} پس برگشته از کوه فرود آمدم و لوحها را در تابوتی که ساخته بودم گذاشتم و در آنجا هست چنانکه {{روخط|خداوند}} مرا امر فرموده بود *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} و بنی اسرائیل از بیروتِ بنییعقان بموسیره کوچ کردند و در آنجا هارون مرد و در آنجا دفن شد و پسرش العازار در جایش بکهانت پرداخت *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} و از آنجا بجُدْجوده کوچکردند و از جُدْجوده بیطبات که زمین نهرهای آب است *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} در آنوقت {{روخط|خداوند}} سبط لاوی را جدا کرد تا تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را بردارند و بحضور {{روخط|خداوند}} ایستاده او را خدمت نمایند و بنام او برکت دهند چنانکه تا امروز است *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} بنابراین لاوی را در میان برادرانش نصیب و میراثی نیست {{روخط|خداوند}} میراث وی است چنانکه یهُوَه خدایت بوی گفته بود *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و من در کوه مثل روزهای اولین چهل روز و چهل شب توقف نمودم و در آن دفعه نیز {{روخط|خداوند}} مرا اجابت نمود و {{روخط|خداوند}} نخواست تو را هلاک سازد *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} مرا گفت برخیز و پیش روی این قوم روانه شو تا بزمینی که برای پدران ایشان قسم خوردم که بایشان بدهم داخل شده آن را بتصرّف آورند *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} پس الا´ن ای اسرائیل یهُوَه خدایت از تو چه میخواهد جز اینکه از یهُوَه خدایت بترسی و در همهٔ طریقهایش سلوک نمائی و او را دوست بداری و یهُوَه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمائی *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} و اوامر {{روخط|خداوند}} و فرایض او را که من امروز تو را برای خیریتت امر میفرمایم نگاه داری *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} اینک فلک و فلکالافلاک از آن یهُوَه خدای توست و زمین و هرآنچه در آن است *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} لیکن {{روخط|خداوند}} بپدران تو رغبت داشته ایشان را محبت مینمود و بعد از ایشان ذریت ایشان یعنی شما را از همهٔ قومها برگزید چنانکه امروز شده است *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} پس غلفه دلهای خود را مختون سازید و دیگر گردنکشیمنمایید *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} زیرا که یهُوَه خدای شما خدای خدایان و ربّالارباب و خدای عظیم و جبّار و مهیب است که طرفداری ندارد و رشوه نمیگیرد *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} یتیمان و بیوهزنان را دادرسی میکند و غریبان را دوست داشته<noinclude></noinclude>
69s3swwc30dh7ey3lh9gr5145elvcvz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۹۹
104
87753
286416
2026-06-15T16:00:20Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خوراک و پوشاک بایشان میدهد * {{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس غریبان را دوست دارید زیرا که در زمین مصر غریب بودید * {{verse|۱۰|۲۰|color=black}} از یهُوَه خدای خود بترس و او را عبادت نما و باو مُلصق شو و بنام او قسم بخور * {{verse|۱۰|۲۱|color=black}} او فخر توست و او خدای توست که بر...» ایجاد کرد
286416
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خوراک و پوشاک بایشان میدهد *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} پس غریبان را دوست دارید زیرا که در زمین مصر غریب بودید *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} از یهُوَه خدای خود بترس و او را عبادت نما و باو مُلصق شو و بنام او قسم بخور *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} او فخر توست و او خدای توست که برای تو این اعمال عظیم و مُهیبی که چشمانت دیده بجا آورده است *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پدران تو با هفتاد نفر بمصر فرود شدند و الا´ن یهُوَه خدایت تو را مثل ستارگان آسمان کثیر ساخته است *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} پس یهُوَه خدای خود را دوست بدار و ودیعت و فرایض و احکام و اوامر او را در همهٔ وقت نگاهدار *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} و امروز بدانید زیرا که بپسران شما سخن نمیگویم که ندانستهاند و تأدیب یهُوَه خدای شما را ندیدهاند و نه عظمت و دست قوی و بازوی افراشته او را *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} و آیات و اعمال او را که در میان مصر بفرعون پادشاه مصر و بتمامی زمین او بظهور آورد *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و آنچه را که بلشکر مصریان باسبها و بارابههای ایشان کرد که چگونه آب بحر قلزم را برایشان جاری ساخت وقتی که شما را تعاقب مینمودند و چگونه {{روخط|خداوند}} ایشان را تا بامروز هلاک ساخت *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و آنچه را که برای شما در بیابان کرد تاشما باینجا رسیدید *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و آنچه را که بداتان و ابیرام پسران الیآب بن رؤبین کرد که چگونه زمین دهان خود را گشوده ایشان را و خاندان و خیمههای ایشان را و هر ذیحیات را که همراه ایشان بود در میان تمامی اسرائیل بلعید *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} لیکن چشمان شما تمامی اعمال عظیمه {{روخط|خداوند}} را که کرده بود دیدند *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} پس جمیع اوامری را که من امروز برای شما امر میفرمایم نگاه دارید تا قوی شوید و داخل شده زمینی را که برای گرفتن آن عبور میکنید بتصرف آورید *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} و تا در آن زمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدران شما قَسَم خورد که آن را بایشان و ذریت ایشان بدهد عمر دراز داشته باشید زمینی که بشیر و شهد جاری است *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} زیرا زمینی که تو برای گرفتن آن داخل میشوی مثل زمین مصر که از آن بیرون آمدی نیست که در آن تخم خود را میکاشتی و آن را مثل باغ بُقُول بپای خود سیراب میکردی *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} لیکن زمینی که شما برای گرفتنش بآن عبور میکنید زمین کوهها و درّههاست که از بارش آسمان آب مینوشد *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} زمینی است که یهُوَه خدایت برآن التفات دارد و چشمان یهُوَه خدایت از اول سال تا آخر سال پیوسته<noinclude></noinclude>
g62vf2duzw3it7sv40irguajjmt3gh8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۰
104
87754
286417
2026-06-15T16:01:29Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بر آن است * {{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و چنین خواهد شد که اگر اوامری را که من امروز برای شما امر میفرمایم بشنوید و یهُوَه خدای خود را دوست بدارید و او را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمایید * {{verse|۱۱|۱۴|color=black}} آنگاه باران زمین شما یعنی باران اولین و آخر...» ایجاد کرد
286417
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بر آن است *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} و چنین خواهد شد که اگر اوامری را که من امروز برای شما امر میفرمایم بشنوید و یهُوَه خدای خود را دوست بدارید و او را بتمامی دل و بتمامی جان خود عبادت نمایید *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} آنگاه باران زمین شما یعنی باران اولین و آخرین را در موسمش خواهم بخشید تا غلّه و شیره و روغنخود را جمع نمائی *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} و در صحرای تو برایبهایمت علف خواهم داد تا بخوری و سیر شوی *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} باحذر باشید مبادا دل شما فریفته شود و برگشته خدایان دیگر را عبادت و سجده نمایید *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} و خشم {{روخط|خداوند}} برشما افروخته شود تا آسمان را مسدود سازد و باران نبارد و زمین محصول خود را ندهد و شما از زمین نیکویی که {{روخط|خداوند}} بشما میدهد بزودی هلاک شوید *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} پس این سخنان مرا در دل و جان خود جا دهید و آنها را بر دستهای خود برای علامت ببندید و در میان چشمان شما عصابه باشد *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و آنها را بپسران خود تعلیم دهید و حین نشستنت در خانه خود و رفتنت براه و وقت خوابیدن و برخاستنت از آنها گفتگو نمایید *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} و آنها را بر باهوهای در خانه خود و بر دروازههای خود بنویسید *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} تا ایام شما و ایام پسران شما بر زمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدران شما قَسَم خورد که بایشان بدهد کثیر شود مثل ایام افلاک بر بالای زمین *
{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} زیرا اگر تمامی این اوامر را که من بجهت عمل نمودن بشما امر میفرمایم نیکو نگاه دارید تا یهُوَه خدای خود را دوست دارید و در تمامی طریقهای او رفتار نموده باو مُلصق شوید *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} جمیع این امتها را از حضور شما اخراج خواهد نمود و شما امتهای بزرگتر و قویتر از خود را تسخیر خواهید نمود *
{{verse|۱۱|۲۴|color=black}} هرجائی که کف پای شما برآن گذارده شود از آن شما خواهد بود از بیابان و لبنان و از نهر یعنی نهر فرات تا دریای غربی حدود شما خواهد بود *
{{verse|۱۱|۲۵|color=black}} و هیچکس یارای مقاومت با شمانخواهد داشت زیرا یهُوَه خدای شما ترس و خوف شما را بر تمامی زمین که بآن قدم میزنید مستولی خواهد ساخت چنانکه بشما گفته است *
{{verse|۱۱|۲۶|color=black}} اینک من امروز برکت و لعنت پیش شما میگذارم *
{{verse|۱۱|۲۷|color=black}} اما برکت اگر اوامر یهُوَه خدای خود را که من امروز بشما امر میفرمایم اطاعت نمایید *
{{verse|۱۱|۲۸|color=black}} و اما لعنت اگر اوامر یهُوَه خدای خود را اطاعت ننموده از طریقی که من امروز بشما امر میفرمایم برگردید و خدایان غیر را که نشناختهاید پیروی نمایید *
{{verse|۱۱|۲۹|color=black}} و واقع خواهد شد که چون یهُوَه خدایت تو را بزمینی که بجهت گرفتنش بآن میروی<noinclude></noinclude>
eatve3nnf77tyzv11sjfvrd5vlk5rkm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۱
104
87755
286418
2026-06-15T16:01:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «داخل سازد آنگاه برکت را بر کوه جَرِزّیم و لعنت را بر کوه اِیبال خواهی گذاشت * {{verse|۱۱|۳۰|color=black}} آیا آنها بآنطرف اُرْدُنّ نیستند پُشت راه غروب آفتاب در زمین کنعانیانی که در عَرَبه ساکنند مقابل جِلْجال نزد بلوطهای مُورَه * {{verse|۱۱|۳۱|color=black}} زیرا...» ایجاد کرد
286418
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>داخل سازد آنگاه برکت را بر کوه جَرِزّیم و لعنت را بر کوه اِیبال خواهی گذاشت *
{{verse|۱۱|۳۰|color=black}} آیا آنها بآنطرف اُرْدُنّ نیستند پُشت راه غروب آفتاب در زمین کنعانیانی که در عَرَبه ساکنند مقابل جِلْجال نزد بلوطهای مُورَه *
{{verse|۱۱|۳۱|color=black}} زیرا که شما از اُرْدُنّ عبور میکنید تا داخل شده زمینی را که یهُوَه خدایت بتو میبخشد بتصرف آورید و آن را خواهید گرفت و در آن ساکن خواهید شد *
{{verse|۱۱|۳۲|color=black}} پس متوجه باشید تا جمیع این فرایض و احکامی را که من امروز پیش شما میگذارم بعمل آورید *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} اینهاست فرایض و احکامی که شما در تمامی روزهائی که بر زمین زنده خواهید ماند میباید متوجه شده بعمل آرید در زمینی که یهُوَه خدای پدرانت بتو داده است تا در آن تصرف نمائی *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} جمیع اماکن امتهائی را که در آنها خدایانخود را عبادت میکنند و شما آنها را اخراج مینمایید خراب نمایید خواه بر کوههای بلند خواه بر تلّها و خواه زیر هر درخت سبز *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} مذبحهای ایشان را بشکنید و ستونهای ایشان را خرد کنید و اشیرههای ایشان را بآتش بسوزانید و بتهای تراشیده شده خدایان ایشان را قطع نمایید و نامهای ایشان را از آنجا محو سازید *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} با یهُوَه خدای خود چنین عمل منمایید *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} بلکه بمکانی که یهُوَه خدای شما از جمیع اسباط شما برگزیند تا نام خود را در آنجا بگذارد یعنی مسکن او را بطلبید و بآنجا بروید *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} و بآنجا قربانیهای سوختنی و ذبایح و عُشرهای خود و هدایای افراشتنی دستهای خویش و نذرها و نوافل خود و نخستزادههای رمه و گله خویش را ببرید *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و در آنجا بحضور یهُوَه خدای خود بخورید و شما و اهل خانه شما در هر شغل دست خود که یهُوَه خدای شما شما را در آن برکت دهد شادی نمایید *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} موافق هرآنچه ما امروز در اینجا میکنیم یعنی آنچه در نظر هرکس پسند آید نکنید *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} زیرا که هنوز بآرامگاه و نصیبی که یهُوَه خدای شما بشما میدهد داخل نشدهاید *
{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} اما چون از اُرْدُنّ عبور کرده در زمینی که یهُوَه خدای شما برای شما تقسیم میکند ساکن شوید و او شما را از جمیع دشمنان شما از هرطرف آرامی دهد تا در امنیت سکونت نمایید *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} آنگاه بمکانی که یهُوَه خدای شما برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد بآنجا هرچه را که من بشما<noinclude></noinclude>
thivneai6d27q9ngc1ctwvrqezu22b1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۲
104
87756
286419
2026-06-15T16:02:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «امر فرمایم بیاورید از قربانیهای سوختنی و ذبایح و عُشرهای خود و هدایای افراشتنی دستهای خویش و همهٔ نذرهای بهترین خود که برای {{روخط|خداوند}} نذر نمایید * {{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و بحضور یهُوَه خدای خود شادی نمایید شما با پسران و دختران و غلامان و کنیزا...» ایجاد کرد
286419
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>امر فرمایم بیاورید از قربانیهای سوختنی و ذبایح و عُشرهای خود و هدایای افراشتنی دستهای خویش و همهٔ نذرهای بهترین خود که برای {{روخط|خداوند}} نذر نمایید *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و بحضور یهُوَه خدای خود شادی نمایید شما با پسران و دختران و غلامان و کنیزان خود و لاویانی که درون دروازههای شما باشند چونکه ایشان را با شما حصّهای و نصیبی نیست *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} با حذر باش که در هر جائی که میبینی قربانیهای سوختنی خود را نگذرانی *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} بلکه در مکانی که {{روخط|خداوند}} در یکی از اسباط تو برگزیند در آنجا قربانیهای سوختنی خود را بگذرانی و در آنجا هرچه من بتو امر فرمایم بعمل آوری *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} لیکن گوشت را برحسب تمامی آرزوی دلت موافق برکتی که یهُوَه خدایت بتو دهد در همهٔ دروازههایت ذبح کرده بخور اشخاص نجس و طاهر از آن بخورند چنانکه از غزال و آهو میخورند *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} ولی خون را نخور آن را مثل آب بر زمین بریز *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} عُشر غلّه و شیره و روغن و نخستزاده رمه و گله خود را در دروازههای خود مخور و نه هیچ یک از نذرهای خود را که نذر میکنی و از نوافل خود و هدایای افراشتنی دست خود را *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} بلکه آنها را بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند بخور تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاویانی که درون دروازههای تو باشند و بهرچه دست خود را برآن بگذاری بحضور یهُوَه خدایت شادی نما *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} با حذر باش که لاویان را در تمامی روزهائی که در زمین خود باشی ترک ننمائی *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} چون یهُوَه خدایت حدود تو را بطوری که تو را وعده داده است وسیع گرداند و بگویی که گوشت خواهم خورد زیرا که دل تو بگوشتخوردن مایل است پس موافق همهٔ آرزوی دلت گوشت را بخور *
{{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و اگر مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا اسم خود را در آن بگذارد از تو دور باشد آنگاه از رمه و گله خود که {{روخط|خداوند}} بتو دهد ذبح کن چنانکه بتو امر فرمودهام و از هرچه دلت بخواهد در دروازههایت بخور *
{{verse|۱۲|۲۲|color=black}} چنانکه غزال و آهو خورده شود آنها را چنین بخور شخص نجس و شخص طاهر از آن برابر بخورند *
{{verse|۱۲|۲۳|color=black}} لیکن هوشیار باش که خون را نخوری زیرا خون جان است و جان را با گوشت نخوری *
{{verse|۱۲|۲۴|color=black}} آن را مخور بلکه مثل آب برزمینش بریز *
{{verse|۱۲|۲۵|color=black}} آن را مخور تا برای تو و بعد از تو برای پسرانت نیکو باشد هنگامی که آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} راست است بجا آوری *
{{verse|۱۲|۲۶|color=black}} لیکن موقوفات خود را که داری و نذرهای خود را برداشته بمکانی که<noinclude></noinclude>
gin6ayfzhugh25apdph0ob5r1plpdkt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۳
104
87757
286420
2026-06-15T16:03:29Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{روخط|خداوند}} برگزیند برو * {{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و گوشت و خون قربانیهای سوختنی خود را بر مذبح یهُوَه خدایت بگذران و خون ذبایح تو برمذبح یهُوَه خدایت ریخته شود و گوشت را بخور * {{verse|۱۲|۲۸|color=black}} متوجه باش که همهٔ این سخنانی را که من بتو امر میفرمایم...» ایجاد کرد
286420
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{روخط|خداوند}} برگزیند برو *
{{verse|۱۲|۲۷|color=black}} و گوشت و خون قربانیهای سوختنی خود را بر مذبح یهُوَه خدایت بگذران و خون ذبایح تو برمذبح یهُوَه خدایت ریخته شود و گوشت را بخور *
{{verse|۱۲|۲۸|color=black}} متوجه باش که همهٔ این سخنانی را که من بتو امر میفرمایم بشنوی تا برای تو و بعد از تو برای پسرانت هنگامی که آنچه در نظر یهُوَه خدایت نیکو و راست است بجا آوری تا بابد نیکو باشد *
{{verse|۱۲|۲۹|color=black}} وقتی که یهُوَه خدایت امتهائی را که بجهت گرفتن آنها بآنجا میروی از حضور تو منقطع سازد و ایشان را اخراج نموده در زمین ایشان ساکن شوی *
{{verse|۱۲|۳۰|color=black}} آنگاه باحذر باش مبادا بعد از آنکه از حضور تو هلاک شده باشند بدام گرفتهشده ایشان را پیروی نمائی و درباره خدایان ایشان دریافت کرده بگویی که این امتها خدایان خود را چگونه عبادت کردند تا من نیز چنین کنم *
{{verse|۱۲|۳۱|color=black}} با یهُوَه خدای خود چنین عمل منما زیرا هرچه را که نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است و از آن نفرت دارد ایشان برای خدایان خود میکردند حتی اینکه پسران و دختران خود را نیز برای خدایان خود بآتش میسوزانیدند *
{{verse|۱۲|۳۲|color=black}} هر آنچه من بشما امر میفرمایم متوجه شوید تا آن را بعمل آورید چیزی برآن میفزایید و چیزی از آن کم نکنید *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} اگر در میان تو نبیای یا بیننده خواب از میان شما برخیزد و آیت یا معجزهای برای شما ظاهر سازد *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} و آن آیت یا معجزه واقع شود که از آن تو را خبر داده گفت خدایان غیر را که نمیشناسی پیروی نماییم و آنها را عبادت کنیم *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} سخنان آن نبی یا بیننده خواب را مشنو زیرا که یهُوَه خدای شما شما را امتحان میکند تا بداند که آیا یهُوَه خدای خود را بتمامی دل و بتمامی جان خود محبت مینمایید *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} یهُوَه خدای خود را پیروی نمایید و از او بترسید و اوامر او را نگاه دارید و قول او را بشنوید و او را عبادت نموده باو ملحق شوید *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و آن نبی یا بینندهٔ خواب کشته شود زیرا که سخنان فتنهانگیز بر یهُوَه خدای شما که شما را از زمین مصر بیرون آورد و تو را از خانه بندگی فدیه داد گفته است تا تو را از طریقی که یهُوَه خدایت بتو امر فرمود تا با آن سلوک نمائی منحرف سازدپس باین طور بدی را از میان خود دور خواهی کرد *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} و اگر برادرت که پسر مادرت باشد یا پسر یا دختر تو یا زن همآغوش<noinclude></noinclude>
4wt0th0eed09dydbbwsrrbxw9vhesza
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۴
104
87758
286421
2026-06-15T16:03:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد تو را در خفا اغوا کند و گوید که برویم و خدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختید عبادت نماییم * {{verse|۱۳|۷|color=black}} از خدایان امتهائی که باطراف شما میباشند خواه بتو نزدیک و خواه از تو دور باشند از اقصای زمین تا اقصای دیگر...» ایجاد کرد
286421
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد تو را در خفا اغوا کند و گوید که برویم و خدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختید عبادت نماییم *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} از خدایان امتهائی که باطراف شما میباشند خواه بتو نزدیک و خواه از تو دور باشند از اقصای زمین تا اقصای دیگر آن *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} او را قبول مکن و او را گوش مده و چشم تو بر وی رحم نکند و بر او شفقت منما و او را پنهان مکن *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} البته او را بقتل رسان دست تو اول بقتل او دراز شود و بعد دست تمامی قوم *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و او را بسنگ سنگسار نما تا بمیرد چونکه میخواست تو را از یهُوَه خدایت که تو را از زمین مصر از خانه بندگی بیرون آورد منحرف سازد *
{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و جمیع اسرائیلیان چون بشنوند خواهند ترسید و بار دیگر چنین امر زشت را در میان شما مرتکب نخواهند شد *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} اگر درباره یکی از شهرهائی که یهُوَه خدایت بتو بجهت سکونت میدهد خبر یابی *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} که بعضی پسران بلّیعال از میان تو بیرون رفته ساکنان شهر خود را منحرف ساخته گفتهاند برویم و خدایان غیر را که نشناختهاید عبادت نماییم *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} آنگاه تفحص و تجسس نموده نیکو استفسار نما و اینک اگر این امر صحیح و یقین باشد که این رجاست در میان تو معمول شده است *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} البته ساکنان آن شهر را بدم شمشیر بکُش و آن را با هرچه در آن است و بهایمش را بدم شمشیر هلاک نما *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و همهٔ غنیمت آن را درمیان کوچهاش جمع کن و شهر را با تمامی غنیمتش برای یهُوَه خدایت بآتش بالکلّ بسوزان و آن تا بابد تلّی خواهد بود و بار دیگر بنا نخواهد شد *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} و از چیزهای حرام شده چیزی بدستت نچسبد تا {{روخط|خداوند}} از شدت خشم خود برگشته برتو رحمت و رأفت بنماید و تو را بیفزاید بطوری که برای پدرانت قَسَم خورده بود *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} هنگامی که قول یهُوَه خدای خود را شنیده و همهٔ اوامرش را که من امروز بتو امر میفرمایم نگاه داشته آنچه در نظر یهُوَه خدایت راست است بعمل آورده باشی *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} شما پسران یهُوَه خدای خود هستیدپس برای مردگان خویشتن را مجروح منمایید و مابین چشمان خود را متراشید *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} زیرا تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی و {{روخط|خداوند}} تو را برای خود برگزیده است تا از جمیع امتهائی که برروی زمیناند بجهت<noinclude></noinclude>
61cd7jskyhchk918jbjg7pbl9tn4my4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۵
104
87759
286422
2026-06-15T16:04:21Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «او قوم خاصّ باشی * {{verse|۱۴|۳|color=black}} هیچ چیز مکروه مخور * {{verse|۱۴|۴|color=black}} این است حیواناتی که بخورید گاو و گوسفند و بُز * {{verse|۱۴|۵|color=black}} و آهو و غزال و گور و بزکوهی و ریم و گاوِ دشتی و مَهات * {{verse|۱۴|۶|color=black}} و هر حیوان شکافته سُم که سُم را بدو حصّه...» ایجاد کرد
286422
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>او قوم خاصّ باشی *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} هیچ چیز مکروه مخور *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} این است حیواناتی که بخورید گاو و گوسفند و بُز *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} و آهو و غزال و گور و بزکوهی و ریم و گاوِ دشتی و مَهات *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} و هر حیوان شکافته سُم که سُم را بدو حصّه شکافته دارد و نشخوار کند آن را از بهایم بخورید *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} لیکن از نشخوارکنندگان و شکافتگانسُم اینها را مخورید یعنی شتر و خرگوش و وَنک زیرا که نشخوار میکنند اما شکافتهسم نیستند اینها برای شما نجساند *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} و خوک زیرا شکافته سُم است لیکن نشخوار نمیکند این برای شما نجساست از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} از همهٔ آنچه در آب است اینها را بخورید هرچه پر و فلس دارد آنها را بخورید *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و هرچه پر و فلس ندارد مخورید برای شما نجس است *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} از همهٔ مرغان طاهر بخورید *
{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} و این است آنهائی که نخورید عقاب و استخوانخوار و نسرِ بحر *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} و لاشخوار و شاهین و کرکس باجناس آن *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} و هر غُراب باجناس آن *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و شترمرغ و جُغد و مرغ دریائی و باز باجناس آن *
{{verse|۱۴|۱۶|color=black}} و بوم و بوتیمار و قاز *
{{verse|۱۴|۱۷|color=black}} و قائت و رَخَم و غوّاص *
{{verse|۱۴|۱۸|color=black}} و لَقْلَقْ و کُلنک باجناس آن و هُدْهُد و شبپره *
{{verse|۱۴|۱۹|color=black}} و همهٔ حشرات بالدار برای شما نجساند خورده نشوند *
{{verse|۱۴|۲۰|color=black}} اما از همهٔ مرغان طاهر بخورید *
{{verse|۱۴|۲۱|color=black}} هیچ میته مخورید بغریبی که درون دروازههای تو باشد بده تا بخورد یا باجنبی بفروش زیرا که تو برای یهُوَه خدایت قوم مقدس هستی و بزغاله را در شیر مادرش مپز *
{{verse|۱۴|۲۲|color=black}} عُشر تمامی محصولات مزرعه خود را که سال بسال از زمین برآید البته بده *
{{verse|۱۴|۲۳|color=black}} و بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که برگزیند تا نام خود را در آنجا ساکن سازد عشر غله و شیره و روغن خود را و نخستزادگان رمه و گله خویش را بخور تا بیاموزی که از یهُوَه خدایت همهٔ اوقات بترسی *
{{verse|۱۴|۲۴|color=black}} و اگر راه از برایت دور باشد که آن را نمیتوانی برد و آن مکانی که یهُوَه خدایت خواهد برگزید تا نام خود را در آنبگذارد وقتی که یهُوَه خدایت تو را برکت دهد از تو دور باشد *
{{verse|۱۴|۲۵|color=black}} پس آن را بنقره بفروش و نقره را بدست خود گرفته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند برو *
{{verse|۱۴|۲۶|color=black}} و نقره را برای هرچه دلت میخواهد از گاو و گوسفند و شراب و مسکرات و هرچه دلت از تو بطلبد بده و در آنجا بحضور یهُوَه خدایت بخور و خودت با خاندانت شادی نما *
{{verse|۱۴|۲۷|color=black}} و لاویای را که اندرون دروازههایت باشد ترک منما چونکه او را با تو حصّه و نصیبی نیست *
{{verse|۱۴|۲۸|color=black}} و در آخر هر سه<noinclude></noinclude>
c7ehvvugjpl61hr75v9kyqgzu8c4xj7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۶
104
87760
286423
2026-06-15T16:05:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سال تمام عُشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده در اندرون دروازههایت ذخیره نما * {{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و لاوی چونکه با تو حصّه و نصیبی ندارد و غریب و یتیم و بیوهزنی که درون دروازههایت باشند بیایند و بخورند و سیر شوند تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ...» ایجاد کرد
286423
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سال تمام عُشر محصول خود را در همان سال بیرون آورده در اندرون دروازههایت ذخیره نما *
{{verse|۱۴|۲۹|color=black}} و لاوی چونکه با تو حصّه و نصیبی ندارد و غریب و یتیم و بیوهزنی که درون دروازههایت باشند بیایند و بخورند و سیر شوند تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ اعمال دستت که میکنی برکت دهد *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} و در آخر هر هفت سال انفکاک نمائی *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} و قانون انفکاک این باشد هر طلبکاری قرضی را که بهمسایه خود داده باشد منفکّ سازد و از همسایه و برادر خود مطالبه نکند چونکه انفکاک {{روخط|خداوند}} اعلان شده است *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} از غریب مطالبه توانی کرد اما هرآنچه از مال تو نزد برادرت باشد دست تو آن را منفکّ سازد *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} تا نزد تو هیچ فقیر نباشد زیرا که {{روخط|خداوند}} تو را در زمینی که یهُوَه خدایت برای نصیب و ملک بتو میدهد البته برکت خواهد داد *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} اگر قول یهُوه خدایت را بدقت بشنوی تا متوجه شدهجمیع این اوامر را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} زیرا که یهُوَه خدایت تو را چنانکه گفته است برکت خواهد داد و بامتهای بسیار قرض خواهی داد لیکن تو مدیون نخواهی شد و بر امتهای بسیار تسلط خواهی نمود و ایشان بر تو مسلط نخواهند شد *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} اگر نزد تو در یکی از دروازههایت در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میبخشد یکی از برادرانت فقیر باشد دل خود را سخت مساز و دستت را بر برادر فقیر خود مبند *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} بلکه البته دست خود را بر او گشاده دار و بقدر کفایت موافق احتیاج او باو قرض بده *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} و باحذر باش مبادا در دل تو فکر زشت باشد و بگویی سال هفتم یعنی سال انفکاک نزدیک است و چشم تو بر برادر فقیر خود بد شده چیزی باو ندهی و او از تو نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآورده برایت گناه باشد *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} البته باو بدهی و دلت از دادنش آزرده نشود زیرا که بعوض این کار یهُوَه خدایت تو را در تمامی کارهایت و هرچه دست خود را بر آن دراز میکنی برکت خواهد داد *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} چونکه فقیر از زمینت معدوم نخواهد شد بنابراین من تو را امر فرموده میگویم البته دست خود را برای برادر مسکین و فقیر خود که در زمین تو باشند گشاده دار *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} اگر مرد یا زن عبرانی از برادرانت بتو فروخته شود و او تو را شش سال خدمت<noinclude></noinclude>
1403da07a6bo3v0n2bw8ibwzm7qcqvb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۷
104
87761
286424
2026-06-15T16:06:33Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نماید پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد کرده رهاکن * {{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و چون او را از نزد خود آزاد کرده رها میکنی او را تُهیدست روانه مساز * {{verse|۱۵|۱۴|color=black}} او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده باندازهای که یهُوَه خدایت تو را برکت داد...» ایجاد کرد
286424
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نماید پس در سال هفتم او را از نزد خود آزاد کرده رهاکن *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و چون او را از نزد خود آزاد کرده رها میکنی او را تُهیدست روانه مساز *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} او را از گله و خرمن و چرخُشت خود البته زاد بده باندازهای که یهُوَه خدایت تو را برکت داده باشد باو بده *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و بیادآور که تو در زمین مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را فدیه داد بنابراین من امروز این را بتو امر میفرمایم *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و اگر بتو گوید از نزد تو بیرون نمیروم چونکه تو را و خاندان تو را دوست دارد و او را نزد تو خوش گذشته باشد *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} آنگاه درفشی گرفته گوشش را با آن بدربدوز تا تو را غلام ابدی باشد و با کنیز خود نیز چنین عمل نما *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} و چون او را از نزد خود آزاد کرده رها میکنی بنظرت بد نیاید زیرا که دو برابر اُجرتِ اجیرْ تو را شش سال خدمت کرده است و یهُوَه خدایت در هرچه میکنی تو را برکت خواهد داد *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} همهٔ نخستزادگان نرینه را که از رمه و گله تو زاییده شوند برای یهُوَه خدای خود تقدیس نما و با نخستزاده گاو خود کار مکن و نخستزاده گوسفند خود را پشم مبُر *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} آنها را بحضور یهُوَه خدای خود در مکانی که {{روخط|خداوند}} برگزیند تو و اهل خانهات سال بسال بخورید *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} لیکن اگر عیبی داشته باشد مثلاً لنگ یا کور یا هر عیب دیگر آن را برای یهُوَه خدایت ذبح مکن *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} آن را در اندرون دروازههایت بخور شخص نجس و شخص طاهر آن را برابر مثل غزال و آهو بخورند *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} اما خونش را مخور آن را مثل آب برزمین بریز *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} ماه ابیب را نگاهدار و فصح را بجهت یهُوَه خدایت بجا آور زیرا که در ماه ابیب یهُوَه خدایت تو را از مصر در شب بیرون آورد *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} پس فصح را از رمه و گله برای یهُوَه خدایت ذبح کن در مکانی که {{روخط|خداوند}} برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} با آن خمیرمایه مخور هفت روز نان فطیر یعنی نان مشقّت را با آن بخور زیرا که بتعجیل از زمین مصر بیرون آمدی تا روز خروج خود را از زمین مصر در تمامی روزهای عُمرت بیاد آوری *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} پس هفت روز هیچ خمیرمایه در تمامی حدودت دیده نشود و از گوشتی که در شام روز اول ذبح میکنی چیزی تا صبح باقی نماند *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} فصح را در هر یکی از دروازههایت که یهُوَه خدایت بتو میدهد ذبح نتوانی<noinclude></noinclude>
pzgditjp9fzdeqstdpujzx3e92lt4n5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۸
104
87762
286425
2026-06-15T16:06:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کرد * {{verse|۱۶|۶|color=black}} بلکه در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد در آنجا فصح را در شام وقت غروب آفتاب هنگام بیرون آمدنت از مصر ذبح کن * {{verse|۱۶|۷|color=black}} و آن را در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند بپز و بخور و بامدادان برخاست...» ایجاد کرد
286425
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کرد *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} بلکه در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن سازد در آنجا فصح را در شام وقت غروب آفتاب هنگام بیرون آمدنت از مصر ذبح کن *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} و آن را در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند بپز و بخور و بامدادان برخاسته بخیمههایت برو *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} شش روز نان فطیر بخور و در روز هفتم جشن مقدس برای یهُوَه خدایت باشد در آن هیچ کار مکن *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} هفت هفته برای خود بشمار از ابتدای نهادن داس در زرع خود شمردن هفت هفته را شروعکن *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و عید هفتهها را با هدیهٔ نوافل دست خود نگاهدار و آن را باندازه برکتی که یهُوَه خدایت بتو دهد بده *
{{verse|۱۶|۱۱|color=black}} و بحضور یهُوَه خدایت شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاوی که درون دروازههایت باشد و غریب و یتیم و بیوهزنی که در میان تو باشند در مکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند *
{{verse|۱۶|۱۲|color=black}} و بیاد آور که در مصر غلام بودی پس متوجه شده این فرایض را بجا آور *
{{verse|۱۶|۱۳|color=black}} عید خیمهها را بعد از جمع کردن حاصل از خرمن و چرخشت خود هفت روز نگاهدار *
{{verse|۱۶|۱۴|color=black}} و در عید خود شادی نما تو و پسرت و دخترت و غلامت و کنیزت و لاوی و غریب و یتیم و بیوهزنی که درون دروازههایت باشند *
{{verse|۱۶|۱۵|color=black}} هفت روز در مکانی که {{روخط|خداوند}} برگزیند برای یهُوَه خدایت عید نگاه دار زیرا که یهُوَه خدایت تو را در همهٔ محصولت و در تمامی اعمال دستت برکت خواهد داد و بسیار شادمان خواهی بود *
{{verse|۱۶|۱۶|color=black}} سه مرتبه در سال جمیع ذکورانت بحضور یهُوَه خدایت در مکانی که او برگزیند حاضر شوند یعنی در عید فطیر و عید هفتهها و عید خیمهها و بحضور {{روخط|خداوند}} تهیدست حاضر نشوند *
{{verse|۱۶|۱۷|color=black}} هر کس بقدر قوّه خود باندازه برکتی که یهُوَه خدایت بتو عطا فرماید بدهد *
{{verse|۱۶|۱۸|color=black}} داوران و سروران در جمیع دروازههائی که یهُوَه خدایت بتو میدهد برحسب اسباط خودبرایت تعیین نما تا قوم را بحکم عدل داوری نمایند *
{{verse|۱۶|۱۹|color=black}} داوری را منحرف مساز و طرفداری منما و رشوه مگیر زیرا که رشوه چشمان حکما را کور میسازد و سخنان عادلان را کج مینماید *
{{verse|۱۶|۲۰|color=black}} انصاف کامل را پیروی نما تا زنده مانی و زمینی را که یهُوَه خدایت بتو میدهد مالک شوی *
{{verse|۱۶|۲۱|color=black}} اشیرهای از هیچ نوع درخت نزد مذبح یهُوَه خدایت که برای خود خواهی ساخت غرس منما *
{{verse|۱۶|۲۲|color=black}} و ستونی برای خود نصب مکن زیرا یهُوَه خدایت آن را مکروه میدارد *<noinclude></noinclude>
kbdbtf039ysq290z59moq837hgsllnz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۰۹
104
87763
286426
2026-06-15T16:07:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}} {{فصل|۱۷}} {{verse|۱۷|۱|color=black}} گاو یا گوسفندی که در آن عیب یا هیچچیز بد باشد برای یهُوَه خدای خود ذبح منما چونکه آن نزد یهُوَه خدایت مکروه است * {{verse|۱۷|۲|color=black}} اگر در میان تو در یکی از دروازههایت که یهُوَه خدایت بتو میدهد مرد...» ایجاد کرد
286426
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} گاو یا گوسفندی که در آن عیب یا هیچچیز بد باشد برای یهُوَه خدای خود ذبح منما چونکه آن نزد یهُوَه خدایت مکروه است *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} اگر در میان تو در یکی از دروازههایت که یهُوَه خدایت بتو میدهد مرد یا زنی پیدا شود که در نظر یهُوَه خدایت کار ناشایسته نموده از عهد او تجاوز کند *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} و رفته خدایان غیر را عبادت کرده سجده نماید خواه آفتاب یا ماه یا هر یک از جنود آسمان که من امر نفرمودهام *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} و از آن اطلاع یافته بشنوی پس نیکو تفحص کن و اینک اگر راست و یقین باشد که این رجاست در اسرائیل واقع شده است *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} آنگاه آن مرد یا زن را که این کار بد را در دروازههایت کرده است بیرون آور و آن مرد یا زن را با سنگها سنگسار کن تا بمیرند *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} از گواهی دو یا سه شاهد آن شخصیکه مستوجب مرگ است کشته شود از گواهی یک نفـر کشته نشود *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} اولاً دست شاهدان بجهت کشتنش بر او افراشته شود و بعد از آن دست تمامی قوم پس بدی را از میان خود دور کردهای *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} اگر در میان تو امری که حکم بر آن مشکل شود بظهور آید در میان خون و خون و در میان دعوی و دعوی و در میان ضرب و ضرب از مرافعههائی که در دروازههایت واقع شود آنگاه برخاسته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند برو *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} و نزد لاویان کهنه و نزد داوری که در آن روزها باشد رفته مسألت نما و ایشان تو را از فتوای قضا مخبر خواهند ساخت *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} و برحسب فتوائی که ایشان از مکانی که {{روخط|خداوند}} برگزیند برای تو بیان میکنند عمل نما و هوشیار باش تا موافق هر آنچه بتو تعلیم دهند عمل نمائی *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} موافق مضمون شریعتی که بتو تعلیم دهند و مطابق حکمی که بتو گویند عمل نما و از فتوائی که برای تو بیان میکنند بطرف راست یا چپ تجاوز مکن *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} و شخصی که از روی تکبر رفتار نماید و کاهنی را که بحضور یهُوَه خدایت بجهت خدمت در آنجا میایستد یا داور را گوش نگیرد آن شخص کشته شود پس بدی را از میان اسرائیل دور کردهای *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و تمامی قوم چون این را بشنوند خواهند ترسید و بار دیگر از روی تکبر رفتار نخواهند نمود *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} چون بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی و در آن تصرف نموده ساکن شوی و بگویی مثل جمیع امتهائی که باطراف منند پادشاهی بر خود<noinclude></noinclude>
sm0s9mdb4bgqjfuaru1g16n4ms0n86o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۰
104
87764
286427
2026-06-15T16:07:40Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نصب نمایم * {{verse|۱۷|۱۵|color=black}} البته پادشاهی را که یهُوَه خدایت برگزیند بر خود نصب نما یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز و مرد بیگانهای را که از برادرانت نباشد نمیتوانی بر خود مسلط نمائی * {{verse|۱۷|۱۶|color=black}} لکن او برای خود اسبهای بسیار نگیرد و...» ایجاد کرد
286427
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نصب نمایم *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} البته پادشاهی را که یهُوَه خدایت برگزیند بر خود نصب نما یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز و مرد بیگانهای را که از برادرانت نباشد نمیتوانی بر خود مسلط نمائی *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} لکن او برای خود اسبهای بسیار نگیرد و قوم را بمصر پس نفرستد تا اسبهای بسیار برای خود بگیرد چونکه {{روخط|خداوند}} بشما گفته است بار دیگر بآن راه برنگردید *
{{verse|۱۷|۱۷|color=black}} و برای خود زنان بسیار نگیرد مبادا دلش منحرف شود و نقره و طلا برای خود بسیار زیاده نیندوزد *
{{verse|۱۷|۱۸|color=black}} و چون بر تخت مملکت خود بنشیند نسخهٔ این شریعت را از آنچه از آن نزد لاویان کهنه است برای خود در طوماری بنویسد *
{{verse|۱۷|۱۹|color=black}} و آن نزد او باشد و همهٔ روزهای عمرش آن را بخواند تا بیاموزد که از یهُوَه خدای خود بترسد و همهٔ کلمات این شریعت و این فرایض را نگاه داشته بعمل آورد *
{{verse|۱۷|۲۰|color=black}} مبادا دل او بر برادرانش افراشته شود و از این اوامر بطرف چپ یا راست منحرف شود تا آنکه او و پسرانش در مملکت او در میان اسرائیل روزهای طویل داشته باشند *
{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} لاویان کهنه و تمامی سبط لاوی راحصّه و نصیبی با اسرائیل نباشدهدایای آتشین {{روخط|خداوند}} و نصیب او را بخورند *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} پس ایشان در میان برادران خود نصیب نخواهند داشت {{روخط|خداوند}} نصیب ایشان است چنانکه بایشان گفته است *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} و حق کاهنان از قوم یعنی از آنانی که قربانی خواه از گاو و خواه از گوسفند میگذرانند این است که دوش و دو بنا گوش و شکنبه را بکاهن بدهند *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} و نوبر غله و شیره و روغن خود و اولْ چین پشم گوسفند خود را باو بده *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} زیرا که یهُوَه خدایت او را از همهٔ اسباطت برگزیده است تا او و پسرانش همیشه بایستند و بنام {{روخط|خداوند}} خدمت نمایند *
{{verse|۱۸|۶|color=black}} و اگر احدی از لاویان از یکی از دروازههایت از هر جائی در اسرائیل که در آنجا ساکن باشد آمده بتمامی آرزوی دل خود بمکانی که {{روخط|خداوند}} برگزیند برسد *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} پس بنام یهُوَه خدای خود مثل سایر برادرانش از لاویانی که در آنجا بحضور {{روخط|خداوند}} میایستند خدمت نماید *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} حصّههای برابر بخورند سوای آنچه از ارثیت خود بفروشد *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} چون بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی یاد مگیر که<noinclude></noinclude>
pn4z4v216xr6m9tyrwkv7xeyb4mdze5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۱
104
87765
286428
2026-06-15T16:07:58Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «موافق رجاسات آن امتها عمل نمائی * {{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذرانند و نه فالگیر و نه غیبگو و نه افسونگر و نه جادوگر * {{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و نه ساحر و نه سؤالکنندهٔ از اجنّه و نه رَمّال و نه کسی که از مرد...» ایجاد کرد
286428
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>موافق رجاسات آن امتها عمل نمائی *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و در میان تو کسی یافت نشود که پسر یا دختر خود را از آتش بگذرانند و نه فالگیر و نه غیبگو و نه افسونگر و نه جادوگر *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و نه ساحر و نه سؤالکنندهٔ از اجنّه و نه رَمّال و نه کسی که از مردگان مشورت میکند *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} زیرا هرکه این کارها را کند نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است و بسبب این رجاسات یهُوَه خدایت آنها را از حضور تو اخراج میکند *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} نزد یهُوَه خدایت کامل باش *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} زیرا این امتهائی که تو آنها را بیرون میکنی بغیبگویان و فالگیران گوش میگیرند و اما یهُوَه خدایت تو را نمیگذارد که چنین بکنی *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} یهُوَه خدایت نبیای را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} موافق هر آنچه در حوریب در روز اجتماع از یهُوَه خدای خود مسألت نموده گفتی آواز یهُوَه خدای خود را دیگر نشنوم و این آتش عظیم را دیگر نبینم مبادا بمیرم *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بمن گفت آنچه گفتند نیکو گفتند *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} نبیای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را بدهانش خواهم گذاشت و هر آنچه باو امر فرمایم بایشان خواهد گفت *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و هر کسی که سخنان مرا که او باسم من گوید نشنود من از او مطالبه خواهم کرد *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و اما نبیای که جسارت نموده باسم من سخن گوید که بگفتنش امر نفرمودم یا باسم خدایان غیر سخن گوید آن نبی البته کشته شود *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و اگر در دل خود گویی سخنی را که {{روخط|خداوند}} نگفته است چگونه تشخیص نماییم *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} هنگامی که نبی باسم {{روخط|خداوند}} سخن گوید اگر آن چیز واقع نشود و بانجام نرسد این امری است که {{روخط|خداوند}} نگفته است بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته استپس از او نترس *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} وقتی که یهُوَه خدایت این امتها را کهیهُوَه خدایت زمین ایشان را بتو میدهد منقطع سازد و تو وارث ایشان شده در شهرها و خانههای ایشان ساکن شوی *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} پس سه شهر را برای خود در میان زمینی که یهُوَه خدایت بجهت ملکیت بتو میدهد جدا کن *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} شاهراه را برای خود درست کن و حدود زمین خود را که یهُوَه خدایت برای تو تقسیم میکند سه قسمت کن تا هر قاتلی در آنجا فرار کند *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} و این است حکم قاتلی<noinclude></noinclude>
276as82xnhr5ri5652dqp01uqhvwzdh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۲
104
87766
286429
2026-06-15T16:08:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که بآنجا فرار کرده زنده ماند هر که همسایهٔ خود را نادانسته بکشد و قبل از آن از او بغض نداشت * {{verse|۱۹|۵|color=black}} مثل کسی که با همسایهٔ خود برای بریدن درخت در جنگل برود و دستش برای قطع نمودن درخت تبر را بلند کند و آهن از دسته بیرون رفته بهمسایهاش بخو...» ایجاد کرد
286429
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که بآنجا فرار کرده زنده ماند هر که همسایهٔ خود را نادانسته بکشد و قبل از آن از او بغض نداشت *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} مثل کسی که با همسایهٔ خود برای بریدن درخت در جنگل برود و دستش برای قطع نمودن درخت تبر را بلند کند و آهن از دسته بیرون رفته بهمسایهاش بخورد تا بمیرد پس بیکی از آن شهرها فرار کرده زنده ماند *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} مبادا ولّی خون وقتی که دلش گرم است قاتل را تعاقب کند و بسبب مسافت راه بوی رسیده او را بکشد و او مستوجب موت نباشد چونکه او را پیشتر بغض نداشت *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} از این جهت من تو را امر فرموده گفتم برای خود سه شهر جدا کن *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} و اگر یهُوَه خدایت حدود تو را بطوری که بپدرانت قسم خورده است وسیع گرداند و تمامی زمین را بتو عطا فرماید که بدادن آن بپدرانت وعده داده است *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} و اگر تمامی این اوامر را که من امروز بتو میفرمایم نگاه داشته بجاآوری که یهُوَه خدای خود را دوست داشته بطریقهای او دائماً سلوک نمائی آنگاه سه شهر دیگر بر این سه برای خود مزید کن *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} تا خون بیگناه در زمینی که یهُوَه خدایت برای ملکیت بتو میدهد ریخته نشود و خون بر گردن تو نباشد *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} لیکن اگر کسی همسایهٔ خود را بغض داشته در کمین او باشد و بر او برخاسته او را ضرب مهلک بزند که بمیرد و بیکی از این شهرها فرار کند *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} آنگاه مشایخ شهرش فرستاده او را از آنجا بگیرند و او را بدست ولّی خون تسلیم کنند تا کشته شود *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} چشم تو بر او ترحم نکند تا خون بیگناهی را از اسرائیل دور کنی و برای تو نیکو باشد *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} حد همسایهٔ خود را که پیشینیان گذاشتهاند در مِلک تو که بدست تو خواهد آمد در زمینی که یهُوَه خدایت برای تصرفش بتو میدهد منتقل مساز *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} یک شاهد بر کسی برنخیزد بهر تقصیر و هر گناه از جمیع گناهانی که کرده باشد بگواهی دو شاهد یا بگواهی سه شاهد هر امری ثابت شود *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} اگر شاهد کاذبی بر کسی برخاسته بمعصیتش شهادت دهد *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} آنگاه هر دو شخصی که منازعه در میان ایشان است بحضور {{روخط|خداوند}} و بحضور کاهنان و داورانی که در آن زمان باشند حاضر شوند *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و داوران نیکو تفحص نمایند و اینک اگر شاهد شاهد کاذب است و بر برادر خود شهادت دروغ داده باشد *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} پس بطوری که او خواست با برادر خود عمل نماید بااو همان طور رفتار نمایند تا بدی را از میان خود دور نمائی *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و چون بقیهٔ مردمان بشنوند خواهند ترسید و بعد از آن مثل این کار زشت در میان شما<noinclude></noinclude>
cjna48cyf9tqx2xwoowgtdpkychjk3c
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۳
104
87767
286430
2026-06-15T16:08:45Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نخواهند کرد * {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و چشم تو ترحم نکند جان بعوض جان و چشم بعوض چشم و دندان بعوض دندان و دست بعوض دست و پا بعوض پا * {{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}} {{فصل|۲۰}} {{verse|۲۰|۱|color=black}} چون برای مقاتله با دشمن خود بیرونروی و اسبها و ارابهها و قومی را زیاده...» ایجاد کرد
286430
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نخواهند کرد *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و چشم تو ترحم نکند جان بعوض جان و چشم بعوض چشم و دندان بعوض دندان و دست بعوض دست و پا بعوض پا *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} چون برای مقاتله با دشمن خود بیرونروی و اسبها و ارابهها و قومی را زیاده از خود بینی از ایشان مترس زیرا یهُوَه خدایت که تو را از زمین مصر برآورده است با توست *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} و چون بجنگ نزدیک شوید آنگاه کاهن پیش آمده قوم را مخاطب سازد *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} و ایشان را گوید ای اسرائیل بشنوید شما امروز برای مقاتلهٔ با دشمنان خود پیش میروید دل شما ضعیف نشود و از ایشان ترسان و لرزان و هراسان مباشید *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} زیرا یهُوَه خدای شما با شما میرود تا برای شما با دشمنان شما جنگ کرده شما را نجات دهد *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} و سروران قوم را خطاب کرده گویند کیست که خانه نو بنا کرده آن را تخصیص نکرده است او روانه شده بخانه خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری آن را تخصیص نماید *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} و کیست که تاکستانی غرس نموده آن را حلال نکرده است او روانه شده بخانهٔ خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری آن را حلال کند *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} و کیست که دختری نامزد کرده بنکاح در نیاورده است او روانهشده بخانهٔ خود برگردد مبادا در جنگ بمیرد و دیگری او را بنکاح درآورد *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} و سروران نیز قوم را خطاب کرده گویند کیست که ترسان و ضعیفدل است او روانه شده بخانهاش برگردد مبادا دل برادرانش مثل دل او گداخته شود *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} و چون سروران از تکلمنمودن بقوم فارغ شوند بر سر قوم سرداران لشکر مقرر سازند *
{{verse|۲۰|۱۰|color=black}} چون بشهری نزدیک آیی تا با آن جنگ نمائی آن را برای صلح ندا بکن *
{{verse|۲۰|۱۱|color=black}} و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را برای تو بگشاید آنگاه تمامی قومی که در آن یافت شوند بتو جزیه دهند و تو را خدمت نمایند *
{{verse|۲۰|۱۲|color=black}} و اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند پس آن را محاصره کن *
{{verse|۲۰|۱۳|color=black}} و چون یهُوَه خدایت آن را بدست تو بسپارد جمیع ذکورانش را بدم شمشیر بکش *
{{verse|۲۰|۱۴|color=black}} لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد یعنی تمامی غنیمتش را برای خود بتاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهُوَه خدایت بتو دهد بخور *
{{verse|۲۰|۱۵|color=black}} به همهٔ شهرهائی که از تو بسیار دورند که از شهرهای این امتها نباشند<noinclude></noinclude>
0xfcth0hfid7h7hytz42nc8uw1w3js7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۴
104
87768
286431
2026-06-15T16:09:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چنین رفتار نما * {{verse|۲۰|۱۶|color=black}} اما از شهرهای این امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد هیچ ذینفس را زنده مگذار * {{verse|۲۰|۱۷|color=black}} بلکه ایشان را یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را چنانکه یهُوَه خدایت تو ر...» ایجاد کرد
286431
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چنین رفتار نما *
{{verse|۲۰|۱۶|color=black}} اما از شهرهای این امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد هیچ ذینفس را زنده مگذار *
{{verse|۲۰|۱۷|color=black}} بلکه ایشان را یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان را چنانکه یهُوَه خدایت تو را امر فرموده است بالکل هلاک ساز *
{{verse|۲۰|۱۸|color=black}} تا شما را تعلیم ندهند که موافق همهٔ رجاساتی که ایشان با خدایان خود عمل مینمودند عمل نمایید و بیهُوَه خدای خود گناه کنید *
{{verse|۲۰|۱۹|color=black}} چون برای گرفتن شهری با آن جنگ کنی و آن را روزهای بسیار محاصره نمائی تبر بردرختهایش مزن و آنها را تلف مساز چونکه از آنها میخوری پس آنها را قطع منما زیرا آیا درخت صحرا انسان است تا آن را محاصره نمائی *
{{verse|۲۰|۲۰|color=black}} و اما درختی که میدانی درختی نیست که از آن خورده شود آن را تلف ساخته قطع نما و سنگری بر شهری که با تو جنگ میکند بنا کن تا منهدم شود *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} اگر در زمینی که یهُوَه خدایت برایتصرّفش بتو میدهد مقتولی در صحرا افتاده پیدا شود و معلوم نباشد که قاتل او کیست *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} آنگاه مشایخ و داوران تو بیرون آمده مسافت شهرهائی را که در اطراف مقتول است بپیمایند *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} و اما شهری که نزدیکتر بمقتول است مشایخ آن شهر گوسالهٔ رمه را که با آن خیش نزده و یوغ بآن نبستهاند بگیرند *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} و مشایخ آن شهر آن گوساله را در وادیای که آب در آن همیشه جاری باشد و در آن خیش نزده و شخم نکرده باشند فرود آورند و آنجا در وادی گردن گوساله را بشکنند *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} و بنیلاوی کهنه نزدیک بیایند چونکه یهُوَه خدایت ایشان را برگزیده است تا او را خدمت نمایند و بنام {{روخط|خداوند}} برکت دهند و برحسب قول ایشان هر منازعه و هر آزاری فیصل پذیرد *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} و جمیع مشایخ آن شهری که نزدیکتر بمقتول است دستهای خود را بر گوسالهای که گردنش در وادی شکسته شده است بشویند *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} و جواب داده بگویند دستهای ما این خون را نریخته و چشمان ما ندیده است *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} قوم خود اسرائیل را که فدیه دادهای بیامرز و مگذار که خون بیگناه در میان قوم تو اسرائیل بماند پسخون برای ایشان عفو خواهد شد *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} پس خون بیگناه را از میان خود رفع کردهای هنگامی که آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} راست است بعمل آوردهای *<noinclude></noinclude>
t73w48xos4djkm8u6uztma6m4ekdgrf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۵
104
87769
286432
2026-06-15T16:09:19Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی و یهُوَه خدایت ایشان را بدستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی * {{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را بزنی خود بگیری * {{verse|۲۱|۱۲|color=black}} پس او را بخا...» ایجاد کرد
286432
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی و یهُوَه خدایت ایشان را بدستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده عاشق او بشوی و بخواهی او را بزنی خود بگیری *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} پس او را بخانهٔ خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و رخت اسیری خود را بیرون کرده در خانهٔ تو بماند و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد و بعد از آن باو درآمده شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و اگر از وی راضی نباشی او را بخواهش دلش رها کن لیکن او را بنقره هرگز مفروش و باو سختی مکن چونکه او را ذلیل کردهای *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه و یکی مکروهه و محبوبه و مکروهه هر دو برایش پسران بزایند و پسر مکروهه نخستزاده باشد *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} پس در روزی که اموال خود را بپسران خویش تقسیم نماید نمیتواند پسر محبوبه را بر پسر مکروهه که نخستزاده است حق نخستزادگی دهد *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} بلکه حصّهای مضاعف از جمیع اموال خود را بپسر مکروهه داده او را نخستزادهٔ خویش اقرار نماید زیرا که او ابتدایقوت اوست و حق نخستزادگی از آن او میباشد *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} اگر کسی را پسری سرکش و فتنهانگیز باشد که سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد و هر چند او را تأدیب نمایند ایشان را نشنود *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} پدر و مادرش او را گرفته نزد مشایخ شهرش بدروازهٔ محلهاش بیاورند *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و بمشایخ شهرش گویند این پسر ما سرکش و فتنهانگیز است سخن ما را نمیشنود و مسرف و میگسار است *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} پس جمیع اهل شهرش او را بسنگ سنگسار کنند تا بمیرد پس بدی را از میان خود دور کردهای و تمامی اسرائیل چون بشنوند خواهند ترسید *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و او را بدار کشیده باشی *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} بدنش در شب بر دار نماند او را البته در همان روز دفن کن زیرا آنکه بر دار آویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد نجس نسازی *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} اگر گاو یا گوسفند برادر خود را گم شده بینی از او رومگردان آن را البته نزد برادر خود برگردان *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} و اگر برادرت نزدیک تو نباشد یا او را نشناسی آن را بخانهٔ<noinclude></noinclude>
fgtlvbkb9pjyel227irzscytcehof3d
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۶
104
87770
286433
2026-06-15T16:09:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود بیاور و نزد تو بماند تا برادرت آن را طلب نماید آنگاه آن را باو رد نما * {{verse|۲۲|۳|color=black}} و بالاغ او چنین کن و بهلباسش چنین عمل نما و بهر چیز گمشدهٔ برادرت که از او گم شود و یافته باشی چنین عمل نما نمیتوانی از او روگردانی * {{verse|۲۲|۴|color=black}} اگر ال...» ایجاد کرد
286433
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود بیاور و نزد تو بماند تا برادرت آن را طلب نماید آنگاه آن را باو رد نما *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} و بالاغ او چنین کن و بهلباسش چنین عمل نما و بهر چیز گمشدهٔ برادرت که از او گم شود و یافته باشی چنین عمل نما نمیتوانی از او روگردانی *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} اگر الاغ یا گاو برادرت را در راه افتاده بینی از آن رومگردان البته آن را با او برخیزان *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد زیرا هر که این را کند مکروه یهُوَه خدای توست *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} اگر اتفاقاً آشیانهٔ مرغی در راه بنظر تو آید خواه بر درخت یا بر زمین و در آن بچهها یا تخمها باشد و مادر بر بچهها یا تخمها نشسته مادر را با بچهها مگیر *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} مادر را البته رها کن و بچهها را برای خود بگیر تا برای تو نیکو شود و عمر دراز کنی *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} چون خانهٔ نو بنا کنی بر پشتبام خود دیواری بساز مبادا کسی از آن بیفتد و خون بر خانهٔ خود بیاوری *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} در تاکستان خود دو قسم تخم مکار مبادا تمامی آن یعنی هم تخمی که کاشتهای و هم محصول تاکستان وقف شود *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} گاو و الاغ را با هم جفت کرده شیار منما *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} پارچهٔ مختلط از پشم و کتان با هم مپوش *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} بر چهار گوشهٔ رخت خود که خود را بآن میپوشانی رشتهها بساز *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدو درآید او را مکروه دارد *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و اسباب حرف بدو نسبت داده از او اسم بد شهرت دهد و گوید این زن را گرفتم و چون باو نزدیکی نمودم او راباکره نیافتم *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} آنگاه پدر و مادر آن دختر علامت بکارت دختر را برداشته نزد مشایخ شهر نزد دروازه بیاورند *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} و پدر دختر بمشایخ بگوید دختر خود را باین مرد بزنی دادهام و از او کراهت دارد *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده میگوید دختر تو را باکره نیافتم و علامت بکارت دختر من این است پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} پس مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته تنبیه کنند *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} و او را صد مثقال نقره جریمه نموده بپدر دختر بدهند چونکه بر باکره اسرائیل بدنامی آورده است و او زن وی خواهد بود و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} لیکن اگر این سخن راست باشد و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} آنگاه دختر را نزد در خانهٔ پدرش بیرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد چونکه در خانهٔ پدر خود زنا کرده در اسرائیل قباحتی نموده است پس بدی را از میان خود دور کردهای *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد پس<noinclude></noinclude>
gdnvwaa37tkrr2q3ut43g9aqm81lz97
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۷
104
87771
286434
2026-06-15T16:10:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن کشته شوند پس بدی را از اسرائیل دور کردهای * {{verse|۲۲|۲۳|color=black}} اگر دختر باکرهای بمردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته با او همبستر شود * {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده ایش...» ایجاد کرد
286434
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن کشته شوند پس بدی را از اسرائیل دور کردهای *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} اگر دختر باکرهای بمردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته با او همبستر شود *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده ایشان را با سنگها سنگسار کنند تا بمیرند اما دختر را چونکه در شهر بود و فریاد نکرد و مرد را چونکه زن همسایهٔ خود را ذلیل ساخت پس بدی را از میان خود دور کردهای *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد باو زور آورده با او بخوابد پس آن مرد که با او خوابید تنها کشته شود *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} و اما با دختر هیچ مکن زیرا بر دختر گناهِ مستلزم موت نیست بلکه این مثل آن است که کسی بر همسایهٔ خود برخاسته او را بکشد *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} چونکه او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهانندهای نبود *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} و اگر مردی دختر باکرهای را که نامزد نباشد بیابد و او را گرفته با او همبستر شود و گرفتار شوند *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} آنکه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره بپدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} هیچ کس زن پدر خود را نگیرد و دامن پدر خود را منکشف نسازد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} شخصی که کوبیده بیضه و آلت بریده باشد داخل جماعت {{روخط|خداوند}} نشود *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} حرامزادهای داخل جماعت {{روخط|خداوند}} نشود حتی تا پشت دهم احدی از او داخل جماعت {{روخط|خداوند}} نشود *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} عمّونی و موآبی داخل جماعت {{روخط|خداوند}} نشوند حتی تا پشت دهم احدی از ایشان هرگز داخل جماعت {{روخط|خداوند}} نشود *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} زیرا وقتی که شما از مصر بیرون آمدید شما را در راه بنان و آب استقبال نکردند و از این جهت که بَلْعام بن بعور را از فتورِ ارام نهرین اجیر کردند تاتو را لعنت کند *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} لیکن یهُوَه خدایت نخواست بلعام را بشنود پس یهُوَه خدایت لعنت را بجهت تو ببرکت تبدیل نمود چونکه یهُوَه خدایت تو را دوست میداشت *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} ابداً در تمامی عمرت جویای خیریت و سعادت ایشان مباش *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} ادومی را دشمن مدار چونکه برادر توست و مصری را دشمن مدار چونکه در زمین وی غریب بودی *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} اولادی که از ایشان<noinclude></noinclude>
mwfoyit1q7ofbntdeio8o7pfw4qcszg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۸
104
87772
286435
2026-06-15T16:10:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زاییده شوند در پشت سوم داخل جماعت {{روخط|خداوند}} شوند * {{verse|۲۳|۹|color=black}} چون در اردو بمقابله دشمنانت بیرون روی خویشتن را از هر چیز بد نگاه دار * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} اگر در میان شما کسی باشد که از احتلام شب نجس شود از اردو بیرون رود و داخل اردو نشود * {{...» ایجاد کرد
286435
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زاییده شوند در پشت سوم داخل جماعت {{روخط|خداوند}} شوند *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} چون در اردو بمقابله دشمنانت بیرون روی خویشتن را از هر چیز بد نگاه دار *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} اگر در میان شما کسی باشد که از احتلام شب نجس شود از اردو بیرون رود و داخل اردو نشود *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} چون شب نزدیک شود با آب غسل کند و چون آفتاب غروب کند داخل اردو شود *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} و تو را مکانی بیرون از اردو باشد تا بآنجا بیرون روی *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و در میان اسباب تو میخی باشد و چون بیرون مینشینی با آن بکَن و برگشته فضلهٔ خود را از آن بپوشان *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} زیرا که یهُوَه خدایت در میان اردوی تو میخرامد تا تو را رهائی داده دشمنانت را بتو تسلیم نماید پس اردوی تو مقدس باشد مبادا چیز پلید را در میان تو دیده از تو روگرداند *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} غلامی را که از آقای خود نزد تو بگریزد بآقایش مسپار *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} با تو در میان تو در مکانی کهبرگزینـد در یکــی از شهرهـای تـو کـه بـه نظـرش پسنـد آیـد ساکـن شـود و بر او جفا منما *
{{verse|۲۳|۱۷|color=black}} از دختران اسرائیل فاحشهای نباشد و از پسران اسرائیل لواطی نباشد *
{{verse|۲۳|۱۸|color=black}} اجرت فاحشه و قیمت سگ را برای هیچ نذری بخانهٔ یهُوَه خدایت میاور زیرا که این هر دو نزد یهُوَه خدایت مکروه است *
{{verse|۲۳|۱۹|color=black}} برادر خود را بسود قرض مده نه بسود نقره و نه بسود آذوقه و نه بسود هر چیزی که بسود داده میشود *
{{verse|۲۳|۲۰|color=black}} غریب را میتوانی بسود قرض بدهی اما برادر خود را بسود قرض مده تا یهُوَه خدایت در زمینی که برای تصرفش داخل آن میشوی تو را بهر چه دستت را بر آن دراز میکنی برکت دهد *
{{verse|۲۳|۲۱|color=black}} چون نذری برای یهُوَه خدایت میکنی در وفای آن تأخیر منما زیرا که یهُوَه خدایت البته آن را از تو مطالبه خواهد نمود و برای تو گناه خواهد بود *
{{verse|۲۳|۲۲|color=black}} اما اگر از نذر کردن ابا نمائی تو را گناه نخواهد بود *
{{verse|۲۳|۲۳|color=black}} آنچه را که از دهانت بیرون آید هوشیار باش که بجا آوری موافق آنچه برای یهُوَه خدایت از ارادهٔ خود نذر کردهای و بزبان خود گفتهای *
{{verse|۲۳|۲۴|color=black}} چون بتاکستان همسایهٔ خود درآیی از انگور هر چه میخواهی بسیری بخور اما در ظرف خود هیچ مگذار *
{{verse|۲۳|۲۵|color=black}} چون بکشتزار همسایهٔ خود داخل شوی خوشهها را بدست خود بچین اما داس بر کشت همسایهٔ خود مگذار *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} چون کسی زنی گرفته بنکاح خود درآورد اگر در نظر او پسند نیاید از این که<noinclude></noinclude>
ehxhuo3bcq2nhrogfrwjjvid9288zfh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۱۹
104
87773
286436
2026-06-15T16:11:12Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاقنامهای نوشته بدستش دهد و او را از خانهاش رها کند * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و از خانه او روانه شده برود و زن دیگری شود * {{verse|۲۴|۳|color=black}} و اگر شوهر دیگر نیز او را مکروه دارد و طلاقنامهای نوشته بدستش بدهد و او را از خانه...» ایجاد کرد
286436
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>چیزی ناشایسته در او بیابد آنگاه طلاقنامهای نوشته بدستش دهد و او را از خانهاش رها کند *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} و از خانه او روانه شده برود و زن دیگری شود *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} و اگر شوهر دیگر نیز او را مکروه دارد و طلاقنامهای نوشته بدستش بدهد و او را از خانهاش رها کند یا اگر شوهری دیگر که او را بزنی گرفت بمیرد *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} شوهر اول که او را رها کرده بود نمیتواند دوباره او را بنکاح خود درآورد بعد از آن که ناپاک شده است زیرا که این بنظر {{روخط|خداوند}} مکروه است پس بر زمینی که یهُوَه خدایت تو را بملکیت میدهد گناه میاور *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} چون کسی زن تازهای بگیرد در لشکر بیرون نرود و هیچ کار باو تکلیف نشود تا یک سال در خانهٔ خود آزاد بماند و زنی را که گرفته است مسرور سازد *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} هیچکس آسیا یا سنگ بالائی آن را بگرو نگیرد زیرا که جان را بگرو گرفته است *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} اگر کسی یافت شود که یکی از برادران خود از بنی اسرائیل را دزدیده بر او ظلم کند یا بفروشد آن دزد کشته شود پس بدی را از میان خود دور کردهای *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} دربارهٔ بلای برص هوشیار باش که بهر آنچه لاویان کهنه شما را تعلیم دهند بدقت توجه نموده عمل نمایید و موافق آنچه بایشان امر فرمودم هوشیار باشید که عمل نمایید *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} بیاد آور که یهُوَه خدایت در راه با مریم چه کرد وقتی که شما از مصر بیرون آمدید *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} چون بهمسایهٔ خود هر قسم قرض دهی برای گرفتن گرو بخانهاش داخل مشو *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} بلکه بیرون بایست تا شخصی که باو قرض میدهی گرو را نزد تو بیرون آورد *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و اگر مرد فقیر باشد در گرو او مخواب *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} البته بوقت غروب آفتاب گرو را باو پس بده تا در رخت خود بخوابد و تو را برکت دهد و بحضور یهُوَه خدایت عدالت شمرده خواهد شد *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} بر مزدوری که فقیر و مسکین باشد خواه از برادرانت و خواه از غریبانی که در زمینت در اندرون دروازههای تو باشند ظلم منما *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} در همان روز مزدش را بده و آفتاب بر آن غروب نکند چونکه او فقیر است و دل خود را بآن بسته است مبادا بر تو نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآورد و برای تو گناه باشد *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} پدران بعوض پسران کشته نشوند و نه پسران بعوض پدران کشته شوند هر کس برای گناه خود کشته شود *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} داوری غریب و یتیم را منحرف مساز و جامهٔ بیوه را بگرو مگیر *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و بیاد آور که در مصر غلام بودی و یهُوَه خدایت تو را از آنجا فدیه داد بنابراین من تو را امر میفرمایم که این کار را معمول داری *
{{verse|۲۴|۱۹|color=black}} چون محصول خود را<noinclude></noinclude>
1ucq1l6h1p79n67u03pm5ci2mmdzgs8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۰
104
87774
286437
2026-06-15T16:11:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در مزرعهٔ خویش درو کنی و در مزرعه بافهای فراموش کنی برای برداشتن آن برمگرد برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ کارهای دستت برکت دهد * {{verse|۲۴|۲۰|color=black}} چون زیتون خود را بتکانی بار دیگر شاخهها را متکان برای غریب و یتیم و ب...» ایجاد کرد
286437
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در مزرعهٔ خویش درو کنی و در مزرعه بافهای فراموش کنی برای برداشتن آن برمگرد برای غریب و یتیم و بیوهزن باشد تا یهُوَه خدایت تو را در همهٔ کارهای دستت برکت دهد *
{{verse|۲۴|۲۰|color=black}} چون زیتون خود را بتکانی بار دیگر شاخهها را متکان برای غریب و یتیم و بیوهباشد *
{{verse|۲۴|۲۱|color=black}} چون انگور تاکستان خود را بچینی بار دیگر آن را مچین برای غریب و یتیم و بیوه باشد *
{{verse|۲۴|۲۲|color=black}} و بیاد آور که در زمین مصر غلام بودی بنابراین تو را امر میفرمایم که این کار را معمول داری *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و پنجم}}}}
{{فصل|۲۵}}
{{verse|۲۵|۱|color=black}} اگر در میان مردم مرافعهای باشد و بمحاکمه آیند و در میان ایشان داوری نمایند آنگاه عادل را عادل شمارند و شریر را ملزم سازند *
{{verse|۲۵|۲|color=black}} و اگر شریر مستوجب تازیانه باشد آنگاه داورْ او را بخواباند و حکم دهد تا او را موافق شرارتش بحضور خود بشماره بزنند *
{{verse|۲۵|۳|color=black}} چهل تازیانه او را بزند و زیاد نکند مبادا اگر از این زیاده کرده تازیانهٔ بسیار زند برادرت در نظر تو خوار شود *
{{verse|۲۵|۴|color=black}} دهن گاو را هنگامی که خرمن را خرد میکند مبند *
{{verse|۲۵|۵|color=black}} اگر برادران با هم ساکن باشند و یکی از آنها بیاولاد بمیرد پس زنِ آن متوفی خارج بشخص بیگانه داده نشود بلکه برادر شوهرش باو درآمده او را برای خود بزنی بگیرد و حق برادر شوهری را با او بجا آورد *
{{verse|۲۵|۶|color=black}} و نخستزادهای که بزاید باسم برادر متوفای او وارث گردد تا اسمش از اسرائیل محو نشود *
{{verse|۲۵|۷|color=black}} و اگر آن مرد بگرفتن زن برادرش راضی نشود آنگاه زن برادرش بدروازه نزد مشایخ برود و گوید برادر شوهر من از برپا داشتن اسم برادر خود در اسرائیل انکار میکند و از بجا آوردن حق برادر شوهری با من ابا مینماید *
{{verse|۲۵|۸|color=black}} پس مشایخ شهرش او را طلبیده با وی گفتگو کنند واگر اصرار کرده بگوید نمیخواهم او را بگیرم *
{{verse|۲۵|۹|color=black}} آنگاه زن برادرش نزد وی آمده بحضور مشایخ کفش او را از پایش بکند و برویش آب دهن اندازد و در جواب گوید با کسی که خانهٔ برادر خـود را بنا نکنـد چنین کـرده شود *
{{verse|۲۵|۱۰|color=black}} و نام او در اسرائیل خانهٔ کفش کنـده خوانـده شـود *
{{verse|۲۵|۱۱|color=black}} و اگر دو شخص با یکدیگر منازعه نمایند و زن یکی پیش آید تا شوهر خود را از دست زنندهاش رها کند و دست خود را دراز کرده عورت او را بگیرد *
{{verse|۲۵|۱۲|color=black}} پس دست او را قطع<noinclude></noinclude>
0s9z4ydvwjk098nn8m9xb61gxvny78t
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۱
104
87775
286438
2026-06-15T16:11:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «کن و چشم تو بر او ترحم نکند * {{verse|۲۵|۱۳|color=black}} در کیسهٔ تو وزنههای مختلف بزرگ و کوچک نباشد * {{verse|۲۵|۱۴|color=black}} در خانهٔ تو کیلهای مختلفْ بزرگ و کوچک نباشد * {{verse|۲۵|۱۵|color=black}} تو را وزن صحیح و راست باشد و تو را کیل صحیح و راست باشد تا عمـرت در زمینـی...» ایجاد کرد
286438
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>کن و چشم تو بر او ترحم نکند *
{{verse|۲۵|۱۳|color=black}} در کیسهٔ تو وزنههای مختلف بزرگ و کوچک نباشد *
{{verse|۲۵|۱۴|color=black}} در خانهٔ تو کیلهای مختلفْ بزرگ و کوچک نباشد *
{{verse|۲۵|۱۵|color=black}} تو را وزن صحیح و راست باشد و تو را کیل صحیح و راست باشد تا عمـرت در زمینـی که یهُوَه خدایت بتو میدهد دراز شود *
{{verse|۲۵|۱۶|color=black}} زیرا هر که این کار کند یعنی هر که بیانصافی نماید نزد یهُوَه خدایت مکروه است *
{{verse|۲۵|۱۷|color=black}} بیاد آور آنچه عمالیق وقت بیرون آمدنت از مصـر در راه بتـو نمودند *
{{verse|۲۵|۱۸|color=black}} که چگونه تو را در راه مقابله کـرده همهٔ واماندگان را در عقب تـو از مؤخرت قطع نمودنـد در حالـی که تو ضعیف و وامانده بودی و از خـدا نترسیدنـد *
{{verse|۲۵|۱۹|color=black}} پس چـون یهُـوَه خدایت تـو را در زمینی که یهُـوَه خدایت تو را برای تصرفش نصیب میدهد از جمیع دشمنانت آرامی بخشد آنگاه ذکر عمالیـق را از زیر آسمان محو ساز و فراموش مکن *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و ششم}}}}
{{فصل|۲۶}}
{{verse|۲۶|۱|color=black}} و چون بزمینی که یهُوَه خدایت تو را نصیب میدهد داخل شدی و در آن تصرف نموده ساکن گردیدی *
{{verse|۲۶|۲|color=black}} آنگاه نوبر تمامی حاصل زمین را که از زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد جمع کرده باشی بگیر و آن را در سبد گذاشته بمکانی که یهُوَه خدایت برگزیند تا نام خود را در آن ساکن گرداند برو *
{{verse|۲۶|۳|color=black}} و نزد کاهنی که در آن روزها باشد رفته وی را بگو امروز برای یهُوَه خدایت اقرار میکنم که بزمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدران ما قسم خورد که بما بدهد داخل شدهام *
{{verse|۲۶|۴|color=black}} و کاهن سبد را از دستت گرفته پیش مذبح یهُوَه خدایت بگذارد *
{{verse|۲۶|۵|color=black}} پس تو بحضور یهُوَه خدای خود اقرار کرده بگو پدر من اَرامی آواره بود و با عددی قلیل بمصر فرود شده در آنجا غربت پذیرفت و در آنجا امتی بزرگ و عظیم و کثیر شد *
{{verse|۲۶|۶|color=black}} و مصریان با ما بدرفتاری نموده ما را ذلیل ساختند و بندگی سخت بر ما نهادند *
{{verse|۲۶|۷|color=black}} و چون نزد یهُوَه خدای پدران خود فریاد برآوردیم {{روخط|خداوند}} آواز ما را شنید و مشقت و محنت و تنگی ما را دید *
{{verse|۲۶|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ما را از مصر بدست قوی و بازوی افراشته و خوف عظیم و با آیات و معجزات بیرون آورد *
{{verse|۲۶|۹|color=black}} و ما را باین مکان درآورده این زمین را زمینی که بشیر و شهد جاری است بما بخشید *
{{verse|۲۶|۱۰|color=black}} و الا´ن اینک نوبر حاصل زمینی را که تو ای {{روخط|خداوند}} بمن دادی آوردهام پس آن را بحضور یهُوَه خدای خود بگذار و بحضور یهُوَه خدایت<noinclude></noinclude>
hnorddnxlbp8p6ozku8ile5zkpjeo83
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۲
104
87776
286439
2026-06-15T16:13:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «عبادت نما * {{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و تو با لاوی و غریبی که در میان تو باشد از تمامی نیکویی که یهُوَه خدایت بتو و بهخاندانت بخشیده است شادی خواهی نمود * {{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و در سال سوم که سال عشر است چون از گرفتن تمامی عشر محصول خود فارغ شدی آن را بلاوی و...» ایجاد کرد
286439
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عبادت نما *
{{verse|۲۶|۱۱|color=black}} و تو با لاوی و غریبی که در میان تو باشد از تمامی نیکویی که یهُوَه خدایت بتو و بهخاندانت بخشیده است شادی خواهی نمود *
{{verse|۲۶|۱۲|color=black}} و در سال سوم که سال عشر است چون از گرفتن تمامی عشر محصول خود فارغ شدی آن را بلاوی و غریب و یتیم و بیوهزن بده تا در اندرون دروازههای تو بخورند و سیر شوند *
{{verse|۲۶|۱۳|color=black}} و بحضور یهُوَه خدایت بگو موقوفات را از خانهٔ خود بیرون کردم و آنها را نیز بلاوی و غریب و یتیم و بیوهزن موافق تمامی اوامری که بمن امر فرمودی دادم و از اوامر تو تجاوز ننموده فراموش نکردم *
{{verse|۲۶|۱۴|color=black}} در ماتم خود از آنها نخوردم و در نجاستی از آنها صرف ننمودم و برای اموات از آنها ندادم بلکه بقول یهُوَه خدایم گوش داده موافق هر آنچه بمن امر فرمودی رفتار نمودم *
{{verse|۲۶|۱۵|color=black}} از مسکن مقدس خود از آسمان بنگر و قوم خود اسرائیل و زمینی را که بما دادی چنانکه برای پدران ما قسم خوردی زمینی که بشیر و شهد جاری است برکت بده *
{{verse|۲۶|۱۶|color=black}} امروز یهُوَه خدایت تو را امر میفرماید که این فرایض و احکام را بجا آوری پس آنها را بتمامی دل و تمامی جان خود نگاه داشته بجا آور *
{{verse|۲۶|۱۷|color=black}} امروز بیهُوَه اقرار نمودی که خدای توست و اینکه بطریقهای او سلوک خواهی نمود و فرایض و اوامر و احکام او را نگاه داشته آواز او را خواهی شنید *
{{verse|۲۶|۱۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} امروز بتو اقرار کرده است که تو قوم خاص او هستی چنانکه بتو وعده داده است و تا تمامی اوامر او را نگاه داری *
{{verse|۲۶|۱۹|color=black}} و تا تو را در ستایش و نام و اکراماز جمیع امتهائی که ساخته است بلند گرداند و تا برای یهُوَه خدایت قوم مقدس باشی چنانکه وعده داده است *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و هفتم}}}}
{{فصل|۲۷}}
{{verse|۲۷|۱|color=black}} و موسی و مشایخ اسرائیل قوم را امر فرموده گفتند تمامی اوامری را که من امروز بشما امر میفرمایم نگاه دارید *
{{verse|۲۷|۲|color=black}} و در روزی که از اردن بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد عبور کنید برای خود سنگهای بزرگ برپا کرده آنها را با گچ بمال *
{{verse|۲۷|۳|color=black}} و بر آنها تمامی کلمات این شریعت را بنویس هنگامی که عبور نمائی تا بزمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد داخل شوی زمینی که بشیر و شهد جاری است چنانکه یهُوَه خدای پدرانت بتو وعده داده است *
{{verse|۲۷|۴|color=black}} و چون از اردن عبور نمودی این سنگها را که امروز بشما<noinclude></noinclude>
t8lbs2lb6rknl77vakmja6ms0t4abbf
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۳
104
87777
286440
2026-06-15T16:20:40Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «امر میفرمایم در کوه عیبال برپا کرده آنها را با گچ بمال * {{verse|۲۷|۵|color=black}} و در آنجا مذبحی برای یهُوَه خدایت بنا کن و مذبح از سنگها باشد و آلت آهنین بر آنها بکار مبر * {{verse|۲۷|۶|color=black}} مذبح یهُوَه خدای خود را از سنگهای ناتراشیده بنا کن و قربانیهای س...» ایجاد کرد
286440
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>امر میفرمایم در کوه عیبال برپا کرده آنها را با گچ بمال *
{{verse|۲۷|۵|color=black}} و در آنجا مذبحی برای یهُوَه خدایت بنا کن و مذبح از سنگها باشد و آلت آهنین بر آنها بکار مبر *
{{verse|۲۷|۶|color=black}} مذبح یهُوَه خدای خود را از سنگهای ناتراشیده بنا کن و قربانیهای سوختنی برای یهُوَه خدایت بر آن بگذران *
{{verse|۲۷|۷|color=black}} و ذبایح سلامتی ذبح کرده در آنجا بخور و بحضور یهُوَه خدایت شادی نما *
{{verse|۲۷|۸|color=black}} و تمامی کلمات این شریعت را بر آن بخط روشن بنویس *
{{verse|۲۷|۹|color=black}} پس موسی و لاویان کهنه تمامی اسرائیل راخطاب کرده گفتند *
{{verse|۲۷|۱۰|color=black}} ای اسرائیل خاموش باش و بشنو امروز قوم یهُوَه خدایت شدی *
{{verse|۲۷|۱۱|color=black}} پس آواز یهُوَه خدایت را بشنو و اوامر و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آر و در آن روز موسی قوم را امر فرموده گفت *
{{verse|۲۷|۱۲|color=black}} چون از اردن عبور کردید اینان یعنی شمعون و لاوی و یهودا و یسّاکار و یوسف و بنیامین بر کوه جَرِزّیم بایستند تا قوم را برکت دهند *
{{verse|۲۷|۱۳|color=black}} و اینان یعنی رؤبین و جاد و اشیر و زبولون و دان و نفتالی بر کوه عیبال بایستند تا نفرین کنند *
{{verse|۲۷|۱۴|color=black}} و لاویان جمیع مردان اسرائیل را بآواز بلند خطاب کرده گویند *
{{verse|۲۷|۱۵|color=black}} ملعون باد کسی که صورت تراشیده یا ریخته شده از صنعت دست کارگر که نزد {{روخط|خداوند}} مکروه است بسازد و مخفی نگاه دارد و تمامی قوم در جواب بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۱۶|color=black}} ملعون باد کسی که با پدر و مادر خود بخِفَّت رفتار نماید و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۱۷|color=black}} ملعون باد کسی که حد همسایهٔ خود را تغییر دهد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۱۸|color=black}} ملعون باد کسی که نابینا را از راه منحرف سازد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۱۹|color=black}} ملعون باد کسی که داوری غریب و یتیم و بیوه را منحرف سازد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۰|color=black}} ملعون باد کسی که با زن پدر خود همبستر شود چونکه دامن پدر خود را کشف نمودهاست و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۱|color=black}} ملعون باد کسی که با هر قسم بهایمی بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۲|color=black}} ملعون باد کسی که با خواهر خویش چه دختر پدر و چه دختر مادر خویش بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۳|color=black}} ملعون باد کسی که با مادر زن خود بخوابد و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۴|color=black}} ملعون باد کسی که همسایهٔ خود را در پنهانی بزند و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۵|color=black}} ملعون باد کسی که رشوه گیرد تا خون بیگناهی ریخته شود و تمامی قوم بگویند آمین *
{{verse|۲۷|۲۶|color=black}} ملعون باد کسی که کلمات این شریعت را اثبات ننماید تا آنها را بجا نیاورد وتمامی قوم بگویند آمین *<noinclude></noinclude>
cnkgjxnacio2bgc7uvr2waq0jwloh7t
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۴
104
87778
286441
2026-06-15T16:21:17Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}} {{فصل|۲۸}} {{verse|۲۸|۱|color=black}} و اگر آواز یهُوَه خدای خود را بدقت بشنوی تا هوشیار شده تمامی اوامر او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری آنگاه یهُوَه خدایت تو را بر جمیع امتهای جهان بلند خواهد گردانید * {{verse|۲۸|۲|color=bla...» ایجاد کرد
286441
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و هشتم}}}}
{{فصل|۲۸}}
{{verse|۲۸|۱|color=black}} و اگر آواز یهُوَه خدای خود را بدقت بشنوی تا هوشیار شده تمامی اوامر او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری آنگاه یهُوَه خدایت تو را بر جمیع امتهای جهان بلند خواهد گردانید *
{{verse|۲۸|۲|color=black}} و تمامی این برکتها بتو خواهد رسید و تو را خواهد دریافت اگر آواز یهُوَه خدای خود را بشنوی *
{{verse|۲۸|۳|color=black}} در شهر مبارک و در صحرا مبارک خواهی بود *
{{verse|۲۸|۴|color=black}} میوهٔ بطن تو و میوهٔ زمین تو و میوهٔ بهایمت و بچههای گاو و برههای گلهٔ تو مبارک خواهند بود *
{{verse|۲۸|۵|color=black}} سبد و ظرفخمیر تو مبارک خواهد بود *
{{verse|۲۸|۶|color=black}} وقت درآمدنت مبارک و وقت بیـرون رفتنت مبـارک خواهـی بود *
{{verse|۲۸|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دشمنانت را که با تو مقاومت نمایند از حضور تو منهزم خواهد ساخت از یک راه بر تو خواهند آمد و از هفت راه پیش تو خواهند گریخت *
{{verse|۲۸|۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} در انبارهای تو و بهر چه دست خود را بآن دراز میکنی بر تو برکت خواهد فرمود و تو را در زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد مبارک خواهد ساخت *
{{verse|۲۸|۹|color=black}} و اگر اوامر یهُوَه خدای خود را نگاهداری و در طریقهای او سلوک نمائی {{روخط|خداوند}} تو را برای خود قوم مقدس خواهد گردانید چنانکه برای تـو قَسَم خورده است *
{{verse|۲۸|۱۰|color=black}} و جمیع امتهای زمیـن خواهنـد دیـد که نـام {{روخط|خداوند}} بر تـو خوانـده شـده است و از تو خواهند ترسید *
{{verse|۲۸|۱۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تـو را در میـوهٔ بطنت و ثمـرهٔ بهایمـت و محصـول زمینت در زمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدرانت قسم خورد که بتو بدهد بنیکویی خواهد افزود *
{{verse|۲۸|۱۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خزینهٔ نیکوی خود یعنی آسمان را برای تو خواهد گشود تا بارانِ زمیـن تـو را در موسمش ببارانـد و تـو را در جمیع اعمال دستت مبارک سازد و بامتهای بسیار قرض خواهی داد و تو قرض نخواهی گرفت *
{{verse|۲۸|۱۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تو را سر خواهد ساخت نه دم و بلند خواهی بود فقط نه پست اگر اوامر یهُوَه خدای خود را که من امروز بتو امر میفرمایم بشنوی و آنها را نگاه داشته بجا آوری *
{{verse|۲۸|۱۴|color=black}} و از همهٔ سخنانی که من امروز بتو امر میکنم بطرف راست یا چپ میل نکنی تا خدایان غیر را پیروی نموده آنهـا را عبادت کنـی *
{{verse|۲۸|۱۵|color=black}} و اما اگر آواز یهُوَه خدای خود را نشنوی تا هوشیار شده همهٔ اوامر و فرایض او را که من امروز بتو امر میفرمایم بجا آوری آنگاه جمیع این لعنتها بتو خواهد رسید و تو را خواهد<noinclude></noinclude>
rjv5a0ojp10cr9kqffs8a0ah3jkr5kp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۵
104
87779
286442
2026-06-15T16:21:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «دریافت * {{verse|۲۸|۱۶|color=black}} در شهر ملعون و در صحرا ملعون خواهی بود * {{verse|۲۸|۱۷|color=black}} سبد و ظرف خمیر تو ملعون خواهد بود * {{verse|۲۸|۱۸|color=black}} میوهٔ بطن تو و میوهٔ زمین تو و بچههای گاو و برههای گلهٔ تو ملعون خواهد بود * {{verse|۲۸|۱۹|color=black}} وقت درآمدنت ملع...» ایجاد کرد
286442
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>دریافت *
{{verse|۲۸|۱۶|color=black}} در شهر ملعون و در صحرا ملعون خواهی بود *
{{verse|۲۸|۱۷|color=black}} سبد و ظرف خمیر تو ملعون خواهد بود *
{{verse|۲۸|۱۸|color=black}} میوهٔ بطن تو و میوهٔ زمین تو و بچههای گاو و برههای گلهٔ تو ملعون خواهد بود *
{{verse|۲۸|۱۹|color=black}} وقت درآمدنت ملعون و وقت بیرون رفتنت ملعون خواهی بود *
{{verse|۲۸|۲۰|color=black}} و بهر چه دست خود را برای عمل نمودن دراز میکنی {{روخط|خداوند}} بر تو لعنت و اضطراب و سرزنش خواهد فرستاد تا بزودی هلاک و نابود شوی بسبب بدی کارهایت که بآنها مرا ترک کردهای *
{{verse|۲۸|۲۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} وبا را بر تو مُلْصَق خواهد ساخت تا تو را از زمینی که برای تصرفش بآن داخل میشوی هلاک سازد *
{{verse|۲۸|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تو را با سل و تب و التهاب و حرارت و شمشیر و باد سموم و یرقان خواهد زد و تو را تعاقب خواهند نمود تا هلاک شوی *
{{verse|۲۸|۲۳|color=black}} و فلک تو که بالای سر تو است مس خواهد شد و زمینی که زیر تو است آهن *
{{verse|۲۸|۲۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} باران زمینت را گرد و غبار خواهد ساخت که از آسمان بر تو نازل شود تا هلاک شوی *
{{verse|۲۸|۲۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تو را پیش روی دشمنانت منهزم خواهد ساخت از یک راه بر ایشان بیرون خواهی رفت و از هفت راه از حضور ایشان خواهی گریخت و در تمامی ممالک جهان بتلاطم خواهی افتاد *
{{verse|۲۸|۲۶|color=black}} و بدن شما برای همهٔ پرندگان هوا و بهایم زمین خوراک خواهد بود و هیچکس آنها را دور نخواهد کرد *
{{verse|۲۸|۲۷|color=black}} {{روخط|خداوند}} تورا بدُنبل مصر و خُراج و جَرَب و خارشی که تو از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت *
{{verse|۲۸|۲۸|color=black}} {{روخط|خداوند}} تو را بدیوانگی و نابینائی و پریشانی دل مبتلا خواهد ساخت *
{{verse|۲۸|۲۹|color=black}} و در وقت ظهر مثل کوری که در تاریکی لمس نماید کورانه راه خواهی رفت و در راههای خود کامیاب نخواهی شد بلکه در تمامی روزهایت مظلوم و غارتشده خواهی بود و نجاتدهندهای نخواهد بود *
{{verse|۲۸|۳۰|color=black}} زنی را نامزد خواهی کرد و دیگری با او خواهد خوابید خانهای بنا خواهی کرد و در آن ساکن نخواهی شد تاکستانی غرس خواهی نمود و میوهاش را نخواهی خورد *
{{verse|۲۸|۳۱|color=black}} گاوت در نظرت کشته شود و از آن نخواهی خورد الاغت پیش روی تو بغارت برده شود و باز بدست تو نخواهد آمد گوسفند تو بدشمنت داده میشود و برای تو رهانندهای نخواهد بود *
{{verse|۲۸|۳۲|color=black}} پسران و دخترانت بامت دیگر داده میشوند و چشمانت نگریسته از آرزوی ایشان تمامی روز کاهیده خواهد شد و در دست تو هیچ قوهای نخواهد بود *
{{verse|۲۸|۳۳|color=black}} میوهٔ زمینت و مشقت تو را امتی که نشناختهای خواهند خورد و همیشه فقط مظلوم<noinclude></noinclude>
l17okxhxjasf59be4jnaw4a28kqk14o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۶
104
87780
286443
2026-06-15T16:22:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و کوفتهشده خواهی بود * {{verse|۲۸|۳۴|color=black}} به حدی که از چیزهائی که چشمت میبیند دیوانه خواهی شد * {{verse|۲۸|۳۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} زانوها و ساقها و از کف پا تا فرق سر تو را بدنبل بد که از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت * {{verse|۲۸|۳۶|color=black}} {{روخط|خدا...» ایجاد کرد
286443
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و کوفتهشده خواهی بود *
{{verse|۲۸|۳۴|color=black}} به حدی که از چیزهائی که چشمت میبیند دیوانه خواهی شد *
{{verse|۲۸|۳۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} زانوها و ساقها و از کف پا تا فرق سر تو را بدنبل بد که از آن شفا نتوانی یافت مبتلا خواهد ساخت *
{{verse|۲۸|۳۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} تو را و پادشاهی را که بر خود نصب مینمائی بسوی امتی که تو و پدرانت نشناختهاید خواهد برد و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ عبادت خواهی کرد *
{{verse|۲۸|۳۷|color=black}} و در میان تمامی امتهائی که {{روخط|خداوند}} شما را بآنجا خواهد برد عبرت و مثل و سُخریه خواهی شد *
{{verse|۲۸|۳۸|color=black}} تخم بسیار بمزرعه خواهی برد و اندکی جمع خواهی کرد چونکه ملخ آن را خواهد خورد *
{{verse|۲۸|۳۹|color=black}} تاکستانها غرس نموده خدمت آنها را خواهی کرد اما شراب را نخواهی نوشید و انگور را نخواهی چید زیرا کرم آن را خواهد خورد *
{{verse|۲۸|۴۰|color=black}} تو را در تمامی حدودت درختان زیتون خواهد بود لکن خویشتن را بزیت تدهین نخواهی کرد زیرا زیتون تو نارس ریخته خواهد شد *
{{verse|۲۸|۴۱|color=black}} پسران و دختران خواهی آورد لیکن از آنِ تو نخواهند بود چونکه باسیری خواهند رفت *
{{verse|۲۸|۴۲|color=black}} تمامی درختانت و محصول زمینت را ملخ بتصرف خواهد آورد *
{{verse|۲۸|۴۳|color=black}} غریبی که در میان تو است بر تو بنهایت رفیع و برافراشته خواهد شد و تو بنهایت پست و متنزّل خواهی گردید *
{{verse|۲۸|۴۴|color=black}} او بتو قرض خواهد داد و تو باو قرض نخواهی داد او سر خواهد بود و تو دم خواهی بود *
{{verse|۲۸|۴۵|color=black}} و جمیع این لعنتها بتو خواهد رسید و تو را تعاقب نموده خواهد دریافت تا هلاک شوی از این جهت که قول یهُوَه خدایت را گوش ندادی تا اوامر و فرایضی را که بتو امر فرموده بود نگاه داری *
{{verse|۲۸|۴۶|color=black}} و تو را و ذریت تو را تا بابد آیت و شگفت خواهد بود *
{{verse|۲۸|۴۷|color=black}} از این جهت که یهُوَه خدای خود را بشادمانی و خوشی دل برای فراوانی همهٔ چیز عبادت ننمودی *
{{verse|۲۸|۴۸|color=black}} پس دشمنانت را که {{روخط|خداوند}} بر تو خواهد فرستاد در گرسنگی و تشنگی و برهنگی و احتیاج همهٔ چیز خدمت خواهی نمود و یوغ آهنین بر گردنت خواهد گذاشت تا تو را هلاک سازد *
{{verse|۲۸|۴۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} از دور یعنی از اقصای زمین امتی را که مثل عقاب میپرد بر تو خواهد آورد امتی که زبانش را نخواهی فهمید *
{{verse|۲۸|۵۰|color=black}} امتی مهیب صورت که طرف پیران را نگاه ندارد و بر جوانان ترحم ننماید *
{{verse|۲۸|۵۱|color=black}} و نتایج بهایم و محصول زمینت را بخورد تا هلاک شوی و برای تو نیز غله و شیره و روغن و بچههای گاو و برههای گوسفند را باقی نگذارد تا تو را هلاک سازد *
{{verse|۲۸|۵۲|color=black}} و تو را در تمامی دروازههایت محاصره کند تا دیوارههای بلند<noinclude></noinclude>
135meddtqvdtcl9qc5xs5efwqsbao5m
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۷
104
87781
286444
2026-06-15T16:24:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و حصین که بر آنها توکل داری در تمامی زمینت منهدم شود و تو را در تمامی دروازههایت در تمامی زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد محاصره خواهد نمود * {{verse|۲۸|۵۳|color=black}} و میوهٔ بطن خود یعنی گوشت پسران و دخترانت را که یهُوَه خدایت بتو میدهد در محاصره و تنگ...» ایجاد کرد
286444
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و حصین که بر آنها توکل داری در تمامی زمینت منهدم شود و تو را در تمامی دروازههایت در تمامی زمینی که یهُوَه خدایت بتو میدهد محاصره خواهد نمود *
{{verse|۲۸|۵۳|color=black}} و میوهٔ بطن خود یعنی گوشت پسران و دخترانت را که یهُوَه خدایت بتو میدهد در محاصره و تنگی که دشمنانت تو را بآن زبون خواهند ساخت خواهی خورد *
{{verse|۲۸|۵۴|color=black}} مردی که در میان شما نرم و بسیار متنعم است چشمش بر برادر خود و زن همآغوش خویش و بقیهٔ فرزندانش که باقی میمانند بد خواهد بود *
{{verse|۲۸|۵۵|color=black}} به حدی که باحدی از ایشان از گوشت پسران خود که میخورد نخواهد داد زیرا که در محاصره و تنگی که دشمنانت تو را در تمامی دروازههایت بآن زبون سازند چیزی برای او باقی نخواهد ماند *
{{verse|۲۸|۵۶|color=black}} و زنی که در میان شما نازک و متنعم است که بسبب تنعم و نازکی خود جرأت نمیکرد که کف پای خود را بزمین بگذارد چشم او بر شوهر همآغوش خود و پسر و دخترخویش بد خواهد بود *
{{verse|۲۸|۵۷|color=black}} و بر مَشیمِهای که از میان پایهای او درآید و بر اولادی که بزاید زیرا که آنها را بسبب احتیاج همهٔ چیز در محاصره و تنگی که دشمنانت در دروازههایت بآن تو را زبون سازند بپنهانی خواهد خورد *
{{verse|۲۸|۵۸|color=black}} اگر بعمل نمودن تمامی کلمات این شریعت که در این کتاب مکتوب است هوشیار نشوی و از این نام مجید و مهیب یعنی یهُوَه خدایت نترسی *
{{verse|۲۸|۵۹|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بلایای تو و بلایای اولاد تو را عجیب خواهد ساخت یعنی بلایای عظیم و مزمن و مرضهای سخت و مزمن *
{{verse|۲۸|۶۰|color=black}} و تمامی بیماریهای مصر را که از آنها میترسیدی بر تو باز خواهد آورد و بتو خواهد چسبید *
{{verse|۲۸|۶۱|color=black}} و نیز همهٔ مرضها و همهٔ بلایائی که در طومار این شریعت مکتوب نیست آنها را {{روخط|خداوند}} بر تو مستولی خواهد گردانید تا هلاک شوی *
{{verse|۲۸|۶۲|color=black}} و گروه قلیل خواهید ماند برعکس آن که مثل ستارگان آسمان کثیر بودید زیرا که آواز یهُوَه خدای خود را نشنیدید *
{{verse|۲۸|۶۳|color=black}} و واقع میشود چنانکه {{روخط|خداوند}} بر شما شادی نمود تا بشما احسان کرده شما را بیفزاید همچنین {{روخط|خداوند}} بر شما شادی خواهد نمود تا شما را هلاک و نابود گرداند و ریشه شما از زمینی که برای تصرفش در آن داخل میشوید کنده خواهد شد *
{{verse|۲۸|۶۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تو را در میان جمیع امتها از کران زمین تا کران دیگرش پراکنده سازد و در آنجا خدایان غیر را از چوب و سنگ که تو و پدرانت نشناختهاید عبادت خواهی کرد *
{{verse|۲۸|۶۵|color=black}} و در میان این امتها استراحت نخواهی یافت و برای کف پایت آرامی نخواهد بود و در آنجا<noinclude></noinclude>
fd9g1ehy4geov0oav5ec4ioc1uadowy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۸
104
87782
286445
2026-06-15T16:27:56Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یهُوَه تو را دل لرزان و کاهیدگی چشم و پژمردگی جان خواهد داد * {{verse|۲۸|۶۶|color=black}} و جان تو پیش رویت معلق خواهد بود و شب و روز ترسناک شده بجان خود اطمینان نخواهی داشت * {{verse|۲۸|۶۷|color=black}} بامدادان خواهی گفت کاش که شام میبود و شامگاهان خواهی گفت کاشکه...» ایجاد کرد
286445
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یهُوَه تو را دل لرزان و کاهیدگی چشم و پژمردگی جان خواهد داد *
{{verse|۲۸|۶۶|color=black}} و جان تو پیش رویت معلق خواهد بود و شب و روز ترسناک شده بجان خود اطمینان نخواهی داشت *
{{verse|۲۸|۶۷|color=black}} بامدادان خواهی گفت کاش که شام میبود و شامگاهان خواهی گفت کاشکه صبح میبود بسبب ترس دلت که بآن خواهی ترسید و بسبب رؤیت چشمت که خواهی دید *
{{verse|۲۸|۶۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} تو را در کشتیها از راهی که بتو گفتم آن را دیگر نخواهی دید بمصر باز خواهد آورد و خود را در آنجا بدشمنان خویش برای غلامی و کنیزی خواهید فروخت و مشتری نخواهد بود *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و نهم}}}}
{{فصل|۲۹}}
{{verse|۲۹|۱|color=black}} این است کلمات عهدی که {{روخط|خداوند}} در زمین موآب بموسی امر فرمود که با بنی اسرائیل ببندد سوای آن عهد که با ایشان در حوریب بسته بود *
{{verse|۲۹|۲|color=black}} و موسی تمامی اسرائیل را خطاب کرده بایشان گفت هر آنچه {{روخط|خداوند}} در زمین مصر با فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش عمل نمود شما دیدهاید *
{{verse|۲۹|۳|color=black}} تجربههای عظیم که چشمان تو دید و آیات و آن معجزات عظیم *
{{verse|۲۹|۴|color=black}} اما {{روخط|خداوند}} دلی را که بدانید و چشمانی را که ببینید و گوشهائی را که بشنوید تا امروز بشما نداده است *
{{verse|۲۹|۵|color=black}} و شما را چهل سال در بیابان رهبری نمودم که لباس شما مندرس نگردید و کفشها در پای شما پاره نشد *
{{verse|۲۹|۶|color=black}} نان نخورده و شراب و مسکرت ننوشیدهاید تا بدانید که من یهُوَه خدای شما هستم *
{{verse|۲۹|۷|color=black}} و چون باینجا رسیدید سیحون ملک حشبون و عوج ملک باشان بمقابلهٔ شما برای جنگ بیرون آمدند و آنها را مغلوب ساختیم *
{{verse|۲۹|۸|color=black}} و زمین ایشان را گرفته برؤبینیان و جادیان و نصف سبط منسی بملکیت دادیم *
{{verse|۲۹|۹|color=black}} پس کلمات این عهد را نگاه داشته بجا آورید تادر هر چه کنید کامیاب شوید *
{{verse|۲۹|۱۰|color=black}} امروز جمیع شما بحضور یهُوَه خدای خود حاضرید یعنی رؤسای شما و اسباط شما و مشایخ شما و سروران شما و جمیع مردان اسرائیل *
{{verse|۲۹|۱۱|color=black}} و اطفال و زنان شما و غریبی که در میان اردوی شماست از هیزمشکنان تا آبکشان شما *
{{verse|۲۹|۱۲|color=black}} تا در عهد یهُوَه خدایت و سوگند او که یهُوَه خدایت امروز با تو استوار میسازد داخل شوی *
{{verse|۲۹|۱۳|color=black}} تا تو را امروز برای خود قومی برقرار دارد و او خدای تو باشد چنانکه بتو گفته است و چنانکه برای پدرانت<noinclude></noinclude>
bbej2jr0g6datm6d412ph3vl89uqdo3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۲۹
104
87783
286446
2026-06-15T16:36:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده است * {{verse|۲۹|۱۴|color=black}} و من این عهد و این قسم را با شما تنها استوار نمینمایم * {{verse|۲۹|۱۵|color=black}} بلکه با آنانی که امروز با ما بحضور یهُوَه خدای ما در اینجا حاضرند و هم با آنانی که امروز در اینجا با ما حاضر نیستند *...» ایجاد کرد
286446
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده است *
{{verse|۲۹|۱۴|color=black}} و من این عهد و این قسم را با شما تنها استوار نمینمایم *
{{verse|۲۹|۱۵|color=black}} بلکه با آنانی که امروز با ما بحضور یهُوَه خدای ما در اینجا حاضرند و هم با آنانی که امروز در اینجا با ما حاضر نیستند *
{{verse|۲۹|۱۶|color=black}} زیرا شما میدانید که چگونه در زمین مصر سکونت داشتیم و چگونه از میان امتهائی که عبور نمودید گذشتیم *
{{verse|۲۹|۱۷|color=black}} و رجاسات و بتهای ایشان را از چوب و سنگ و نقره و طلا که در میان ایشان بود دیدید *
{{verse|۲۹|۱۸|color=black}} تا در میان شما مرد یا زن یا قبیله یا سبطی نباشد که دلش امروز از یهُوَه خدای ما منحرف گشته برود و خدایان این طوایف را عبادت نماید مبادا در میان شما ریشهای باشد که حنظل و افسنتین بار آورد *
{{verse|۲۹|۱۹|color=black}} و مبادا چون سخنان این لعنت را بشنود در دلش خویشتن را برکت داده گوید هر چند در سختی دل خود سلوک مینمایم تا سیراب و تشنه را با هم هلاک سازم مرا سلامتی خواهد بود *
{{verse|۲۹|۲۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} او را نخواهد آمرزید بلکه در آنوقت خشم و غیرت {{روخط|خداوند}} بر آن شخص دودافشان خواهد شد و تمامی لعنتی که در این کتاب مکتوب است بر آن کس نازل خواهد شد و {{روخط|خداوند}} نام او را از زیر آسمان محو خواهد ساخت *
{{verse|۲۹|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} او را از جمیع اسباط اسرائیل برای بدی جدا خواهد ساخت موافق جمیع لعنتهای عهدی که در این طومار شریعت مکتوب است *
{{verse|۲۹|۲۲|color=black}} و طبقهٔ آینده یعنی فرزندان شما که بعد از شما خواهند برخاست و غریبانی که از زمین دور میآیند خواهند گفت هنگامی که بلایای این زمین و بیماریهائی را که {{روخط|خداوند}} بآن میرساند ببینند *
{{verse|۲۹|۲۳|color=black}} و تمامی زمین آن را که کبریت و شوره و آتش شده نه کاشته میشود و نه حاصل میروید و هیچ علف در آن نمو نمیکند و مثل انقلاب سدوم و عموره و اَدمَه و صبوئیم که {{روخط|خداوند}} در غضب و خشم خود آنها را واژگون ساخت گشته است *
{{verse|۲۹|۲۴|color=black}} پس جمیع امتها خواهند گفت چرا {{روخط|خداوند}} با این زمین چنین کرده است و شدت این خشم عظیم از چه سبب است *
{{verse|۲۹|۲۵|color=black}} آنگاه خواهند گفت از این جهت که عهد یهُوَه خدای پدران خود را که بوقت بیرون آوردن ایشان از زمین مصر با ایشان بسته بود ترک کردند *
{{verse|۲۹|۲۶|color=black}} و رفته خدایان غیر را عبادت نموده بآنها سجده کردند خدایانی را که نشناخته بودند و قسمت ایشان نساخته بود *
{{verse|۲۹|۲۷|color=black}} پس خشم {{روخط|خداوند}} بر این زمین افروخته شده تمامی لعنت را که در این کتاب مکتوب است بر آن آورد *
{{verse|۲۹|۲۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ریشهٔ ایشان را بغضب و خشم و غیض عظیم از زمین<noinclude></noinclude>
ijrz0fvvnw93zgzjl5r2ab8davrcg66
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۰
104
87784
286447
2026-06-15T16:36:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ایشان کند و بزمین دیگر انداخت چنانکه امروز شده است * {{verse|۲۹|۲۹|color=black}} چیزهای مخفی از آن یهُوَهخدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا بابد از آن ما و فرزندان ما است تا جمیع کلمات این شریعت را بعمل آوریم * {{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}} {{فصل|۳۰}} {{verse|۳۰|۱|color=black}}...» ایجاد کرد
286447
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایشان کند و بزمین دیگر انداخت چنانکه امروز شده است *
{{verse|۲۹|۲۹|color=black}} چیزهای مخفی از آن یهُوَهخدای ماست و اما چیزهای مکشوف تا بابد از آن ما و فرزندان ما است تا جمیع کلمات این شریعت را بعمل آوریم *
{{وسط|{{روخط|باب سی ام}}}}
{{فصل|۳۰}}
{{verse|۳۰|۱|color=black}} و چون جمیع این چیزها یعنی برکت و لعنتی که پیش روی تو گذاشتم بر تو عارض شود و آنها را در میان جمیع امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بآنجا خواهد راند بیاد آوری *
{{verse|۳۰|۲|color=black}} و تو با فرزندانت با تمامی دل و تمامی جان خود بسوی یهُوَه خدایت بازگشت نموده قول او را موافق هر آنچه که من امروز بتو امر میفرمایم اطاعت نمائی *
{{verse|۳۰|۳|color=black}} آنگاه یهُوَه خدایت اسیری تو را برگردانیده بر تو ترحم خواهد کرد و رجوع کرده تو را از میان جمیع امتهائی که یهُوَه خدایت تو را بآنجا پراکنده کرده است جمع خواهد نمود *
{{verse|۳۰|۴|color=black}} اگر آوارگی تو تا کران آسمان بشود یهُوَه خدایت تو را از آنجا جمع خواهد کرد و تو را از آنجا خواهد آورد *
{{verse|۳۰|۵|color=black}} و یهُوَه خدایت تو را بزمینی که پدرانت مالک آن بودند خواهد آورد و مالک آن خواهی شد و بر تو احسان نموده تو را بیشتر از پدرانت خواهد افزود *
{{verse|۳۰|۶|color=black}} و یهُوَه خدایت دل تو و دل ذریت تو را مختون خواهد ساخت تا یهُوَه خدایت را بتمامی دل و تمامی جان خود دوست داشته زنده بمانی *
{{verse|۳۰|۷|color=black}} و یهُوَه خدایت جمیع این لعنتها را بر دشمنان و بر خصمانت که تو را آزردند نازل خواهد گردانید *
{{verse|۳۰|۸|color=black}} و تو بازگشت نموده قول {{روخط|خداوند}} را اطاعت خواهی کرد و جمیع اوامر اورا که من امروز بتو امر میفرمایم بجا خواهی آورد *
{{verse|۳۰|۹|color=black}} و یهُوَه خدایت تو را در تمامی اعمال دستت و در میوهٔ بطنت و نتایج بهایمت و محصول زمینت بنیکویی خواهد افزود زیرا {{روخط|خداوند}} بار دیگر بر تو برای نیکویی شادی خواهد کرد چنانکه بر پدران تو شادی نمود *
{{verse|۳۰|۱۰|color=black}} اگر آواز یهُوَه خدای خود را اطاعت نموده اوامر و فرایض او را که در طومار این شریعت مکتوب است نگاه داری و بسوی یهُوَه خدای خود با تمامی دل و تمامی جان بازگشت نمائی *
{{verse|۳۰|۱۱|color=black}} زیرا این حکمی که من امروز بتو امر میفرمایم برای تو مشکل نیست و از تو دور نیست *
{{verse|۳۰|۱۲|color=black}} نه در آسمان است تا بگویی کیست که بآسمان برای ما صعود کرده آن را نزد ما بیاورد و آن را بما بشنواند تا بعمل آوریم *
{{verse|۳۰|۱۳|color=black}} و نه آن طرف دریا<noinclude></noinclude>
2ybtzo3xdsltydk5jhmumh81ke10yie
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۱
104
87785
286448
2026-06-15T16:36:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که بگویی کیست که برای ما بآنطرف دریا عبور کرده آن را نزد ما بیاورد و بما بشنواند تا بعمل آوریم * {{verse|۳۰|۱۴|color=black}} بلکه این کلام بسیار نزدیک توست و در دهان و دل توست تا آن را بجا آوری * {{verse|۳۰|۱۵|color=black}} ببین امروز حیات و نیکویی و موت و بدی را پیش رو...» ایجاد کرد
286448
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که بگویی کیست که برای ما بآنطرف دریا عبور کرده آن را نزد ما بیاورد و بما بشنواند تا بعمل آوریم *
{{verse|۳۰|۱۴|color=black}} بلکه این کلام بسیار نزدیک توست و در دهان و دل توست تا آن را بجا آوری *
{{verse|۳۰|۱۵|color=black}} ببین امروز حیات و نیکویی و موت و بدی را پیش روی تو گذاشتم *
{{verse|۳۰|۱۶|color=black}} چونکه من امروز تو را امر میفرمایم که یهُوَه خدای خود را دوست بداری و در طریقهای او رفتار نمائی و اوامر و فرایض و احکام او را نگاه داری تا زنده مانده افزوده شوی و تا یهُوَه خدایت تو را در زمینی که برای تصرفش بآن داخل میشوی برکت دهد *
{{verse|۳۰|۱۷|color=black}} لیکن اگر دل تو برگردد و اطاعت ننمائی و فریفته شده خدایان غیر را سجده و عبادتنمائی *
{{verse|۳۰|۱۸|color=black}} پس امروز بشما اطلاع میدهم که البته هلاک خواهید شد و در زمینی که از اردن عبور میکنید تا در آن داخل شده تصرف نمایید عمر طویل نخواهید داشت *
{{verse|۳۰|۱۹|color=black}} امروز آسمان و زمین را بر شما شاهد میآورم که حیات و موت و برکت و لعنت را پیش روی تو گذاشتم پس حیات را برگزین تا تو با ذریتت زنده بمانی *
{{verse|۳۰|۲۰|color=black}} و تا یهُوَه خدای خود را دوست بداری و آواز او را بشنوی و باو ملصق شوی زیرا که او حیات تو و درازی عمر توست تا در زمینی که {{روخط|خداوند}} برای پدرانت ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورد که آن را بایشان بدهد ساکن شوی *
{{وسط|{{روخط|باب سی و یکم}}}}
{{فصل|۳۱}}
{{verse|۳۱|۱|color=black}} و موسی رفته این سخنان را بتمامی اسرائیل بیان کرد *
{{verse|۳۱|۲|color=black}} و بایشان گفت من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم و {{روخط|خداوند}} بمن گفته است که از این اردن عبور نخواهی کرد *
{{verse|۳۱|۳|color=black}} یهُوَه خدای تو خود بحضور تو عبور خواهد کرد و او این امتها را از حضور تو هلاک خواهد ساخت تا آنها را بتصرف آوری و یوشع نیز پیش روی تو عبور خواهد نمود چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته است *
{{verse|۳۱|۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} چنانکه بسیحون و عوج دو پادشاه اموریان که هلاک ساخت و بزمین ایشان عمل نمود باینها نیز رفتار خواهد کرد *
{{verse|۳۱|۵|color=black}} پس چون {{روخط|خداوند}} ایشان را بدست شما تسلیم کند شما با ایشان موافق تمامی حکمی که بشما امر فرمودم رفتار نمایید *
{{verse|۳۱|۶|color=black}} قوی و دلیر باشید و از ایشان ترسان و هراسان مباشید زیرا یهُوَهخدایت خود با تو میرود و تو را وا نخواهد گذاشت و ترک نخواهد نمود *
{{verse|۳۱|۷|color=black}} و موسی یوشع را خوانده در نظـر تمامی<noinclude></noinclude>
lj0qov6esyl9tqrh9ic0kufyh954xtl
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۲
104
87786
286449
2026-06-15T16:37:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اسرائیل باو گفت قوی و دلیر بـاش زیرا که تو با این قوم بزمینـی که {{روخط|خداوند}} برای پـدران ایشـان قسم خورد که بایشان بدهد داخل خواهی شد و تو آن را برای ایشـان تقسیم خواهی نمود * {{verse|۳۱|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خود پیش روی تو میرود او با تو خواهد...» ایجاد کرد
286449
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیل باو گفت قوی و دلیر بـاش زیرا که تو با این قوم بزمینـی که {{روخط|خداوند}} برای پـدران ایشـان قسم خورد که بایشان بدهد داخل خواهی شد و تو آن را برای ایشـان تقسیم خواهی نمود *
{{verse|۳۱|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خود پیش روی تو میرود او با تو خواهد بود و تو را وانخواهد گذاشت و ترک نخواهد نمود پس ترسان و هراسان مباش *
{{verse|۳۱|۹|color=black}} و موسی این تورات را نوشته آن را ببنیلاوی کَهَنه که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند و بجمیع مشایخ اسرائیل سپرد *
{{verse|۳۱|۱۰|color=black}} و موسی ایشان را امر فرموده گفت که در آخر هر هفت سال در وقتِ معینِ سالِ انفکاک در عید خیمهها *
{{verse|۳۱|۱۱|color=black}} چون جمیع اسرائیل بیایند تا بحضور یهُوَه خدای تو در مکانی که او برگزیند حاضر شوند آنگاه این تورات را پیش جمیع اسرائیل در سمع ایشان بخوان *
{{verse|۳۱|۱۲|color=black}} قوم را از مردان و زنان و اطفال و غریبانی که در دروازههای تو باشند جمع کن تا بشنوند و تعلیم یافته از یهُوَه خدای شما بترسند و بعمل نمودن جمیع سخنان این تورات هوشیار باشند *
{{verse|۳۱|۱۳|color=black}} و تا پسران ایشان که ندانستهاند بشنوند و تعلیم یابند تا مادامی که شما بر زمینی که برای تصرفش از اردن عبور میکنید زنده باشید از یهُوَه خدای شما بترسند *
{{verse|۳۱|۱۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت اینک ایام مردن تو نزدیک است یوشع را طلب نما و در خیمهٔ اجتماع حاضر شوید تا او را وصیت نمایم پس موسی و یوشع رفته در خیمهٔ اجتماع حاضر شدند *
{{verse|۳۱|۱۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در ستون ابر در خیمه ظاهر شد و ستون ابر بر در خیمه ایستاد *
{{verse|۳۱|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بموسی گفت اینک با پدران خود میخوابی و این قوم برخاسته در پی خدایان بیگانهٔ زمینی که ایشان بآنجا در میان آنها میروند زنا خواهند کرد و مرا ترک کرده عهدی را که با ایشان بستم خواهند شکست *
{{verse|۳۱|۱۷|color=black}} و در آن روز خشم من بر ایشان مشتعل شده ایشان را ترک خواهم نمود و روی خود را از ایشان پنهان کرده تلف خواهند شد و بدیها و تنگیهای بسیار بایشان خواهد رسید بحدی که در آن روز خواهند گفت آیا این بدیها بما نرسید از این جهت که خدای ما در میان ما نیست *
{{verse|۳۱|۱۸|color=black}} و بسبب تمامی بدی که کردهاند که بسوی خدایان غیر برگشتهاند من در آن روز البته روی خود را پنهان خواهم کرد *
{{verse|۳۱|۱۹|color=black}} پس الا´ن این سرود را برای خود بنویسید و تو آن را ببنی اسرائیل تعلیم داده آن را در دهان ایشان بگذار تا این سرود برای من بر بنی اسرائیل شاهد باشد *
{{verse|۳۱|۲۰|color=black}} زیرا چون ایشان را بزمینی که برای پدران ایشان قسم خورده بودم که بشیر و شهد<noinclude></noinclude>
gp69vqz75g1mu8kmnxktrwupf4pfbtv
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۳
104
87787
286450
2026-06-15T16:37:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «جاری است درآورده باشم و چون ایشان خورده و سیر شده و فربه گشته باشند آنگاه ایشان بسوی خدایان غیر برگشته آنها را عبادت خواهند نمود و مرا اهانت کرده عهد مرا خواهند شکست * {{verse|۳۱|۲۱|color=black}} و چونبدیها و تنگیهای بسیار بر ایشان عارض شده باشد آنگاه این...» ایجاد کرد
286450
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جاری است درآورده باشم و چون ایشان خورده و سیر شده و فربه گشته باشند آنگاه ایشان بسوی خدایان غیر برگشته آنها را عبادت خواهند نمود و مرا اهانت کرده عهد مرا خواهند شکست *
{{verse|۳۱|۲۱|color=black}} و چونبدیها و تنگیهای بسیار بر ایشان عارض شده باشد آنگاه این سرود مثل شاهد پیش روی ایشان شهادت خواهد داد زیرا که از دهان ذریت ایشان فراموش نخواهد شد زیرا خیالات ایشان را نیز که امروز دارند میدانم قبل از آن که ایشان را بزمینی که دربارهٔ آن قسم خوردم درآورم *
{{verse|۳۱|۲۲|color=black}} پس موسی این سرود را در همان روز نوشته ببنی اسرائیل تعلیم داد *
{{verse|۳۱|۲۳|color=black}} و یوشع بننون را وصیت نموده گفت قوی و دلیر باش زیرا که تو بنی اسرائیل را بزمینی که برای ایشان قسم خوردم داخل خواهی ساخت و من با تو خواهم بود *
{{verse|۳۱|۲۴|color=black}} و واقع شد که چون موسی نوشتن کلمات این تورات را در کتاب تماماً بانجام رسانید *
{{verse|۳۱|۲۵|color=black}} موسی بلاویانی که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند وصیت کرده گفت *
{{verse|۳۱|۲۶|color=black}} این کتاب تورات را بگیرید و آن را در پهلوی تابوت عهد یهُوَه خدای خود بگذارید تا در آنجا برای شما شاهد باشد *
{{verse|۳۱|۲۷|color=black}} زیرا که من تمرد و گردنکشی شما را میدانم اینک امروز که من هنوز با شما زنده هستم بر {{روخط|خداوند}} فتنه انگیختهاید پس چند مرتبه زیاده بعد از وفات من *
{{verse|۳۱|۲۸|color=black}} جمیع مشایخ اسباط و سروران خود را نزد من جمع کنید تا این سخنان را در گوش ایشان بگویم و آسمان و زمین را بر ایشان شاهد بگیرم *
{{verse|۳۱|۲۹|color=black}} زیرا میدانم که بعد از وفات من خویشتن را بالکلّ فاسد گردانیده از طریقی که بشما امر فرمودم خواهید برگشت و در روزهای آخر بدی بر شما عارض خواهد شد زیرا که آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} بد است خواهید کرد و از اعمال دست خود خشم {{روخط|خداوند}} را بههیجان خواهید آورد *
{{verse|۳۱|۳۰|color=black}} پس موسی کلمات این سرود را در گوش تمامی جماعت اسرائیل تماماً گفت *
{{وسط|{{روخط|باب سی و دوم}}}}
{{فصل|۳۲}}
{{verse|۳۲|۱|color=black}} ای آسمان گوش بگیر تا بگویمو زمین سخنان دهانم را بشنود *
{{verse|۳۲|۲|color=black}} تعلیم من مثل باران خواهد بارید و کلام من مثل شبنم خواهد ریخت مثل قطرههای باران بر سبزهٔ تازه و مثل بارشها بر نباتات *
{{verse|۳۲|۳|color=black}} زیرا که نام یهُوَه را ندا خواهم کرد خدای ما را بعظمت وصف نمایید *
{{verse|۳۲|۴|color=black}} او صخره است و اعمال او کامل زیرا همهٔ طریقهای<noinclude></noinclude>
m0p7untjud63gkq0x9kmrv331872o0o
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۴
104
87788
286451
2026-06-15T16:38:43Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «او انصاف است خدای امین و از ظلم مبرا عادل و راست است او * {{verse|۳۲|۵|color=black}} ایشان خود را فاسد نموده فرزندان او نیستند بلکه عیب ایشانند طبقهٔ کج و متمردند * {{verse|۳۲|۶|color=black}} آیا {{روخط|خداوند}} را چنین مکافات میدهید ای قوم احمق و غیر حکیم آیا او پدر و...» ایجاد کرد
286451
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>او انصاف است خدای امین و از ظلم مبرا عادل و راست است او *
{{verse|۳۲|۵|color=black}} ایشان خود را فاسد نموده فرزندان او نیستند بلکه عیب ایشانند طبقهٔ کج و متمردند *
{{verse|۳۲|۶|color=black}} آیا {{روخط|خداوند}} را چنین مکافات میدهید ای قوم احمق و غیر حکیم آیا او پدر و مالک تو نیست او تو را آفرید و استوار نمود *
{{verse|۳۲|۷|color=black}} ایام قدیم را بیاد آور در سالهای دهر بدهر تأمل نما از پدر خود بپرس تا تو را آگاه سازد و از مشایخ خویش تا تو را اطلاع دهند *
{{verse|۳۲|۸|color=black}} چون حضرت اعلی بامتها نصیب ایشان را داد و بنیآدم را منتشر ساخت آنگاه حدود امتها را قرار داد برحسب شمارهٔ بنی اسرائیل *
{{verse|۳۲|۹|color=black}} زیرا که نصیب یهُوَه قوم وی است و یعقوب قرعهٔ میراث اوست *
{{verse|۳۲|۱۰|color=black}} او را در زمین ویران یافت و در بیابان خراب و هولناک او را احاطه کرده منظور داشت و او رامثل مردمک چشم خود محافظت نمود *
{{verse|۳۲|۱۱|color=black}} مثل عقابی که آشیانهٔ خود را حرکت دهد و بچههای خود را فرو گیرد و بالهای خود را پهن کرده آنها را بردارد و آنها را بر پرهای خود ببرد *
{{verse|۳۲|۱۲|color=black}} همچنین {{روخط|خداوند}} تنها او را رهبری نمود و هیچ خدای بیگانه با وی نبود *
{{verse|۳۲|۱۳|color=black}} او را بر بلندیهای زمین سوار کرد تا از محصولات زمین بخورد و شهد را از صخره باو داد تا مکید و روغن را از سنگ خارا *
{{verse|۳۲|۱۴|color=black}} کرهٔ گاوان و شیر گوسفندان را با پیه برهها و قوچها را از جنس باشان و بزها و پیه گُردههای گندم را و شراب از عصیر انگور نوشیدی *
{{verse|۳۲|۱۵|color=black}} لیکن یشُّورون فربه شده لگد زد تو فربه و تنومند و چاقشدهای پس خدائی را که او را آفریده بود ترک کرد و صخرهٔ نجات خود را حقیر شمرد *
{{verse|۳۲|۱۶|color=black}} او را بخدایان غریب بغیرت آوردند و خشم او را برجاسات جنبش دادند *
{{verse|۳۲|۱۷|color=black}} برای دیوهائی که خدایان نبودند قربانی گذرانیدند برای خدایانی که نشناخته بودند برای خدایان جدید که تازه بوجود آمده و پدران ایشان از آنها نترسیده بودند *
{{verse|۳۲|۱۸|color=black}} و بصخرهای که تو را تولید نمود اعتنا ننمودی و خدای آفرینندهٔ خود را فراموش کردی *
{{verse|۳۲|۱۹|color=black}} چون یهُوَه این را دید ایشان را مکروه داشت چونکه پسران و دخترانش خشم او را بهیجان آوردند *
{{verse|۳۲|۲۰|color=black}} پس گفت روی خود را از ایشان خواهم پوشید تا ببینم که عاقبت ایشان چه خواهد بودزیرا طبقهٔ بسیار گردنکشند و فرزندانی که امانتی در ایشان نیست *
{{verse|۳۲|۲۱|color=black}} ایشان مرا بآنچه خدا نیست بغیرت آوردند و باباطیل خود مرا خشمناک گردانیدند و من ایشان را بآنچه قوم<noinclude></noinclude>
4ywdadf7ynhzd8j3h6a6u7grcd8nt6b
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۵
104
87789
286452
2026-06-15T16:39:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نیست بغیرت خواهم آورد و بامت باطل ایشان را خشمناک خواهم ساخت * {{verse|۳۲|۲۲|color=black}} زیرا آتشی در غضب من افروخته شده و تا هاویهٔ پایینترین شعلهور شده است و زمین را با حاصلش میسوزاند و اساس کوهها را آتش خواهد زد * {{verse|۳۲|۲۳|color=black}} بر ایشان بلایا را جم...» ایجاد کرد
286452
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نیست بغیرت خواهم آورد و بامت باطل ایشان را خشمناک خواهم ساخت *
{{verse|۳۲|۲۲|color=black}} زیرا آتشی در غضب من افروخته شده و تا هاویهٔ پایینترین شعلهور شده است و زمین را با حاصلش میسوزاند و اساس کوهها را آتش خواهد زد *
{{verse|۳۲|۲۳|color=black}} بر ایشان بلایا را جمع خواهم کرد و تیرهای خود را تماماً بر ایشان صرف خواهم نمود *
{{verse|۳۲|۲۴|color=black}} از گرسنگی کاهیده و از آتش تب و از وبای تلخ تلف میشوند و دندانهای وحوش را بایشان خواهم فرستاد با زهر خزندگان زمین *
{{verse|۳۲|۲۵|color=black}} شمشیر از بیرون و دهشت از اندرون ایشان را بیاولاد خواهد ساخت هم جوان و هم دوشیزه را شیرخواره را با ریشسفید هلاک خواهد کرد *
{{verse|۳۲|۲۶|color=black}} میگفتم ایشان را پراکنده کنم و ذکر ایشان را از میان مردم باطل سازم *
{{verse|۳۲|۲۷|color=black}} اگر از کینهٔ دشمن نمیترسیدم که مبادا مخالفان ایشان برعکس آن فکر کنند و بگویند دست ما بلند شده و یهُوَه همهٔ این را نکرده است *
{{verse|۳۲|۲۸|color=black}} زیرا که ایشان قومِ گمْ کرده تدبیر هستند و در ایشان بصیرتی نیست *
{{verse|۳۲|۲۹|color=black}} کاش که حکیم بوده این را میفهمیدید و در عاقبت خود تأمل مینمودند *
{{verse|۳۲|۳۰|color=black}} چگونه یک نفر هزار را تعاقب میکرد و دو نفر دههزار را منهزم میساختند اگر صخرهٔ ایشانایشان را نفروخته و {{روخط|خداوند}} ایشان را تسلیم ننموده بود *
{{verse|۳۲|۳۱|color=black}} زیرا که صخرهٔ ایشان مثل صخرهٔ ما نیست اگرچه هم دشمنان ما خود حَکَم باشند *
{{verse|۳۲|۳۲|color=black}} زیرا که مُوِ ایشان از موهای سدوم است و از تاکستانهای عموره انگورهای ایشان انگورهای حنظل است و خوشههای ایشان تلخ است *
{{verse|۳۲|۳۳|color=black}} شراب ایشان زهر اژدرهاست و سم قاتل افعی *
{{verse|۳۲|۳۴|color=black}} آیا این نزد من مکنون نیست و در خزانههای من مختوم نی *
{{verse|۳۲|۳۵|color=black}} انتقام و جزا از آن من است هنگامی که پایهای ایشان بلغزد زیرا که روز هلاکت ایشان نزدیک است و قضای ایشان میشتابد *
{{verse|۳۲|۳۶|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} قوم خود را داوری خواهد نمود و بر بندگان خویش شفقت خواهد کرد چون میبیند که قوت ایشان نابود شده و هیچکس چه غلام و چه آزاد باقی نیست *
{{verse|۳۲|۳۷|color=black}} و خواهد گفت خدایان ایشان کجایند و صخرهای که بر آن اعتماد میداشتند *
{{verse|۳۲|۳۸|color=black}} که پیه قربانیهای ایشان را میخوردند و شراب هدایای ریختنی ایشان را مینوشیدند آنها برخاسته شما را امداد کنند و برای شما ملجأ باشند *
{{verse|۳۲|۳۹|color=black}} الا´ن ببینید که من خود او هستم و با من خدای دیگری نیست من میمیرانم و زنده میکنم مجروح میکنم و شفا میدهم و از دست من رهانندهای نیست *<noinclude></noinclude>
2s9u083mn9ipcarm29v2j3gu48pi4d7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۶
104
87790
286453
2026-06-15T16:40:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳۲|۴۰|color=black}} زیرا که دست خود را بآسمان برمیافرازم و میگویم که من تا ابدالا´باد زنده هستم * {{verse|۳۲|۴۱|color=black}} اگر شمشیرِ براق خود را تیز کنم و قصاص را بدست خود گیرم آنگاه از دشمنان خود انتقام خواهم کشید و بخصمان خود مکافات خواهم رسانید * {{verse|...» ایجاد کرد
286453
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳۲|۴۰|color=black}} زیرا که دست خود را بآسمان برمیافرازم و میگویم که من تا ابدالا´باد زنده هستم *
{{verse|۳۲|۴۱|color=black}} اگر شمشیرِ براق خود را تیز کنم و قصاص را بدست خود گیرم آنگاه از دشمنان خود انتقام خواهم کشید و بخصمان خود مکافات خواهم رسانید *
{{verse|۳۲|۴۲|color=black}} تیرهای خود را از خون مست خواهم ساخت و شمشیر من گوشت را خواهد خورد از خون کشتگان و اسیران با رؤسای سروران دشمن *
{{verse|۳۲|۴۳|color=black}} ای امتها با قوم او آواز شادمانی دهید زیرا انتقام خون بندگان خود را گرفته است و از دشمنان خود انتقام کشیده و برای زمین خود و قوم خویش کفاره نموده است *
{{verse|۳۲|۴۴|color=black}} و موسی آمده تمامی سخنان این سرود را بسمع قوم رسانید او و یوشع بننون *
{{verse|۳۲|۴۵|color=black}} و چون موسی از گفتن همهٔ این سخنان بتمامی اسرائیل فارغ شد *
{{verse|۳۲|۴۶|color=black}} به ایشان گفت دل خود را بهمهٔ سخنانی که من امروز بشما شهادت میدهم مشغول سازید تا فرزندان خود را حکم دهید که متوجه شده تمامی کلمات این تورات را بعمل آورند *
{{verse|۳۲|۴۷|color=black}} زیرا که این برای شما امر باطل نیست بلکه حیات شماست و بواسطهٔ این امر عمر خود را در زمینی که شما برای تصرفش از اردن بآنجا عبور میکنید طویل خواهید ساخت *
{{verse|۳۲|۴۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} در همان روز موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۳۲|۴۹|color=black}} باین کوه عباریم یعنی جبلنبو که در زمین موآب در مقابل اریحاست برآی و زمین کنعان را که من آن را ببنی اسرائیل بملکیت میدهم ملاحظه کن *
{{verse|۳۲|۵۰|color=black}} و تو در کوهی کهبه آن برمیآیی وفات کرده بقوم خود ملحق شو چنانکه برادرت هارون در کوه هور مرد و بقوم خود ملحق شد *
{{verse|۳۲|۵۱|color=black}} زیرا که شما در میان بنی اسرائیل نزد آب مریبا قادش در بیابان سین بمن تقصیر نمودید چون که مرا در میان بنی اسرائیل تقدیس نکردید *
{{verse|۳۲|۵۲|color=black}} پس زمین را پیش روی خود خواهی دید لیکن بآنجا بزمینی که ببنی اسرائیل میدهم داخل نخواهی شد *
{{وسط|{{روخط|باب سی و سوم}}}}
{{فصل|۳۳}}
{{verse|۳۳|۱|color=black}} و این است برکتی که موسی مرد خداقبل از وفاتش ببنی اسرائیل برکت داده *
{{verse|۳۳|۲|color=black}} گفت یهُوَه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد *
{{verse|۳۳|۳|color=black}} به درستی که قوم خود را دوست میدارد و جمیع مقدسانش<noinclude></noinclude>
hgrfu9t1ubuwf2u6ylr561j2ns61x8n
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۷
104
87791
286454
2026-06-15T16:42:09Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «در دست تو هستند و نزد پایهای تو نشسته هر یکی از کلام تو بهرهمند میشوند * {{verse|۳۳|۴|color=black}} موسی برای ما شریعتی امر فرمود که میراث جماعت یعقوب است * {{verse|۳۳|۵|color=black}} و او در یشّورون پادشاه بود هنگامی که رؤسای قوم اسباط اسرائیل با هم جمع شدند * {{verse|۳۳...» ایجاد کرد
286454
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>در دست تو هستند و نزد پایهای تو نشسته هر یکی از کلام تو بهرهمند میشوند *
{{verse|۳۳|۴|color=black}} موسی برای ما شریعتی امر فرمود که میراث جماعت یعقوب است *
{{verse|۳۳|۵|color=black}} و او در یشّورون پادشاه بود هنگامی که رؤسای قوم اسباط اسرائیل با هم جمع شدند *
{{verse|۳۳|۶|color=black}} رؤبین زنده بماند و نمیرد و مردان او در شماره کم نباشند *
{{verse|۳۳|۷|color=black}} و این است دربارهٔ یهودا که گفت ای {{روخط|خداوند}} آواز یهودا را بشنو و او را بقوم خودش برسان بدستهای خود برای خویشتن جنگ میکند و تو از دشمنانش معاون میباشی *
{{verse|۳۳|۸|color=black}} و دربارهٔ لاوی گفت تمیم و اوریم تو نزد مرد مقدس توست که او را در مسّا امتحاننمودی و با او نزد آب مریبا منازعت کردی *
{{verse|۳۳|۹|color=black}} که دربارهٔ پدر و مادر خود گفت که ایشان را ندیدهام و برادران خود را نشناخت و پسران خود را ندانست زیرا که کلام تو را نگاه میداشتند و عهد تو را محافظت مینمودند *
{{verse|۳۳|۱۰|color=black}} احکام تو را بیعقوب تعلیم خواهند داد و شریعت تو را باسرائیل بخور بحضور تو خواهند آورد و قربانیهای سوختنی بر مذبح تو *
{{verse|۳۳|۱۱|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} اموال او را برکت بده و اعمال دستهای او را قبول فرما کمرهای مقاومتکنندگانش را بشکن کمرهای خصمان او را که دیگر برنخیزند *
{{verse|۳۳|۱۲|color=black}} و دربارهٔ بنیامین گفت حبیب {{روخط|خداوند}} نزد وی ایمن ساکن میشود تمامی روز او را مستور میسازد و در میان کتفهایش ساکن میشود *
{{verse|۳۳|۱۳|color=black}} و دربارهٔ یوسف گفت زمینش از {{روخط|خداوند}} مبارک باد از نفایس آسمان و از شبنم و از لجهها که در زیرش مقیم است *
{{verse|۳۳|۱۴|color=black}} از نفایس محصولات آفتاب و از نفایس نباتات ماه *
{{verse|۳۳|۱۵|color=black}} از فخرهای کوههای قدیم و از نفایس تلهای جاودانی *
{{verse|۳۳|۱۶|color=black}} از نفایس زمین و پری آن و از رضامندی او که در بوته ساکن بود برکت بر سر یوسف برسد و بر فرق سر آنکه از برادران خود ممتاز گردید *
{{verse|۳۳|۱۷|color=black}} جاه او مثل نخستزادهٔ گاوش باشد و شاخهایش مثل شاخهای گاو وحشی با آنها امتها را جمیعاً تا باقصای زمین خواهد زد و اینانند دههزارهای افرایم و هزارهای مَنَسّی *
{{verse|۳۳|۱۸|color=black}} و دربارهٔ زبولون گفت ای زبولون در بیرون رفتنت شاد باش و تو ای یسّاکار در خیمههای خویش *
{{verse|۳۳|۱۹|color=black}} قومها را بکوه دعوت خواهند نمود در آنجا قربانیهای عدالت را خواهند گذرانیدزیرا که فراوانی دریا را خواهند مکید و خزانههای مخفی ریگ را *
{{verse|۳۳|۲۰|color=black}} و دربـارهٔ جـاد گفت متبـارک باد آنکه جـاد را<noinclude></noinclude>
1rk00zie2gvo09f22kyba4shsduog06
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۸
104
87792
286455
2026-06-15T16:42:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «وسیع گرداند مثل شیرماده ساکن باشد و بازو و فرق را نیز میدرد * {{verse|۳۳|۲۱|color=black}} و حصّه بهترین را برای خـود نگاه دارد زیرا که در آنجا نصیب حاکم محفوظ است و با رؤسای قوم میآید و عدالت {{روخط|خداوند}} و احکامش را با اسرائیل بجا میآورد * {{verse|۳۳|۲۲|color=blac...» ایجاد کرد
286455
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>وسیع گرداند مثل شیرماده ساکن باشد و بازو و فرق را نیز میدرد *
{{verse|۳۳|۲۱|color=black}} و حصّه بهترین را برای خـود نگاه دارد زیرا که در آنجا نصیب حاکم محفوظ است و با رؤسای قوم میآید و عدالت {{روخط|خداوند}} و احکامش را با اسرائیل بجا میآورد *
{{verse|۳۳|۲۲|color=black}} و دربارهٔ دان گفت دان بچهٔ شیر است که از باشان میجهد *
{{verse|۳۳|۲۳|color=black}} و دربارهٔ نفتالی گفت ای نفتالی از رضامندی {{روخط|خداوند}} سیر شو و از برکت او مملو گردیده مغرب و جنوب را بتصرف آور *
{{verse|۳۳|۲۴|color=black}} و دربارهٔ اشیر گفت اشیر از فرزندان مبارک شود و نزد برادران خود مقبول شده پای خود را بروغن فرو برد *
{{verse|۳۳|۲۵|color=black}} نعلین تو از آهن و برنج است و مثل روزهایت همچنان قوّت تو خواهد بود *
{{verse|۳۳|۲۶|color=black}} ای یشورون مثل خدا کسی نیست که برای مدد تو بر آسمانها سوار شود و در کبریای خود برافلاک *
{{verse|۳۳|۲۷|color=black}} خدای ازلی مسکن توست و در زیر تو بازوهای جاودانی است و دشمن را از حضور تو اخراج کرده میگوید هلاک کن *
{{verse|۳۳|۲۸|color=black}} پس اسرائیل در امنیت ساکن خواهد شد و چشمهٔ یعقوب بتنهائی در زمینی که پر از غله و شیره باشد و آسمان آن شبنم میریزد *
{{verse|۳۳|۲۹|color=black}} خوشابه حال تو ای اسرائیـل کیست ماننـد تو ای قومی که از {{روخط|خداوند}} نجات یافتهاید که او سپر نصرت تو و شمشیر جاه توست و دشمنانت مطیع توخواهند شد و تو بلندیهای ایشان را پایمال خواهی نمود *
{{وسط|{{روخط|باب سی و چهارم}}}}
{{فصل|۳۴}}
{{verse|۳۴|۱|color=black}} و موسی از عربات موآب بکوه نبو بر قلهٔ فسجه که در مقابل اریحاست برآمد و {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را از جلعاد تا دان باو نشان داد *
{{verse|۳۴|۲|color=black}} و تمامی نفتالی و زمین افرایم و منسی و تمامی زمین یهودا را تا دریای مغربی *
{{verse|۳۴|۳|color=black}} و جنوب را و میدان درهٔ اریحا را که شهر نخلستان است تا صوغر *
{{verse|۳۴|۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} وی را گفت این است زمینی که برای ابراهیم و اسحاق و یعقوب قسم خورده گفتم که این را بذریت تو خواهم داد تو را اجازت دادم که بچشم خود آن را ببینی لیکن بآنجا عبور نخواهی کرد *
{{verse|۳۴|۵|color=black}} پس موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} در آنجا بزمین موآب برحسب قول {{روخط|خداوند}} مرد *
{{verse|۳۴|۶|color=black}} و او را در زمین موآب در مقابل بیتفعور در دره دفن کرد و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است *
{{verse|۳۴|۷|color=black}} و موسی چون وفات یافت صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار<noinclude></noinclude>
euvncn4rl9n6qvvyocvxxvg0ptcvjdb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۳۹
104
87793
286456
2026-06-15T16:42:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و نه قوتش کم شده بود * {{verse|۳۴|۸|color=black}} و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند پس روزهای ماتم و نوحهگری برای موسی سپری گشت * {{verse|۳۴|۹|color=black}} و یوشع بننون از روح حکمت مملو بود چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل...» ایجاد کرد
286456
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نه قوتش کم شده بود *
{{verse|۳۴|۸|color=black}} و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند پس روزهای ماتم و نوحهگری برای موسی سپری گشت *
{{verse|۳۴|۹|color=black}} و یوشع بننون از روح حکمت مملو بود چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و برحسب آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود عمل کردند *
{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} و نبـیای مثـل موسی تا بحـال در اسرائیلبرنخاسته است که {{روخط|خداوند}} او را روبرو شناخته باشد *
{{verse|۳۴|۱۱|color=black}} در جمیع آیات و معجزاتی که {{روخط|خداوند}} او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر بفرعون وجمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید *
{{verse|۳۴|۱۲|color=black}} و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همهٔ اسرائیل نمود *<noinclude></noinclude>
m36c1y7irvg6xtiou2dv4qw1dhjzo13
286457
286456
2026-06-15T16:43:10Z
Hanooz
17889
286457
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نه قوتش کم شده بود *
{{verse|۳۴|۸|color=black}} و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند پس روزهای ماتم و نوحهگری برای موسی سپری گشت *
{{verse|۳۴|۹|color=black}} و یوشع بننون از روح حکمت مملو بود چونکه موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و برحسب آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود عمل کردند *
{{verse|۳۴|۱۰|color=black}} و نبـیای مثـل موسی تا بحـال در اسرائیلبرنخاسته است که {{روخط|خداوند}} او را روبرو شناخته باشد *
{{verse|۳۴|۱۱|color=black}} در جمیع آیات و معجزاتی که {{روخط|خداوند}} او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر بفرعون وجمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید *
{{verse|۳۴|۱۲|color=black}} و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همهٔ اسرائیل نمود *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
52tx23t1mh3aqtpcn9kmilrrukypkk8
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/سفر تثنیه
0
87794
286458
2026-06-15T16:44:52Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = سفر تثنیه | previous = [[../سفر لاویان/]] | next = [[../صحیفه یوشع/|صحیفهٔ یوشع]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=279 to=339></pages>» ایجاد کرد
286458
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = سفر تثنیه
| previous = [[../سفر لاویان/]]
| next = [[../صحیفه یوشع/|صحیفهٔ یوشع]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=279 to=339></pages>
i7r2sjb92x65wvb7815xnl0lpo4tq4h
سفر تثنیه
0
87795
286459
2026-06-15T16:45:26Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر تثنیه]]
286459
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر تثنیه]]
qweapc5ckp2ajh0wx4gylhxp8dw8f2p
تثنیه
0
87796
286460
2026-06-15T16:45:52Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر تثنیه]]
286460
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/سفر تثنیه]]
qweapc5ckp2ajh0wx4gylhxp8dw8f2p
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۰
104
87797
286461
2026-06-15T16:46:46Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و واقع شد بعد از وفات موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} که {{روخط|خداوند}} یوشع بن نون خادم موسی را خطاب کرده گفت * {{verse|۱|۲|color=black}} موسی بندهٔ من وفات یافته است پس الا´ن برخیز و از این اُرْدُن عبور کن تو و تمامی ا...» ایجاد کرد
286461
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و واقع شد بعد از وفات موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} که {{روخط|خداوند}} یوشع بن نون خادم موسی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱|۲|color=black}} موسی بندهٔ من وفات یافته است پس الا´ن برخیز و از این اُرْدُن عبور کن تو و تمامی این قوم بزمینی که من بایشان یعنی ببنی اسرائیل میدهم *
{{verse|۱|۳|color=black}} هر جائی که کف پای شما گذارده شود بشما دادهام چنانکه بموسی گفتم *
{{verse|۱|۴|color=black}} از صحرا و این لبنان تا نهر بزرگ یعنی نهر فرات تمامی زمین حِتّیان و تا دریای بزرگ بطرف مغرب آفتاب حدود شما خواهد بود *
{{verse|۱|۵|color=black}} هیچکس را در تمامی ایام عمرت یارای مقاومت با تو نخواهد بود چنانکه با موسی بودم با تو خواهم بود تو را مهمل نخواهم گذاشت و ترک نخواهم نمود *
{{verse|۱|۶|color=black}} قوی و دلیر باش زیرا که تو این قوم را متصرف زمینی که برای پدران ایشان قسم خوردم که بایشان بدهم خواهی ساخت *
{{verse|۱|۷|color=black}} فقط قوی و بسیار دلیر باش تا برحسب تمامی شریعتی که بندهٔ من موسی تو را امر کرده است متوجه شده عمل نمائی زنهار از آن بطرف راست یا چپ تجاوز منما تا هر جائی که روی کامیاب شوی *
{{verse|۱|۸|color=black}} این کتاب تورات از دهان تو دور نشود بلکه روز و شب در آن تفکر کن تا برحسب هر آنچه در آن مکتوب است متوجه شده عمل نمائی زیرا همچنین راه خودرا فیروز خواهی ساخت و همچنین کامیاب خواهی شد *
{{verse|۱|۹|color=black}} آیا تو را امر نکردم پس قوی و دلیر باش مترس و هراسان مباش زیرا در هر جا که بروی یهُوَه خدای تو با توست *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} پس یوشع رؤسای قوم را امر فرموده گفت *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} در میان لشکرگاه بگذرید و قوم را امر فرموده بگویید برای خود توشه حاضر کنید زیرا که بعد از سه روز شما از این اُرْدُن عبور کرده داخل خواهید شد تا تصرف کنید در زمینی که یهُوَه خدای شما بشما برای ملکّیت میدهد *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و یوشع<noinclude></noinclude>
pvgkx2zlr5kroa0uyvc9a1g8qpseoqa
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۱
104
87798
286462
2026-06-15T16:47:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی را خطاب کرده گفت * {{verse|۱|۱۳|color=black}} بیاد آورید آن سخن را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بشما امر فرموده گفت یهُوَه خدای شما بشما آرامی میدهد و این زمین را بشما میبخشد * {{verse|۱|۱۴|color=black}} زنان و اطفال و مواشی شما در...» ایجاد کرد
286462
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی را خطاب کرده گفت *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} بیاد آورید آن سخن را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بشما امر فرموده گفت یهُوَه خدای شما بشما آرامی میدهد و این زمین را بشما میبخشد *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} زنان و اطفال و مواشی شما در زمینی که موسی در آن طرف اُرْدُن بشما داد خواهند ماند و اما شما مسلح شده یعنی جمیع مردان جنگی پیش روی برادران خود عبور کنید و ایشان را اعانت نمایید *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} تا {{روخط|خداوند}} برادران شما را مثل شما آرامی داده باشد و ایشان نیز در زمینی که یهُوَه خدای شما بایشان میدهد تصرف کرده باشند آنگاه بزمین ملکّیت خود خواهید برگشت و متصرف خواهید شد در آن که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بهآن طرف اُرْدُن بسوی مشرق آفتاب بشما داد *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} ایشان در جواب یوشع گفتند هر آنچه بما فرمودی خواهیم کرد و هر جا ما را بفرستی خواهیم رفت *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} چنانکه موسی را در هر چیز اطاعت نمودیم تو را نیز اطاعت خواهیم نمود فقط یهُوَه خدای تو با تو باشد چنانکه با موسی بود *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} هر کسی که از حکم تو رو گرداند و کلام تو را در هر چیزی که او را امر فرمائی اطاعت نکند کشته خواهد شد فقط قوی و دلیر باش *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و یوشع بننون دو مرد جاسوس از شِطّیم بپنهانی فرستاده گفت روانه شده زمین و اریحا را ببینید پس رفته بخانهٔ زن زانیهای که راحاب نام داشت داخل شده در آنجا خوابیدند *
{{verse|۲|۲|color=black}} و ملک اریحا را خبر دادند که اینک مردمان از بنی اسرائیل امشب داخل این جا شدند تا زمین را جاسوسی کنند *
{{verse|۲|۳|color=black}} و ملک اریحا نزد راحاب فرستاده گفت مردانی را که نزد تو آمده بخانهٔ تو داخل شدهاند بیرون بیاور زیرا برای جاسوسی تمامی زمین آمدهاند *
{{verse|۲|۴|color=black}} و زن آن دو مرد را گرفته ایشان را پنهان کرد و گفت بلی آن مردان نزد من آمدند اما ندانستم از کجا بودند *
{{verse|۲|۵|color=black}} و نزدیک بوقت بستن دروازه آن مردان در تاریکی بیرون رفتند و نمیدانم که ایشان کجا رفتند بزودی ایشان را تعاقب نمایید که بایشان خواهید رسید *
{{verse|۲|۶|color=black}} لیکن او ایشان را بپشتبام برده در شاخههای کتان که برای خود بر پُشتبام چیده بود پنهان کرده بود *
{{verse|۲|۷|color=black}} پس آن کسان ایشان را براه اُرْدُن تا گدارها تعاقب نمودند و چونتعاقبکنندگان ایشان<noinclude></noinclude>
cvg6j2bydly1qxrcfmr39tgkhyvj6ze
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۲
104
87799
286463
2026-06-15T16:48:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بیرون رفتند دروازه را بستند * {{verse|۲|۸|color=black}} و قبل از آنکه بخوابند او نزد ایشان بپشتبام برآمد * {{verse|۲|۹|color=black}} و بآن مردان گفت میدانم که یهُوَه این زمین را بشما داده و ترس شما بر ما مستولی شده است و تمام ساکنان زمین بسبب شما گداخته شدهاند * {{verse|۲...» ایجاد کرد
286463
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیرون رفتند دروازه را بستند *
{{verse|۲|۸|color=black}} و قبل از آنکه بخوابند او نزد ایشان بپشتبام برآمد *
{{verse|۲|۹|color=black}} و بآن مردان گفت میدانم که یهُوَه این زمین را بشما داده و ترس شما بر ما مستولی شده است و تمام ساکنان زمین بسبب شما گداخته شدهاند *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} زیرا شنیدهایم که {{روخط|خداوند}} چگونه آب دریای قلزم را پیش روی شما خشکانید وقتی که از مصر بیرون آمدید و آنچه بدو پادشاه اَموریان که بآن طرف اُرْدُن بودند کردید یعنی سَیحُون و عوج که ایشان را هلاک ساختید *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و چون شنیدیم دلهای ما گداخته شد و بسبب شما دیگر در کسی جان نماند زیرا که یهُوَه خدای شما بالا در آسمان و پایین بر زمین خداست *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} پس الا´ن برای من ب{{روخط|خداوند}} قسم بخورید که چنانکه بشما احسان کردم شما نیز بخاندان پدرم احسان خواهید نمود و نشانهٔ امانت بمن بدهید *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} که پدرم و مادرم و برادرانم و خواهرانم و هر چه دارند زنده خواهید گذارد و جانهای ما را از موت رستگار خواهید ساخت *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} آن مردان بوی گفتند جانهای ما بعوض شما بمیرند که چون {{روخط|خداوند}} این زمین را بما بدهد اگر این کار ما را بروز ندهید البته بشما احسان و امانت خواهیم کرد *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} پس ایشان را با طناب از دریچه پایین کرد زیرا خانهٔ او بر حصار شهر بود و او بر حصار ساکن بود *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} و ایشان را گفت بکوه بروید مبادا تعاقبکنندگان بشما برسند و در آنجا سه روز خود را پنهان کنید تا تعاقبکنندگان برگردندبعد از آن براه خود بروید *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} آن مردان بوی گفتند ما از این قسم تو که بما دادی مبرا خواهیم شد *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} اینک چون ما بزمین داخل شویم این طناب ریسمان قرمز را بدریچهای که ما را بآن پایین کردی ببند و پدرت و مادرت و برادرانت و تمامی خاندان پدرت را نزد خود بخانه جمع کن *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} و چنین خواهد شد که هر کسی که از در خانهٔ تو بکوچه بیرون رود خونش بر سرش خواهد بود و ما مبرا خواهیم بود و هر که نزد تو در خانه باشد اگر کسی بر او دست بگذارد خونش بر سر ما خواهد بود *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} و اگر این کار ما را بروز دهی از قسم تو که بما دادهای مبرا خواهیم بود *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} او گفت موافق کلام شما باشد پس ایشان را روانه کرده رفتند و طناب قرمز را بدریچه بست *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} پس ایشان روانه شده بکوه آمدند و در آنجا سه روز ماندند تا تعاقبکنندگان برگشتند و تعاقبکنندگان تمامی راه را جستجو کردند ولی ایشان را نیافتند *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} پس آن دو مرد برگشته از کوه بزیر آمدند و از نهر عبور<noinclude></noinclude>
k7gr1g5ry2m53zyfadzn0kr3xpeb9cr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۳
104
87800
286464
2026-06-15T16:48:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نموده نزد یوشع بننون رسیدند و هر آنچه بایشان واقع شده بود برای وی بیان کردند * {{verse|۲|۲۴|color=black}} و بیوشع گفتند هر آینه {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را بدست ما داده است و جمیع ساکنان زمین بسبب ما گداخته شدهاند * {{وسط|{{روخط|باب سوم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=...» ایجاد کرد
286464
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نموده نزد یوشع بننون رسیدند و هر آنچه بایشان واقع شده بود برای وی بیان کردند *
{{verse|۲|۲۴|color=black}} و بیوشع گفتند هر آینه {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را بدست ما داده است و جمیع ساکنان زمین بسبب ما گداخته شدهاند *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} بامدادان یوشع بزودی برخاسته او و تمامی بنی اسرائیل از شِطّیم روانه شده باُرْدُن آمدند و قبل از عبور کردن در آنجا منزل گرفتند *
{{verse|۳|۲|color=black}} و بعد از سه روز رؤسای ایشان از میان لشکرگاه گذشتند *
{{verse|۳|۳|color=black}} و قوم را امر کرده گفتند چون تابوت عهد یهُوَه خدای خود را ببینید کهلاویان کهنه آن را میبرند آنگاه شما از جای خود روانه شده در عقب آن بروید *
{{verse|۳|۴|color=black}} و در میان شما و آن بمقدار دوهزار ذراع مسافت باشد و نزدیک آن مَیایید تا راهی که باید رفت بدانید زیرا که از این راه قبل از این عبور نکردهاید *
{{verse|۳|۵|color=black}} و یوشع بقوم گفت خود را تقدیس نمایید زیرا فردا {{روخط|خداوند}} در میان شما کارهای عجیب خواهد کرد *
{{verse|۳|۶|color=black}} و یوشع کاهنان را خطاب کرده گفت تابوت عهد را برداشته پیش روی قوم بروید پس تابوت عهد را برداشته پیش روی قوم روانه شدند *
{{verse|۳|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} یوشع را گفت امروز ببزرگ ساختن تو در نظر تمام اسرائیل شروع میکنم تا بدانند که چنانکه با موسی بودم با تو نیز خواهم بود *
{{verse|۳|۸|color=black}} پس تو کاهنان را که تابوت عهد را برمیدارند امر فرموده بگو چون شما بکنار آب اُرْدُن برسید در اُرْدُن بایستید *
{{verse|۳|۹|color=black}} و یوشع بنی اسرائیل را گفت اینجا نزدیک آمده سخنان یهُوَه خدای خود را بشنوید *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} و یوشع گفت باین خواهید دانست که خدای زنده در میان شماست و او کنعانیان و حِتّیان و حِوّیان و فَرِزّیان و جَرْجاشیان و اَموریان و یبوسیان را از پیش روی شما البته بیرون خواهد کرد *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} اینک تابوت عهد {{روخط|خداوند}} تمامی زمین پیش روی شما باُرْدُن عبور میکند *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} پس الا´ن دوازده نفر از اسباط اسرائیل یعنی از هر سبط یک نفر را انتخاب کنید *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} و واقع خواهد شد چون کف پایهای کاهنانی که تابوت یهُوَه {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را برمیدارند در آبهای اُرْدُن قرار گیرد که آبهای اُرْدُن یعنی آبهائی که از بالا میآید شکافته شده مثل توده بر روی هم خواهد ایستاد *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} و چون قوم از خیمههای خود روانه شدندتا<noinclude></noinclude>
4o7dt8kisk9c89j4w374m76tus77fca
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۴
104
87801
286465
2026-06-15T16:48:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «از اُرْدُن عبور کنند و کاهنان تابوت عهد را پیش روی قوم میبردند * {{verse|۳|۱۵|color=black}} و بردارندگان تابوت باُرْدُن رسیدند و پایهای کاهنانی که تابوت را برداشته بودند بکنار آب فرو رفت و اُرْدُن تمام موسم حصاد بر همهٔ کنارههایش سیلاب میشود * {{verse|۳|۱۶|col...» ایجاد کرد
286465
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>از اُرْدُن عبور کنند و کاهنان تابوت عهد را پیش روی قوم میبردند *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و بردارندگان تابوت باُرْدُن رسیدند و پایهای کاهنانی که تابوت را برداشته بودند بکنار آب فرو رفت و اُرْدُن تمام موسم حصاد بر همهٔ کنارههایش سیلاب میشود *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} واقع شد که آبهائی که از بالا میآمد بایستاد و بمسافتی بسیار دور تا شهر آدم که بجانب صَرْتان است بلند شد و آبی که بسوی دریای عربه یعنی بحرالملح میرفت تماماً قطع شد و قوم در مقابل اریحا عبور کردند *
{{verse|۳|۱۷|color=black}} و کاهنانی که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند در میان اُرْدُن بر خشکی قایم ایستادند و جمیع اسرائیل بخشکی عبور کردند تا تمامی قوم از اُرْدُن بالکلیه گذشتند *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و واقع شد که چون تمامی قوم از اُرْدُنبالکلیه گذشتند {{روخط|خداوند}} یوشع را خطاب کرده گفت *
{{verse|۴|۲|color=black}} دوازده نفر از قوم یعنی از هر سبط یک نفر را بگیرید *
{{verse|۴|۳|color=black}} و ایشان را امر فرموده بگویید از اینجا از میان اُرْدُن از جائی که پایهای کاهنان قایم ایستاده بود دوازده سنگ بردارید و آنها را با خود برده در منزلی که امشب در آن فرود میآیید بنهید *
{{verse|۴|۴|color=black}} پس یوشع آن دوازده مرد را که از بنی اسرائیل انتخاب کرده بود یعنی از هر سبط یک نفر طلبید *
{{verse|۴|۵|color=black}} و یوشع بایشان گفت پیش تابوت یهُوَه خدای خود بمیان اُرْدُن بروید و هر کسی از شما یک سنگ موافق شمارهٔ اسباط بنی اسرائیل بر دوش خود بردارد *
{{verse|۴|۶|color=black}} تا این در میان شما علامتی باشد هنگامی که پسران شما در زمان آینده پرسیده گویند که مقصود شما از این سنگها چیست *
{{verse|۴|۷|color=black}} آنگاه بایشان بگویید که آبهای اُرْدُن از حضور تابوت عهد {{روخط|خداوند}} شکافته شد یعنی هنگامی که آن از اُرْدُنمیگذشت آبهای اُرْدُن شکافته شد پس این سنگها بجهت بنی اسرائیل برای یادگاری ابدی خواهد بود *
{{verse|۴|۸|color=black}} و بنی اسرائیل موافق آنچه یوشع امر فرموده بود کردند و دوازده سنگ از میان اُرْدُن بطوری که {{روخط|خداوند}} بیوشع گفته بود موافق شمارهٔ اسباط بنی اسرائیل برداشتند و آنها را با خود بجائی که در آن منزل گرفتند برده آنها را در آنجا نهادند *
{{verse|۴|۹|color=black}} و یوشع در وسط اُرْدُن در جائی که پایهای کاهنانی که تابوت عهد را برداشته بودند ایستاده بود دوازده سنگ نصب کرد<noinclude></noinclude>
cuh27f0qe0yln0sest1r8k6p9xh31ay
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۵
104
87802
286466
2026-06-15T16:49:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و در آنجا تا امروز هست * {{verse|۴|۱۰|color=black}} و کاهنانی که تابوت را برمیداشتند در وسط اُرْدُن ایستادند تا هر آنچه {{روخط|خداوند}} یوشع را امر فرموده بود که بقوم بگوید تمام شد بحسب آنچه موسی بیوشع امر کرده بود و قوم بتعجیل عبور کردند * {{verse|۴|۱۱|color=black}} و...» ایجاد کرد
286466
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و در آنجا تا امروز هست *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} و کاهنانی که تابوت را برمیداشتند در وسط اُرْدُن ایستادند تا هر آنچه {{روخط|خداوند}} یوشع را امر فرموده بود که بقوم بگوید تمام شد بحسب آنچه موسی بیوشع امر کرده بود و قوم بتعجیل عبور کردند *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} و بعد از آنکه تمامی قوم بالکل گذشتند واقع شد که تابوت {{روخط|خداوند}} و کاهنان بحضور قوم عبور کردند *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} و بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی مسلح شده پیش روی بنی اسرائیل عبور کردند چنانکه موسی بایشان گفته بود *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} قریب بچهلهزار نفر مهیا شدهٔ کارزار بحضور {{روخط|خداوند}} بصحرای اریحا برای جنگ عبور کردند *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} و در آن روز {{روخط|خداوند}} یوشع را در نظر تمامی اسرائیل بزرگ ساخت و از او در تمام ایام عمرش میترسیدند چنانکه از موسی ترسیده بودند *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} یوشع را خطاب کرده گفت *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} کاهنانی را که تابوت شهادت را برمیدارند بفرما که از اُرْدُن برآیند *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} پس یوشع کاهنان را امر فرموده گفت از اُرْدُن برآیید *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} و چونکاهنانی که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند از میان اُرْدُن برآمدند و کف پایهای کاهنان بر خشکی گذارده شد آنگاه آب اُرْدُن بجای خود برگشت و مثل پیش بر تمامی کنارههایش جاری شد *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و در روز دهم از ماه اول قوم از اُرْدُن برآمدند و در جِلْجال بجانب شرقی اریحا اردو زدند *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} و یوشع آن دوازده سنگ را که از اُرْدُن گرفته بودند در جِلْجال نصب کرد *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و بنی اسرائیل را خطاب کرده گفت چون پسران شما در زمان آینده از پدران خود پرسیده گویند که این سنگها چیست *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} آنگاه پسران خود را تعلیم داده گویید که اسرائیل از این اُرْدُن بخشکی عبور کردند *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} زیرا یهُوَه خدای شما آب اُرْدُن را از پیش روی شما خشکانید تا شما عبور کردید چنانکه یهُوَه خدای شما ببحر قلزم کرد که آن را پیش روی ما خشکانید تا ما عبور کردیم *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} تا تمامی قومهای زمین دست {{روخط|خداوند}} را بدانند که آن زورآور است و از یهُوَه خدای شما همهٔ اوقات بترسند *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و واقع شد که چون تمامی ملوک اَموریانی که بآن طرف اُرْدُن بسمت مغرب بودند و تمامی ملوک کنعانیانی که بکناره دریا بودند شنیدند که {{روخط|خداوند}} آب اُرْدُن را پیش روی بنی اسرائیل خشکانیده بود تا ما عبور کردیم دلهای ایشان گداخته شد و از ترس<noinclude></noinclude>
ka1zduwsrwv74c1yogz4m50i9ac22j8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۶
104
87803
286467
2026-06-15T16:50:06Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بنی اسرائیل دیگر جان در ایشان نماند * {{verse|۵|۲|color=black}} در آن وقت {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت کاردهااز سنگ چخماق برای خود بساز و بنی اسرائیل را بار دیگر مختون ساز * {{verse|۵|۳|color=black}} و یوشع کاردها از سنگ چخماق ساخته بنی اسرائیل را بر تل غلفه ختنه کرد * {{vers...» ایجاد کرد
286467
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بنی اسرائیل دیگر جان در ایشان نماند *
{{verse|۵|۲|color=black}} در آن وقت {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت کاردهااز سنگ چخماق برای خود بساز و بنی اسرائیل را بار دیگر مختون ساز *
{{verse|۵|۳|color=black}} و یوشع کاردها از سنگ چخماق ساخته بنی اسرائیل را بر تل غلفه ختنه کرد *
{{verse|۵|۴|color=black}} و سبب ختنه کردن یوشع این بود که تمام ذکوران قوم یعنی تمام مردان جنگی که از مصر بیرون آمدند بسر راه در صحرا مردند *
{{verse|۵|۵|color=black}} اما تمامی قوم که بیرون آمدند مختون بودند و تمامی قوم که در صحرا بعد از بیرون آمدن ایشان از مصر بسر راه مولود شدند مختون نگشتند *
{{verse|۵|۶|color=black}} زیرا بنی اسرائیل چهل سال در بیابان راه میرفتند تا تمامی آن طایفه یعنی آن مردان جنگی که از مصر بیرون آمده بودند تمام شدند زانرو که آواز {{روخط|خداوند}} را نشنیدند و {{روخط|خداوند}} بایشان قسم خورده گفت شما را نمیگذارم که آن زمین را ببینید که {{روخط|خداوند}} برای پدران ایشان قسم خورده بود که آن را بما بدهد زمینی که بشیر و شهد جاری است *
{{verse|۵|۷|color=black}} و اما پسران ایشان که در جای آنها برخیزانیده بود یوشع ایشان را مختون ساخت زیرا نامختون بودند چونکه ایشان را در راه ختنه نکرده بودند *
{{verse|۵|۸|color=black}} و واقع شد که چون از ختنه کردن تمام قوم فارغ شدند در جایهای خود در لشکرگاه ماندند تا شفا یافتند *
{{verse|۵|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت امروز عار مصر را از روی شما غلطانیدم از این سبب نام آن مکان تا امروز جِلْجال خوانده میشود *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} و بنی اسرائیل در جِلْجال اردو زدند و عید فصح را در شب روز چهاردهم ماه در صحرای اریحا نگاه داشتند *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} و در فردای بعد از فصح در همان روز از حاصل کُهنهٔ زمین نازکهای فطیر و خوشههای برشته شده خوردند *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} و در فردایآن روزی که از حاصل زمین خوردند مَنّ موقوف شد و بنی اسرائیل دیگر مَنّ نداشتند و در آن سال از محصول زمین کنعان میخوردند *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} و واقع شد چون یوشع نزد اریحا بود که چشمان خود را بالا انداخته دید که اینک مردی با شمشیر برهنه در دست خود پیش وی ایستاده بود و یوشع نزد وی آمده او را گفت آیا تو از ما هستی یا از دشمنان ما *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} گفت نی بلکه من سردار لشکر {{روخط|خداوند}} هستم که الا´ن آمدم پس یوشع روی بزمین افتاده سجده کرد و بوی گفت آقایم ببندهٔ خود چه میگوید *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} سردار لشکر {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت که نعلین خود را از پایت بیرون کن زیرا جائی که تو ایستادهای مقدس است و یوشع چنین کرد *<noinclude></noinclude>
i7vma4lsjowxfixd0t9vfrrkh919mo9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۷
104
87804
286468
2026-06-15T16:50:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}} {{فصل|۶}} {{verse|۶|۱|color=black}} و اریحا بسبب بنی اسرائیل سخت بستهشد بطوری که کسی بآن رفت و آمد نمیکرد * {{verse|۶|۲|color=black}} و یهُوَه بیوشع گفت ببین اریحا و مَلِکَش و مردان جنگی را بدست تو تسلیم کردم * {{verse|۶|۳|color=black}} پس شما یعنی همهٔ مردان...» ایجاد کرد
286468
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} و اریحا بسبب بنی اسرائیل سخت بستهشد بطوری که کسی بآن رفت و آمد نمیکرد *
{{verse|۶|۲|color=black}} و یهُوَه بیوشع گفت ببین اریحا و مَلِکَش و مردان جنگی را بدست تو تسلیم کردم *
{{verse|۶|۳|color=black}} پس شما یعنی همهٔ مردان جنگی شهر را طواف کنید و یک مرتبه دور شهر بگردید و شش روز چنین کن *
{{verse|۶|۴|color=black}} و هفت کاهن پیش تابوت هفت کَرِنّای یوبیل بردارند و در روز هفتم شهر را هفت مرتبه طواف کنید و کاهنان کَرِنّاها را بنوازند *
{{verse|۶|۵|color=black}} و چون بوق یوبیل کشیده شود و شما آواز کَرِنّا را بشنوید تمامی قوم بآواز بلند صدا کنند و حصار شهر بزمین خواهد افتاد و هر کس از قوم پیش روی خود برآید *
{{verse|۶|۶|color=black}} پس یوشع بننون کاهنان را خوانده بایشان گفت تابوت عهد را بردارید و هفت کاهن هفت کَرِنّای یوبیل را پیش تابوت {{روخط|خداوند}} بردارند *
{{verse|۶|۷|color=black}} و بقوم گفتندپیش بروید و شهر را طواف کنید و مردان مسلح پیش تابوت {{روخط|خداوند}} بروند *
{{verse|۶|۸|color=black}} و چون یوشع این را بقوم گفت هفت کاهن هفت کَرِنّای یوبیل را برداشته پیش {{روخط|خداوند}} رفتند و کَرِنّاها را نواختند و تابوت عهد {{روخط|خداوند}} از عقب ایشان روانه شد *
{{verse|۶|۹|color=black}} و مردان مسلح پیش کاهنانی که کَرِنّاها را مینواختند رفتند و ساقه لشکر از عقب تابوت روانه شدند و چون میرفتند کاهنان کَرِنّاها را مینواختند *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} و یوشع قوم را امر فرموده گفت صدا نزنید و آواز شما شنیده نشود بلکه سخنی از دهان شما بیرون نیاید تا روزی که بشما بگویم که صدا کنید آن وقت صدا زنید *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} پس تابوت {{روخط|خداوند}} را بشهر طواف داد و یک مرتبه دور شهر گردش کرد و ایشان بلشکرگاه برگشتند و شب را در لشکرگاه بسر بردند *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} بامدادان یوشع بزودی برخاست و کاهنان تابوت {{روخط|خداوند}} را برداشتند *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} و هفت کاهن هفت کَرِنّای یوبیل را برداشته پیش تابوت {{روخط|خداوند}} میرفتند و کَرِنّاها را مینواختند و مردان مسلح پیش ایشان میرفتند و ساقه لشکر از عقب تابوت {{روخط|خداوند}} رفتند و چون میرفتند کاهنان کَرِنّاها را مینواختند *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} پس روز دوم شهر را یک مرتبه طواف کرده بلشکرگاه برگشتند و شش روز چنین کردند *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} و در روز هفتم وقت طلوع فجر بزودی برخاسته شهر را بهمین طور هفت مرتبه طواف کردند جز اینکه در آن روز شهر را<noinclude></noinclude>
jhwei8gsntyggw5vzluuk1eo59ib99m
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۸
104
87805
286469
2026-06-15T16:50:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «هفت مرتبه طواف کردند * {{verse|۶|۱۶|color=black}} و چنین شد در مرتبهٔ هفتم چون کاهنان کَرِنّاها را نواختند که یوشع بقوم گفت صدا زنید زیرا {{روخط|خداوند}} شهر را بشما داده است * {{verse|۶|۱۷|color=black}} و خود شهر و هر چه در آن است برای {{روخط|خداوند}}حرام خواهد شد و راح...» ایجاد کرد
286469
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>هفت مرتبه طواف کردند *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} و چنین شد در مرتبهٔ هفتم چون کاهنان کَرِنّاها را نواختند که یوشع بقوم گفت صدا زنید زیرا {{روخط|خداوند}} شهر را بشما داده است *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} و خود شهر و هر چه در آن است برای {{روخط|خداوند}}حرام خواهد شد و راحاب فاحشه فقط با هر چه با وی در خانه باشد زنده خواهند ماند زیرا رسولانی را که فرستادیم پنهان کرد *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} و اما شما زنهار خویشتن را از چیز حرام نگاه دارید مبادا بعد از آنکه آن را حرام کرده باشید از آن چیز حرام بگیرید و لشکرگاه اسرائیل را حرام کرده آن را مضطرب سازید *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} و تمامی نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین وقف {{روخط|خداوند}} میباشد و بخزانهٔ {{روخط|خداوند}} گذارده شود *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} آنگاه قوم صدا زدند و کَرِنّاها را نواختند و چون قوم آواز کَرِنّا را شنیدند و قوم بآواز بلند صدا زدند حصار شهر بزمین افتاد و قوم یعنی هر کس پیش روی خود بشهر برآمد و شهر را گرفتند *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر و حتی گاو و گوسفند و الاغ را بدم شمشیر هلاک کردند *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} و یوشع بآن دو مرد که بجاسوسی زمین رفته بودند گفت بخانهٔ زن فاحشه بروید و زن را با هر چه دارد از آنجا بیرون آرید چنانکه برای وی قسم خوردید *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} پس آن دو جوان جاسوس داخل شده راحاب و پدرش و مادرش و برادرانش را با هر چه داشت بیرون آوردند بلکه تمام خویشانش را آورده ایشان را بیرون لشکرگاه اسرائیل جا دادند *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} و شهر را با آنچه در آن بود بآتش سوزانیدند لیکن نقره و طلا و ظروف مسین و آهنین را بخزانهٔ خانه {{روخط|خداوند}} گذاردند *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} و یوشع راحاب فاحشه و خاندان پدرش را با هر چه از آن او بود زنده نگاه داشت و او تا امروز در میان اسرائیل ساکن است زیرا رسولان را که یوشع برای جاسوسی اریحا فرستاده بود پنهان کرد *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} و در آنوقت یوشع ایشان را قسم داده گفت ملعون باد بحضور {{روخط|خداوند}} کسی که برخاسته این شهر اریحا را بنا کند بنخستزادهٔ خود بنیادش خواهد نهاد و بپسر کوچک خود دروازههایش را برپا خواهد نمود *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با یوشع میبود و اسم او درتمامی آن زمین شهرت یافت *
{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} و بنی اسرائیل در آنچه حرام شده بود خیانت ورزیدند زیرا عَخان ابن کَرْمیابن زَبْدی ابن زارَح از سبط یهودا از آنچه حرام شده بود گرفت و غضب {{روخط|خداوند}} بر بنی<noinclude></noinclude>
t51skb4azptvtzkeq5yii118dgu47k8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۴۹
104
87806
286470
2026-06-15T16:51:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اسرائیل افروخته شد * {{verse|۷|۲|color=black}} و یوشع از اریحا تا عای که نزد بیت آون بطرف شرقی بیتئیل واقع است مردان فرستاد و ایشان را خطاب کرده گفت بروید و زمین را جاسوسی کنید پس آن مردان رفته عای را جاسوسی کردند * {{verse|۷|۳|color=black}} و نزد یوشع برگشته او را گف...» ایجاد کرد
286470
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیل افروخته شد *
{{verse|۷|۲|color=black}} و یوشع از اریحا تا عای که نزد بیت آون بطرف شرقی بیتئیل واقع است مردان فرستاد و ایشان را خطاب کرده گفت بروید و زمین را جاسوسی کنید پس آن مردان رفته عای را جاسوسی کردند *
{{verse|۷|۳|color=black}} و نزد یوشع برگشته او را گفتند تمامی قوم برنیایند بقدر دو یا سه هزار نفر برآیند و عای را بزنند و تمامی قوم را بآنجا زحمت ندهی زیرا که ایشان کماند *
{{verse|۷|۴|color=black}} پس قریب بسه هزار نفر از قوم بآنجا رفتند و از حضور مردان عای فرار کردند *
{{verse|۷|۵|color=black}} و مردان عای از آنها بقدر سی و شش نفر کشتند و از پیش دروازه تا شباریم ایشان را تعاقب نموده ایشان را در نشیب زدند و دل قوم گداخته شده مثل آب گردید *
{{verse|۷|۶|color=black}} و یوشع و مشایخ اسرائیل جامهٔ خود را چاک زده پیش تابوت {{روخط|خداوند}} تا شام رو بزمین افتادند و خاک بسرهای خود پاشیدند *
{{verse|۷|۷|color=black}} ویوشع گفت آه ای {{روخط|خداوند}} یهُوَه برای چه این قوم را از اُرْدُن عبور دادی تا ما را بدست اَموریان تسلیم کرده ما را هلاک کنی کاش راضی شده بودیم که بآن طرف اُرْدُن بمانیم *
{{verse|۷|۸|color=black}} آه ای {{روخط|خداوند}} چه بگویم بعد از آنکه اسرائیل از حضور دشمنان خود پشت دادهاند *
{{verse|۷|۹|color=black}} زیرا چون کنعانیان و تمامی ساکنان زمین این را بشنوند دور ما را خواهند گرفت و نام ما را از این زمین منقطع خواهند کرد و تو باسم بزرگ خود چه خواهی کرد *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت برخیز چرا تو باین طور بروی خود افتادهای *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} اسرائیل گناه کرده و از عهدی نیز که بایشان امر فرمودم تجاوز نمودهاند و از چیز حرام هم گرفته دزدیدهاند بلکه انکار کرده آن را در اسباب خود گذاشتهاند *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} از این سبب بنی اسرائیل نمیتوانند بحضور دشمنان خود بایستند و از حضور دشمنان خود پشت دادهاند زیرا که ملعون شدهاند و اگر چیز حرام را از میان خود تباه نسازید من دیگر با شما نخواهم بود *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} برخیز قوم را تقدیس نما و بگو برای فردا خویشتن را تقدیس نمایید زیرا یهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید ای اسرائیل چیزی حرام در میان توست و تا این چیز حرام را از میان خود دور نکنی پیش روی دشمنان خود نمیتوانی ایستاد *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} پس بامدادان شما موافق اسباط خود نزدیک بیایید و چنین شود که سبطی را که {{روخط|خداوند}} انتخاب کند بقبیلههای خود نزدیک آیند و قبیلهای را که {{روخط|خداوند}} انتخاب کند بخاندانهای خود نزدیک بیایند و خاندانی را که {{روخط|خداوند}} انتخاب کند بمردان خود نزدیک آیند *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} و هر که آن چیز<noinclude></noinclude>
ru25hu4zetyaswgzlsz3lai6e7ts0e4
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۰
104
87807
286471
2026-06-15T16:51:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «حرام نزد او یافت شود با هر چه دارد بآتش سوخته شود زیرا که از عهد {{روخط|خداوند}} تجاوز نمودهقباحتی در میان اسرائیل بعمل آورده است * {{verse|۷|۱۶|color=black}} پس یوشع بامدادان بزودی برخاسته اسرائیل را باسباط ایشان نزدیک آورد و سبط یهودا گرفته شد * {{verse|۷|۱۷|c...» ایجاد کرد
286471
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>حرام نزد او یافت شود با هر چه دارد بآتش سوخته شود زیرا که از عهد {{روخط|خداوند}} تجاوز نمودهقباحتی در میان اسرائیل بعمل آورده است *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} پس یوشع بامدادان بزودی برخاسته اسرائیل را باسباط ایشان نزدیک آورد و سبط یهودا گرفته شد *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} و قبیلهٔ یهودا را نزدیک آورد و قبیلهٔ زارَحیان گرفته شد پس قبیلهٔ زارَحیان را بمردان ایشان نزدیک آورد و زَبْدی گرفته شد *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و خاندان او را بمردان ایشان نزدیک آورد و عَخان بنکَرْمیابنزَبْدی بنزارَح از سبط یهودا گرفته شد *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} و یوشع بعَخان گفت ای پسر من الا´ن یهوه خدای اسرائیل را جلال بده و نزد او اعتراف نما و مرا خبر بده که چه کردی و از ما مخفی مدار *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} عَخان در جواب یوشع گفت فیالواقع بیهُوَه خدای اسرائیل گناه کرده و چنین و چنان بعمل آوردهام *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} چون در میان غنیمت ردائی فاخر شِنعاری و دویست مثقال نقره و یک شمش طلا که وزنش پنجاه مثقال بود دیدم آنها را طمع ورزیده گرفتم و اینک در میان خیمهٔ من در زمین است و نقره زیر آن میباشد *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} آنگاه یوشع رسولان فرستاد و بخیمه دویدند و اینک در خیمه او پنهان بود و نقره زیر آن *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} و آنها را از میان خیمه گرفته نزد یوشع و جمیع بنی اسرائیل آوردند و آنها را بحضور {{روخط|خداوند}} نهادند *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} و یوشع و تمامی بنی اسرائیل با وی عَخان پسر زارَح و نقره و ردا و شمش طلا و پسرانش و دخترانش و گاوانش و حمارانش و گوسفندانش و خیمهاش و تمامی مایملکش را گرفته آنها را بوادی عَخور بردند *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} و یوشع گفت برای چه ما را مضطرب ساختی {{روخط|خداوند}} امروز تو را مضطرب خواهد ساخت پس تمامی اسرائیل او را سنگسار کردند و آنها را بآتش سوزانیدند و ایشان را بسنگها سنگسار کردند *
{{verse|۷|۲۶|color=black}} و تودهٔ بزرگ از سنگها بر او برپا داشتند که تا بامروز هست و {{روخط|خداوند}} از شدت غضب خود برگشت بنابراین اسم آن مکان تا امروز وادی عَخور نامیده شده است *
{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت مترس و هراسان مباش تمامی مردان جنگی را با خود بردار و برخاسته بعای برو اینک مَلِک عای و قوم او و شهرش و زمینش را بدست تو دادم *
{{verse|۸|۲|color=black}} و بعای و ملکش بطوری که باریحا و ملکش عمل نمودی بکن لیکن<noinclude></noinclude>
8weyp76ouqapfew6wfeuqzq0rg72qrw
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۱
104
87808
286472
2026-06-15T16:52:34Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «غنیمتش را با بهایمش برای خود بتاراج گیرید و در پشت شهر کمین ساز * {{verse|۸|۳|color=black}} پس یوشع و جمیع مردان جنگی برخاستند تا بعای بروند و یوشع سی هزار نفر از مردان دلاور انتخاب کرده ایشان را در شب فرستاد * {{verse|۸|۴|color=black}} و ایشان را امر فرموده گفت اینک...» ایجاد کرد
286472
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>غنیمتش را با بهایمش برای خود بتاراج گیرید و در پشت شهر کمین ساز *
{{verse|۸|۳|color=black}} پس یوشع و جمیع مردان جنگی برخاستند تا بعای بروند و یوشع سی هزار نفر از مردان دلاور انتخاب کرده ایشان را در شب فرستاد *
{{verse|۸|۴|color=black}} و ایشان را امر فرموده گفت اینک شما برای شهر در کمین باشید یعنی از پشت شهر و از شهر بسیار دور مروید و همهٔ شما مستعد باشید *
{{verse|۸|۵|color=black}} و من و تمام قومی که با منند نزدیک شهر خواهیم آمد و چون مثل دفعهٔ اول بمقابله ما بیرون آیند از پیش ایشان فرار خواهیم کرد *
{{verse|۸|۶|color=black}} و ما را تعاقب خواهند کرد تا ایشان را از شهر دور سازیم زیرا خواهند گفت که مثل دفعهٔ اول از حضور ما فرار میکنند پس از پیش ایشان خواهیم گریخت *
{{verse|۸|۷|color=black}} آنگاه از کمینگاه برخاسته شهر را بتصرف آورید زیرا یهُوَه خدای شما آن را بدست شما خواهد داد *
{{verse|۸|۸|color=black}} و چون شهر را گرفته باشید پس شهر را بآتش بسوزانید و موافق سخن {{روخط|خداوند}} بعمل آورید اینک شما را امر نمودم *
{{verse|۸|۹|color=black}} پس یوشع ایشان را فرستاد و بکمینگاه رفته در میان بیتئیل و عای بطرف غربی عای ماندند و یوشعآن شب را در میان قوم بسر برد *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} و یوشع بامدادان بزودی برخاسته قوم را صفآرائی نمود و او با مشایخ اسرائیل پیش روی قوم بسوی عای روانه شدند *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} و تمامی مردان جنگی که با وی بودند روانه شده نزدیک آمدند و در مقابل شهر رسیده بطرف شمال عای فرود آمدند و در میان او و عای وادیای بود *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} و قریب بپنج هزار نفر گرفته ایشان را در میان بیتئیل و عای بطرف غربی شهر در کمین نهاد *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} پس قوم یعنی تمامی لشکر که بطرف شمالی شهر بودند و آنانی را که بطرف غربی شهر در کمین بودند قرار دادند و یوشع آن شب در میان وادی رفت *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} و چون ملک عای این را دید او و تمامی قومش تعجیل نموده بزودی برخاستند و مردان شهر بمقابلهٔ بنی اسرائیل برای جنگ بجای معین پیش عربه بیرون رفتند و او ندانست که در پشت شهر برای وی در کمین هستند *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} و یوشع و همهٔ اسرائیل خود را از حضور ایشان منهزم ساخته براه بیابان فرار کردند *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} و تمامی قومی را که در شهر بودند ندا در دادند تا ایشان را تعاقب کنند پس یوشع را تعاقب نموده از شهر دور شدند *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} و هیچکس در عای و بیتئیل باقی نماند که از عقب بنی اسرائیل بیرون نرفت و دروازههای شهر را باز گذاشته اسرائیل را تعاقب نمودند *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت مزراقی که در دست توست<noinclude></noinclude>
le00ydfpl7mep1wlmyxp9x8qm7fyw9d
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۲
104
87809
286473
2026-06-15T16:53:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بسوی عای دراز کن زیرا آن را بدست تو دادم و یوشع مزراقی را که بدست خود داشت بسوی شهر دراز کرد * {{verse|۸|۱۹|color=black}} و آنانی که در کمین بودند بزودی از جای خود برخاستند و چون او دست خود را دراز کرد دویدند و داخل شهر شده آن را گرفتند و تعجیل نموده شهر رابه...» ایجاد کرد
286473
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بسوی عای دراز کن زیرا آن را بدست تو دادم و یوشع مزراقی را که بدست خود داشت بسوی شهر دراز کرد *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} و آنانی که در کمین بودند بزودی از جای خود برخاستند و چون او دست خود را دراز کرد دویدند و داخل شهر شده آن را گرفتند و تعجیل نموده شهر رابه آتش سوزانیدند *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} و مردان عای بر عقب نگریسته دیدند که اینک دود شهر بسوی آسمان بالا میرود پس برای ایشان طاقت نماند که باین طرف و آن طرف بگریزند و قومی که بسوی صحرا میگریختند بر تعاقبکنندگان خود برگشتند *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} و چون یوشع و تمامی اسرائیل دیدند که آنانی که در کمین بودند شهر را گرفتهاند و دود شهر بالا میرود ایشان برگشته مردان عای را شکست دادند *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} و دیگران بمقابلهٔ ایشان از شهر بیرون آمدند و ایشان در میان اسرائیل بودند آنان از یک طرف و اینان از طرف دیگر و ایشان را میکشتند بحدی که کسی از آنها باقی نماند و نجات نیافت *
{{verse|۸|۲۳|color=black}} و ملک عای را زنده گرفته او را نزد یوشع آوردند *
{{verse|۸|۲۴|color=black}} و واقع شد که چون اسرائیل از کشتن همهٔ ساکنان عای در صحرا و در بیابانی که ایشان را در آن تعاقب مینمودند فارغ شدند و همهٔ آنها از دم شمشیر افتاده هلاک گشتند تمامی اسرائیل بعای برگشته آن را بدم شمشیر کشتند *
{{verse|۸|۲۵|color=black}} و همهٔ آنانی که در آن روز از مرد و زن افتادند دوازده هزار نفر بودند یعنی تمامی مردمان عای *
{{verse|۸|۲۶|color=black}} زیرا یوشع دست خود را که با مزراق دراز کرده بود پس نکشید تا تمامی ساکنان عای را هلاک کرد *
{{verse|۸|۲۷|color=black}} لیکن بهایم و غنیمت آن شهر را اسرائیل برای خود بتاراج بردند موافق کلام {{روخط|خداوند}} که بیوشع امر فرموده بود *
{{verse|۸|۲۸|color=black}} پس یوشع عای را سوزانید و آن را تودهٔ ابدی و خرابه ساخت که تا امروز باقی است *
{{verse|۸|۲۹|color=black}} و ملک عای را تا وقت شام بدار کشید و در وقت غروب آفتاب یوشع فرمود تا لاش او را از دار پایین آورده او را نزد دهنۀدروازهٔ شهر انداختند و تودهٔ بزرگ از سنگها بر آن برپا کردند که تا امروز باقی است *
{{verse|۸|۳۰|color=black}} آنگاه یوشع مذبحی برای یهُوَه خدای اسرائیل در کوه عیبال بنا کرد *
{{verse|۸|۳۱|color=black}} چنانکه موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بنی اسرائیل را امر فرموده بود بطوری که در کتاب تورات موسی مکتوب است یعنی مذبحی از سنگهای ناتراشیده که کسی بر آنها آلات آهنین بلند نکرده بود و بر آن قربانیهای سلامتی برای {{روخط|خداوند}} گذرانیدند و ذبایح سلامتی ذبح کردند *
{{verse|۸|۳۲|color=black}} و در آنجا بر آن سنگها نسخهٔ تورات موسی را که نوشته بود بحضور بنی<noinclude></noinclude>
9z6d21zgwzk2h2cqww2hrjhbpkjvysx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۳
104
87810
286474
2026-06-15T16:53:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «اسرائیل مرقوم ساخت * {{verse|۸|۳۳|color=black}} و تمامی اسرائیل و مشایخ و رؤسا و داوران ایشان بهر دو طرف تابوت پیش لاویان کَهَنه که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند ایستادند هم غریبان و هم متوطنان نصف ایشان بطرف کوه جَرِزیم و نصف ایشان بطرف کوه عیبا...» ایجاد کرد
286474
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>اسرائیل مرقوم ساخت *
{{verse|۸|۳۳|color=black}} و تمامی اسرائیل و مشایخ و رؤسا و داوران ایشان بهر دو طرف تابوت پیش لاویان کَهَنه که تابوت عهد {{روخط|خداوند}} را برمیداشتند ایستادند هم غریبان و هم متوطنان نصف ایشان بطرف کوه جَرِزیم و نصف ایشان بطرف کوه عیبال چنانکه موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود تا قوم اسرائیل را اول برکت دهند *
{{verse|۸|۳۴|color=black}} و بعد از آن تمامی سخنان شریعت هم برکتها و هم لعنتها را بطوری که در کتاب تورات مرقوم است خواند *
{{verse|۸|۳۵|color=black}} از هر چه موسی امر فرموده بود حرفی نبود که یوشع بحضور تمام جماعت اسرائیل با زنان و اطفال و غریبانی که در میان ایشان میرفتند نخواند *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و واقع شد که تمامی ملوک حِتّیان و اَموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان یبوسیان که بآن طرف اُرْدُن در کوه و هامون و در تمامی کنارهٔ دریای بزرگ تا مقابل لبنان بودند چون این را شنیدند *
{{verse|۹|۲|color=black}} با هم جمع شدند تا با یوشع و اسرائیل متفقاً جنگ کنند *
{{verse|۹|۳|color=black}} و اما ساکنان جَبَعُون چون آنچه را که یوشع باریحا و عای کرده بود شنیدند *
{{verse|۹|۴|color=black}} ایشان نیز بحیله رفتار نمودند و روانه شده خویشتن را مثل ایلچیان ظاهر کرده جوالهای کُهنه بر الاغهای خود و مشکهای شراب که کهنه و پاره و بسته شده بود گرفتند *
{{verse|۹|۵|color=black}} و بر پایهای خود کفشهای مندرس و پینهزده و بر بدن خود رخت کهنه و تمامی نان توشهٔ ایشان خشک و کفه زده بود *
{{verse|۹|۶|color=black}} و نزد یوشع باردو در جِلْجال آمده باو و بمردان اسرائیل گفتند که از زمین دور آمدهایم پس الا´ن با ما عهد ببندید *
{{verse|۹|۷|color=black}} و مردان اسرائیل بحِوّیان گفتند شاید در میان ما ساکن باشید پس چگونه با شما عهد ببندیم *
{{verse|۹|۸|color=black}} ایشان بیوشع گفتند ما بندگان تو هستیم یوشع بایشان گفت که شما کیانید و از کجا میآیید *
{{verse|۹|۹|color=black}} به وی گفتند بندگانت بسبب اسم یهُوَه خدای تو از زمین بسیار دور آمدهایم زیرا که آوازهٔ او و هر چه را که در مصر کرد شنیدیم *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و نیز آنچه را بدو ملک اَموریان که بآن طرف اُرْدُن بودند یعنی بسَیحُون ملک حَشْبُون و عوج ملک باشان که در عَشْتارُوت بود کرد *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} پس مشایخ ما و تمامی ساکنان زمین ما بما گفتند که توشهای بجهت راه بدست خود بگیرید و باستقبال ایشان رفته ایشان را بگویید که ما بندگان شما هستیم پس الا´ن با ما عهد ببندید *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} این نان ما در روزی که روانه شدیم تا نزد<noinclude></noinclude>
ruxl113foemsb1yhzh2qb39rlfkry8p
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۴
104
87811
286475
2026-06-15T16:54:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «شما بیاییم ازخانههای خود آن را برای توشهٔ راه گرم گرفتیم و الا´ن اینک خشک و کفهزده شده است * {{verse|۹|۱۳|color=black}} و این مشکهای شراب که پر کردیم تازه بود واینک پاره شده و این رخت و کفشهای ما از کثرت طول راه کهنه شده است * {{verse|۹|۱۴|color=black}} آنگاه آن مردما...» ایجاد کرد
286475
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>شما بیاییم ازخانههای خود آن را برای توشهٔ راه گرم گرفتیم و الا´ن اینک خشک و کفهزده شده است *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} و این مشکهای شراب که پر کردیم تازه بود واینک پاره شده و این رخت و کفشهای ما از کثرت طول راه کهنه شده است *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} آنگاه آن مردمان از توشهٔ ایشان گرفتند و از دهان {{روخط|خداوند}} مشورت نکردند *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} و یوشع با ایشان صلح کرده عهد بست که ایشان را زنده نگهدارد و رؤسای جماعت با ایشان قسم خوردند *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} اما بعد از انقضای سه روز که با ایشان عهد بسته بودند شنیدند که آنها نزدیک ایشانند و در میان ایشان ساکنند *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} پس بنی اسرائیل کوچ کرده در روز سوم بشهرهای ایشان رسیدند و شهرهای ایشان جَبَعُون و کفیره و بئیروت و قریهٔ یعاریم بود *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و بنی اسرائیل ایشان را نکشتند زیرا رؤسای جماعت برای ایشان بیهُوَه خدای اسرائیل قسم خورده بودند و تمامی جماعت بر رؤسا همهمه کردند *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} و جمیع رؤسا بتمامی جماعت گفتند که برای ایشان بیهوه خدای اسرائیل قسم خوردیم پس الا´ن نمیتوانیم بایشان ضرر برسانیم *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} این را بایشان خواهیم کرد و ایشان را زنده نگاه خواهیم داشت مبادا بسبب قسمی که برای ایشان خوردیم غضب بر ما بشود *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} و رؤسا بایشان گفتند بگذارید که زنده بمانند پس برای تمامی جماعت هیزمشکنان و سقایان آب شدند چنانکه رؤسا بایشان گفته بودند *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و یوشع ایشان را خواند و بدیشان خطاب کرده گفت چرا ما را فریب دادید و گفتید که ما از شما بسیار دور هستیم و حال آنکه در میان ماساکنید *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} پس حال شما ملعونید و از شما غلامان و هیزمشکنان و سقایان آب همیشه برای خانهٔ خدای ما خواهند بود *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} ایشان در جواب یوشع گفتند زیرا که بندگان تو را یقیناً خبر دادند که یهُوَه خدای تو بندهٔ خود موسی را امر کرده بود که تمامی این زمین را بشما بدهد و همهٔ ساکنان زمین را از پیش روی شما هلاک کند و برای جانهای خود بسبب شما بسیار ترسیدیم پس این کار را کردیم *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} و الا´ن اینک ما در دست تو هستیم بهر طوری که در نظر تو نیکو و صواب است که بما رفتار نمائی عمل نما *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} پس او با ایشان بهمین طور عمل نموده ایشان را از دست بنی اسرائیل رهائی داد که ایشان را نکشتند *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} و یوشع در آن روز ایشان را مقرر کرد تا هیزمشکنان و سقایان آب برای جماعت و برای مذبح {{روخط|خداوند}} باشند در مقامی که او اختیار کند و تا بامروز چنین هستند *<noinclude></noinclude>
bu4kyns70qk9ogwq9ook5xl7mokh0ml
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۵
104
87812
286476
2026-06-15T16:56:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}} {{فصل|۱۰}} {{verse|۱۰|۱|color=black}} و چون اَدُونِی صَدَق ملک اورشلیمشنید که یوشع عای را گرفته و آن را تباه کرده و بطوری که باریحا و ملکش عمل نموده بود بعای و ملکش نیز عمل نموده است و ساکنان جَبَعُون با اسرائیل صلح کرده در میان ایشان م...» ایجاد کرد
286476
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و چون اَدُونِی صَدَق ملک اورشلیمشنید که یوشع عای را گرفته و آن را تباه کرده و بطوری که باریحا و ملکش عمل نموده بود بعای و ملکش نیز عمل نموده است و ساکنان جَبَعُون با اسرائیل صلح کرده در میان ایشان میباشند *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} ایشان بسیار ترسیدند زیرا جَبَعُون شهر بزرگ مثل یکی از شهرهای پادشاهنشین بود و مردانش شجاع بودند *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} پس اَدُونِی صَدَق ملک اورشلیم نزد هوهام ملک حَبْرُون و فِرْآم ملک یرْموت و یافیع ملک لاخیش و دَبیرْ ملک عَجْلُون فرستاده گفت *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} نزد من آمده مرا اعانت کنید تا جَبَعُون را بزنیم زیرا که با یوشع و بنی اسرائیل صلح کردهاند *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} پس پنج ملک اَموریان یعنی ملک اورشلیم و ملک حَبْرُون و ملک یرْمُوت و ملک لاخیش و ملک عَجْلُون جمع شدند و با تمام لشکر خود برآمدند و در مقابل جَبَعُون اردو زده با آن جنگ کردند *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} پس مردان جَبَعُون نزد یوشع باردو در جِلْجال فرستاده گفتند دست خود را از بندگانت بازمدار بزودی نزد ما بیا و ما را نجات بده و مدد کن زیرا تمامی ملوک اَموریانی که در کوهستان ساکنند بر ما جمع شدهاند *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} پس یوشع با جمیع مردان جنگی و همهٔ مردان شجاع از جِلْجال آمد *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت از آنها مترس زیرا ایشان را بدست تو دادم و کسی از ایشان پیش تو نخواهد ایستاد *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} پس یوشع تمامی شب از جِلْجال کوچ کرده ناگهان بایشان برآمد *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را پیش اسرائیل منهزم ساخت و ایشان را در جَبَعُون بکشتار عظیمی کشت و ایشان را براه گردنهٔ بیتحورون گریزانید و تا عَزِیقَه و مَقِّیدَه ایشان را کشت *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} و چون از پیش اسرائیل فرار میکردند و ایشان در سرازیری بیت حورون میبودند آنگاه {{روخط|خداوند}} تا عَزِیقَه بر ایشان از آسمان سنگهای بزرگ بارانید و مردند و آنانی که از سنگهای تگرگ مردند بیشتر بودند از کسانی که بنی اسرائیل بشمشیر کشتند *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} آنگاه یوشع در روزی که {{روخط|خداوند}} اَموریان را پیش بنی اسرائیل تسلیم کرد ب{{روخط|خداوند}} در حضور بنی اسرائیل تکلم کرده گفت ای آفتاب بر جَبَعُون بایست و تو ای ماه بر وادی اَیلُون *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} پس آفتاب ایستاد و ماه توقف نمود تا قوم از دشمنان خود انتقام گرفتند مگر این در کتاب یاشِر مکتوب نیست که آفتاب در میان آسمان<noinclude></noinclude>
docvody668eufggrn776kpb9u8yztyy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۶
104
87813
286477
2026-06-15T17:10:42Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «ایستاد و قریب بتمامی روز بفرو رفتن تعجیل نکرد * {{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و قبل از آن و بعد از آن روزی مثل آن واقع نشده بود که {{روخط|خداوند}} آواز انسان را بشنود زیرا {{روخط|خداوند}} برای اسرائیل جنگ میکرد * {{verse|۱۰|۱۵|color=black}} پس یوشع با تمامی اسرائیل باردو ب...» ایجاد کرد
286477
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>ایستاد و قریب بتمامی روز بفرو رفتن تعجیل نکرد *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} و قبل از آن و بعد از آن روزی مثل آن واقع نشده بود که {{روخط|خداوند}} آواز انسان را بشنود زیرا {{روخط|خداوند}} برای اسرائیل جنگ میکرد *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} پس یوشع با تمامی اسرائیل باردو بجِلْجال برگشتند *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} اما آن پنج ملک فرار کرده خود را در مغارهٔ مَقِّیدَه پنهان ساختند *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} و بیوشع خبر داده گفتند که آن پنج ملک پیدا شدهاند و در مغاره مَقِّیدَه پنهانند *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} یوشع گفت سنگهائی بزرگ بدهنهٔ مغاره بغلطانید و بر آن مردمان بگمارید تا ایشان را نگاهبانی کنند *
{{verse|۱۰|۱۹|color=black}} و اما شما توقف منمایید بلکه دشمنان خود را تعاقب کنید و مؤخر ایشان را بکشید و مگذارید که بشهرهای خود داخل شوند زیرا یهُوَه خدای شما ایشان را بدست شما تسلیم نموده است *
{{verse|۱۰|۲۰|color=black}} و چون یوشع و بنی اسرائیل از کشتن ایشان بکشتار بسیار عظیمی تا نابود شدن ایشان فارغ شدند و بقیهای که از ایشان نجات یافتند بشهرهای حصاردار درآمدند *
{{verse|۱۰|۲۱|color=black}} آنگاه تمامی قوم نزد یوشع باردو در مَقِّیدَه بسلامتی برگشتند و کسی زبان خود را بر احدی از بنی اسرائیل تیز نساخت *
{{verse|۱۰|۲۲|color=black}} پس یوشع گفت دهنهٔ مغاره را بگشایید و آن پنج ملک را از مغاره نزد من بیرون آورید *
{{verse|۱۰|۲۳|color=black}} پس چنین کردند و آن پنج ملک یعنی ملک اورشلیم و ملک حَبْرُون و ملک یرْمُوت و ملک لاخیش و ملک عَجْلون را از مغاره نزد وی بیرونآوردند *
{{verse|۱۰|۲۴|color=black}} و چون ملوک را نزد یوشع بیرون آوردند یوشع تمامی مردان اسرائیل را خواند و بسرداران مردان جنگی که همراه وی میرفتند گفت نزدیک بیایید و پایهای خود را بر گردن این ملوک بگذارید پس نزدیک آمده پایهای خود را بر گردن ایشان گذاردند *
{{verse|۱۰|۲۵|color=black}} و یوشع بایشان گفت مترسید و هراسان مباشید قوی و دلیر باشید زیرا {{روخط|خداوند}} با همهٔ دشمنان شما که با ایشان جنگ میکنید چنین خواهد کرد *
{{verse|۱۰|۲۶|color=black}} و بعد از آن یوشع ایشان را زد و کشت و بر پنج دار کشید که تا شام بر دارها آویخته بودند *
{{verse|۱۰|۲۷|color=black}} و در وقت غروب آفتاب یوشع فرمود تا ایشان را از دارها پایین آوردند و ایشان را بمغارهای که در آن پنهان بودند انداختند و بدهنهٔ مغاره سنگهای بزرگ که تا امروز باقی است گذاشتند *
{{verse|۱۰|۲۸|color=black}} و در آن روز یوشع مَقِّیدَه را گرفت و آن و ملکش را بدم شمشیر زده ایشان و همهٔ نفوسی را که در آن بودند هلاک کرد و کسی را باقی نگذاشت و بطوری که با ملک اریحا رفتار نموده بود با ملک مَقِّیدَه نیز رفتار کرد *
{{verse|۱۰|۲۹|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل از مَقِّیدَه بلِبْنَه<noinclude></noinclude>
fdv68a973tra2ly49jhl2l6j5te3ei2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۷
104
87814
286478
2026-06-15T17:11:04Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گذشت و با لِبْنَه جنگ کرد * {{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آن را نیز با ملکش بدست اسرائیل تسلیم نمود پس آن و همهٔ کسانی را که در آن بودند بدم شمشیر کشت و کسی را باقی نگذاشت و بطوری که با ملک اریحا رفتار نموده بود با ملک آن نیز رفتار کرد * {{verse|۱۰|...» ایجاد کرد
286478
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گذشت و با لِبْنَه جنگ کرد *
{{verse|۱۰|۳۰|color=black}} و {{روخط|خداوند}} آن را نیز با ملکش بدست اسرائیل تسلیم نمود پس آن و همهٔ کسانی را که در آن بودند بدم شمشیر کشت و کسی را باقی نگذاشت و بطوری که با ملک اریحا رفتار نموده بود با ملک آن نیز رفتار کرد *
{{verse|۱۰|۳۱|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل از لِبْنَه بلاخیش گذشت و بمقابلش اردو زده با آن جنگ کرد *
{{verse|۱۰|۳۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} لاخیش را بدست اسرائیل تسلیم نمود که آن را در روز دوم تسخیر نمود و آن و همهٔ کسانی را که در آن بودند بدم شمشیر کشت چنانکه بلِبْنَه کرده بود *
{{verse|۱۰|۳۳|color=black}} آنگاه هورام ملک جازر برای اعانت لاخیش آمد و یوشع او و قومش را شکست داد بحدی که کسی را برای او باقی نگذاشت *
{{verse|۱۰|۳۴|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل از لاخیش بعَجْلون گذشتند و بمقابلش اردو زده با آن جنگ کردند *
{{verse|۱۰|۳۵|color=black}} و در همان روز آن را گرفته بدم شمشیر زدند و همهٔ کسانی را که در آن بودند در آن روز هلاک کرد چنانکه بلاخیش کرده بود *
{{verse|۱۰|۳۶|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل از عَجْلون بحَبْرُون برآمده با آن جنگ کردند *
{{verse|۱۰|۳۷|color=black}} و آن را گرفته آن را با ملکش و همهٔ شهرهایش و همهٔ کسانی که در آن بودند بدم ششیر زدند و موافق هر آنچه که بعَجْلون کرده بود کسی را باقی نگذاشت بلکه آن را با همهٔ کسانی که در آن بودند هلاک ساخت *
{{verse|۱۰|۳۸|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل بدَبیرْ برگشت و با آن جنگ کرد *
{{verse|۱۰|۳۹|color=black}} و آن را با ملکش و همهٔ شهرهایش گرفت و ایشان را بدم شمشیر زدند و همهٔ کسانی را که در آن بودند هلاک ساختند و او کسی را باقی نگذاشت و بطوری که بحبرون رفتار نموده بود بدَبیرْ و ملکش نیز رفتار کرد چنانکه بلِبْنَه و ملکش نیز رفتار نموده بود *
{{verse|۱۰|۴۰|color=black}} پس یوشع تمامی آن زمین یعنی کوهستان و جنوب و هامون و وادیها و جمیع ملوک آنها را زده کسی را باقی نگذاشت و هر ذینفس را هلاک کرده چنانکه یهُوَه خدای اسرائیل امر فرموده بود *
{{verse|۱۰|۴۱|color=black}} و یوشع ایشان را از قادش بَرْنیع تا غَزّه و تمامی زمین جوشَن را تا جَبَعُون زد *
{{verse|۱۰|۴۲|color=black}} ویوشع جمیع این ملوک و زمین ایشان را در یک وقت گرفت زیرا که یهُوَه خدای اسرائیل برای اسرائیل جنگ میکرد *
{{verse|۱۰|۴۳|color=black}} و یوشع با تمامی اسرائیل باردو در جِلْجال مراجعت کردند *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و واقع شد که چون یابین ملک حاصُور این را شنید نزد یوباب ملک مادون<noinclude></noinclude>
mlbuqunwtpgkv050riu7ik67h852lh5
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۸
104
87815
286479
2026-06-15T17:11:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و نزد ملک شِمْرُون و نزد ملک اَخْشاف فرستاد * {{verse|۱۱|۲|color=black}} و نزد ملوکی که بطرف شمال در کوهستان و در عربه جنوب کِنَّرُوت و در هامون و در نافوتْ دورْ بطرف مغرب بودند * {{verse|۱۱|۳|color=black}} و نزد کنعانیان بطرف مشرق و مغرب و اَموریان و حِتّیان و فَرِز...» ایجاد کرد
286479
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نزد ملک شِمْرُون و نزد ملک اَخْشاف فرستاد *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} و نزد ملوکی که بطرف شمال در کوهستان و در عربه جنوب کِنَّرُوت و در هامون و در نافوتْ دورْ بطرف مغرب بودند *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} و نزد کنعانیان بطرف مشرق و مغرب و اَموریان و حِتّیان و فَرِزّیان و یبوسیان در کوهستان و حِوّیان زیر حَرْمون در زمین مِصْفَه *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و آنها با تمامی لشکرهای خود که قوم بسیاری بودند و عدد ایشان مثل ریگ کنارهٔ دریا بود با اسبان و ارابههای بسیار بیرون آمدند *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و تمامی این ملوک جمع شده آمدند و نزد آبهای میرُوم در یک جا اردو زدند تا با اسرائیل جنگ کنند *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بیوشع گفت از ایشان مترس زیرا که فردا چنین وقتی جمیع ایشان را کشته شده بحضور اسرائیل تسلیم خواهم کرد و اسبان ایشان را پی خواهی کرد و ارابههای ایشان را بآتش خواهی سوزانید *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} پس یوشع با تمامی مردان جنگی بمقابله ایشان نزد آبهای میرُوم ناگهان آمده بر ایشان حمله کردند *
{{verse|۱۱|۸|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را بدست اسرائیل تسلیم نمود که ایشان را زدند و تا صیدون بزرگ و مِسرَفوت مایم و تا وادی مِصْفَه بطرف شرقی تعاقب کرده کشتند بحدی که کسی را از ایشان باقی نگذاشتند *
{{verse|۱۱|۹|color=black}} و یوشع بطوری که {{روخط|خداوند}} بویگفته بود با ایشان رفتار نموده اسبان ایشان را پی کرد و ارابههای ایشان را بآتش سوزانید *
{{verse|۱۱|۱۰|color=black}} و یوشع در آن وقت برگشت و حاصور را گرفته ملکش را با شمشیر کشت زیرا حاصور قبل از آن سر جمیع آن ممالک بود *
{{verse|۱۱|۱۱|color=black}} و همهٔ کسانی را که در آن بودند بدم شمشیر کشته ایشان را بالکل هلاک کرد و هیچ ذیحیات باقی نماند و حاصور را بآتش سوزانید *
{{verse|۱۱|۱۲|color=black}} و یوشع تمامی شهرهای آن ملوک و جمیع ملوک آنها را گرفت و ایشان را بدم شمشیر کشته بالکل هلاک کرد بطوری که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} امر فرموده بود *
{{verse|۱۱|۱۳|color=black}} لکن همهٔ شهرهائی که بر تلهای خود استوار بودند اسرائیل آنها را نسوزانید سوای حاصور که یوشع آن را فقط سوزانید *
{{verse|۱۱|۱۴|color=black}} و بنی اسرائیل تمامی غنیمت آن شهرها و بهایم آنها را برای خود بغارت بردند اما همهٔ مردم را بدم شمشیر کشتند بحدی که ایشان را هلاک کرده هیچ ذیحیات را باقی نگذاشتند *
{{verse|۱۱|۱۵|color=black}} چنانکه {{روخط|خداوند}} بندهٔ خود موسی را امر فرموده بود همچنین موسی بیوشع امر فرمود و بهمینطور یوشع عمل نمود و چیزی از جمیع احکامی که {{روخط|خداوند}} بموسی فرموده بود باقی نگذاشت *
{{verse|۱۱|۱۶|color=black}} پس یوشع تمامی آن زمین کوهستان و تمامی جنوب و تمامی زمین جوشَن و هامون<noinclude></noinclude>
taxe1k4dkt8g2ypddh5hpl74p0loirc
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۵۹
104
87816
286480
2026-06-15T17:11:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و عربه و کوهستان اسرائیل و هامون آن را گرفت * {{verse|۱۱|۱۷|color=black}} از کوه حالَق که بسوی سَعیر بالا میرود تا بعل جاد که در وادی لبنان زیر کوه حَرْمان است و جمیع ملوک آنها را گرفته ایشان را زد و کشت * {{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و یوشع روزهای بسیار با این ملوک جنگ...» ایجاد کرد
286480
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و عربه و کوهستان اسرائیل و هامون آن را گرفت *
{{verse|۱۱|۱۷|color=black}} از کوه حالَق که بسوی سَعیر بالا میرود تا بعل جاد که در وادی لبنان زیر کوه حَرْمان است و جمیع ملوک آنها را گرفته ایشان را زد و کشت *
{{verse|۱۱|۱۸|color=black}} و یوشع روزهای بسیار با این ملوک جنگ کرد *
{{verse|۱۱|۱۹|color=black}} و شهری نبود که با بنی اسرائیل صلح کرده باشد جز حِوّیانی که در جَبَعُون ساکن بودند و همهٔ دیگران را در جنگ گرفتند *
{{verse|۱۱|۲۰|color=black}} زیرا از جانب {{روخط|خداوند}} بود که دل ایشان را سخت کند تا بمقابلهٔ اسرائیل درآیند و او ایشان را بالکل هلاک سازد و بر ایشان رحمت نشود بلکه ایشان را نابود سازد چنانکه {{روخط|خداوند}} بموسی امر فرموده بود *
{{verse|۱۱|۲۱|color=black}} و در آن زمان یوشع آمده عناقیان را از کوهستان از جبرون و دَبیرْ و عناب و همهٔ کوههای یهودا و همهٔ کوههای اسرائیل منقطع ساخت و یوشع ایشان را با شهرهای ایشان بالکل هلاک کرد *
{{verse|۱۱|۲۲|color=black}} کسی از عناقیان در زمین بنی اسرائیل باقی نماند لیکن در غزا و جَتْ و اَشْدُود بعضی باقی ماندند *
{{verse|۱۱|۲۳|color=black}} پس یوشع تمامی زمین را برحسب آنچه {{روخط|خداوند}} بموسی گفته بود گرفت و یوشع آن را ببنی اسرائیل برحسب فرقهها و اسباط ایشان بملکّیت بخشید و زمین از جنگ آرام گرفت *
{{وسط|{{روخط|باب دوازدهم}}}}
{{فصل|۱۲}}
{{verse|۱۲|۱|color=black}} و اینانند ملوک آن زمین که بنی اسرائیل کشتند و زمین ایشان را بآن طرف اُرْدُن بسوی مطلع آفتاب از وادی اَرْنُون تا کوه حَرْمون و تمامی عربه شرقی را متصرف شدند *
{{verse|۱۲|۲|color=black}} سَیحُون ملک اَموریان که در حَشْبُون ساکن بود و از عَرُوعِیر که بکناره وادی اَرْنُون است و از وسط وادی و نصف جِلْعاد تا وادی یبُوق که سرحد بنیعَمّون است حکمرانی میکرد *
{{verse|۱۲|۳|color=black}} و از عربه تا دریای کِنَّرُوت بطرف مشرق و تا دریای عربه یعنی بحرالملح بطرف مشرق براه بیتیشیموت و بطرف جنوب زیر دامن فِسجه *
{{verse|۱۲|۴|color=black}} و سر حد عوج ملک باشان که از بقیهٔ رفائیان بود و در عَشْتارُوت و اَدْرَعی سکونت داشت *
{{verse|۱۲|۵|color=black}} و در کوه حَرْمون و سَلْخَه و تمامی باشان تا سر حد جَشُوریان و مَعَکیان و بر نصف جِلْعاد تا سرحد سَیحُون ملک حَشْبُون حکمرانی میکرد *
{{verse|۱۲|۶|color=black}} اینها را موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} و بنی اسرائیل زدند و موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} آن را برؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی بملکّیت داد *
{{verse|۱۲|۷|color=black}} و اینانند ملوک آن زمین که یوشع<noinclude></noinclude>
p60uhp2qroxx7xjw3rk1cvlt894kyj2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۰
104
87817
286481
2026-06-15T17:12:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و بنی اسرائیل ایشان را در آن طرف اُرْدُن بسمت مغرب کشت از بعل جاد در وادی لبنان تا کوه حالَق که بسَعیر بالا میرود و یوشع آن را باسباط اسرائیل برحسب فرقههای ایشان بملکّیت داد * {{verse|۱۲|۸|color=black}} در کوهستان و هامون و عربه و دشتها و صحرا و در جنوب از...» ایجاد کرد
286481
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و بنی اسرائیل ایشان را در آن طرف اُرْدُن بسمت مغرب کشت از بعل جاد در وادی لبنان تا کوه حالَق که بسَعیر بالا میرود و یوشع آن را باسباط اسرائیل برحسب فرقههای ایشان بملکّیت داد *
{{verse|۱۲|۸|color=black}} در کوهستان و هامون و عربه و دشتها و صحرا و در جنوب از حِتّیان و اَموریان و کنعانیان و فَرِزّیان و حِوّیان و یبوسیان *
{{verse|۱۲|۹|color=black}} یکی ملک اریحا و یکی ملک عای که در پهلوی بیتئیل است *
{{verse|۱۲|۱۰|color=black}} و یکی ملک اورشلیم و یکی ملک حَبْرُون *
{{verse|۱۲|۱۱|color=black}} و یکی ملک یرْموت و یکی ملک لاخیش *
{{verse|۱۲|۱۲|color=black}} و یکی ملک عَجْلون و یکی ملک جازَر *
{{verse|۱۲|۱۳|color=black}} و یکی ملک دَبیرْ و یکی ملک جادَر *
{{verse|۱۲|۱۴|color=black}} و یکی ملک حُرْما و یکی ملک عَراد *
{{verse|۱۲|۱۵|color=black}} و یکی ملک لِبْنَه و یکی ملک عَدُلاّم *
{{verse|۱۲|۱۶|color=black}} و یکی ملک مَقِّیدَه و یکی ملک بیتئیل *
{{verse|۱۲|۱۷|color=black}} و یکی ملک تَفّوح و یکی ملک حافَر *
{{verse|۱۲|۱۸|color=black}} و یکی ملک عَفیق و یکی ملک لَشّارُون *
{{verse|۱۲|۱۹|color=black}} و یکی ملک مادُون و یکی ملک حاصُور *
{{verse|۱۲|۲۰|color=black}} و یکی ملک شِمْرُون مرؤن و یکی ملک اَکْشاف *
{{verse|۱۲|۲۱|color=black}} و یکی ملک تَعَناک و یکی ملک مَجِدُّو *
{{verse|۱۲|۲۲|color=black}} و یکی ملک قادِش و یکی ملک یقْنُعامدر کَرْمَل *
{{verse|۱۲|۲۳|color=black}} و یکی ملک دُور در نافَتْ دُور و یکی ملک امتها در جِلْجال *
{{verse|۱۲|۲۴|color=black}} پس یکی ملک تِرْصه و جمیع ملوکْ سی و یک نفر بودند *
{{وسط|{{روخط|باب سیزدهم}}}}
{{فصل|۱۳}}
{{verse|۱۳|۱|color=black}} و یوشع پیر و سالخورده شد و {{روخط|خداوند}} بوی گفت تو پیر و سالخورده شدهای و هنوز زمین بسیار برای تصرف باقی میماند *
{{verse|۱۳|۲|color=black}} و این است زمینی که باقی میماند تمامی بلوک فلسطینیان و جمیع جَشُوریان *
{{verse|۱۳|۳|color=black}} از شِیحُورْ که در مقابل مصر است تا سرحد عَقْرُون بسمت شمال که از کنعانیان شمرده میشود یعنی پنج سردار فلسطینیان از غَزّیان و اَشْدُودیان و اَشْقَلُونیان و جَتْیان و عَقْرُونیان و عَوّیان *
{{verse|۱۳|۴|color=black}} و از جنوب تمامی زمین کنعانیان و مغارهای که از صیدونیان است تا اَفیقْ و تا سرحد اَموریان *
{{verse|۱۳|۵|color=black}} و زمین جِبْلیان و تمامی لُبْنان بسمت مطلع آفتاب از بَعْلْ جاد که زیر کوه حَرْمون است تا مدخل حَمات *
{{verse|۱۳|۶|color=black}} تمامی ساکنان کوهستان از لبنان تا مِصْرَفُوت مایمْ که جمیع صِیدُونیان باشند من ایشان را از پیش بنی اسرائیل بیرون خواهم کرد لیکن تو آنها را ببنی اسرائیل بملکّیت بقرعه تقسیم نما چنانکه تو را امر فرمودهام *
{{verse|۱۳|۷|color=black}} پس الا´ن این زمین را بنه سبط و نصف سبط مَنَسَّی برای ملکّیت تقسیم نما *
{{verse|۱۳|۸|color=black}} با او رؤبینیان<noinclude></noinclude>
pxnfwiwiei5ovj1rdbu7snl3fkx96l1
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۱
104
87818
286482
2026-06-15T17:12:25Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و جادیان ملک خود را گرفتند که موسی در آن طرف اُرْدُن بسمت مشرق بایشان داد چنانکه موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بایشانبخشیده بود * {{verse|۱۳|۹|color=black}} از عَرُوعِیر که بر کنارهٔ وادی اَرْنُون است و شهری که در وسط وادی است و تمامی بیابان مِیدَبا تا دِیبُو...» ایجاد کرد
286482
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و جادیان ملک خود را گرفتند که موسی در آن طرف اُرْدُن بسمت مشرق بایشان داد چنانکه موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بایشانبخشیده بود *
{{verse|۱۳|۹|color=black}} از عَرُوعِیر که بر کنارهٔ وادی اَرْنُون است و شهری که در وسط وادی است و تمامی بیابان مِیدَبا تا دِیبُون *
{{verse|۱۳|۱۰|color=black}} و جمیع شهرهای سَیحُون ملک اَموریان که در حَشْبُون تا سرحد بنیعَمّون حکمرانی میکرد *
{{verse|۱۳|۱۱|color=black}} و جِلْعاد و سرحد جَشُوریان و مَعَکیان و تمامی کوه حَرْمون و تمامی باشان تا سَلْخَه *
{{verse|۱۳|۱۲|color=black}} و تمامی ممالک عوج در باشان که در اَشْتارُوت و اَدْرَعی حکمرانی میکرد و او از بقیهٔ رفائیان بود پس موسی ایشان را شکست داد و بیرون کرد *
{{verse|۱۳|۱۳|color=black}} اما بنی اسرائیل جَشُوریان و مَعَکیـان را بیرون نکردند پس جَشُور و مَعَکی تا امروز در میـان اسرائیل ساکنند *
{{verse|۱۳|۱۴|color=black}} لیکن بسبط لاوی هیچ ملکّیت نداد زیرا هدایای آتشین یهُوَه خدای اسرائیل ملکّیت وی است چنانکه باو گفته بود *
{{verse|۱۳|۱۵|color=black}} و موسی بسبط بنیرؤبین برحسب قبیلههای ایشان داد *
{{verse|۱۳|۱۶|color=black}} و حدود ایشان از عَرُوعِیر بود که بکنار وادی اَرْنُون است و شهری که در وسط وادی است و تمامی بیابان که پهلوی مِیدَبا است *
{{verse|۱۳|۱۷|color=black}} حَشْبُون و تمامی شهرهایش که در بیابان است و دِیبُون و باموتْبَعَل و بیتْبَعَل مَعُون *
{{verse|۱۳|۱۸|color=black}} و یهْصَه و قَدِیموتْ و میفاعت *
{{verse|۱۳|۱۹|color=black}} و قِریتایم و سِبْمَه و سارَتْ شَحَرْ که در کوه دَره بود *
{{verse|۱۳|۲۰|color=black}} و بیت فَغُور و دامن فِسْجَه و بیت یشیمُوت *
{{verse|۱۳|۲۱|color=black}} و تمامی شهرهای بیابان و تمامی ممالک سَیحُون ملک اَموریان که در حَشْبُون حکمرانی میکرد و موسی او را با سرداران مِدیان یعنی اَوِی و راقَم و صوُر و حور و رابَع امرای سَیحُون که در آن زمین ساکن بودند شکست داد *
{{verse|۱۳|۲۲|color=black}} و بَلْعام بنبَعُورفالگیر را بنی اسرائیل در میان کشتگان بشمشیر کشتند *
{{verse|۱۳|۲۳|color=black}} و سرحد بنیرؤبین اُرْدُن و کنارهاش بود این ملکّیت بنیرؤبین برحسب قبیلههای ایشان بود یعنی شهرها و دهات آنها *
{{verse|۱۳|۲۴|color=black}} و موسی بسبط جاد یعنی ببنیجاد برحسب قبیلههای ایشان داد *
{{verse|۱۳|۲۵|color=black}} و سرحد ایشان یعزیر بود و تمامی شهرهای جِلْعاد و نصف زمین بنیعَمّون تا عَرُوعِیر که در مقابل رَبّه است *
{{verse|۱۳|۲۶|color=black}} و از حَشْبُون تا رامتْ مِصْفَه و بَطونیم و از مَحَنایم تا سرحد دَبیرْ *
{{verse|۱۳|۲۷|color=black}} و در دره بیت هارام و بیت نِمْرَه و سُکّوت و صافُون و بقیه مملکت سَیحُون ملک حَشْبُون و اُرْدُن و کنارهٔ آن تا انتهای دریای کِنَّرِت در آن طرف اُرْدُن بسمت مشرق *
{{verse|۱۳|۲۸|color=black}} این است ملکّیت بنیجاد برحسب قبیلههای ایشان یعنی شهرها و دهات آنها *
{{verse|۱۳|۲۹|color=black}} و موسی بنصف<noinclude></noinclude>
5xt1wnfa32xydsvtjv5dpkmyl6ox7r3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۲
104
87819
286483
2026-06-15T17:12:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «سبط مَنَسَّی داد و برای نصف سبط بنیمَنَسَّی برحسب قبیلههای ایشان برقرار شد * {{verse|۱۳|۳۰|color=black}} و حدود ایشان از مَحَنایم تمامی باشان یعنی تمامی ممالک عوج مَلِک باشان و تمامی قریههای یائیر که در باشان است شصت شهر بود * {{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و نصف جِلْ...» ایجاد کرد
286483
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>سبط مَنَسَّی داد و برای نصف سبط بنیمَنَسَّی برحسب قبیلههای ایشان برقرار شد *
{{verse|۱۳|۳۰|color=black}} و حدود ایشان از مَحَنایم تمامی باشان یعنی تمامی ممالک عوج مَلِک باشان و تمامی قریههای یائیر که در باشان است شصت شهر بود *
{{verse|۱۳|۳۱|color=black}} و نصف جِلْعاد و عَشْتارُوت و اَدْرَعی شهرهای مملکت عوج در باشان برای پسران ماکیر بنمَنَسَّی یعنی برای نصف پسران ماکیر برحسب قبیلههای ایشان بود *
{{verse|۱۳|۳۲|color=black}} اینهاست آنچه موسی در عَرَباتِ موآب در آن طرف اُرْدُن در مقابل اَریحا بسمت مشرق برای ملکّیت تقسیم کرد *
{{verse|۱۳|۳۳|color=black}} لیکن بسبط لاوی موسی هیچ نصیب نداد زیرا که یهُوَه خدای اسرائیل نصیب ایشان است چنانکه بایشان گفته بود *
{{وسط|{{روخط|باب چهاردهم}}}}
{{فصل|۱۴}}
{{verse|۱۴|۱|color=black}} و اینهاست ملکهائی که بنی اسرائیل در زمین کنعان گرفتند که العازار کاهن و یوشع بننون و رؤسای آبای اسباط بنی اسرائیل برای ایشان تقسیم کردند *
{{verse|۱۴|۲|color=black}} برحسب قرعه ملکّیت ایشان شد برای نه سبط و نصف سبط چنانکه {{روخط|خداوند}} بدست موسی امر فرموده بود *
{{verse|۱۴|۳|color=black}} زیرا که موسی ملکّیت دو سبط و نصف سبط را بآن طرف اُرْدُن داده بود امابه لاویان هیچ ملکّیت در میان ایشان نداد *
{{verse|۱۴|۴|color=black}} زیرا پسران یوسف دو سبط بودند یعنی مَنَسَّی و افرایم و بلاویان هیچ قسمت در زمین ندادند غیر از شهرها بجهت سکونت و اطراف آنها بجهت مواشی و اموال ایشان *
{{verse|۱۴|۵|color=black}} چنانکه {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرموده بود همچنان بنی اسرائیل عمل نموده زمین را تسلیم کردند *
{{verse|۱۴|۶|color=black}} آنگاه بنییهودا در جِلْجال نزد یوشع آمدند و کالیب بنیفُنَّهقَنِزّی وی را گفت سخنی را که {{روخط|خداوند}} بموسی مرد خدا دربارهٔ من و تو و قادش بَرْنیع گفت میدانی *
{{verse|۱۴|۷|color=black}} من چهل ساله بودم وقتی که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} مرا از قادش بَرْنیع برای جاسوسی زمین فرستاد و برای او خبر باز آوردم چنانکه در دل من بود *
{{verse|۱۴|۸|color=black}} لیکن برادرانم که همراه من رفته بودند دل قوم را گداختند و اما من یهُوَه خدای خود را بتمامی دل پیروی کردم *
{{verse|۱۴|۹|color=black}} و در آن روز موسی قسم خورد و گفت البته زمینی که پای تو بر آن گذارده شد برای تو واولادت ملکّیت ابدی خواهد بود زیرا که یهُوَه خدای مرا بتمامی دل پیروی نمودی *
{{verse|۱۴|۱۰|color=black}} و الا´ن اینک {{روخط|خداوند}} چنانکه گفته بود این چهل و پنج سال مرا<noinclude></noinclude>
7jpxfv4a5vln0ita2xltfev3vpoa3nx
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۳
104
87820
286484
2026-06-15T17:41:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «زنده نگاه داشته است از وقتی که {{روخط|خداوند}} این سخن را بموسی گفت هنگامی که اسرائیل در بیابان راه میرفتند و الا´ن اینک من امروز هشتاد و پنج ساله هستم * {{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و حال امروز قوّت من باقی است مثل روزی که موسی مرا فرستاد چنانکه قوّت من در آ...» ایجاد کرد
286484
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>زنده نگاه داشته است از وقتی که {{روخط|خداوند}} این سخن را بموسی گفت هنگامی که اسرائیل در بیابان راه میرفتند و الا´ن اینک من امروز هشتاد و پنج ساله هستم *
{{verse|۱۴|۱۱|color=black}} و حال امروز قوّت من باقی است مثل روزی که موسی مرا فرستاد چنانکه قوّت من در آن وقت بود همچنان قوّت من الا´ن است خواه برای جنگ کردن و خواه برای رفتن و آمدن *
{{verse|۱۴|۱۲|color=black}} پس الا´ن این کوه را بمن بده که در آن روز {{روخط|خداوند}} دربارهاش گفت زیرا تو در آن روز شنیدی که عناقیان در آنجا بودند و شهرهایش بزرگ و حصاردار است شاید {{روخط|خداوند}} با من خواهد بود تا ایشان را بیرون کنم چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته است *
{{verse|۱۴|۱۳|color=black}} پس یوشع او را برکت داد و حَبْرُون را بکالیب بنیفُنَّه بملکّیت بخشید *
{{verse|۱۴|۱۴|color=black}} بنابراین حَبْرُون تا امروز ملکّیت کالیب بنیفُنَّهٔ قَنِزّی شد زیرا که یهُوَه خدای اسرائیل را بتمامی دل پیروی نموده بود *
{{verse|۱۴|۱۵|color=black}} و قبل از آن نام حَبْرُون قریهٔ اَرْبع بود که او در میان عناقیان مرد بزرگترین بود پس زمین از جنگ آرام گرفت *
{{وسط|{{روخط|باب پانزدهم}}}}
{{فصل|۱۵}}
{{verse|۱۵|۱|color=black}} و قرعه بجهت سبط بنییهودا بهحسب قبایل ایشان بطرف جنوب بسر حد اَدُوم یعنی صحرای صین باقصای تیمان رسید *
{{verse|۱۵|۲|color=black}} و حد جنوبی ایشان از آخربحرالملح از خلیجی که متوجه بسمت جنوب است بود *
{{verse|۱۵|۳|color=black}} و بطرف جنوب فراز عَکْرَبِّیم بیرون آمده بصین گذشت و بجنوب قادِش بَرْنیع برآمده بحَصْرون گذشت و باَدّار برآمده بسوی قَرْقَع برگشت *
{{verse|۱۵|۴|color=black}} و از عَصمون گذشته بوادی مصر بیرون آمد و انتهای این حد تا بدریا بود این حد جنوبی شما خواهد بود *
{{verse|۱۵|۵|color=black}} و حد شرقی بحرالملح تا آخر اُرْدُن بود و حد طرف شمال از خلیج دریا تا آخر اُرْدُن بود *
{{verse|۱۵|۶|color=black}} و این حد تا بیت حُجلَه برآمده بطرف شمالی بیت عَرَبَه گذشت و این حد نزد سنگ بُهُنْ پسر رؤبین برآمد *
{{verse|۱۵|۷|color=black}} و این حد از وادی عَخور نزد دَبیرْ برآمد و بطرف شمال بسوی جِلْجال که مقابل فراز اَدُمّیم است که در جنوب وادی است متوجه میشود و این حد نزد آبهای عَین شمس گذشت و انتهایش نزد عین رُوجِل بود *
{{verse|۱۵|۸|color=black}} و این حد از وادی پسر هَنُّوم بجانب یبُوسی بطرف جنوب که همان اورشلیم باشد برآمد پس این حد بسوی قلهٔ کوهی که بطرف مغرب مقابل وادی هَنُّوم و بطرف شمال<noinclude></noinclude>
h3hqtpe8fj6kanzlnvf0y2ycoshrmmp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۴
104
87821
286485
2026-06-15T17:41:40Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بآخر وادی رفائیم است گذشت * {{verse|۱۵|۹|color=black}} و این حد از قلهٔ کوه بچشمه آبهای نَفْتُوح کشیده شد و نزد شهرهای کوه عَفْرون بیرون آمد و تا بَعْلَه که قریه یعاریم باشد کشیده شد * {{verse|۱۵|۱۰|color=black}} و این حد از بَعْلَه بطرف مغرب بکوه سَعیر برگشت و بطرف...» ایجاد کرد
286485
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بآخر وادی رفائیم است گذشت *
{{verse|۱۵|۹|color=black}} و این حد از قلهٔ کوه بچشمه آبهای نَفْتُوح کشیده شد و نزد شهرهای کوه عَفْرون بیرون آمد و تا بَعْلَه که قریه یعاریم باشد کشیده شد *
{{verse|۱۵|۱۰|color=black}} و این حد از بَعْلَه بطرف مغرب بکوه سَعیر برگشت و بطرف شمال از جانب کوه یعاریم که کسالون باشد گذشت و نزد بیتشمس بزیر آمده از تِمْنَه گذشت *
{{verse|۱۵|۱۱|color=black}} و این حد بسوی شمال از جانب عَقْرون بیرون آمد و تا شِکْرون کشیده شد و از کوه بَعْلَه گذشته نزد یبْنَئیل بیرون آمد و انتهای این حد دریا بود *
{{verse|۱۵|۱۲|color=black}} و حد غربیدریای بزرگ و کناره آن بود این است حدود بنییهودا از هر طرف بحسب قبایل ایشان *
{{verse|۱۵|۱۳|color=black}} و بکالیب بنیفُنَّه بحسب آنچه {{روخط|خداوند}} بیوشع فرموده بود در میان بنییهودا قسمتی داد یعنی قریهٔ اَرْبَع پدر عَناق که حَبْرُون باشد *
{{verse|۱۵|۱۴|color=black}} و کالیب سه پسر عَناق یعنی شِیشَی و اَخیمان و تَلمَی اولاد عَناق را از آنجا بیرون کرد *
{{verse|۱۵|۱۵|color=black}} و از آنجا بساکنان دَبیرْ برآمد و اسم دَبیرْ قبل از آن قریه سِفْر بود *
{{verse|۱۵|۱۶|color=black}} و کالیب گفت هر که قریه سِفْر را بزند و آن را بگیرد دختر خود عَکْسَه را بزنی باو خواهم داد *
{{verse|۱۵|۱۷|color=black}} و عتنئیل پسر قناز برادر کالیب آن را گرفت و دختر خود عَکْسَه را باو بزنی داد *
{{verse|۱۵|۱۸|color=black}} و چون او نزد وی آمد او را ترغیب کرد که از پدر خود زمینی طلب نماید و دختر از الاغ خود پایین آمد و کالیب وی را گفت چه میخواهی *
{{verse|۱۵|۱۹|color=black}} گفت مرا برکت ده چونکه زمین جنوبی را بمن دادهای چشمههای آب نیز بمن بده پس چشمههای بالا و چشمههای پایین را باو بخشید *
{{verse|۱۵|۲۰|color=black}} این است مِلک سبط بنییهودا بحسب قبایل ایشان *
{{verse|۱۵|۲۱|color=black}} و شهرهای انتهائی سبط بنییهودا بسمت جنوب بر سرحد اَدُوم قَبْصَئیل و عِیدَر و یاجُور بود *
{{verse|۱۵|۲۲|color=black}} و قِینَه و دِیمُونَه و عَدْعَدَه *
{{verse|۱۵|۲۳|color=black}} و قادِش و حاصور و یتْنان *
{{verse|۱۵|۲۴|color=black}} و زیف و طالَم و بَعْلوت *
{{verse|۱۵|۲۵|color=black}} و حاصور حَدَتَّه و قِریوت حَصْرُون که حاصور باشد *
{{verse|۱۵|۲۶|color=black}} اَمام و شَماع و مولادَه *
{{verse|۱۵|۲۷|color=black}} و حَصَرْجَدَّه و حَشْمون و بیت فالَط *
{{verse|۱۵|۲۸|color=black}} و حَصَر شوعال و بیرشَبَع و بِزْیوتِیه *
{{verse|۱۵|۲۹|color=black}} و بَعالَه و عِییم و عاصَم *
{{verse|۱۵|۳۰|color=black}} و اَلْتُولَدْ و کسِیل و حُرْمَه *
{{verse|۱۵|۳۱|color=black}} و صِقلج و مَدْمَنَّه و سَنْسَنَّه *
{{verse|۱۵|۳۲|color=black}} و لَباوُت و سِلْخِیم و عَین و رِمُّون جمیع این شهرها با دهات آنها بیست و نه میباشد *
{{verse|۱۵|۳۳|color=black}} و در هامُون اَشْتاوُل و صَرْعَه و اَشْنَه *
{{verse|۱۵|۳۴|color=black}} و زانوح و عَین جِنِّیم و تَفُّوح و عَینام *
{{verse|۱۵|۳۵|color=black}} و یرْمُوت و عَدُّلام و سوکوه و عَزِیقَه *
{{verse|۱۵|۳۶|color=black}} و شَعْراِیم و عَدیتایم و اَلْجَدِیرَه و جُدَیرُتایم چهارده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۳۷|color=black}} صَنان و حَداشاه و مِجْدَل جاد *
{{verse|۱۵|۳۸|color=black}} و دِلْعان و المِصْفَه<noinclude></noinclude>
i8fvm7ycyu6nszqgq541jpggijg9kmt
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۵
104
87822
286486
2026-06-15T17:46:16Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و یقْتَئِیل * {{verse|۱۵|۳۹|color=black}} و لاخیش و بُصْقَه و عَجْلون * {{verse|۱۵|۴۰|color=black}} و کَبُّون و لَحمان و کِتلِیش * {{verse|۱۵|۴۱|color=black}} و جَدیروت و بیتداجون و نَعَمه و مَقِّیدَه شانزده شهر با دهات آنها * {{verse|۱۵|۴۲|color=black}} و لِبْنَه و عاتَر و عاشان * {{verse|۱۵...» ایجاد کرد
286486
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و یقْتَئِیل *
{{verse|۱۵|۳۹|color=black}} و لاخیش و بُصْقَه و عَجْلون *
{{verse|۱۵|۴۰|color=black}} و کَبُّون و لَحمان و کِتلِیش *
{{verse|۱۵|۴۱|color=black}} و جَدیروت و بیتداجون و نَعَمه و مَقِّیدَه شانزده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۴۲|color=black}} و لِبْنَه و عاتَر و عاشان *
{{verse|۱۵|۴۳|color=black}} و یفْتاح و اَشْنَه و نَصیب *
{{verse|۱۵|۴۴|color=black}} و قَعِیلَه و اَکْزیب و مَریشَه نه شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۴۵|color=black}} و عَقْرُون و قصبهها و دهات آن *
{{verse|۱۵|۴۶|color=black}} از عَقْرُون تا دریا همهٔ که باطراف اَشْدُود بود با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۴۷|color=black}} و اَشْدُود و قصبهها و دهات آن و غَزا و قصبهها و دهات آن تا وادی مصر و تا دریای بزرگ و کنار آن *
{{verse|۱۵|۴۸|color=black}} و در کوهستان شامیر و یتّیر و سُوکوه *
{{verse|۱۵|۴۹|color=black}} و دَنَّه و قریه سَنَّه که دَبیرْ باشد *
{{verse|۱۵|۵۰|color=black}} و عَناب و اَشْتَمُوه و عانیم *
{{verse|۱۵|۵۱|color=black}} و جَوشَن و حُولون و جیلوه یازده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۵۲|color=black}} و اَراب و دُومَه و اَشعان *
{{verse|۱۵|۵۳|color=black}} و یانوم و بیت تفَّوُح و افَیقَه *
{{verse|۱۵|۵۴|color=black}} و حُمْطَه و قریه اَربَع که حَبْرُون باشد و صیعور نه شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۵۵|color=black}} و مَعُون و کَرْمَل و زیف و یوطَه *
{{verse|۱۵|۵۶|color=black}} و یزْرَعِیل و یقْدَعام و زانوح *
{{verse|۱۵|۵۷|color=black}} و القاین و جِبْعَه و تِمْنَه ده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۵۸|color=black}} و حَلْحول و بیت صور و جَدُور *
{{verse|۱۵|۵۹|color=black}} و معارات و بیتعَنُوت و الْتَقُون شش شهر با دهاتآنها *
{{verse|۱۵|۶۰|color=black}} و قریه بَعل که قریه یعاریم باشد و اَلْرَبَّه دو شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۶۱|color=black}} و در بیابان بیتعَرَبَه و مِدّین و سکاکَه *
{{verse|۱۵|۶۲|color=black}} و اَلْنِبشان و مَدینَةُالملح و عین جدی شش شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۵|۶۳|color=black}} و اما یبوسیان که ساکن اورشلیم بودند بنییهودا نتوانستند ایشان را بیرون کنند پس یبوسیان با بنییهودا تا امروز در اورشلیم ساکنند *
{{وسط|{{روخط|باب شانزدهم}}}}
{{فصل|۱۶}}
{{verse|۱۶|۱|color=black}} و قرعه برای بنییوسف بسمت مشرق از اُرْدُن اریحا بطرف آبهای اریحا تا صحرائی که از اریحا بسوی کوه بیتئیل بر میآید بیرون آمد *
{{verse|۱۶|۲|color=black}} و از بیتئیل تا لوز برآمده بسرحد اَرْکیان تا عَطاروت گذشت *
{{verse|۱۶|۳|color=black}} و بسمت مغرب بسرحد یفلیطیان تا کنار بیتحورون پایین و تا جازَرِ پایین آمد و انتهایش تا دریا بود *
{{verse|۱۶|۴|color=black}} پس پسران یوسف مَنَسَّی و افرایم ملک خود را گرفتند *
{{verse|۱۶|۵|color=black}} و حدود بنیافرایم بحسب قبایل ایشان چنین بود که حد شرقی ملک ایشان عطاروت اَدّار تا بیتحورونِ بالا بود *
{{verse|۱۶|۶|color=black}} و حد غربی ایشان بطرف شمال نزد مَکْمِیت برآمد و حد ایشان بسمت مشرق بهتأنه شیلوه برگشته بطرف مشرقِ یانُوحَه از آن گذشت *
{{verse|۱۶|۷|color=black}} و از یانوحه بعطاروت<noinclude></noinclude>
3nw0ze5ra68z80k1a7yzglhnniam4oa
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۶
104
87823
286487
2026-06-15T17:48:11Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و نَعْرَه پایین آمده باریحا رسید و باُرْدُن منتهی شد * {{verse|۱۶|۸|color=black}} و سرحد غربی آن از تَفّوُح تا وادی قانَه رفت و آخر آن بدریا بود این استمِلک سبط بنیافرایم بحسب قبایل ایشان * {{verse|۱۶|۹|color=black}} علاوه بر شهرهائی که از میان ملک بنمَنَسَّی برای ب...» ایجاد کرد
286487
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و نَعْرَه پایین آمده باریحا رسید و باُرْدُن منتهی شد *
{{verse|۱۶|۸|color=black}} و سرحد غربی آن از تَفّوُح تا وادی قانَه رفت و آخر آن بدریا بود این استمِلک سبط بنیافرایم بحسب قبایل ایشان *
{{verse|۱۶|۹|color=black}} علاوه بر شهرهائی که از میان ملک بنمَنَسَّی برای بنیافرایم جدا شده بود جمیع شهرها با دهات آنها بود *
{{verse|۱۶|۱۰|color=black}} و کنعانیان را که در جازَر ساکن بودند بیرون نکردند پس کنعانیان تا امروز در میان افرایم ساکنند و برای جزیه بندگان شدند *
{{وسط|{{روخط|باب هفدهم}}}}
{{فصل|۱۷}}
{{verse|۱۷|۱|color=black}} و قسمت سبط مَنَسَّی این شد زیرا کهاو نخستزادهٔ یوسف بود و اما ماکیر نخستزادهٔ مَنَسَّی که پدر جِلْعاد باشد چونکه مرد جنگی بود جِلْعاد و باشان باو رسید *
{{verse|۱۷|۲|color=black}} و برای پسران دیگر مَنَسَّی بحسب قبایل ایشان قسمتی شد یعنی برای پسران اَبیعَزَر و برای پسران هالَک و برای پسران اَسْرِئیل و برای پسران شَکیم و برای پسران حافَرْ و برای پسران شَمیداع اینان اولاد ذکور مَنَسَّی بنیوسف برحسب قبایل ایشان میباشند *
{{verse|۱۷|۳|color=black}} و اما صَلُفْحاد بنحافَر بنجِلْعاد بنماکیر بنمَنَسَّی را پسران نبود بلکه دختران و اینهاست نامهای دخترانش مَحْلَه و نُوْعَه و حُجْلَه و مِلْکَه و تِرْصَه *
{{verse|۱۷|۴|color=black}} پس ایشان نزد العازار کاهن و نزد یوشع بننون و نزد رؤسا آمده گفتند که {{روخط|خداوند}} موسی را امر فرمود که ملکی در میان برادران ما بما بدهد پس برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} ملکی در میان برادران پدرشان بایشان داد *
{{verse|۱۷|۵|color=black}} و بمَنَسَّی سوای زمین جِلعاد و باشان که بآن طرف اُرْدُن واقع است ده حصّه رسید *
{{verse|۱۷|۶|color=black}} زیرا که دختران مَنَسَّی ملکی در میان پسرانش یافتند و پسران دیگر مَنَسَّی جِلْعاد را یافتند *
{{verse|۱۷|۷|color=black}} و حد مَنَسَّی از اشیر تا مَکْمَتَه که مقابل شَکیم است بود و حدش بطرف راست تا ساکنان عین تَفُّوح رسید *
{{verse|۱۷|۸|color=black}} و زمین تَفُّوح از آن مَنَسَّی بود اما تَفُّوح که بسرحد مَنَسَّی واقع است از آن بنیافرایم بود *
{{verse|۱۷|۹|color=black}} و حدش بوادی قانه یعنی بطرف جنوب وادی برآمد و این شهرها از میان شهرهای مَنَسَّی ملک افرایم بود و حد مَنَسَّی بطرف شمال وادی و انتهایش بدریا بود *
{{verse|۱۷|۱۰|color=black}} جنوب آن از آنِ افرایم و شمال آن از آن مَنَسَّی و دریا حد او بود و ایشان بسوی شمال تا اَشیر و بسوی مشرق تا یسّاکار رسیدند *
{{verse|۱۷|۱۱|color=black}} و مَنَسَّی در یسّاکار و در اَشیر بیتشان و قصبههایش<noinclude></noinclude>
91l7dvui0mnij21zl2rw5ufclqvfknb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۷
104
87824
286488
2026-06-15T17:48:30Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و یبْلَعام و قصبههایش و ساکنان دُور و قصبههایش و ساکنان عین دور و قصبههایش و ساکنان تَعْناک و قصبههایش و ساکنان مَجِدُّو و قصبههایش یعنی سه محال کوهستانی داشت * {{verse|۱۷|۱۲|color=black}} لیکن بنیمَنَسَّی ساکنان آن شهرها را نتوانستند بیرون کنند و کنعا...» ایجاد کرد
286488
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و یبْلَعام و قصبههایش و ساکنان دُور و قصبههایش و ساکنان عین دور و قصبههایش و ساکنان تَعْناک و قصبههایش و ساکنان مَجِدُّو و قصبههایش یعنی سه محال کوهستانی داشت *
{{verse|۱۷|۱۲|color=black}} لیکن بنیمَنَسَّی ساکنان آن شهرها را نتوانستند بیرون کنند و کنعانیان جازم بودند که در آن زمین ساکن باشند *
{{verse|۱۷|۱۳|color=black}} و واقع شد که چون بنی اسرائیل قوت یافتند از کنعانیان جزیه گرفتند لیکن ایشان را بالکل بیرون نکردند *
{{verse|۱۷|۱۴|color=black}} و بنییوسف یوشع را خطاب کرده گفتند چرا یک قرعه و یک حصه فقط بمن برای ملکّیت دادی و حال آنکه من قوم بزرگ هستم چونکه {{روخط|خداوند}} تا الا´ن مرا برکت داده است *
{{verse|۱۷|۱۵|color=black}} یوشع بایشان گفت اگر تو قوم بزرگ هستی بجنگل برآی و در آنجا در زمین فَرِزّیان و رفائیان برای خود مکانی صاف کن چونکه کوهستان افرایم برای تو تنگ است *
{{verse|۱۷|۱۶|color=black}} بنییوسف گفتند کوهستان برای ما کفایتنمیکند و جمیع کنعانیان که در زمین وادی ساکنند ارابههای آهنین دارند چه آنانی که در بیتشان و قصبههایش و چه آنانی که در وادی یزْرَعِیل هستند *
{{verse|۱۷|۱۷|color=black}} پس یوشع بخاندان یوسف یعنی بافرایم و مَنَسَّی خطاب کرده گفت تو قوم بزرگ هستی و قوت بسیار داری برای تو یک قرعه نخواهد بود *
{{verse|۱۷|۱۸|color=black}} بلکه کوهستان نیز از آن تو خواهد بود و اگر چه آن جنگل است آن را خواهی برید و تمامی حدودش مال تو خواهد بود زیرا که کنعانیان را بیرون خواهی کرد اگر چه ارابههای آهنین داشته و زورآور باشند *
{{وسط|{{روخط|باب هجدهم}}}}
{{فصل|۱۸}}
{{verse|۱۸|۱|color=black}} و تمامی جماعت بنی اسرائیل در شیلوه جمع شده خیمهٔ اجتماع را در آنجا برپا داشتند و زمین پیش روی ایشان مغلوب بود *
{{verse|۱۸|۲|color=black}} و از بنی اسرائیل هفت سبط باقی ماندند که هنوز ملک خود را تقسیم نکرده بودند *
{{verse|۱۸|۳|color=black}} و یوشع ببنی اسرائیل گفت شما تا بکی کاهلی میورزید و داخل نمیشوید تا در آن زمینی که یهُوَه خدای پدران شما بشما داده است تصرف نمایید *
{{verse|۱۸|۴|color=black}} سه نفر برای خود از هر سبط انتخاب کنید تا ایشان را روانه نمایم و برخاسته از میان زمین گردش کرده آن را برحسب ملکهای خود ثبت کنند و نزد من خواهند برگشت *
{{verse|۱۸|۵|color=black}} و آن را بهفت حصّه تقسیم کنند و یهودا بسمت جنوب بحدود خود خواهد ماند و خاندان یوسف بسمت شمال بحدود خود خواهد ماند *<noinclude></noinclude>
r028sbdv8rqgmvoqymmk5ycjhhlmu1k
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۸
104
87825
286489
2026-06-15T18:29:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۱۸|۶|color=black}} و شما زمین را بهفت حصّه ثبت کرده آن را نزد من اینجا بیاورید و من برای شما در اینجا در حضور یهُوَه خدای ما قرعه خواهم انداخت * {{verse|۱۸|۷|color=black}} زیرا که لاویان در میان شما هیچ نصیب ندارند چونکه کهانت {{روخط|خداوند}} نصیب ایشان است و ج...» ایجاد کرد
286489
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۸|۶|color=black}} و شما زمین را بهفت حصّه ثبت کرده آن را نزد من اینجا بیاورید و من برای شما در اینجا در حضور یهُوَه خدای ما قرعه خواهم انداخت *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} زیرا که لاویان در میان شما هیچ نصیب ندارند چونکه کهانت {{روخط|خداوند}} نصیب ایشان است و جاد و رؤبین و نصف سبط مَنَسَّی ملک خود را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بایشان داده بود در آن طرف اُرْدُن بسمت شرقی گرفتهاند *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} پس آن مردان برخاسته رفتند و یوشع آنانی را که برای ثبت کردن زمین میرفتند امر فرموده گفت بروید و در زمین گردش کرده آن را ثبت نمایید و نزد من برگردید تا در اینجا در حضور {{روخط|خداوند}} در شیلوه برای شما قرعه اندازم *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} پس آن مردان رفته از میان زمین گذشتند و آن را بهفت حصه بحسب شهرهایش در طوماری ثبت نموده نزد یوشع باردو در شیلوه برگشتند *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و یوشع بحضور {{روخط|خداوند}} در شیلوه برای ایشان قرعه انداخت و در آنجا یوشع زمین را برای بنی اسرائیل برحسب فرقههای ایشان تقسیم نمود *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و قرعه سبط بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان برآمد و حدود حصهٔ ایشان در میان بنییهودا و بنییوسف افتاد *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} و حد ایشان بسمت شمال از اُرْدُن بود و حد ایشان بطرف اریحا بسوی شمال برآمد و از میان کوهستان بسوی مغرب بالا رفت و انتهایش بصحرای بیتآون بود *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و حد ایشان از آنجا تا لوز گذشت یعنی بجانب لوز جنوبی که بیتئیل باشد و حد ایشان بسوی عطاروت ادار بر جانب کوهی که بجنوب بیت حورون پایین است رفت *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و حدش کشیده شد و بجانب مغرب بسوی جنوب از کوهی که در مقابل بیت حورون جنوبی است گذشت و انتهایش نزد قریهبعل بود که آن را قریت یعاریم میگویند و یکی از شهرهای بنییهوداست این جانب غربی است *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} و جانب جنوبی از انتهای قریت یعاریم بود و این حد بطرف مغرب میرفت و بسوی چشمهٔ آبهای نَفْتُوح برآمد *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} و این حد بانتهای کوهی که در مقابل درهٔ ابنهَنُّوم است که در جنوب وادی رفائیم باشد برآمد و بسوی درهٔ هَنُّوم بجانب جنوبی یبوسیان رفته تا عَین رَوجَل رسید *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و از طرف شمال کشیده شده بسوی عین شمس رفت و بجلیلوت که در مقابل سر بالای اَدُمّیم است برآمد و بسنگ بُوهَن بنرؤبین بزیر آمد *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و بجانب شمالی در مقابل عربه گذشته بعَرَبَه بزیـر آمـد *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و این حد<noinclude></noinclude>
rc8ytsyv1ji4qvr9jzl66giiknqi7dc
286491
286489
2026-06-15T18:30:42Z
Hanooz
17889
286491
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۱۸|۶|color=black}} و شما زمین را بهفت حصّه ثبت کرده آن را نزد من اینجا بیاورید و من برای شما در اینجا در حضور یهُوَه خدای ما قرعه خواهم انداخت *
{{verse|۱۸|۷|color=black}} زیرا که لاویان در میان شما هیچ نصیب ندارند چونکه کهانت {{روخط|خداوند}} نصیب ایشان است و جاد و رؤبین و نصف سبط مَنَسَّی ملک خود را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بایشان داده بود در آن طرف اُرْدُن بسمت شرقی گرفتهاند *
{{verse|۱۸|۸|color=black}} پس آن مردان برخاسته رفتند و یوشع آنانی را که برای ثبت کردن زمین میرفتند امر فرموده گفت بروید و در زمین گردش کرده آن را ثبت نمایید و نزد من برگردید تا در اینجا در حضور {{روخط|خداوند}} در شیلوه برای شما قرعه اندازم *
{{verse|۱۸|۹|color=black}} پس آن مردان رفته از میان زمین گذشتند و آن را بهفت حصه بحسب شهرهایش در طوماری ثبت نموده نزد یوشع باردو در شیلوه برگشتند *
{{verse|۱۸|۱۰|color=black}} و یوشع بحضور {{روخط|خداوند}} در شیلوه برای ایشان قرعه انداخت و در آنجا یوشع زمین را برای بنی اسرائیل برحسب فرقههای ایشان تقسیم نمود *
{{verse|۱۸|۱۱|color=black}} و قرعه سبط بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان برآمد و حدود حصهٔ ایشان در میان بنییهودا و بنییوسف افتاد *
{{verse|۱۸|۱۲|color=black}} و حد ایشان بسمت شمال از اُرْدُن بود و حد ایشان بطرف اریحا بسوی شمال برآمد و از میان کوهستان بسوی مغرب بالا رفت و انتهایش بصحرای بیتآون بود *
{{verse|۱۸|۱۳|color=black}} و حد ایشان از آنجا تا لوز گذشت یعنی بجانب لوز جنوبی که بیتئیل باشد و حد ایشان بسوی عطاروت ادار بر جانب کوهی که بجنوب بیت حورون پایین است رفت *
{{verse|۱۸|۱۴|color=black}} و حدش کشیده شد و بجانب مغرب بسوی جنوب از کوهی که در مقابل بیت حورون جنوبی است گذشت و انتهایش نزد قریهبعل بود که آن را قریت یعاریم میگویند و یکی از شهرهای بنییهوداست این جانب غربی است *
{{verse|۱۸|۱۵|color=black}} و جانب جنوبی از انتهای قریت یعاریم بود و این حد بطرف مغرب میرفت و بسوی چشمهٔ آبهای نَفْتُوح برآمد *
{{verse|۱۸|۱۶|color=black}} و این حد بانتهای کوهی که در مقابل درهٔ ابنهَنُّوم است که در جنوب وادی رفائیم باشد برآمد و بسوی درهٔ هَنُّوم بجانب جنوبی یبوسیان رفته تا عَین رَوجَل رسید *
{{verse|۱۸|۱۷|color=black}} و از طرف شمال کشیده شده بسوی عین شمس رفت و بجلیلوت که در مقابل سر بالای اَدُمّیم است برآمد و بسنگ بُوهَن بنرؤبین بزیر آمد *
{{verse|۱۸|۱۸|color=black}} و بجانب شمالی در مقابل عربه گذشته بعَرَبَه بزیـر آمـد *
{{verse|۱۸|۱۹|color=black}} و این حد بجانب بیتحُجْلَه بسوی شمال گذشت و آخر این حد بخلیج شمالی بحرالملح نزد انتهای جنوبی اُرْدُن بود این حد<noinclude></noinclude>
5cqhkjo37necfly7r6saph4w5280evi
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۶۹
104
87826
286490
2026-06-15T18:30:26Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «جنوبی است * {{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و بطرف مشرق حد آن اُرْدُن بود و ملک بنیبنیامین بحسب حدودش بهر طرف و برحسب قبایل ایشان این بود * {{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و این است شهرهای سبط بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان اریحا و بیتحُجْلَه و عیمق قصیص * {{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و...» ایجاد کرد
286490
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>جنوبی است *
{{verse|۱۸|۲۰|color=black}} و بطرف مشرق حد آن اُرْدُن بود و ملک بنیبنیامین بحسب حدودش بهر طرف و برحسب قبایل ایشان این بود *
{{verse|۱۸|۲۱|color=black}} و این است شهرهای سبط بنیبنیامین برحسب قبایل ایشان اریحا و بیتحُجْلَه و عیمق قصیص *
{{verse|۱۸|۲۲|color=black}} و بیتعربه و صَمارایم و بیتئیل *
{{verse|۱۸|۲۳|color=black}} و عَوّیم و فارَه و عُفْرَت *
{{verse|۱۸|۲۴|color=black}} و کَفَر عَمّونی و عُفْنی و جابَع دوازده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۸|۲۵|color=black}} و جَبَعُون و رامَه و بئیروت *
{{verse|۱۸|۲۶|color=black}} و مِصْفَه و کَفِیرَه و موصَه *
{{verse|۱۸|۲۷|color=black}} و راقَم و یرْفَئیل و تَرالَه *
{{verse|۱۸|۲۸|color=black}} و صَیلَه و آلَف و یبوسی که اورشلیم باشد و جِبْعَه و قِرْیت چهارده شهر با دهات آنها این ملک بنیبنیامین بحسب قبایل ایشان بود *
{{وسط|{{روخط|باب نوزدهم}}}}
{{فصل|۱۹}}
{{verse|۱۹|۱|color=black}} و قرعه دومین برای شَمَعون برآمدیعنی برای سبط بنیشمعون برحسب قبایل ایشان و ملک ایشان در میان ملک بنییهودا بود *
{{verse|۱۹|۲|color=black}} و اینها نصیب ایشان شد یعنی بئیر شَبَع و شَبَع و مولادا *
{{verse|۱۹|۳|color=black}} و حَصَر شوعال و بالَح و عاصَم *
{{verse|۱۹|۴|color=black}} و اَلْتولَد و بَتُول و حُرْمَه *
{{verse|۱۹|۵|color=black}} صِقْلَغْ و بیت مَرْکَبوت و حَصَرْ سُوسَه *
{{verse|۱۹|۶|color=black}} و بیت لَباعُوت و شاروحَن سیزده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۷|color=black}} و عین و رِمّون و عاتَر و عاشان چهار شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۸|color=black}} و تمامی دهاتی که در اطراف این شهرها تا بَعْلَت بئیر رامهٔ جنوبی بود ملک سبط بنیشَمَعون بر حسب قبایل ایشان این بود *
{{verse|۱۹|۹|color=black}} و ملک بنیشمعون از میان قسمت بنییهودا بود زیرا قسمت بنییهودا برای ایشان زیاد بود پس بنیشمعون ملک خود را از میان ملک ایشان گرفتند *
{{verse|۱۹|۱۰|color=black}} و قرعه سوم برای بنیزَبُولُون برحسب قبایل ایشان برآمد و حد ملک ایشان تا سارید رسید *
{{verse|۱۹|۱۱|color=black}} و حد ایشان بطرف مغرب تا مَرْعَلَه رفت و تا دبّاشَه رسید و تا وادی که در مقابل یقْنَعام است رسید *
{{verse|۱۹|۱۲|color=black}} و از سارِید بسمت مشرق بسوی مطلع آفتاب تا سرحد کِسْلُوت تابور پیچید و نزد دابَرَه بیرون آمده بیافِیع رسید *
{{verse|۱۹|۱۳|color=black}} و از آنجا بطرف مشرق تا جَتْ حافَر و تا عِتّ قاصِین گذشته نزد رِمّون بیرون آمد و تا نَیعَه کشیده شد *
{{verse|۱۹|۱۴|color=black}} و این حد بطرف شمال تا حَنّاتُون آن را احاطه کرد و آخرش نزد وادی یفْتَحْئیل بود *
{{verse|۱۹|۱۵|color=black}} و قَّطَه و نَهْلال و شِمْرُون و یدالَه و بیتلَحَم دوازده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۱۶|color=black}} این ملک بنیزَبُولُون برحسب قبایل ایشان بود یعنی این شهرها با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۱۷|color=black}} و قرعه چهارم برای یساکار<noinclude></noinclude>
d9f52gia1tpnlscp1unpc7hyuminbzr
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۰
104
87827
286492
2026-06-15T18:32:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برآمد یعنی برای بنییسّاکار برحسب قبایل ایشان * {{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و حد ایشان تا یزْرَعِیل و کِسْلُوت و شُوْنَم بود * {{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و حَفارایم و شَیئُون و اَناحَره * {{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و رَبِّیت و قِشْیون و آبَص * {{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و رَمَه و عَین...» ایجاد کرد
286492
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برآمد یعنی برای بنییسّاکار برحسب قبایل ایشان *
{{verse|۱۹|۱۸|color=black}} و حد ایشان تا یزْرَعِیل و کِسْلُوت و شُوْنَم بود *
{{verse|۱۹|۱۹|color=black}} و حَفارایم و شَیئُون و اَناحَره *
{{verse|۱۹|۲۰|color=black}} و رَبِّیت و قِشْیون و آبَص *
{{verse|۱۹|۲۱|color=black}} و رَمَه و عَین جَنّیم و عین حَدّه و بیت فَصّیص *
{{verse|۱۹|۲۲|color=black}} و این حد بتابُور و شَحْصیمَه و بیتشَمْس رسید و آخر حد ایشان نزد اُرْدُن بود یعنی شانزده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۲۳|color=black}} این ملک سبط بنییساکار برحسب قبایل ایشان بود یعنی شهرها با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۲۴|color=black}} و قرعه پنجم برای سبط بنیاَشیر برحسب قبایل ایشان بیرون آمد *
{{verse|۱۹|۲۵|color=black}} و حد ایشان حلْقَه و حَلِی و باطَن و اَکْشاف *
{{verse|۱۹|۲۶|color=black}} و اَلَّمَّلَک و عَمْعاد و مِشْآل و بطرف مغرب بکَرْمَل و شِیحُورْ لِبْنَه رسید *
{{verse|۱۹|۲۷|color=black}} و بسوی مشرق آفتاب ببیت داجُون پیچیده تا زَبُولُون رسید و بطرف شمال تا وادی یفْتَحْئِیل و بیت عامَق و نَعِیئِیل وبه طرف چپ نزد کابول بیرون آمد *
{{verse|۱۹|۲۸|color=black}} و بحَبْرُون و رحوُب و حَمُّون و قانَه تا صیدونِ بزرگ *
{{verse|۱۹|۲۹|color=black}} واین حد بسوی رامَه بشهر حصاردار صور پیچید و این حد بسوی حُوْصَه برگشت و انتهایش نزد دریا در دیار اکْزیبْ بود *
{{verse|۱۹|۳۰|color=black}} و عَمّهَ و عَفیق و رَحُوْب و بیست و دو شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۳۱|color=black}} ملک سبط بنیاشیر برحسب قبایل ایشان این بودیعنی این شهرها با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۳۲|color=black}} و قرعه ششم برای بنینَفْتالی بیرون آمد یعنی برای بنینَفْتالی برحسب قبایل ایشان *
{{verse|۱۹|۳۳|color=black}} و حد ایشان از حالَف از بلوطی که در صَعَنَیم است و اَدامی و ناقَب و یبْنَئیل تا لَقُّوم بود و آخرش نزد اُرْدُن بود *
{{verse|۱۹|۳۴|color=black}} و حدش بسمت مغرب بسوی ازنوت تا بور پیچید و از آنجا تا حقوق بیرون آمد و بسمت جنوب بزَبُولُون رسید و بسمت مغرب باَشیر رسید و بسمت مشرق بیهودا نزد اُرْدُن *
{{verse|۱۹|۳۵|color=black}} و شهرهای حصاردار صِدّیم و صَیر و حَمَّهٔ و رَقَّهٔ و کِنّارَهٔ *
{{verse|۱۹|۳۶|color=black}} و ادَامَه و رامَه و حاصُور *
{{verse|۱۹|۳۷|color=black}} و قادِش و اذْرَعَی و عَین حاصُور *
{{verse|۱۹|۳۸|color=black}} و یرْون و مَجْدَلْئِیل و حُورِیم و بیت عَناه و بیت شَمْس نوزده شهر با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۳۹|color=black}} ملک سبط بنینَفْتالی برحسب قبایل ایشان این بود یعنی شهرها با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۴۰|color=black}} و قرعه هفتم برای سبط بنیدان برحسب قبایل ایشان بیرون آمد *
{{verse|۱۹|۴۱|color=black}} و حد ملک ایشان صَرْعَه و اَشْتَئول و عِیر شَمْس بود *
{{verse|۱۹|۴۲|color=black}} و شَعَلَبِّین و اَیلُون و یتْلَه *
{{verse|۱۹|۴۳|color=black}} و اَیلُون و تِمْنَه و عَقْرُون *
{{verse|۱۹|۴۴|color=black}} و اَلْتَقِیه و جِبَّتُون و بَعْلَه *
{{verse|۱۹|۴۵|color=black}} و یهود و بنیبَرق و جَتْ رِمّون *
{{verse|۱۹|۴۶|color=black}} و میاه یرْقُون و رَقُّون با سر حدی که در مقابل یافا است *
{{verse|۱۹|۴۷|color=black}} و حد بنیدان از طرف ایشان<noinclude></noinclude>
fxkzabac2rxfe9dnkwckfixub69ia9z
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۱
104
87828
286493
2026-06-15T18:32:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بیرون رفت زیر که بنیدان برآمده با لَشَم جنگ کردند و آن را گرفته بدم شمشیر زدند و متصرف شده در آن سکونت گرفتند پس لَشَم را دان نامیدند موافق اسم دان که پدر ایشان بود * {{verse|۱۹|۴۸|color=black}} این است ملک سبط بنیدان برحسب قبایلایشان یعنی این شهرها با دها...» ایجاد کرد
286493
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بیرون رفت زیر که بنیدان برآمده با لَشَم جنگ کردند و آن را گرفته بدم شمشیر زدند و متصرف شده در آن سکونت گرفتند پس لَشَم را دان نامیدند موافق اسم دان که پدر ایشان بود *
{{verse|۱۹|۴۸|color=black}} این است ملک سبط بنیدان برحسب قبایلایشان یعنی این شهرها با دهات آنها *
{{verse|۱۹|۴۹|color=black}} و چون از تقسیم کردن زمین برحسب حدودش فارغ شدند بنی اسرائیل ملکی را در میان خود بیوشع بننون دادند *
{{verse|۱۹|۵۰|color=black}} برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} شهری که او خواست یعنی تِمْنَه سارَح را در کوهستان افرایم باو دادند پس شهر را بنا کرده در آن ساکن شد *
{{verse|۱۹|۵۱|color=black}} این است ملکهائی که العازار کاهن با یوشع بننون و رؤسای آبای اسباط بنی اسرائیل در شیلوه بحضور {{روخط|خداوند}} نزد در خیمهٔ اجتماع بقرعه تقسیم کردند پس از تقسیم نمودن زمین فارغ شدند *
{{وسط|{{روخط|باب بیستم}}}}
{{فصل|۲۰}}
{{verse|۲۰|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} یوشع را خطاب کرده گفت *
{{verse|۲۰|۲|color=black}} بنی اسرائیل را خطاب کرده بگو شهرهای ملجائی را که دربارهٔ آنها بواسطه موسی بشما سخن گفتم برای خود معین سازید *
{{verse|۲۰|۳|color=black}} تا قاتلی که کسی را سهواً و ندانسته کشته باشد بآنها فرار کند و آنها برای شما از ولی مقتول ملجا باشد *
{{verse|۲۰|۴|color=black}} و او بیکی از این شهرها فرار کرده و بمدخل دروازهٔ شهر ایستاده بگوش مشایخ شهر ماجرای خود را بیان کند و ایشان او را نزد خود بشهر درآورده مکانی باو بدهند تا با ایشان ساکن شود *
{{verse|۲۰|۵|color=black}} و اگر ولّی مقتول او را تعاقب کند قاتل را بدست او نسپارند زیرا که همسایهٔ خود را از نادانستگی کشته و او را پیش از آن دشمن نداشته بود *
{{verse|۲۰|۶|color=black}} و در آن شهر تا وقتی که بهجهت محاکمه بحضور جماعت حاضر شود تا وفات رئیس کهنه که در آن ایام میباشد توقف نماید و بعد از آن قاتل برگشته بشهر و بخانه خود یعنی بشهری که از آن فرار کرده بود داخل شود *
{{verse|۲۰|۷|color=black}} پس قادش را در جلیل در کوهستان نَفْتالی و شکیم را در کوهستان افرایم و قریه اربع را که حَبْرُون باشد در کوهستان یهودا تقدیس نمودند *
{{verse|۲۰|۸|color=black}} و از آن طرف اُرْدُن بسمت مشرق اریحا باصر را در صحرا در بیابان از سبط رؤبین و راموت را در جِلْعاد از سبط جاد و جولان را در باشان از سبط مَنَسَّی تعیین نمودند *
{{verse|۲۰|۹|color=black}} اینهاست شهرهائی که برای تمامی بنی اسرائیل و برای غریبی که در میان ایشان مأوا گزیند<noinclude></noinclude>
e2zl4ihkm4nsew5nufakxf7c5j5e44u
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۲
104
87829
286494
2026-06-15T18:32:54Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «معین شده بود تا هر که کسی را سهواً کشته باشد بآنجا فرار کند و بدست ولی مقتول کشته نشود تا وقتی که بحضور جماعت حاضر شود * {{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}} {{فصل|۲۱}} {{verse|۲۱|۱|color=black}} آنگاه رؤسای آبای لاویان نزد اَلِعازَر کاهن و نزد یوشع بننون و نزد رؤسای...» ایجاد کرد
286494
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>معین شده بود تا هر که کسی را سهواً کشته باشد بآنجا فرار کند و بدست ولی مقتول کشته نشود تا وقتی که بحضور جماعت حاضر شود *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و یکم}}}}
{{فصل|۲۱}}
{{verse|۲۱|۱|color=black}} آنگاه رؤسای آبای لاویان نزد اَلِعازَر کاهن و نزد یوشع بننون و نزد رؤسای آبای اسباط بنی اسرائیل آمدند *
{{verse|۲۱|۲|color=black}} و ایشان را در شیلوه در زمین کنعان مخاطب ساخته گفتند که {{روخط|خداوند}} بواسطهٔ موسی امر فرموده است که شهرها برای سکونت و حوالی آنها بجهت بهایم ما بما داده شود *
{{verse|۲۱|۳|color=black}} پس بنی اسرائیل برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} این شهرها را با حوالی آنها از ملک خود بلاویان دادند *
{{verse|۲۱|۴|color=black}} و قرعه برای قبایل قَهاتیان بیرون آمد و برای پسران هارون کاهن که از جملهٔ لاویان بودندسیزده شهر از سبط یهودا و از سبط شَمْعون و از سبط بنیامین بقرعه رسید *
{{verse|۲۱|۵|color=black}} و برای بقیهٔ پسران قهات ده شهر از قبایل سبط افرایم و از سبط دان و از نصف سبط مَنَسَّی بقرعه رسید *
{{verse|۲۱|۶|color=black}} و برای پسران جَرْشون سیزده شهر از قبایل سبط یسّاکار و از سبط اَشیر و از سبط نَفْتالی و از نصف سبط مَنَسَّی در باشان بقرعه رسید *
{{verse|۲۱|۷|color=black}} و برای پسران مراری برحسب قبایل ایشان دوازده شهر از سبط رؤبین و از سبط جاد و از سبط زَبُولُون رسید *
{{verse|۲۱|۸|color=black}} و بنی اسرائیل این شهرها و حوالی آنها را بلاویان بقرعه دادند چنانکه {{روخط|خداوند}} بواسطهٔ موسی امر فرموده بود *
{{verse|۲۱|۹|color=black}} و از سبط بنییهودا و از سبط بنیشمعون این شهرها را که بنامها ذکر میشود دادند *
{{verse|۲۱|۱۰|color=black}} و اینها بپسران هارون که از قبایل قهاتیان از بنیلاوی بودند رسید زیرا که قرعهٔ اول از ایشان بود *
{{verse|۲۱|۱۱|color=black}} پس قریه اَرْبَع پدر عَناق که حَبْرُون باشد در کوهستان یهودا با حوالی که در اطراف آن بود بایشان دادند *
{{verse|۲۱|۱۲|color=black}} لیکن مزرعههای شهر و دهات آن را بکالیب بنیفُنَّهبرای ملکّیت دادند *
{{verse|۲۱|۱۳|color=black}} و بپسران هارون کاهن حَبْرُون را که شهر ملجای قاتلان است با حوالی آن و لِبْنَه را با حوالی آن دادند *
{{verse|۲۱|۱۴|color=black}} و یتّیر را با نواحی آن و اشتموع را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۱۵|color=black}} و حولون را با نواحی آن و دَبیرْ را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۱۶|color=black}} و عَین را با نواحی آن و یطَّه را با نواحی آن و بیتشمس را با نواحی آن یعنی از این دو سبط نه شهر را *
{{verse|۲۱|۱۷|color=black}} و از سبط بنیامین جِبَعُون را با نواحی<noinclude></noinclude>
oakq5l26wllyow890epufpizt9m8grd
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۳
104
87830
286495
2026-06-15T18:33:28Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آن و جِبَع را با نواحی آن * {{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و عناتوت را با نواحی آن و عَلْمون را با نواحی آن یعنی چهار شهر دادند * {{verse|۲۱|۱۹|color=black}} تمامیشهرهای پسران هارون کهنه سیزده شهر با نواحی آنها بود * {{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و اما قبایل بنیقَهاتِ لاویان یعنی بق...» ایجاد کرد
286495
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آن و جِبَع را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۱۸|color=black}} و عناتوت را با نواحی آن و عَلْمون را با نواحی آن یعنی چهار شهر دادند *
{{verse|۲۱|۱۹|color=black}} تمامیشهرهای پسران هارون کهنه سیزده شهر با نواحی آنها بود *
{{verse|۲۱|۲۰|color=black}} و اما قبایل بنیقَهاتِ لاویان یعنی بقیه بنیقَهات شهرهای قرعهٔ ایشان از سبط افرایم بود *
{{verse|۲۱|۲۱|color=black}} پس شکیم را در کوهستان افرایم که شهر ملجای قاتلان است با نواحی آن و جازَر را با نواحی آن بایشان دادند *
{{verse|۲۱|۲۲|color=black}} و قِبْصایم را با نواحی آن و بیتحُورُون را با نواحی آن یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۲۳|color=black}} و از سبط دان اِلْتَقی را با نواحی آن و جِبَّتون را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۲۴|color=black}} و اَیلُون را با نواحی آن و جِتّْ رِمّون را با نواحی آن یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۲۵|color=black}} و از نصف سبط مَنَسَّی تَعْنَک را با نواحی آن و جَتّْ رِمّون را با نواحی آن یعنی دو شهر دادند *
{{verse|۲۱|۲۶|color=black}} تمامی شهرهای قبایل بقیهٔ بنیقهات با نواحی آنها ده بود *
{{verse|۲۱|۲۷|color=black}} و ببنیجَرْشون که از قبایل لاویان بودند از نصف سبط مَنَسَّی جولان را در باشان که شهر ملجای قاتلان است با نواحی آن و بَعَشْتَرَه را با نواحی آن یعنی دو شهر دادند *
{{verse|۲۱|۲۸|color=black}} و از سبط یساکار قِشْیون را با نواحی آن و دابَره را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۲۹|color=black}} و یرْمُوت را با نواحی آن و عینجَنّیم را با نواحی آن یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۳۰|color=black}} و از سبط اشیر مِشْآل را با نواحی آن و عَبْدون را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۳۱|color=black}} و حَلْقات را با نواحی آن و رَحوب را با نواحی آن یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۳۲|color=black}} و از سبط نَفْتالی قادش را در جلیل که شهر ملجای قاتلان است با نواحی آن و حَمّوت دور را با نواحی آن و قَرْتان را یعنی سه شهر دادند *
{{verse|۲۱|۳۳|color=black}} و تمامی شهرهای جَرْشونیان بر حسب قبایل ایشان سیزده شهر بود با نواحی آنها *
{{verse|۲۱|۳۴|color=black}} و بقبایل بنیمراری که از لاویان باقی مانده بودند از سبط زَبُولُون یقْنَعام را با نواحی آن و قَرته را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۳۵|color=black}} و دِمنه را با نواحی آن ونَحَلال را با نواحی یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۳۶|color=black}} و از سبط رؤبین باصَر را با نواحی آن و یهْصَه را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۳۷|color=black}} و قَدیموت را با نواحی آن و مَیفَعَهٔ را با نواحی آن یعنی چهار شهر *
{{verse|۲۱|۳۸|color=black}} و از سبط جاد راموت را در جِلْعاد که شهر ملجای قاتلان است با نواحی آن و مَحَنایم را با نواحی آن *
{{verse|۲۱|۳۹|color=black}} و حَشْبُون را با نواحی آن و یعْزیر را با نواحی آن همهٔ این شهرها چهار میباشد *
{{verse|۲۱|۴۰|color=black}} همهٔ اینها شهرهای بنیمراری برحسب قبایل ایشان بود یعنی بقیهٔ قبایل لاویان و قرعهٔ ایشان دوازده شهر بود *
{{verse|۲۱|۴۱|color=black}} و جمیع شهرهای لاویان در میان ملک بنی اسرائیل چهل و هشت شهر با نواحی<noinclude></noinclude>
n4ap2bdsbx5ug7sk8as3yy4gkorc9fy
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۴
104
87831
286496
2026-06-15T18:33:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «آنها بود * {{verse|۲۱|۴۲|color=black}} این شهرها هر یکی با نواحی آن بهر طرفش بود و برای همهٔ این شهرها چنین بود * {{verse|۲۱|۴۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را که برای پدران ایشان قسم خورده بود که بایشان بدهد باسرائیل داد و آن را بتصرف آورده در آن ساکن شد...» ایجاد کرد
286496
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>آنها بود *
{{verse|۲۱|۴۲|color=black}} این شهرها هر یکی با نواحی آن بهر طرفش بود و برای همهٔ این شهرها چنین بود *
{{verse|۲۱|۴۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} تمامی زمین را که برای پدران ایشان قسم خورده بود که بایشان بدهد باسرائیل داد و آن را بتصرف آورده در آن ساکن شدند *
{{verse|۲۱|۴۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را از هر طرف آرامی داد چنانکه بپدران ایشان قسم خورده بود و احدی از دشمنان ایشان نتوانست با ایشان مقاومت نماید زیرا که {{روخط|خداوند}} جمیع دشمنان ایشان را بدست ایشان سپرده بود *
{{verse|۲۱|۴۵|color=black}} و از جمیع سخنان نیکویی که {{روخط|خداوند}} بخاندان اسرائیل گفته بود سخنی بزمین نیفتاد بلکه همهٔ واقع شد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و دوم}}}}
{{فصل|۲۲}}
{{verse|۲۲|۱|color=black}} آنگاه یوشع رؤبینیان و جادیان و نصف سبط مَنَسَّی را خوانده *
{{verse|۲۲|۲|color=black}} به ایشان گفت شما هر چه موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بشما امر فرموده بود نگاه داشتید و کلام مرا از هر چه بهشما امر فرمودهام اطاعت نمودید *
{{verse|۲۲|۳|color=black}} و برادران خود را در این ایام طویل تا امروز ترک نکرده وصیتی را که یهُوَه خدای شما امر فرموده بود نگاه داشتهاید *
{{verse|۲۲|۴|color=black}} و الا´ن یهُوَه خدای شما ببرادران شما آرامی داده است چنانکه بایشان گفته بود پس حال بخیمههای خود و بزمین ملکّیت خود که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} از آن طرف اُرْدُن بشما داده است بازگشته بروید *
{{verse|۲۲|۵|color=black}} اما بدقت متوجه شده امر و شریعتی را که موسی بندهٔ {{روخط|خداوند}} بشما امر فرموده است بجا آورید تا یهُوَه خدای خود را محبت نموده بتمامی طریقهای او سلوک نمایید و اوامر او را نگاه داشته باو بچسبید و او را بتمامی دل و تمامی جان خود عبادت نمایید *
{{verse|۲۲|۶|color=black}} پس یوشع ایشان را برکت داده روانه نمود و بخیمههای خود رفتند *
{{verse|۲۲|۷|color=black}} و بنصف سبط مَنَسَّی موسی مِلک در باشان داده بود و بنصف دیگر یوشع در این طرف اُرْدُن بسمت مغرب در میان برادران ایشان مِلک داد و هنگامی که یوشع ایشان را بخیمههای ایشان روانه میکرد ایشان را برکت داد *
{{verse|۲۲|۸|color=black}} و ایشان را مخاطب ساخته گفت با دولت بسیار و با مواشی بیشمار با نقره و طلا و مس و آهن و لباس فراوان بخیمههای خود برگردید و غنیمت دشمنان خود را با برادران خویش تقسیم نمایید *
{{verse|۲۲|۹|color=black}} پس بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی از نزد بنی اسرائیل از شیلوه که در زمین کنعان است برگشته روانه شدند تا<noinclude></noinclude>
akk3migxaa0lnwabimrxifn6mrpwovg
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۵
104
87832
286497
2026-06-15T18:35:38Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «بزمین جِلْعاد و بزمین ملک خود که آن را بواسطهٔ موسی برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} بتصرف آورده بودند بروند * {{verse|۲۲|۱۰|color=black}} و چون بحوالی اُرْدُن که در زمین کنعان است رسیدند بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی در آنجا بکنار اُرْدُن مذبحی بنا نمو...» ایجاد کرد
286497
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>بزمین جِلْعاد و بزمین ملک خود که آن را بواسطهٔ موسی برحسب فرمان {{روخط|خداوند}} بتصرف آورده بودند بروند *
{{verse|۲۲|۱۰|color=black}} و چون بحوالی اُرْدُن که در زمین کنعان است رسیدند بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی در آنجا بکنار اُرْدُن مذبحی بنا نمودند یعنی مذبح عظیمالمنظری *
{{verse|۲۲|۱۱|color=black}} و بنی اسرائیل خبر این را شنیدند که اینک بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی بمقابل زمین کنعان در حوالی اُرْدُن بر کناری که از آن بنی اسرائیل است مذبحی بنا کردهاند *
{{verse|۲۲|۱۲|color=black}} پس چون بنی اسرائیل این را شنیدند تمامی جماعت بنی اسرائیل در شیلوه جمع شدند تا برای مقاتلهٔ ایشان برآیند *
{{verse|۲۲|۱۳|color=black}} و بنی اسرائیل فینحاس بنالعازار کاهن را نزد بنیرؤبین و بنی جاد و نصف سبط مَنَسَّی بزمین جِلْعاد فرستادند *
{{verse|۲۲|۱۴|color=black}} و با او ده رئیس یعنی یک رئیس از هر خاندان آبای از جمیع اسباط اسرائیل را که هر یکی از ایشان رئیس خاندان آبای ایشان از قبایل بنی اسرائیل بودند *
{{verse|۲۲|۱۵|color=black}} پس ایشان نزد بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی بزمین جِلْعاد آمدند و ایشان را مخاطب ساخته گفتند *
{{verse|۲۲|۱۶|color=black}} تمامی جماعت {{روخط|خداوند}} چنین میگویند این چه فتنه است که بر خدای اسرائیل انگیختهاید که امروز از متابعت {{روخط|خداوند}} برگشتهاید و برای خود مذبحی ساخته امروز از {{روخط|خداوند}} متمرد شدهاید *
{{verse|۲۲|۱۷|color=black}} آیا گناه فغور برای ما کم است که تا امروز خود را از آن طاهر نساختهایم اگر چه وبا در جماعت {{روخط|خداوند}} عارض شد *
{{verse|۲۲|۱۸|color=black}} شما امروز از متابعت {{روخط|خداوند}} برگشتهاید و واقع خواهد شد چون شما امروز از {{روخط|خداوند}} متمرد شدهاید که او فردا بر تمامیجماعت اسرائیل غضب خواهد نمود *
{{verse|۲۲|۱۹|color=black}} و لیکن اگر زمین ملکّیت شما نجس است پس بزمین ملکّیت {{روخط|خداوند}} که مسکن {{روخط|خداوند}} در آن ساکن است عبور نمایید و در میان ما ملک بگیرید و از {{روخط|خداوند}} متمرد نشوید و از ما نیز متمرد نشوید در این که مذبحی برای خود سوای مذبح یهُوَه خدای ما بنا کنید *
{{verse|۲۲|۲۰|color=black}} آیا عَخان بنزارَح دربارهٔ چیز حرام خیانت نورزید پس بر تمامی جماعت اسرائیل غضب آمد و آن شخص در گناه خود تنها هلاک نشد *
{{verse|۲۲|۲۱|color=black}} آنگه بنیرؤبین و بنیجاد و نصف سبط مَنَسَّی در جواب رؤسای قبایل اسرائیل گفتند *
{{verse|۲۲|۲۲|color=black}} یهُوَه خدای خدایان یهُوَه خدای خدایان او میداند و اسرائیل خواهند دانست اگر این کار از راه تمرد یا از راه خیانت بر {{روخط|خداوند}} بوده باشد امروز ما را خلاصی مده *
{{verse|۲۲|۲۳|color=black}} که<noinclude></noinclude>
hmfrociqmrk97s4qxp0sirhjdjqhezh
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۶
104
87833
286498
2026-06-15T18:36:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «برای خود مذبحی ساختهایم تا از متابعت {{روخط|خداوند}} برگشته قربانی سوختنی و هدیهٔ آردی بر آن بگذرانیم و ذبایح سلامتی بر آن بنماییم خود {{روخط|خداوند}} بازخواست بنماید * {{verse|۲۲|۲۴|color=black}} بلکه این کار را از راه احتیاط و هوشیاری کردهایم زیرا گفتیم ش...» ایجاد کرد
286498
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>برای خود مذبحی ساختهایم تا از متابعت {{روخط|خداوند}} برگشته قربانی سوختنی و هدیهٔ آردی بر آن بگذرانیم و ذبایح سلامتی بر آن بنماییم خود {{روخط|خداوند}} بازخواست بنماید *
{{verse|۲۲|۲۴|color=black}} بلکه این کار را از راه احتیاط و هوشیاری کردهایم زیرا گفتیم شاید در وقت آینده پسران شما بپسران ما بگویند شما را با یهُوَه خدای اسرائیل چه علاقه است *
{{verse|۲۲|۲۵|color=black}} چونکه {{روخط|خداوند}} اُرْدُن را در میان ما و شما ای بنیرؤبین و بنیجاد حد گذارده است پس شما را در {{روخط|خداوند}} بهرهای نیست و پسران شما پسران ما را از ترس {{روخط|خداوند}} باز خواهند داشت *
{{verse|۲۲|۲۶|color=black}} پس گفتیم برای ساختن مذبحی بجهت خود تدارک ببینیم نه برای قربانی سوختنی و نه برای ذبیحه *
{{verse|۲۲|۲۷|color=black}} بلکه تا در میان ما و شما و در میان نسلهای مابعد از ما شاهد باشد تا عبادت {{روخط|خداوند}} را بحضور او با قربانیهای سوختنی و ذبایح سلامتی خود بجا آوریم تا در زمان آینده پسران شما بپسران ما نگویند که شما را در {{روخط|خداوند}} هیچ بهرهای نیست *
{{verse|۲۲|۲۸|color=black}} پس گفتیم اگر در زمان آینده بما و بنسلهای ما چنین بگویند آنگاه ما خواهیم گفت نمونه مذبح {{روخط|خداوند}} را ببینید که پدران ما ساختند نه برای قربانی سوختنی و نه برای ذبیحه بلکه تا در میان ما و شما شاهد باشد *
{{verse|۲۲|۲۹|color=black}} حاشا از ما که از {{روخط|خداوند}} متمرد شده امروز از متابعت {{روخط|خداوند}} برگردیم و مذبحی برای قربانی سوختنی و هدیهٔ آردی و ذبیحه سوای مذبح یهُوَه خدای ما که پیش روی مسکن اوست بسازیم *
{{verse|۲۲|۳۰|color=black}} و چون فینحاس کاهن و سروران جماعت و رؤسای قبایل اسرائیل که با وی بودند سخنی را که بنیرؤبین و بنیجاد و بنیمَنَسّی گفته بودند شنیدند در نظر ایشان پسند آمد *
{{verse|۲۲|۳۱|color=black}} و فینحاس بنالعازار کاهن ببنیرؤبین و بنیجاد و بنیمَنَسَّی گفت امروز دانستیم که {{روخط|خداوند}} در میان ماست چونکه این خیانت را بر {{روخط|خداوند}} نورزیدهاید پس الا´ن بنی اسرائیل را از دست {{روخط|خداوند}} خلاصی دادید *
{{verse|۲۲|۳۲|color=black}} پس فینحاس بنالعازار کاهن و سروران از نزد بنیرؤبین و بنیجاد از زمین جِلْعاد بزمین کنعان نزد بنی اسرائیل برگشته این خبر را بایشان رسانیدند *
{{verse|۲۲|۳۳|color=black}} و این کار بنظر بنی اسرائیل پسند آمد و بنی اسرائیل خدا را متبارک خواندند و دربارهٔ برآمدن برای مقاتلهٔ ایشان تا زمینی را که بنیرؤبین و بنیجاد در آن ساکن بودند خراب نمایند دیگر سخن نگفتند *
{{verse|۲۲|۳۴|color=black}} و بنیرؤبین و بنیجاد آن مذبح را عید نامیدند زیرا که آن درمیان ما شاهد است که یهُوَه خداست *<noinclude></noinclude>
tn5z5kw24ve3vn27l6lp2dtjbdyjjra
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۷
104
87834
286499
2026-06-15T18:36:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}} {{فصل|۲۳}} {{verse|۲۳|۱|color=black}} و واقع شد بعد از روزهای بسیار چون {{روخط|خداوند}} اسرائیل را از جمیع دشمنان ایشان از هر طرف آرامی داده بود و یوشع پیر و سالخورده شده بود * {{verse|۲۳|۲|color=black}} که یوشع جمیع اسرائیل را با مشایخ و رؤسا...» ایجاد کرد
286499
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب بیست و سوم}}}}
{{فصل|۲۳}}
{{verse|۲۳|۱|color=black}} و واقع شد بعد از روزهای بسیار چون {{روخط|خداوند}} اسرائیل را از جمیع دشمنان ایشان از هر طرف آرامی داده بود و یوشع پیر و سالخورده شده بود *
{{verse|۲۳|۲|color=black}} که یوشع جمیع اسرائیل را با مشایخ و رؤسا و داوران و ناظران ایشان طلبیده بایشان گفت من پیر و سالخورده شدهام *
{{verse|۲۳|۳|color=black}} و شما هرآنچه یهُوَه خدای شما بهمهٔ این طوایف بخاطر شما کرده است دیدهاید زیرا یهُوَه خدای شما اوست که برای شما جنگ کرده است *
{{verse|۲۳|۴|color=black}} اینک این طوایف را که باقی ماندهاند از اُرْدُن و جمیع طوایف را که مغلوب ساختهام تا دریای بزرگ بسمت مغرب آفتاب برای شما بقرعه تقسیم کردهام تا میراث اسباط شما باشند *
{{verse|۲۳|۵|color=black}} و یهُوَه خدای شما اوست که ایشان را از حضور شما رانده ایشان را از پیش روی شما بیرون میکند و شما زمین ایشان را در تصرف خواهید آورد چنانکه یهُوَه خدای شما بشما گفته است *
{{verse|۲۳|۶|color=black}} پس بسیار قوی باشید و متوجه شده هر چه در سفر تورات موسی مکتوب است نگاه دارید و بطرف چپ یا راست از آن تجاوز منمایید *
{{verse|۲۳|۷|color=black}} تا باین طوایفی که در میان شما باقی ماندهاند داخل نشوید و نامهای خدایان ایشان را ذکر ننمایید و قسم نخورید و آنها را عبادت منمایید و سجده نکنید *
{{verse|۲۳|۸|color=black}} بلکه بیهُوَه خدای خود بچسبید چنانکه تا امروز کردهاید *
{{verse|۲۳|۹|color=black}} زیرا {{روخط|خداوند}} طوایف بزرگ و زورآور را از پیش روی شما بیرون کرده است و اما با شما کسی را تا امروز یارای مقاومت نبوده است *
{{verse|۲۳|۱۰|color=black}} یک نفر از شما هزار را تعاقب خواهد نمود زیرا که یهُوَه خدای شما اوست که برای شما جنگ میکند چنانکه بشما گفته است *
{{verse|۲۳|۱۱|color=black}} پس بسیار متوجه شده یهُوَه خدای خود را محبت نمایید *
{{verse|۲۳|۱۲|color=black}} و اما اگر برگشته با بقیهٔ این طوایفی که در میان شما ماندهاند بچسبید و با ایشان مصاهرت نمایید و بایشان درآیید و ایشان بشما درآیند *
{{verse|۲۳|۱۳|color=black}} یقیناً بدانید که یهُوَه خدای شما این طوایف را از حضور شما دیگر بیرون نخواهد کرد بلکه برای شما دام و تله و برای پهلوهای شما تازیانه و در چشمان شما خار خواهنـد بود تا وقتـی که از این زمیـن نیکو که یهُوَه خدای شما بشما داده است هلاک شویـد *
{{verse|۲۳|۱۴|color=black}} و اینک من امروز بطریق اهل تمامی زمین میروم و بتمامی دل و بتمامی جان خود<noinclude></noinclude>
7ujso3i27tqpc44jwo3213xxq27u31m
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۸
104
87835
286500
2026-06-15T18:36:48Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «میدانید که یک چیز از تمام چیزهای نیکو که یهُوَه خدای شما دربارهٔ شما گفته است بزمین نیفتاده بلکه همهاش واقع شده است و یک حرف از آن بزمین نیفتاده * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} و چنین واقع خواهد شد که چنانکه همهٔ چیزهای نیکو که یهُوَه خدای شما بشما گفته بود...» ایجاد کرد
286500
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>میدانید که یک چیز از تمام چیزهای نیکو که یهُوَه خدای شما دربارهٔ شما گفته است بزمین نیفتاده بلکه همهاش واقع شده است و یک حرف از آن بزمین نیفتاده *
{{verse|۲۳|۱۵|color=black}} و چنین واقع خواهد شد که چنانکه همهٔ چیزهای نیکو که یهُوَه خدای شما بشما گفته بود برای شما واقع شده است همچنان {{روخط|خداوند}} همهٔ چیزهای بد را بر شما عارض خواهد گردانید تا شما را از این زمین نیکو که یهُوَه خدای شما بشما داده است هلاک سازد *
{{verse|۲۳|۱۶|color=black}} اگر از عهد یهُوَه خدای خود که بشما امر فرموده است تجاوز نمایید و رفته خدایان دیگر را عبادت نمایید و آنها را سجده کنید آنگاه غضب {{روخط|خداوند}} بر شما افروخته خواهد شد و از این زمین نیکو که بشما داده است بزودی هلاک خواهید شد *
{{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}}
{{فصل|۲۴}}
{{verse|۲۴|۱|color=black}} و یوشع تمامی اسباط اسرائیل را در شکیم جمع کرد و مشایخ اسرائیل و رؤسا و داوران و ناظران ایشان را طلبیده بحضور خدا حاضر شدند *
{{verse|۲۴|۲|color=black}} و یوشع بتمامی قوم گفت که یهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید که پدران شما یعنی طارح پدر ابراهیم و پدر ناحور در زمان قدیم بآن طرف نهر ساکن بودند و خدایان غیر را عبادت مینمودند *
{{verse|۲۴|۳|color=black}} و پدر شما ابراهیم را از آن طرف نهر گرفته در تمامی زمین کنعان گردانیدم و ذریت او را زیاد کردم و اسحاق را باو دادم *
{{verse|۲۴|۴|color=black}} و یعقوب و عیسو را باسحاق دادم و کوه سَعیر را بعیسو دادم تا ملکّیت او بشود و یعقوب و پسرانش بمصر فرود شدند *
{{verse|۲۴|۵|color=black}} و موسی و هارون را فرستاده مصر را بآنچه در وسط آن کردم مبتلا ساختم پس شما را از آن بیرون آوردم *
{{verse|۲۴|۶|color=black}} و چون پدران شما را از مصر بیرون آوردم و بدریا رسیدید مصریان با ارابهها و سواران پدران شما را تا بحر قلزم تعاقب نمودند *
{{verse|۲۴|۷|color=black}} و چون نزد {{روخط|خداوند}} فریاد کردند او در میان شما و مصریان تاریکی گذارد و دریا را بر ایشان آورده ایشان را پوشانید و چشمان شما آنچه را در مصر کردم دید پس روزهای بسیار در بیابان ساکن میبودید *
{{verse|۲۴|۸|color=black}} پس شما را در زمین اَموریانی که بآن طرف اُرْدُن ساکن بودند آوردم و با شما جنگ کردند و ایشان را بدست شما تسلیم نمودم و زمین ایشان را در تصرف آوردید و ایشان را از حضور شما هلاک ساختم *
{{verse|۲۴|۹|color=black}} و بالاق بنصفورملک موآب برخاسته با اسرائیل جنگ کرد و فرستاده بلعام بنبعور را طلبید تا شما را<noinclude></noinclude>
ql9els0tee5qhkftsmg5rj4epqe0cf9
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۷۹
104
87836
286501
2026-06-15T18:37:31Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «لعنت کند * {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و نخواستم که بلعام را بشنوم لهذا شما را برکت همی داد و شما را از دست او رهانیدم * {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و از اُرْدُن عبور کرده باریحا رسیدید و مردان اریحا یعنی اموریان و فَرِزّیان و کنعانیان و حِتّیان و جَرْجاشیان و حِوّی...» ایجاد کرد
286501
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>لعنت کند *
{{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و نخواستم که بلعام را بشنوم لهذا شما را برکت همی داد و شما را از دست او رهانیدم *
{{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و از اُرْدُن عبور کرده باریحا رسیدید و مردان اریحا یعنی اموریان و فَرِزّیان و کنعانیان و حِتّیان و جَرْجاشیان و حِوّیان و یبوسیان با شما جنگ کردند و ایشان را بدست شما تسلیم نمودم *
{{verse|۲۴|۱۲|color=black}} و زنبور را پیش شما فرستاده ایشان یعنی دو پادشاه اَموریان را از حضور شما براندم نه بشمشیر و نه بکمان شما *
{{verse|۲۴|۱۳|color=black}} و زمینی که در آن زحمت نکشیدید و شهرهائی را که بنا ننمودید بشما دادم که در آنها ساکن میباشید و از تاکستانها و باغات زیتون که نکاشتید میخورید *
{{verse|۲۴|۱۴|color=black}} پس الا´ن از یهُوَه بترسید و او را بخلوص و راستی عبادت نمایید و خدایانی را که پدران شما بآن طرف نهر و در مصر عبادت نمودند از خود دور کرده یهُوَه را عبادت نمایید *
{{verse|۲۴|۱۵|color=black}} و اگر در نظر شما پسند نیاید که یهُوَه را عبادت نمایید پس امروز برای خود اختیار کنید که را عبادت خواهید نمود خواه خدایانی را که پدران شما که بآن طرف نهر بودند عبادت نمودند خواه خدایان اَموریانی را که شما در زمین ایشان ساکنید و اما من و خاندان من یهُوَه را عبادت خواهیم نمود *
{{verse|۲۴|۱۶|color=black}} آنگاه قوم در جواب گفتند حاشا از ما که یهُوَه را ترک کرده خدایان غیر را عبادت نماییم *
{{verse|۲۴|۱۷|color=black}} زیرا که یهُوَه خدای ما اوست که ما و پدران ما را از زمین مصر از خانهٔ بندگی بیرون آورد و اینآیات بزرگ را در نظر ما نمود و ما را در تمام راه که رفتیم و در تمامی طوایفی که از میان ایشان گذشتیم نگاه داشت *
{{verse|۲۴|۱۸|color=black}} و یهُوَه تمامی طوایف یعنی اَموریانی را که در این زمین ساکن بودند از پیش روی ما بیرون کرد پس ما نیز یهُوَه را عبادت خواهیم نمود زیرا که او خدای ماست *
{{verse|۲۴|۱۹|color=black}} پس یوشع بقوم گفت نمیتوانید یهُوَه را عبادت کنید زیرا که او خدای قدوس است و او خدای غیور است که عصیان و گناهان شما را نخواهد آمرزید *
{{verse|۲۴|۲۰|color=black}} اگر یهُوَه را ترک کرده خدایان غیر را عبادت نمایید آنگاه او خواهد برگشت و بشما ضرر رسانیده بعد از آنکه بشما احسان نموده است شما را هلاک خواهد کرد *
{{verse|۲۴|۲۱|color=black}} قوم بیوشع گفتند نی بلکه یهُوَه را عبادت خواهیم نمود *
{{verse|۲۴|۲۲|color=black}} یوشع بقوم گفت شما برخود شاهد هستید که یهُوَه را برای خود اختیار نمودهاید تا او را عبادت کنید گفتند شاهد هستیم *
{{verse|۲۴|۲۳|color=black}} گفت پس الا´ن خدایان غیر را که در میان شما هستند دور کنید و دلهای خود را بیهُوَه خدای اسرائیل مایل سازید *
{{verse|۲۴|۲۴|color=black}} قوم بیوشع گفتند یهُوَه خدای خود را<noinclude></noinclude>
el0wov7tkv3jtrdnaqaoupo5b349kox
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۰
104
87837
286502
2026-06-15T18:38:08Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «عبادت خواهیم نمود و آواز او را اطاعت خواهیم کرد * {{verse|۲۴|۲۵|color=black}} پس در آن روز یوشع با قوم عهد بست و برای ایشان فریضه و شریعتی در شکیم قرار داد * {{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و یوشع این سخنان را در کتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته آن را در آنجا زیر درخت...» ایجاد کرد
286502
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>عبادت خواهیم نمود و آواز او را اطاعت خواهیم کرد *
{{verse|۲۴|۲۵|color=black}} پس در آن روز یوشع با قوم عهد بست و برای ایشان فریضه و شریعتی در شکیم قرار داد *
{{verse|۲۴|۲۶|color=black}} و یوشع این سخنان را در کتاب تورات خدا نوشت و سنگی بزرگ گرفته آن را در آنجا زیر درخت بلوطی که نزد قدس {{روخط|خداوند}} بود برپا داشت *
{{verse|۲۴|۲۷|color=black}} و یوشع بتمامی قوم گفت اینک اینسنگ برای ما شاهد است زیرا که تمامی سخنان {{روخط|خداوند}} را که بما گفت شنیده است پس برای شما شاهد خواهد بود مبادا خدای خود را انکار نمایید *
{{verse|۲۴|۲۸|color=black}} پس یوشع قوم یعنی هر کس را بملک خود روانه نمود *
{{verse|۲۴|۲۹|color=black}} و بعد از این امور واقع شد که یوشع بننون بندهٔ {{روخط|خداوند}} چون صد و ده ساله بود مرد *
{{verse|۲۴|۳۰|color=black}} و او را در حدود ملک خودش در تِمْنَه سارح که در کوهستان افرایم بطرف شمال کوه جاعش است دفن کردند *
{{verse|۲۴|۳۱|color=black}} و اسرائیل در همهٔ ایام یوشع و همهٔ روزهای مشایخی که بعد از یوشع زنده ماندند و تمام عملی که {{روخط|خداوند}} برای اسرائیل کرده بود دانستند {{روخط|خداوند}} را عبادت نمودند *
{{verse|۲۴|۳۲|color=black}} و استخوانهای یوسف را که بنی اسرائیل از مصر آورده بودنـد در شکیم در حصهٔ زمینی که یعقوب از بنیحمور پدر شکیم بصد قسیطه خریده بود دفن کردند و آن ملک بنییوسف شد *
{{verse|۲۴|۳۳|color=black}} و العازار بنهارون مرد و او را در تل پسرش فینحاس که در کوهستان افرایم باو داده شد دفن کردند *
{{dhr|4em}}
{{double rule|8em}}
{{ته}}<noinclude></noinclude>
1vige0z2iwgn0zpax0b4egqyy1ffrep
کتاب مقدس (انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه)/صحیفه یوشع
0
87838
286503
2026-06-15T18:41:54Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{header | title = [[../]] | author = | translator = | section = صحیفهٔ یوشع | previous = [[../سفر تثنیه/]] | next = [[../سفر داوران/|]] | notes = }} <pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=340 to=380></pages>» ایجاد کرد
286503
wikitext
text/x-wiki
{{header
| title = [[../]]
| author =
| translator =
| section = صحیفهٔ یوشع
| previous = [[../سفر تثنیه/]]
| next = [[../سفر داوران/|../سفر داوران/]]
| notes =
}}
<pages index="Theholybibleinpe00brit.pdf" from=340 to=380></pages>
sbyblottgmnhrr2wntg78rg35b7s8aw
صحیفه یوشع
0
87839
286504
2026-06-15T18:42:28Z
Hanooz
17889
تغییرمسیر به [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/صحیفه یوشع]]
286504
wikitext
text/x-wiki
#تغییر_مسیر [[کتاب مقدس (بریتش و فورن بیبل سوسائیتی)/صحیفه یوشع]]
ta1o4rdepl4ltuj5u75k9sk5aeok19e
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۱
104
87840
286505
2026-06-15T18:43:59Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب اول}}}} {{فصل|۱}} {{verse|۱|۱|color=black}} و بعد از وفات یوشع واقع شد کهبنی اسرائیل از {{روخط|خداوند}} سؤال کرده گفتند کیست که برای ما بر کنعانیان اول برآید و با ایشان جنگ نماید * {{verse|۱|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت یهودا برآید اینک زمین را بدست او...» ایجاد کرد
286505
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب اول}}}}
{{فصل|۱}}
{{verse|۱|۱|color=black}} و بعد از وفات یوشع واقع شد کهبنی اسرائیل از {{روخط|خداوند}} سؤال کرده گفتند کیست که برای ما بر کنعانیان اول برآید و با ایشان جنگ نماید *
{{verse|۱|۲|color=black}} {{روخط|خداوند}} گفت یهودا برآید اینک زمین را بدست او تسلیم کردهام *
{{verse|۱|۳|color=black}} و یهودا ببرادر خود شَمْعُون گفت بقرعهٔ من همراه من برآی و با کنعانیان جنگ کنیم و من نیز همراه تو بقرعهٔ تو خواهم آمد پس شَمْعُون همراه او رفت *
{{verse|۱|۴|color=black}} و یهودا برآمد و {{روخط|خداوند}} کنعانیان و فَرِزّیان را بدست ایشان تسلیم نمود و دههزار نفر از ایشان را در بازَق کشتند *
{{verse|۱|۵|color=black}} و اَدُونی بازَق را در بازَق یافته با او جنگ کردند و کنعانیان و فَرِزّیان را شکست دادند *
{{verse|۱|۶|color=black}} و اَدُونی بازَق فرار کرد و او را تعاقب نموده گرفتندش و شستهای دست و پایش را بریدند *
{{verse|۱|۷|color=black}} و اَدُونی بازَق گفت هفتاد مَلِک با شستهای دست و پا بریده زیر سفرهٔ من خوردههـا برمیچیدنـد موافـق آنچه مـن کردم خـدا بمن مکافات رسانیـده است پس او را باورشلیم آوردند و در آنجـا مـرد *
{{verse|۱|۸|color=black}} و بنییهودا با اورشلیم جنگ کرده آن را گرفتند و آن را بدم شمشیر زده شهر را بآتش سوزانیدند *
{{verse|۱|۹|color=black}} و بعد از آن بنییهودا فرود شدند تا با کنعانیانی که در کوهستان و جنوب و بیابان ساکن بودند جنگ کنند *
{{verse|۱|۱۰|color=black}} و یهودا بر کنعانیانی که در حَبْرون ساکن بودند برآمد و اسم حَبْرون قبل از آن قریه اَرْبَع بود و شیشای و اَخیمان و تَلْمای را کشتند *
{{verse|۱|۱۱|color=black}} و از آنجا بر ساکنان دَبیر برآمد و اسم دَبیر قبل از آن قریه سَفیر بود *
{{verse|۱|۱۲|color=black}} و کالیب گفت آنکه قریه سَفیر را زده فتح نماید دختر خود عَکْسَه را باو بزنی خواهم داد *
{{verse|۱|۱۳|color=black}} و عُتْنیئیل بنقناز برادر کوچک کالیب آن را گرفت پس دختر خود عَکْسَه را باو بزنی داد *
{{verse|۱|۱۴|color=black}} و چون دختر نزد وی آمد او را ترغیب کرد که از پدرش زمینی طلب کند و آن دختر از الاغ<noinclude></noinclude>
nbsx1bcej2jgxvk1el2n4a4gqi3j8zp
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۲
104
87841
286506
2026-06-15T18:44:35Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود پیاده شده کالیب وی را گفت چه میخواهی * {{verse|۱|۱۵|color=black}} به وی گفت مرا برکت ده زیرا که مرا در زمین جنوب ساکن گردانیدی پس مرا چشمههـای آب بده و کالیب چشمههای بالا و چشمههای پایین را باو داد * {{verse|۱|۱۶|color=black}} و پسران قِینِی پدر زن موسی از شهر نخل...» ایجاد کرد
286506
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود پیاده شده کالیب وی را گفت چه میخواهی *
{{verse|۱|۱۵|color=black}} به وی گفت مرا برکت ده زیرا که مرا در زمین جنوب ساکن گردانیدی پس مرا چشمههـای آب بده و کالیب چشمههای بالا و چشمههای پایین را باو داد *
{{verse|۱|۱۶|color=black}} و پسران قِینِی پدر زن موسی از شهر نخلستان همراه بنییهودا بصحرای یهودا که بجنوب عَراد است برآمده رفتند و با قوم ساکن شدند *
{{verse|۱|۱۷|color=black}} و یهودا همراه برادر خود شَمْعُون رفت و کنعانیانی را که در صَفَت ساکن بودند شکست دادند و آن را خراب کرده اسم شهر را حُرما نامیدند *
{{verse|۱|۱۸|color=black}} و یهودا غَزَّه و نواحیاش و اَشْقَلون و نواحیاش و عَقْرُون و نواحیاش را گرفت *
{{verse|۱|۱۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} با یهودا میبود و او اهل کوهستان را بیرون کرد لیکن ساکنان وادی را نتوانست بیرون کند زیرا که ارابههای آهنین داشتند *
{{verse|۱|۲۰|color=black}} و حَبْرون را برحسب قول موسی بکالیب دادند و او سه پسر عناق را از آنجا بیرون کرد *
{{verse|۱|۲۱|color=black}} و بنیبنیامین یبُوسیان را که در اورشلیمساکن بودند بیرون نکردند و یبوسیان با بنیبنیامین تا امروز در اورشلیم ساکنند *
{{verse|۱|۲۲|color=black}} و خاندان یوسف نیز ببیتئیل برآمدند و {{روخط|خداوند}} با ایشان بود *
{{verse|۱|۲۳|color=black}} و خاندان یوسف بیتئیل را جاسوسی کردند و نام آن شهر قبل از آن لُوز بود *
{{verse|۱|۲۴|color=black}} و کشیکچیان مردی را که از شهر بیرون میآمد دیده بوی گفتند مدخل شهر را بما نشان بده که با تو احسان خواهیم نمود *
{{verse|۱|۲۵|color=black}} پس مدخل شهر را بایشان نشان داده پس شهر را بدم شمشیر زدند و آن مرد را با تمامی خاندانش رها کردند *
{{verse|۱|۲۶|color=black}} و آن مرد بزمین حِتّیان رفته شهری بنا نمود و آن را لوز نامید که تا امروز اسمش همان است *
{{verse|۱|۲۷|color=black}} و مَنَسّی اهل بیتشان و دهات آن را و اهل تَعَنَک و دهات آن و ساکنان دُوْر و دهات آن و ساکنان یبْلَعام و دهات آن و ساکنان مَجِدّو و دهات آن را بیرون نکرد و کنعانیان عزیمت داشتند که در آن زمین ساکن باشند *
{{verse|۱|۲۸|color=black}} و چون اسرائیل قوی شدند بر کنعانیان جزیه نهادند لیکن ایشان را تماماً بیرون نکردند *
{{verse|۱|۲۹|color=black}} و افرایم کنعانیانی را که در جازَر ساکن بودند بیرون نکرد پس کنعانیان در میان ایشان در جازَر ساکن ماندند *
{{verse|۱|۳۰|color=black}} و زَبُولون ساکنان فِطرون و ساکنان نَهْلول را بیرون نکرد پس کنعانیان در میان ایشان ساکن ماندند و جزیه بر آنها گذارده شد *
{{verse|۱|۳۱|color=black}} و اَشیر ساکنان عَکّو و ساکنان صِیدون و اَحْلَب و اَکْزِیب و حَلْبَه و عَفیق و رَحُوب را بیرون نکرد *
{{verse|۱|۳۲|color=black}} پس اَشیریان در میان کنعانیانی که ساکن آن زمین بودند سکونت<noinclude></noinclude>
e78frbhq6608sf834x3el9j8j1w5ybq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۳
104
87842
286507
2026-06-15T18:45:01Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «گرفتند زیرا که ایشان رابیرون نکردند * {{verse|۱|۳۳|color=black}} و نفتالی ساکنان بیت شمس و ساکنان بیتعنات را بیرون نکرد پس در میان کنعانیانی که ساکن آن زمین بودند سکونت گرفت لیکن ساکنان بیتشمس و بیتعَنات بایشان جزیه میدادند * {{verse|۱|۳۴|color=black}} و اَموریان...» ایجاد کرد
286507
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>گرفتند زیرا که ایشان رابیرون نکردند *
{{verse|۱|۳۳|color=black}} و نفتالی ساکنان بیت شمس و ساکنان بیتعنات را بیرون نکرد پس در میان کنعانیانی که ساکن آن زمین بودند سکونت گرفت لیکن ساکنان بیتشمس و بیتعَنات بایشان جزیه میدادند *
{{verse|۱|۳۴|color=black}} و اَموریان بنیدان را بکوهستان مسدود ساختند زیرا که نگذاشتند که ببیابان فرود آیند *
{{verse|۱|۳۵|color=black}} پس اموریان عزیمت داشتند که در اَیلُون و شَعَلُبّیم در کوه حارَس ساکن باشند و لیکن چون دست خاندان یوسف قوت گرفت جزیه برایشان گذارده شد *
{{verse|۱|۳۶|color=black}} و حد اموریان از سر بالای عَقْرَبّیم و از سالَع تا بالاتر بود *
{{وسط|{{روخط|باب دوم}}}}
{{فصل|۲}}
{{verse|۲|۱|color=black}} و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} از جِلْجال ببُوکیم آمدهگفت شما را از مصر برآوردم و بزمینی که بپدران شما قسم خوردم داخل کردم و گفتم عهد خود را با شما تا بابد نخواهم شکست *
{{verse|۲|۲|color=black}} پس شما با ساکنان این زمین عهد مبندید و مذبحهای ایشان را بشکنید لیکن شما سخن مرا نشنیدید این چه کار است که کردهاید *
{{verse|۲|۳|color=black}} لهذا من نیز گفتم ایشان را از حضور شما بیرون نخواهم کرد و ایشان در کمرهای شما خارها خواهند بود و خدایان ایشان برای شما دام خواهند بود *
{{verse|۲|۴|color=black}} و چون فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} این سخنان را بتمامی بنی اسرائیل گفت قوم آواز خود را بلند کرده گریستند *
{{verse|۲|۵|color=black}} و آن مکان را بُوکیم نام نهادند و در آنجا برای {{روخط|خداوند}} قربانی گذرانیدند *
{{verse|۲|۶|color=black}} و چون یوشع قوم را روانه نموده بود بنی اسرائیل هر یکی بملک خود رفتند تا زمین را بتصرف آورند *
{{verse|۲|۷|color=black}} و در تمام ایام یوشع و تمامی ایام مشایخی که بعد از یوشع زنده ماندند و همهٔ کارهای بزرگ {{روخط|خداوند}} را که برای اسرائیل کرده بود دیدند قومْ {{روخط|خداوند}} را عبادت نمودند *
{{verse|۲|۸|color=black}} و یوشع بننون بندهٔ {{روخط|خداوند}} چون صد و ده ساله بود مرد *
{{verse|۲|۹|color=black}} و او را در حدود ملکش در تِمْنَه حارس در کوهستان افرایم بطرف شمال کوه جاعش دفن کردند *
{{verse|۲|۱۰|color=black}} و تمامی آن طبقه نیز بپدران خود پیوستند و بعد از ایشان طبقهٔ دیگر برخاستند که {{روخط|خداوند}} و اعمالی را که برای اسرائیل کرده بود ندانستند *
{{verse|۲|۱۱|color=black}} و بنی اسرائیل در نظر {{روخط|خداوند}} شرارت ورزیدند و بَعْلها را عبادت نمودند *
{{verse|۲|۱۲|color=black}} و یهوه خدای پدران خود را که ایشان را از زمین مصر بیرون آورده بود ترک کردند و خدایان<noinclude></noinclude>
f45prcrdh3530km7yysm99u1itam7fz
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۴
104
87843
286508
2026-06-15T18:45:24Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «غیر را از خدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده آنها را سجده کردند و خشم {{روخط|خداوند}} را برانگیختند * {{verse|۲|۱۳|color=black}} و یهوه را ترک کرده بعل و عشتاروت را عبادت نمودند * {{verse|۲|۱۴|color=black}} پس خشم {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل افروخته شده ای...» ایجاد کرد
286508
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>غیر را از خدایان طوایفی که در اطراف ایشان بودند پیروی نموده آنها را سجده کردند و خشم {{روخط|خداوند}} را برانگیختند *
{{verse|۲|۱۳|color=black}} و یهوه را ترک کرده بعل و عشتاروت را عبادت نمودند *
{{verse|۲|۱۴|color=black}} پس خشم {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل افروخته شده ایشان را بدست تاراجکنندگان سپرد تا ایشان را غارت نمایند و ایشان را بدست دشمنانی که باطراف ایشان بودند فروخت بحدی که دیگر نتوانستند با دشمنان خود مقاومت نمایند *
{{verse|۲|۱۵|color=black}} و بهرجا که بیرون میرفتند دست {{روخط|خداوند}} برای بدی بر ایشان میبود چنانکه {{روخط|خداوند}} گفته وچنانکه {{روخط|خداوند}} برای ایشان قسم خورده بود و بنهایت تنگی گرفتار شدند *
{{verse|۲|۱۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} داوران برانگیزانید که ایشان را از دست تاراجکنندگان نجات دادند *
{{verse|۲|۱۷|color=black}} و باز داوران خود را اطاعت ننمودند زیرا که در عقب خدایان غیر زناکار شده آنها را سجده کردند و از راهی که پدران ایشان سلوک مینمودند و اوامر {{روخط|خداوند}} را اطاعت میکردند بزودی برگشتند و مثل ایشان عمل ننمودند *
{{verse|۲|۱۸|color=black}} و چون {{روخط|خداوند}} برای ایشان داوران برمیانگیخت {{روخط|خداوند}} با داور میبود و ایشان را در تمام ایام آن داور از دست دشمنان ایشان نجات میداد زیرا که {{روخط|خداوند}} بخاطر نالهای که ایشان از دست ظالمان و ستمکنندگان خود برمیآوردند پشیمان میشد *
{{verse|۲|۱۹|color=black}} و واقع میشد چون داور وفات یافت که ایشان برمیگشتند و از پدران خود بیشتر فتنهانگیز شده خدایان غیر را پیروی میکردند و آنها را عبادت نموده سجده میکردند و از اعمال بد و راههای سرکشی خود چیزی باقی نمیگذاشتند *
{{verse|۲|۲۰|color=black}} لهذا خشم {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل افروخته شد و گفت چونکه این قوم از عهدی که با پدران ایشان امر فرمودم تجاوز نموده آواز مرا نشنیدند *
{{verse|۲|۲۱|color=black}} من نیز هیچ یک از امتها را که یوشع وقت وفاتش واگذاشت از حضور ایشان دیگر بیرون نخواهم نمود *
{{verse|۲|۲۲|color=black}} تا اسرائیل را بآنها بیازمایم که آیا طریق {{روخط|خداوند}} را نگهداشته چنانکه پدران ایشان نگهداشتند در آن سلوک خواهند نمود یا نه *
{{verse|۲|۲۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} آن طوایف را واگذاشته بسرعت بیرون نکرد و آنها را بدست یوشع تسلیم ننمود *
{{وسط|{{روخط|باب سوم}}}}
{{فصل|۳}}
{{verse|۳|۱|color=black}} پس اینانند طوایفی که {{روخط|خداوند}} واگذاشت تا بواسطهٔ آنها اسرائیل را بیازماید<noinclude></noinclude>
ib4c41pgqx81di91n8flvrulck6t5g2
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۵
104
87844
286509
2026-06-15T18:45:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «یعنی جمیع آنانی که همهٔ جنگهای کنعان را ندانسته بودند * {{verse|۳|۲|color=black}} تا طبقات بنی اسرائیل دانشمند شوند و جنگ را بایشان تعلیم دهد یعنی آنانی که آن را پیشتر بهیچ وجه نمیدانستند * {{verse|۳|۳|color=black}} پنج سردار فلسطینیان و جمیع کنعانیان و صیدونیان و...» ایجاد کرد
286509
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>یعنی جمیع آنانی که همهٔ جنگهای کنعان را ندانسته بودند *
{{verse|۳|۲|color=black}} تا طبقات بنی اسرائیل دانشمند شوند و جنگ را بایشان تعلیم دهد یعنی آنانی که آن را پیشتر بهیچ وجه نمیدانستند *
{{verse|۳|۳|color=black}} پنج سردار فلسطینیان و جمیع کنعانیان و صیدونیان و حِوّیان که در کوهستان لبنان از کوه بَعْل حَرْمون تا مدخل حمات ساکن بودند *
{{verse|۳|۴|color=black}} و اینها برای آزمایش بنی اسرائیل بودند تا معلوم شود که آیا احکام {{روخط|خداوند}} را که بواسطهٔ موسی بپدران ایشان امر فرموده بود اطاعت خواهند کرد یا نه *
{{verse|۳|۵|color=black}} پس بنی اسرائیل در میان کنعانیان و حتیان و اموریان و فَرِزّیان و حویان و یبوسیان ساکن میبودند *
{{verse|۳|۶|color=black}} دختران ایشان را برای خود بزنی میگرفتند و دختران خود را بپسران ایشان میدادند و خدایان آنها را عبادت مینمودند *
{{verse|۳|۷|color=black}} و بنی اسرائیل آنچه در نظر {{روخط|خداوند}} ناپسند بود کردند و یهوه خدای خود را فراموش نموده بعلها و بتها را عبادت کردند *
{{verse|۳|۸|color=black}} و غضب {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل افروخته شده ایشان را بدست کوشان رِشْعَتایم پادشاه ارام نهرین فروخت و بنی اسرائیل کوشان رِشْعَتایم را هشت سال بندگی کردند *
{{verse|۳|۹|color=black}} و چون بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد کردند {{روخط|خداوند}} برای بنی اسرائیل نجاتدهندهای یعنی عُتْنَئیل بنقناز برادر کوچک کالیب را برپا داشت و او ایشان را نجات داد *
{{verse|۳|۱۰|color=black}} و روح {{روخط|خداوند}} بر او نازل شد پس بنی اسرائیل را داوری کرد و برای جنگ بیرون رفت و {{روخط|خداوند}} کوشان رِشْعَتایم پادشاه ارام را بدست او تسلیمکرد و دستش بر کوشان رِشْعَتایم مستولی گشت *
{{verse|۳|۱۱|color=black}} و زمین چهل سال آرامی یافت پس عتنئیل بنقناز مرد *
{{verse|۳|۱۲|color=black}} و بنی اسرائیل بار دیگر در نظر {{روخط|خداوند}} بدی کردند و {{روخط|خداوند}} عجلون پادشاه موآب را بر اسرائیل مستولی ساخت زیرا که در نظر {{روخط|خداوند}} شرارت ورزیده بودند *
{{verse|۳|۱۳|color=black}} و او بنیعَمّون و عَمالیق را نزد خود جمع کرده آمد و بنی اسرائیل را شکست داد و ایشان شهر نخلستان را گرفتند *
{{verse|۳|۱۴|color=black}} و بنی اسرائیل عَجلون پادشاه موآب را هجده سال بندگی کردند *
{{verse|۳|۱۵|color=black}} و چون بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند {{روخط|خداوند}} برای ایشان نجاتدهندهای یعنی ایهود بنجیرای بنیامینی را که مرد چپدستی بود برپا داشت و بنی اسرائیل بدست او برای عجلون پادشاه موآب ارمغانی فرستادند *
{{verse|۳|۱۶|color=black}} و اِیهود خنجر دودمی که طولش یک ذراع بود برای خود ساخت و آن را در زیرِ جامه بر ران راست خود بست *<noinclude></noinclude>
780qo3zr6ms2zf5ahlepxwyecp2p82m
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۶
104
87845
286510
2026-06-15T18:46:07Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۳|۱۷|color=black}} و ارمغان را نزد عجلون پادشاه موآب عرضه داشت و عجلون مرد بسیار فربهی بود * {{verse|۳|۱۸|color=black}} و چون از عرضهداشتن ارمغان فارغ شد آنانی را که ارمغان را آورده بودند روانه نمود * {{verse|۳|۱۹|color=black}} و خودش از معدنهای سنگ که نزد جلجال بود بر...» ایجاد کرد
286510
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۳|۱۷|color=black}} و ارمغان را نزد عجلون پادشاه موآب عرضه داشت و عجلون مرد بسیار فربهی بود *
{{verse|۳|۱۸|color=black}} و چون از عرضهداشتن ارمغان فارغ شد آنانی را که ارمغان را آورده بودند روانه نمود *
{{verse|۳|۱۹|color=black}} و خودش از معدنهای سنگ که نزد جلجال بود برگشته گفت ای پادشاه سخنی مخفی برای تو دارم گفت ساکت باش و جمیع حاضران از پیش او بیرون رفتند *
{{verse|۳|۲۰|color=black}} و ایهود نزد وی داخل شد و او بتنهائی در بالاخانهٔ تابستانی خود مینشست ایهود گفت کلامی از خدا برای تو دارم پس از کرسی خود برخاست *
{{verse|۳|۲۱|color=black}} و ایهود دست چپ خود را درازکرده خنجر را از ران راست خویش کشید و آن را در شکمش فرو برد *
{{verse|۳|۲۲|color=black}} و دستهٔ آن با تیغهاش نیز فرو رفت و پیه تیغه را پوشانید زیرا که خنجر را از شکمش بیرون نکشید و بفضلات رسید *
{{verse|۳|۲۳|color=black}} و ایهود بدهلیز بیرون رفته درهای بالاخانه را بر وی بسته قفل کرد *
{{verse|۳|۲۴|color=black}} و چون او رفته بود نوکرانش آمده دیدند که اینک درهای بالاخانه قفل است گفتند یقیناً پایهای خود را در غرفهٔ تابستانی میپوشاند *
{{verse|۳|۲۵|color=black}} و انتظار کشیدند تا خجل شدند و چون او درهای بالاخانه را نگشود پس کلید را گرفته آن را باز کردند و اینک آقای ایشان بر زمین مرده افتاده بود *
{{verse|۳|۲۶|color=black}} و چون ایشان معطل میشدند اِیهود بدر رفت و از معدنهای سنگ گذشته بسِعیرَت بسلامت رسید *
{{verse|۳|۲۷|color=black}} و چون داخل آنجا شد کَرِنّا را در کوهستان افرایم نواخت و بنی اسرائیل همراهش از کوه بزیر آمدند و او پیش روی ایشان بود *
{{verse|۳|۲۸|color=black}} و بایشان گفت از عقب من بیایید زیرا {{روخط|خداوند}} موآبیان دشمنان شما را بدست شما تسلیم کرده است پس از عقب او فرود شده معبرهای اُرْدُنّ را پیش روی موآبیان گرفتند و نگذاشتند که احدی عبور کند *
{{verse|۳|۲۹|color=black}} و در آن وقت بقدر دههزار نفر از موآبیان را یعنی هر زورآور و مرد جنگی را کشتند و کسی رهائی نیافت *
{{verse|۳|۳۰|color=black}} و در آن روز موآبیان زیر دست اسرائیل ذلیل شدند و زمین هشتاد سال آرامی یافت *
{{verse|۳|۳۱|color=black}} و بعد از او شَمْجَر بن عَنات بود که ششصد نفر از فلسطینیان را با چوب گاورانی کشت و او نیز اسرائیل را نجات داد *
{{وسط|{{روخط|باب چهارم}}}}
{{فصل|۴}}
{{verse|۴|۱|color=black}} و بنی اسرائیل بعد از وفات اِیهود بار دیگر در نظر {{روخط|خداوند}} شرارت ورزیدند *<noinclude></noinclude>
1j0oloivlvjxf1pvdn517azqwc8gede
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۷
104
87846
286511
2026-06-15T18:46:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{verse|۴|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را بدست یابین پادشاه کنعان که در حاصور سلطنت میکرد فروخت و سردار لشکرش سِیسَرا بود که در حَروشَت امتها سکونت داشت * {{verse|۴|۳|color=black}} و بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد کردند زیرا که او را نهصد ارابهٔ آهنی...» ایجاد کرد
286511
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{verse|۴|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} ایشان را بدست یابین پادشاه کنعان که در حاصور سلطنت میکرد فروخت و سردار لشکرش سِیسَرا بود که در حَروشَت امتها سکونت داشت *
{{verse|۴|۳|color=black}} و بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد کردند زیرا که او را نهصد ارابهٔ آهنین بود و بر بنی اسرائیل بیست سال بسیار ظلم میکرد *
{{verse|۴|۴|color=black}} و در آن زمان دَبورَهٔ نبیه زن لَفِیدُوت اسرائیل را داوری مینمود *
{{verse|۴|۵|color=black}} و او زیر نخل دَبورَه که در میان رامه و بیتئیل در کوهستان افرایم بود مینشست و بنی اسرائیل بجهت داوری نزد وی میآمدند *
{{verse|۴|۶|color=black}} پس او فرستاده باراق بن اَبینوعَم را از قادش نفتالی طلبید و بوی گفت آیا یهوه خدای اسرائیل امر نفرموده است که برو و بکوه تابور رهنمائی کن و ده هزار نفر از بنینفتالی و بنیزبولون را همراه خود بگیر *
{{verse|۴|۷|color=black}} و سِیسَرا سردار لشکر یابین را با ارابهها و لشکرش بنهر قیشون نزد تو کشیده او را بدست تو تسلیم خواهم کرد *
{{verse|۴|۸|color=black}} باراق وی را گفت اگر همراه من بیائی میروم و اگر همراه من نیائی نمیروم *
{{verse|۴|۹|color=black}} گفت البته همراه تو میآیم لیکن این سفر که میروی برای تو اکرام نخواهد بود زیرا {{روخط|خداوند}} سِیسَرا را بدست زنی خواهد فروخت پس دَبورَه برخاسته همراه باراق بقادش رفت *
{{verse|۴|۱۰|color=black}} و باراق زبولون و نفتالی را بقادش جمع کرد و دههزار نفر در رکاب او رفتند و دَبورَه همراهش برآمد *
{{verse|۴|۱۱|color=black}} و حابَر قینی خود را از قینیان یعنی از بنیحوباب برادر زن موسی جدا کرده خیمهٔ خویش را نزد درخت بلوط در صَعَنایم که نزدقادش است برپا داشت *
{{verse|۴|۱۲|color=black}} و بسِیسَرا خبر دادند که باراق بناَبینوعَم بکوه تابور برآمده است *
{{verse|۴|۱۳|color=black}} پس سِیسَرا همهٔ ارابههایش یعنی نهصد ارابهٔ آهنین و جمیع مردانی را که همراه وی بودند از حَروشَت امتها تا نهر قیشون جمع کرد *
{{verse|۴|۱۴|color=black}} و دَبورَه بباراق گفت برخیز این است روزی که {{روخط|خداوند}} سِیسَرا را بدست تو تسلیم خواهد نمود آیا {{روخط|خداوند}} پیش روی تو بیرون نرفته است پس باراق از کوه تابور بزیر آمد و دههزار نفر از عقب وی *
{{verse|۴|۱۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} سِیسَرا و تمامی ارابهها و تمامی لشکرش را بدم شمشیر پیش باراق منهزم ساخت و سِیسَرا از ارابهٔ خود بزیر آمده پیاده فرار کرد *
{{verse|۴|۱۶|color=black}} و باراق ارابهها و لشکر را تا حَروشَتِ امتها تعاقب نمود و جمیع لشکر سِیسَرا بدم شمشیر افتادند بحدی که کسی باقی نماند *
{{verse|۴|۱۷|color=black}} و سِیسَرا بچادر یاعیل زن حابَر قینی پیاده فرار کرد زیرا که در میان یابین پادشاه حاصور و خاندان حابرقینی صلح بود *
{{verse|۴|۱۸|color=black}} و یاعیل<noinclude></noinclude>
nnlemeeuaj735nov3kxaz945pubnlrq
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۸
104
87847
286512
2026-06-15T18:47:03Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «باستقبال سِیسَرا بیرون آمده وی را گفت برگرد ای آقای من بسوی من برگرد و مترس پس بسوی وی بچادر برگشت و او را بلحافی پوشانید * {{verse|۴|۱۹|color=black}} و او وی را گفت جرعهای آب بمن بنوشان زیرا که تشنه هستم پس مشک شیر را باز کرده بوی نوشانیـد و او را پوشانید *...» ایجاد کرد
286512
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>باستقبال سِیسَرا بیرون آمده وی را گفت برگرد ای آقای من بسوی من برگرد و مترس پس بسوی وی بچادر برگشت و او را بلحافی پوشانید *
{{verse|۴|۱۹|color=black}} و او وی را گفت جرعهای آب بمن بنوشان زیرا که تشنه هستم پس مشک شیر را باز کرده بوی نوشانیـد و او را پوشانید *
{{verse|۴|۲۰|color=black}} او وی را گفت بدر چادر بایست و اگر کسی بیاید و از تو سؤال کرده بگوید که آیا کسی در اینجاست بگو نی *
{{verse|۴|۲۱|color=black}} و یاعیل زن حابر میخ چادر را برداشت و چکشی بدست گرفته نزد وی بآهستگی آمده میخ را بشقیقهاشکوبید چنانکه بزمین فرو رفت زیرا که او از خستگی در خواب سنگین بود و بمرد *
{{verse|۴|۲۲|color=black}} و اینک باراق سِیسَرا را تعاقب نمود و یاعیل باستقبالش بیرون آمده وی را گفت بیا تا کسی را که میجویی تو را نشان بدهم پس نزد وی داخل شد و اینک سِیسَرا مرده افتاده و میخ در شقیقهاش بود *
{{verse|۴|۲۳|color=black}} پس در آن روز خدا یابین پادشاه کنعان را پیش بنی اسرائیل ذلیل ساخت *
{{verse|۴|۲۴|color=black}} و دست بنی اسرائیل بر یابین پادشاه کنعان زیاده و زیاده استیلا مییافت تا یابین پادشاه کنعان را هلاک ساختند *
{{وسط|{{روخط|باب پنجم}}}}
{{فصل|۵}}
{{verse|۵|۱|color=black}} و در آن روز دَبورَه و باراق بن اَبینوعَم سرود خوانده گفتند *
{{verse|۵|۲|color=black}} چونکه پیشروان در اسرائیل پیشروی کردند چونکه قوم نفوس خود را بارادت تسلیم نمودند {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوانید *
{{verse|۵|۳|color=black}} ای پادشاهان بشنوید ای زورآوران گوش دهید من خود برای {{روخط|خداوند}} خواهم سرایید برای یهوه خدای اسرائیل سرود خواهم خواند *
{{verse|۵|۴|color=black}} ای {{روخط|خداوند}} وقتی که از سعیر بیرون آمدی وقتی که از صحرای اَدُوم خرامیدی زمین متزلزل شد و آسمان نیز قطرهها ریخت و ابرها هم آبها بارانید *
{{verse|۵|۵|color=black}} کوهها از حضور {{روخط|خداوند}} لرزان شد و این سینا از حضور یهوه خدای اسرائیل *
{{verse|۵|۶|color=black}} در ایام شَمْجَر بنعَنات در ایام یاعیل شاهراهها ترک شده بود و مسافران از راههای غیر متعارف میرفتند *
{{verse|۵|۷|color=black}} حاکمان در اسرائیل نایاب و نابود شدند تا من دَبورَه برخاستم در اسرائیل مادر برخاستم *
{{verse|۵|۸|color=black}} خدایان جدید را اختیار کردند پس جنگ در دروازهها رسید در میان چهلهزار نفر در اسرائیل سپری و نیزهای پیدا نشد *
{{verse|۵|۹|color=black}} قلب من بحاکمان اسرائیل مایل است که خود را در میان قوم بارادت<noinclude></noinclude>
srzbsseucydmswf37tf2w7qq1x3ys33
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۸۹
104
87848
286513
2026-06-15T18:47:36Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «تسلیم نمودند {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوانید * {{verse|۵|۱۰|color=black}} ای شما که بر الاغهای سفید سوارید و بر مسندها مینشینید و بر طریق سالک هستید این را بیان کنید * {{verse|۵|۱۱|color=black}} دور از آواز تیراندازان نزد حوضهای آب در آنجا اعمال عادلهٔ {{روخط|خداوند...» ایجاد کرد
286513
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تسلیم نمودند {{روخط|خداوند}} را متبارک بخوانید *
{{verse|۵|۱۰|color=black}} ای شما که بر الاغهای سفید سوارید و بر مسندها مینشینید و بر طریق سالک هستید این را بیان کنید *
{{verse|۵|۱۱|color=black}} دور از آواز تیراندازان نزد حوضهای آب در آنجا اعمال عادلهٔ {{روخط|خداوند}} را بیان میکنند یعنی احکام عادلهٔ او را در حکومت اسرائیل آنگاه قوم {{روخط|خداوند}} بدروازهها فرود میآیند *
{{verse|۵|۱۲|color=black}} بیدار شو بیدار شو ای دَبورَه بیدار شو بیدار شو و سرود بخوان برخیز ای باراق و ای پسر اَبینوعَم اسیران خود را باسیری ببر *
{{verse|۵|۱۳|color=black}} آنگاه جماعت قلیل بر بزرگان قوم تسلط یافتند و {{روخط|خداوند}} مرا بر جباران مسلط ساخت *
{{verse|۵|۱۴|color=black}} از افرایم آمدند آنانی که مقر ایشان در عمالیق است در عقب تو بنیامین با قومهای تو و از ماکیر داوران آمدند و از زبولون آنانی که عصای صفآرا را بدست میگیرند *
{{verse|۵|۱۵|color=black}} و سروران یساکار همراه دَبورَه بودند چنانکه باراق بود همچنان یساکار نیز بود در عقب او بوادی هجوم آوردند فکرهای دل نزد شعوب رؤبین عظیم بود *
{{verse|۵|۱۶|color=black}} چرا در میان آغلها نشستی آیا تا نی گلهها را بشنوی مباحثات دل نزد شعوب رؤبین عظیم بود *
{{verse|۵|۱۷|color=black}} جِلْعاد بآن طرف اُرْدُنّ ساکن ماند و دان چرا نزد کشتیها درنگ نمود اشیر بکنارهٔ دریا نشست و نزد خلیجهای خود ساکن ماند *
{{verse|۵|۱۸|color=black}} و زبولون قومی بودند که جان خود را بخطر موت تسلیم نمودند و نفتالی نیز در بلندیهای میدان *
{{verse|۵|۱۹|color=black}} پادشاهان آمده جنگ کردند آنگاه پادشاهان کنعان مقاتله نمودند در تَعَنَک نزد آبهای مَجِدّو و هیچ منفعت نقره نبردند *
{{verse|۵|۲۰|color=black}} از آسمان جنگ کردند ستارگان از منازل خود با سِیسَرا جنگ کردند *
{{verse|۵|۲۱|color=black}} نهر قیشون ایشان را در ربود آن نهر قدیم یعنی نهر قیشون ای جان من قوت را پایمال نمودی *
{{verse|۵|۲۲|color=black}} آنگاه اسبان زمین را پازدن گرفتند بسبب تاختن یعنی تاختن زورآوران ایشان *
{{verse|۵|۲۳|color=black}} فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} میگوید میروز را لعنت کنید ساکنانش را بسختی لعنت کنید زیرا که بامداد {{روخط|خداوند}} نیامدند تا {{روخط|خداوند}} را در میان جباران اعانت نمایند *
{{verse|۵|۲۴|color=black}} یاعیل زن حابرقینی از سایر زنان مبارک باد از زنان چادرنشین مبارک باد *
{{verse|۵|۲۵|color=black}} او آب خواست و شیر بوی داد و سرشیر را در ظرف ملوکانه پیش آورد *
{{verse|۵|۲۶|color=black}} دست خود را بمیخ دراز کرد و دست راست خود را بچکش عمله و بچکش سِیسَرا را زده سرش را سفت و شقیقهٔ او را شکافت و فرو دوخت *
{{verse|۵|۲۷|color=black}} نزد پایهایش خم شده<noinclude></noinclude>
hdo1hsctdnzc2s4tjeshj4ws23oqe28
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۰
104
87849
286514
2026-06-15T18:48:05Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «افتاد و دراز شدنزد پایهایش خم شده افتاد جائی که خم شد در آنجا کشته افتاد * {{verse|۵|۲۸|color=black}} از دریچه نگریست و نعره زد مادر سِیسَرا ازشبکه نعره زد چرا ارابهاش در آمدن تأخیر میکند و چرا چرخهای ارابههایش توقف مینماید * {{verse|۵|۲۹|color=black}} خاتونهای دان...» ایجاد کرد
286514
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>افتاد و دراز شدنزد پایهایش خم شده افتاد جائی که خم شد در آنجا کشته افتاد *
{{verse|۵|۲۸|color=black}} از دریچه نگریست و نعره زد مادر سِیسَرا ازشبکه نعره زد چرا ارابهاش در آمدن تأخیر میکند و چرا چرخهای ارابههایش توقف مینماید *
{{verse|۵|۲۹|color=black}} خاتونهای دانشمندش در جواب وی گفتند لیکن او سخنان خود را بخود تکرار کرد *
{{verse|۵|۳۰|color=black}} آیا غنیمت را نیافته و تقسیم نمیکنند یک دختر دو دختر برای هر مرد و برای سِیسَرا غنیمت رختهای رنگارنگ غنیمت رختهای رنگارنگ قلابدوزی رخت رنگارنگ قلابدوزی دورو بر گردنهای اسیران *
{{verse|۵|۳۱|color=black}} همچنین ای {{روخط|خداوند}} جمیع دشمنانت هلاک شوند و اما محبان او مثل آفتاب باشند وقتی که در قوتش طلوع میکند و زمین چهل سال آرامی یافت *
{{وسط|{{روخط|باب ششم}}}}
{{فصل|۶}}
{{verse|۶|۱|color=black}} و بنی اسرائیل در نظر {{روخط|خداوند}} شرارتورزیدند پس {{روخط|خداوند}} ایشان را بدست مدیان هفت سال تسلیم نمود *
{{verse|۶|۲|color=black}} و دست مدیان بر اسرائیل استیلا یافت و بسبب مدیان بنی اسرائیل شکافها و مغارهها و ملاذها را که در کوهها میباشند برای خود ساختند *
{{verse|۶|۳|color=black}} و چون اسرائیل زراعت میکردند مدیان و عمالیق و بنیمشرق آمده بر ایشان هجوم میآوردند *
{{verse|۶|۴|color=black}} و بر ایشان اردو زده محصول زمین را تا بغَزَّه خراب کردند و در اسرائیل آذوقه و گوسفند و گاو و الاغ باقی نگذاشتند *
{{verse|۶|۵|color=black}} زیرا که ایشان با مواشی و خیمههای خود برآمده مثل ملخ بیشمار بودند و ایشان و شتران ایشان را حسابی نبود و بجهت خراب ساختن زمین داخل شدند *
{{verse|۶|۶|color=black}} و چون اسرائیل بسبب مدیان بسیار ذلیلشدند بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآوردند *
{{verse|۶|۷|color=black}} و واقع شد چون بنی اسرائیل از دست مدیان نزد {{روخط|خداوند}} استغاثه نمودند *
{{verse|۶|۸|color=black}} که {{روخط|خداوند}} نبیای برای بنی اسرائیل فرستاد و او بایشان گفت یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید من شما را از مصر برآوردم و شما را از خانهٔ بندگی بیرون آوردم *
{{verse|۶|۹|color=black}} و شما را از دست مصریان و از دست جمیع ستمکاران شما رهائی دادم و اینان را از حضور شما بیرون کرده زمین ایشان را بشما دادم *
{{verse|۶|۱۰|color=black}} و بشما گفتم من یهوه خدای شما هستم از خدایان اموریانی که در زمین ایشان ساکنید مترسید لیکن آواز مرا نشنیدید *
{{verse|۶|۱۱|color=black}} و فرشته {{روخط|خداوند}} آمده زیر درخت بلوطی که در عُفْرَه است که مال یوآش اَبیعَزَری بود<noinclude></noinclude>
kbkaxrbrfv0hnaupump73lwmai83hq8
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۱
104
87850
286515
2026-06-15T18:48:27Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نشست و پسرش جِدْعُون گندم رادر چرخشت میکوبید تا آن را از مدیان پنهان کند * {{verse|۶|۱۲|color=black}} پس فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} بر او ظاهر شده وی را گفت ای مرد زورآور یهوه با تو است * {{verse|۶|۱۳|color=black}} جِدْعُون وی را گفت آه ای {{روخط|خداوند}} من اگر یهوه با ماست...» ایجاد کرد
286515
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نشست و پسرش جِدْعُون گندم رادر چرخشت میکوبید تا آن را از مدیان پنهان کند *
{{verse|۶|۱۲|color=black}} پس فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} بر او ظاهر شده وی را گفت ای مرد زورآور یهوه با تو است *
{{verse|۶|۱۳|color=black}} جِدْعُون وی را گفت آه ای {{روخط|خداوند}} من اگر یهوه با ماست پس چرا این همهٔ بر ما واقع شده است و کجاست جمیع اعمال عجیب او که پدران ما برای ما ذکر کرده و گفتهاند که آیا {{روخط|خداوند}} ما را از مصر بیرون نیاورد لیکن الا´ن {{روخط|خداوند}} ما را ترک کرده و بدست مدیان تسلیم نموده است *
{{verse|۶|۱۴|color=black}} آنگاه یهوه بر وی نظر کرده گفت باین قوت خود برو و اسرائیل را از دست مدیان رهائی ده آیا من تو را نفرستادم *
{{verse|۶|۱۵|color=black}} او در جواب وی گفت آه ای {{روخط|خداوند}} چگونه اسرائیل را رهائی دهم اینک خاندان من در منسی ذلیلتر از همهٔ است و من در خانه پدرم کوچکترین هستم *
{{verse|۶|۱۶|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت یقیناً من با تو خواهم بود و مدیان را مثل یک نفر شکست خواهی داد *
{{verse|۶|۱۷|color=black}} او وی را گفتاگر الا´ن در نظر تو فیض یافتم پس آیتی بمن بنما که تو هستی آنکه با من حرف میزنی *
{{verse|۶|۱۸|color=black}} پس خواهش دارم که از اینجا نروی تا نزد تو برگردم و هدیهٔ خود را آورده بحضور تو بگذرانم گفت من میمانم تا برگردی *
{{verse|۶|۱۹|color=black}} پس جِدْعُون رفت و بزغالهای را با قرصهای نان فطیر از یک ایفهٔ آرد نرم حاضر ساخت و گوشت را در سبدی و آب گوشت را در کاسهای گذاشته آن را نزد وی زیر درخت بلوط آورد و پیش وی نهاد *
{{verse|۶|۲۰|color=black}} و فرشته خدا او را گفت گوشت و قرصهای فطیر را بردار و بر روی این صخره بگذار و آب گوشت را بریز پس چنان کرد *
{{verse|۶|۲۱|color=black}} آنگاه فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} نوک عصا را که در دستش بود دراز کرده گوشت و قرصهای فطیر را لمس نمود که آتش از صخره برآمده گوشت و قرصهای فطیر را بلعید و فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} از نظرش غایب شد *
{{verse|۶|۲۲|color=black}} پس جِدْعُون دانست که او فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} است و جِدْعُون گفت آه ای {{روخط|خداوند}} یهوه چونکه فرشتهٔ {{روخط|خداوند}} را روبرو دیدم *
{{verse|۶|۲۳|color=black}} {{روخط|خداوند}} وی را گفت سلامتی برتو باد مترس نخواهی مرد *
{{verse|۶|۲۴|color=black}} پس جِدْعُون در آنجا برای {{روخط|خداوند}} مذبحی بنا کرد و آن را یهوه شالوم نامید که تا امروز در عُفْرَه اَبیعَزَرِیان باقی است *
{{verse|۶|۲۵|color=black}} و در آن شب {{روخط|خداوند}} او را گفت گاو پدر خود یعنی گاو دومین را که هفت ساله است بگیر و مذبح بعل را که از آن پدرت است منهدم کن و تمثال اشیره را که نزد آن است قطع نما *
{{verse|۶|۲۶|color=black}} و برای یهوه خدای خود بر سر این قلعه مذبحی<noinclude></noinclude>
mjaoi8xiwlu2tbb5vik8yi20pp6mrq0
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۲
104
87851
286516
2026-06-15T18:48:44Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «موافق رسم بنا کن و گاو دومین را گرفته با چوب اشیره که قطع کردی برای قربانی سوختنی بگذران * {{verse|۶|۲۷|color=black}} پس جِدْعُون ده نفر از نوکران خود را برداشت و بنوعی که {{روخط|خداوند}} وی را گفته بودعمل نمود اما چونکه از خاندان پدر خود و مردان شهر میترسید...» ایجاد کرد
286516
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>موافق رسم بنا کن و گاو دومین را گرفته با چوب اشیره که قطع کردی برای قربانی سوختنی بگذران *
{{verse|۶|۲۷|color=black}} پس جِدْعُون ده نفر از نوکران خود را برداشت و بنوعی که {{روخط|خداوند}} وی را گفته بودعمل نمود اما چونکه از خاندان پدر خود و مردان شهر میترسید این کار را در روز نتوانست کرد پس آن را در شب کرد *
{{verse|۶|۲۸|color=black}} و چون مردمان شهر در صبح برخاستند اینک مذبح بعل منهدم شده و اشیره که نزد آن بود بریده و گاو دومین بر مذبحی که ساخته شده بود قربانی گشته *
{{verse|۶|۲۹|color=black}} پس بیکدیگر گفتند کیست که این کار را کرده است و چون دریافت و تفحص کردند گفتند جِدْعُون بنیوآش این کار را کرده است *
{{verse|۶|۳۰|color=black}} پس مردان شهر بیوآش گفتند پسر خود را بیرون بیاور تا بمیرد زیرا که مذبح بعل را منهدم ساخته و اشیره را که نزد آن بود بریده است *
{{verse|۶|۳۱|color=black}} اما یوآش بهمهٔ کسانی که بر ضد او برخاسته بودند گفت آیا شما برای بعل محاجه میکنید و آیا شما او را میرهانید هر که برای او محاجه نماید همین صبح کشته شود و اگر او خداست برای خود محاجه نماید چونکه کسی مذبح او را منهدم ساخته است *
{{verse|۶|۳۲|color=black}} پس در آن روز او را یرُبَّعْل نامید و گفت بگذارید تا بعل با او محاجه نماید زیرا که مذبح او را منهدم ساخته است *
{{verse|۶|۳۳|color=black}} آنگاه جمیع اهل مدیان و عمالیق و بنیمشرق با هم جمع شدند و عبور کرده در وادی یزرعیل اردو زدند *
{{verse|۶|۳۴|color=black}} و روح {{روخط|خداوند}} جِدْعُون را ملبس ساخت پس کَرِنّا را نواخت و اهل اَبیعَزَر در عقب وی جمع شدند *
{{verse|۶|۳۵|color=black}} و رسولان در تمامی مَنَسی فرستاد که ایشان نیز در عقب وی جمع شدند و در اشیر و زبولون و نفتالی رسولان فرستاد و باستقبال ایشان برآمدند *
{{verse|۶|۳۶|color=black}} و جِدْعُون بخدا گفت اگر اسرائیل را برحسب سخن خود بدست من نجات خواهی داد *
{{verse|۶|۳۷|color=black}} اینک من در خرمنگاه پوست پشمینیمیگذارم و اگر شبنم فقط بر پوست باشد و بر تمامی زمین خشکی بُوَد خواهم دانست که اسرائیل را برحسب قول خود بدست من نجات خواهی داد *
{{verse|۶|۳۸|color=black}} و همچنین شد و بامدادان بزودی برخاسته پوست را فشرد و کاسهای پر از آب شبنم از پوست بیفشرد *
{{verse|۶|۳۹|color=black}} و جِدْعُون بخدا گفت غضب تو بر من افروخته نشود و همین یک مرتبه خواهم گفت یک دفعهٔ دیگر فقط با پوست تجربه نمایم این مرتبه پوست بتنهائی خشک باشد و بر تمامی زمین شبنم *
{{verse|۶|۴۰|color=black}} و خدا در آن شب چنان کرد که بر پوست فقط خشکی بود و بر تمامی زمین شبنم *<noinclude></noinclude>
k1y4aqrtdy8hnopv3w85s66gwycplt7
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۳
104
87852
286517
2026-06-15T18:51:57Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{فصل|۷}} {{verse|۷|۱|color=black}} و یرُبَّعْل که جِدْعُون باشد با تمامی قوم که با وی بودند صبح زود برخاسته نزد چشمهٔ حرود اردو زدند و اردوی مدیان بشمال ایشان نزد کوه موره در وادی بود * {{verse|۷|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بجِدْعُون گفت قو...» ایجاد کرد
286517
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}}
{{فصل|۷}}
{{verse|۷|۱|color=black}} و یرُبَّعْل که جِدْعُون باشد با تمامی قوم که با وی بودند صبح زود برخاسته نزد چشمهٔ حرود اردو زدند و اردوی مدیان بشمال ایشان نزد کوه موره در وادی بود *
{{verse|۷|۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بجِدْعُون گفت قومی که با تو هستند زیاده از آنند که مدیان را بدست ایشان تسلیم نمایم مبادا اسرائیل بر من فخر نموده بگویند که دست ما ما را نجات داد *
{{verse|۷|۳|color=black}} پس الا´ن بگوش قوم ندا کرده بگو هر کس که ترسان و هراسان باشد از کوه جِلْعاد برگشته روانه شود و بیست و دو هزار نفر از قوم برگشتند و ده هزار باقی ماندند *
{{verse|۷|۴|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بجِدْعُون گفت باز هم قوم زیادهاند ایشان را نزد آب بیاور تا ایشان را آنجا برای تو بیازمایم و هر که را بتو گویم این با تو برود او همراه تو خواهد رفت و هر که را بتوگویم این با تو نرود او نخواهد رفت *
{{verse|۷|۵|color=black}} و چون قوم را نزد آب آورده بود {{روخط|خداوند}} بجِدْعُون گفت هر که آب را بزبان خود بنوشد چنانکه سگ مینوشد او را تنها بگذار و همچنین هر که بر زانوی خود خم شده بنوشد *
{{verse|۷|۶|color=black}} و عدد آنانی که دست بدهان آورده نوشیدند سیصد نفر بود و جمیع بقیهٔ قوم بر زانوی خود خم شده آب نوشیدند *
{{verse|۷|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بجِدْعُون گفت باین سیصد نفر که بکف نوشیدند شما را نجات میدهم و مدیان را بدست تو تسلیم خواهم نمود پس سایر قوم هر کس بجای خود بروند *
{{verse|۷|۸|color=black}} پس آن گروه توشه و کَرِنّاهای خود را بدست گرفتند و هر کس را از سایر مردان اسرائیل بخیمهٔ خود فرستاد ولی آن سیصد نفر را نگاه داشت و اردوی مدیان در وادی پایینْ دست او بود *
{{verse|۷|۹|color=black}} و در همان شب {{روخط|خداوند}} وی را گفت برخیز و باردو فرود بیا زیرا که آن را بدست تو تسلیم نمودهام *
{{verse|۷|۱۰|color=black}} لیکن اگر از رفتن میترسی با خادم خود فُورَهْ باردو برو *
{{verse|۷|۱۱|color=black}} و چون آنچه ایشان بگویند بشنوی بعد از آن دست تو قوی خواهد شد و باردو فرود خواهی آمد پس او و خادمش فُورَه بکنارهٔ سلاحدارانی که در اردو بودند فرود آمدند *
{{verse|۷|۱۲|color=black}} و اهل مِدْیان و عَمالیق و جمیع بنیمشرق مثل ملخ بیشمار در وادی ریخته بودند و شتران ایشان را مثل ریگ که بر کنارهٔ دریا بیحساب است شمارهای نبود *
{{verse|۷|۱۳|color=black}} پس چون جِدْعُون رسید دید که مردی برفیقش خوابی بیان کرده میگفت<noinclude></noinclude>
key1ku3ovglrjpr3gzz5duhhegac6au
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۴
104
87853
286518
2026-06-15T18:52:18Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «که اینک خوابی دیدم و هان گِردهای نان جوین در میاناردوی مدیان غلطانیده شده بخیمهای برخورد و آن را چنان زد که افتاد و آن را واژگون ساخت چنانکه خیمه بر زمین پهن شد * {{verse|۷|۱۴|color=black}} رفیقش در جواب وی گفت که این نیست جز شمشیر جِدْعُون بنیوآش مرد اسرا...» ایجاد کرد
286518
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>که اینک خوابی دیدم و هان گِردهای نان جوین در میاناردوی مدیان غلطانیده شده بخیمهای برخورد و آن را چنان زد که افتاد و آن را واژگون ساخت چنانکه خیمه بر زمین پهن شد *
{{verse|۷|۱۴|color=black}} رفیقش در جواب وی گفت که این نیست جز شمشیر جِدْعُون بنیوآش مرد اسرائیلی زیرا خدا مدیان و تمام اردو را بدست او تسلیم کرده است *
{{verse|۷|۱۵|color=black}} و چون جِدْعُون نقل خواب و تعبیرش را شنید سجده نمود و بلشکرگاه اسرائیل برگشته گفت برخیزید زیرا که {{روخط|خداوند}} اردوی مدیان را بدست شما تسلیم کرده است *
{{verse|۷|۱۶|color=black}} و آن سیصد نفر را بسه فرقه منقسم ساخت و بدست هر یکی از ایشان کَرِنّاها و سبوهای خالی داد و مشعلها در سبوها گذاشت *
{{verse|۷|۱۷|color=black}} و بایشان گفت بر من نگاه کرده چنان بکنید پس چون بکنار اردو برسم هر چه من میکنم شما هم چنان بکنید *
{{verse|۷|۱۸|color=black}} و چون من و آنانی که با من هستند کَرِنّاها را بنوازیم شما نیز از همهٔ اطراف اردو کَرِنّاها را بنوازید و بگویید شمشیر {{روخط|خداوند}} و جِدْعُون *
{{verse|۷|۱۹|color=black}} پس جِدْعُون و صد نفر که با وی بودند در ابتدای پاس دوم شب بکنار اردو رسیدند و در همان حین کشیکچیای تازه گذارده بودند پس کَرِنّاها را نواختند و سبوها را که در دست ایشان بود شکستند *
{{verse|۷|۲۰|color=black}} و هر سه فرقه کَرِنّاها را نواختند و سبوها را شکستند و مشعلها را بدست چپ و کَرِنّاها را بدست راست خود گرفته نواختند و صدا زدند شمشیر {{روخط|خداوند}} و جِدْعُون *
{{verse|۷|۲۱|color=black}} و هر کس بجای خود باطراف اردو ایستادند و تمامی لشکر فرار کردند و ایشان نعره زده آنها را منهزم ساختند *
{{verse|۷|۲۲|color=black}} و چون آن سیصد نفر کَرِنّاها رانواختند {{روخط|خداوند}} شمشیر هر کس را بر رفیقش و بر تمامی لشکر گردانید و لشکر ایشان تا بیتشِطَّه بسوی صَرِیرت و تا سر حد آبَل مَحُولَه که نزد طَبات است فرار کردند *
{{verse|۷|۲۳|color=black}} و مردان اسرائیل از نفتالی و اشیر و تمامی منسی جمع شده مدیان را تعاقب نمودند *
{{verse|۷|۲۴|color=black}} و جِدْعُون بتمامی کوهستان افرایم رسولان فرستاده گفت بجهت مقابلهٔ با مدیان بزیر آیید و آبها را تا بیت باره و اُرْدُنّ پیش ایشان بگیرید پس تمامی مردان افرایم جمع شده آبها را تا بیتبارَه و اُرْدُنّ گرفتند *
{{verse|۷|۲۵|color=black}} و غُراب و ذِئب دو سردار مدیان را گرفته غُراب را بر صخرهٔ غراب و ذِئب را در چرخشت ذِئب کشتند و مدیان را تعاقب نمودند و سرهای غُراب و ذِئب را بآن طرف اُرْدُنّ نزد جِدْعُون آوردند *<noinclude></noinclude>
635zymqh2db2tgulxhvqbrhzczoruwb
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۵
104
87854
286519
2026-06-15T18:52:52Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}} {{فصل|۸}} {{verse|۸|۱|color=black}} و مردان افرایم او را گفتند این چه کار است که بما کردهای که چون برای جنگ مدیان میرفتی ما را نخواندی و بسختی با وی منازعت کردند * {{verse|۸|۲|color=black}} او بایشان گفت الا´ن من بالنسبه بکار شما چه کردم مگر خوشهچ...» ایجاد کرد
286519
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>{{وسط|{{روخط|باب هشتم}}}}
{{فصل|۸}}
{{verse|۸|۱|color=black}} و مردان افرایم او را گفتند این چه کار است که بما کردهای که چون برای جنگ مدیان میرفتی ما را نخواندی و بسختی با وی منازعت کردند *
{{verse|۸|۲|color=black}} او بایشان گفت الا´ن من بالنسبه بکار شما چه کردم مگر خوشهچینی افرایم از میوهچینی اَبیعَزَر بهتر نیست *
{{verse|۸|۳|color=black}} به دست شما خدا دو سردار مدیان یعنی غُراب و ذِئب را تسلیم نمود و من مثل شما قادر بر چه کار بودم پس چون این سخن را گفت خشم ایشان بر وی فرو نشست *
{{verse|۸|۴|color=black}} و جِدْعُون با آن سیصد نفر که همراه او بودند باُرْدُنّ رسیده عبور کردند و اگر چه خسته بودند لیکن تعاقب میکردند *
{{verse|۸|۵|color=black}} و باهل سُکُّوتگفت تمنا این که چند نان برفقایم بدهید زیرا خستهاند و من زَبَح و صَلْمُونَّع ملوک مدیان را تعاقب میکنم *
{{verse|۸|۶|color=black}} سرداران سُکُّوت بوی گفتند مگر دستهای زَبَح و صَلْمُونَّع الا´ن در دست تو میباشد تا بلشکر تو نان بدهیم *
{{verse|۸|۷|color=black}} جِدْعُون گفت پس چون {{روخط|خداوند}} زَبَح و صَلْمُونَّع را بدست من تسلیم کرده باشد آنگاه گوشت شما را با شوک و خار صحرا خواهم درید *
{{verse|۸|۸|color=black}} و از آنجا بفَنُوعِیل برآمده بایشان همچنین گفت و اهل فَنُوعِیل مثل جواب اهل سکّوت او را جواب دادند *
{{verse|۸|۹|color=black}} و باهل فَنُوعِیل نیز گفت وقتی که بسلامت برگردم این برج را منهدم خواهم ساخت *
{{verse|۸|۱۰|color=black}} و زَبَح و صَلْمُونَّع در قَرْقُورْ با لشکر خود بقدر پانزده هزار نفر بودند تمامی بقیه لشکر بنیمشرق این بود زیرا صد و بیست هزار مرد جنگی افتاده بودند *
{{verse|۸|۱۱|color=black}} و جِدْعُون براه چادرنشینان بطرف شرقی نُوبَح و یجْبَهاه برآمده لشکر ایشان را شکست داد زیرا که لشکر مطمئن بودند *
{{verse|۸|۱۲|color=black}} و زَبَح و صَلْمُونَّع فرار کردند و ایشان را تعاقب نموده آن دو ملک مدیان یعنی زَبَح و صَلْمُونَّع را گرفت و تمامی لشکر ایشان را منهزم ساخت *
{{verse|۸|۱۳|color=black}} و جِدْعُون بنیوآش از بالای حارَس از جنگ برگشت *
{{verse|۸|۱۴|color=black}} و جوانی از اهل سکوت را گرفته از او تفتیش کرد و او برای وی نامهای سرداران سکوت و مشایخ آن را که هفتاد و هفت نفر بودند نوشت *
{{verse|۸|۱۵|color=black}} پس نزد اهل سکوت آمده گفت اینک زَبَح و صَلْمُونَّع که دربارهٔ ایشان مرا طعنه زده گفتید مگر دست زَبَح و صَلْمُونَّع الا´ن در دست تو است تا بمردان خستهٔ تو نان بدهیم *
{{verse|۸|۱۶|color=black}} پس مشایخ شهر و شوک و خارهای صحرارا گرفته اهل سُکُّوت را بآنها تأدیب نمود *
{{verse|۸|۱۷|color=black}} و برج<noinclude></noinclude>
9hyp88nqa6lq7ehlj2kj8apmqzu5zd3
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۶
104
87855
286520
2026-06-15T18:53:15Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «فَنُوعِیل را منهدم ساخته مردان شهر را کشت * {{verse|۸|۱۸|color=black}} و بزَبَح و صَلْمُونَّع گفت چگونه مردمانی بودند که در تابور کشتید گفتند ایشان مثل تو بودند هر یکی شبیه شاهزادگان * {{verse|۸|۱۹|color=black}} گفت ایشان برادرانم و پسران مادر من بودند ب{{روخط|خداو...» ایجاد کرد
286520
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>فَنُوعِیل را منهدم ساخته مردان شهر را کشت *
{{verse|۸|۱۸|color=black}} و بزَبَح و صَلْمُونَّع گفت چگونه مردمانی بودند که در تابور کشتید گفتند ایشان مثل تو بودند هر یکی شبیه شاهزادگان *
{{verse|۸|۱۹|color=black}} گفت ایشان برادرانم و پسران مادر من بودند ب{{روخط|خداوند}} حی قسم اگر ایشان را زنده نگاه میداشتید شما را نمیکشتم *
{{verse|۸|۲۰|color=black}} و بنخستزادهٔ خود یتَر گفت برخیز و ایشان را بکش لیکن آن جوان شمشیر خود را از ترس نکشید چونکه هنوز جوان بود *
{{verse|۸|۲۱|color=black}} پس زَبَح و صَلْمُونَّع گفتند تو برخیز و ما را بکش زیرا شجاعت مرد مثل خود اوست پس جِدْعُون برخاسته زَبَح و صَلْمُونَّع را بکشت و هلالهائی که بر گردن شتران ایشان بود گرفت *
{{verse|۸|۲۲|color=black}} پس مردان اسرائیل بجِدْعُون گفتند بر ما سلطنت نما هم پسر تو و پسر پسر تو نیز چونکه ما را از دست مدیان رهانیدی *
{{verse|۸|۲۳|color=black}} جِدْعُون در جواب ایشان گفت من بر شما سلطنت نخواهم کرد و پسر من بر شما سلطنت نخواهد کرد {{روخط|خداوند}} بر شما سلطنت خواهد نمود *
{{verse|۸|۲۴|color=black}} و جِدْعُون بایشان گفت یک چیز از شما خواهش دارم که هر یکی از شما گوشوارههای غنیمت خود را بمن بدهد زیرا که گوشوارههای طلا داشتند چونکه اسمعیلیان بودند *
{{verse|۸|۲۵|color=black}} در جواب گفتند البته میدهیم پس ردائی پهن کرده هر یکی گوشوارههای غنیمت خود را در آن انداختند *
{{verse|۸|۲۶|color=black}} و وزن گوشوارههای طلائی که طلبیده بود هزار و هفتصد مثقال طلا بود سوایآن هلالها و حلقهها و جامههای ارغوانی که بر ملوک مدیان بود و سوای گردنبندهائی که بر گردن شتران ایشان بود *
{{verse|۸|۲۷|color=black}} و جِدْعُون از آنها ایفودی ساخت و آن را در شهر خود عُفْرَه برپا داشت و تمامی اسرائیل بآنجا در عقب آن زنا کردند و آن برای جِدْعُون و خاندان او دام شد *
{{verse|۸|۲۸|color=black}} پس مدیان در حضور بنی اسرائیل مغلوب شدند و دیگر سر خود را بلند نکردند و زمین در ایام جِدْعُون چهل سال آرامی یافت *
{{verse|۸|۲۹|color=black}} و یرُبَّعْل بنیوآش رفته در خانهٔ خود ساکن شد *
{{verse|۸|۳۰|color=black}} و جِدْعُون را هفتاد پسر بود که از صلبش بیرون آمده بودند زیرا زنان بسیار داشت *
{{verse|۸|۳۱|color=black}} و کنیز او که در شکیم بود او نیز برای وی پسری آورد و او را اَبیمَلِک نام نهاد *
{{verse|۸|۳۲|color=black}} و جِدْعُون بنیوآش پیر و سالخورده شده مرد و در قبر پدرش یوآش در عُفْرَه اَبیعَزَری دفن شد *
{{verse|۸|۳۳|color=black}} و واقع شد بعد از وفات جِدْعُون که بنی اسرائیل برگشته در پیروی بعلها زنا کردند و بعل بَرِیت را خدای خود ساختند *
{{verse|۸|۳۴|color=black}} و بنی اسرائیل یهوه خدای<noinclude></noinclude>
6w39i99btn8j5t5b9m975pmesobwclm
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۷
104
87856
286521
2026-06-15T18:53:41Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «خود را که ایشان را از دست جمیع دشمنان ایشان از هر طرف رهائی داده بود بیاد نیاوردند * {{verse|۸|۳۵|color=black}} و با خاندان یرُبَّعْل جِدْعُون موافق همهٔ احسانی که با بنی اسرائیل نموده بود نیکویی نکردند * {{وسط|{{روخط|باب نهم}}}} {{فصل|۹}} {{verse|۹|۱|color=black}} و اَب...» ایجاد کرد
286521
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>خود را که ایشان را از دست جمیع دشمنان ایشان از هر طرف رهائی داده بود بیاد نیاوردند *
{{verse|۸|۳۵|color=black}} و با خاندان یرُبَّعْل جِدْعُون موافق همهٔ احسانی که با بنی اسرائیل نموده بود نیکویی نکردند *
{{وسط|{{روخط|باب نهم}}}}
{{فصل|۹}}
{{verse|۹|۱|color=black}} و اَبیمَلِک بنیرُبَّعْل نزد برادران مادر خود بهشَکیم رفته ایشان و تمامی قبیلهٔ خاندان پدر مادرش را خطاب کرده گفت *
{{verse|۹|۲|color=black}} الا´ن در گوشهای جمیع اهل شکیم بگویید برای شما کدام بهتر است که هفتاد نفر یعنی همهٔ پسران یرُبَّعْل بر شما حکمرانی کنند یا اینکه یکشخص بر شما حاکم باشد و بیاد آورید که من استخوان و گوشت شما هستم *
{{verse|۹|۳|color=black}} و برادران مادرش دربارهٔ او در گوشهای جمیع اهل شکیم همهٔ این سخنان را گفتند و دل ایشان بپیروی اَبیمَلِک مایل شد زیرا گفتند او برادر ماست *
{{verse|۹|۴|color=black}} و هفتاد مثقال نقره از خانهٔ بعل بَرِیت باو دادند و اَبیمَلِک مردان مهمل و باطل را بآن اجیر کرد که او را پیروی نمودند *
{{verse|۹|۵|color=black}} پس بخانهٔ پدرش بعُفْرَه رفته برادران خود پسران یرُبَّعْل را که هفتاد نفر بودند بر یک سنگ بکشت لیکن یوتام پسر کوچک یرُبَّعْل زنده ماند زیرا خود را پنهان کرده بود *
{{verse|۹|۶|color=black}} و تمامی اهل شکیم و تمامی خاندان مِلّو جمع شده رفتند و اَبیمَلِک را نزد بلوط ستون که در شکیم است پادشاه ساختند *
{{verse|۹|۷|color=black}} و چون یوتام را از این خبر دادند او رفته بسر کوه جَرِزِّیم ایستاد و آواز خود را بلند کرده ندا در داد و بایشان گفت ای مردان شکیم مرا بشنوید تا خدا شما را بشنود *
{{verse|۹|۸|color=black}} وقتی درختان رفتند تا بر خود پادشاهی نصب کنند و بدرخت زیتون گفتند بر ما سلطنت نما *
{{verse|۹|۹|color=black}} درخت زیتون بایشان گفت آیا روغن خود را که بسبب آن خدا و انسان مرا محترم میدارند ترک کنم و رفته بر درختان حکمرانی نمایم *
{{verse|۹|۱۰|color=black}} و درختان بانجیر گفتند که تو بیا و بر ما سلطنت نما *
{{verse|۹|۱۱|color=black}} انجیر بایشان گفت آیا شیرینی و میوهٔ نیکوی خود را ترک بکنم و رفته بر درختان حکمرانی نمایم *
{{verse|۹|۱۲|color=black}} و درختان بمو گفتند که بیا و بر ما سلطنت نما *
{{verse|۹|۱۳|color=black}} مو بایشان گفت آیا شیرهٔ خود را که خدا و انسان را خوش میسازد ترک بکنم و رفته بر درختان حکمرانی نمایم *
{{verse|۹|۱۴|color=black}} و جمیع درختان بخار گفتند که تو بیا و بر ما سلطنت نما *
{{verse|۹|۱۵|color=black}} خار بدرختان گفت اگر بحقیقت شما مرا بر خودپادشاه<noinclude></noinclude>
359bhjfirs2qtczh8tqto4gxbvgor54
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۸
104
87857
286522
2026-06-15T18:54:23Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نصب میکنید پس بیایید و در سایهٔ من پناه گیرید و اگر نه آتش از خار بیرون بیاید و سروهای آزاد لبنان را بسوزاند * {{verse|۹|۱۶|color=black}} و الا´ن اگر براستی و صداقت عمل نمودید در اینکه اَبیمَلِک را پادشاه ساختید و اگر بیرُبَّعْل و خاندانش نیکویی کردید و ب...» ایجاد کرد
286522
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نصب میکنید پس بیایید و در سایهٔ من پناه گیرید و اگر نه آتش از خار بیرون بیاید و سروهای آزاد لبنان را بسوزاند *
{{verse|۹|۱۶|color=black}} و الا´ن اگر براستی و صداقت عمل نمودید در اینکه اَبیمَلِک را پادشاه ساختید و اگر بیرُبَّعْل و خاندانش نیکویی کردید و برحسب عمل دستهایش رفتار نمودید *
{{verse|۹|۱۷|color=black}} زیرا که پدر من بجهت شما جنگ کرده جان خود را بخطر انداخت و شما را از دست مدیان رهانید *
{{verse|۹|۱۸|color=black}} و شما امروز بر خاندان پدرم برخاسته پسرانش یعنی هفتاد نفر را بر یک سنگ کشتید و پسر کنیز او اَبیمَلِک را چون برادر شما بود بر اهل شکیم پادشاه ساختید *
{{verse|۹|۱۹|color=black}} پس اگر امروز براستی و صداقت با یرُبَّعْل و خاندانش عمل نمودید از اَبیمَلِک شاد باشید و او از شما شاد باشد *
{{verse|۹|۲۰|color=black}} و اگرنه آتش از اَبیمَلِک بیرون بیاید و اهل شکیم و خاندان مِلّو را بسوزاند و آتش از اهل شکیم و خاندان ملو بیرون بیاید و اَبیمَلِک را بسوزاند *
{{verse|۹|۲۱|color=black}} پس یوتام فرار کرده گریخت و ببَئِیر آمده در آنجا از ترس برادرش اَبیمَلِک ساکن شد *
{{verse|۹|۲۲|color=black}} و اَبیمَلِک بر اسرائیل سه سال حکمرانی کرد *
{{verse|۹|۲۳|color=black}} و خدا روحی خبیث در میان اَبیمَلِک و اهل شکیم فرستاد و اهل شکیم با اَبیمَلِک خیانت ورزیدند *
{{verse|۹|۲۴|color=black}} تا انتقام ظلمی که بر هفتاد پسر یرُبَّعْل شده بود بشود و خون آنها از برادر ایشان اَبیمَلِک که ایشان را کشته بود و از اهل شکیم که دستهایشان را برای کشتن برادران خود قوی ساخته بودند رفته شود *
{{verse|۹|۲۵|color=black}} پس اهل شکیم بر قلههای کوهها برای او کمین گذاشتند و هر کس را که از طرف ایشان در راه میگذشت تاراج میکردند پس اَبیمَلِک را خبر دادند *
{{verse|۹|۲۶|color=black}} و جَعْل بنعابد با برادرانش آمده بشکیمرسیدند و اهل شکیم بر او اعتماد نمودند *
{{verse|۹|۲۷|color=black}} و بمزرعهها بیرون رفته موها را چیدند و انگور را فشرده بزم نمودند و بخانه خدای خود داخل شده اَکل و شُرب کردند و اَبیمَلِک را لعنت نمودند *
{{verse|۹|۲۸|color=black}} و جَعْل بنعابد گفت اَبیمَلِک کیست و شکیم کیست که او را بندگی نماییم آیا او پسر یرُبَّعْل و زبول وکیل او نیست مردان حامور پدر شکیم را بندگی نمایید ما چرا باید او را بندگی کنیم *
{{verse|۹|۲۹|color=black}} کاش که این قوم زیر دست من میبودند تا اَبیمَلِک را رفع میکردم و باَبیمَلِک گفت لشکر خود را زیاد کن و بیرون بیا *
{{verse|۹|۳۰|color=black}} و چون زَبُول رئیس شهر سخن جَعْل بنعابد را شنید خشم او افروخته شد *
{{verse|۹|۳۱|color=black}} پس بحیله قاصدان نزد اَبیمَلِک فرستاده گفت اینک جَعْل بنعابد با برادرانش بشکیم آمدهاند<noinclude></noinclude>
7m57jpp6wbmn1q2st9sxa7sap34n80b
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۳۹۹
104
87858
286523
2026-06-15T18:54:49Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «و ایشان شهر را بضد تو تحریک میکنند * {{verse|۹|۳۲|color=black}} پس الا´ن در شب برخیز تو و قومی که همراه توست و در صحرا کمین کن * {{verse|۹|۳۳|color=black}} و بامدادان در وقت طلوع آفتاب برخاسته بشهر هجوم آور و اینک چون او و کسانی که همراهش هستند بر تو بیرون آیند آنچه در...» ایجاد کرد
286523
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>و ایشان شهر را بضد تو تحریک میکنند *
{{verse|۹|۳۲|color=black}} پس الا´ن در شب برخیز تو و قومی که همراه توست و در صحرا کمین کن *
{{verse|۹|۳۳|color=black}} و بامدادان در وقت طلوع آفتاب برخاسته بشهر هجوم آور و اینک چون او و کسانی که همراهش هستند بر تو بیرون آیند آنچه در قوّت توست با او خواهی کرد *
{{verse|۹|۳۴|color=black}} پس اَبیمَلِک و همهٔ کسانی که با وی بودند در شب برخاسته چهار دسته شده در مقابل شکیم در کمین نشستند *
{{verse|۹|۳۵|color=black}} و جَعْل بنعابد بیرون آمده بدهنهٔ دروازهٔ شهر ایستاد و اَبیمَلِک و کسانی که با وی بودند از کمینگاه برخاستند *
{{verse|۹|۳۶|color=black}} و چون جَعْل آن گروه را دید بزَبُول گفت اینک گروهی از سر کوهها بزیر میآیند زَبُول وی را گفت سایهٔ کوهها را مثل مردم میبینی *
{{verse|۹|۳۷|color=black}} بار دیگر جَعْل متکلم شده گفت اینک گروهی از بلندی زمین بزیر میآیند و جمعی دیگر از راه بلوط مَعُونِیم میآیند *
{{verse|۹|۳۸|color=black}} زَبُول وی را گفتالا´ن زبان تو کجاست که گفتی اَبیمَلِک کیست که او را بندگی نماییم آیا این آن قوم نیست که حقیر شمردی پس حال بیرون رفته با ایشان جنگ کن *
{{verse|۹|۳۹|color=black}} و جَعْل پیش روی اهل شکیم بیرون شده با اَبیمَلِک جنگ کرد *
{{verse|۹|۴۰|color=black}} و اَبیمَلِک او را منهزم ساخت که از حضور وی فرار کرد و بسیاری تا دهنهٔ دروازه مجروح افتادند *
{{verse|۹|۴۱|color=black}} و اَبیمَلِک در اَرُوْمَه ساکن شد و زَبُول جَعْل و برادرانش را بیرون کرد تا در شکیم ساکن نباشند *
{{verse|۹|۴۲|color=black}} و در فردای آن روز واقع شد که مردم بصحرا بیرون رفتند و اَبیمَلِک را خبر دادند *
{{verse|۹|۴۳|color=black}} پس مردان خود را گرفته ایشان را بسه فرقه تقسیم نمود و در صحرا در کمین نشست و نگاه کرد و اینک مردم از شهر بیرون میآیند پس بر ایشان برخاسته ایشان را شکست داد *
{{verse|۹|۴۴|color=black}} و اَبیمَلِک با فرقهای که با وی بودند حمله برده در دهنهٔ دروازهٔ شهر ایستادند و آن دو فرقه بر کسانی که در صحرا بودند هجوم آوردند و ایشان را شکست دادند *
{{verse|۹|۴۵|color=black}} و اَبیمَلِک در تمامی آن روز با شهر جنگ کرده شهر را گرفت و مردم را که در آن بودند کشت و شهر را منهدم ساخته نمک در آن کاشت *
{{verse|۹|۴۶|color=black}} و چون همهٔ مردان برجِ شکیم این را شنیدند بقلعهٔ بیتئیل بَرِیت داخل شدند *
{{verse|۹|۴۷|color=black}} و باَبیمَلِک خبر دادند که همهٔ مردان برج شکیم جمع شدهاند *
{{verse|۹|۴۸|color=black}} آنگاه اَبیمَلِک با همهٔ کسانی که با وی بودند بکوه صلمون برآمدند و اَبیمَلِک تبری بدست گرفته شاخهای از درخت بریده آن را گرفت و بر دوش خود نهاده بکسانی که با وی بودند گفت آنچه مرا دیدید که کردمتعجیل نموده مثل<noinclude></noinclude>
kxfkxflfaig1vut5wtmidb23jtlincs
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۴۰۰
104
87859
286524
2026-06-15T18:55:10Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «من بکنید * {{verse|۹|۴۹|color=black}} و تمامی قوم هر کس شاخهٔ خود را بریده در عقب اَبیمَلِک افتادند و آنها را باطراف قلعه نهاده قلعه را بر سر ایشان بآتش سوزانیدند بطوری که همهٔ مردمان برج شکیم که تخمیناً هزار مرد و زن بودند بمردند * {{verse|۹|۵۰|color=black}} و اَبیم...» ایجاد کرد
286524
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>من بکنید *
{{verse|۹|۴۹|color=black}} و تمامی قوم هر کس شاخهٔ خود را بریده در عقب اَبیمَلِک افتادند و آنها را باطراف قلعه نهاده قلعه را بر سر ایشان بآتش سوزانیدند بطوری که همهٔ مردمان برج شکیم که تخمیناً هزار مرد و زن بودند بمردند *
{{verse|۹|۵۰|color=black}} و اَبیمَلِک بتاباص رفت و بر تاباص اردو زده آن را گرفت *
{{verse|۹|۵۱|color=black}} و در میان شهر برج محکمی بود و همهٔ مردان و زنان و تمامی اهل شهر در آنجا فرار کردند و درها را بر خود بسته بپشتبام برج برآمدند *
{{verse|۹|۵۲|color=black}} و اَبیمَلِک نزد برج آمده با آن جنگ کرد و بدروازهٔ برج نزدیک شد تا آن را بآتش بسوزاند *
{{verse|۹|۵۳|color=black}} آنگاه زنی سنگ بالائین آسیائی گرفته بر سر اَبیمَلِک انداخت و کاسهٔ سرش را شکست *
{{verse|۹|۵۴|color=black}} پس جوانی را که سلاحدارش بود بزودی صدا زده وی را گفت شمشیر خود را کشیده مرا بکش مبادا دربارهٔ من بگویند زنی او را کشت پس غلامش شمشیر را باو فرو برد که مرد *
{{verse|۹|۵۵|color=black}} و چون مردان اسرائیل دیدند که اَبیمَلِک مرده است هر کس بمکان خود رفت *
{{verse|۹|۵۶|color=black}} پس خدا شر اَبیمَلِک را که بپدر خود بکشتن هفتاد برادر خویش رسانیده بود مکافات کرد *
{{verse|۹|۵۷|color=black}} و خدا تمامی شر مردم شکیم را بر سر ایشان برگردانید و لعنت یوتام بنیرُبَّعْل بر ایشان رسید *
{{وسط|{{روخط|باب دهم}}}}
{{فصل|۱۰}}
{{verse|۱۰|۱|color=black}} و بعد از اَبیمَلِک تُولَع بنفُوْاه بن دُودامردی از سبط یساکار برخاست تا اسرائیل را رهائی دهد و او در شامیر درکوهستان افرایم ساکن بود *
{{verse|۱۰|۲|color=black}} و او بر اسرائیل بیست و سه سال داوری نمود پس وفات یافته در شامیر مدفون شد *
{{verse|۱۰|۳|color=black}} و بعد از او یائیر جِلْعادی برخاسته بر اسرائیل بیست و دو سال داوری نمود *
{{verse|۱۰|۴|color=black}} و او را سی پسر بود که بر سی کرهٔ الاغ سوار میشدند و ایشان را سی شهر بود که تا امروز بحَوُّوت یائیر نامیده است و در زمین جِلْعاد میباشد *
{{verse|۱۰|۵|color=black}} و یائیر وفات یافته در قامُون دفن شد *
{{verse|۱۰|۶|color=black}} و بنی اسرائیل باز در نظر {{روخط|خداوند}} شرارت ورزیده بَعْلِیم و عَشْتارُوْت و خدایان ارام و خدایان صیدون و خدایان موآب و خدایان بنیعَمّون و خدایان فلسطینیان را عبادت نمودند و یهوه را ترک کرده او را عبادت نکردند *
{{verse|۱۰|۷|color=black}} و غضب {{روخط|خداوند}} بر اسرائیل افروخته شده ایشان را بدست فلسطینیان و بدست بنیعَمّون فروخت *
{{verse|۱۰|۸|color=black}} و ایشان در آن سال بر بنی اسرائیل ستم و ظلم<noinclude></noinclude>
hklccypb2wsz1vdlv29jcdydjr89j7h
برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۴۰۱
104
87860
286525
2026-06-15T18:55:55Z
Hanooz
17889
/* نمونهخوانینشده */ صفحهای تازه حاوی «نمودند و بر جمیع بنی اسرائیل که بآن طرف اُرْدُنّ در زمین اموریان که در جِلْعاد باشد بودند هجده سال ظلم کردند * {{verse|۱۰|۹|color=black}} و بنیعَمّون از اُرْدُنّ عبور کردند تا با یهودا و بنیامین و خاندان افرایم نیز جنگ کنند و اسرائیل در نهایت تنگی بودند *...» ایجاد کرد
286525
proofread-page
text/x-wiki
<noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>نمودند و بر جمیع بنی اسرائیل که بآن طرف اُرْدُنّ در زمین اموریان که در جِلْعاد باشد بودند هجده سال ظلم کردند *
{{verse|۱۰|۹|color=black}} و بنیعَمّون از اُرْدُنّ عبور کردند تا با یهودا و بنیامین و خاندان افرایم نیز جنگ کنند و اسرائیل در نهایت تنگی بودند *
{{verse|۱۰|۱۰|color=black}} و بنی اسرائیل نزد {{روخط|خداوند}} فریاد برآورده گفتند بتو گناه کردهایم چونکه خدای خود را تر ک کرده بعلیم را عبادت نمودیم *
{{verse|۱۰|۱۱|color=black}} {{روخط|خداوند}} ببنی اسرائیل گفت آیا شما را از مصریان و اموریان و بنیعَمّون و فلسطینیان رهائی ندادم *
{{verse|۱۰|۱۲|color=black}} و چون صیدونیان و عمالیقیان و معونیان بر شما ظلم کردند نزد من فریاد برآوردید و شما رااز دست ایشان رهائی دادم *
{{verse|۱۰|۱۳|color=black}} لیکن شما مرا ترک کرده خدایان غیر را عبادت نمودید پس دیگر شما را رهائی نخواهم داد *
{{verse|۱۰|۱۴|color=black}} بروید و نزد خدایانی که اختیار کردهاید فریاد برآورید و آنها شما را در وقت تنگی شما رهائی دهند *
{{verse|۱۰|۱۵|color=black}} بنی اسرائیل ب{{روخط|خداوند}} گفتند گناه کردهایم پس برحسب آنچه درنظر تو پسند آید بما عمل نما فقط امروز ما را رهائی ده *
{{verse|۱۰|۱۶|color=black}} پس ایشان خدایان غیر را از میان خود دور کرده یهوه را عبادت نمودند و دل او بسبب تنگی اسرائیل محزون شد *
{{verse|۱۰|۱۷|color=black}} پس بنیعَمّون جمع شده در جِلْعاد اردو زدند و بنی اسرائیل جمع شده در مِصْفَه اردو زدند *
{{verse|۱۰|۱۸|color=black}} و قوم یعنی سروران جِلْعاد بیکدیگر گفتند کیست آن که جنگ را با بنیعَمّون شروع کند پس وی سردار جمیع ساکنان جِلْعاد خواهد بود *
{{وسط|{{روخط|باب یازدهم}}}}
{{فصل|۱۱}}
{{verse|۱۱|۱|color=black}} و یفْتاح جِلْعادی مردی زورآور شجاع و پسر فاحشهای بود و جِلْعاد یفْتاح را تولید نمود *
{{verse|۱۱|۲|color=black}} و زن جِلْعاد پسران برای وی زایید و چون پسران زنش بزرگ شدند یفْتاح را بیرون کرده بوی گفتند تو در خانه پدر ما میراث نخواهی یافت زیرا که تو پسر زن دیگر هستی *
{{verse|۱۱|۳|color=black}} پس یفْتاح از حضور برادران خود فرار کرده در زمین طوب ساکن شد و مردان باطل نزد یفْتاح جمع شده همراه وی بیرون میرفتند *
{{verse|۱۱|۴|color=black}} و واقع شد بعد از مرور ایام که بنیعَمّون با اسرائیل جنگ کردند *
{{verse|۱۱|۵|color=black}} و چون بنیعَمّون با اسرائیل جنگ کردند مشایخ جِلْعاد رفتند تا یفْتاح را از زمین طوب بیاورند *
{{verse|۱۱|۶|color=black}} و بیفْتاح گفتند بیا سردار ما باش تا با بنیعَمّون جنگ نماییم *
{{verse|۱۱|۷|color=black}} یفْتاح بمشایخ جِلْعاد گفت آیا شما بمن بغض ننمودید و مرا از خانهٔ پدرم بیرون نکردید<noinclude></noinclude>
r3xo8cfaxoedgej4dcs2zafnqqeuin0
الگو:Makeid
10
87861
286530
2026-06-15T21:02:24Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «{{#invoke:Makeid|makeid}}<noinclude>{{documentation}}</noinclude>» ایجاد کرد
286530
wikitext
text/x-wiki
{{#invoke:Makeid|makeid}}<noinclude>{{documentation}}</noinclude>
te2n2rtbiieliawzvx0k9pkdrj8cvs9
پودمان:Makeid
828
87862
286531
2026-06-15T21:03:03Z
Hanooz
17889
صفحهای تازه حاوی «require('strict') local p = {} local getArgs = require('Module:Arguments').getArgs function p._makeid(args) local id_text = args[1] if not id_text or id_text == '' then return '' end local blank_values = {} for k, v in pairs(args) do if string.match(k, '^blank%d*$') then blank_values[v] = true end end if blank_values[id_text] then return '' else return 'id=\"' .. mw.uri.anchorEncode(id_text) .. '\"' end e...» ایجاد کرد
286531
Scribunto
text/plain
require('strict')
local p = {}
local getArgs = require('Module:Arguments').getArgs
function p._makeid(args)
local id_text = args[1]
if not id_text or id_text == '' then
return ''
end
local blank_values = {}
for k, v in pairs(args) do
if string.match(k, '^blank%d*$') then
blank_values[v] = true
end
end
if blank_values[id_text] then
return ''
else
return 'id=\"' .. mw.uri.anchorEncode(id_text) .. '\"'
end
end
function p.makeid(frame)
return p._makeid(getArgs(frame))
end
return p
hrgorewi10670e3soofoqxl17a7owpi