ویکی‌نبشته fawikisource https://fa.wikisource.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C MediaWiki 1.47.0-wmf.7 first-letter مدیا ویژه بحث کاربر بحث کاربر ویکی‌نبشته بحث ویکی‌نبشته پرونده بحث پرونده مدیاویکی بحث مدیاویکی الگو بحث الگو راهنما بحث راهنما رده بحث رده درگاه بحث درگاه پدیدآورنده بحث پدیدآورنده برگه گفتگوی برگه فهرست گفتگوی فهرست TimedText TimedText talk پودمان بحث پودمان Event Event talk فهرست:Theholybibleinpe00brit.pdf 106 39604 286570 286550 2026-06-17T17:21:04Z Hanooz 17889 286570 proofread-index text/x-wiki {{:MediaWiki:Proofreadpage_index_template |wikidata_item= |Title=کتاب مقدس |Subtitle= |Volume= |Issue= |Edition= |Author= |Foreword_Author= |Translator= |Editor= |Illustrator= |Lyricist= |Composer= |Singer= |Publisher=انجمن کتاب مقدس بریتانیا و خارجه |Address=لندن |Printer= |Year=1920 |Source=pdf |Image=1 |Progress=C |Pages={{برگ‌های جاافتاده |برگها = [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۹|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۰|۱۹۲]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۲۰۱|۱۹۳]] از عهد عتیق و برگ‌های [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۰|۱۲۰]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵۲۱|۱۲۱]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۸|۳۷۸]]، [[:برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷۷۹|۳۷۹]] از عهد جدید |جایبان = yes |منبع = }} <pagelist 1="جلد" 2to4="–" 5="صفحه عنوان" 7="فهرست" 8="–" 9=1 1397="صفحه عنوان" 1399="فهرست" 1400="–" 1401=1 1826="جلد" /> |Volumes= |Remarks= |Notes= |Header={{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}} |Footer= }} cc7l5qziuogpd07dlz9993mcqjqg25z برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۹۳ 104 39615 286569 97344 2026-06-17T17:19:43Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ 286569 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude><noinclude></noinclude> fnsbsw6hkozv4wa6mc37ni8nvnm2xyj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳۹۴ 104 39631 286568 97376 2026-06-17T17:19:05Z Hanooz 17889 /* نمونه‌خوانی‌نشده */ 286568 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="Hanooz" /></noinclude><noinclude></noinclude> fnsbsw6hkozv4wa6mc37ni8nvnm2xyj برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲ 104 39658 286560 286535 2026-06-17T16:26:08Z Hanooz 17889 286560 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۴|سفر پیدایش ۳|}}{{rule}}</noinclude>{{و|{{روخط|باب سیّم}}}} {{فصل|۳}} {{verse|۳|۱|color=black}} و مار از همهٔ حیوانات صحرا که {{روخط|خداوند}} خدا ساخته بود هوشیارتر بود و بزن گفت آیا خدا حقیقةً گفته است که از همهٔ درختان باغ نخورید ✡︎ {{verse|۳|۲|color=black}} زن بمار گفت از میوهٔ درختان باغ میخوریم ✡︎ {{verse|۳|۳|color=black}} لکن از میوهٔ درختیکه در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آنرا لمس مکنید مبادا بمیرید ✡︎ {{verse|۳|۴|color=black}} مار بزن گفت هر آینه نخواهید مرد ✡︎ {{verse|۳|۵|color=black}} بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارفِ نیک و بد خواهید بود ✡︎ {{verse|۳|۶|color=black}} و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکوست و بنظر خوشنما و درختی دلپذیر دانش افزا پس از میوه اش گرفته بخورد و بشوهر خود نیز داد و او خورد ✡︎ {{verse|۳|۷|color=black}} آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند پس برگهای انجیر بهم دوخته سترها برای خویشتن ساختند ✡︎ {{verse|۳|۸|color=black}} و آواز {{روخط|خداوند}} خدا را شنیدند که در هنگام وزیدن نسیم نهار در باغ میخرامید و آدم و زنش خویشتن را از حضور {{روخط|خداوند}} خدا در میان درختان باغ پنهان کردند ✡︎ {{verse|۳|۹|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا [[:w:آدم|آدم]] را ندا درداد و گفت کجا هستی ✡︎ {{verse|۳|۱۰|color=black}} گفت چون آوازترا در باغ شنیدم ترسان گشتم زیرا که عریانم پس خود را پنهان کردم ✡︎ {{verse|۳|۱۱|color=black}} گفت کِه ترا آگاهانید که عریانی آیا از آن درختی که ترا قدغن کردم که از آن نخوری خوردی ✡︎ {{verse|۳|۱۲|color=black}} آدم گفت این زنیکه قرین من ساختی وی از میوهٔ درخت بمن داد که خوردم ✡︎ {{verse|۳|۱۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بزن گفت این چه کاراست که کردی زن گفت مار مرا اغوا نمود که خوردم ✡︎ {{verse|۳|۱۴|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا بمار گفت چونکه این کار کردی از جمیع بهایم و از همهٔ حیوانات صحرا ملعونتر هستی بر شکمت راه خواهی رفت و تمام ایام عمرت خاک خواهی خورد ✡︎ {{verse|۳|۱۵|color=black}} و عداوت در میان تو و زن و در میان ذریّت تو و ذریّت وی میگذارم او سر ترا خواهد کوبید و تو پاشنهٔ ویرا خواهی کوبید ✡︎ {{verse|۳|۱۶|color=black}} و بزن گفت الم و حمل ترا بسیار افزون گردانم با الم فرزندان خواهی زائید و اشتیاق تو بشوهرت خواهد بود و او بر تو حکمرانی خواهد کرد ✡︎ {{verse|۳|۱۷|color=black}} و بآدم گفت چونکه سخن زوجه ات را شنیدی و از آن درخت خوردی که امر فرموده گفتم از آن نخوری پس بسبب تو زمین ملعون شد و تمام ایّام عمرت از آن با رنج خواهی خورد ✡︎ {{verse|۳|۱۸|color=black}} خار و خس نیز برایت خواهد<noinclude></noinclude> djgsgwstegz257ogd37hm4m26zq1c9p برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۳ 104 39659 286561 286536 2026-06-17T16:28:18Z Hanooz 17889 286561 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۴|۵}}{{rule}}</noinclude>رویانید و سبزهای صحرا را خواهی خورد ✡︎ {{verse|۳|۱۹|color=black}} و بعرق پیشانیت نان خواهی خورد تا حینیکه بخاک راجع کردی که از آن گرفته شدی زیرا که تو خاک هستی و بخاک خواهی برگشت ✡︎ {{verse|۳|۲۰|color=black}} و آدم زن خود را [[:w:حوا|حوَّا]] نام نهاد زیرا که او مادر جمیع زندگانست ✡︎ {{verse|۳|۲۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا رختها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشانرا پوشانید ✡︎ {{verse|۳|۲۲|color=black}} و {{روخط|خداوند}} خدا گفت همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خودرا دراز کند و از [[w:درخت حیات|درخت حیات]] نیز گرفته بخورد و تا بابد زنده ماند ✡︎ {{verse|۳|۲۳|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} خدا او را از [[:w:باغ عدن|باغ عَدَن]] بیرون کرد تا کار زمینیرا که از آن گرفته شده بود بکند ✡︎ {{verse|۳|۲۴|color=black}} پس آدم را بیرون کرد و بطرف شرقئ باغ عَدَن کرّوبیانرا مسکن داد و شمشیر آتشباریرا که بهرسو گردش میکرد تا طریق [[w:درخت حیات|درخت حیاترا]] محافظت کند ✡︎ {{و|{{روخط|باب چهارم}}}} {{فصل|۴}} {{verse|۴|۱|color=black}} و [[:w:آدم|آدم]] زن خود [[:w:حوا|حوَّا]] را بشناخت و او حامله شده [[:w:قائن (شخصیت)|قائن]] را زائید و گفت مردی از [[:w:یهوه|یَهُوَه]] حاصل نمودم ✡︎ {{verse|۴|۲|color=black}} و بار دیگر برادر او [[:w:هابیل|هابیل]] را زائید و هابیل گله‌بان بود و قائن کارکن زمین بود ✡︎ {{verse|۴|۳|color=black}} و بعد از مرور ایّام واقع شد که قائن هدیهٔ از محصول زمین برای {{روخط|خداوند}} آورد ✡︎ {{verse|۴|۴|color=black}} و هابیل نیز از نخست زادگان گلهٔ خویش و پیه آنها هدیهٔ آورد و {{روخط|خداوند}} هابیل و هدیهٔ او را منظور داشت ✡︎ {{verse|۴|۵|color=black}} اما قائن و هدیهٔ او را منظور نداشت پس خشم قائن بشدّت افروخته شده سر خودرا بزیر افکند ✡︎ {{verse|۴|۶|color=black}} آنگاه {{روخط|خداوند}} بقائن گفت چرا خشمناک شدی و چرا سر خودرا بزیر افکندی ✡︎ {{verse|۴|۷|color=black}} اگر نیکوئی میکردی آیا مقبول نمیشدی و اگر نیکوئی نکردی گناه بردر در کمین است و اشتیاق تو دارد امّا تو بر وی مسلّط شوی ✡︎ {{verse|۴|۸|color=black}} و قائن با برادر خود هابیل سخن گفت و واقع شد چون در صحرا بودند قائن بر برادر خود هابیل برخاسته او را کشت ✡︎ {{verse|۴|۹|color=black}} پس {{روخط|خداوند}} بقائن گفت برادرت هابیل کجاست گفت نمیدانم مگر پاسبان برادرم هستم ✡︎ {{verse|۴|۱۰|color=black}} گفت چه کردهٔ خون برادرت از زمین نزد من فریاد برمی آورد ✡︎ {{verse|۴|۱۱|color=black}} و اکنون تو ملعون هستی از زمینی که دهان خود را باز کرد تا خون برادر ترا از دستت فرو برد ✡︎ {{verse|۴|۱۲|color=black}} هر گاه کار زمین کنی همانا قوّت خود را دیگر بتو<noinclude></noinclude> fm3c20eqtnxasdh8kmri3l0qqfdt4po برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۴ 104 39660 286562 286537 2026-06-17T16:30:12Z Hanooz 17889 286562 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۶|سفر پیدایش ۵|}}{{rule}}</noinclude>ندهد و پریشان و آواره در جهان خواهی بود ✡︎ {{verse|۴|۱۳|color=black}} قائن به {{روخط|خداوند}} گفت عقوبتم از تحمّلم زیاده است ✡︎ {{verse|۴|۱۴|color=black}} اینک مرا امروز بر روی زمین مطرود ساختی و از روی تو پنهان خواهم بود و پریشان و آواره در جهان خواهم بود و واقع میشود هر که مرا یابد مرا خواهد کشت ✡︎ {{verse|۴|۱۵|color=black}} {{روخط|خداوند}} بوی گفت پس هر که قائن را بکشد هفت چندان انتقام گرفته شود و {{روخط|خداوند}} بقائن نشانئ داد که هر که او را یابد ویرا نکشد ✡︎ {{verse|۴|۱۶|color=black}} پس قائن از حضور {{روخط|خداوند}} بیرون رفت و در [[:w:سرزمین نود|زمین نُوْد]] بطرف شرقئ [[w:باغ عدن|عَدَن]] ساکن شد ✡︎ {{verse|۴|۱۷|color=black}} و قائن زوجهٔ خود را شناخت پس حامله شده [[:w:خنوخ (پسر قابیل)|خنوخ]] را زائید و شهری بنا میکرد و آن شهر را باسم پسر خود خنوخ نام نهاد ✡︎ {{verse|۴|۱۸|color=black}} و برای خنوخ [[:w:عیراد|عیراد]] متولّد شد و عیراد [[:w:محویائیل|مَحُویائِیل]]را آورد و مَحُویائِیل [[:w:متوشائیل|مَتُوشائِیل]]را آورد و مَتُوشائِیل [[:w:لمک|لَمَک]] را آورد ✡︎ {{verse|۴|۱۹|color=black}} و لَمَک دو زن برای خود گرفت یکی را [[:w:عاده|عاده]] نام بود و دیگریرا [[:w:ظله|ظله]] ✡︎ {{verse|۴|۲۰|color=black}} و عاده [[:w:یابال|یابال]] را زائید وی پدر خیمه نشینان و صاحبان مواشی بود ✡︎ {{verse|۴|۲۱|color=black}} و نام برادرش [[:w:یوبال|یُوبال]] بود وی پدر همهٔ نوازندگان [[w:بربط|بربط]] و [[w:نی (ساز)|نی]] بود ✡︎ {{verse|۴|۲۲|color=black}} و ظِلَّه نیز [[:w:توبل|تُوبَل]] قائن را زائید که صانع هر آلت مس و آهن بود و خواهر تُوبَل قائن [[:w:نعمه|نَعْمَه]] بود ✡︎ {{verse|۴|۲۳|color=black}} و لَمَک بزنان خود گفت ای عادَه و ظِلَّه قول مرا بشنوید ای زنان لَمَک سخن مرا گوش گیرید زیرا مردیرا کشتم بسبب جراحت خود و جوانیرا بسبب ضرب خویش ✡︎ {{verse|۴|۲۴|color=black}} اکر برای قائن هفت چندان انتقام گرفته شود هر آینه برای لَمَک هفتاد و هفت چندان ✡︎ {{verse|۴|۲۵|color=black}} پس آدم بار دیگر زن خود را شناخت و او پسری بزاد و او را [[:w:شیث|شیث]] نام نهاد زیرا گفت خدا نسلی دیگر بمن قرارداد بعوض هابیل که قائن او را کشت ✡︎ {{verse|۴|۲۶|color=black}} و برای شیث نیز پسری متولّد شد و او را [[:w:انوش|انوش]] نامید درآنوقت بخواندن اسم [[w:یهوه|یَهُوَه]] شروع کردند ✡︎ {{و|{{روخط|باب پنجم}}}} {{فصل|۵}} {{verse|۵|۱|color=black}} اینست کتاب پیدایش [[:w:آدم|آدم]] در روزیکه خدا آدم را آفرید به شبیه خدا او را ساخت ✡︎ {{verse|۵|۲|color=black}} نر و ماده ایشانرا آفرید و ایشانرا برکت داد و ایشانرا آدم نام نهاد در روز آفرینش ایشان ✡︎ {{verse|۵|۳|color=black}} و آدم صد و سی سال بزیست پس پسری به شبیه و بصورت خود آورد و او را [[:w:شیث|شیث]] نامید ✡︎ {{verse|۵|۴|color=black}} و ایّام آدم بعد از آوردن شِیث هشتصد سال بود<noinclude></noinclude> 3omlf4c62akfc30e64zwf7mdlhymdip برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۵ 104 42007 286563 286087 2026-06-17T16:32:36Z Hanooz 17889 286563 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="3" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۵|۷}}{{rule}}</noinclude>و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۵|color=black}} پس تمام ایَّام آدم که زیست نهصد و سی سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۶|color=black}} و شِیْث صد و پنج سال بزیست و [[:w:انوش|اَنُوش]] را آورد ✡︎ {{verse|۵|۷|color=black}} و شِیث بعد از آوردن اَنُوش هشت صد و هفت سال بزیست و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۸|color=black}} و جملهٔ ایّام شِیث نهصد و دوازده سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۹|color=black}} و اَنُوش نود سال بزیست و [[:w:قینان|قینان]]را آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۰|color=black}} و اَنُوش بعد از آوردن قینان هشتصد و پانزده سال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۱|color=black}} پس جملهٔ ایّام اَنُوش نهصد و پنج سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۱۲|color=black}} و قینان هفتاد سال بزیست و [[:w:مهللئیل|مَهلَلئیل]] را آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۳|color=black}} و قینان بعد از آوردن مَهلَلئیل هشتصد و چهل سال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۴|color=black}} و تمامی ایّام قینان نهصد و ده سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۱۵|color=black}} و مَهلَلئیل شصت و پنج سال بزیست و [[:w:یارد (جد نوح)|یارِد]] راآورد ✡︎ {{verse|۵|۱۶|color=black}} و مَهلَلئیل بعد از آوردن یارِد هشتصد و سی سال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۷|color=black}} پس همهٔ ایّام مَهلَلئیل هشتصد و نود و پنج سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۱۸|color=black}} و یارِد صد و شصت و دو سال بزیست و [[:w:خنوخ (جد نوح)|خَنُوخ]] را آورد ✡︎ {{verse|۵|۱۹|color=black}} و یارِد بعد از آوردن خَنُوخ هشت صد سال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۰|color=black}} و تمامی ایّام یارِد نهصد و شصت و دو سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۲۱|color=black}} و خَنُوخ شصت و پنج سال بزیست و [[:w:متوشالح|مَتوشالح]] را آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۲|color=black}} و خَنُوخ بعد از آوردن متوشالح سیصد سال با خدا راه میرفت و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۳|color=black}} و همهٔ ایّام خَنُوخ سیصد و شصت و پنجسال بود ✡︎ {{verse|۵|۲۴|color=black}} و خَنُوخ با خدا راه میرفت و نایاب شد زیرا خدا او را برکرفت ✡︎ {{verse|۵|۲۵|color=black}} و متُوشالَح صد و هشتاد و هفت سال بزیست و [[:w:لمک|لَمَک]] را آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۶|color=black}} و مَتُوشالح بعد از آوردن لَمَک هفت صد و هشتاد و دو سال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۷|color=black}} پس جملهٔ ایّام مَتُوشالَح نهصد و شصت و نه سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۲۸|color=black}} و لَمَک صد و هشتاد و دو سال بزیست و پسری آورد ✡︎ {{verse|۵|۲۹|color=black}} و ویرا [[:w:نوح|نوح]] نام نهاده کفت این ما را تسلّی خواهد داد از اعمال ما و از محنت دستهای ما از زمینی که {{روخط|خداوند}} آن را ملعون کرد ✡︎ {{verse|۵|۳۰|color=black}} و لَمَک بعد از آوردن نوح پانصد و نود و پنجسال زندکانی کرد و پسران و دختران آورد ✡︎ {{verse|۵|۳۱|color=black}} پس تمام ایّام لَمَک هفتصد و هفتاد و هفت سال بود که مرد ✡︎ {{verse|۵|۳۲|color=black}} و نوح پانصد ساله بود پس نوح [[:w:سام پسر نوح|سام]] و [[:w:حام|حام]] و [[:w:یافث|یافث]] را آورد ✡︎<noinclude></noinclude> jvj359tkaratsqw40rofq89vrn1ety4 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۶ 104 46851 286564 286156 2026-06-17T16:46:42Z Hanooz 17889 /* هم‌سنجی‌شده */ 286564 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{سصم|۸|سفر پیدایش ۶|}}{{خطکش}}</noinclude>{{و|{{روخط|باب ششم}}}} {{verse|۶|۱|color=black}} و واقع شد که چون آدمیان شروع کردند بزیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} پسران خدا دختران آدمیانرا دیدند که نیکو منظرند و از هر کدام که خواستند زنان برای خویشتن میگرفتند ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت روح من در انسان دائماً داوری نخواهد کرد زیرا که او نیز بشر است لیکن ایّام وی صد و بیست سال خواهد بود ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} و در آن ایّام مردان تنومند در زمین بودند و بعد از هنگامی که پسران خدا بدختران آدمیان درآمدند و آنها برای ایشان اولاد زائیدند ایشان جبّارانی بودند که در زمان سلف مردان نامور شدند ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دید که شرارت انسان در زمین بسیار است و هر تصوّر از خیالهای دل وی دایماً محض شرارتست ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} پشیمان شد که انسانرا بر زمین ساخته بود و در دل خود محزون گشت ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت انسانرا که آفریده ام از روی زمین محو سازم انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را چونکه متأسّف شدم از ساختن ایشان ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} امّا نوح در نظر {{روخط|خداوند}} التفات یافت ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} اینست پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود و در عصر خود کامل و نوح با خدا راه میرفت ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} و نوح سه پسر آورد سام و حام و یافث ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} و زمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و خدا زمین را دید که اینک فاسد شده است زیرا که تمامئ بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و خدا بنوح گفت انتهای تمامئ بشر بحضورم رسیده است زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است و اینک من ایشانرا با زمین هلاک خواهم ساخت ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} پس برای خود کشتئ از چوب کوفر بساز و حجرات در کشتی بنا کن و درون و بیرونش را بقیر بینداز ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و آنرا بدین ترکیب بساز که طول کشتی سیصد ذراع باشد و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاع آن سی ذراع ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و روشنیٔ برای کشتی بساز و آنرا بذراعی از بالا تمام کن و در کشتی را در جنب آن بگذار و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین میآورم تا هر جسدی را که روح حیات در آن باشد از زیر آسمان هلاک گردانم و هرچه بر زمین است خواهد مرد ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} لکن عهد خود را با تو استوار می سازم و بکشتی در خواهی آمد و تو و پسرانت و زوجه ات و ازواج<noinclude><references/></noinclude> dhtit5xl9iow45ktgamc90cdvztt846 286565 286564 2026-06-17T16:51:52Z Hanooz 17889 286565 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۸|سفر پیدایش ۶|}}{{rule}}</noinclude>{{و|{{روخط|باب ششم}}}} {{verse|۶|۱|color=black}} و واقع شد که چون آدمیان شروع کردند بزیاد شدن بر روی زمین و دختران برای ایشان متولد گردیدند ✡︎ {{verse|۶|۲|color=black}} پسران خدا دختران آدمیانرا دیدند که نیکو منظرند و از هر کدام که خواستند زنان برای خویشتن میگرفتند ✡︎ {{verse|۶|۳|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت روح من در انسان دائماً داوری نخواهد کرد زیرا که او نیز بشر است لیکن ایّام وی صد و بیست سال خواهد بود ✡︎ {{verse|۶|۴|color=black}} و در آن ایّام مردان تنومند در زمین بودند و بعد از هنگامی که پسران خدا بدختران آدمیان درآمدند و آنها برای ایشان اولاد زائیدند ایشان جبّارانی بودند که در زمان سلف مردان نامور شدند ✡︎ {{verse|۶|۵|color=black}} و {{روخط|خداوند}} دید که شرارت انسان در زمین بسیار است و هر تصوّر از خیالهای دل وی دایماً محض شرارتست ✡︎ {{verse|۶|۶|color=black}} و {{روخط|خداوند}} پشیمان شد که انسانرا بر زمین ساخته بود و در دل خود محزون گشت ✡︎ {{verse|۶|۷|color=black}} و {{روخط|خداوند}} گفت انسانرا که آفریده ام از روی زمین محو سازم انسان و بهایم و حشرات و پرندگان هوا را چونکه متأسّف شدم از ساختن ایشان ✡︎ {{verse|۶|۸|color=black}} امّا نوح در نظر {{روخط|خداوند}} التفات یافت ✡︎ {{verse|۶|۹|color=black}} اینست پیدایش نوح. نوح مردی عادل بود و در عصر خود کامل و نوح با خدا راه میرفت ✡︎ {{verse|۶|۱۰|color=black}} و نوح سه پسر آورد سام و حام و یافث ✡︎ {{verse|۶|۱۱|color=black}} و زمین نیز بنظر خدا فاسد گردیده و زمین از ظلم پر شده بود ✡︎ {{verse|۶|۱۲|color=black}} و خدا زمین را دید که اینک فاسد شده است زیرا که تمامئ بشر راه خود را بر زمین فاسد کرده بودند ✡︎ {{verse|۶|۱۳|color=black}} و خدا بنوح گفت انتهای تمامئ بشر بحضورم رسیده است زیرا که زمین بسبب ایشان پر از ظلم شده است و اینک من ایشانرا با زمین هلاک خواهم ساخت ✡︎ {{verse|۶|۱۴|color=black}} پس برای خود کشتئ از چوب کوفر بساز و حجرات در کشتی بنا کن و درون و بیرونش را بقیر بینداز ✡︎ {{verse|۶|۱۵|color=black}} و آنرا بدین ترکیب بساز که طول کشتی سیصد ذراع باشد و عرضش پنجاه ذراع و ارتفاع آن سی ذراع ✡︎ {{verse|۶|۱۶|color=black}} و روشنیٔ برای کشتی بساز و آنرا بذراعی از بالا تمام کن و در کشتی را در جنب آن بگذار و طبقات تحتانی و وسطی و فوقانی بساز ✡︎ {{verse|۶|۱۷|color=black}} زیرا اینک من طوفان آب را بر زمین میآورم تا هر جسدی را که روح حیات در آن باشد از زیر آسمان هلاک گردانم و هرچه بر زمین است خواهد مرد ✡︎ {{verse|۶|۱۸|color=black}} لکن عهد خود را با تو استوار می سازم و بکشتی در خواهی آمد و تو و پسرانت و زوجه ات و ازواج<noinclude></noinclude> 9712x117ffkhaix9vxyp8dllfj7vweb برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۷ 104 46852 286566 286157 2026-06-17T17:00:14Z Hanooz 17889 /* هم‌سنجی‌شده */ 286566 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader||سفر پیدایش ۷|۹}}{{rule}}</noinclude>پسرانت با تو ✡︎ {{verse|۶|۱۹|color=black}} و از جمیع حیوانات از هر ذی جسدی جفتی از همه بکشتی درخواهی آورد تا با خویشتن زنده نگاه داری نر و ماده باشند ✡︎ {{verse|۶|۲۰|color=black}} از پرندگان باجناس آنها و از بهایم باجناس آنها و از همهٔ حشرات زمین باجناس آنها دو دو از همه نزد تو آیند تا زنده نگاه داری ✡︎ {{verse|۶|۲۱|color=black}} و از هر آذوقهٔ که خورده شود بگیر و نزد خود ذخیره نما تا برای تو و آنها خوراک باشد ✡︎ {{verse|۶|۲۲|color=black}} پس نوح چنین کرد و بهرچه خدا اورا امر فرمود عمل نمود ✡︎ {{وسط|{{روخط|باب هفتم}}}} {{verse|۷|۱|color=black}} و {{روخط|خداوند}} بنوح کفت تو و تمامیٔ اهل خانه‌ات بکشتی درآئید زیرا ترا در این عصر بحضور خود عادل دیدم ✡︎ {{verse|۷|۲|color=black}} و از همهٔ بهایم پاک هفت هفت نر و ماده با خود بگیر و از بهایم ناپاک دو دو نر و ماده ✡︎ {{verse|۷|۳|color=black}} و از پرندگان آسمان نیز هفت هفت نر و ماده را تا نسلی بر روی تمام زمین نگاه داری ✡︎ {{verse|۷|۴|color=black}} زیرا که من بعد از هفت روز دیگر چهل روز و چهل شب باران میبارانم و هر موجودی را که ساخته‌ام از روی زمین محو میسازم ✡︎ {{verse|۷|۵|color=black}} پس نوح موافق آنچه {{روخط|خداوند|color=black}} او را امر فرموده بود عمل نمود ✡︎ {{verse|۷|۶|color=black}} و نوح ششصدساله بود چون طوفان آب بر زمین آمد ✡︎ {{verse|۷|۷|color=black}} و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با وی از آب طوفان بکشتی درآمدند ✡︎ {{verse|۷|۸|color=black}} از بهایم پاک و از بهایم ناپاک و از پرندگان و از همهٔ حشرات زمین ✡︎ {{verse|۷|۹|color=black}} دو دو نر و ماده نزد نوح بکشتی درآمدند چنانکه خدا نوحرا امر کرده بود ✡︎ {{verse|۷|۱۰|color=black}} و واقع شد بعد از هفت روز که آب طوفان بر زمین آمد ✡︎ {{verse|۷|۱۱|color=black}} و در سال ششصد از زندکانیٔ نوح در روز هفدهم از ماه دوّم در همان روز جمیع چشمه‌های لجّهٔ عظیم شکافته شد و روزنهای آسمان گشوده ✡︎ {{verse|۷|۱۲|color=black}} و باران چهل روز و چهل شب بر روی زمین میبارید ✡︎ {{verse|۷|۱۳|color=black}} در همان روز نوح و پسرانش سام و حام و یافث و زوجهٔ نوح و سه زوجهٔ پسرانش با ایشان داخل کشتی شدند ✡︎ {{verse|۷|۱۴|color=black}} ایشان و همهٔ حیوانات باجناس آنها و همهٔ بهایم باجناس آنها و همهٔ حشراتیکه بر زمین میخزند باجناس آنها و همهٔ پرندگان باجناس آنها همهٔ مرغان و همهٔ بالداران ✡︎ {{verse|۷|۱۵|color=black}} دو دو از هر ذی جسدی که روح حیات دارد نزد نوح بکشتی درآمدند ✡︎ {{verse|۷|۱۶|color=black}} و آنهائیکه آمدند نر و ماده از هر ذی جسد آمدند چنانکه خدا ویرا امر فرموده بود و {{روخط|خداوند}} در را<noinclude></noinclude> 85dhkwwm54a7cwb88jvbiuyodvrjq11 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۸ 104 46853 286573 286158 2026-06-17T17:36:16Z Hanooz 17889 /* هم‌سنجی‌شده */ 286573 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۱۰|سفر پیدایش ۸|}}{{rule}}</noinclude>از عقب او بست ✡︎ {{verse|۷|۱۷|color=black}} و طوفان چهل روز بر زمین میآمد و آب همی افزود و کشتیرا برداشت که از زمین بلند شد ✡︎ {{verse|۷|۱۸|color=black}} و آب غلبه یافته بر زمین همی افزود و کشتی بر سطح آب میرفت ✡︎ {{verse|۷|۱۹|color=black}} و آب بر زمین زیاد و زیاد غلبه یافت تا آنکه همهٔ کوههای بلند که زیر تمامی آسمانها بود مستور شد ✡︎ {{verse|۷|۲۰|color=black}} پانزده ذراع بالاتر آب غلبه یافت و کوهها مستور گردید ✡︎ {{verse|۷|۲۱|color=black}} و هر ذی جسدی که بر زمین حرکت میکرد از پرندگان و بهایم و حیوانات و کلّ حشرات خزنده بر زمین و جمیع آدمیان مردند ✡︎ {{verse|۷|۲۲|color=black}} هر که دم روح حیات در بینیٔ او بود از هر که در خشکی بود مرد ✡︎ {{verse|۷|۲۳|color=black}} و خدا محو کرد هر موجودی را که بر روی زمین بود از آدمیان و بهایم و حشرات و پرندگان آسمان پس از زمین محو شدند و نوح با آنچه همراه وی در کشتی بود فقط باقی ماند ✡︎ {{verse|۷|۲۴|color=black}} و آب بر زمین صد و پنجاه روز غلبه می‌یافت ✡︎ {{و|{{روخط|باب هشتم}}}} {{verse|۸|۱|color=black}} و خدا نوح و همهٔ حیوانات و همهٔ بهایمی را که با وی در کشتی بودند بیاد آورد و خدا بادی بر زمین وزانید و آب ساکن گردید ✡︎ {{verse|۸|۲|color=black}} و چشمه‌های لجّه و روزنهای آسمان بسته شد و باران از آسمان باز ایستاد ✡︎ {{verse|۸|۳|color=black}} و آب رفته رفته از روی زمین برگشت و بعد از انقضای صد و پنجاه روز آب کَم شد ✡︎ {{verse|۸|۴|color=black}} و روز هفدهم از ماه هفتم کشتی بر کوههای اراراط قرار گرفت ✡︎ {{verse|۸|۵|color=black}} و تا ماه دهم آب رفته رفته کمتر میشد و در روز اوّل از ماه دهم قلّه های کوهها ظاهر گردید ✡︎ {{verse|۸|۶|color=black}} و واقع شد بعد از چهل روز که نوح دریچهٔ کشتی را که ساخته بود باز کرد ✡︎ {{verse|۸|۷|color=black}} و زاغرا رها کرد. او بیرون رفته در تردّد می‌بود تا آب از زمین خشک شد ✡︎ {{verse|۸|۸|color=black}} پس کبوتر را نزد خود رها کرد تا به بیند که آیا آب از روی زمین گمشده است ✡︎ {{verse|۸|۹|color=black}} امّا کبوتر چون نشیمنی برای کف پای خود نیافت زیرا که آب در تمام روی زمین بود نزد وی بکشتی برگشت پس دست خود را دراز کرد و آنرا گرفته نزد خود بکشتی درآورد ✡︎ {{verse|۸|۱۰|color=black}} و هفت روز دیگر نیز درنک کرده باز کبوتر را از کشتی رها کرد ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و در وقت عصر کبوتر نزد وی برگشت و اینک برگ زیتون تازهٔ در منقار ویست پس نوح دانست که آب از روی زمین کَمشده است ✡︎ {{verse|۸|۱۱|color=black}} و هفت روز دیگر نیز توقّف نموده کبوتر را رها کرد و او دیگر<noinclude></noinclude> 4jvxp44kqaye4xdioduitv80cu0ues9 برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۹۰ 104 85593 286567 286247 2026-06-17T17:18:36Z Hanooz 17889 286567 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="4" user="Hanooz" />{{RunningHeader|۸۲|سفر پیدایش ۵۰|}}{{rule}}</noinclude>و یقیناً خدا از شما تفقّد خواهد نمود و شمارا از این زمین بزمینی که برای ابراهیم و اسحق و یعقوب قسم خورده است خواهد برد ✡︎ {{verse|۵۰|۲۵|color=black}} و یوسف ببنی اسرائیل سوگند داده گفت هر آینه خدا از شما تفقد خواهد نمود و استخوانهای مرا از اینجا خواهید برداشت ✡︎ {{verse|۵۰|۲۶|color=black}} و یوسف مرد در حینیکه صد و ده ساله بود و او را حنوط کرده در زمین مصر در تابوت گذاشتند ✡︎ {{dhr|4em}} {{double rule|8em}} {{ته}}<noinclude></noinclude> 89y8vcrpv5cwtcccv3k2inh0ub1j2oc برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۸ 104 87476 286571 286213 2026-06-17T17:22:48Z Hanooz 17889 /* مشکل‌دار */ 286571 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>همراه او باید بگشائی * {{verse|۲۳|۶|color=black}} حق فقیر خود را در دعوی او منحرف مساز * {{verse|۲۳|۷|color=black}} از امر دروغ اجتناب نما و بیگناه و صالح را بقتل مرسان زیرا که ظالم را عادل نخواهم شمرد * {{verse|۲۳|۸|color=black}} و رشوت مخور زیرا که رشوت بینایان را کور میکند و سخن صدّیقان را کج میسازد * {{verse|۲۳|۹|color=black}} و بر شخص غریب ظلم منما زیرا که از دل غریبان خبر دارید چونکه در زمین مصر غریب بودید * {{verse|۲۳|۱۰|color=black}} و شش سال مزرعهٔ خود را بکار و محصولش را جمع کن * {{verse|۲۳|۱۱|color=black}} لیکن در هفتمین آن را بگذار و ترک کن تا فقیران قوم تو از آن بخورند و آنچه از ایشان باقی ماند حیوانات صحرا بخورند همچنین با تاکستان و درختان زیتون خود عمل نما * {{verse|۲۳|۱۲|color=black}} شش روز بشغل خود بپرداز و در روز هفتمین آرام کن تا گاوت و الاغت آرام گیرند و پسر کنیزت و مهمانت استراحت کنند * {{verse|۲۳|۱۳|color=black}} و آنچه را بشما گفتهام نگاه دارید و نام خدایان غیر را ذکر مکنید از زبانت شنیده نشود * {{verse|۲۳|۱۴|color=black}} در هر سال سه مرتبه عید برای من نگاه دار * {{verse|۲۳|۱۵|color=black}} عید فطیر را نگاه دار و چنانکه تو را امر فرمودهام هفت روز نان فطیر بخور در زمان معین در ماه اَبیب زیرا که در آن از مصر بیرون آمدی و هیچ کس بحضور من تهی دست حاضر نشود * {{verse|۲۳|۱۶|color=black}} و عید حصاد نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشتهای و عید جمع را در آخر سال وقتی که حاصل خود را از صحرا جمع کردهای * {{verse|۲۳|۱۷|color=black}} در هر سال سه مرتبه همهٔ ذکورانت بحضور {{روخط|خداوند}} یهوه حاضر شوند * {{verse|۲۳|۱۸|color=black}} خون قربانی مرا با نان خمیرمایهدار مگذران و پیه عید من تا صبح باقی نماند * {{verse|۲۳|۱۹|color=black}} نوبر نخستین زمین خود را بخانهٔ یهوهخدای خود بیاورو بزغاله را در شیر مادرش مپز * {{verse|۲۳|۲۰|color=black}} اینک من فرشتهای پیش روی تو میفرستم تا تو را در راه محافظت نموده بدان مکانی که مهیا کردهام برساند * {{verse|۲۳|۲۱|color=black}} از او با حذر باش و آواز او را بشنو و از او تَمَرُّد منما زیرا گناهان شما را نخواهد آمرزید چونکه نام من در اوست * {{verse|۲۳|۲۲|color=black}} و اگر قول او را شنیدی و بآنچه گفتهام عمل نمودی هرآینه دشمن دشمنانت و مخالف مخالفانت خواهم بود * {{verse|۲۳|۲۳|color=black}} زیرا فرشتهٔ من پیش روی تو میرود و تو را باَموریان و حتیان و فرزیان و کنعانیان و حویان و یبوسیان خواهد رسانید و ایشان را هلاک خواهم ساخت * {{verse|۲۳|۲۴|color=black}} خدایان ایشان را سجده منما و آنها را عبادت مکن و موافق کارهای ایشان مکن البته آنها را منهدم ساز و بتهای ایشان را بشکن * {{verse|۲۳|۲۵|color=black}} و یهوه خدای خود را عبادت نمایید تا نان و آب تو را برکت دهد و بیماری را از میان تو دور خواهم کرد * {{verse|۲۳|۲۶|color=black}} و در زمینت سقط کننده و نازاد نخواهد بود و شمارهٔ روزهایت را<noinclude></noinclude> tq8drrs441efdn30mh6sn90y8159bzl برگه:Theholybibleinpe00brit.pdf/۱۲۹ 104 87477 286572 286081 2026-06-17T17:23:02Z Hanooz 17889 286572 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="2" user="Hanooz" />{{RunningHeader|right|center|left}}{{rule}}</noinclude>تمام خواهم کرد * {{verse|۲۳|۲۷|color=black}} و خوف خود را پیش روی تو خواهم فرستاد و هر قومی را که بدیشان برسی متحیر خواهم ساخت و جمیع دشمنانت را پیش تو روگردان خواهم ساخت * {{verse|۲۳|۲۸|color=black}} و زنبورها پیش روی تو خواهم فرستاد تا حویان و کنعانیان و حتیان را از حضورت برانند * {{verse|۲۳|۲۹|color=black}} ایشان را در یک سال از حضور تو نخواهم راند مبادا زمین ویران گردد و حیوانات صحرا بر تو زیاده شوند * {{verse|۲۳|۳۰|color=black}} ایشان را از پیش روی تو بتدریج خواهم راند تا کثیر شوی و زمین را متصرف گردی * {{verse|۲۳|۳۱|color=black}} و حدود تو را از بحر قلزم تا بحر فلسطین و از صحرا تا نهر فرات قرار دهم زیرا ساکنان آن زمین را بدست شما خواهم سپرد و ایشان را از پیش روی خود خواهی راند * {{verse|۲۳|۳۲|color=black}} با ایشان و با خدایان ایشان عهد مبند * {{verse|۲۳|۳۳|color=black}} در زمین تو ساکن نشوند مبادا تو را بر من عاصی گردانند و خدایان ایشان را عبادت کنی و دامی برای تو باشد * {{وسط|{{روخط|باب بیست و چهارم}}}} {{فصل|۲۴}} {{verse|۲۴|۱|color=black}} و بموسی گفت نزد {{روخط|خداوند}} بالا بیا تو و هارون و ناداب و اَبِیهُو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل و از دور سجده کنید * {{verse|۲۴|۲|color=black}} و موسی تنها نزدیک {{روخط|خداوند}} بیاید و ایشان نزدیک نیایند و قوم همراه او بالا نیایند * {{verse|۲۴|۳|color=black}} پس موسی آمده همهٔ سخنان {{روخط|خداوند}} و همهٔ این احکام را بقوم باز گفت و تمامی قوم بیک زبان در جواب گفتند همهٔ سخنانی که {{روخط|خداوند}} گفته است بجا خواهیم آورد * {{verse|۲۴|۴|color=black}} و موسی تمامی سخنان {{روخط|خداوند}} را نوشت و بامدادان برخاسته مذبحی در پای کوه و دوازده ستون موافق دوازده سبط اسرائیل بنا نهاد * {{verse|۲۴|۵|color=black}} و بعضی از جوانان بنی اسرائیل را فرستاد و قربانیهای سوختنی گذرانیدندو قربانیهای سلامتی از گاوان برای {{روخط|خداوند}} ذبح کردند * {{verse|۲۴|۶|color=black}} و موسی نصف خون را گرفته در لگنها ریخت و نصف خون را بر مذبح پاشید * {{verse|۲۴|۷|color=black}} و کتاب عهد را گرفته بسمع قوم خواند پس گفتند هر آنچه {{روخط|خداوند}} گفته است خواهیم کرد و گوش خواهیم گرفت * {{verse|۲۴|۸|color=black}} و موسی خون را گرفت و بر قوم پاشیده گفت اینک خون آن عهدی که {{روخط|خداوند}} بر جمیع این سخنان با شما بسته است * {{verse|۲۴|۹|color=black}} و موسی با هارون و ناداب و ابیهو و هفتاد نفر از مشایخ اسرائیل بالا رفت * {{verse|۲۴|۱۰|color=black}} و خدای اسرائیل را دیدند و زیر پایهایش مثل صنعتی از یاقوت کبود شفاف و مانند ذات آسمان در صفا * {{verse|۲۴|۱۱|color=black}} و بر سروران<noinclude></noinclude> j63j5kvf9o3yfwvvdrzoffcyic7edai برگه:Tarikhe-Iran.pdf/۲ 104 87869 286559 286558 2026-06-17T15:39:42Z Hanooz 17889 286559 proofread-page text/x-wiki <noinclude><pagequality level="1" user="37.98.41.0" /></noinclude>{{حس|خالی}}<noinclude><references/></noinclude> gwtklub0of0c18dda8xshjyi5yjur53